قسمت يازدهم
شهادت آيت الله صدر در عراق
روز 19 فروردين 1359 آيت الله سيدمحمدباقر صدر و خواهر
مكرمه اش بنت الهدي صدر توسط دژخيمان بعثي عراق در زندان بغداد به
شهادت رسيدند.
آيت الله صدر در 25 ذي القعده 1353 هجري قمري در كاظمين ديده
به جهان گشود . در 14 سالگي پدرش را از دست داد و تحت سرپرستي
مادر پرهيزكار و برادرش حجت الاسلام سيداسماعيل صدر قرار گرفت . در
1365 هـ . ق به نجف هجرت كرد و تحصيلات خود را در زمينه فقه و
اصول و علوم اسلامي تا عالي ترين سطح ادامه داد.
آيت الله صدر پس از رحلت آيت الله حكيم در عراق رهبري حركت
ديني و مرجعيت اين كشور را عهده دار شد. او از مخالفين فعال رژيم بعث
عراق بوده و در فتوي خويش با صراحت همه گونه همكاري با حزب بعث
را حرام دانسته بود. وي براي استقرار حكومت اسلامي در عراق با تمام
توان خويش كوشش نمود و در اين راه صدمات فراواني را متحمل شد.
آيت الله صدر از شيفتگان انقلاب اسلامي ايران بود. او مردم عراق را
همواره تشويق به تبعيت از راه و روش و منش امام خميني مي كرد. وي در
يكي از نوشته هاي خود در باره شهداي انقلاب اسلامي ايران چنين آورده
بود : « كساني كه در ايران براي دفاع از اسلام و مسلمين قيام كرده و كشته
مي شوند , خداوند آنان را با امام حسين عليه السلام در بهشت محشور
مي گرداند. »
شهيد صدر پس از پيروزي انقلاب اسلامي دستور داد تظاهراتي در
تاييد آن در عراق برپا شود. همچنين دو پيام يكي براي حضرت امام
خميني و ديگر براي ملت قهرمان ايران به مناسبت پيروزي انقلاب اسلامي
ايران ارسال نمود. وي به تشكل و انسجام نيروهاي مسلمان سخت اعتقاد
داشت و بر همين اساس با تاسيس تشكيلات « جماعت العلما » تلاش كرد
تا حركت سياسي و ديني علماي عراق را متشكل و هماهنگ
سازد.
شهادت آيت الله سيدمحمدباقر صدر و خواهر مكرمه وي در شرائطي
به وقوع پيوست كه بسياري از هواداران اين مرجع برجسته عراق , در
روزهاي قبل از اين فاجعه , توسط مزدوران رژيم بعثي بازداشت و بعضا
اعدام شده بودند.
مرحوم آيت الله صدر علاوه بر فعاليت هاي مستمر و خستگي ناپذير
در عرصه مبارزات سياسي , در سنگر علم و دانش نيز تلاشي چشمگير
داشت , بگونه اي كه آثاري بسيار گرانقدر و ارزشمند از خود به يادگار
گذاشت كه علاوه بر دو اثر مهم او يعني « فلسفتنا » و « اقتصادنا » , برخي ديگر
از آنها عبارتند از :
1 ـ غايه الفكر في علم الاصول
2 ـ ماذا تعرف عن الاقتصاد الاسلامي
3 ـ الانسان المعاصر والمشكله الاجتماعيه , كه به فارسي ترجمه شده
است .
4 ـ اصول القدره في الدوله الاسلاميه
5 ـ بانك در جامعه اسلامي
6 ـ التشيع و الاسلام
7 ـ دروس في علم الاصول
8 ـ بحوث فيشرح العروه الوثقي
9 ـ الحريه في القرآن
و...
همچنين از خواهر فاضل و دانشمند او مرحوم بنت الهدي صدر آثار
ارزشمندي بر جاي ماند كه برخي از آنها عبارتند از : مذاكرات الحج
(يادداشتهاي سفر حج ) ـ كلمه و دعوه ـ نساالعقيده و...
جنگ 8 ساله عراق عليه جمهوري اسلامي ايران
روز 31 شهريور 59 با حمله هوائي رژيم عراق به چند فرودگاه
كشورمان جنگ 8 ساله اين رژيم عليه جمهوري اسلامي ايران آغاز شد .
