روزنامه جمهوري اسلامي 04/10/1381 صفحه مقالات

جنگ قدرت بين لائيك ها و مردم مسلمان تركيه
دانشگاه و دانشجو و واقعيتهاي پنهان (3 )
دختران و زنان سيگاري در سايه شوم اعتياد
جنگ قدرت بين لائيك ها و مردم مسلمان تركيه


الف ـ صلاح
پيروزي شگفت آور حزب عدالت و توسعه در انتخابات تركيه به رهبري طيب اردوغان كه به بركناري اجباري كادر 80 ساله رژيم لائيك منجر گرديد , هنوز بعنوان زلزله اي سياسي در اين كشور مطرح است . اين زلزله سياسي باعث شده نسل سياستمداران پير از صحنه سياسي كشور خارج ونسل جوان با ايده هاي نو و تفكر جديد به قدرت رسيده و حيات اجتماعي و سياسي را در تركيه به دست گيرد. از اين پس ديگر در مجلس و صحنه هاي سياسي تركيه از سليمان دميرل , نجم الدين اربكان , بلنداجويت , مسعود ايلماز , تانسو چيللر و ديگر سالمندان سياست تركيه خبري نيست . البته هنوز احمد نجدت سزر بعنوان يك فرد لائيك و آتاتركيست و رئيس جمهور و نيز ژنرالهاي لائيك ارتش تركيه در مقامهاي خود باقي مانده اند اما آنان هنوز هم در شوك پس از انتخابات متحير و متعجب مانده اند.
در محافل سياسي جهان طيب اردوغان نه تنها به عنوان رهبر بزرگترين حزب سياسي تركيه شناخته شده است بلكه وي را به عنوان رهبر فعلي تركيه هم مي شناسند و پس از انتخابات با عنوان رهبر جديد تركيه به كشورهاي غربي سفر مي نمايد. ناگفته نماند طيب اردوغان كه در كشور خودبدليل داشتن جرم سياسي نمي تواند نخست وزير باشد اما كشورهاي اروپايي اعلام كرده اند براي استقبال وي از عرف تشريفات نخست وزيران استفاده مي كنند.
پس از موفقيت حزب طيب اردوغان , وي به كشورهاي يونان , ايتاليا , اسپانيا , آلمان , انگلستان , ايرلند , بلژيك و سپس آمريكا سفر نمود و ضمن تشريح برخي از برنامه هاي اصلاحي خود براي نجات تركيه از بحران فعلي اقتصادي تلاش نمود. طي اين سفرها روساي كشورهاي فوق به اردوغان گفتند اجراي دمكراسي در تركيه بسيار عجيب است چرا كه شما بعنوان رهبر جديد تركيه انتخاب شده ايد اما محروم از حقوق سياسي خود هستيد! وي نيز به آنان قول داده است كه به زودي اوضاع تغيير خواهد كرد.
در تركيه پس از انتخابات هرچند « عبدالله گل » بعنوان نخست وزير و « بلند آرنج » نيز به عنوان رئيس مجلس اين كشور انتخاب شدند. (در قانون اساسي تركيه آمده است در صورت لزوم و در زمان مسافرت , بيماري و يا مرگ رئيس جمهور , رئيس مجلس جانشين وي خواهد بود) اما دستگاه قضايي لائيك تركيه بخاطر عدم موفقيت هم مسلكان خود در انتخابات , شمشير مخالفت خود را از رو بسته و دائما براي اردوغان و همكارانش دردسر مي آفرينند. از جمله اينكه براي مانع تراشي در كار آنان در دادگاه قانون اساسي براي انحلال حزب عدالت و توسعه اقامه دعوي نموده اند اما بدليل اينكه اكثريت قاطع مردم از طيب اردوغان حمايت مي كنند اين دعوي را مسكوت گذاشته اند.
از طرف ديگر در راستاي مخالفت لائيك ها , رئيس جمهور اين كشور نيز دخالت خود را به صورت آشكار در ليست وزراي انتخابي عبدالله گل نشان داد كه با مقاومت طيب اردوغان مواجه گرديد. وي گفت : « مردم اداره كشور را به ما محول كرده اند و ما نيز نمي توانيم اين امانت را به دست ديگران بدهيم و يا قدرت سياسي كشور را با ديگران تقسيم نمائيم » .از اين رو سزر با هرگونه امكاني براي روي كار آمدن اردوغان و لغو محدوديت وي مخالفت مي كند.
