جادو در قاب جادو عيد سعيد فطر سال 1381 در حالي به پايان رسيد كه تلويزيون جمهوري اسلامي ايران همزمان دو فيلم روز و مطرح دنيا را كه مضمون و محتوايي جادويي داشت را براي مخاطبان خود پخش كرد. ارباب حلقه ها در دو قسمت از شبكه دوم سيما و هري پاتر از شبكه تهران . هر چند كه با توجه به شرايط سيماي جمهوري اسلامي پخش اين دو فيلم كاملا اتفاقي و تنها براساس جلب و جذب مخاطب و تنوع در پخش فيلم هاي سينمايي بوده است اما محتواي آنها كمي قابل تامل مي نمايد. جادو و جادوگري و تدوين و توصيف روابط انساني در بستري كه قابليتهاي ويژه اي براي اثر گذاري دارد , تقريبا همه آن چيزي است كه به عنوان پيام از اين دو فيلم براي مخاطبان ارسال شد. البته اگر اين دو فيلم در زماني غير از مناسبت عيد سعيد فطر پخش مي شد , شايد تامل هاي ويژه اي را طلب نمي كرد , اما پخش آنها در مناسبتي مذهبي سبب شد تا اين اتفاق « ويژه » تلقي شود. قابل ذكر است كه ميان جادو و مذهب از مدتها پيش در سينما تضارب و برخورد وجود داشته است و در دوره هاي مختلف تلاش شده است ضمن تعريفي كليشه اي از مذهب , نقش جادو و جادوگري برجسته محققانه توصيف شود. آرمانخواهي در بستر محتوا و مضمون جادو از ديگر موارد قابل ذكر درباره اين دو فيلم است كه به گونه اي موثر شرايط ايده آل خود را در شخصيتها تعريف مي كند. البته آرمانخواهي نه از آن نوع كه مبتني بر فضيلتهاي اخلاقي باشد بلكه از جنس ارزش هاي دهكده جهاني كه در آن رنگ و بويي از مذهب وجود ندارد. البته نكته مهم و قابل ذكر مطالب پيش گفته نيست , بلكه پخش آنها در عيد سعيد فطر و بدون مقدمه يا موخره راجع به محتواي فيلم ها مي باشد. بي مناسبت نيست براي درك آثار پنهان پيام در چنين فيلم هايي و طراحي رسانه اي ويژه اي كه براي آنها شده است از كارشناسان امر دعوت و در كنار مخاطب بحث و بررسي لازم صورت پذيرد. به هر حال وقتي در دنياي امروز فيلمي مورد اقبال مخاطب واقع مي شود , صاحب ويژگي ها و آثاري است كه بازخواني و بازشناسي آنها بسيار ضروري است . نمي توان خيلي ساده انگارانه جذابيت هاي ساختاري و بصري را عامل و انگيزه استقبال مخاطب دانست و نمي توان اقبال مخاطب را امري اتفاقي و ساده تلقي كرد. در دنياي امروز رسانه ها , طراحي و بسته بندي پيام هاي رسانه اي يك تخصص ويژه مي باشد و اثر بخشي بر روي مخاطب ساده به دست نمي آيد. اگر سيماي جمهوري اسلامي ايران قصد پخش فيلم هاي پرفروش و معروف دنيا را دارد , توجه به پيام , باطن و محتواي اين آثار بسيار ضروري است .
| فراسو | پس از فروپاشي طالبان در افغانستان , تلويزيون اين كشور براي نخستين بار در 21 مردادماه 81 پخش اخبار از سراسر دنيا را آغاز كرد. اين اخبار توسط مجريان افغاني در تلويزيون ملي آلمان (دويچه وله ) ضبط شده و از طريق ماهواره به گيرنده هايي كه در كابل نصب شده اند رله مي شود. تلويزيون ملي آلمان (دويچه وله ) هر روز به مدت 10 دقيقه اخبار جهان را به دو زبان كشور افغانستان يعني دري و پشتو پخش مي كند. همچنين قرار است برنامه اي ديگري كه موضوعات ورزشي و مستند را در برمي گيرد به اين دو زبان به