جنگ تحميلي به فاصله 19 ماه پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي
ايران و يك هفته پس از آن اتفاق افتاد كه صدام حسين رئيس رژيم بغداد ,
پيمان الجزاير را در برابر دوربين تلويزيون بغداد پاره كرد. صدام طي نطقي
با تاكيد بر مالكيت مطلق كشورش بر اروندرود (كه وي آن را شط العرب
ناميد) و ادعاي تعلق جزاير ايراني به اعراب , جنگ را در زمين , هوا و دريا
آغاز كرد. اين جنگ در حالي شروع شد كه مردم ايران دوران نقاهت پس
از انقلاب اسلامي را مي گذراندند و نيروهاي مسلح كشورمان نيز انتظار
درگيرشدن در يك جنگ بزرگ و خانمان برانداز را نداشتند. طبعا نظاميان
ما از آمادگي چنداني براي مواجه شدن با يك روياروئي نظامي عمده و
اعلام نشده برخوردار نبودند. به همين دليل عراقيها در ماههاي اول پس از
شروع حملات خود موفق به اشغال چند شهر مرزي در غرب و جنوب
ميهن اسلامي ايران شدند. با اين حال رزمندگان اسلام توانستند طي چند
رشته عمليات سنگين و متهورانه بتدريج اراضي اشغال شده كشورمان را
از وجود نيروهاي متجاوز عراقي پاكسازي كنند.
در خلال جنگ تحميلي رژيم عراق از حمايت بي دريغ تسليحاتي ,
مالي و سياسي بين المللي برخوردار بود فرانسه , شوروي . انگلستان و چين
درصدر صادركنندگان اسلحه مورد نياز عراق قرار داشتند , آلمان
تامين كننده عمده جنگ افزارهاي شيميائي عراق بود و رژيمهاي عرب
حوزه خليج فارس تامين كننده عمده نيازهاي نفتي , مالي و ترابري عراق
بودند. غير از اين آمريكائيها در موارد متعددي مستقيما به حملات
وحشيانه عليه غيرنظاميان و منابع اقتصادي جمهوري اسلامي ايران
پرداختند كه حمله به پايانه ها و چاههاي نفتي ايران در خليج فارس و
ساقط كردن هواپيماي مسافري ايرباس ايران بر فراز اين منطقه و كشتار
300 مسافر و خدمه آن دو نمونه برجسته اين حملات بود .
سازمان تروريستي منافقين نيز كه در پاريس مقر داشت با حمايت
دولت فرانسه , بسياري از اقدامات تروريستي عليه مسئولان و افراد عادي
كوچه و بازار ايران را در خلال جنگ هدايت مي كرد.
رژيم بغداد اكثر قوانين و مقررات بين المللي ويژه زمان جنگ را زيرپا
نهاد. جنگ فقط در مرزهاي كشورمان جريان نداشت , بلكه خانه هاي
مسكوني مردم در بسياري از شهرهاي ايران آماج حملات
موشكي عراقيها بود و هزاران نفر از تلفات مردمي جنگ ناشي از
همين گونه حملات بود. كشتيهاي باري و نفتي كه عازم بنادر ايران
بودند در بخش عمده اين 8 سال هدف حملات هوائي عراق در
خليج فارس بودند و هواپيماهاي جاسوسي موسوم به « آواكس »
كه در عربستان مستقر بودند , جنگنده هاي عراقي را در
هدف گيري اين كشتيها ياري فراوان مي دادند.
با اين حال ايمان و اعتقاد راسخ رزمندگان اسلام به حقانيت
انقلاب و موج عظيم مردمي كه در قالب « بسيج » براي دفاع از كيان
نظام جمهوري اسلامي ايران طي 8 سال دائما حضور خود را در
پشت جبهه حفظ كردند , بزرگترين سرمايه انقلاب و نظام بوده و
مهمترين نقش را در متوقف ساختن ماشين جنگي عراق بر عهده
داشت . به طوري كه عراقيها 8 سال پس از شروع جنگ در همان
نقطه اوليه شروع جنگ قرار داشتند.
خاوير پرز دكوئه يار دبيركل وقت سازمان ملل نيز در خاتمه
جنگ , با انتشار بيانيه اي رسما از عراق به عنوان « شروع كننده
جنگ » نام برد. اين بيانيه نيز سندي از مجموعه اسناد حقانيت
جمهوري اسلامي ايران در جنگ تحميلي بود.
