روزنامه جمهوري اسلامي 01/10/1381 صفحه سياسي
مغازله با شيطان




بازنگري خيانت زمامداران قاهره به جهان اسلام و زشتي دوستي در رابطه با آنان
قسمت دوم
به قدرت رسيدن سادات و تشديد مبارزه با مسلمانان
با مرگ ناصر , معاون وي انورسادات , قدرت را در مصر بدست گرفت . اين تحول سبب شد شاه ايران به سرعت مناسبات از دست رفته خود در دوران ناصر را با نزديك شدن به سادات جبران كند. انگيزه هاي چندي نيز در اين تصميم به شاه كمك مي كرد در واقع از آخرين روزهاي حيات ناصر كسي بر كرسي زمامداري مصر تكيه زده بود كه مانند شاه ايران وشايد بيشتر ازوي مشتاق رابطه با اسرائيل غاصب بود. هر چند كه در آن زمان به دليل اقتضاي شرائط سياسي روز جرات علني كردن ماهيت اصلي خويش را نداشت . در پي مرگ جمال عبدالناصر , به دستور شاه , هويدا نخست وزير وقت ايران در مراسم تشييع جنازه ناصر در قاهره شركت كرد و زمينه توسعه روابط آتي را فراهم آورد و متقابلا سادات نيز در پائيز 1350 به تهران آمد و بستر سياسي لازم براي از سرگيري همكاريها و مناسبات دو كشور مهيا گرديد. اقدام سادات در اخراج مستشاران روسي از مصر در سال 1351 و رويكرد وي به آمريكا نيز كه مهمترين پديده سياسي در سياست خارجي مصر بود نيز سبب تحكيم هرچه بيشتر روابط دو دولت گرديد.
مرگ ناصر و به قدرت رسيدن سادات باعث شد كه دولت مصر در جنگ رمضان (1352 ) عليرغم خشم و كينه ضد صهيونيستي مردم و بسياري از نيروهاي مسلمان ارتش مصر تمايلي به ادامه آن نداشته باشد. ولذا اين جنگ بلافاصله با اعلام آتش بس سازمان ملل و پذيرش آن از سوي سادات و در حالي كه تمامي صحراي سينا در اشغال صهيونيستها باقي مانده بود , خاتمه پذيرفت . در خلال جنگ رمضان كه به تدريج گرايشهاي صهيونيستي در روحيه سادات هويدا شد , مبارزه با مسلمانان مصري نيز از سرگرفته شد وبه صورت شديد وافراطي در آمد. سادات از اواسط دهه 1350 تدريجا به پرچمدار مبارزه عليه اسلام گرائي در شمال آفريقا تبديل گرديد. او نيروهاي فراواني را حتي به سودان فرستاد تا رژيم كودتائي جعفر نميري را كه با جنبش اسلامي « المهدي » درگير بود ياري رساند. گفته مي شود حسني مبارك كه در زمان سادات فرمانده نيروي هوائي مصر بود در حملات هوائي عليه نيروها و مناطق مربوط به جنبش اسلامي صادق المهدي نقش بسزائي ايفا كرد و چندين هزار تلفات انساني نيروها و هواداران اين جنبش را در تاريخ روابط دو كشور به حساب حملات هوائي حسني مبارك گذارده اند . مبارك در 4 سال اول زمامداري خود كه مقارن با آخرين سالهاي حكومت نميري تا قبل از ساقط شدن وي بود صميمانه ترين روابط را با رژيم وي داشت و پس از آنكه نميري حكومتش سرنگون شد نيز وي را به مدت 14 سال در مصر پناه داد.
