روزنامه جمهوري اسلامي 03/10/1381 صفحه سياسي

تركيه بر سر دو راهي !
* افغانستان قرباني دشمنان خارجي و داخلي
تركيه بر سر دو راهي !


در حاليكه زمزمه هايي براي تغيير قانون اساسي تركيه در جهت فراهم آمدن امكان حضور « رجب طيب اردوغان » در جايگاه نخست وزيري تركيه شنيده مي شد , تعجيل او براي معرفي « عبدالله گل » به سمت نخست وزيري تعجب ناظران امور تركيه را برانگيخت .
پس از پيروزي حزب اسلام گراي « عدالت و توسعه » به رهبري طيب اردوغان در انتخابات گذشته تركيه , هر چند رهبري اين حزب به دليل محكوميت قضايي به اتهام آنچه كه ترويج دولت مذهبي خوانده مي شد , از به دست گيري مقام هاي دولتي محروم شده بود , اما با توجه به اينكه ژنرال هاي ترك براي بدست آوردن دل اروپائيان و فراهم آوردن امكان عضويت تركيه در اتحاديه اروپا امتيازات زيادي به مخالفين داده بودند , برخي ناظران از احتمال تغيير قانون اساسي به نفع اسلام گرايان و هموارساختن راه براي پيروزي اردوغان در جايگاه نخست وزير خبر داده و تاكيد كرده بودند كه با توجه به شرايط حاضر اميد اسلام گرايان براي حضور در پست هاي ارشد تركيه بيشتر شده است .
اما در عين حال رجب طيب اردوغان ترجيح داد كه معاون خود كه اسلام گرايي معتدل است و براي بسياري از رهبران داخلي و خارجي , چهره اي شناخته شده محسوب مي شود را به عنوان نامزد پست نخست وزيري تركيه معرفي كند; عبدالله گل كه پيش از اين چندين بار در جايگاه نماينده احزاب اسلام گرا در پارلمان تركيه حضور داشته از ابتداي به قدرت رسيدن اسلام گرايان , همراه نجم الدين اربكان درحزب رفاه در صحنه سياسي حضوري فعال داشت و پس از انحلال حزب رفاه نيز همراهي با اسلام گرايان را در حزب فضيلت و سپس باتاسيس حزب عدالت و توسعه ادامه دارد.
بدين ترتيب عبدالله گل طي سالهاي گذشته با فعاليت هايش در متن احزاب سياسي , عملا به چهره اي شناخته شده تبديل گرديد و به دليل داشتن مواضعي معتدل و عاقلانه همواره خوشنامي خود را حفظ كرد چنانكه يكي از سخنگويان اتحاديه اروپا از انتشار خبر انتصاب عبدالله گل به سمت نخست وزيري تركيه ابراز خوشحالي و اظهار اميدواري كرد كه در اولين فرصت امكان ملاقات حضوري ميان عبدالله گل با مقامات اتحاديه اروپا فراهم آيد.
البته علي رغم وجود اين مولفه هاي اميدبخش , مشكلات مهمي بر سر راه دولت حزب عدالت و توسعه , خودنمايي مي كند. پيوستن تركيه به اروپا كه پس از سخنان « والري ژيسكاردستن » به مشكلي پيچيده براي آنكارا تبديل شده است , اتحاد بخش هاي شمالي و جنوبي قبرس كه همچنان بر روابط اين كشور با يونان و مالا اتحاديه اروپا تاثير منفي مي گذارد , مشكل كردهاي تركيه كه علي رغم دستگيري عبدالله اوجالان هنوز هم ادامه دارد , تلاش براي برقراري موازين حقوق بشر و آنچه كه از سوي اتحاديه اروپا به عنوان معيارهاي كپنهاگ تعبير مي شود , سايه سنگين نظاميان ترك بر سياست آنكارا و نزديكي مفرط ايشان به تل آويو و واشنگتن كه تركيه را در جهان اسلام منفعل نموده است , بحران عراق و تعاملات في مابين بغداد و آنكارا , نابساماني هاي اقتصاد تركيه و فشارغيرقابل تحمل هزينه ها و تورم بر شهروندان ترك و ... فهرست بلند بالايي از چالش هاي فراروي دولت اسلام گراي عبدالله گل را به نمايش درآورده است . افزون بر اين در حال حاضر تركيه علاوه بر كلوپ كشورهاي اسلامي , در سازمان همكاري اقتصادي (اكو) نيز عضويت دارد و رهبران تركيه مي بايد ميان هويت اسلامي ـ آسيايي تركيه با تمايلات اروپايي دولتمردان كشورشان , موازنه اي منطقي برقرار نمايند.