در خلال اين جنگ هياتهاي متعدد صلح از سوي سازمان
ملل , سازمان كنفرانس اسلامي , اتحاديه عرب و جنبش عدم
تعهد براي ميانجيگري به تهران و بغداد سفر كردند كه غالبا
داوري آنها بدليل آنكه فاقد اصلي بيطرفي و گاها عاري از عدالت
و صداقت بود به نتيجه اي نرسيد. قطعنامه هاي منتشره از سوي
شوراي امنيت سازمان ملل نيز به استثناي قطعنامه هفتم موسوم
به قطعنامه 598 كه در تير ماه 1366 به تصويب رسيد غالبا جانب
انصاف و عدالت را رعايت نكرده بود.
قطعنامه 598 نيز عاري از اشكال نبود ولي نسبت به ساير
قطعنامه هاي منتشره مواضع بيطرفانه تري داشت و لذا جمهوري
اسلامي ايران عليرغم بي ميلي اوليه سرانجام در تير 67 قطعنامه
598 را رسما پذيرفت . روز 29 مرداد 67 از سوي سازمان ملل
اعلام آتش بس شد و به تدريج آتش جنگ در جبهه ها خاموش
شد . با اين همه هنوز اكثر بندهاي قطعنامه 598 به اجرا گذارده
نشده است .
31 شهريور 59 ـ خلبانان عراقي در
فرودگاه بغداد لحظاتي قبل از تهاجم
هوايي سراسري به ايران
|
تاريخ را به زمامداران باكو بياموزيم !
|
براساس اخبار دريافتي از باكو يك مقام ارشد دولت
آذربايجان در پيام تبريك سال جديد ميلادي در اظهاراتي
مداخله جويانه و تحريك آميز در خصوص جمعيت آذري زبان
ايران مدعي شد « دولت تهران فشار خود را بر همزبانان ما افزايش
داده است . صدها نفر بازداشت شده اند و بسياري از مردم نيز از
گرسنگي رنج مي برند! چرا ما نبايد براي حمايت از آنها تجمعات
اعتراض آميز تشكيل دهيم » وي در كمال ناباوري تاكيد كرد
« اظهارات من دخالت در امور داخلي يك كشور ديگر و نقض
قوانين بين المللي محسوب نمي شود! »
چند روز پيش از اظهارات اين مقام آذري نيز فيلمي غيرمستند
و جعلي از آنچه كه « معترضين تبريزي در تهران » خوانده شده بود ,
در تلويزيون آذربايجان به نمايش درآمد و دقايقي پس از پايان فيلم
كذايي , پيام رئيس مجلس آذربايجان در حمايت از « اقدامات
آزادي خواهانه آذري زبانها درهركجاي دنيا » از تلويزيون باكو
قرائت شد.
اين اقدامات و سخنان مداخله جويانه مقامات باكو , موجب
شد تا وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران سفير آذربايجان در
تهران را به وزارت خارجه احضار كرده و پيرامون اين اظهارات
نسنجيده از وي توضيح بخواهد.
البته اين نخستين بار نيست كه برخي مقامات آذربايجان با نشر
تهمت هاي ناروا و تبليغات دروغين عليه مسئولان كشورمان
درصدد تخريب چهره نظام مقدس جمهوري اسلامي در نزد افكار
عمومي منطقه از يكسو و تحريك گرايشهاي قومي از سوي ديگر
هستند. برگزاري كنگره « آذري هاي جهان » كه سال گذشته با فرمان
مستقيم حيدرعلي اف رئيس جمهور آذربايجان و با بودجه عمومي
دولت اين كشور انجام شد و طي آن حرفهاي ناروا و تفرقه انگيز و
اتهامات واهي عليه جمهوري اسلامي ابراز شد و نيز چاپ نقشه
جمهوري آذربايجان در كتب درسي اين كشور كه در آن قسمتي از
مناطق مرزي ايران جز قلمرو اين جمهوري قلمداد شده است
بخشي از تحركات نامطلوب مقامات همسايه شمالي ما محسوب
مي شود.
به نظر مي رسد ريشه اين تحركات از دو جريان تغذيه
مي شود. يكي مسائل داخلي آذربايجان و ديگري شرائط منطقه
خاورميانه .
