زمين را خواهش وصل تو بر سر بود , باور كن
زمان چشم انتظارت چشم بر در بود , باور كن
شبي در پيش بود و جرات فردا شدن مرده
دل آئينه ها اينجا مكدر بود , باور كن
ببين دور از تو چشمانم فرو رفته است از گريه
دلم در شوق ديدارت كبوتر بود , باور كن
نفس در سينه جاري شد به اميدي كه مي آيي
دل من با غمت گويا برادر بود باور كن
به يادت مجلسي برپا پر از بوي نگاه تو
در اين مجلس دل ديوانه ساغر بود , باور كن
هنوز از چهار بندم ناله و فرياد مي خيزد
ببين مولا دل من زود باور بود , باور كن
فرشته دست تقدير از گل آه و غم اشكم
نواي عشق در من سوز برتر بود باور كن
به اميد وصالت جمعه ها را مي شمارم من
غمت در سينه با اشكم برابر بود , باور كن
مهدي طهماسبي
به نقل از اشراق
|
انتشار شماره جديد خورشيد مكه
|
هفتمين شماره مجله « خورشيد مكه » منتشر شد.
اين مجله فرهنگي ـ اعتقادي كه ويژه امام عصر(عج ) و
موضوع مهدويت مي باشد در قم و توسط آقاي علي رضا نعمتي
منتشر مي شود.
اين مجله در شناسنامه خود قيد كرده كه به هيچ مركز و
گروهي وابسته نيست .
در اين مجله مطالب متنوعي با عناوين : معرفت به نورانيت ,
خانه هاي نور , سرگشتگي , تشرف يافتگان , حالات منتظران , در
آسمان چهارم , امتيازات بزرگ زندگي در زمان ظهور , كوي
محبوب , با جوانان , گلهاي بهشتي , بانوان و امام زمان (عج ) و... به
چشم مي خورد.
علاقمندان به تهيه اين مجله مي توانند با شماره تلفن
2911525 ـ 0251 تماس حاصل نمايند .
نشر مهدوي (عج ) در سال عزت و
افتخار حسيني (ع ) (2 )
گل سوره هاي انتظار
|
چشمان آدمي هر چقدر تيز و دقيق باشد براي طي طريق
هدايت در ظلمتكده بشري نيازمند مشعلي فروزان است كه يقينا
الهي باشد چرا كه اگر او هم از آن عالم نباشد محتاج است و
نيازمند.
پيامبران و امامان عليهم السلام , چراغ راه انسانها در جاده
هدايت بوده اند كه اينك اين مسير با وجود دوازدهمين سپهر
امامت , پرفروغ است و نوراني .
در طول قرنها دوران امامت امام عصر عليه السلام و حتي پيش
از تولد آن حضرت , انديشمندان و دانشوران با دست و زبان از
حريم مقدس حضرتش دفاع كرده و پيرامون غيبتش , ظهورش و
انتظارش , مكتوبات نگاشته و مسموعات گفته اند.
يكي از كتابهاي ماندني كه با عنايت حضرتش به رشته تحرير
در آمده , اثر محدث و فقيه نامور قرن چهارم هجري , شيخ
صدوق (ره ) است . زحمات كاتبان و مقابله گراني كه نسخه هاي
خطي كتاب و زين « كمال الدين » را در طول قرنها نوشته و تصحيح
كرده و نگهداري كرده اند , در سالهاي اخير به همت استاد محقق
علي اكبر غفاري به ثمر نشست و چاپ علمي و دقيق اين اثر , به
جامعه علمي عرضه شد.
در اين مختصر , برآنيم تا به معرفي كتابي برگزيده از اين كتاب
ارزشمند بپردازيم .
