الف ـ صلاح
مردم جهان بسيار شاهد بوده اند كه سياستمداران معروف
دنياي غرب از زمانهاي گذشته تاكنون در سخنراني هاي خود تاكيد
نموده اند كه اجازه نخواهند داد تا جريانات تبعيض اديان در اروپا
احيا گردد , اما شاهدان عيني و پژوهشگران ديني اعتقاد دارند
جوامع غربي روزبروز تسليم تفكرات و جريانات تبعيض در دين
مي شوند. يك جامعه شناس مسلمان مي گويد « سياستمداران غربي
هرچه در سخنرانيهاي خود بر اين نكته تاكيد نمايند , تاثير عكس
آن در جامعه بيشتر مشاهده مي گردد و حساسيت و حتي دشمني
مخفي عليه دين اسلام و مسلمانان در افكار مردم خيابان طي چند
سال اخير بيشتر احساس مي شود. »
مويد اين مسئله دعوت جرج بوش رئيس جمهور آمريكا از
سفراي كشورهاي اسلامي براي شركت در ضيافت افطار از يك سو
و از ديگر سو احتمال پذيرش عضويت تركيه در اتحاديه اروپا كه
هر دو اين موارد در ظاهر بعنوان دوستي با مسلمانان مي باشد اما
در نهايت در بين مردم وبرخي سياستمداران واكنش منفي
دربرداشته است خصوصا در مورد عضويت تركيه در اتحاديه اروپا
مباحث و مناقشاتي در ميان سياستمداران جريان دارد , آنان
اينگونه عنوان مي نمايند تركيه مسلمان با جمعيت 70 ميليوني
چنانچه به عضويت اتحاديه اروپا درآيد چه مشكلاتي پيش رو
خواهد داشت .
در رابطه با عضويت تركيه در اتحاديه اروپا هلموت كهل صدر
اعظم پيشين آلمان 10 سال پيش در نمايشگاه فرانكفورت صراحتا
اعلام نمود « فرهنگ و تمدن غرب تنها ثمره دين مسيح بوده و
كساني كه مي خواهند به عضويت اتحاديه اروپا درآيند , بايد به اين
مسئله كاملا واقف و اين واقعيت را قبول نمايند. »
از زمان وقوع حادثه 11 سپتامبر تاكنون حس دشمني بين مردم
آلمان و مسلمانان فزوني يافته و قريب به اتفاق سياستمداران اين
كشور از وجود مسلمانان در جامعه خود اظهار ناراحتي مي كنند و
درصدد هستند در آينده نزديك عناصر خارجي را از آلمان اخراج
نمايند. اما برخي ديگر از آنان اذعان دارند كه « بيرون كردن
خارجيان از كشور اشتباه بزرگي خواهد بود و درگذشته براي خارج
كردن يهوديان از آلمان تاوان سنگيني پرداخت نموده ايم , لذا نبايد
بار ديگر دست به چنين كار خطرناكي زد. »
احساسات ضد خارجي بويژه ضديت با مسلمانان تنها در
كشور آلمان وجود نداشته بلكه در كشورهاي ديگر اروپايي نيز
روزبروز افزايش مي يابد. چندي پيش « والري ژيسكاردستن » رئيس
جمهور اسبق فرانسه و رئيس كنوانسيون اروپا در پيامي اعلام نمود
« اروپا نبايد در بنيه اجتماعي خود مواد خارجي وارد نمايد و
همچنين عضويت تركيه در اتحاديه اروپا نبايد محقق گردد , زيرا
جامعه بزرگي مانند تركيه طرز تفكر و فرهنگش بطور كلي با موازين
ما غربيها مغايرت دارد و در آينده اين امر مشكل بزرگي را در
اتحاديه اروپا بوجود خواهد آورد. »
از سوي ديگر رژيم لائيك تركيه براي ادامه حيات خود , ورود
به اتحاديه اروپا را تنها چاره خود مي داند و از اين رو از كسانيكه
در انتخابات اخير تركيه پيروز شده اند مي خواهد تا به پايتخت
كشورهاي اروپايي سفر نموده و وضعيت عضويت تركيه در
اتحاديه اروپا را روشن نمايند اما سردمداران تركيه مي دانند كه
اروپائيان در جواب خواهند گفت : « قبل از 15 تا 20 سال آينده
چنين عضويتي پذيرفته نخواهد شد. »
غربيها سعي مي كنند تركيه را در همسايگي خود داشته باشند و
از همجواري اين كشور با كشورهاي ديگر مانند ايران و عراق و
سوريه استفاده لازم را ببرند اما با عضويت تركيه در اتحاديه اروپا
مخالفند زيرا با عضويت اين كشور ميليونها كارگر ارزان به
كشورهاي اروپايي هجوم آورده و ثابت شده مسلمانان در
فرهنگهاي ديگر ذوب نمي شوند و حتي ممكن است فرهنگهاي
ديگر را نيز تحت الشعاع خود قرار دهند كه اين مسئله خود خطر
جدي براي اروپائيان تلقي مي گردد.