جمهوري آذربايجان طي 11 سالي كه از استقلالش مي گذرد با
معضلات و مشكلات فراوان داخلي درگير بوده و تاكنون نيز از حل
آنها عاجز مانده است . جمع كثيري از مردم اين كشور در شرايط
فعلي در فقر شديد به سر مي برند. رشوه خواري و فساد اقتصادي
همچون موريانه پايه هاي حاكميت را سست و متزلزل ساخته است .
رئيس حزب جبهه خلق آذربايجان ماه گذشته اعلام كرد 90 درصد
ثروت اين كشور در اختيار يك اقليت قرار دارد. ناتواني دولت باكو
در حل مناقشه قره باغ نيز موجبات افزايش نارضايتي هاي داخلي
در آذربايجان شده است .
حاكمان آذري در اين شرايط و بجاي اتخاذ تدابير لازم براي
حل اساسي مشكلات مردم به فرافكني متوسل گشته و تلاش دارند
با ايجاد مسائل حاشيه اي با كشورهاي همسايه همچون دامن زدن
به گرايشات فرقه اي افكار عمومي آذربايجان را از توجه به
بحرانهاي داخلي و ضعف دولت دور سازند.
از سوي ديگر فشار قدرتهاي ذي نفوذ بويژه صهيونيستها به
مقامات آذري موجب شده تا آنها هرازچندي به عناوين مختلف در
امور كشورهاي منطقه مداخله كرده و در پي تامين خواسته هاي
نامشروع قدرتهاي بيگانه قدم بردارند.
همسايگي جمهوري آذربايجان با ايران اسلامي از يكسو و
روابط بسيار نزديك باكوـ تل آويو از جانب ديگر موجب شده تا
عوامل رژيم صهيونيستي براساس يك روياي واهي براي ايجاد
آشوبهاي قومي در ايران به مقامات آذري فشار آورند. اين ترفند ,
البته پديده جديدي نيست و فرهنگ اسلامي حاكم بر جامعه ايران
تاكنون به دفعات اين گونه فتنه انگيزي ها را در نطفه خفه كرده و
ناكام گذارده است . ولي بهرحال با توجه به شرايط فعلي خاورميانه
به نظر مي رسد صهيونيستها مجددا اين پروژه را فعال كرده و در
جهت عملي شدن آن تحركاتي انجام دهند.
نوام چامسكي انديشمند و استاد دانشگاه آمريكا نيز اخيرا به
برنامه هاي آمريكا و اسرائيل براي مقابله با ايران اشاره كرد و گفت
« ادعاهايي وجود دارد مبني بر اينكه تلاشهايي براي برانگيختن
جدايي طلبان آذري در ايران در حال انجام است » .
نكته اي كه در ارتباط با سخنان آن مقام دولتي باكو بايد مورد
تاكيد قرار گيرد , اين است كه وي و بعضي ديگر از همكارانش در
حكومت آذربايجان , براي اولين بار نيست كه در شناسائي پيشينه
واقعي آذري ها و هويت پيكره مادري آذربايجان , دچار خطا
مي شوند و سخنان غير مسئولانه و نسنجيده اي را بر زبان جاري
مي سازند . از سال 1370 كه جمهوري آذربايجان به استقلال دست
يافت تاكنون بسياري از مقامات رژيم باكو در زمينه موطن اصلي
آذري ها سخناني را بر زبان جاري ساخته اند كه اگر از غرض ورزي
سياسي و خصومت هدايت شده آنها نسبت به نظام جمهوري
اسلامي ايران ناشي نشود و اگر پولي براي بيان اين گونه ادعاهاي
توهين آميز از كسي دريافت نكرده باشند , يقينا اظهاراتشان از
جهالت , ناآگاهي و عدم اطلاعات تاريخي ايشان نشات مي گيرد.