نام كتاب : گل سوره هاي انتظار , گلچيني از حكايتها و روايتهاي
كتاب « كمال الدين » شيخ صدوق
تدوين و تاليف : محمدحسين صفاخواه , عبدالحسين طالعي
ويراستار : محمد كاظم بهينا
انتشارات مدرسه برهان (وزارت آموزش و پرورش ) تهران
(9 ـ8800324 )
چاپ اول , 1381 , رقعي , 119 ص
آنچه تاكنون آمد , برگرفته از مقدمه اين كتاب بود و آنچه
خواهد آمد , معرفي فصول چهارگانه اين كتاب است :
نگاهي به برخي ابعاد زندگاني شيخ صدوق
معرفي كتاب « كمال الدين و تمام النعمه »
شناخت امام عصر عليه السلام
غيبت , انتظار , ظهور
1 ـ پدر , از سومين سفير خاص امام عصر(عج ) , حسين بن روح
نوبختي , تقاضاي دعاي امام عصر براي فرزند مي كند , جواب
مي آيد : « در مورد خواسته تو , برايت دعا كرديم . در آينده نزديك ,
دو فرزند پسر پر خير و بركت نصيبت خواهد شد. » و به اين ترتيب ,
يكي از فرزندان « محمد » در حدود سال 306 هجري قمري در شهر
قم , در خانواده عالم جليل القدر « علي بن الحسين » به دنيا مي آيد.
تاليفات زياد , مسافرتهاي فراوان به ري و نيشابور و مكه و مشهد در
دفاع از دين خداوند حاصل تلاشهاي پيگير اين شيخ بزرگوار است .
وي در سال 381 هجري قمري در شهر ري ديده از جهان فرو
بست و در كنار باغ طغرل به خاك سپرده شد . 857 سال بعد , جسد
اين شيخ جليل القدر در اثر سيل بزرگي كه شهرري را فرا گرفت
نمايان شد و چنان تر و تازه بود كه گويي همين الان , روح مطهرش
از بدن خارج شده است .
2 ـ « آنگاه كه از زيارت امام رضا عليه السلام به نيشابور
بازگشتم , مشاهده كردم كه غيبت , مردم را به سرگرداني و حيرت
انداخته است و مردم به جاي تسليم شدن در برابر حقايق ديني به
آرا و قياسهاي باطل روي آورده اند. »
اين آغازي است براي نگارش كتاب بزرگ « كمال الدين و تمام
النعمه » كه مولف در آغاز كتابش علت تاليف را به تفصيل نقل
كرده است .
در آغاز اين كتاب مطالبي مفصل در مورد امامت و خلافت
الهي نقل شده و سعي در پاسخ گويي به تمام شبهات منحرفان و
پندارهاي باطل آنان دارد. كيسانيه , نادوسيه , واقفيه , زيديه از اين
دسته اند كه شيخ مستندا و مستدلا به رد آنان مي پردازد.
ساير مطالب اين كتاب عبارتند از :
اخبار انبيا و اوليائي كه آنها هم « غيبت » داشته اند , (درضمن هفت
باب آمده است )
لزوم امامت و اثبات امامت دوازده امام عليهم السلام (در 19 باب
مختلف )
ولادت حضرت مهدي (عج ) و بار يافتگان به محضر آن حضرت
(در 5 باب )
نامه هايي كه از ناحيه آن حضرت شرف صدور يافته است (شامل
52 توقيع )
اخبار معمرين ( در 9 باب )
پاداش منتظران در دوران غيبت امام زمان (باب 55 )
نوادر كتاب و احاديثي در فضل ائمه اطهار عليهم السلام ( باب
56 )
3 ـ « زيادبن منذر » گويد امام محمدباقر عليه السلام به من فرمود :
اي ابا الجارود! چون فلك و روزگار بچرخد و مردم گويند : قائم
مرده يا نابوده شده است يا بپرسند به كدام وادي رفته است و يا
جوينده حق بگويد كجا قائمي وجود دارد در حالي كه
استخوانهايش هم پوسيده است , در چنين حالتي به او اميدوار
باشيد و چون دعوت او را شنيديد , نزد او برويد اگرچه روي برف به
دست و زانو , طي مسافت كنيد.
