آقاي « يوگني گاژوكين » رئيس موسسه مطالعات استراتژيك
روسيه در مصاحبه اي اختصاصي با خبرنگار برون مرزي صدا و
سيماي جمهوري اسلامي ايران به چند سئوال راجع به گسترش ناتو
پاسخ داد. با هم اين مصاحبه را مي خوانيم .
آقاي گاژوكين نظر شما در خصوص اجلاس اخير سران
كشورهاي عضو ناتو در پراگ چيست
يكي از تصميمات اتخاذ شده , در مورد گسترش ناتو و پذيرش
اعضاي جديد است .
موضوع اينجاست كه با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و
نابود شدن پيمان ورشو , ناتو عملا با بحران ناهماهنگي و در وضع
موجود و تعيين اهداف براي موجوديت خود روبرو شد. براي رفع
اين بحران اين سازمان روند گسترش را در پيش گرفته است و اين
مساله يكي از راه هاي مرسوم فرهنگ سياسي اتلانتيك است كه
وقتي مشكلي حل نشود , مساله اي ديگر پيش كشيده مي شود و حل
آن مساله حيات سازمان را تضمين خواهد كرد. در حال حاضر
گسترش ناتو به هيچ وجه باعث افزايش ثبات در اروپا نمي شود و
در خصوص تامين امنيت كشورهاي كوچكي مانند كشورهاي حوزه
درياي بالتيك كه تلاش مي كنند به عضويت ناتو درآينده بايد بگويم
تا به امروز امنيت آنها در سطحي بسيار بالا تامين شده است و در
اين زمينه ناتو چيزي به آن نخواهد افزود. به نظر من اگر از اين جنبه
به مساله نگاه كنيم , گسترش ناتو غيرضروري و غيرموجه
است .
مورد ديگري كه در دستور كار اجلاس پراگ قرار گرفته مساله
تصميم گيري در مورد اهداف جهاني است كه آمريكا در نظر دارد
ساختارهاي مختلف ناتو را براي رسيدن به آنها درگير كند. در
خصوص اين مساله مباحثات پشت درهاي بسته صورت خواهد
گرفت . بنابراين اظهارنظر در مورد نتيجه اين بحث ها در حال
حاضر دشوار است . ضمن اين كه بسياري از كشورهاي اروپايي
خواهان اين هستند كه توافقنامه واشنگتن به عنوان مهمترين سند
مربوط به تنظيم و تدوين فعاليت هاي ناتو باشد و اين سازمان فقط
در خصوص مسايل مربوط به منطقه آتلانتيك شمالي تصميم گيري
كند. ايالات متحده تلاش مي كند ناتو بتواند در عمليات ساير
مناطق كه در واقع فراتر از حوزه آتلانتيك شمالي است هم شركت
كند.
به نظر شما با اين حساب دليل تمايل برخي كشورهاي منطقه
قفقاز جنوبي , كشورهاي حوزه درياي بالتيك و اروپاي شرقي از
جمله اوكراين براي عضويت در سازمان پيمان آتلانتيك شمالي
چيست
بيش از هر چيز بايد به اين نكته اشاره كنم كه موضع گيري اوكراين
متناقض است . در حالي كه در سطح رسمي اعلام مي شود اين كشور
تمايل دارد به عضويت ناتو درآيد , برخي افكار عمومي نظر ديگري
دارند. در حال حاضر بيشتر مردم اوكراين مخالف پيوستن
كشورشان به ناتو هستند. بنابراين موضوع عضويت اوكراين اصلا در
دستور كار قرار ندارد.
درباره جمهوري هاي بالتيك بايد بگويم كه متاسفانه انگيزه
اصلي آنها بيشتر به روحيات ضدروسي شديد مربوط مي شود. اين
روحيه از خصوصيات رهبري سياسي استوني , لتوني و تا حدودي
هم ليتواني است . اين كشورها تهديدات واهي روسيه را ملاك عمل
خويش قرار داده اند و تلاش مي كند استقلالي را كه در سال 1370
بدست آورده اند تحكيم كنند. ولي فراموش كرده اند كه استقلال
خويش را در آن زمان مديون دموكرات هاي روسيه بودند. اگر
روسيه اصول دمكراسي را رعايت نكرده و حق حاكميت ملي آنها را
نمي پذيرفت و از استقلال ليتواني , لتوني و استوني حمايت
نمي كرد , امروز چنين كشورهاي مستقلي وجود نداشت .
در مورد كشورهاي قفقاز جنوبي چطور
اوضاع در منطقه قفقاز متفاوت است . ارمنستان تمايل ندارد به
عضويت ناتو درآيد. گرجستان در اين خصوص رسما درخواست
كرده است در باكو هم در مورد همكاري هاي گسترده با ناتو
بحث هايي مطرح مي شود و در اين زمينه سخناني به گوش مي رسد
ولي تا آنجا كه من مي دانم رسما چنين درخواستي اعلام نشده
است .