بدين معني كه اين گونه مقامات در جمهوري آذربايجان بعضا حتي
از سوابق تاريخي كشور خود نيز اطلاعي ندارند و 70 سال اختناق ,
بي خبري و تحديد فكري در نظام فرهنگي اتحاد جماهير شوروي ,
مانع از آن بوده است كه حكام باكو بتوانند سابقه سياسي و تاريخي
سرزمين خود را بدانند. اين عارضه اي است كه احيانا متوجه
متوليان ساير جمهوري هاي تازه استقلال يافته قفقاز و آسياي
مركزي نيز هست . اگر قرار باشد مردم آذربايجان در پيوستن به
سرزمين مادري خود آزاد باشند و قواعد دست و پاگير بين المللي
مانع از اجراي اين پيوند نباشد و اگر نخواهيم به حدود و ثغور
تعيين شده براي كشورها و مصوبه هاي بين المللي پس از جنگ دوم
جهاني در اين خصوص پايبند باشيم و به آن احترام بگذاريم , امروز
نه تنها آذربايجان بلكه بسياري از جمهوريهاي نواستقلال رها شده
از سلطه شوروي سابق , فاقد رسميت سياسي خواهند بود و در
جغرافياي سياسي منطقه جائي نخواهند داشت .
مقامات باكو خوب است يك بار رويدادهاي عبرت آموز
زمستان سال 1368 كشور خود را كه طي آن به حيات كمونيسم در
آذربايجان پايان داده شد و هزاران نفر از مردم اين منطقه به طور
سيل آسا و در سرماي كشنده منطقه با شنا از عرض رود ارس خود
را به سرزمين مادري خود رساندند , مرور كنند و عشق به اسلام و
ايران را كه در قلب فرد فرد اهالي شيعه آذربايجان موج مي زند ,
مشاهده كنند تا بهتر بتوانند در زمينه تعلق خاطرملي و مذهبي
مردم كشور خود به قضاوت بنشينند.
قلمرو جمهوري فعلي آذربايجان همراه با بخش بزرگي از
منطقه قفقاز به موجب پيمانهاي استعماري و تحميلي تركمنچاي و
گلستان از خاك ايران منتزع گشتند و زير سلطه جابرانه تزارهاي
جنگ طلب و اشغالگر روس قرار گرفتند. اين قراردادها براي هيچ
آذري با غيرت و تعصب , پديده خوش آيندي نبوده است و امروز
آذري هاي دوسوي مرز , به روزي مي انديشند كه قلمرو جدامانده به
بدنه اصلي , مجددا پيوند بخورد. اگر زماني فساد خاندان قاجاري
در ايران همراه با توسعه طلبي و جنگ افروزي حاكمان تزاري باعث
گرديد مرزهاي ملي ما جريحه دار شود و بخشي از آن از پيكره
اصلي جدا گردد , امروز اهالي شيعه و وطن پرست جمهوري
آذربايجان از انگيزه هاي فراواني براي سرگشودن به آغوش سرزمين
مادري خود برخوردارند. آنان به خوبي تفاوت ميان استقلال و
تجزيه طلبي را مي دانند.
حكام امروز جمهوري آذربايجان كمونيستهاي واخورده اي
هستند كه در ازا دريافت پول و امتياز از اربابان آمريكائي خود , به
راحتي حاضرند عرق ديني و ملي و هويت خويش را جهت
خوش آيند كاخ سفيد زيرپا بگذارند. مقامات آذربايجان سالهاست
كه به وسيله چند عامل مشخص , حداكثر لطمات را به روابط خود
با جمهوري اسلامي ايران وارد كرده اند. اين عوامل كه در يك دهه
اخير از توسعه مناسبات دو كشور حتي المقدور جلوگيري كرده
است , عبارتند از :
1 ـ نزديكي بيش از حد باكو به آمريكا و رژيم صهيونيستي
2 ـ نقض رژيم حقوقي درياي خزر
3 ـ تحريكات ملي گرايانه برگرفته از شعار پان تركيسم در جمهوري
آذربايجان
در مورد اول بايد تصريح كرد كه مقامات جمهوري آذربايجان
طي 11 سالي كه از استقلال كشورشان مي گذرد گامهاي بلندي را در
توسعه رابطه با رژيمهاي تل آويو و واشنگتن برداشته اند. وجود
شخصيتهاي سياسي و سازمانهاي فعال طرفدار توسعه نفوذ
صهيونيسم و سرمايه داري غرب در آذربايجان محكمترين پشتوانه
براي توفيق سياستهاي آمريكا و اسرائيل در اين جمهوري
تازه استقلال يافته قفقاز محسوب مي شود. اين پشتوانه سبب شده
است كه از يكسو اسرائيلي ها در قالب سرمايه گذاري در دو بخش
صنعت و كشاورزي نفوذ فوق العاده اي در اين كشور داشته باشند و
از سوي ديگر آمريكائيها پا را از روابط ديپلماتيك متعارف فراتر
بگذارند و عملا آذربايجان را به پايگاه نظامي و سياسي خود در
منطقه قفقاز تبديل كنند. زمزمه هاي عضويت آذربايجان در ناتو ,
مانورهاي نظامي آمريكا و جمهوري آذربايجان , حضور مستشاران
نظامي آمريكا در اين جمهوري مويد همين واقعيت است .