مردم تركيه در سالهاي گذشته با بحرانهاي اقتصادي و اجتماعي بسياري روبرو بوده اند اما امروز طيب اردوغان با داشتن شخصيت سياسي و گرايشات مذهبي مردم نيز از او انتظارات بسياري دارند. آنان نظاره گر هستند كه آيا وي جسارت لازم را براي حفظ امانت مردم دارد يا نه



دانشگاه و دانشجو و واقعيتهاي پنهان (3 )


پس از بررسي نقش دانشگاه و دانشجو و اهميت آن در جامعه به يك آسيب جدي در اين مقوله پرداختيم و آن اينكه متاسفانه در برخي موارد عدم رعايت محدوده حقوقي مطالبات دانشگاه و دانشجو بعنوان يك آسيب جدي اين قشر را تهديد مي كند. اين محدوده مي تواند باتوجه به سياستها و عرف جامعه در برنامه ريزيها لحاظ گردد.
در ادامه اين سلسله مقالات مي خواهيم به تعريفي مشخص از حدود قانوني مطالبات دانشجويي برسيم و سپس به اين ارزيابي بپردازيم كه آيا جامعه دانشگاهي ما آن را رعايت مي كند و يا براثر آسيب هايي , از آن عدول كرده است
دانشجو بعنوان كسي كه بدنبال دانش است تا فرداي بهتري براي جامعه و خود بسازد , از جمله اولين حقوقش اين است كه مكان مناسب , تداركات متناسب و استاد و ابزار مناسب را در اختيار داشته باشد.
چون جامعه ما پذيرفته است كه مديران فردا از بين دانشجويان امروز خواهند بود , پس بايد امكاناتي همچون لوازم تحصيل , خوراك , پوشاك و مسكن مناسب را در اختيار آنها قرار دهد.
اگر شرايط جامعه به گونه اي باشد كه اين امكانات فراهم نشود , دانشجو حق دارد اعتراض كند , البته در محدوده تعريف شده , ارتباطات و دسترسي به اطلاعات همانگونه كه حق همه مردم است و در قانون نيز بدان تصريح شده است . پس دانشجو هم حق دارد ابزار اطلاع رساني و نشريات خاص خود را داشته باشد. و البته بايد متعهد شود كه از اين , امكانات فراتر از حدود تعريف شده آنها استفاده نكند كه در آنصورت بدليل نقض حقوق ديگران مورد سئوال قرار گرفته و بايد خود را اصلاح كند.
وقتي ادعا مي كنيم كه جامعه مردم سالار است , يعني هر قشري اين حق را دارد كه باايجاد تشكلهاي شناخته شده و در حد قانوني خود در امور جاري دخالت كرده و نظر بدهد. لذا دانشجويان نيز مي توانند تشكلهاي صنفي و سياسي براي خود داشته باشند و در محدوده قانوني از آنها استفاده كنند.
توجه داشته باشيم كه اينهمه اصرار بر حدود قانوني در واقع براي حفظ حقوق آحاد مختلف در يك جامعه است و نه ايجاد محدوديت براي يك قشر خاص , چرا كه در هيچ جاي جهان هيچ حقوقي بدون حدود و چارچوب محكم و قابل دوام نخواهد بود. شايد حقوق و اختيارات ديگري همه براي قشر دانشگاهي متصور باشد كه نگارنده از يادآوري آنها غفلت كرده است , اما از آنجائيكه هدف بررسي عملكرد جامعه دانشگاهي در رعايت محدوده حقوقي مطالبات خويش است , در ادامه به بررسي همين حقوق اعلام شده مي پردازيم .
عملكرد اكثريت جامعه دانشگاهي در دوران دفاع مقدس بسيار درخشان و قابل قبول بود و اين از جمله افتخارات جامعه ماست .