اگر جمال عبدالناصر مبارزه با مسلمانان را بصورت مخفي و با توجيهات عوامفريبانه انجام مي داد , سادات شمشير را از رو كشيده بود و علنا سخن از بستن مساجد , قلع و قمع روحانيون و حتي سركوب مخالفين اسرائيل بميان آورده بود. دقيقا به همين دليل بود كه اگر ناصر و فاروق با قهر ملت مصر , از صحنه سياست رانده شدند , سادات با خشم انقلابي و گلوله سربي ملت مصر , كنار گذارده شد . سادات در تابستان سال 1359 در جمع مفتي هاي درباري مصر طي سخناني عملكرد گروههاي اسلامي مصر از جمله سازمان اسلامي الجهاد , سازمان اخوان المسلمين , سازمان جماعت اسلامي و... را مغاير با « احكام اسلام » دانسته ودين اسلام را ديني صلح دوست معرفي كرده بود و از جانب ديگر در همان حال بر ضرورت جدائي دين از سياست تاكيد مي كرد. در همان زمان نيز اين سوال در ميان قشر تحصيلكرده و روشنفكر مصري مطرح بود كه اگر دين اسلام صلح طلب است ورژيم سادات نيز اين حقيقت را پذيرفته است چرا دخالتش در سياست بايد براي اين رژيم خطرناك باشد
در همان زمان بسياري از نخبگان و متفكرين مصري مي دانستند كه اين روش تبليغاتي كارآئي خود را بطور كامل از دست داده است . يعني ملتهاي مسلمان نه تز استعماري جدائي دين از سياست را مي پذيرند و نه ژستهاي رژيمهاي نامشروع وديكتاتور مي تواند آنان را بفريبد. ملتهاي مسلمان در جهان اسلام و بويژه در منطقه خاورميانه از آن قدرت و درايت سياسي لازم براي تشخيص راه سعادت در زندگي برخوردارند. براي مثال , اعدام انقلابي سادات نشان داد كه ملت مصر از آن رشد و بلوغ فكري و سياسي كه بتواند خوبي را از بدي و خدمت را از خيانت در دنياي سياست تشخيص دهد ودر عين حال دين خود را حفظ كند , برخورداراست . چنين ملتي را نمي توان فريب داد
چهار سال پس از جنگ رمضان وقتي سادات در پائيز سال 1356 و در ناباوري ملتهاي مسلمان به اسرائيل سفر كرد , شاه ايران بعد از كارتر دومين رئيس كشوري بود كه اين سفر را مورد حمايت قرار داد. شاه از مشوقان سادات در اين سفر و در تلاشهاي قاهره براي صلح با صهيونيستها بود . وقتي سادات در 25 خرداد 1355 به تهران آمد , شاه نهايت تلاش خود را به عمل آورد تا وي را به برقراري رابطه سياسي با رژيم صهيونيستي متقاعد سازد. مقامات رژيم قاهره بعدها به حمايتهاي شاه از سادات در ايجاد روابط با صهيونيستها اذعان كردند. به همين دليل سفر سادات به بيت المقدس كه يكسال بعد صورت گرفت و همچنين پيمان كمپ ديويد كه متعاقب آن در آمريكا منعقد شد , ازابتداي شكل گيري تا مراحل نهائي آن مورد حمايت رژيم شاه قرار داشت . لذا پس از امضاي اين پيمان , حسني مبارك از سوي رژيم سادات براي ارائه گزارشي به شاه ايران در مورد قرار داد كمپ ديويد وارد تهران شد.
نگاهي به پيمان كمپ ديويد
سفر سادات به فلسطين اشغالي و پيماني كه متعاقب آن در كمپ ديويد آمريكا به امضا رسيد , سر آغاز ذلت اعراب در برابر آمريكا ورژيم غاصب اسرائيل بود.
اين سفر و آن پيمان در ظاهر امر حركتي با هدف بر قراري صلح در منطقه اي بود كه تا آن زمان دست كم چهار جنگ خونبار را ميان اعراب و رژيم صهيونيستي شاهد بوده است . حتي سادات به عنوان رهبر كشوري كه در همه اين جنگها پيشتاز جبهه اعراب بوده است , پس از سفر به بيت المقدس در آبان 1356 , در نطق خود در پارلمان رژيم صهيونيستي علت سفر خود به اسرائيل را تلاش براي بر چيدن سايه جنگ از سرخاورميانه عنوان كرد و تا پائيز سال 1360 كه به دست توانمند انقلابيون مسلمان مصري به سزاي خيانت خود رسيد , طي چهار سال حكومت خود همواره به مدد رسانه هاي دولتي مصر تلاش كرد تا سفر به اسرائيل وانعقاد پيمان كمپ ديويد در آمريكا را تنها راه تحقق صلح در خاورميانه قلمداد نمايد. با اين همه تصور سادات و كساني كه در اين خيانت بزرگ عليه ملت مسلمان مصر به وي خط داده و راهنماي او شده بودند , فقط يك سراب بود. سفر سادات به اسرائيل و سپس انعقاد پيمان كمپ ديويد نه تنها صلحي را براي منطقه پر تشنج خاورميانه به ارمغان نياورد , بلكه صهيونيستها را طلبكارتر متوقع تر و در صحنه عمل گستاخ تر و شرورتر از قبل ساخت . به طوريكه امروزه در داخل و خارج سرزمين اسلامي مصر كسي را نمي توان يافت كه از انعقاد آن پيمان دفاع كند. و آن را متضمن صلح در خاورميانه بداند. پيامدها و تبعات اين پيمان سبب شده است كه آگاهان سياسي و همه تحليلگراني كه به واقعيتهاي تلخ خاورميانه طي دو دهه اخير به طرفانه مي نگرند زمينه سازان و ميانجيگران آن سفر و عاقدان اين پيمان شرم آور نفرين كنند. گمان نمي رود كه اگر از مسئولان سياسي حكومت قاهره نيز راجع به دستاوردهاي مثبت سفر سادات به اسرائيل و يا انعقاد پيمان كمپ ديويد سوال شود , آنها جواب قابل دفاعي داشته باشند.
