با توجه به چگونگي تاسيس دانشگاه در كشور و اهميت اين مقوله در استعمار فرهنگي كه زيربناي استعمارهاي سياسي و اقتصادي است و به استعمار نوين شهرت يافته , تلاش همه جانبه اي صورت گرفت تا نقش دانشگاه و دانشگاهي بازسازي شده و در خدمت مردم , انقلاب و نظام اسلامي قرار گيرد. تشكيل ستاد انقلاب فرهنگي به فرمان امام در خرداد ماه 1359 و حمايت دانشگاهيان با محوريت انجمنهاي اسلامي دانشجويان و جنبه قانوني يافتن اين امر با فرمان ديماه 1359 رهبر كبير انقلاب اسلامي كارهاي برنامه ريزي , تدوين كتب و تشكيل هسته هاي گزينش براي به ثمر نشستن انقلاب فرهنگي آغاز و سرانجام در سال 1361 دانشگاهها با هويتي جديد بازگشائي گرديد . سخت گيريهاي اول كار و تاكيدات مكرر امام و دوران خاص دفاع مقدس اين مسئله را ثابت كرد كه دانشگاه و دانشجو در صورتيكه بصورت صحيح و با هدف خدمت به مردم شكل بگيرد , چگونه مي تواند مفيد و مثمرثمر واقع شود. خدمات دانشگاهيان در كنار ساير اقشار مردم به جبهه و جنگ و سازندگي كشور يكي از برگهاي زرين انقلاب فرهنگي بود. رشد روزافزون انجمنهاي اسلامي دانشجويي بعنوان نهادهاي مدني غيردولتي , حضور پرشور دانشگاه و دانشجو را در صحنه هاي مختلف انقلاب اسلامي رقم زد. حضور پررنگ و با نشاط دانشجويان در صحنه هاي مختلف نظام اسلامي كه با توسعه آموزش عالي هر روز بيشتر مي شد يكبار ديگر اهميت ويژه دانشگاه و دانشجو را در تحولات پرشتاب جامعه به اثبات رساند. از ويژگيهاي دوران جديد آموزش عالي در نظام اسلامي اين بود كه نقش محوري دانشجو به تبعيت از نظام مردمسالار ديني پررنگتر گرديده و نقش مديريت از بالا كه همخواني زيادي با نقش استعماري داشت تضعيف شده بود. اين مسئله اگرچه دست آورد بسيار مثبتي بود , اما از آنجائيكه آمارها , افزايش جوانان و دانشجويان كشور را نويد مي دادند , مي توانست به يك نقطه ضعف مورد طمع دشمنان و در صورت غفلت آسيب پذيري جدي براي دانشگاه و دانشگاهيان تبديل شود. مبارزات دانشجويي يا جنبشهاي دانشجويي در جهان تاريخچه خاص خود را دارد. در بسياري از اين حركتها به گواهي تاريخ پيروزي هيچگاه مستقيما نصيب دانشجو نمي شود و اغلب از دانشجو بعنوان وسيله رسيدن به هدف غيردانشجوئي استفاده مي شد. حتي اگر حركتي خودجوش و انقلابي و مقدس صورت مي گرفت , نتيجه اصلي نصيب گروههاي سياسي يا دولتهاي سايه و قدرتهاي حاكمي مي گرديد , كه دانشجويان با او همسو بودند. اما از آنجائيكه قناعت و تحرك و جنبش و جستجوگري از ويژگيهاي دوران دانشجوئي بود , اين حركتها هرگز به ركود و خاموشي نمي گرائيد . برهمين اساس است كه در 5 دهه گذشته كشورمان شاهد حداقل 200 حركت دانشجوئي بوده كه حداكثر 10 تا 15 درصد آن مربوط به خواستهاي دانشجوئي و مابقي به نفع يا عليه جريانهاي سياسي ثبت شده است . در سالهاي اخير و پس از بسط و توسعه آموزش عالي , رقم دانشجويان كشور اعم از پذيرفته شدگان در دانشگاههاي دولتي , خصوصي و