كابل ارسال شود. تمامي برنامه هاي تلويزيون دويچه وله به صورت رايگان در اختيار تلويزيون كابل قرار ميگيرد و انتظار ميرود اين همكاري حداقل به مدت يكسال ادامه يابد. لازم به ذكر است تلويزيون ملي آلمان با حساسيت و راهكارهاي مناسب به تهيه و ارسال اخبار براي كابل مي پردازد. اين اقدام با وجود آنكه افغانستان هيچ گونه محدوديتي درباره پخش اخبار سياسي در نظر نگرفته است انجام مي گيرد. تلويزيون ملي آلمان (دويچه وله ) طي 24 ساعت برنامه هاي مختلف فرهنگي , مستند , خبري , ورزشي و مسائل روز را به دو زبان انگليسي و آلماني پخش مي كند.
| وقايع اتفاقيه | همايش يكروزه فرهنگي معاونت طرح و برنامه ريزي و تحول اداري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نخستين همايش « مركز فرهنگي , هنري كشور » را به منظور بررسي وضعيت و مسايل فراروي مراكز فرهنگي روز 22 دي ماه سالجاري در تهران برگزار مي كند. ارائه راهكارهاي فرهنگي و هنري , تدوين چهارچوبي براي همكاري و تعامل بين مراكز فرهنگي از اهداف اين همايش يكروزه اعلام شده است . در اين همايش قرار است 9 مقاله با موضوعات مختلف قرائت و بحث شود و اميد مي رود از سوي مراكز تحقيقاتي با اقبال مناسبي روبرو شود. سكوت معنادار روزنامه آسيا مدتي پيش ادعا كرد رابطه معناداري بين تعداد صندوق هاي قرض الحسنه و ميزان كشف موادمخدر در سه استان خراسان , كرمان و تهران و جود دارد! معاون كل وزير اقتصاد و دارايي نيز با تاكيد ادعاي روزنامه آسيا گفته است : حجم فعاليت صندوق هاي قرض الحسنه در سه شهر فوق حتي از حجم فعاليت بانك ها نيز فراتر رفته است . پيش از اين صندوق بين المللي پول و بانك جهاني نسبت به گسترش پديده پول شويي در اقتصاد ايران هشدار داده بودند. گفتني است مدتي است كه صندوق هاي قرض الحسنه دچار بحران هاي جدي شده اند و پس از مدت زمان كوتاهي كه در رسانه ها به موضوع بحران يعني رباخواري پرداخته شد , ناگهان با سكوت مواجه شد. سكوتي كه از رابطه توصيف شده معنادارتر است . جا دارد همكاران روزنامه نگار به جذر و مدهايي كه درباره يك خبر شكل مي گيرد توجه بيشتري داشته باشند. لازم به ذكر است پيش بيني مي شود بخشي از پديده پولشويي در حوزه اي از فرهنگ و هنر كه سودآور مي باشد , هزينه مي شود. نظارت و راهروهاي وزارت ارشاد يكي از روزنامه هاي صبح در صفحه سينمائي هفته گذشته خود طي مقاله اي , بحث نظارت بر سينماي ايران را به چالش گذاشته و نوشته است هميشه در راهروهاي وزارت ارشاد و سازمان هاي سينمائي فيلمنامه نويسان , كارگردانان و... را مي بينيم كه فيلمنامه به دست به دنبال مديران مي دوند تا از آنها بپرسند مشكل كارشان كجاست ! اين تصوير به شكل روشني مي گويد كه نظارت در سرزمين ما مشكل مديريت است تا مشكل هنرمندان و هنوز مديران سينمائي نمي دانند چگونه بايد نظارت را اعمال كنند. اگر مي دانستند آن را به فيلمسازان منتقل مي كردند و نتيجه اين نمي شد كه اكنون فيلمسازي , به حرفه اي تبديل شده كه هر كسي مي تواند به راحتي آن را تعطيل كند! از قرار مساله نويسنده مقاله فوق , اعمال نظارت بر دو فيلم نفس عميق ساخته