پيشينه نقاشي ديواري را به دوران غارنشيني انسان نسبت داده اند. رهبر
هر قبيله براي تقويت افراد گروه خود و نيز رساندن پيغامهاي رمزي , گفت و
گوها و نظرات و پيشنهادات خود را ـ قبل از ابداع خط و زبان ـ در قالب
تصاويري بر روي ديوارها حك مي كرد. به گونه اي كه اين نقاشي ها خط مشي
قبيله و قوم را نشان مي داد. پس از آن نيز در تمدنهاي بزرگ مصر و يونان ,
نقش برجسته هايي را بر روي ديوارها حك مي كردند كه هنوز هم آثاري با
قدمت 5,000 سال قبل از ميلاد به جامانده است . در غار لاسكو نقش هايي را
بر روي ديواره هاي آن يافته اند كه قدمت آن به 2000 سال قبل از ميلاد نسبت
داده شده است .
پس از آن تقريبا هنرمندان و نقاشان ديواري از شكل كاربردي صرف به
بعد زيبايي شناختي آن رو آوردند و اغلب به سفارش حكام و پاپ ها براي
مشروعيت بيشتر و تحكيم موقعيت و نيز تزئين كاخها و يا ثبت خاطرات و يا
وسيله اي براي نشان دادن عظمت ملي از آن استفاده مي كردند. در مصر و
يونان , همزمان با ساختن ديوارهاي شيشه اي بر روي فضاي داخلي آن
محوطه , اين هنر را به كار مي بردند و به واسطه هزينه بسيار آن تحت حمايت
مالي قشر مذهبي و يا سياسي جوامع قرار مي گرفتند. در كشورهاي امريكاي
لاتين , فرانسه و كشورهاي روبه رشد ديگر به اين هنربهاي بسيار دادند و در
انقلاب ها و تغييرات سياسي و مذهبي از آن به صورت وسيله اي تبليغي و
كارآمد بهره مي بردند. در دوران انقلاب اسلامي ايران و پس از آن در دوران
هشت ساله دفاع مقدس , به لحاظ وظيفه اي كه هنرمندان در قبال مردم جامعه
احساس مي كردند , اين كار را به صورت وسيعي در اقصي نقاط كشور , با
موضوعات متنوعي اجرا كردند و در بسياري موارد با القا مفاهيم موردنظر
موجب وفاق ملي مي شدند.
از سالهاي 1366 اين رويه , رو به كاستي گذاشت و حتي بسياري از آثار
از روي ديوارها پاك شد. با سياست گذاريهاي جديد , شايد حدود پنجاه اثر
از آثار آقاي ايرج اسكندري , مسعود شجاعي طباطبايي و نقاشي ديواري هاي
گرگان و اهواز و... حذف شد و طرحهايي با مفاهيم عرفاني و گل و بته كه
كمتر مي تواند به مسائل جاري جامعه بپردازد , جاي آن را گرفت .
باخبر شديم كه نقاشي ديواري عظيمي اثر آقاي دكتر كفشچيان مقدم
(مدير گروه هنرهاي تجسمي دانشكده هنرهاي زيبا) از روي ديوارهاي سالن
تربيت بدني دانشگاه تهران حذف شده است . اين اتفاق بهانه اي شدتا پاي
صحبتهاي ايشان بنشينيم و از نقطه نظرات شان در اين باره آگاه شويم :
ث نقاشي ديواري را در يك جمله تعريف كنيد.