اين متن , نمونه اي بود از گفتارهاي منتخب مولفان از كتاب
كمال الدين كه در فصل سوم گردآورده اند. اين فصل طولاني ترين
فصل كتاب است و از صفحه 29 آغاز شده و تا صفحه 88 ادامه
يافته است .
4 ـ اين فصل مختص « غيبت , انتظار و ظهور » است , در قسمتي
از آن چنين مي خوانيم :
جابر جعفي گويد امام باقر عليه السلام فرمود : زماني بر مردم
آيد كه امامشان از آنان غايب شود. خوشا به حال كساني كه بر
امامت ما در آن زمان ثابت بمانند. كمترين ثواب آنان اين باشد كه
خداي جل جلاله خطاب به آنان ندا كند :
اي مردان و زناني كه مرا بندگي مي كنيد , به سر من ايمان
آورديد و غيبت مرا تصديق كرديد! پس شما را به ثواب نيك , از
جانب من بشارت باد , كه شما مردان و زنان , به راستي بندگان من
هستيد. (كار خير را) تنها و تنها از شما مي پذيرم و فقط شما را عفو
مي كنم . تنها بندگانم را از باران سيراب كنم و بلا را از آنان بگردانم و
اگر شما نبوديد , حتما عذابم را بر آنان نازل مي كردم .
انتشار كتاب « گل سوره هاي انتظار » را كه گلچيني است از
بوستان پر گل « كمال الدين و تمام النعمه » , به ناشر محترم (انتشارات
مدرسه ) تبريك و تهنيت گفته و اميدواريم كه مطالعه كنندگان آن با
آموزش آموزه هاي معصومين عليهم السلام و عمل به آنها , رهرو
طريق نجات بوده و از مسير انتظار كه برترين عبادات است ,
منحرف نشوند.
| |
نمايشگاه تخصصي مهدويت در اصفهان
|
دومين نمايشگاه تخصصي
مهدويت و پايان تاريخ در
دانشگاه صنعتي اصفهان افتتاح
شد.
در اين نمايشگاه كه همزمان
با برگزاري همايش « بالهاي
معرفت » در اين دانشگاه برپا
شده است , انواع كتابهاي
مذهبي با محوريت حضرت
مهدي (عج ) , لوح هاي فشرده
صوتي و تصويري و قطعات
ادبي و احاديث ائمه
معصومين (ع ) در توصيف امام
زمان (عج ) به نمايش گذاشته
شده است .
|
نظري به ميلاد موعود الهي
|
از دير باز مساله وجود و ظهور يك منجي بشري كه نهايتا
جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد , در ميان مردم مطرح بوده
است . تمامي انسانها در اديان مختلف , به وجود نجات بخش بشر
معتقد مي باشند , اما هر قومي براي منجي خود اسم و رسم
خاصي را قائل است .
ايرانيان باستان معتقد بودند كه « گرزاسپه » قهرمان تاريخي
آنها زنده است و روزي قيام مي كند و جهان را اصلاح مي نمايد.
يهوديان , « ماشيع » را منجي خود مي دانند و يونانيان « كالويبرگ »
را نجات بخش جهان مي خوانند. و خلاصه تمامي مردم به وجود
يك منجي معتقدند.
شيعيان , اين نجات بخش بشر را حضرت
مهدي (عليه السلام ) مي دانند و منتظر ظهورش هستند. آنها
معتقدند كه او هم اكنون زنده و حاضر است و بر روي زمين
زندگي مي كند , اما از ديده ها نهان است , تاگاه ظهورش فرا رسد و
جهان را از عدل و داد پر كند.
مهدويت در شيعه امري انكارناپذير و مورد قبول همگان
است . اما دشمنان شيعه كه نمي توانند اين مساله را كلا منكر
شوند , سعي مي كنند با اشكال تراشي و شبهه پراكني در اين زمينه ,
اعتقاد مردم به اين امر الهي را تضعيف و تحريف كنند.