ناظران سياسي همچنين باتوجه به اختلافات احتمالي ميان طيب اردوغان در جايگاه رياست حزب وعبدالله گل درجايگاه نخست وزير از احتمال شكست و يا حداقل ناكارآمدي اين دولت حزبي خبر مي دهند و پيش بيني مي كنند كه در چنين صورتي ممكن است برگزاري انتخابات زودهنگام پارلماني ضرورت يابد. بر اين پايه اگر رهبران حزب اسلام گراي عدالت و توسعه , چنانكه عبدالله گل نيز در نخستين مصاحبه مطبوعاتي اش تاكيد كرده است بهبود شرايط معيشتي مردم تركيه را در سرلوحه برنامه هاي كاري خويش قرار دهند و ميان تمايلات غربي رهبران با روحيه شرقي شهروندان موازنه اي معقول برقرار نمايند , آن گاه احتمال تثبيت حكومت اسلام گرايان كه اميدهاي زيادي را در نزد افكار عمومي تركيه برانگيخته است , به شدت افزايش مي يابد.
نادر كريمي جوني



افغانستان قرباني دشمنان خارجي و داخلي




همايش بين المللي « افغانستان ; چشم انداز تحولات آتي » در هفته جاري در تهران برگزار شد اين همايش كه با حضور مقامات كشورهاي مختلف و هياتهاي نمايندگي سازمانهاي منطقه اي و بين المللي ترتيب يافت در سالگرد شروع كار دولت حامد كرزي رئيس دولت افغانستان برگزار شده است .
ناظراني كه بيطرفانه به رويدادها و تحولات افغانستان طي يكسال اخير نگريسته اند , معتقدند اگر چه لويه جرگه به عنوان مجلس نمايندگان و همچنين دولت افغانستان در اين يكسال تشكيل شد ولي معضلات عمده اي كه طي دو دهه اخير جان و مال و هستي ملت افغانستان را آزار داده يعني ناامني , فقر و گرسنگي , توليد و رونق موادمخدر و از همه مهمتر , حضور نيروهاي اشغالگر بيگانه كه بي اعتنا به دولت كابل اهداف خاص خود را در افغانستان دنبال مي كنند هنوز مرتفع نگرديده است . واقعيت اين است كه با گذشت يكسال از شروع به كار دولت كرزي هنوز جامعه اين كشور آرامش موردانتظار خود را بدست نياورده است .
درگيري و ناامني در اين كشور به ويژه در مناطق شرقي آن همچنان ادامه دارد , كشت و توليد موادمخدر هنوز متوقف نشده است , از بازسازي و حمايتهاي وعده شده دولتها به افغانستان خبري نيست و طبعا بهداشت , آموزش , اعتماد و امنيت , همچنان واژه هاي بي مفهومي در جامعه افغانستان هستند. استقلال افغانستان با اشغال اين كشور توسط ارتش هاي بيگانه خدشه دار شده و حضور نظاميان غربي تاثيرات نامطلوبي بر روحيه استقلال طلبانه ملت افغانستان گذارده است .
با وجود گذشت بيش از 15 ماه از حملات 20 شهريور آمريكا و تبليغات گسترده اين كشور براي نسبت دادن اين حملات به بن لادن و نيروهايش و عليرغم يكسال حملات هوائي و زميني آمريكا به شهرهاي افغانستان هنوز خبري از بازداشت بن لادن يا ملاعمر نيست . حتي هلاكت پي در پي نظاميان آمريكائي و ساقط شدن گاه و بيگاه هليكوپترهاي آنان در نقاط مختلف افغانستان نشان از فعال بودن باقيمانده نيرو و قدرت طالبان و القاعده براي تاثيرگذاري در سرنوشت تحولات اين كشور دارد.
عملكرد نيروهاي غربي در افغانستان حتي در روند پيشرفت كار دولت حامد كرزي نيز ايجاد خلل كرده و سبب گرديده كه وي طي يك سال اخير كه از عمر حكومتش مي گذرد , نتواند آرامش و ثبات و امنيت مورد انتظار در افغانستان و حداقل رفاه را كه وعده بازگشت آن را به مردم اين كشور داده بود , برقرار نمايد. كرزي در اين يكسال به دفعات از خلف وعده دولتهاي غربي در تامين كمكهائي كه وعده آن در اجلاس بن به مردم افغانستان داده بودند انتقاد كرده است .
