بسم الله الرحمن الرحيم
امروز , سال ميلادي 2002 به پايان ميرسد و فردا سال
جديدي در دنياي مسيحيت شروع ميشود كه طبق اطلاعات
موجود بايد سال پرحادثه و حساس و سرنوشت سازي براي
جهان باشد. هرچند سردمداران غوغاسالاري جهان امروز
بهيچوجه حاضر نيستند كارنامه خود را ورق بزنند و برگهاي سياه
آنرا بشمرند , لكن افكار عمومي درحال حاضر در سرتاسر جهان
قضاوت روشني درباره اين كارنامه دارد , قضاوتي كه از
واقعيت هاي وحشتناكي پرده برمي دارد.
سازمان ملل و اكثر كشورهاي غربي , سال 2001 ميلادي را
در اجابت خواسته رئيس جمهوري اسلامي ايران « سال گفتگوي
تمدن ها » ناميدند و در ماه هاي آغازين آن سال , نشست هاي
متعددي با ظاهري صلح جويانه برگزار كردند و در ستايش صلح و
نكوهش تشنج , مطالب زيادي منتشر نمودند. اين ستايش ها فقط
چند ماه ادامه يافت و ناگهان سال 2001 ميلادي , يعني سالي كه
قرار بود سال گفتگو و صلح و آرامش باشد , به سال جنگ و آتش
و خون و عربده جوئي هاي بي سابقه اي عليه مظلوم ترين ملت ها
تبديل شد . انفجارهاي 20 شهريور نيويورك و واشنگتن , كه اكنون
هيچ ترديدي در ساختگي بودن آنهاتوسط دستهاي پنهاني در
خود غرب وجود ندارد , بهانه اي براي اعلام جنگ صليبي
جديدي توسط آمريكا عليه مسلمانان شد و جرج بوش كوچك
رئيس جمهور آمريكا تصميم جدي خود براي جنگ عليه
كشورهاي اسلامي را اعلام كرد.
حمله نظامي آمريكا به افغانستان و تشديد كشتار مردم
فلسطين توسط رژيم صهيونيستي , سال 2001 ميلادي را به
خونين ترين سال دهه هاي اخير تبديل كرد و افراد هوشمند در
سراسر جهان بويژه در جهان اسلام به اين نكته پي بردند كه يك
جريان جنگ افروز از دل جهان غرب و مشخصا آمريكا , درصدد
انجام جنايات برنامه ريزي شده اي عليه مسلمانان است . حوادث
بعدي نشان داد اين جريان , يك تباني پنهان ميان مسيحيان
افراطي و صهيونيسم جهاني است كه قرار است عليه اسلام به
اجرا درآيد. اظهارات كشيش « جري فالول » عليه اسلام كه در نيمه
دوم سال 2002 ميلادي (پائيز 1381 ) كه در ميان شگفتي
مسلمانان گفت قرآن كتاب تروريسم و پيامبر اسلام رهبر
تروريستهاي تاريخ است , نشان داد اين جريان پنهان , برنامه هاي
عميقي عليه اسلام در دست اجرا دارد كه انجام آن فقط با خشن
نشان دادن چهره اسلام و تروريست معرفي كردن مسلمانان ميسر
خواهد بود. هرچند اين كشيش آمريكائي تحت فشار شديد افكار
عمومي مسلمانان , مجبور شد عذرخواهي كند اما وجود عناصر
تندرو , متعصب و بي مهاري در ميان كشيشان همچون پات
رابرتسون , بلي گرام , هال ليندسي , مايك ايوانسي و اسقف اعظم
كليساي انگلستان , جرج كاري , كه در آمريكا و انگليس مشغول
فعاليت هستند و قرابت هاي فكري شديد خود با صهيونيست را
بشدت تبليغ و ترويج مي كنند , نشان ميدهد صهيونيست ها با
يارگيري از ميان مسيحيان بويژه رهبران مسيحي , درصدد پياده
كردن اهداف شوم خود هستند.
خطرناكترين بخش جريان « صهيونيسم مسيحي » نفوذ اين
جريان در حكومتهاي غربي است . صهيونيسم مسيحي , معتقد
است در اولين دهه هزاره سوم ميلادي , يعني همين سالهائي كه
اكنون پشت سرميگذاريم , بايد زمينه ظهور حضرت مسيح از
طريق گسترش قدرت مسيحيان در سراسر جهان فراهم شود.
انهدام مسجدالاقصي و مسجد صخره در فلسطين و آغاز يك
جنگ مقدس تحت عنوان « آرماجدون » بخشي از اقداماتي است
كه بايد در اين مرحله صورت بگيرد. معتقدان به اين جريان فكري
خطرناك , منحرف و جنگ طلب تاكيد مي كنند كه اين اقدامات ,
زمينه را براي تولد دوباره مسيحيان فراهم مي كند و با ظهور
حضرت مسيح , همه افراد ضد مسيح در سراسر جهان كشته و
نابود خواهند شد و همه چيز در اختيار مسيحيان قرار خواهد
گرفت ...
آنچه در سال 2002 ميلادي توسط آمريكا و همدستانش
عليه اسلام و مسلمانان گفته و انجام شد , همگي در چارچوب
همين جريان خطرناك قابل درك مي باشد. طرفداران صهيونيسم
مسيحي در حاكميت هاي تعدادي از كشورهاي غربي نفوذ عميقي
دارند و همين نفوذ است كه رئيس جمهور آمريكا را به سوي يك
جنگ تمام عيار و به تعبير او « جنگ مقدس » عليه مسلمانان
ميكشاند. اين جريان خطرناك در وزارت دفاع آمريكا بيش از
ساير دستگاه ها نفوذ دارد و كارنامه سياه آمريكا در سال 2002 كه
جهان را به لبه پرتگاه بزرگ جنگ و خونريزي كشانده است ,
محصول همين نفوذ مي باشد.
|