تعريف وسيعي دارد و نمي توان آن را در يك جمله بيان كرد. ولي مي توانم
بگويم « به دليل عمومي بودن آن در خيابانها و ديد انظار و عموم , مي توان
مفاهيم ارزشي بسيار مهمي را با آن القا نمود. »
ث حمايت از اين هنر را در كشور ما چگونه ارزيابي مي كنيد و ديدگاه مردم ,
نسبت به اين هنر را در مقايسه با جوامع ديگر چگونه مي بينيد
در همه كشورها , هنرمندان تحت حمايت حكام سياسي و يا رهبران مذهبي
دست به اجراي طرح هايي مي زنند و تاثيرات موردنظر خود را در مردم به
وجود مي آورند. در ايستگاه متروي يكي از شهرهاي فرانسه براي نماياندن
فشارهاي رواني كه به زندانيان زندان باستيل وارد مي كردند , نقاشي ديواري
بر روي كاشي انجام شده كه آثار منفي مخرب و ضدانساني محيط آنجا را به
مخاطب القا مي كند. اين اثر شايد از نظر ما ارزشي نداشته باشد ولي در آنجا
آن را به ثبت رسانده اند. شناسنامه اي براي آن تهيه كرده اند كه آن را به يك اثر
ملي و ميراث فرهنگي تبديل كرده , بسياري از نقاشي ديواري هاي داخل
اماكن مذهبي , هنري , سياسي در كشورهاي اروپايي شناسنامه دارند و ثبت
شده اند و مورد مراقبت قرار مي گيرند.
انسان براي آنكه گذشته خود را بداند و به اعتقادات اصيل پيشينيان خود
پايبند بماند و به تبع آن آينده مفيد و ارزشمندي داشته باشد , وظيفه دارد كه
ارزشها را حفظ كند و در نگهداري آنها بكوشد. در كشور ما هم سازمان
ميراث فرهنگي , وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي , موزه ها , فرهنگسراها ,
گالري ها و نمايشگاه هاي هنري وجود دارند و اين ارگان ها و اماكن موظفند
آثار را شناسايي , جمع آوري و مورد بازديد عموم قرار دهند.
ث چه تغييراتي از عصر غارنشيني تا امروز , در كاربرد اين هنر در جوامع
بشري به وجود آمده است
در گذشته اين تصاوير , به صورت آئين نامه براي ملت به اجرا درمي آمد. به
اين شكل كه به دستور رهبر هر قوم , تصاويري را بر روي ديوارهاي غار و
قلعه و... مي كشيدند تا خط مشي و نيز اهداف سياسي وي را به صورت علني
بنماياند. بنابراين , اين كار از ابتدا جنبه زيبايي شناختي نداشته و به لحاظ
كاربردي حائز اهميت بوده است . امروزه با تغييراتي كه در فرهنگ و تمدن
جوامع به وجود آمده و ارزشي كه افراد براي جنبه هاي زيبايي شناختي آثار
هنري قائل مي شوند , اين نقاشي ها به دقت مورد مراقبت قرار
مي گيرند.
در كشور ما نقاشي هاي ديواري كشيده مي شوند و مدتي بعد با روي
كارآمدن مدير يامسئول جديد , تصميمات تازه اي اتخاذ مي شود و به حذف
و نابودي آن اثر مي انجامد. در صورتي كه اثر هنري حتي اگر جنبه معنايي ,
كاربردي و تبليغاتي خود را از دست بدهد , به لحاظ هنري بايد آن را حفظ
نمود.
لازم است كه به سنت هاي ملي توجه داشته باشيم و با اندكي تفكر و
تعمق به نگهداري آنچه كه هست , اقدام كنيم . در موزه واتيكان اثر هنري
ديواري ميكل آنژ وجود دارد و به واسطه همان نقاشي , بازديدكنندگان
بسياري همه روزه به موزه مي آيند. به اين ترتيب , هزينه بيشتر موزه هاي دنيا
از طريق « واتيكان » پرداخت مي شود. اگر به ابعاد و نقش مهم اين هنر در تمام
دوران تاريخ دقت كنيم , مي توانيم آن را يكي از پديده هاي مهم هر دوره
تاريخي بدانيم .
