بسم الله الرحمن الرحيم ياسرعرفات رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين سندي را منتشر كرد كه طي آن آمريكا مجوز رسمي استفاده از سلاحهاي اورانيومي را براي كشتار مردم فلسطين به رژيم صهيونيستي داده است . اين سند كه روز يكشنبه هفته جاري به يك مقام اسپانيائي تسليم شده است نشان ميدهد كه آمريكائيها دولت اسرائيل را در مصاف با ملت فلسطين به كاربرد سلاحهاي كشتار جمعي تشويق مي كنند. سند مزبور چند واقعيت را به اثبات مي رساند. نخست آنكه آمريكائيها تصور مي كنند با وارد كردن سلاحهاي كشتار جمعي به عرصه مبارزه با قيام اسلامي مردم فلسطيني مي توانند آنان را منفعل سازند در حالي كه ملتي كه عمليات شهادت طلبانه را وارد مراحل مبارزه خود مي كند , باكي از مرگ ندارد و طبعا هيچ سلاحي نمي تواند چنين ملتي را بترساند. شيمون پرز وزير خارجه اسرائيل زماني به يك خبرنگار صهيونيست كه در سئوال خود شدت عمل در برابر فلسطينيان را پيشنهاد كرده بود , تصريح كرد « وقتي فلسطينيان خود روش انتحار را برمي گزينند , چگونه شما مي توانيد آنان را از مردن بترسانيد » بنابراين خطاي محاسبات آمريكائيها و صهيونيستها اين است كه بدليل درك نارس خود از بحران خاورميانه هنوز به اين درجه از فهم نرسيده اند كه يك ملت صاحب آرمان كه كشته شدن در راه خدا جز ارزشهاي متعالي دين آنان است , از اسلحه نمي ترسند. افشا سند مربوط به مجوز آمريكا به اسرائيل براي استفاده از سلاحهاي اورانيومي عليه مردم فلسطين همچنين به ما مي آموزد كه رفتار آمريكائيها در مقوله سلاحهاي كشتار جمعي مانند ساير مظاهر سياست خارجي آنان گزينشي است . بدين معني كه كاربرد سلاحهاي كشتار جمعي ممنوع است مگر در مورد كشورهائي كه متحد آمريكا هستند! نقض حقوق بشر خلاف قوانين بين المللي و غير مجاز است مگر در مواردي كه از نظر كاخ سفيد بي اشكال باشد! تروريسم و آدمكشي در همه جا ممنوع است مگر توسط رژيمهائي كه هم پيمان واشنگتن هستند كه در آن صورت حتي تشويق به ترور مخالفان نيز عين « مبارزه با تروريسم » تلقي مي گردد! اين شيوه رفتار با كشورها و قوانين بين المللي , به منزله وهن قانون و اصول حاكم بر مناسبات جهاني است . گلوله هاي اورانيومي سلاحهائي است كه به دليل داشتن راديو اكتيو , كاربرد آن از نظر همه قوانين بين المللي ممنوع شناخته شده است . ولي مدتهاست قوانين و تعهدات شناخته شده جهاني توسط دولتهاي تدوين كننده آنها و يا حكومتهاي هم پيمان آنها در نقاط بحراني جهان زير پاگذارده مي شود و سازمانهاي بين المللي نيز تنها نظاره گر اين وضعيت هستند. آمريكائيها پيش از آنكه كاربرد سلاحهاي اورانيومي را به رژيم صهيونيستي پيشنهاد كنند , خود در مقياس وسيعي اين نوع سلاحها را در بحران منطقه بالكان مورد آزمايش قرار داده اند. آنان طي سالهاي 1371 تا 1379 در مقام فرماندهي عمليات ناتو در حمله عليه كوزوو در سطح گسترده اي از سلاحهاي ممنوعه اورانيومي عليه اهداف نظامي يا غير نظامي استفاده كرده اند. در فجايع ناتو در بالكان كه بعدها به « سندروم بالكان » معروف شد صدها غير نظامي بر اثر استنشاق راديو اكتيو متصاعد شده از سلاحهاي ياد شده كه ساخت كارخانجات اسلحه سازي آمريكا هستند , جان خود را از دست داده اند. منابع سياسي صرفا به مرگ سربازان ايتاليائي يا انگليسي يا فرانسوي اشاره مي كنند و تلفات مردمي كه به دليل نداشتن تجهيزات حفاظتي قرباني لجام گسيختگي نظاميان ناتو شده اند به عنوان اسناد رسوائي غرب پنهان نگاه داشته شده است . اما در همان زمان اقدام هماهنگ نشده يك روزنامه ايتاليائي در انتشار خبر مربوط به ابتلا هزاران نفر از مردم بالكان به سرطان خون و مرگ دست كم 300 نفر از آنها به خاطر تشعشعات راديو اكتيو , توانست اين ذهنيت را بوجود آورد كه تلفات غير نظاميان در بحران بالكان بسيار سنگين است . در منطقه بحراني خاورميانه سالهاست رژيم صهيونيستي با كمك آمريكائي ها و بي توجه به افكار عمومي و قوانين بين المللي به سلاحهاي اتمي مجهز گرديده است . آمريكائيها هيچگاه به اين سئوال پاسخ نداده اند كه پافشاري آنان برلزوم از بين رفتن سلاحهاي كشتار جمعي در عراق در شرائط تسليح و تقويت روز افزون رژيم اشغالگر صهيونيستي به اين نوع سلاحها چگونه قابل توجيه است آيا اين دو گونه نگري سبب تشديد نفرت افكار عمومي جهانيان از كاخ سفيد نمي گردد و آيا انگيزه ملتها را براي مبارزه پيگير و وسيع با منافع آمريكا در سراسر جهان و بخصوص در منطقه اسلامي خاورميانه افزايش نميدهد آيا تسليح اتمي يك كشور و پافشاري همزمان بر خلع سلاح اتمي ساير كشورهاي موجود در همان قلمرو جغرافيائي , به منزله تمسخر درك و شعور جامعه جهاني نيست آيا فشار بر دولتهاي جهان براي پيوستن به قانون بين المللي منع جامع آزمايش هاي هسته اي و رد همزمان همين قانون در كنگره آمريكا به معناي توهين علني به حيثيت سياسي كشورهاي جهان نيست فجايعي كه آمريكا و متحدين اروپائيش در بالكان آفريده اند در كنار فجايعي كه حكومت دست آموز آنان به طريق مشابهي همه روزه در فلسطين اشغالي مي آفريند , تشت رسوائي غرب و اسناد روشني براي افشاي چهره كريه تمدن اروپائي و آمريكائي است , تمدني كه تنها مرگ و انحطاط و تباهي آن نصيب كشورهاي جهان سوم است .
|