پرويز شهبازي و خانه اي روي آب ساخته بهمن فرمان آرا بوده است . ساز ناكوك تئاتر از مركز تصميم گيري تئاتر كشور بوهاي خوشي به مشام نمي رسد. ارزيابي و بررسي عملكرد مركز هنرهاي نمايشي طي شش ماه اخير حاكي است كه مديريت , سازماندهي و درك فرهنگي از مقوله تئاتر در اين مركز دچار كاستي هاي فراواني شده است . تئاتر شهر , ساز خود را مي زند , مركز هنرهاي نمايشي بر سبيل خود راه مي پيمايد و بقيه هم كار خود را مي كنند . متاسفانه طي 6 سال اخير روند تئاتر كشور علي رغم سرمايه گذاريهاي خوبي كه در آن انجام گرفت متاثر از شعارهاي سياسي و مد روز سمت و سوي درستي را طي نكرده است و سيري قهقرايي داشته است . بي مناسبت نيست تا معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تجديدنظري اصولي و اساسي براي مركز هنرهاي نمايشي داشته باشد. برزيده با نهمين جشنواره رفت همزمان با مراسم اختتاميه نهمين جشنواره سينماي دفاع مقدس , عبدالحسين برزيده استعفا داد. دبير انجمن سينماي دفاع مقدس كه با فيلم دكل شناخته شده مي باشد در اين رابطه گفته است : « فقط دلايل كاري موجب استعفاي من نشده است بلكه مسائل مختلف در زمينه دفاع مقدس و نوع نگرش مسئولان سبب اين تصميم بوده است . » وي همچنين اضافه كرده است كه ; تغيير نگرش مسئولان به سينماي دفاع مقدس و فرهنگ دفاع مقدس شرايط توفيق آن است . رفتن برزيده از مسئوليت اجرايي انجمن سينماي دفاع مقدس با توجه به اينكه شرايط آمدنش بسيار ويژه بود , اتفاق شايسته اي براي سينماي دفاع مقدس نيست . اميد است مسئولان امر با تغيير نوع نگرش خود مسائل مختلف را كه سبب اين اتفاق بوده است را شناسايي كنند. پيام تلفني براي مراسم ادبي ! بازار انواع جايزه ها و مراسم اعلام برگزيدگان ادبي بيش از يكسال است كه در كشور داغ شده است . جايزه ادبي مهرگان , كتاب سال گلشيري , جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات , جايزه ادبي يلدا و... هر كدام معيارهاي خاص خود را براي بررسي و معرفي آثار برجسته ادبي دارند. اما جالب اينكه تقريبا برگزيده هايشان مشترك است . آنچه از شيوه برگزاري چنين مراسمي و محتواي آنها مي توان درك كرد , نوعي حركت و فعاليت در كنار فعاليتهاي دولتي و گاه متضاد با آن مي توان تعبير كرد. شاهد كلام پيام رضا قاسمي نويسنده ايراني مقيم فرانسه است كه به صورت ضبط شده از طريق تلفني در مراسم اهدا جوايز بنياد گلشيري پخش شد. در اين پيام آمده بود : « گمان مي كنم امروز ما به اين خود آگاهي رسيده ايم كه ادبيات داخل و خارج دو تصوير متفاوت هستند و نه دو تصوير مختلف , درست مثل تفاوت تصوير هر يك از دو چشم . » گفتني است رضا قاسمي در مراسم امسال بنياد گلشيري , جايزه اولين رمان چاپ شده در ايران را از آن خود كرد. اين رمان جايزه ويژه مهرگان ادب و جايزه نويسندگان و منتقدان مطبوعات را نيز به خود اختصاص داده است . تحليل ضمني گفته ها و محتواي برگزاري مجالس اهدا جوايز ادبي نشان مي دهد كه روندي از قبل پيش بيني شده و هدفمند را طي مي كنند و نگاه خاصي به ادبيات معاصر را ترويج و تبليغ مي كنند. ديوار گفت و گوي تمدنها