ث درباره اثري كه روي ديوارهاي سالن تربيت بدني كشيده بوديد , صحبت
كنيد
سال 65 قرار بود پروژه اي را اجرا كنيم . به همين جهت با موضوع تقابل
ورزش باستاني و ورزش هاي تجاري امروزي , طرحي را به جهاد دانشگاهي
ارائه دادم . دكتر فرهمند كه رياست جهاد را برعهده داشت , هزينه هاي اجراي
آن را تقبل كرد . و از سال 66 كار را شروع كردم . انگيزه اصلي , حفظ
سنت هاي ملي بود. در دنيا رشته هاي ورزشي مختلفي را مي شناسيم . از جمله
ورزش كاراته كه مربوط به يكي از كشورهاي شرق دور (ژاپن ) است . اين
ورزش امروزه با همان شكل اصيل , با همان حس ها و تكه كلام ها به
كشورهاي ديگر راه يافته , ژاپني ها حاضر نيستند اصالت بومي خود را زير
سئوال ببرند و من با اين انگيزه كه بايد ياد بگيرم ريشه هاي خود را محكم
كنيم و سنت هاي خود را بشناسيم , اين كار را شروع كردم .
در همان روزهاي اول , بعضي از افراد اشكالاتي را مطرح كردند. يكي
از دوستانم را كه مهندس بود , آوردم . او پس از بررسي تصاوير و رنگها ,
انتقادات را رد كرد و گفت : « اين طرح , بهداشت رواني محيط را به هم
نمي زند. به كاربري سالن هم خدشه وارد نمي كند. »
با مديريت فرهنگي آن زمان صحبت كرديم و ايشان مانعي در ادامه
اجراي طرح نديدند . به طور تقريبي روز 15 ساعت كار مي كردم , تا شهريور
سال 69 كه براي ادامه تحصيل در خارج از كشور پذيرفته شدم . قسمتي از
كار را با عجله به پايان رساندم و تصاويري از آن را با خود به فرانسه بردم .
استادانم , طرح را تائيد كردند. از من پرسيدند كه « چرا تصوير مردان را با
ريش و محاسن نكشيده اي كه نشانه « ايراني » داشته باشد » و من پاسخ دادم
« ورزش و هنر مرز جغرافيايي نمي شناسد و همه انسانها در اين موارد يكدل
و يكسان هستند. » و آنها از اين ايده بسيار استقبال كردند. به من مدرك « دئوآ »
(پيش دكترا) داده شد و مشغول تحصيل در رشته هنر شدم . در سال 73
مدرك دكتراي خود را اخذ كردم و به ايران بازگشتم و در دانشكده هنرهاي
زيبا مشغول به تدريس شدم . از كشورهاي هند و ژاپن و... وقتي به ايران
مي آمدند , از اين اثر به عنوان يكي از ديدني هاي ايران , بازديد مي كردند و
مرا مورد لطف خود قرار مي دادند.
آن زمان به عنوان يك دانشجو كه با شوق و ذوق بسيار , اثري را خلق
كرده است از اين همه لطف و تعريف و تمجيدي كه مي شد احساس خوبي
به من دست مي داد. بعضي اساتيد ايراني نيز مرا تشويق مي كردند ولي هميشه
در دلم از پاك شدن آن و به هدر رفتن زحمات مستمر سه ساله خود وحشت
داشتم .
ث در مورد شكل اثر بيشتر توضيح دهيد.
كل طرح روي سه ديوار جانبي اجرا شده بود با دو راه پله كه روي يك
ديوار ورزش پهلواني را كشيده بودم . صحنه روبه روي آن , تقابل ورزشهاي
ايراني و ورزشهاي غربي را به تصوير كشيدم . ديوار ديگر بيانيه اي را نشان
مي داد كه براي حفظ اصالت ملي خود ارائه داده بودم تا يادمان باشد كه با
حفظ ارزش هاي ايراني هم مي توان قهرمان شد و براي رسيدن به پيروزي و
موفقيت لازم نيست اخلاقيات را زيرپا بگذاريم . و ذكر اين نكته كه اصل ,
پهلوان بودن است نه قهرماني و گرفتن مدال و... كه ابعاد حاشيه اي ورزش به
شمار مي روند.