يكي از شبهات و مسائلي كه مطرح مي كنند , اين است كه
مي گويند : « مهدي شيعيان هنوز متولد نشده وبه دنيا نيامده است
و ممكن است بعدها به دنيا بيايد!! »
در اين نوشته , به بررسي اين موضوع مي پردازيم و سعي
مي كنيم پاسخ هاي مناسبي در اين مورد ارائه كنيم .
نخست اينكه احاديث و روايات بسياري از
پيامبر(صلي الله عليه و اله ) و ائمه معصومين (عليهم السلام ) به ما
رسيده است كه تصريح مي نمايد بر اينكه حضرت مهدي
(عليه السلام ) نهمين فرزند از نسل امام حسين (عليه السلام )
هستند. اين مطلب هم اثبات شده است كه
حضرت امام حسن عسكري (عليه السلام ) مسموم و شهيد
شده اند. هزاران نفر در تشييع پيكر پاك ايشان شركت كرده و
حضرت (عليه السلام ) در مقابل چشم هزاران نفر به خاك سپرده
شدند. پس لاجرم بايد بپذيريم كه امام زمان (عليه السلام ) متولد
شده اند , زيرا كه امكان ندارد كه پدر ايشان از دنيا رفته باشد و
ايشان هنوز متولد نشده باشند. يااينكه ايشان هنگام شهادت پدر
در بطن مادر بوده و پس از ده ها يا صدها سال به دنيا آمده باشند.
پس ايشان قطعا و يقينا به دنيا آمده اند و هم اكنون زنده اند. پس از
اين استدلال كوتاه و منطقي بد نيست به بررسي مدارك موجود
ديگر نيز در اين باب بپردازيم .
مساله مهدويت و ميلاد امام عصر (عليه السلام ) آنقدر واضح
است كه حتي علماي اهل تسنن نيز بر صدق اين معنا اعتراف و
اقرار كرده اند.
مرحوم شيخ نجم الدين عسكري در جلد اول كتاب « المهدي
الموعود المنتظر » نام چهل تن از علماي اهل تسنن كه ميلاد
حضرت مهدي (عليه السلام ) را ذكر كرده اند , آورده است .
همچنين در كتاب « منتخب الاثر » نيز مي توانيم نام بيست و شش
تن از اين علما را ببينيم .
ما در اينجا به جهت نمونه , چند مورد را ذكر مي كنيم :
1 ـ محمدبن يوسف گنجي شافعي در كتاب خود مي گويد :
« همانا مهدي پسر حسن عسكري است . او زنده و موجود
است و از زمان غايب شدنش تاكنون باقي است » , (1 )
2 ـ محمدبن احمد مالكي (ابن صباغ )
مي گويد :
« ابوالقاسم , محمدحجت فرزند (امام ) حسن الخالص (از
القاب امام عسكري (عليه السلام ) در سامرا در نيمه شعبان سال
255 هجري به دنيا آمد » . (2 )
3 ـ احمدبن حجر در شرح حالات امام حسن عسكري
(عليه السلام ) مي گويد :
« جز فرزندش ابوالقاسم محمد حجت كسي را باقي نگذارد
كه عمرش به هنگام وفات پدر پنج سال بوده , خداي تعالي به وي
حكمت عطا فرموده است ... (3 )
4 ـ بهجت افندي در بيان تولد حضرت (عليه السلام )
مي گويد :
« در پانزدهم شعبان سال 255 به دنيا آمد . نام مادرش نرجس
بود ... » (4 )
مواردي كه ياد شد , اندكي بود از اعترافات و اقرارهاي اهل
تسنن در رابطه با ميلاد حضرت (عليه السلام ).
حال كه اين روايات را از زبان علماي اهل تسنن ديديم , جا
دارد كه به روايات شيعه رجوع نماييم و داستان تولد حضرت
(عليه السلام ) را از زاويه ديد روايات شيعي بنگريم .
شيخ صدوق در كتاب « كمال الدين » از زبان حكيمه خاتون
دختر امام جواد(عليه السلام ) داستان ميلاد حضرت را بيان كرده
است , كه ما به اختصار در اينجا نقل مي كنيم .