يك بناي ياد بود شهري به انگيزه سال گفت و گوي تمدنها در حوالي اتوبان شهيد چمران تهران ساخته مي شود. « ديوار گفت و گوي تمدنها » به عنوان نشان و ياد بود قرار است توسط سازمان زيباسازي شهرداري تهران ساخته و به بهره برداري برسد. مدير عامل سازمان زيباسازي شهرداري تهران تصريح كرده است اگر نوجوانان و جوانان ما با تاريخ و فرهنگ خود به خوبي آشنا شوند , به سادگي در مقابل سيل فرهنگ وارداتي و هجوم تبليغاتي بيگانگان تسليم نمي شوند! پرده آخر سينماي ايران در شرايطي كه در هر فصل يك نوع جشنواره هنري سينمائي در كشور برپا مي شود و علي رغم سياستگذاريهاي مختلف تنها چند فيلم در همه آنها صاحب جوايز و تعاريف عالي مي شوند , جشنواره اميد كه از 22 تا 27 آذرماه در شهر رشت برگزار شد , فيلم « پرده آخر » ساخته واروژ كريم مسيحي را به عنوان فيلم برگزيده سينماي ايران از آغاز انقلاب تاكنون معرفي كرد. اين فيلم كه در بخشي از نگاه منتقدان در جشنواره سينمائي اميد برگزيده شده است به دنبال خود اسامي فيلم هايي چون آژانس شيشه اي , بادبادك سفيد , باشو , بازمانده , ديده بان , زماني براي مستي اسبها , سفر به چزابه , ناخدا خورشيد و ماديان را داشته است .
| پديده استعفا | تجربه , دانش و نظام مديريت فرهنگي ثسعيد غفاري 1 ـ در فرهنگ عامه ما و در روابط اجتماعي موجود معمولا آنها كه مي روند پس از طي مقدماتي صاحب جايگاه و شان در افكار عمومي مي شوند. به اين معنا كه از آنها تجليل هاي اغراق شده مي شود , از كمالات , اخلاقيات , مديريت و كياست آنها سخن ها گفته ها مي شود و بر هر كوي و برزن از عدم درك و قدرناشناسي نسبت به وي اظهار تاسف مي شود. اما همين افكار عمومي هنگامي كه فردي چنين لايق بر مسند تصميم گيري و تمشيت امور مي باشد , از ناتواني , نادرستي و كاستي وي بسيار سخن مي گويند و كليت نظام مديريتي را به خاطر وجود چنين شخصي ذليل و ذبون مي پندارند. فارغ از اينكه نظام مديريت در كشور دچار مشكلات و بيماريهاي فراواني است و مديران نالايق نيز در اين نظام وجود دارند , آنچه ذكر شد رويدادي حاكم و هميشگي بر افكار عمومي است , كه درست يا نادرست كار كردهاي خاص خود را دارد. البته غرض نگارنده از بيان تكه اي از فرهنگ عامه اشاره و ورود به اين مساله مهم بود كه از قرار , نظام تصميم گيري و مديريت فرهنگي كشور نيز متاسفانه به اين آفت گرفتار شده است . خصوصا در بخش فرهنگ , هنر و ارتباطات كه سهم مديران , علي رغم پنهان بودن , سهمي ويژه و ارزنده مي باشد و به روزگاران و مرور ايام آثار و يا احيانا عوارض خود را بر كليت نظام فرهنگي جامعه بر جاي مي گذارند. به عبارت روشن , پس از مدتي بحث و بررسي و كندو كاو , مديري مناسب براي يك بخش فرهنگي يا هنري انتخاب ميشود و با سلام و صلوات در بوق و كرنا مي شود كه بله , فلاني مسئوليت فلان بخش سينمائي يا فرهنگي را پذيرفت . آن بنده خدا هم طي يك مصاحبه مطبوعاتي اهداف , برنامه و استراتژي هايش را اعلام مي كند تا انشا الله بتواند منشا خير و تحول باشد. اما همين آدم پر انرژي , صاحب ايده و انگيزه كه بسيار برنامه ها و برنامه ريزيها