سعي كرده بودم سنتهاي پهلواني رايج در بين مردم را در تقابل با شكل
ورزش امروز كه بيشتر جنبه تجاري و سياسي دارد , قرار دهم . ورزشهاي
قديمي مثل سنگ پراني كه به گونه اي نماد « رجم » به شيطان را در ذهن تداعي
مي كند و پرتاب نيزه و ديگر ورزشهاي باستاني كه به واسطه بعضي عوامل و
تاثيرات فرهنگ غربي خدشه دار شده است . در ابتدا بيانيه اي را در ذهن خود
مجسم كردم كه براساس آن بايد چگونه ورزش كرد و حتي شخصي را
ترسيم كردم كه كتابي در دست دارد كه در واقع همان آئين نامه ورزش هاي
سنتي بود كه به نظر من حد و مرز جغرافيايي نمي شناسد و در همه جاي دنيا
يكسان است و هر كشوري بايد به مذهب و سنن خود پايبند بماند.
در حال حاضر مي بينيد كه تاثير ورزش و هيجانات كاذب ناشي از آن ,
به حدي زياد شده كه با يك برنده يا بازنده شدن مسابقه , شهر به هم مي ريزد
و همين شلوغي نشان دهنده اين است كه روح اصلي ورزش مختل شده و
هدف اوليه كه تلاش براي تندرستي و رقابت سالم بود , از بين رفته و مسائل
ديگري جايگزين آن شده است .
ث از چه زماني مخالفت هاي جدي با اين اثر و حفظ آن بر روي ديوار سالن
تربيت بدني دانشكده شروع شد
دوسال پيش , من در دانشكده بودم كه خبر دادند دانشجويانم مقابل سالن
تربيت بدني اجتماع كرده اند تا از حذف اثر جلوگيري كنند. به آنجا رفتم و
دانشجويانم را آرام كردم . گفتم , وظيفه هنرمند خلق اثر است و افراد ديگر
بايد براي نگهداري آن تلاش كنند.
به هر شكل , آن زمان از اين عمل صرف نظر كردند تا اينكه در روز
پنجم آبان ماه سال جاري فرد ناشناسي تلفني به من خبر داد كه قرار است
نقاشي ديواري تحت پوشش تعمير سقف , نابود شود. پيگيري كردم , ولي
موضوع را انكار كردند. متاسفانه هيچ مقامي حاضر به پاسخگويي نشد. بارها
به آنجا رفتم , اما همه قضيه را مخفي مي كردند و منكر حذف آن مي شدند. تا
اينكه روز هشتم آبان از بوي رنگ و روغن و زنجير كردن درهاي سالن
ورزشي براي جلوگيري از ورود افراد به آنجا , متوجه شديم كه آن اثر را
نابود كرده اند.
ث در پيگيريهايي كه انجام داديد , چه دليلي را براي توجيه حذف اثر ارائه
كردند
مي گفتند « براي حفظ بهداشت رواني ورزشكاران بايد ديوارها را رنگ
روشن بزنند . » برخلاف نظر آنها و طبق نظر كارشناسان هنري , 78 % از
رنگهاي مصرف شده در طرح , روشن بود و رنگ تيره در آن بسيار كم ديده
مي شد. آنها گفته بودند « براي كاربري سالن و استفاده ورزشي , بايد ديوارها
روشن باشد تا آرامش ذهني ورزشكاران به هم نخورد.