خطاي بزرگ نظاميان آمريكايي اين است كه تصور مي كردند با تثبيت حضور اشغالگرانه خود در افغانستان قادر به برقراري امنيت و ثبات در اين كشور بيگانه ستيز خواهند شد ولي اين خيالي واهي بيش نبوده است . در اين يكسال هم مقامات آمريكائي و هم مقامات دولت كرزي در قضاوتها و اظهارنظرهاي خويش تلاش كردند اوضاع افغانستان را آرام و امن جلوه دهند و مردم را « راضي » از اوضاع فعلي معرفي كنند.
در چهارچوب اين تفكر نه جنايات نظاميان آمريكائي در كشتار غيرنظاميان افغان بزرگ جلوه داده شد و نه حتي كشته شدن سربازان آمريكائي در افغانستان و طغيانهائي كه در گوشه و كنار اين كشور عليه دخالتهاي آنان وجود دارد , نشانه هاي ناامني در كشور تلقي گرديد. به رسانه هاي گروهي آمريكا و به ساير رسانه هاي جهان نيز اجازه فعاليت آزادانه در افغانستان داده نشده تا جهانيان از آثار زيانبار حضور مداخله جويانه آمريكا در افغانستان آگاه شوند.
واقعيت اين است كه اگر بخواهيم عوامل تهديد كننده امنيت در جامعه افغانستان را برشمريم بايد در راس آنها حضور اشغالگرانه نيروهاي متجاوز و بيگانه را قرار دهيم , پديده اي كه طي 2 دهه اخير جان و مال و هستي و حاكميت ملي و تماميت ارضي اين كشور را در معرض آسيب قرار داده است . كشور بحران زده افغانستان امروزه بيشتر از خطر طالبان يا نيروهاي القاعده , در معرض تهديد استقرار دائمي پايگاههاي نظامي آمريكا و ناتو قرار دارد. آمريكائيها بيش از آنكه براي قلع و قمع طالبان و القاعده به افغانستان آمده باشند براي اردو زدن پشت دروازه هاي آسياي ميانه , كنترل اطلاعاتي قدرت اتمي پاكستان , چين و روسيه , مزاحمت براي جمهوري اسلامي ايران و چنگ اندازي به منابع نفت و گاز منطقه به افغانستان آمده اند.
بديهي است اگر مردم افغانستان امنيت نظاميان متجاوز آمريكائي را در اين كشور مورد تهديد قرار داده اند , نظاميان آمريكائي در افغانستان , خليج فارس و نقاط ديگر , امنيت تمامي منطقه را در معرض تهديد و آسيب جدي قرار داده اند.
پس از عامل اشغال كشور توسط قواي بيگانه , نارضائي همسايگان افغانستان نسبت به تحولات جاري اين كشور از ديگر عواملي است كه بي توجهي به آن مي تواند در مسير تلاشهائي كه براي ايجاد ثبات سياسي در اين كشور صورت مي گيرد , ايجاد مانع نمايد. دولتمردان پاكستاني اگر چه در يكسال اخير تلاش كرده اند تا خود را با طرحها و برنامه هاي آمريكا راجع به افغانستان كاملا همسو سازند , ولي اين همسوئي به بهانه از بين رفتن استراتژي چندساله اسلام آباد در ايجاد جنبش طالبان و تجهيز و تسليح افراد اين جنبش صورت گرفته است و لذا فعاليتهاي جاري در افغانستان كه كاملا مغاير با آن استراتژي است نارضائيهاي بنيادي در ميان نخبگان سياسي و مذهبي پاكستان ايجاد كرده است .



جمهوري اسلامي ايران نيز از اينكه آمريكا و اروپا در پشت مرزهاي شرقي اين كشور اردو بزنند احساس آرامش نمي كند. هند , روسيه و جمهوريهاي آسياي مركزي نيز با نگراني روند تمركز قواي آمريكا و اروپا و تاسيس پايگاه نظامي غرب در جوار خود را دنبال مي كنند. نارضائي اين مجموعه داراي هر دليلي باشد , مي تواند براي ثبات جامعه آينده افغانستان يك « تهديد » تلقي شود.