از جانب ديگر آمريكا در نظر دارد با استفاده از تركيه به
اتحاديه اروپا راه يابد و به همين منظور به اين اتحاديه فشار
مي آورد تا هرچه سريعتر تركيه را قبول نمايند. امپرياليسم آمريكا
مي داند حضور يك كشور 70 ميليوني در اتحاديه و حضور نماينده
آن در مجالس اروپايي بسيار با ارزش خواهد بود. اما اروپائيان به
اين مسئله واقف بوده و نمي خواهند كشور ديگري مانند انگلستان
در اتحاديه حضور داشته باشد تا از آمريكا جانبداري نمايد.
آمريكا در نظر دارد توسط تركيه هم دنياي اسلام و هم اتحاديه
اروپا را تحت كنترل خود قرار دهد اما اروپائيان نمي خواهند با
حضور تركيه در اتحاديه اروپا , دنياي اسلام و مسلمانان بيشتر از
اين به اروپا نزديك شوند چرا كه اين نزديكي بخاطر همسايگي
ديگر كشورهاي اسلامي با تركيه باعث مي گردد آينده اروپاي
مسيحي هرچه بيشتر تحت تاثير اسلام قرار گيرد. اروپائيان متوجه
شده اند كه هرچه رژيم لائيك تركيه به سمت اروپا نزديكتر شود ,
مردم كشورهاي اروپائي به دنياي اسلامي اشتياق بيشتري از خود
نشان مي دهند.
|
قانونگرائي و رفتارهاي متناقض !
|
مقوله قانونگرايي از نكات
برجسته در سياستها و اهداف
اعلام شده دولت آقاي خاتمي
به شمار مي رود كه در جهت
تحقق اين سياست , بارها
مسئولان متعددي از قوه مجريه
بر عزم راسخ مجموعه مديران
براي نهادينه كردن اين موضوع
در جامعه تاكيد كرده اند.
در مراحل آغازين اجراي
اين پروژه سياسي و اجتماعي ,
مديران اجرائي , پيشگام ديگر
بخشها به حساب مي آيند زيرا به
دليل نزديكي با مقامات رده
بالاي وزارتخانه ها و هيات
دولت , وقوف كامل برنيات و
تصميمات آن دارند ولي
متاسفانه علي رغم اين انتظار به
حق , برداشتن گامهائي مغاير با
اهداف دولت در حوزه معاونت
آموزش و تجهيز نيروي انساني
سازمان تحقيقات , آموزش و
ترويج كشاورزي و مركز آموزش
عالي كشاورزي كرج , آنهم توسط
روساي دو سازمان مذكور كه از
مسئولين وزارت جهاد كشاورزي
هستند نشانگر نوعي تضاد
آشكار در سياستهاي دولت
است كه فعلا در اين نوشته به
يكي از آنها اشاره
مي گردد.
