روزنامه جمهوري اسلامي 05/10/1381 صفحه هنر و ادبيات

* سه شعر از سيدعلي اشرف شريعتمداري
در هواي شرجي شعر
باد , , , بوي شعر , , , بوي آشنا , , , مي آورد
سه شعر از سيدعلي اشرف شريعتمداري




ازمجموعه « آن سوي مرزهاي توهم » ناشر : حروفيه
دامن تسليم

اگر به دامن تسليم دست و پا كردم
ميان ماندن و رفتن تو را صدا كردم
به راه يابي جشن تو در پس اين در
به ناله هاي گلوگير اقتدا كردم
غزل غزل ز نگاهت شراره نوشيدم
شبي كه در نفست آه را رها كردم
تمام سادگي ام را در آستانه نور
نثار مقدمت اي روح آشنا كردم
هنوز در تو نبودم كه در حضور خودت
براي رفتن در تو خدا خدا كردم
براي ماندن در تو شبي كه پايم داد
سر حضور خودم را ز تن جدا كردم
نه من , منم كه تويي هر چه ام مرا در ياب
اگر به دامن تسليم دست و پا كردم


دستان مهربان خدا
بي تو تمام ثانيه ها مكث مي كنند
شبها به راه ديده ما مكث مي كنند
بي نغمه هاي عشق , ستيغ فلق هنوز
در انقراض شام بلا مكث مي كنند
آيا بهار مي رسد از راه يا كه باز
در دست باد چلچله ها مكث مي كنند
اين قوم دل به راه در اين ورطه نياز
آخر چرا براي دعا مكث مي كنند
در شيب لحظه هاي رسيدن كنار تو
شبهاي انتظار چرا مكث مي كنند
كو مرهمي بر اين دل زخمي , چرا هنوز
دستان مهربان خدا مكث مي كنند
در پهندشت عاطفه مهري نرسته , آه
سبزينه هاي اشك كجا مكث مي كنند


پرسه عمر
در ناي من آواي نوايي ست دل انگيز
تا چهره من سوي خدايي ست دل انگيز
هر چند غريبانه در اين خلوتم اما
در غربت من شور و نوايي است دل انگيز
از توست نفسهاي اهورايي ام اي عشق
هيهات اگر روح دعايي ست دل انگيز
در پرسه اين عمر نفس گير پر آشوب
باز از تو اميدي و صدايي ست دل انگيز
فردا كه سحر تابد و شب رخت ببندد
ياران مرا كرب و بلايي ست دل انگيز
اي مرگ ميان من و تو رخنه نگنجد
تا عهد مرا , مرا با تو وفايي ست دل انگيز