دارد , پس از مدتي كه شايد به دو سال هم نينجامد , ترجيح مي دهد استعفا دهد. نظام مديريت فرهنگي جامعه ما نيز متاسفانه به اين جذر و مدهاي مكرر عادت كرده است واز فرط تكرار , حساسيت و پي گيري نسبت به وقوع پديده « استعفا » را از دست داده است . نگاهي به سازمانهاي فرهنگي , هنري جامعه و ورود و خروج مديريتها در آنها شاهد ادعاست و به روشني مي توان طي بيست سال اخير نموداري از واژه و اثر حكم مديريت و واژه استعفا را ترسيم كرد. اما چرا در ابتداي فعاليت و حضور افراد به عنوان مدير , انگيزه ها بسيار و اميدها فراوان است در حالي كه پس از گذر ايام , كه مي تواند بسيار كوتاه هم باشد , نااميدي و احساس نامطلوب , مدي رو مجموعه اش را در برمي گيرد و در نهايت استعفا چاره نهايي و بهترين به حساب مي آيد. 2 ـ عبدالحسين برزيده كارگردان سينما و دبير انجمني سينماي دفاع مقدس همزمان با پايان يافتن نهمين جشنواره فيلم دفاع مقدس از سمت خود استعفا داد. نگارنده ابتداي حضور برزيده را به ياد مي آورد كه در چندين خبر و گفت و گوي مطبوعاتي ضمن آسيب شناسي وضعيت مستقر و حاكم بر توليد فيلم هاي دفاع مقدس انجام اصلاحات , دگرگوني و تحول را از اهم برنامه هاي خود ذكر كرده و بسيار اميدوار و مطمئن چشم اندازي مطلوب تر را براي آينده سينماي دفاع مقدس ترسيم مي كرد. در اينجا قصد آن ندارم كه شعارهاي برزيده را مرور و نقد كنم و يا حتي از آمدن و رفتن او سخن بگويم . مساله اي كه مهم ترين مي نمايد , شرايطي است كه به هر حال تكراري شده و راه حلي است كه در نهايت با واژه استعفا تمام مي شود. اساسا چرا يك مدير فرهنگي در كليت نظام مديريتي كشور مجبور به استعفا مي شود و چرا نظام مديريتي كشور نسبت به اين نشانه ها ذكاوت و درك حساس را ندارند چرا حساسيت افكار عمومي و حتي مطبوعات نسبت به رفتن مديران فرهنگي بسيار كم مي باشد و معمولا در چنين رويدادهايي فرصت ريشه يابي , بحث و بررسي از دست مي رود. مگر منابع انساني مهم ترين ركن مديريت هر كشور محسوب نمي شوند و مگر به حاشيه رفتن منابع با استعداد و با تجربه زمينه نامناسب و ناشايستي را براي تصميم ها و اتفاقات بدتر فراهم نمي آورد ! آيا هزينه انجام شده براي تجربه و دانش مديران فرهنگي محاسبه شده است و... و ده ها پرسش ديگر كه پاسخ به آنها همت افكار عمومي , نشريات و دست اندركاران را طلب مي كند. برزيده در ذكر دلايل استعفا خود در جائي سخن از نگرش مسئولان برده است . همين امر نگارنده را تحريك مي كند تا بيشتر و بيشتر بر شرايط حاكم بر مديريت فرهنگي كشور تاكيد و تامل داشته باشد. چهار چوبهاي مبهم , استانداردهاي پائين انساني و ادراكي , مديريت كوتوله سالار و فقدان تحليل و درك جامع از امروز و فرداي فرهنگي جامعه , شايد از جمله دلايل بسياري باشند كه شرايط نظام مديريت فرهنگي جامعه را دچار مسائل و معضلات بسيار و ناخوانا كرده است . در واقع بايد گفت تقريبا نسبت به معيوب و نامتعادل بودن نظام مديريت فرهنگي جامعه همه عقلاي قوم , دست اندركاران و هنرمندان اتفاق نظر دارند , اما چه بسيار مسائل مبهم و ناخوانايي كه علي رغم همه تلاش ها