اما از آنجائيكه جامعه دانشجويي يك جامعه سيال و هميشه در حال تغيير است (بدليل طول مدت تحصيل ) و پس از آن دانشجو از اين محدوده خارج شده و در ديگر جوامع موجود جاي مي گيرد , نمي توان تمام آن افتخارات را براي هميشه به پاي جامعه دانشجويي گذاشت . لذا استفاده كردن از اين رانت فقط براي محدوده زماني خود مي تواند مجاز باشد.
در سالهاي اخير كه ادبيات سياسي كشورمان بدليل حضور نيروهاي جديد در هرم قدرت , تغيير يافته و برخي معيارهاي ارزشي بشدت دچار نوسان گرديده ناچارا در ظرف زماني حاضر به بررسي عملكرد جامعه دانشگاهي مي پردازيم و لذا فعلا اصول ارزشي را كنار مي گذاريم هر چند كه اهميت آن همچنان محفوظ است .
آيا در سالهاي اخير وبويژه پس از دوم خرداد سال 1376 دانشجويان درخواستهايي مبني بر داشتن امكانات تحصيلي (لوازم و استاد) داشته اند كه مورد بي مهري قرار گرفته آيا امكانات غذا , مسكن , اياب و ذهاب و... در حد قابل قبول بوده يا خير و چه اعتراضاتي به اين بخش شده است
آيا نشريات دانشجويي و ساير امكانات اطلاع رساني به نسبت جامعه دانشجويي رشد يافته است
آيا روابط دانشگاهيان با ديگر بخشهاي جامعه يك رابطه منطقي و معقولي بوده است آيا تشكلهاي سياسي شكل گرفته كافي و در حد ايفاي نقش خود بوده اند
براي يافتن پاسخ اين سئوالات به نوشته هاي روزنامه ها و اخبار در دسترس مراجعه مي كنيم . بجز اختلافي كه در انتشار يا عدم انتشار چند نشريه دانشجويي يا اعتراضات محدود در مورد كيفيت آموزش برخي موارد درسي و يا كيفيت خوراك و مسكن چيزي ديگري پيدا نمي شود. كه البته در اغلب موارد ياد شده و در محدوده حقوق قانوني موضوع به نفع دانشگاهيان حل شده است . چندين دوره خاص را نيز مي توانم نام ببرد كه منافع جنبي , حتي اجازه پرداختن به حقوق دانشگاهيان را نداده است . از جمله آخرين دوره چنين اعتراضهايي , مشكل غذايي در كوي دانشگاه تهران طي ماه مبارك رمضان گذشته بود كه مسئولين اصلي مورد اعتراض با موج سواري از زير بار مسئوليت شانه خالي كرده و با پيش كشيدن يك بحث فرعي , مطالبات اصلي آن اعتراض را منحرف كردند. يعني نه تنها اوضاع غذايي كوي دانشگاه اصلاح نشد , بلكه با تبليغات وسيع رسانه اي اين تجمع و اعتراض را كه با ظروف غذايي چيده شده در محل اعتراض كاملا مشخص شده بود , به اعتراضي عليه اوضاع قضائي كشور و بويژه حمايت يك متهم خاص تغيير جهت دادند. اينكار ضمن فرار مسئولين از پاسخگويي , ضمن آنكه هيچ منافعي براي دانشجو نداشت , منافع خاصي را نصيب برخي جناحهاي سياسي كشور كرد. و البته از آنجائيكه دانشجو ابزار چنين تبليغاتي قرار گرفت , زيان بزرگتري را متوجه كشور كرد. غرض از طرح اين نمونه , آن نيست كه دانشجويان حق اعتراض به حكم قضائي عليه يك استاد دانشگاهي را ندارند , بلكه معرفي نمونه اي بود كه گروههاي سياسي مطالبات خود را بردوش دانشجويان گذاشته و اتفافا " چون مسئوليت دولتي و پاسخگوئي مستقيم به دانشجويان را نيز داشتند , افكار عمومي را فريب دادند. همانگونه كه تصريح شد , شايد در جمع معترضين كوي دانشگاه تهران به كيفيت غذاي ماه مبارك رمضان , بودند عده اي كه به حكم قضائي نيز اعتراض داشتند , اما قطعا تمامي تجمع كنندگان كوي دانشگاه كه در اعتراض به كيفيت غذا گردآمده بودند و تا پاسي از شب منتظر پاسخ قانع كننده اي از طرف مديران زيربط وزارت علوم و دانشگاه تهران الاف شدند , براي اعتراض به حكم قضائي نيامده بودند. لذا وقتي با برخورد رندانه و غير صادقانه متهمان و مورد اعتراض قرار گيرندگان (مديريت خوابگاه ) روبرو شدند و در هياهوي رسانه هاي وابسته صدايشان به جايي نرسيد. در واقع پيشترين زيان متوجه دانشجو و دانشگاه و سپس جامعه گرديد , حال آنكه سود اندكي نيز نصيب يك گروه سياسي جامعه شد.