وي نقل مي كند كه حكيمه خاتون اينگونه روايت مي كند :
شبي ابومحمد , حسن بن علي (عليه السلام ) مرا نزد خود فرا
خواند و فرمود : عمه جان امشب را نزد ما افطار نما , چرا كه
امشب , نيمه شعبان است و خداوند در امشب حجت خود را
آشكار خواهد فرمود. او حجت خدا در زمين خواهد
بود.
عرض كردم , مادر او كيست
حضرت فرمودند : نرجس .
باتعجب گفتم : فدايت شوم ! نشاني در او نيست !
فرمودند : مطلب همان است كه به تو گفتم !
من نزد نرجس رفتم و گفتم : دختر جانم , امشب خداوند
پسري به تو خواهد داد كه در دنيا و آخرت سيد و سرور خواهد
بود.
گذشت تا نيمه شب از راه رسيد برخاستم و نماز شب
خواندم اما هنوز از تولد كودك خبري نبود. اندكي شك در دلم
افتاد. همينطور در شك بودم كه حضرت عسكري (عليه السلام ) از
اتاقي ديگر فرمود : « عمه جان , عجله نكن كه امر نزديك است » .
من از شكي كه در دلم افتاده بود , خجالت زده شدم و خجل
به اتاق نزد نرجس برگشتم و كنارش نشستم . نرگس دست مرا كه
در دست گرفته بود به شدت فشرد. آنگاه ناله اي كرد و كلمه
شهادتين را بر زبان جاري ساخت . حضرت عسكري (عليه السلام )
فرمود : عمه جان ! بر وي (انا انزلناه في ليله القدر) بخوان ! به امر
حضرت عمل كردم .
همانگونه كه من مي خواندم كودك هم از درون شكم مادر با
من مي خواند. از آنچه شنيدم شگفت زده شدم .
حضرت عسكري (عليه السلام ) فرمودند : از امر خداي عزوجل
تعجب مكن چرا كه خداي تعالي زبان ما را از خردسالي به
حكمت مي گشايد و در بزرگي ما را حجت خود در زمين قرار
مي دهد. هنوز سخن حضرت تمام نشده بود كه نرجس از ديدگان
من غايب شد. او را نمي ديدم . گويي پرده اي بين من و او حائل
شد. طولي نكشيد كه پرده برداشته شد و من نرجس را در چنان
نوري ديدم كه چشم را خيره مي ساخت . آنگاه ولي خدا را ديدم
كه به سجده افتاده بود. بر بازوي راستش نوشته شده
بود
(جاالحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا)
و همچنانكه در سجده بود , شهادتين را بر زبان جاري
ساخت . وقتي تمام ائمه را شمرد تا به خود رسيد فرمود : « خدايا!
آنچه را به من وعده فرموده اي انجام ده و كارم را برايم به اتمام
رسان و آنچه را كه به من از جنگ با مخالفين و بيچاره كردنشان
وعده فرموده اي , ثابت و محكم فرما. اين امر را بر من آسان قرار
ده و زمين را به وسيله من از عدل و داد پر كن » ... (5 )
حكيمه مي گويد : فرزند را نزد امام عسكري (عليه السلام )
بردم ...
امام به فرزند فرمود : « فرزندم به امر خدا , سخن بگو » .
حضرت به امر خدا لب به سخن گشودند و ابتدا شهادتين را بر
زبان جاري ساختند. سپس بر پيامبر(صلي الله عليه و اله ) و ائمه
طاهرين (عليه السلام ) يكي پس از ديگري درود فرستادند و بعد از
اينكه نام پدر را بر زبان جاري ساختند , ساكت شدند...
حضرت او را به من دادند و فرمودند : او را نزد مادرش ببر ,
در اين هنگام فجر ثاني دميده بود. با
حضرت عسكري (عليه السلام )وداع نموده و به منزل بازگشتم .