در هواي شرجي شعر



گزارشي از چهارمين كنگره سراسري شعر و قصه جوان بندرعباس
محمد خواجه پور

.1 ما
دير رسيديم و تازه مهمانهاي ناخوانده هم بوديم . اما به كمك ويژه نامه كنگره به نام « لوح » كه چهار شماره زندگي كرد و صحبتهاي اين طرف و آن طرف فهميديم چه خبر بوده و تنها همان روز آخر را در هواي شعر نفس كشيديم .
.2 روز منفي يك
تاريخ برگزاري كنگره 19 تا 21 آذر ماه اعلام شده بود . اما برخلاف سالهاي قبل سفر به قشم كه از بخشهاي پرطرفدار كنگره است اين بار قبل از شروع به كار رسمي انجام شد. شاعران و نويسندگان 18 آذر را در با شعر و خريد در قشم گذرانده بودند .
.3 افتتاحيه
طبق شنيده ها اين مراسم مثل هميشه شامل چند سخنراني بوده . اول سخنراني آقاي حسين شاكري , دبير كنگره و قرائت پيام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي توسط وي , در بخشي از پيام وزير آمده است : « شاعران و نويسندگان جوان كه گوي انديشه در ميدان بلاغت مي دوانند نيك مي دانند كه در اين جهان آلوده به رنگها و نيرنگها مي بايد چنان از مظاهر بزرگ و آلام بشري سخن بگويند كه بتوان جلوه حق را در آيينه كمال ديد و زنگار تبعيض را از لوح جان انسان معاصر , از بلخ و باميان افغانستان تا اردوگاه جنين فلسطين زدود » اما با شعرهاي شنيده شده به نظر مي رسيد شاعران اصلا به پيام وزير ارشاد گوش نكرده اند.
.4 81,9,20
روز اصلي كنگره بود. ما نبوديم . صبح و عصر شعرخواني و داستان خواني بوده بايد آثار خوبي خوانده شده باشد.
.5 آمار
در طي چهار دوره كنگره بيش از بيست هزار اثر به دبيرخانه ارسال شده است اما در اين دوره توسط 1345 نفر شامل 1010 شاعر و 335 داستان نويس 5755 اثر شامل 5050 شعر و 705 داستان ارسال شده است . نكته قابل توجه نسبت اشعار كلاسيك و سپيد ارسالي بود كه در مقابل 3305 شعر كلاسيك ارسالي تنها 1745 شعر سپيد و نيمايي ارسال شده بود . از ميان حدود 60 اثر برگزيده براي ارائه كنگره به جز بندرعباس كه به عنوان ميزبان شركت كنندگان فعالي را داشت . حضور شاعران مرودشت و داستان نويسان كاشان و اردبيل چشم گير بود. از اين بعد بايد به جوانهاي اين شعرها جدي تر نگاه كرد.
.6 داوران
سعي شده بود داوران اين دوره از كنگره از ميان كساني باشند كه مورد قبول گرايشهاي مختلف ادبي قرار گيرند. هر چند هيچگاه داوري آثار ادبي خالي از گلايه نبوده اما خوب سرانجام كساني بار اين مسئوليت را بر دوش گرفتند. داوري شامل دو مرحله انتخاب آثار براي ارائه در كنگره و انتخاب آثار برگزيده بود. در بخش شعر داوري برعهده آقايان آتشي , شمس لنگرودي و محمدعلي بهمني گذاشته شده بود.
.7 هتل هرمز
هتل هرمز ميزبان امسال شاعران و نويسندگان جوان بود. فكر نمي كنم هيچ كدام از دعوت شدگان به بهترين هتل هرمزگان خرده اي داشته باشند.
