روزنامه جمهوري اسلامي 28/09/1381 صفحه سرمقاله
تحليل سياسي هفته


بسم الله الرحمن الرحيم
وحدت حوزه و دانشگاه و سالروز شهادت يكي از پيشگامان بزرگ اين عرصه يعني شهيد مفتح از مناسبتهاي مهم هفته جاري بود . بيست و سه سال پيش در 27 آذر 1358 , سرماي جانسوز جهل و پليدي , گلي از گلستان حوزه و دانشگاه را چيد و در صبحگاه اين روز , سنگفرش حياط دانشكده الهيات را رنگين كرد.
مجاهد شهيد دكتر مفتح سالها پيش از انقلاب در دو سنگر حوزه و دانشگاه داراي فتوحاتي شناخته شده بود و از ديرباز منادي وحدت حوزه و دانشگاه به شمار مي آمد. وي به همراه شهيد مطهري و شهيد بهشتي , مشعل دار اين هدف رحماني بود ولي چراغ عمرش درست در زماني كه به انديشه هاي او نياز بود توسط تاريك دلان و منحرفان خاموش شد.
تبليغ جدائي بين علم و دين و ايجاد تباين بين نهاد حوزه و دانشگاه همواره از مهمترين حربه هاي مخالفين اسلام و انقلاب بوده و دانشجويان داوطلب در نوك پيكان حمله دشمنان قرار داشته اند. امروز عليرغم گذشت بيش از دو دهه از پيروزي انقلاب اسلامي , وحدت معرفتي حوزه و دانشگاه تبلور نيافته و انديشه هاي ليبراليستي و سكولاريستي در محيطهاي دانشگاهي به شدت ترويج يافته و قلمها و زبانهايي تلاش مي كنند تا با منفعل نشان دادن چهره دين در برابر دانش جديد , حضور فعال دين در عرصه دانشگاه , اجتماع و سياست را به حضوري تشريفاتي و منفعل مبدل كنند و با اين كار , دو بال تعالي انقلاب را از همگرايي به سوي واگرايي و حتي خصومت بكشانند كه تحركات اخير در عرصه دانشگاهها از وجود چنين نقشه هاي شومي خبر مي دهد.
واقعيت اينست كه اعتلاي نظام در گرو وحدت اصولي اين دو قشر فعال و تاثيرگذار است زيرا جامعه از شعاع عمل و انديشه آنها بهره مي گيرد و هرچه نزديكي و وحدت مباني فكري و نظري اين دو بيشتر شود , به همان اندازه كه اجتماع از آن بهره مند خواهد شد به همان مقدار دشمنان انقلاب دچار ياس و نااميدي خواهند گرديد.
از تحولات قابل ذكر در هفته جاري , تقديم لايحه بودجه سال 82 توسط رئيس جمهور به مجلس شوراي اسلامي بود . هرچند كه رئيس جمهور طي سخناني در مجلس , ويژگيهاي بودجه 859 هزار و 743 ميليارد ريالي سال آينده را تشريح كرد ولي اين لايحه به طور طبيعي بايد مسير قانوني خود را طي كند و نمايندگان در كميسيونهاي تخصصي و جلسات علني مجلس پس از انجام اصلاحات لازم آنرا به تصويب خواهند رساند.
از مسائل مهمي كه در موضوع بودجه و ارائه آن در سالهاي اخير مطرح بوده ولي متاسفانه راه حلي براي آن پيدا نشده , ضعف بودجه نويسي در سازمان مديريت و برنامه ريزي و هيات دولت است . يكي از دلايل اين امر , تكراري شدن و كهنگي نظام بودجه بندي است زيرا به صورت تكراري و بدون تفاوت با بودجه هاي سال قبل و فقط با اندكي تفاوت در ارقام تنظيم مي شود و نوآوري لازم و ايجاد تحول در آن لحاظ نمي شود.
« تورمي نبودن » و « عدم كسري بودجه » از واژه هايي است كه عليرغم همه مانورهايي كه به هنگام تنظيم و ارائه بودجه داده مي شود , با اندكي دقت در ارقام و با گذشت فقط چند ماه از اجراي قانون بودجه , خلاف آن به اثبات مي رسد و مردم با واقعيتهاي ناخوشايندي روبرو مي شوند كه نياز به بررسي دارد. اينكه گفته شود كسري بودجه وجود ندارد ولي در اواسط سال , لوايح و تبصره هايي براي جبران كسري بودجه ارائه شود , چيزي جز كاهش اعتماد عمومي نسبت به دولت را به دنبال نخواهد داشت . لذا شايسته است دولت و مجلس به عنوان مسئولان اين امر , در جستجوي يافتن راه حلهايي براي مقابله با بودجه هاي تورم زا و راهكارهايي معقول و منطقي براي مهار كسري بودجه باشند و به سهم بودجه عمراني نيز توجه لازم را مبذول نمايند.