آري , امام زمان (عليه السلام ) متولد شده اند و در كودكي هم
سخن گفته اند. چرا بعضي مي گويند : چگونه كودكي در طفوليت
لب به سخن مي گشايد مگر داستان حضرت عيسي (عليه السلام )
را در قرآن نخوانده ايد !
« كودكش (عيسي ) از زير آن (درخت ) او را ندا داد كه ,
(مادرم !) غمگين مباش , پروردگارت زير پايت چشمه اي روان
ساخته است . شاخه نخل را به سمت خود تكان ده خرماي تازه
پياپي برايت خواهد ريخت » (6 )
يا آنجا كه مريم (سلام الله عليها) با طفل تازه به دنيا آمده اش
عيسي (عليه السلام ) به شهر آمد و عيسي (عليه السلام ) در گهواره
گفت :
« اني عبدالله اتاني الكتاب و جعلني نبيا و جعلني مباركا اين
ما كنت و اوصاني بالصلاه و الزكاه ما دمت حيا » (7 )
« من بنده خدا هستم . به من كتاب (آسماني ) و مقام نبوت
عطا فرموده است و مرا ـ در هر كجا كه هستم ـ مايه بركت قرار بده
و تا زنده ام به نماز و زكات امر فرموده است . »
پس چه اشكالي دارد كه امام زمان (عليه السلام ) نيز به امر
خدا در طفوليت سخن گفته باشد حضرت مهدي (عليه السلام )
به دنيا آمده است , و اين را حكيمه خاتون , قابله اي كه همراه و يار
نرجس بوده است , گواهي مي كند و همه مي دانند كه گواهي
قابله اي كه كودك را به دنيا مي آورد , همه جا مورد قبول همگان
است . آنهم چه قابله اي
زني كه در آن زمان از او راستگوتر , پاكدامن تر و قابل
اعتمادتر و مطمئن تر يافت نمي شد. حكيمه اي كه دختر امام ,
خواهر امام و عمه امام بود.
جان كلام اينكه شيعه و سني بر ميلاد حضرتش (عليه السلام )
گواهي داده اند و اقرار كرده اند. پس آيا هنوز هم جايي براي شك
و ترديد در اذهان باقي مي ماند.
آيا با ديدن اين همه براهين و ادله آشكار باز هم جايي براي
طرح اين اشكال باقي مي ماند كه شخص بگويد : مهدي
آخرالزمان هنوز به دنيا نيامده است ...
حجت محبي ـ دانشجو
مدارك و توضيحات :
1 ـ البيان في اخبار صاحب الزمان ص 336
2 ـ الفصول المهمه باب 12 ص 273
3 ـ الاتحاف بحب الاشراف چاپ مصر ص 1316,178 ق
4 ـ تشريح و محاكمه در تاريخ آل محمد(صلي الله عليه وآله ) ـ
بخش آخر.
5 ـ اللهم انجزلي ما وعدتني و اتمم لي امري و ثبت و طاتي و
املا الارض بي عدلا و قسطا.
6 ـ سوره مريم , آيات 24 ـ26
7 ـ سوره مريم , آيات 30 و 31
|
بررسي تطبيقي حضرت مهدي (عج ) و امام حسين (ع )
|
قسمت يازدهم از آيت الله كريمي جهرمي
روز ظهور مهدي (ع ) مقارن با عاشوراي حسيني
يكي از مطالب اسرارآميز حضرت ولي عصر عجل الله تعالي
فرجه , تقارن روز ظهور آن حضرت با روز عاشوراي حضرت
سيدالشهدا و روز شهادت جانگداز آن امام مظلوم و پيشواي آزادي
است .
اصل تقارن اين دو جريان و مصادف بودن روز ظهور با روز
شهادت امام حسين (ع ) مطلبي است كه در برخي از روايات اهل
بيت (ع ) وارد شده است :
ابوبصير مي گويد : حضرت ابوجعفر امام باقر(ع ) فرمود : « يخرج
القائم (ع ) يوم السبت يوم عاشورا اليوم الذي قتل فيه الحسين (ع ) » (1 )
قائم آل محمد(ع ) در روز شنبه روز عاشورا همان روزي كه
حسين (ع ) در آن كشته شد , خروج خواهد كرد.