.8 كميسيونهاي تخصصي
برخلاف سالهاي گذشته بحثهاي نظري از محل سالن عمومي جدا شده در همان هتل محل سكونت جلساتي با عنوان كميسيونهاي تخصصي برگزار مي شد. داوران زحمت اين بخش را برعهده داشتند.
ميرعابديني در مورد جايگاه ادبيات داستاني در ايران , ادبيات داستاني در غرب و آمريكاي لاتين و تاثير آن بر ادبيات داستاني ما , تاثير سياست در انتخاب برندگان نوبل ادبيات , پيدا كردن هويت داستاني توسط داستان نويسان جوان و...... صحبت كرده بود. ابوتراب خسروي از ساختار ادبياتي امروز , داستان پست مدرن , فرق قصه و داستان , موضوعات داستاني در قبل و بعد از انقلاب و تعريف ساختار , قوم و شكل داستان گفته بود. اما در بخش شعر در كنار صحبتهاي آتشي و بهمني , بهزاد خواجات بحث شعر معاصر و پست مدرن با بررسي تفاوتهاي شعر اين دهه با دهه هاي گذشته را مطرح كرد كه شنيدني بود. بد نيست گذري بر آن داشته باشيم .
« اين شعر را مجبوريم پست مدرن بناميم چون نام ديگري براي آن نداريم . شعر پست مدرن از جنبه هاي مختلف در تقابل با شعرهاي دهه هاي قبل از خود قرار دارد. در جايي كه شعرهاي ده هاي پيشين با توفيق رمانتيك همراه است و رمانتيك همواره همراه با احساسات غيرعميق , دگماتيسم كلمات , رجعت شاعر به طبيعت و كودكي . دلبري شاعر با تركيبات تراش خورده و قشنگ بوده , مي بينيم در شعر امروز شاعر تكيه دارد كه زندگي تنها يك پنجره ندارد و كلي گويي نمي تواند به تشريح وضعيت ما بپردازد. »
« از نگاه فرميك نيز شعر به سمت فرم گريزي و شالوده شكني رفته است . در گذشته شعر جوري چيده مي شد كه به سمت هدف شاعر برود و با اين ساختار منسجم دايره حسي و معنايي بسته مي شد. در حالي كه حال شاعر سعي مي كند تنها به ايجاد موقعيتي شاعرانه بپردازد و نيمه ديگر شعر را خواننده مي سازد. در كل پست مدرن با نظم در اشكال گوناگون مي ستيزد زيرا نظم را مانع طراوت مي داند. »
.9 كميسيون هاي خودماني
بعد از برنامه هاي رسمي , لابي هتل و يا اتاقهاي بعضي ها كه آدم را از اتاق بيرون نمي كنند تا نيمه هاي شب محل دور هم جمع شدن شاعران و نويسندگان بود. فضاي آزاد حاكم بر اين محافل از نظر ادبي بيش از ديگر برنامه ها شاعران را ارضا مي كرد. خصوصا كه به علت تفكيكهاي طبيعي ايجاد شده بيشتر افراد همفكر به دور هم جمع شده و كار به بحثهاي بيخ دار نمي كشيد. در اين قسمت سپيدسرايان كه به نوعي در بخشهاي رسمي عقب نشيني كرده بودند فعاليت بيشتري داشتند.
.10 اختتاميه