ث آيا پيشنهادي يا راهكاري براي حفظ اثر ارائه داديد يا اينكه شورايي براي
اخذ تصميم نهايي تشكيل شد
به آنها گفتم « مي توانيد روي نقاشي را پرده سفيدي بزنيد كه در مواقع لزوم
پرده را بالا بكشيم و در مواقعي كه از سالن , استفاده ورزشي مي شود روي
نقاشي را بپوشانيد. حتي پيشنهاد كردم كه روي نقاشي ها را گچ بگيرند كه
اصل اثر از بين نرود و هرگاه نياز بود , گچ ها را بردارند. و يا رنگ نيمه
پلاستيك روي آن بزنند اما هيچ يك از اين سه پيشنهاد را نپذيرفتند. حتي
پيشنهاد بنده مبني بر تشكيل شورايي جهت يافتن راه حل مناسب براي حفظ
اثر را هم رد كردند.
در واقع من خالق اثر بودم و نوعي حجب و حيا مانع از تلاش من براي
حفظ آن مي شد و از سويي به عنوان يك هنرمند در قبال اين عمل , موظف و
مسئول بودم .
ث به هرحال واقعه ناراحت كننده اي اتفاق افتاده است , در حال حاضر راهكار
پيشگيري از اين قبيل اقدامات چيست
بايد شورايي ايجاد شود كه هنرمندان پيشكسوت هر رشته در آن عضو
باشند و وظيفه حمايت از آثار هنري را برعهده بگيرند , به طوري كه هيچ
ارگان يا حتي وزارتخانه اي بدون اجازه آن شورا , حق دخالت , حذف و
اضافه , انتقال و يا تغيير مكان آثار هنري را نداشته باشد. هزينه انتقال و
اجراي هر اثر هنري بسيار بالاست و زحمت و مرارت چندماهه و
چندساله اي براي طرح و اجراي آن كشيده مي شود. و اين موضوع , افراد را
مكلف مي كند كه براي نگهداري آن بكوشند و در قبال آن احساس مسئوليت
كنند. در فرانسه براي تخريب مجسمه بودا بر عليه طالبان , تظاهرات مردمي
كم نظيري انجام شد و آنها را به خاطر اين عمل محكوم كردند. ولي در كشور
ما چنين جوي حاكم نيست .
ث به قول شما به رغم اين جمله كه « هنر نزد ايرانيان است و بس » به راحتي
هر اثر هنري را حذف و نابود مي كنند و هيچ اعتراض و انتقادي از اين
موضوع انجام نمي گيرد. به عنوان حرف آخر اگر كلام ناگفته اي داريد ,
بفرماييد.
اميدوارم همچون طبق همه ارگانها كه ريز وظايفي كه براي مديران و
پرسنل تهيه مي شود , براي مديران هنري و فرهنگي نيز برنامه اي تعيين شود تا
در حيطه مسئوليتهاي خود , انجام وظيفه كنند و مثلا حذف آثار را در حيطه
وظايف خود ندانند. اگر بخواهيم فرهنگي غني داشته باشيم بايد آثار هنري را
مثل عزيزان خود دوست بداريم . اجازه ندهيم هيچ خللي در بقاي آن به
وجود آيد. حداقل براي حذف برخي آثار , به صورت جدي و كارشناسانه
شورايي تشكيل دهند.
و ديگر اينكه به عقيده من اثر حذف شده , از آن من نبود. حتي دانشگاه
تهران هم مالك آن به شمار نمي آمد. بلكه ميراث فرهنگي مردم محسوب
مي شد. اثري كه خلق مي شود , ديگر شخصي نيست . بعد اجتماعي پيدا
مي كند و فقط منحصر به هنرمند خالق آن نمي شود. مثلا بناهاي تاريخي كه
افراد و هنرمندان و نقاشان و طراحان بسياري به صورت شبانه روزي آن را
ساخته اند , امروزه از آن همه مردم كشور است و افراد زيادي در حفظ و
نگهداري آن تلاش مي كنند. به هرحال اميدوارم كه اقدامات پيشگيرانه انجام
شود تا باز پس از مدتي شاهد نابودي اثر ديگري نباشيم .