و نيز از حضرت صادق (ع ) نقل كرده كه فرمودند : « ان القائم
صلوات الله عليه ينادي باسمه ليله ثلاث و عشرين و يقوم يوم
عاشورا يوم قتل فيه الحسين بن علي عليه السلام » (2 )
حضرت ولي عصر در شب بيست وسوم ماه مبارك رمضان به
نام شريفش ندا مي شود و در روز عاشورا روزي كه حسين بن
علي (ع ) در آن كشته شد , قيام خواهد كرد.
و از كتاب غيبت شيخ طوسي از علي بن مهزيار نقل كرده كه
حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمودند : « كاني بالقائم يوم
عاشورا يوم السبت قائما بين الركن و المقام و بين يديه جبرئيل (ع )
ينادي : البيعه لله فيملاها عدلا كما ملئت ظلما و جورا » (3 ) گويا
مي نگرم قائم را كه در روز عاشورا روز شنبه بين ركن و مقام ايستاده
و جبرئيل پيش روي او ندا مي كند : بيعت براي خداست . پس زمين
را پر از عدل مي كند همانگونه كه پر از ظلم و جور شده بود.
و از كتاب غيبت نعماني از ابوبصير روايت شده كه حضرت
صادق (ع ) فرمود : « يقوم القائم يوم عاشورا » (4 ) يعني قائم در روز
عاشورا قيام خواهد فرمود.
اين مطلب از دونظر درخور توجه و بررسي است .
1 ـ ورود اين اخبار فراوان از اهل بيت عصمت و طهارت و
خاندان پيامبراكرم (ص ) و عنايت و اصرار آنان بر ابلاغ و رساندن
اين موضوع به مردم است كه روز ظهور حضرت ولي عصر روز
عاشورا مي باشد. اگر يك روايت در اين باب بود , حساسيت ايجاد
نمي كرد ولي با ملاحظه اين اخبار عديده از امامان معصوم (ع )
اذهان متوجه اين نكته مي شود كه آنان اهتمام كامل داشته اند كه
مطلب فوق را به مردم برسانند و امت را متوجه اين موضوع
بسازند.
2 ـ تقارن خود اين دو موضوع و اين دو حادثه فوق العاده و دو
حركت بزرگ و جهاني , يادآور شدت ارتباط و پيوند بين آن دو
محور حركت , و آن دو انسان بي نظير و آن دو امام معصوم است .
چنانكه يادآور پيوند و اتصال عميق بين جريان كربلا با ظهور
حضرت بقيه الله الاعظم امام زمان ارواحناله الفدا مي باشد. و به
تعبير ديگر جريان جگر خراش كربلا كنش و جريان عظيم ظهور و
قيام ولي عصر , واكنش آن است .
و از اينرو عكس العمل با خود عمل از نظر ظرفيت , توان ,
توسعه و گستردگي با هم تناسب كامل دارند اگر آن روز , ظلم و ستم
به نهايت رسيد و امام حسين (ع ) بي باكانه همه آن بلاهاي فوق
طاقت را تحمل فرمود , حضرت ولي عصر نيز حركتي عظيم خواهد
داشت كه طوفان آن , جهان را فرا بگيرد , و امواج خروشان آن ,
درياي بيكران هستي را به خروش آورد و جبران آن جنايتها و
ستمگريهاي بي حساب را بنمايد , اعدا امام حسين را به كيفر عمل
خطرناكشان برساند و قلب آن امام معصوم و ياران وي را شادمان
گرداند انشاالله .
پاورقي :
1 ـ بحارالانوار , ج 52 , ص 285
2 ـ بحارالانوار , ج 52 , ص 29
3 ـ بحارالانوار , ج 52 , ص 29
4 ـ بحارالانوار , ج 52 , ص 297
| | |
| |