باز هم تا اعلام نتايج دو سخنراني بود و موسيقي بندري . بيانيه هيات داوران را بهزاد خواجات خواند. بيانيه هيات داوران شعر در پنج بند به « .1 تاكيد بر مطالعه مستمر و پيگير .2 درك جديد , تنها آوردن كلمات جديد نيست .3 ضعيف تر بودن شعرهاي سپيد عرضه شده نسبت به شعرهاي كلاسيك كه شايد دليل آن كمبود منابع تخصصي شعر سپيد باشد .4 انفجار زبان , نوآوري نيست جسارت معقول يعني فهم گذشته , اشراف به حال و توجه به آينده .5 باز هم مطالعه » اختصاص داشت . بيانيه داوران داستان نيز ضمن اشاره گسترش ادبيات داستاني آثار ارائه شده را قابل توجه و داوري را سخت دانسته بود به خاطر همين موضوع آثار فراواني در بخش داستان مورد تقدير قرار گرفتند.
.11 برگزيدگان داستان
در بخش داستان آقايان هادي حكيميان از يزد , علي اصغر عزتي پاك از قم و محمدحسين محمدي از تهران به طور مشترك به عنوان نفرات اول انتخاب شدند. هادي اسدي با داستان پريسا از مشهد چهارم و صبرا نامي از بندرعباس به مقام پنج رسيد. جوايز نفرات اول 3,5 سكه طلا , نفر چهارم 2,5 و نفر پنجم 1,5 سكه طلا بود. در كنار برگزيدگان شش اثر نيز شايسته تقدير شناخت شد كه به هر كدام لوح تقدير به همراه يك سكه طلا اهدا شد. نويسندگان تقدير شده , ساسان ناطقي و مهدي مهدوي از اردبيل , حسين زارعي از گناوه , سيامك مهاجري از شاهرود , اعظم خزايي پور از نوشهر و ياسين حجازي از مشهد بودند. در ميان برگزيدگان سن كم صبرا نامي و هادي اسدي و همچنين برنده شدن محمدحسين محمدي با داستاني كه با لهجه افغاني خوانده شد جلب توجه مي كرد.
.12 برگزيدگان شعر
در بخش شعر سنتي ضمن تقدير از ايرج زبردست رباعي سراي شيرازي نفرات زير به عنوان برگزيده انتخاب شدند : غلامرضا طريقي از زنجان نفر اول , كبري موسوي از چهارمحال و بختياري نفر دوم , امينه دريانورد از قشم نفر سوم , حسين جلال پور از گناوه و سيد مهدي نقبايي از رشت نفرات چهارم و طاهره خنيا از مرودشت و حسن صادقي پناه از كرج نفرات پنجم .
در بخش شعر آزاد برگزيدگان نامهاي ناآشناتر داشتند; نفر اول سميرا زارع از بابل , نفر دوم حميد انصاري نسب از بندرعباس , نفر سوم علي محمد مودب از مشهد , نفر چهارم كوروش كرم پور از آبادان , نفر پنجم پروانه سالاروند از تهران و پويا عزيزي فارساني از چهارمحال و بختياري .
در بخش شعر نيز به نفر اول 3,5 به نفر دوم 2,5 به نفر سوم 2 به نفرات چهارم و پنجم هر كدام يك سكه طلا اهدا شد .
.13 و ....
اجراي گرم آقاي سجاديان باعث شده بود كه گاه گاهي لبخندي هم نصيب ادب دوستان شود.
چند گروه فيلمبرداري از تمامي لحظات حضور شاعران در حال تصويربرداري بودند.
قرار شده است دبيرخانه كنگره به شكل ثابت به فعاليت مشغول شده و براي شاعران و نويسندگان كارت عضويت ثابت كنگره صادر شود.
همين طور قرار شده سه مجموعه از داستانها , غزليات و اشعار سپيد ارايه شده در چهار كنگره گذشته به زودي منتشر شود.
1 + 13 خداحافظ
نام هاي برگزيدگان را به ياد داشته باشيد.