در حال حاضر مي بينيد كه تاثير ورزش و هيجانات كاذب ناشي از آن ,
به حدي زياد شده كه با يك برنده يا بازنده مسابقه , شهر به هم مي ريزد
و همين شلوغي نشان دهنده اين است كه روح اصلي ورزش مختل شده
و هدف اوليه كه تلاش براي تندرستي و رقابت سالم بود , از بين رفته و
مسائل ديگري جايگزين آن شده است .
|
49 فيلم كوتاه متقاضي شركت در بيست و يكمين جشنواره
بين المللي فيلم فجر
روابط عمومي بيست و يكمين جشنواره بين المللي فيلم
فجر , اسامي 49 فيلم كوتاه متقاضي شركت در جشنواره را اعلام
كرد.
براساس اين گزارش فيلمهاي داستاني كوتاه متقاضي , توسط
هيئت انتخاب جشنواره بازبيني و بيست فيلم كوتاه را از اين ميان
انتخاب و به بخش مسابقه فيلمهاي داستاني كوتاه معرفي
مي نمايند و پس از ملاحظه داوران اين بخش سيمرغ بلورين
بهترين فيلم داستاني كوتاه به فيلم برگزيده تعلق خواهد گرفت .
اسامي اين فيلمها بدينشرح است :
آن روز ساعت چهار (مهران كاكويي ) , اتاق رويا (ابوالفضل
كريمي اصل ) , اتحاد (مجتبي غلامدوست ) , انعكاس (امير پژمان
حبيبيان ) , اولين روز (محمد حسن حياتي پور) , باد سرخ ( علي
محمد قاسمي ) , باز هم زندگي كنيد (سهند صمديان ) , بجنگ
زميني (رايا نصيري ) , بركه (مهدي جعفري ) , بن لادن سلام
(محمدرضا كشاورز) , بوي باران (سيدعليرضا حسيني موسوي ) ,
به طعم خاك (شهرام شاه حسيني ). پاييز (ليلي عاج ) , تسبيح عشق
(رستم ايران نژاد) , جايي براي بازگشت (عليرضا رضايي ) خاك
خوب (علي عصمتي زماني ) , داريكاتور (وحيد اميرخاني ) ,
راننده (بيژن شيرمرز) , رمز مرز (زهرا صنم نو) , زود يا دير (مجتبي
غلامدوست ) , زير خاكستر (پرند زاهدي ) , ساعت منفي (بهزاد
نعلبندي ) , سايه هاي روشن (مهدي پريزاد) , سپيد مثل ذغال
(ناصر ناصرپور) , ستاره هاي خاكستر (محمود حيدري ) , سدبابا
(رضا رمضانپور مفرد) , سكوت ابدي (رسول نظرزاده ) , سنگر
روبرو (بايرام فضلي ) , شاليزه (اعظم نجفيان ) , شوم (شهرام
درويش ) , طلوع تاريك (ابراهيم شيباني ) , گاري شكسته (سعيد
شاه حسيني ) , مادر مرتضي (علي عباس ميرزايي ) , مترسك
(سيدمحمد طاهريان ) , مترسك (عليرضا سعادت نيا) , محكوم
(مهدي بوستاني ) , مرد مرده (شهره سجاديه ) , م مثل شكلات
(وحيد اميرخاني ) , من تشنه ام (محمدرضا كشاورز) , مي آيم
(هاشم عليائي مقدم ) , ميوه درخت زيتون (ميسا مولوي ) , نازاره
(محمدرضا گوهري ) , نقطه سر خط (سعيد زارعيان ) , نيمكت
(مرتضي علي عباسي ميرزايي ) , وصله كاري (سعيد نوري ) , ... و
عشق (فرشيد نوابي ) , ياس (اردلان عاشوري ) , يك صبح طولاني
(رسول نظرزاده ) , يك لحظه مرگ (حميد سليميان ).
22 فيلم مستند متقاضي شركت در بيست و يكمين جشنواره
بين المللي فيلم فجر
روابط عمومي بيست و يكمين جشنواره بين المللي فيلم
فجر , اسامي 22 فيلم مستند متقاضي شركت در بخش مستند
(چشم واقعيت ) جشنواره را اعلام كرد.