واقعيت اينست كه سهم هزينه هاي قابل اجتناب جاري از جمله تشريفات , سفرهاي خارجي مديران , ريخت و پاشها و احداث ساختمانهاي جديد براي ادارات و وزارتخانه ها همه ساله بودجه كشور را سنگين تر كرده و سهم بودجه هاي عمراني را مي بلعد. از اين رو بنظر مي رسد اين سفره چرب بايد در بودجه امسال به نفع تامين كسري بودجه برچيده شود. ناگفته پيداست كه تنظيم بودجه اي معقول و منطقي نه تنها آرامش مردم و نظام را به همراه خواهد داشت بلكه موجب اقتدار حاكميت دولت در بخشهاي اقتصادي و مالي كشور است و اين چيزي است كه دولت و مجلس به دقت بايد به دنبال استقرار آن باشند.
در هفته جاري جلسات محاكمه مسئولان موسسه آينده به اتهام رابطه با ماموران اطلاعاتي بيگانگان , فروش اطلاعات كشور به بيگانگان و دسترسي به اسناد و مدارك فوق سري و محرمانه نظام ادامه يافت . در سومين جلسه اين دادگاه كه به درخواست وزارت اطلاعات به صورت غيرعلني برگزار شد , مدير عامل اين موسسه و وكيل مدافع وي وجود اين اسناد را در اين موسسه غيرقابل توجيه و مخل نظام اطلاعاتي و امنيتي خوانده درباره نحوه دسترسي به اين اسناد توضيح دادند. با توجه به اسناد پنهان شده در اين موسسه و ارتباط آن با عوامل ضدانقلاب و نظرسازيهايي كه در داخل به منظور زمينه سازي براي استناد عوامل معلوم الحال صورت مي گرفت , هرگونه تلاش در حمايت از اين موسسه و عوامل دست اندركار آن صرفا در راستاي استتار واقعيتها ارزيابي شده و ادامه حمايت از عوامل اين موسسه , اين شائبه را تقويت مي كند كه عواملي در پشت صحنه براي مختومه كردن پرونده و عدم روشن شدن ابعاد آن عمل مي كنند.
در هفته اي كه پشت سر مي گذاريم اوضاع در فلسطين اشغالي همچنان ملتهب بود. اگرچه صهيونيستها همچنان تلاش داشتند تا در سايه توجه افكار عمومي جهان به بحران سياسي در روابط آمريكا و عراق , عمليات سركوب و قلع و قمع ملت فلسطين را ادامه دهند , اما اختلافات و نفاق داخلي كابينه شارون در آستانه انتخابات زودرس اين رژيم از يكسو و آگاهي و هشياري مردم فلسطين و آمادگي آنان براي انجام عمليات تلافي جويانه در برابر جنايات صهيونيستها عواملي بودند كه در اين هفته سبب ضعف و انفعال صهيونيستها شدند. مع الوصف , بعضي اقدامات زبونانه از جمله به آتش كشيدن مسجدي در نابلس , نشان مي داد كه صهيونيستها نمي خواهند افكار عمومي جهان در قضاوت خود راجع به توازن نيروها در فلسطين , رژيم غاصب اسرائيل را مغلوب و منفعل تلقي نمايند. اين درحالي است كه حتي سردمداران رژيم صهيونيستي از هر دو حزب اصلي يعني ليكود و كارگر به دفعات بر ضعف خود در برابر اقتدار انتفاضه تاكيد كرده و ادامه سركوب در برابر موج بنيان برافكن قيام قهرآميز ملت فلسطين را بيهوده و عبث خوانده اند. يادآوري اين نكته ضروري است كه قيام انتفاضه يك بار دولت ائتلافي باراك را دچار فروپاشي داخلي و سپس ساقط كردن آن نمود و در مورد شارون نيز , يك بار فروپاشي داخلي كابينه وي را شاهد بوده ايم . به اعتقاد ناظران سياسي صهيونيستها هيچگاه مقطعي را نخواهند يافت كه بتوانند در امنيت و آسايش زندگي كنند زيرا آنان مجموعه اي جعلي , غيرقانوني و بي هويت هستند , مجموعه اي كه هم از نظر ديني , هم نژادي , هم فرهنگي و هم آرماني , كاملا در تضاد با محيطي هستند كه با زور و تعرض و تروريسم , خود را در آن جاي داده اند. در چنين شرايطي به تصريح اكثر تحليلگران سياسي , چنين مجموعه اي توان بقا نخواهد داشت و دير يا زود مغلوب و مقهور اراده محيط خود خواهد شد.