باد , , , بوي شعر , , , بوي آشنا , , , مي آورد


گزارشي از كنگره سراسري شعر علوي در ساري

ث باد , مي وزد دوباره , ,
باد , بوي شعر , بوي غصه , , بوي آشنا مي آورد
باد , توده توده غصه هات را ,
كشيده در نگاه ابرها , , مي آورد
آسمان كه سر زسجده هميشه آبي اش , نمي كند , ,
گمان كنم ـ
خم شده ست و , دارد آن نماز قطعه قطعه را , ,
به جا مي آورد
چاه , اگر نه قطره قطره گريه تو را , خروش كرده , ,
پس چطورـ
آن , , گاه گاه , با خودش , انار , ,
اين تجسم غريب غربت تو را مي آورد
خسته ام ,
از اين سكون بيست و پنج ساله , هزار قرن ذوالفقار درنيام
پس كدام باد. با خودش , دوباره , , ,
بوي شعر , بوي غصه , بوي آشنا مي آورد
...اجراي سومين كنگره سراسري شعر علوي در سرزمين علويان را , با دكلمه شعري براي مولاي آب و آيينه , حضرت علي عليه السلام , آغاز , مي شود.
شهر زيباي ساري , مركز استان مازندران , يكبار ديگر ميزبان شاعران جوان و آگاه , و برخوردار از قريحه شاعري ست كه با بهره گيري از مشاهدان سعادت آميز زيبائي هاي آسماني , پيام حقيقت وجود مولي الموحدين , علي عليه السلام را , در كلام شعري خود متجلي مي سازند.
ث اينهمه نظم و برنامه ريزي و دقت و تلاش در برگزاري كنگره اي در شهرستان , به نظر , تازه و اميدبخش بود , همه در تلاش , براي برگزاري جشنواره اي سراسري , و با حضور شاعراني از همه جاي ايران . حتي افغانستان .
تمام نيروهاي فرهنگي استان , شانه به شانه مديركل ارشاد استان مازندران و خانم معاون مدير و فهيم ايشان و شاعران و هنرمندان جوان , عاشقانه در تكاپو , با تبسم و ميهمان نوازي خاصي كه شمالي ها دارند , به برگزاري موفق و باشكوه و پربار كنگره اي انجاميد , , كه جا دارد , به همه متوليان و دست اندركاران آن خسته نباشيد و دست مريزاد گفت .
واقعا كنگره سراسري شعر علوي در ساري , نمونه يك برنامه مناسب , منظم , هدف دار , موثر و برتر بود كه با هزينه اي متوسط اما , انديشه و مديريت و پشتكاري فراوان , به نتايجي خوب , از جمله خلق آثاري ممتاز , در زمينه شعر علوي , دست يافت , , ,
ث گزارش اينكه , اين جشنواره چه بود و چه شد , به همين اندازه كفايت مي كند , و بهتر است , به معرفي شعرهايي از شاعران جوان و تواناي شركت كننده بپردازيم , شعرهايي كه اولين بار است در مجله اي چاپ مي شوند
ثالهام اسلامي ـ از محمود آباد :
حرف آخر , , ,
از گلو برنمي آمد , , , !
فرق سرت ,
دهان گشود ,
ثعبدالرضا كوهمال جهرمي ـ از جهرم
باد , مي رقصاند آرام و متين , زلفي , رها را
بر سرني مي برند , امروز , قرآن پاره ها را
مي كشيد خورشيد , روي صورتش ابر سياهي
تا نبيند , پاره هاي , آفتابي آشنا را
زير سم اسب ها , افتاده قرآن هاي پرپر
لرزه افتاده ست اركان همه ارض و سما را
مي برد هفتاد و دو خورشيد را , تا شام ظلمت
تا بيفروزد چراغ جاده خون خدا رالله
ثمريم سقلا طوتي ـ از قم
داد زد , ها , سر از اين خاك , كجا بردارد
كيست آيا قدمي سمت خدا بردارد
خيمه زد روي پدر ـ روبه جماعت پرسيد :
يك نفر نيست كه باباي مرا بردارد
يك نفر نيست كه مردي كند و برخيزد
حجم اين داغ بزرگ , از دل ما بردارد
يك نفر نيست به اين مرد بگويد , نامرد
تا دلش بشكند از حنجره , پا بردارد
كسي از بين شما , داغ برادر ديده ست
يا كسي با غم من , داغ برابر دارد ...
ثمهدي زارعي ـ از كرج
شب تباني پنهاني « قضا » و « قدر »
شب قطار زمان , روي ريلهاي خطر
صداي سرفه خشدار ساعتي مسلول
و چند قطره خون روي ميز , پنجره در
...رمان به نيمه , , ولي , ساعت از نفس افتاد
و چند قطره خون , روي ميز , پنجره , , در
قلم , شهيد شد و , خون مشكي اش ماسيد
رمان , تمام , , قلم , سوخت , دود شد دفتر.
ثمريم رزاقي ـ از سواد كوه
اي مرد در هزاره چندم رها شده
در جمعه اي عزيز , ولي گم , رها شده
آيا شنيده اي كه زمين , مرگ مي وزد
مفلوك , زير سايه گندم , رها شده
آيا شنيده اي , شب مادر سكون محض
در آرزوي صبح تكلم , رها شده
شايد , تويي كه در دل هر كوچه مي وزي
شايد تويي , كه در دل مردم , رها شده
ثاشعار برگزيده و برتر دو جشنواره گذشته علوي ساري , در قالب مجموعه اي به نام « صورت پيوند جهان » چاپ شد. و آثار برتر اين جشنواره سوم , نيز به همان عنوان , همزمان با آخرين روز جشنواره و در پايان مراسم اختتاميه به همراه نماد جشنواره كه ساده و زيبا بود , به همه ميهمانان داده شد.
علي رضا معيني