خارج از كشور نسبت به جمعيت كل كشور هنوز به رقم 5 درصد نمي رسد . اما همانگونه كه گفته شد , نقش و اهميت جامعه دانشجوئي كشور در حركتهاي آتي اعم از سياسي , فرهنگي , اقتصادي غيرقابل كتمان است . چرا كه انتظار اين است كه جامعه دانشجوئي كشور بعنوان مديران آينده و نخبگان فردا , بايد در كوران حوادث جامعه به ايفاي نقش پرداخته و همچون فولاد آبديده و با تجربه گردند. از طرفي عليرغم اهميت ويژه نقش جامعه دانشجوئي , هرگز انتظار اين نمي رود كه جامعه حتما بايد به سمتي حركت كند كه دانشجو و دانشگاهها مي خواهد همانطور كه انتظار نمي رود همه افراد پيرو خواست معلمان يا مثلا كارگران و ساير اقشار جامعه باشند. برهمين اساس بايد محدوده خواستهاي قانوني اقشار مختلف جامعه و از جمله دانشجو كاملا تعريف شده و مشخص گردد , تا افراد متعلق به جامعه خاص و از جمله دانشجويان با رعايت حريم قانوني , سبب نقض حقوق ديگران نباشند. وقتي وزن اهميت و نقش يك جامعه صنفي مثلا دانشجويي يا مطبوعاتي در يك كشور بيش از وزن واقعي و بدون رعايت محدوده هاي حقوقي زياد يا كم جلوه داده شود , ممكن است در كوتاه مدت براي آن جامعه خاص و يا طرفدارانش مفيد واقع شود , اما در درازمدت , چون ناقض حقوق ديگر جوامع صنفي يا سياسي مي شود خطرناك است . چه بسا اين عمل از روي نقشه و براي دست يابي به اهداف خاصي دنبال شود. اجازه بدهيد مثال روشنتري را مطرح كنيم . فرض كنيم در يك خانواده جريان فرزند سالاري اوج بگيرد يعني والدين بنا به دلايلي , بيش از حد معمول به خواستهاي فرزندان بها بدهند روند رو به رشد و حركت تكاملي خانواده از حد تعادل خارج شده و ديگران بنا به دلايلي از جمله رقابت , چشم هم چشمي و يا حتي رعايت عرف جامعه , درخواستهاي فرزندان آن خانواده طمع كرده و اقدام به دخالت و انحراف مطالبات كودكان خواهند نمود. در چنين شرايطي آيا تن دادن به فرزند سالاري صحيح است اگر نوجواني از والدين خود بخواهد كه برايش لوازم زندگي در حد بزرگسالان فراهم كنند , آيا ظرفيت اقتصادي و اجتماعي آن خانواده چنين امكاني را دارد و يا اگر داشته باشد آيا نوجوان ظرفيت استفاده از اين امكانات را خواهد داشت و يا حتي اگر چنين ظرفيتي وجود داشته باشد آيا فرهنگ اجتماع دچار تناقض نمي گردد قطعا با يافتن پاسخ اين سوالها جواب بسياري از مسايل به دست خواهد آمد. حال اگر در روند همين جامعه فرزندي بخواهد تمامي امكانات والدين را در اختيار بگيريد مثلا اختيار خريد و فروش خانه و يا دست رسي به كليه اسرار خصوص والدين , آيا در آنصورت والديني كه خود فرزندسالاري را پذيرفته اند نبايد در رفتار فرزند خود شك كرده و بدنبال نفوذ طمع غير در مطالبات فرزند برآيند آيا اين كنكاش مثبت است بهترين راه آن است كه والدين محدوده مطالبات فرزند را برايش تعريف و مشخص كنند تا فرزند توقع بيش از حقوق خود كه قطعا ناقض حقوق والدين و حتي حقوق ساير فرزندان است را نداشته باشد. به نظر مي رسد