برخلاف گذشته در روسيه ديگر در مورد موج جديد گسترش
سازمان پيمان آتلانتيك شمالي انتقادات جدي شنيده نمي شود. به
نظر شما واقعا در مواضع مسكو در قبال گسترش ناتو تغييري رخ
داده است
موضعگيري رسمي روسيه در قبال گسترش ناتو هيچ تغييري
نكرده است . روسيه بارها مخالفت قاطع خود را با گسترش ناتو
اعلام كرده است . به رغم اميدي كه براي جلوگيري از مرحله نخست
گسترش ناتو وجود داشت , اين امر صورت گرفت . ولي اكنون مسكو
ديگر خيال واهي خود را در مورد جلوگيري از گسترش ناتو كنار
گذاشته است . به همين دليل در اين خصوص فعاليت هاي گسترده
صورت نگرفته است . البته اين بدان معني نيست كه موضع روسيه
در اين زمينه تغيير كرده باشد.
مطلع هستيد كه قرارداد محدوديت نيروهاي مسلح متعارف در
اروپا , شامل كشورهاي حوزه بالتيك كه به عضويت ناتو در مي آيند ,
نمي شود. آيا پس از پيوستن اين كشورها به ناتو , ممكن است اين
مساله به بي توازني قدرت منجر شود
در خصوص نيروهاي مسلح اين سه جمهوري بايد بگويم اين
نيروها بيشتر جنبه نمادين و تشريفاتي دارند. ولي مساله مهم اين
است كه پس از عضويت در ناتو احتمال استقرار نيروهاي نظامي
ديگر كشورها در خاك آنها وجود خواهد داشت و از اين لحاظ
مساله پيوستن كشورهاي حوزه درياي بالتيك به قرارداد محدوديت
نيروهاي مسلح متعارف در اروپا كاملا ضروري به نظر مي رسد. اين
كشورها پيشاپيش اعلام كرده اند كه پس از عضويت در ناتو به اين
قرارداد خواهند پيوست . هرچند منطقي تر بود آنها ابتدا به اين
قرارداد مي پيوستند و بعد از آن اگر تمايلي در ميان رهبران اين
كشورها و كشورهاي ناتو در خصوص عضويت آنها وجود داشت ,
در آن صورت به عضويت ناتو درآمدند.
منظورتان اين است كه در مورد پيوستن قطعي اين كشورها به
قرارداد مذكور تضميني وجود ندارد
اين مساله يكي از مواردي است كه در حال حاضر سياستمداران
روسي به دنبال حل آن هستند. از نظر ما پيوستن اين سه كشور به
اين قرارداد امري كاملا ضروري است . در غير اين صورت اين
قرارداد ناقص خواهد بود و وضع حقوقي آن زيرسئوال قرار خواهد
گرفت .
آقاي گاژوكين به اعتقاد كارشناسان , گسترش ناتو در هر صورت
تهديدي براي منافع روسيه است . يكي از پيامدهاي اقتصادي اين
مساله ممكن است دور ماندن روسيه از بازار تسليحاتي آن در
منطقه باشد. از لحاظ سياسي هم ممكن است به موقعيت روسيه در
اين منطقه لطمه وارد شود. به نظر شما آيا روسيه مي تواند منافع
خود را تا حدودي از طريق گروه بيست حفظ كند
يكي از دلايلي كه ما با ايجاد گروه بيست موافقت كرديم تمايل
براي استفاده از اين مكانيزم , به منظور حفظ منافع ملي روسيه بود.
به ويژه آنكه ناتو در حال حاضر سازماني است كه بين اعضاي آن
هماهنگي كامل وجود ندارد و غالبا مواضع اعضاي آن در قبال
مسايل حساس با يكديگر منطبق نيست . به تازگي شاهد بحث هاي
پيچيده در شوراي امنيت درباره مساله عراق بوده ايم . همانطور كه
ديده شده , موضعگيري آن دسته از اعضاي شوراي امنيت كه عضو
ناتو هستند يكسان نبود.
اگر آمريكا و انگلستان يك موضع واحد اتخاذ مي كردند ,
فرانسه به عنوان يكي از اصلي ترين اعضاي ناتو موضعي متفاوت
داشت كه در تمام موارد اصلي به مواضه روسيه و چين بسيار
نزديك بود.
به نظر شما اين امر دراوضاع قاره اروپا و همچنين سازمان هاي
اروپايي نظير شوراي امنيت و همكاري اروپا چه تاثيري خواهد
گذاشت .