وقتي حريم حقوقي مطالبات دانشجوئي نقض مي گردد , اولين ضربه ها متوجه دانشجو , سپس دانشگاه و حتما جامعه اي مي شود كه دانشگاه و دانشجو را ارج مي نهد , اين بحث را در شماره بعدي پي مي گيريم .
ادامه دارد

دختران و زنان سيگاري در سايه شوم اعتياد


آنچنان به سيگارش پك مي زد كه گويي آمالش را در حلقه هاي دود گرفته آن مجسم مي ديد.
زنگ مدرسه به صدا درآمد و او با عجله و شتابان آخرين حلقه هاي دود سيگار خود را فرو خورده و با مرتب كردن روپوش و مقنعه مدرسه اش به تندي وارد حياط مدرسه شد!
فردا در مسير راه باز هم به او برخوردم , ديگر تاب نياورده و به سرعت بسويش رفتم , سيگارش را به آرامي در انگشتان گره خورده اش پنهان كرد و چشمان پرسشگر مرا با اين جمله كه « اين روزا خيلي چيزا مد شده » پاسخي دردناك داد و بازهم به درون مدرسه رفت .
در زير چتر دود آلود اين شهر بزرگ خيمه سياهي بر سر بعضي از دختران و پسران جوان و نوجوان چتر بازكرده , كسي چه مي داند كه اولين نخ هاي سيگار امروز , آتش قليان فردا و فرداها نباشد.
شيوع پديده نابهنجار سيگاركشي ميان جوانان و نوجوانان و بويژه دختران جوان , زنگ هاي خطري براي جامعه است كه بي شك پيامدهاي آن نه تنها به خانواده ها باز مي گردد , كه دامن گير جامعه نيز خواهد شد.
بي شك استعمال دخانيات يكي ازمهم ترين معضلات اساسي جامعه ماست , مشكلي كه پيامدهاي شوم غيربهداشتي , نابساماني اقتصادي و گره هاي مختلف اجتماعي را بهمراه دارد.
در اين مختصر سعي شده تا تازه ترين تحقيقات و بررسيهاي علمي در خصوص وضعيت زنان سيگاري , تاثير سو بهداشتي و اجتماعي كشيدن سيگار بر دختران و زنان به عنوان مهمترين ستونهاي جامعه ارائه شود.
تازه ترين بررسيها نشان مي دهد كه زنگ مرگ براي زنان معتاد به دخانيات 14 سال زودتر به صدا درمي آيد.
براساس مطالعات انجام شده حدود 140 هزار زن آمريكايي سالانه از بيماريهاي وابسته به سيگار جان خود را از دست مي دهند.
پزشكان مي گويند دخـانيات , انواع توتون و تنباكو است كه دود حاصل از مصرف آن متشكل از موادي سـمي و گازآلودي مانند منواكسيد كربن , نيكوتين , ارسنيك و مواد راديواكتيو و... است .
اكثر مجامع علمي براين حقيقت گواهند كه سيگار عامل بسياري از امراض خطرناك و حداقل بيش از 20 نوع بيماري مهلك و شناخته شده است .
اكنون اين حقيقت تلخ بر محافل علمي دنيا ثابت شده كه دخانيات عامل مهم ابتلاي به امراض مختلف مانند بيماريهاي قلبي , سرطان و امراض ريوي و تنفسي است .