رابطه دانشجو و جامعه با توجه به اهميتي كه جامعه براي نقش دانشجو و دانشگاه قائل است , نمي تواند بيش از رابطه مقدس فرزند و والدين باشد. پس عدم تعريف محدوده حقوقي مطالبات , از طرف هر كس صورت گرفته باشد اگر سهوي باشد ناقض حقوق خود و اگر عمدي باشد با طمع ورزي صورت گرفته كه يكي از آسيبهاي جدي بشمار مي رود. براي روشن شدن نقش و اهميت رعايت محدوده قانوني و حقوقي مطالبات در شماره بعد اين بحث را پي مي گيريم . ادامه دارد
| پيرامون نامه دكتر لاريجاني به آيت الله اميني | بسم الله الرحمن الرحيم در روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 81,9,23 خواندم كه آيت الله اميني در خطبه هاي نماز جمعه قم گفته اند : 1 ـ « تاثير تلويزيون در فرهنگ سازي به حدي است كه نهاد خانواده , حوزه هاي علميه , تبليغات ديني و مدارس را تحت پوشش خود قرار مي دهد و در فرهنگ سازي حرف اول و آخر را تلويزيون مي زند. » 2 ـ « مسئولان صدا و سيما بايد فيلم ها و برنامه هاي آموزنده را به جاي سريال هاي خارجي كه غالبا بدآموزي دارند و فرهنگ بي بندوباري , تجمل گرايي و عياشي را ترويج مي كنند , جايگزين كنند. » 3 ـ « آيا فيلم هاي خانوادگي كه پخش مي شود , بنيان خانواده را تحكيم مي كند يا دعوا و جيغ زدن را به زن ها و مردها ياد مي دهد » 4 ـ « از مسئولان محترم صدا و سيما و هنرمندان تقاضا مي كنم كه در كارشان تجديدنظر كنند هرچند دير شده اما امكان جبران وجود دارد. » 5 ـ با توجه به اينكه نظام ما يك نظام اسلامي است و تلويزيون با بودجه اسلام و مردم اداره مي شود , مردم انتظار دارند كه صدا و سيما در جهت تحكيم بنيان هاي خانواده و فرهنگ اسلامي كوشش كند. » بنده به سهم خود از اين تذكر و هشدار و انتقاد و امر به معروف و خيرخواهي , خوشحال شده و با صداقت مي گويم كه ايشان حرف دل بسياري از متدينان و روحانيان و دانشمندان حوزه و دانشگاه و علماي بلاد و حوزه ها را گوشزد كرده است و هرچه نسبت به اين قبيل نصايح بي تفاوتي نشان داده شود , زمينه فاصله گرفتن گروه هايي از دلسوزان جامعه از انقلاب و نظام اسلامي , فراهم مي شود. آيت الله اميني از فيلم هاي خارجي گفته اند , بنده مي افزايم كه بسياري از قسمتهاي سريال هاي داخلي نيز در تضعيف عفت و سلامت نفس جوانان و غيرهم نقش موثري دارد. در بسياري از سريال ها برخورد زن ها و مردها و طرز لباس و پوشش خانم ها و شيوه صحبت كردن آنان بگونه اي نيست كه بيننده را به سلامت چشم و دوري از گناه دعوت كند. مگر خانم هاي ايراني نبايد در اظهار وقار و سنگيني سرمشق ديگران باشند مگر سيماي جمهوري اسلامي نبايد شيوه برخورد دختر و پسر جوان را آنطور كه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله مي پسندد به بينندگان ارائه دهد در هر صورت , حقير هم تقاضا دارم مسوولان صدا و سيما به جاي توجيه , به اين خيرخواهي ها توجه كرده و در قسمت هايي از برنامه ها تجديدنظر كنند. در ضمن شنيدم كه