در هفته جاري شاهد برداشتن قدمهاي جديدي از سوي سردمداران كاخ سفيد براي تحقق اهداف توسعه طلبانه و سلطه جويانه شيطان بزرگ بوديم . طرح آمريكا براي تغيير فرهنگ اسلامي خاورميانه كه شامل سه بخش وابستگي سياسي كشورهاي منطقه در پوشش « توسعه سياسي » , وابستگي اقتصادي كشورها در پوشش « توسعه اقتصادي » و ترويج مفاسد اخلاقي و رواج بي بندوباري در پوشش « آزادي زنان » مي باشد , در آغاز هفته از سوي ژنرال كالين پاول وزير خارجه آمريكا اعلام شد. متعاقب اين طرح توطئه آميز , وزارت دفاع آمريكا پنتاگون نيز از طرح جداگانه خود براي ترويج اسلام آمريكائي در پوشش « كاستن از تاثيرات اجتماعي مساجد خاورميانه » پرده برداشت . اين طرحها , در حقيقت ادامه دكترين ناتمام جورج بوش (پدر) تحت عنوان « نظم نوين جهاني » بود , دكتريني كه سهم خاورميانه اي آن عبارت بوداز تضعيف كشورهاي اسلامي و شاخص كردن اسرائيل در خاورميانه براي شكل دادن به رابطه سياسي هر يك از كشورهاي منطقه با آمريكا. جورج بوش اول , متعاقب اعلام اين طرح قدم اول خود را در راه تحقق بخشيدن به آن از طريق برپائي اجلاس سال 1370 مادريد و گرد آوردن رژيم هاي عرب به پاي ميز مذاكره با اسرائيل و فراهم ساختن زمينه سازش نوبتي اعراب با حكومت غاصب صهيونيستي برداشت . ولي مدت كوتاه 4 ساله حكومت وي كفاف نداد تا وي مراحل بعدي توطئه خود را به اجرا درآورد. اكنون تئوريسين ها و نخبگان سياسي جامعه آمريكا تصريح دارند كه طرح فعلي بوش , ادامه توطئه ضداسلامي پدرش مي باشد , توطئه اي كه بنا دارد تا با اقتدار و پوپائي اسلام در خاورميانه مقابله كند و چهره هاي موثر اسلامي در منطقه را همراه با اماكن اسلامي تاثير گذار در سرنوشت منطقه بتدريج از ميان بردارد. طرح ترويج اسلام آمريكائي و همچنين فرمان اخير رئيس جمهور آمريكا به « سيا » براي ترور چهره اصلي مخالف آمريكا در جهان , به باور مفسران سياسي مراحل مختلف همين توطئه است كه آمريكائيها اميد به اجراي آن دارند. اين توطئه , نقشه اي است كه عليرغم گستردگي و برنامه ريزي وسيع آن , با هشياري و توانمندي ملتهاي مسلمان و حفظ وحدت و يكپارچگي آنان و طرد و نفي عناصر سياسي متمايل به سازش با كاخ سفيد در داخل كشورهاي اسلامي , براحتي قابل خنثي شدن خواهد بود.
از ديگر رويدادهاي سياسي عمده هفته جاري تشكيل اجلاس رهبران معارض عراقي در لندن بود اجلاسي كه تحت نفوذ شديد آمريكا و انگليس بوده و بنا داشت تا زمينه هاي تشكيل دولت موقت آينده عراق را فراهم آورد. ولي سلطه كاخ سفيد و نفوذ عناصر صهيونيست در داخل اجلاس سبب نارضائي عميق در آن گرديد . براساس گزارش هاي خبري از مجموع 65 نفري كه به عنوان اعضاي كميته هماهنگي دولت انتقالي عراق تعيين شده اند , دست كم 50 نفر آنان به اعتراف بعضي گروههاي ناراضي عراق با نظر و صلاحديد آمريكا برگزيده شده اند. علاوه بر اين آمريكا در تدوين پيش نويس بيانيه نهائي كنفرانس نقش اصلي را عهده دار بوده است .
برگزاري اجلاسيه هائي اينچنين در كشورهاي اروپائي كه براي دخالت در سرنوشت كشورهاي اسلامي ترتيب مي يابد بدترين بليه اي است كه تاكنون گريبانگير دنياي اسلام شده است . اجلاس لندن در سالگرد اجلاسي تشكيل شده است كه در آلمان با هدف تعيين حكومت آينده افغانستان برگزار گرديده بود. از دل آن اجلاس نيز كسي براي عهده داري زمام امور افغانستان سر برآورد كه تمامي عمر خود را در آمريكا و در فرهنگ منحط آن كشور سپري كرده بود و هيچگونه تعلق خاطري با مصائبي كه طي بيش از دو دهه برجان و مال و هستي ملت افغانستان رفته است نداشت ولي غرب با بي تفاوتي دولتهاي حاكم بر جوامع مسلمان از داخل يك كشور اروپائي در سرنوشت يك كشور اسلامي مداخله نمود و مرحله ديگري از تاريخچه پر مصيبت آن كشور را رقم زد.
تامل در اجلاس لندن نيز با اين ديدگاه مي تواند ابعاد فاجعه را كه اين بار در مورد عراق درحال تكرار است , نشان دهد. واقعيت اين است كه اين گونه اجلاسيه ها مي تواند چند صباحي اراده دولتهاي متعرض و بيگانه را بر مقدرات يك كشور اسلامي تحميل كند ولي تجربه نشان داده است كه اين گونه تحميلات بخاطر بافت فرهنگي حاكم بر كشورهاي اسلامي و بيگانه ستيزي ملتهاي مسلمان دوامي نخواهد يافت و متعرضان بيگانه اي كه با نقاب « ناجي » وارد كشورهاي اسلامي مي شوند روزي با انقلاب قهرآميز و آزاديبخش ملتها , با خواري و خفت خواهند گريخت . اين چيزي است كه تجارب تاريخي به دفعات آن را به اثبات رسانده است .