رژيم صهيونيستي در خاورميانه پديده اي است كه حكومت قاهره دو دهه پس از بازگشائي روابطش با آن هنوز نتوانسته است ملت خود را به ضرورت برقراري چنين روابطي متقاعد سازد. ثمره دو دهه كوشش سياسي و تبليغي در توجيه رابطه با اسرائيل , آن شده كه امروز حتي مفتي هاي دولتي مصر حاضر نيستند حرام بودن اين روابط را انكار كنند.
14 دليل در رد پيمان شوم كمپ ديويد
علي الاصول انعقاد معاهده كمپ ديويد به 14 دليل زير محكوم و مطرود مي باشد.
1 ـ پيمان كمپ ديويد گامي بلند در جهت رسميت بخشيدن به موجوديت نامشروع اسرائيل در سرزميني است كه به صاحبان بومي و اصلي آن يعني ملت فلسطين اختصاص دارد. براي اولين بار در پي سفر سادات به بيت المقدس صهيونيستها احساس كردند دوران به رسميت شناخته شدن آنها توسط اعراب فرا رسيده است .
2 ـ پيمان كمپ ديويد اولين گام بلند از سوي يك كشور عربي در جهت فراموش كردن آرمان ملت فلسطين و ترجيح دادن صهيونيستها به جان آنان بود.
3 ـ پيمان كمپ ديويد حركتي در جهت خاتمه بخشيدن به موضع اصولي و منطقي « دشمني با اشغالگر و پديده محكوم اشغالگري » در جبهه اعراب بود.
4 ـ پيمان كمپ ديويد تا حد زيادي توانست به وحدت سنتي اعراب در برابر اسرائيل كه از زمان تاسيس رژيم صهيونيستي تا آن تاريخ كم و بيش , قوت و قوام داشته خاتمه دهد و در جبهه دولتهاي عربي شكاف ايجاد كند.
5 ـ پيمان كمپ ديويد توانست تا حد زيادي به انزواي سياسي اسرائيل در منطقه خاورميانه خاتمه بخشد. زيرا قوي ترين دشمن اين رژيم را به متحد آن مبدل ساخت .
6 ـ پيمان كمپ ديويد كشور خط مقدم جبهه نبردهاي تاريخي عليه دشمن صهيونيستي را به كشور خط مقدم جبهه سازش با همان دشمن كينه توز تبديل كرد. با اين تفاوت كه در جنگ عليه آن دشمن بخاطر برخورداري از حمايت ساير ملت هاي مسلمان موضع قدرت را داشت ولي در سازش , بخاطر تنهائي و زشتي اقدامش , موضع انزوا و ضعف را نصيب خود ساخت .


7 ـ پيمان كمپ ديويد دولت و ملت مصر را روياروي يكديگر قرارداد. ملت مسلمان مصر , يكپارچه عليه خيانت رژيم قاهره به پا خاست و سركرده اين رژيم را به سزاي خيانتش رساند. اين جدائي و تقابل هنوز هم به قوت خود باقي و يا در حال تعميق است . بيش از دو دهه است كه رژيم قاهره به قلع و قمع , اعدام و سركوب ملت مسلمان مصر همت گماشته است .
8 ـ پيمان كمپ ديويد توانست موازنه قدرت در خاورميانه و شمال آفريقا را به نفع غرب و رژيم صهيونيستي تغيير دهد.
9 ـ پيمان كمپ ديويد اسرائيل را در نگرش به صلح خاورميانه گستاخ كرد , تا پيش از انعقاد اين پيمان , رژيم صهيونيستي با هدف تثبيت حاكميت , امنيت و تماميت ارضي مبتني بر اشغالگري خود به شدت نيازمند صلح و فرونشاندن خشم اعراب بود. اعرابي كه تا پيش از آن 4 جنگ بزرگ را با صهيونيستها به انجام رساندند . ولي اشتياق سادات براي صلح و سپس روند سازش نوبتي اعراب با صهيونيستها , اسرائيل را به اين نتيجه رساند كه گويا اعراب براي صلح محتاج ترند. اين وضعيت , اسرائيل را به تدريج به موضع بي اعتنائي به اعراب كشاند و لذا مي بينيم كه صهيونيستها در روند سازش همواره طرف امتياز گيرنده هستند.