برخي گويند : در شرايطي كه ديگران با انگيزه هاي سياسي و جناحي به مجموعه صدا و سيما حمله مي كنند و در پي بهانه جويي هستند , از دوستان انتظار انتقاد نيست . در پاسخ عرض مي كنم به نظر ما كارشكني ها و مچ گيري هاي مخالفان چون فقط يا بيشتر انگيزه سياسي دارد نمي تواند به يك مجموعه عظيم و موثري مانند سازمان صدا و سيما صدمه بزند و آنچه مي تواند به تدريج از محبوبيت اين نهاد در ميان مردم حزب الله بكاهد , بي توجهي به كاستي هاي ديني است و از اين رو انتقادهايي از قبيل نصايح آيت الله اميني همواره بايد باشد تا بخواست خدا مورد توجه و عمل قرار گيرد و نهادي با اين عظمت از آسيب ديدن حفظ شود. در پاسخ برادر عزيزمان حضرت آقاي دكتر لاريجاني به آيت الله اميني آمده : « پخش برنامه هاي تلويزيوني خارجي نسبت به پخش كل برنامه هاي تلويزيوني پنج درصد است و در طول سالهاي اخير روند رو به كاهش را طي مي كند. » حقير از آقاي لاريجاني سوال مي كنم اگر كتابي با تيراژ سه هزار نسخه , پنج درصد بلكه كمتر از پنج درصد آن بدآموزي داشته باشد , شما نشر آن كتاب را تجويز مي كنيد توجه داريد كتاب صفحات تلويزيون گاهي بيننده و خواننده ميليوني دارد و اتفاقا برخي ازپربيننده ترين برنامه هاي تلويزيون همانهايي است كه صددرصد خوب و سالم نيست ! تلويزيون مانند كتابي چند جلدي است كه يك جلد آن كم حجم تر اما بامحتوايي نامطلوب , خواننده اي چند برابر داشته باشد , آيا مولف اين كتاب مي تواند بگويد چون جلدهاي ديگرش خوب است به اين جلد انتقاد نكنيد آقاي لاريجاني فرموده اند : « در سالهاي اخير توليد سريال هاي داخلي از صدو بيست ساعت در سال 72 به سه هزار ساعت در سال 80 رسيده است و بيشترين سرمايه گذاري توليدي سازمان به اين بخش اختصاص داده شده است . » عرض مي كنم : دوستان شما به همين گسترش كمي كه در برخي موارد به كيفيت ها بي توجهي مي شود اعتراض دارند و مي گويند طوري برنامه ريزي شود كه به جاي سه هزار ساعت مثلا دو هزار ساعت باشد اما همانطور كه رهبر معظم انقلاب در رهنمودهاي خود يادآوري كردند به كيفيت اهميت داده شود. حضرت آقاي لاريجاني گفته اند : « سياست سازمان در توليد سريال هاي داخلي اولويت دادن به موضوعات ديني , انقلابي و تاريخي و تربيتي است ... » عرض مي كنم : تمام كساني كه با انصاف داوري مي كنند از بسياري از برنامه هاي هزار ساعته صدا وسيما راضي هستند و خدا را شاكرند كه در اين دانشگاه عظيم كلاس هاي ديني و تربيتي و آموزنده , فراوان فراوان است اما آنچه قابل تحمل نيست اين است كه خداي نكرده در كنار آن كلاس ها , برخي از برنامه هاي خنثي كننده وجود داشته باشد. آيا اگر يك ساعت از فاطمه زهرا(س ) بگوييم و فيلمي بسيار خوب هم در اين زمينه داشته باشيم اما با فاصله كمي فيلمي شامل زنهاي آن چناني و بي حجاب نشان دهيم به ما نمي گويند : « يكي بر سر شاخه بن مي بريد » آقاي لاريجاني فرموده اند : « توليد فيلم سينمايي در كشور به