« موسسه ملي سرطان » در واشنگتن نيز به تازگي دراين زمينه اعلام كرد : سيگاريها 2,5 برابر غير سيگاريها و زنان سيگاري بيش از مردان سيگاري در معرض خطر ابتلا به سرطان مثانه , قراردارند.
به نوشته نشريه « موسسه ملي سرطان » , زناني كه به مدت 40 سال بيش از 40 نخ سيگار در روز كشيده اند , دو برابر بيشتر از مردان در معرض خطر ابتلا به سرطان قرار دارند.
طبق اين گزارش , عوارض ناشي از استعمال دخانيات براي بانوان بسيار خطرناك بوده بطوريكه تعداد زناني كه جان خود را به خاطر سرطان ريه از دست داه اند به مراتب بيشتر از سرطان سينه مي باشد.
همچنين زنان معتاد به استعمال دخانيات دچار عوارض سو در زمان حاملگي , توليد مثل و يائسگي مي شوند.
دخانيات علاوه بر تاثيرات سو بر زنان , بر كودكان آنها نيز اثرات زيانباري مانند اختلالات ذهني , جسمي و رواني رشد را به همراه دارد. اين اقدام درزنان سبب امراضي همچون ناباروري يا باروري با تاخير , سقط جنين و يا بدنيا آوردن نوزاد مرده خواهد شد.
مطالعات ديگري نشان مي دهد كه زنان كم سواد بيشتر از بانوان با سواد سيگار مي كشند , بعلاوه احتمال ترك سيگار توسط بانواني كه هر روز سيگار مي كشند به مراتب كمتر مي باشد.
اين بررسي نشان مي دهد كه 85 درصد از مبتلايان به سرطان ريه و بيماريهاي ديگري كه سيگار درابتلا به آن يك عامل جدي ديده شده , در پنج سال اول جان خود را از دست مي دهند و 87 درصد از زنان در صورتي كه هرگز سيگار نكشيده باشند به مواد مخدر معتاد نخواهند شد.
دراين بررسي 40 درصد از زنان مورد مطالعه كه سيگاري بودند دبيرستان را تمام نكرده بودند , افراد داراي ديپلم دبيرستان 34 درصد , كالج رفته ها و تحصيلكرده ها 24 درصد را تشكيل مي دادند و فقط 14 درصد از افرادي كه دانشگاه را تمام كرده بودند به كشيدن سيگار روي آورده بودند.
سيگار كشيدن بايستي در تمامي اركان جامعه به عنوان امري نامطلوب و ناهنجار اجتماعي محسوب شود تا آتش سيگار در دست جوانان و نوجوانان ما اعم از دخترو پسر رو به خاموشي رود.
آتش گداخته سيگار يك نوجوان خسران غير قابل برگشتي بر ديگر همسالان وي و ديگر بخشهاي جامعه وارد مي كند , بويژه اگر اين نوجوان يك دختر باشد.
سيگار كشيدن يك نوجوان آغازي بدشگون براي سقوط در پرتگاه مرگ و نيستي اعتياد و افزودن پرونده هاي بزهكاري و ناسازگاريهاي اجتماعي است .
اكنون سيگار در هر 15 ثانيه يك قرباني مي گيرد و با ادامه اين روند در 40 سال آينده اين زمان به 5 ثانيه كاهش خواهد يافت .
اگرچه برخي تحقيقات بيانگر اين حقيقت است كه پديده شوم استعمال دخانيات ازكشورهاي توسعه يافته شروع و به ديگر كشورهاي جهان منتقل شده , اما به گزارش سازمان بهداشت جهاني روند مصرف سيگار در كشورهاي توسعه يافته رو به كاهش است و برعكس اين امر دركشورهاي درحال توسعه به شدت در حال افزايش است .
آمار نشان مي دهد كه در دهه هفتادقرن بيستم مصرف سيگار دركشورهاي توسعه يافته 3,25 مرتبه بيشتر ازكشورهاي درحال توسعه بود , اين درحالي است كه اين آمار در سالهاي 92 ـ1990 م كاهش يافت و به 0,75 رسيد .
طبق برآوردهاي سازمان بهداشت جهاني هم اكنون بيش از يك ميليارد نفر سيگاري در دنيا وجود دارند كه بيش از دوسوم آنها دركشورهاي درحال توسعه زندگي مي كنند.