10 ـ پيمان كمپ ديويد با برقراري روابط سياسي ميان مصر ورژيم صهيونيستي بر حاكمان قاهره ثابت كرد كه برخلاف تصور و باور سادات , اسرائيلي ها طالب صلح نيستند. توجيه سادات اين بود كه با هدف پايان بخشيدن به جنگ و برقراري صلح در خاورميانه با اسرائيلي ها صلح كرده است ولي تعرض سال 1360 اسرائيل به لبنان , الحاق جولان به متصرفات اسرائيل , بمباران روزمره جنوب لبنان , ارتكاب حوادثي مانند « قانا » ترور چهره هاي اصلي فلسطين از جمله ابوجهاد , فتحي شقاقي ـ يحيي عياش ـ خالد مشعل و... و از همه مهمتر سركوب خونبار انتفاضه جاري مردم فلسطين كه صدها شهيد و هزاران مجروح بر جاي نهاده است نشان داد كه اسرائيل بر عكس تصور ساده لوحانه سادات استراتژي صلح در خاورميانه رادنبال نمي كند.
11 ـ پيمان كمپ ديويد توانست « ساف » را از سازمان آزاديبخش فلسطين به ابزاري براي سركوب رهروان آزادي فلسطين تبديل كند.
12 ـ پيمان كمپ ديويد به منزله بي حرمتي به حيثيت جهان اسلام و تحقير اعراب در برابر دولتي است كه علنا مرزهاي كشور خود را از نيل در مصر تا فرات در عراق عنوان كرده و اين توسعه طلبي را براي خود يك شعار ملي قرارداده و پرچم خود را نيز براساس همين شعار طراحي كرده است .
13 ـ پيمان كمپ ديويد منجر به اخراج طولاني مدت دولت قاهره از اتحاديه عرب شد و اين دولت را كه زماني رهبري جهان عرب را بر عهده داشت , به مدت 10 سال از همه تحولات جهان عرب , دور و منزوي نگاه داشت .
14 ـ پيمان كمپ ديويد به سلطه مطلق مصر بر كانال سوئز كه آبراهي در داخل خاك اين كشور محسوب مي شود , (هر دو سوي آبراه خاك مصر است ) براي هميشه خاتمه داد و اسرائيل را نيز از حق مساوي با مصر در امر كشتيراني در اين آبراه « مصري » برخوردار كرد. به موجب پيمان كمپ ديويد , مالكيت آبراه سوئز در انحصار مصر نمي باشد اين از بزرگترين خيانتهاي سادات به جهان اسلام بود.
اين آثار و تبعات سبب شده است كه از مصر , تصوير يك كشور خائن به آرمان مسلمانان جهان در افكار و اذهان دنياي اسلام مجسم شود.
فرمان حضرت امام براي قطع رابطه با مصر
مقارن با انعقاد پيمان كمپ ديويد , رژيم شاه و به همراه وي نظام 2500 ساله شاهنشاهي در ايران در برابر انقلاب اسلامي عظيمي كه حضرت امام خيمني باني و هدايت كننده آن بود فرو ريخت و انقلاب اسلامي ايران كه يك انقلاب ضد صهيونيستي و ضد آمريكائي بود طبعا نمي توانست رابطه مثبتي با حكومت سادات كه سرسپرده صهيونيستها بود داشته باشد. و لذا جمهوري اسلامي ايران 2 ماه پس از پيروزي انقلاب و 9 سال پس از بازگشائي مجدد مناسبات تهران و قاهره , روابط خود را با رژيم سادات به دستور حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه قطع كرد.
گر چه در دستور العمل حضرت امام به وزير خارجه وقت كشورمان براي قطع رابطه با مصر , تنها به پيمان خائنانه كمپ ديويد اشاره شده ولي تا آن زمان رژيم سادات خصومتهاي ديگري نيز با جمهوري اسلامي ايران داشته است . از جمله اين خصومتها مي توان به پذيرائي سادات از شاه مخلوع و فراري ايران در كشاكش انقلاب و خودداري از تحويل وي , دشمني و ستيزه جوئي با انقلاب اسلامي ايران ونظام جمهوري اسلامي برخاسته از آن و از جمله واگذار كردن پايگاه نظامي به آمريكا براي استفاده از آن در حمله به خاك ايران , مي توان اشاره كرد.