عهده سازمان صدا و سيما نيست بلكه صدا و سيما اين فيلم ها را مي خرد و در خريد اين فيلم ها و گزينش آنها همه وسواس ها به عمل مي آيد و فيلم هايي گزينش مي شود كه با فرهنگ اسلامي سازگارتر باشد و اين يك امر نسبي است . » عرض مي كنم : كدام تعهد و الزام ايجاب مي كند براي پر كردن ساعات بيشتر , ما به فيلم هايي كه با اسلام صددرصد سازگار نيست اما از بين فيلم ها سازگارتر است روي آوريم و خريداري و پخش كنيم مگر نشنيده ايد فرزند كمتر تربيت بهتر ايشان گفته اند : « اگر از پخش برنامه هاي خارجي صرف نظر شود بايد تبعات آن را پذيرفت كه در برخي ساعات اوقات فراغت مردم , اگر تلويزيون فيلم و سريال نداشته باشد برداشت ما اين است كه با توجه به دسترسي هاي موجود به شبكه هاي ديگر كشورها جايگزين بهتري ايجاد نكرده ايم . » در پاسخ عرض مي كنم : بياييد به خاطر خدا از اين طرف فكر غلط كه سالهاست گفته مي شود و در نتيجه قشر عظيم متدين را فداي افراد لاابالي مي كنند دست برداريد و صدها هزار خانه شهري و روستايي متدين و حزب اللهي را با برخي از برنامه هاي كذايي رو به فساد نسبي نكشانيم به عذر اينكه مي خواهيم ديگران از برنامه هاي شبكه هاي ديگر و ماهواره استفاده نكنند شما را به خدا سوگند به فكر خانواده هاي متدين باشيد و به آنها بها لازم را بدهيد و ديگران را نيز راهنمايي و نصيحت كنيد كه به راه صحيح برگردند. حضرت آقاي لاريجاني خطاب به آيت الله اميني گفته اند : « برداشت حضرتعالي در برخي موارد صحيح نيست و اين امر قابل ارزيابي كارشناسانه مي باشد. » عرض مي كنم : خواسته آيت الله اميني ها همين است كه ارزيابي شود تا بلكه هرچه زودتر جلو آثار سو آن گرفته شود و روند , روند تكاملي ديني تربيتي باشد. بد نيست در پايان تذكر دهم كه گاهي كه بنده در جلسات عمومي نسبت به برخي ازبرنامه هاي صدا و سيما انتقاد كرده ام شايد بعضي ها گفته باشند صدا و سيما زير نظر مقام معظم رهبري دامت بركاته است و نبايد مورد انتقاد قرار گيرد. حقير با صراحت مي گويم كه تاحال هرگز نشنيده ام كه همه برنامه هاي صدا و سيما مورد تاييد آن بزرگوار باشد و حدس بنده اين است كه ايشان هم در جلسات خصوصي به مسوولان صدا و سيما تذكرات لازم را مي دهند كه بايد بيشتر مورد توجه و عمل قرار گيرد. با تقدير و تشكر از زحمات و تلاش هاي بي وقفه حضرت آقاي لاريجاني و پوزش فراوان , و تقاضاي توجه بيشتر به خيرخواهي هاي اساتيد و علما و مراجع تقليد و رهبر معظم انقلاب و مردم متدين . قم ـ رضا استادي در بسياري از سريالهاي تلويزيون برخورد زنها و مردها و طرز پوشش خانمها و شيوه صحبت كردن آنها بگونه اي نيست كه بيننده را به سلامت چشم و دوري از گناه دعوت كند بيائيد به خاطر خدا از اين تفكر غلط كه سالهاست قشر عظيم متدين را فداي افراد لاابالي كرده دست برداريد « كه اگر برنامه هاي شبكه هاي تلويزيون را با برنامه هاي آنچناني پر نكنيم , مردم از ماهواره استفاده مي كنند! »
| |