متاسفانه شوراي امنيت و همكاري اروپا , اميدهاي روسيه را
برآورده نكرده است . اين شورا درخصوص مسايل امنيتي , موقعيت
پيشين خود را از دست داده و در اين عرصه , ناتو خود را جايگزين
آن كرده است و اين احتمال وجود دارد كه به مرور زمان نقش
اتحاديه اروپا هم در اين عرصه افزايش يابد. شوراي امنيت و
همكاري اروپا بيشتر به مساله حقوق بشر مي پردازد به گونه اي كه به
نظر مي رسد اين مشكل فقط در كشورهاي شوروي سابق و منطقه
بالكان وجود دارد. در حاليكه اين مشكل در سراسر خاك اروپا به
چشم مي خورد و در هيچ يك از كشورهاي جهان حقوق بشر صد
درصد رعايت نمي شود. اين مشكل در ايالات متحده آمريكا و
انگلستان هم وجود دارد. وقتي كشوري دموكراتيك مانند دانمارك
از تروريزم حمايت ميكند , ميتوان نتيجه گرفت كشورهاي
دموكراتيك غربي هم در درك مفهوم حقوق بشر مشكل دارند.
شوراي امنيت و همكاري اروپا طوري به
موضوع حقوق بشر مي پردازد كه گوئي اين
مشكل فقط در كشورهاي شوروي سابق وجود
دارد در حالي كه اين بحران در سراسر خاك
اروپا وجود دارد
ناتو سازماني است كه بين اعضاي آن
هماهنگي وجود ندارد و غالبا مواضع اعضاي
آن در قبال مسائل حساس بر يكديگر منطبق
نيست
آمريكا تلاش مي كند تا فعاليت ناتو به
بيرون از قلمرو اعضاي اين سازمان كشيده
شود
گسترش ناتو به هيچ وجه باعث افزايش
ثبات در اروپا نمي شود
ليندن لاروش نامزد رياست جمهوري آمريكا
بوش بدنبال فرار از بحرانهاي
اقتصادي داخل آمريكاست
|
برلين , خبرگزاري جمهوري
اسلامي : « ليندن لاروش »
اقتصاددان برجسته و نامزد
انتخابات رياست جمهوري
آمريكا براي سال 2004 گفت :
بسياري از رهبران كاخ سفيد
معتقدند كه تنها بروز جنگ در
خاورميانه مي تواند موجب
رونق اقتصادي در آمريكا شود.
وي كه در همايش يك روزه
« بحران سيستمي در اقتصاد
جهاني » در برلين سخن
مي گفت , افزود : اكنون دنيا وارد
يكي از بزرگترين بحران هاي
سيستماتيك اقتصادي كه در
اواخر دهه 1920 ميلادي نيز
منجر به ظهور هيتلر گرديد ,
مي شود.
لاروش تاكيد كرد : با وجود
اين بحران هيچ كشور يا حزبي
چه در اروپا و چه در آمريكا راه
حلي براي عبور از مشكلات
اقتصادي ندارند.
وي گفت : در مقوله
ريشه هاي جنگ آمريكا عليه
عراق نيز نبايد صرفا قدرتهاي
يهودي را ديد بلكه بيشتر
ريشه هاي اين جنگ را بايد در
يك نوع فرار از بحران اقتصادي
در آمريكا دانست .
وي پيرامون جنگ آمريكا
عليه عراق گفت : من فكر مي كنم
بوش در كنگره آمريكا اعلام
خواهد كرد كه آيا آمريكا به
جنگ خواهد رفت يا
خير.
لاروش بحران اقتصادي و
مالي كنوني دنيا را بزرگترين
خطر براي صلح جهاني دانست
و با مقايسه امپراطوري و تمدن
روم با تمدن آمريكائي تاكيد
كرد : آمريكا هم اكنون در فاز
انتهائي تمدن غربي ايستاده
است .
وي با اشاره به گسترش
برنامه هاي اتمي و سلاح هاي
كشتار جمعي آمريكا گفت : اين
قدرت سلاح هاي اتمي آمريكا
تنها براي ترسانيدن بقيه دنيا و
تحت تاثير قراردادن آنها براي
پذيرش امپراطوري آمريكاست
و اين نوع جديدي از امپراطوري
نوين روميان است 0
لاروش با اظهار اينكه
خاورميانه منطقه اي كليدي براي
اروپا و آسيا بشمار مي آيد ,
گفت : وقوع جنگ در خاورميانه
سبب اخلال جدي در توسعه
تجارت اروپا و آسيا خواهد شد
و پيش بيني كرد كه سيستم هاي
مالي دنيا در اوايل سال جديد
ميلادي 2003 سقوط خواهند
كرد.
وي با اشاره به استعفاي
اخير وزير خزانه داري آمريكا
گفت : تاكنون بعد از اين استعفا
هيچ كس حاضر به قبول اين
سمت نشده است .