براساس اين گزارش فيلمهاي مستند متقاضي , توسط هيئت
انتخاب جشنواره بازبيني و براي شركت در بخش مسابقه
فيلمهاي مستند (چشم واقعيت ) معرفي مي شوند و پس از
ملاحظه داوران اين بخش يك سيمرغ بلورين و يك گواهي
افتخار به فيلمهاي برگزيده تعلق خواهد گرفت . اسامي اين فيلمها
بدينشرح است :
اثر انگشت (فرناز جمشيدي مقدم ) , اسير , انتظار و ...(محمد
احمدي ) , اصغر بيچاره (اردشير شليله ) , افسونگران هزارساله
(رضا دريانوش ) , افغانستان حقيقت گمشده (ياسمين ملك نصر) ,
بچه هاي بلوچ (انسيه شاه حسيني ) , پرس (ايرج سالاروند) ,
پسرها سرباز به دنيا مي آيند (فريبرز كامكاري ) , تريلوژي فوتبال و
جامعه (امير فرض الهي ) , جان مرجان (سيد ماني ميرصادقي ) ,
خوابهاي طلايي (بهزاد خداويسي ) , ديار فراموش شده (سوسن
شمس ) , سياهي (نادر طريقت ) , فريدون گله , ديروز و امروز (رضا
درستكار) , رودخانه ماهي ندارد (مجتبي ميرطهماسب ) , قدم زنان
در آب (فيما امامي ) , قصه ها (مهدي جعفري ) , كشتي نوح
(سودابه باباگپ ) , لذت آتش (علي محمد قاسمي ) , ميلكان (مينو
كياني ) , هنر كشتن (سيف الله صمديان ) , يك روز يك شب يك
محله (نادر طريقت ).
فرهنگ و مترو
فرهنگ و گسترش آن دغدغه جوامع در حال رشد است .
نهادهاي فرهنگي اين جوامع , جوان , كم بنيه و در ابتداي راهند.
نهال هاي نورسته اند و براي باليدن نيازمند ياري همگان .
سالها آمده و رفته اند , سهم ما در فرهنگ جهان ناچيز نيست , به
گذشته بسنده نكنيم سهم امروز خود را تلاش هاي فرهنگي
روزگاران را نيز دريچه اي بگشائيم و به تماشا بگذاريم .
به فضاي خاص , براي نمايش خاص و بيننده خاص بسنده نكنيم
فرهنگ را , هنر را به همه عرصه هاي زندگي بگشائيم , شهر را به
هنر اهلي كنيم . همه فضاهاي شهر را اگر مخاطبي دارند , به موزه
بدل كنيم و زنده باد آيندگان را به دست آوريم . چون گذشتگان .
از هياهوي تهران مي توان آرامش بيرون كشيد و در تردد شهري
مي توان جاي روزمرگي , سرزندگي داشت .
شهري را در زيرزمين ساخته و هنوز مي سازيم شهر زيرزمين را با
هنر سرزنده كنيم .
روزانه 600,000 هزار نفر به زير زمين مي روند . بر عهده ماست
كه پانصد هزار ساعتي را كه تهراني ها امروز در زيرزمين
مي گذرانند به انتظار , گذرد , زيرزمين را به نمايشگاه و موزه اي
براي گسترش فرهنگ بدل كنيم , موزه اي به وسعت يك شهر با
200,000,000 بيننده در سال .
نمايشگاهي از عكس هاي مهندس غلامرضا معتمدي كه از نقاط
مختلف جهان گرفته شده ! در ايستگاه متروي ميرداماد از هجدهم
آذر تا پانزدهم ديماه شروع اين فعاليت تازه در متروي تهران
است . در سه روز پاياني نمايشگاهي از عكس هاي عكاسان جوان
كه روزهاي نمايشگاه را به تصوير كشيده اند , در همين ايستگاه
برگزار مي شود.
|