عامل ديگري كه ثبات افغانستان را مورد تهديد دائمي قرار داده , فراواني اسلحه در اختيار مردم است . به موجب يك آمار 5 ميليون اسلحه در افغانستان , مفقود است و دست كم 300 هزار نفر مسلح غيررسمي در اين كشور فعالانه حضور دارند. صرفنظر از خطر وجودي نيروهاي وفادار به بن لادن يا طالبان , اصولا رواج اسلحه در جامعه افغانستان همواره يك خطر براي ثبات و امنيت اين كشور بوده است . بسياري از افرادي كه عضويت در گروه خاصي را نيز ندارند , در جامعه افغانستان مسلح هستند. فراواني سلاحهاي غيرمجاز در دست افراد عادي و غير مسئول خطر ديگري است كه فراروي برنامه هاي دولت كرزي براي بازگرداندن امنيت وآرامش به كشور خودنمائي مي كند.
فقر , گرسنگي , بي خانماني و تشديد فلاكت اقتصادي كه حاصل 23 سال جنگ داخلي در افغانستان است , از ديگر عوامل بي ثباتي اجتماعي و سياسي در اين كشور است . مبارزه با قحطي و گرسنگي كه بايد در راس برنامه هاي دولت كرزي باشد , از دغدغه هاي اصلي و از مشكلات بنياني اين كشور بحران زده است . كمبود يا نبود موادغذائي و نبود سوخت براي زمستان و بي ارزش شدن شديد ارزش پول در افغانستان مشكلات اقتصادي مردم رنجور و فقير اين كشور را تشديد كرده است . نجات مردم از فقر و گرسنگي , از نيازهاي اوليه آنان است .
علاوه بر اين فقدان پول و اعتبار در كشور براي بازسازي جامعه ويران شده افغانستان از ديگر مشكلات زيربنائي اين كشور است . شرايط سخت بانكهاي جهاني و موسسات پولي بين المللي براي اعطاي وام نيز اگر اوضاع كشورهاي نيازمند را بدتر از آنچه كه هستند (مانند آرژانتين ) نكند , آن را بهبود نخواهد بخشيد. بنابر اين فقدان مطلق توانائي مالي و شرائط دشوار دستيابي به اعتبارات بين المللي براي نجات دادن اقتصاد كشوري كه همه چيز خود را از دست داده است , يك مشكل عمده براي افغانستان تلقي مي شود.
مشكل ديگر جامعه افغانستان رواج بي بند و باري و مفاسد اخلاقي و تبعات فرهنگي و اجتماعي آن است كه بويژه قشر مومن ومتدين جامعه سنتي و اسلامي اين كشور را آزار مي دهد.
تجربه كشورها و ملتهاي مستقل و ناوابسته به بيگانگان نشان داده است كه فائق آمدن بر اين مشكلات جز با اتكا به اراده ملت و تكيه بر توانمنديهاي سياسي فرهنگي و استعدادهاي اقتصادي افغانستان قابل حل نمي باشد. در پس هر كمك و خدمتي كه دولتها يا موسسات بين المللي به افغانها ارائه مي دهند , هزاران توقع و انتظارات نامعقول وجود دارد.
گرچه امروز افغانستان هيچ چيزي ندارد تا با تكيه بر آن بتواند روابط مساوي و پاياپاي با دولتها برقرار سازد ولي هشياري در اين زمينه كه مبادا نياز ملت افغانستان به كمكهاي اقتصادي سياسي بستر لازم براي سلطه بيگانگان بر اين كشور را فراهم آورد بسيار ضروري بنظر مي رسد.
اگر بخواهيم عوامل تهديد كننده امنيت در جامعه افغانستان را برشمريم بايد در راس آنها حضور اشغالگرانه نيروهاي متجاوز و بيگانه را قرار دهيم , پديده اي كه طي 2 دهه اخير جان و مال و هستي و حاكميت ملي و تماميت ارضي اين كشور را در معرض آسيب قرار داده است .
آمريكائيها بيش از آنكه براي قلع و قمع طالبان و القاعده به افغانستان آمده باشند براي اردو زدن پشت دروازه هاي آسياي ميانه , كنترل اطلاعاتي قدرت اتمي پاكستان , چين و روسيه , مزاحمت براي جمهوري اسلامي ايران و چنگ اندازي به منابع نفت و گاز منطقه به افغانستان آمده اند.
به موجب يك آمار 5 ميليون اسلحه در افغانستان , مفقود است و دست كم 300 هزار نفر مسلح غيررسمي در اين كشور فعالانه حضور دارند.
فقدان مطلق توانائي مالي و شرائط دشوار دستيابي به اعتبارات بين المللي براي نجات دادن اقتصاد كشوري كه همه چيز خود را از دست داده است , يك مشكل عمده براي افغانستان تلقي مي شود.