وي در مورد علل مصمم
بودن رهبران آمريكا به جنگ با
عراق با اشاره به شرايط
اقتصادي تاكيد كرد : گروهي از
رهبران آمريكائي نيز جنگ در
خاورميانه را اقدامي براي ايجاد
اخلال در روند توسعه جديد
روابط اقتصادي بين اروپا با آسيا
كه به رقابت با آمريكا عمل
مي كنند قلمداد كرده اند.
وي گفت : اروپا به بازارهاي
آسيايي بويژه خاورميانه و
بازارهاي چين , هند و روسيه در
25 سال آينده نياز دارد و در عين
حال كشورهاي آسيايي نيز براي
توسعه اقتصادي خود نياز به
واردات از اروپا دارند.
لاروش با اشاره به گرايش
رهبران آمريكا , اسرائيل و
انگليس براي راه اندازي جنگ
در خاورميانه تاكيد كرد , مصمم
بودن آمريكا به جنگ , دليل
آشكاري است بر اينكه
آمريكائي ها از قدرت روبه
توسعه اقتصادي اروپا و آسيا در
برابر خود به شدت نگران هستند
و راه اندازي جنگ در خاورميانه
مي تواند مسائل اقتصاد جهاني
را دوباره به نفع آمريكا تنظيم
كند0
لاروش گفت : هم اينك بر
خلاف دوران جنگ سرد , مثلث
استراتژيك روسيه , چين و هند
با نزديكي اساسي به يكديگر با
هم هستند , زيرا چاره اي جز اين
كار در برابر آمريكا ندارند و بايد
به اين مثلث استراتژيك دو
كشور ژاپن و كره جنوبي را نيز
اضافه كرد.
وي افزود : اروپاي غربي و
مركزي نيز نمي توانند زنده
بمانند مگر اينكه بازارهاي خود
را گسترش داده و از بازارهاي
فعلي خود نيز شديدا حمايت
كنند.
لاروش گفت : آمريكا هم
اينك تنها داراي قدرت سياسي
و نظامي است و فاقد قدرت
اقتصادي نظير سال 1945
ميلادي است . وي با اشاره به
اينكه اروپا و آمريكا نياز به
اصلاحات اقتصادي و بنيادي در
نظام مالي و پولي خود دارند ,
تاكيد كرد كه اروپا و آمريكا
همچنين به ساختارهاي جديد
زيربنائي نياز دارند و بايد دوباره
جوامع خود را به طرف يك
جامعه توليدي و نه صرفا جامعه
مصرفي پيش ببرند. اشخاصي
كه امروز در آمريكا حاكم هستند
در جامعه مصرفي بزرگ شده اند
و هيچ طرح و ايده استراتژيكي
در رابطه با يك جامعه سالم
صنعتي ندارند. لاروش با اشاره
به بحران در رهبري اقتصادي
آمريكا گفت : براي رفع اين
بحران سيستماتيك اقتصادي ما
نياز به تغيير ارزشها داريم , يعني
فرهنگ ما راه خود را گم كرده
است و ما به يك رهبري جديد
در اين شرايط جديد بحراني نياز
داريم . وي گفت : در حالي كه ما
در اين كشور نياز به پروژه هاي
دراز مدت ساختاري و زيربنائي
داريم , اروپا و آسيا با انجام
پروژه هاي برزگ اقتصادي
بشدت به يكديگر نزديك
مي شوند و هم اينك يك پروژه
بزرگ اروپائي و آسيايي , ساخت
خطوط راه آهن از جنوبي ترين
نقطه كره جنوبي به بندر
« روتردام » در هلند را دردست
دارند.لاروش درپايان گفت : اين
در حاليست كه آمريكا تعميق
همكاري اقتصادي اروپا و آسيا
را به عنوان يك تهديد مستقيم
عليه منافع ملي و جهاني خود
مي بيند و نمي خواهد قدرت
اقتصادي و يا بازارهاي
اقتصادي خود را با كشورهاي
ديگر تقسيم كند زيرا آن كشورها
را رقيب جدي خود مي بيند.
آمريكا راه حلي براي عبور از مشكلات اقتصادي
خود ندارد لذا با راه اندازي جنگ عليه عراق
بدنبال فرار از اين بحرانهاست
پس از استعفاي اخير وزير خزانه داري آمريكا
تاكنون هيچ كس حاضر به قبول اين سمت نشده است
حاكمان امروز آمريكا هيچ طرح و ايده
استراتژيكي در رابطه با يك جامعه سالم صنعتي
ندارند
براي رفع بحران اقتصادي در آمريكا بايد
ارزشها را تغيير دهيم ما به يك رهبري جديد نياز
داريم
|
|