براساس اين آمار حدود 300 ميليون نفر(200 ميليون مرد و100 ميليون زن ) در كشورهاي توسعه يافته و 800 ميليون نفر (700 ميليون مرد و 100 ميليون زن ) در كشورهاي درحال توسعه سيگار استعمال مي كنند.
بررسيهاي معاونت بهداشتي وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي نشان مي دهد كه در سال 73 قريب به 33 درصد از مردان و حدود 9 درصد زنان روستايي و قريب به 32 درصد مردان و 5 درصد زنان 20 سال به بالاي جامعه شهري كشور دخانيات استعمال مي كردند.
بررسي مهندس « زرين احمدزاده » يك كارشناس ارشد بهداشت محيط دراين زمينه نشان مي دهد : 20 درصد جمعيت بالاي 20 سال درايران سيگاري هستند كه اين رقم 6 ميليون نفر از جمعيت كشور را دربر مي گيرد.
درحال حاضر روزانه بيش از 2 ميليارد تومان ازسرمايه هاي كشور فقط توسط سيگاريهادود مي شود كه هزينه آن در سال بالغ بر 700 ميليارد تومان است .
علاوه بر اين زنان به عنوان نيمي ازنيروي كار جامعه و نيروي انساني كارآمد و فعال , خود يكي از مهمتريـن عوامل توسعه مي باشد كه مصرف بي رويه دخانيات و نيز شيوع آن در ميان دختران و زنان به عنوان بزرگترين سرمايه هاي انساني هرجامعه سبب تخريب نيروي انساني مي شود.
اكنون بيگانگان براي فتح مرزها از امواج الكترونيكي بهره مي گيرند وبا مدد ماهواره , اينترنت و رايانه تبليغات گسترده خود را براي ماركهاي مختلف سيگار براحتي به گوش جهان مي رسانند.
در اكثرفيلم هاي سينمايي خارجي قهرمانان و يا هنرپيشه هاي زن فيلم آنگونه سيگار مي كشند كه گويي به راحتي آب مي نوشند. اين امر اگرچه ريشه در فرهنگ بيگانه دارد اما گويي برعادات ورفتار خودي دراين زمينه بشدت تاثيرگذار بوده است .
شايد به همين علت و بسياري از علل ديگر است كه اكنون در گوشه وكنار جامعه بيماري خطرناك « دختران سيگاري » درحال شيوع مي باشد.
از سوي ديگر بسياري از افراد جامعه خواسته و ناخواسته خود نيز در ايجاد چنين غده سرطاني دخالت دارند.
كم نيستند افرادي كه درمقابل چشمان فرزندان خود سيگار مي كشند و يا در محافل به راحتي به يكديگر سيگار تعارف مي كنند , غافل از اينكه فرزند آنها نيز در آينده ممكن است چنين كند.
سيگار اكنون يكي از مهم ترين كالاهايي است كه براحتي در قفسه هاي تمامي مراكز خريد و فروش شهر مكاني ويژه به خود دارد.
اين « كالاي مرگ » حتي در ليست اقلام ضروري بسياري از تعاوني هاي كوچك و بزرگ سازمانها و مراكز خريد وفروش عمده شهر قرار دارد و كم نيستند دكانداراني كه به جاي باقي مانده حساب , به مشتري سيگارمي دهند.
برخي از افراد نيز در حرف مختلف سيگار را جز لاينفك كار خود مي دانند , اينها عادات ناپسند خود را به خانه نيز منتقل كرده و در خانه به دليل ذهنيت « چارديواري اختياري » راحتتر از محيط بيرون ظلم خود را بر اهل و عيال خانه روا مي دارند.

اكنون ديگر ظهر شده و زنگ مدرسه به صدا درآمده است . باز هم از كنار مدرسه اش مي گذرم و باخود مي پندارم آيا او فردا بازهم پنهان از خانواده و اولياي مدرسه اش سيگار خواهد كشيد
دراين كشاكش ذهن , ناگاه نوشته رنگي روي ديوار مدرسه چشمانم را پركرد : « امروز سيگار , فردا اعتياد »
مريم شفيعي