مع الوصف در عرصه سياسي و نظامي , آمريكائيها همچنان حامي
مقامات باكو در مناقشه قره باغ نبوده و بلكه با صراحت موضع
ارمنستان را مورد حمايت قرار داده اند.
در مورد دوم يعني نقش باكو در نقض رژيم حقوقي درياي خزر
بايد گفت بخاطرامتيازات همه جانبه مقامات آذربايجان نسبت به
آمريكا و اروپا و شركتهاي چندمليتي غربي , اين شركتها و دولتها
سالهاست مشغول غارت منابع نفتي آذربايجان هستند منابعي كه
در حقيقت به دليل اشتراك سفره هاي نفت و گاز آذربايجان با ساير
كشورهاي ساحلي حوزه خزر , به منزله تجاوز به حقوق همه اين
كشورها نيز هست . شركتهاي نفتي غرب طي سالهاي اخير ميلياردها
دلار در جمهوري آذربايجان سرمايه گذاري كرده اند . در سال 1373
شركتهاي غربي در قالب يك كنسرسيومي قراردادي 8 ميليارد
دلاري براي توسعه چاههاي دور از سواحل باكو امضا كردند. انعقاد
اين قرارداد با دو پيامد منفي توام بود يكي ايجاد تنش و التهاب
سياسي در روابط اين جمهوري با همسايگان در ساحل خزر و
ديگري زمينه سازي براي فعاليت نيروهاي بيگانه در منطقه قفقاز.
علاوه بر اين دولتهاي غربي بويژه آمريكائي سالهاي اخير تلاش
فراواني كردند تا مقامات باكو را وادارند نفت صادراتي تركمنستان
را بجاي مسير ايران از بستر درياي خزر و از مسير باكو به جيحان
صادر كنند.
در مورد سوم يعني تحركات ملي گرايانه بعضي گروههاي
آذري , متاسفانه همانگونه كه گفتيم سالهاست شعار « اتحاد
آذربايجان » از سوي بعضي جناحهاي سياسي در آذربايجان با
هدف بدبين ساختن آذري هاي كشورمان نسبت به نظام جمهوري
اسلامي ايران سرداده مي شود. سردسته اين محافل در ابتدا « جبهه
خلق آذربايجان » بود. و لذا در طول حاكميت جبهه خلق آذربايجان
به رهبري ابوالفضل ايلچي بيك (خرداد 1371 تا خرداد 1372 )
روابط سياسي ايران و آذربايجان شاهد توقف و ركود بود
مع الوصف پس از پايان حاكميت اين جبهه و حتي پس از مرگ
ايلچي بيك در سال 79 نيز همچنان شاهد تكرار گاه و بيگاه اين
گونه شعارهاي واهي ملي گرايانه هستيم . شعارهائي كه نشان از
بي اطلاعي بانيان آن از تاريخ گذشته منطقه قفقاز دارد. مقامات باكو
براي اظهارنظر در مسائل تاريخي دچار كسري اطلاعات هستند. از
اين رو ناظران سياسي معتقدند فراگيري درس تاريخ براي آنان
ضرورت اساسي دارد.
كمال احمدي
كل قلمرو جغرافيائي جمهوري آذربايجان همراه با
گرجستان , ارمنستان و بخش بزرگي از منطقه قفقاز
جز خاك ايران بوده اند كه به موجب دو پيمان
استعماري تركمنچاي و گلستان , از ايران منتزع
گشتند. بنابراين جهت اطلاع مقامات باكو بايد يادآور
شويم اگر روزي بخش جدا شده بخواهد به پيكر
اصلي و مادري خود بپيوندد , اين جمهوري
آذربايجان است كه بايد ضميمه خاك ايران شود.
(خط پررنگ حدود مرزهاي ايران قبل از دو پيمان
مذكور است )
مناطقي كه به موجب پيمان گلستان از ايران جدا شد
مناطقي كه به موجب پيمان تركمنچاي از ايران جدا شد
|
|