علاوه بر اين رژيم سادات ضمن آنكه جوسازي تبليغي شديدي را در مصر عليه انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني , به راه انداخته بود , به شدت به جان كساني افتاده بود كه با پيروزي انقلاب اسلامي ايران جاني تازه بدست آورده و با تظاهرات خود در خيابانهاي قاهره و ديگر شهرهاي عمده مصر , حمايت خود را از انقلاب اسلامي ابراز مي كردند.
با اين حال حضرت امام خميني به هنگام صدور دستور براي قطع رابطه با رژيم قاهره به هيچيك از اين دشمني ها اشاره نكردند و فقط پيمان خائنانه كمپ ديويد را كه خيانتي به كل جهان اسلام بود , مورد اشاره قرار دادند. فرمان كوتاه امام چنين بود :
جناب آقاي دكتر ابراهيم يزدي وزير امور خارجه
با در نظر گرفتن پيمان خائنانه مصر و اسرائيل و اطاعت بي چون و چراي دولت مصر از آمريكا و صهيونيسم , دولت موقت جمهوري اسلامي ايران قطع روابط ديپلماتيك خود را با دولت مصر بنمايد.
روح الله الموسوي الخميني
فرمان امام خميني به فاصله 5 هفته بعد از امضاي پيمان ننگين كمپ ديويد ميان انور سادات رئيس جمهور وقت مصر و مناخم بگين نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي صادر شد. سادات از زمان سفر آبان ماه سال 1356 خود به فلسطين اشغالي مرحله به مرحله در دام صهيونيستها فرو غلطيده بود. و امضاي پيمان كمپ ديويد نقطه اوج خيانت وي محسوب مي شد. سادات با امضاي اين پيمان در حقيقت اولين كشور اسلامي بود كه موجوديت نامشروع اسرائيل را به رسميت مي شناخت . او با انجام اين سفر , زشتي دوستي با آواره كنندگان و قاتلان ملت فلسطين را از بين برد و ديوار ملاحظاتي را كه در برابر بعضي ديگر از سران دولتهاي حاكم بر كشورهاي اسلامي براي انجام اقدام مشابه قرار داشت به يكباره فرو ريخت . به گفته مورخين سياسي بعضي ديگر از دولتهاي اسلامي از جمله حكومت شاه حسن مراكشي سالها قبل از سادات , با رژيم صهيونيستي ارتباطات پنهاني داشته اند ولي هيچگاه جسارت علني سازي اين ارتباطات را نداشته اند. قبح دوستي با اسرائيل به حدي بود كه حتي پس از اقدام سادات , رژيم مصر به مدت نزديك به يك دهه از سوي همه دولتهاي عربي و اسلامي تحريم شد و منزوي گرديد , اتحاديه عرب , اين رژيم را از جمع خود بيرون راند , مقر اتحاديه از قاهره به تونس منتقل شد و تا سالهاي حملات مطبوعاتي و تبليغي عليه دولت مصر , در رسانه هاي ارتباطي كشورهاي عربي ادامه داشت .
گفته مي شود حسني مبارك كه در زمان سادات فرمانده نيروي هوائي مصر بود در حملات هوائي عليه نيروها و مناطق مربوط به جنبش اسلامي صادق المهدي نقش بسزائي ايفا كرد و چندين هزار تلفات انساني نيروها و هواداران اين جنبش را در تاريخ روابط دو كشور به حساب حملات هوائي حسني مبارك گذارده اند.
انعقاد پيمان كمپ ديويد نه تنها صلحي را براي منطقه پر تشنج خاورميانه به ارمغان نياورد , بلكه صهيونيستها را طلبكارتر , متوقع تر و در صحنه عمل گستاخ تر و شرورتر از قبل ساخت . به طوريكه امروزه در داخل و خارج سرزمين اسلامي مصر كسي را نمي توان يافت كه از انعقاد آن پيمان دفاع كند. و آن را متضمن صلح در خاورميانه بداند.
رژيم صهيونيستي در خاورميانه پديده اي است كه حكومت قاهره دو دهه پس از بازگشائي روابطش با آن هنوز نتوانسته است ملت خود را به ضرورت برقراري چنين روابطي متقاعد سازد. ثمره دو دهه كوشش سياسي و تبليغي در توجيه رابطه با اسرائيل , آن شده كه امروز حتي مفتي هاي دولتي مصر حاضر نيستند حرام بودن اين روابط را انكار كنند.