در نهايت آسيب خود را بر جاي مي گذارند و سرمايه هايي كه از دست مي رود. اين سرمايه ها كه بخشي از آن منابع انساني است , قطعا ديگر قابل بازگشت نخواهند بود. پرسش محوري در ادامه بحث اين است كه آيا پديده « استعفا » به دليل ويژگي هاي فردي است يا به دليل شرايط نامساعد و آب و هواي نامطلوب حاكم بر نظام مديريت فرهنگي كشور رخ مي دهد در ادبيات مديريت گفته مي شود اگر يك بخش از سازمان و يا يك سازمان موثر اجتماعي مديران بسياري را به خود ديده است و همواره پس از مدتي مدير ترجيح مي دهد از فعاليت خود كناره گيري كند , اشكال از سازمان و نظام گردش فعاليت است . اين معنا ضمن اينكه شاخص مناسبي را براي ارزيابي مديريت افرا دبه دست مي دهد اين نكته را نيز گوشزد مي نمايد , كه آسيب شناسي نظام مديريت بسيار مهم و لازم است . 3 ـ چند سال پيش در ارتباط با تلويزيون « ان . اچ . كي » ژاپن امكان ديدار با يكي از مديران ارشد آن كه بازنشسته شده بود برايم فراهم آمد. طي گفت و گويي كوتاه با وي كه مردي پنجاه و هشت ساله نشان مي داد متوجه شدم در نظام رسانه اي ژاپن و خصوصا تمامي مديران ارشد اين سازمان رسانه اي ـ فرهنگي پس از ) NHK ( بازنشستگي به فراخور تجربه و مهارتهايشان در شوراهاي نظارت و مشورتي به كار گماشته مي شوند. در واقع از گردونه فعاليت رسانه اي و فرهنگي خارج مي شوند و تا آنجا كه موثر و علاقه مند هستند در كنار (ان .اچ .كي ) مي مانند. اين تدبير ضمن اينكه از خروج تجربه و دانش جلوگيري مي كند دلگرمي و احساس تعلق تمامي مديران را نيز افزايش مي دهد و عزت نفس آنها را نيز تقويت مي كند. به زعم نگارنده « عزت نفس » مدتهاست كه در نظام مديريتي جامعه ما ناياب و تبديل به يك گوهر دردانه شده است . اين در حالي است كه ادبيات ديني و فرهنگي جامعه ما بيش از ساير كشورها بر اخلاقيات و آداب نيكو تاكيد و تبليغ دارد. اما مكانيزم و تكنولوژي استفاده از اين مفاهيم در نظام اجتماعي ما هنوز كشف نشده است . البته بايد تاكيد كرد كه آنچه در ان .اچ .كي مي گذرد از آنجا كه مبتني بر نظامي است كه شايسته سالاري بر آن حاكم مي باشد قطعا مفيد بوده و سبب ارتقا و كمال فعاليتهايشان مي شود. همانطور كه پيش تر گفته شد , نبود استانداردهاي كيفي در عرصه مديريت فرهنگي جامعه , چهارچوبهاي نامفهوم و حاكميت نظام سليقه بر دانش و تدبير شرايط نامساعدي را سبب شده است كه يكي از نشانه هاي آن پديده استعفا مي باشد. البته مديراني هم وجود دارند كه به دلايل مختلف استعفا را ترجيح نمي دهند , اما حضورشان , حضوري بي خاصيت است و در روزمره گي دست و پا مي زنند. و يا مديراني ديگر كه شرايط نامساعد پيش گفته فصل انتفاع و امتياز آنها براي مشغوليتهاي شخصي شان به حساب مي آيد. اين همه ضرورت بررسي و محاسبه دقيق نظام مديريت فرهنگي جامعه را بسيار لازم مي نمايد. اين ضرورت با اين پرسش اهميت بيشتري مي يابد كه چرا علي رغم اين همه هزينه اي كه در بخش فرهنگ در كشور انجام شده است , وضعيت نامطلوب فعلي قابل مشاهده است و چرا تصورات و اهداف فرهنگي نوشته شده در برنامه ها در حداقل ممكن محقق شده است .
| | | |