اخيرا دو سازمان ياد شده
كه در محوطه اي در حوزه
شهرداري مشكين دشت مستقر
هستند , محور ارتباطي شهرك
مهندسي زراعي به خيابان بسيج
جوانان را كه بيش از 60 سال و
حتي قبل از تاسيس مراكز فوق
مورد استفاده عموم مردم و
خودروها قرار داشته است بطور
غيرقانوني از دو طرف مسدود
نموده و به محوطه خود اضافه
نموده اند. از آنجا كه جاده مذكور
در طرح هادي مشكين دشت
وجود داشته و حتي تبديل آن به
بلوار 24 متري پيش بيني شده
است , شهرداري مشكين دشت
بنابر مسئوليت خود و با توجه به
تبصره 6 از ماده 96 قانون
شهرداريها كه شهرداريها
مالكيت جاده هاي عمومي را در
اختيار دارند , نسبت به بازگشايي
جاده مسدود شده اقدام نمود
لكن متاسفانه دو سازمان ياد
شده برخلاف شعار قانونگرائي
و با لجبازي , اقدامات شهرداري
را خنثي و جاده را مجددا
مسدود نمودند كه اين عمل
ناپسند دو سازمان مذكور نه تنها
موجب تضعيف شهرداري
مشكين دشت گرديد بلكه افكار
عمومي را نسبت به قانونگرائي
واقعي دولت مورد شك و
ترديد قرار داد.
با اينكه بيش از دوماه از
تجاوز آشكار مركز آموزش
كشاورزي و معاونت آموزش و
تجهيز نيروي انساني به جاده
عمومي مي گذرد و اهالي محله
12 متري محمد شهر كه از
محرومترين اقشار جامعه
هستند و باتوجه به مشكلاتي كه
از نظر رفت و آمد فرزندانشان به
مدارس شهرك مهندسي زراعي
بوجود آمده شكايات متعددي
را تقديم مسئولين شهرستان
كرج نموده و همگي اعتقاد كامل
به بازگشائي جاده دارند و حتي
از طرف معاونت عمراني
فرمانداري شهرستان كرج
دستور بازگشايي جاده به
معاونت آموزش و تجهيز نيروي
انساني صادر گرديده , لكن دو
سازمان مذكور هيچ دستوري را
تمكين نمي نمايند و به تخلف
خود ادامه مي دهند و در اين
مورد مردم مي پرسند وقتي
قانونگرائي و انضباط اداري
شعار محوري آقاي خاتمي و
كرامت انسانها , گردن نهادن
حكومت به درخواستهاي به حق
مردم بوده و وظيفه طبيعي
دولتمردان نيز بطور روشن
تعريف شده است , چگونه
مي شود كه دستور صريح
فرمانداري كرج و پيگيريهاي
مستمر بخشدار مركزي در مركز
آموزش عالي كشاورزي كرج و
حوزه معاونت آموزش و تجهيز
نيروي انساني سازمان تات ,
معطل مانده و با دفع الوقت ,
مورد بي اعتنائي قرار گيرد و بر
عدم اجراي قانون پافشاري شده
و جاده عمومي همچنان مسدود
و افكار عمومي را آزار دهد !
با توجه به نقش انكار ناپذير
مديران در جهت قانونگرايي ,
ساماندهي واجراي برنامه ها ي
توسعه دولت لازم است معاونت
آموزش و تجهيز نيروي انساني
سازمان تحقيقات آموزش و
ترويج كشاورزي با توجه به
دستور صريح معاونت عمراني و
با توجه به طرح هادي مشكين
دشت كه به امضاي تعدادي از
وزرا رسيده و محور مسدود
شده , جاده عمومي مي باشد و با
توجه به تذكرات جلسات
فرمانداري , سرانجام تسليم
قانون شوند و نسبت به
بازگشايي جاده مذكور اقدام
نمايند , چه در غير اينصورت
آسيب جدي به سياستهاي
توسعه و حاكميت قانون در
منطقه وارد خواهد شد.
محمود عسگريان
|
نوسان مسئوليت و خيال قدرت
|
امروزه شعار « دموكراسي » يكي از زيباترين شعارهاي
سياسيون در سرتاسر دنياست . خصوصا در نزد كساني كه دائما از
آن دم مي زنند , ابزاري براي كسب قدرت بدون درگيري و خون
ريزي است و همين نكته دليل محبوبيت زائدالوصف اين شعار
نزد آنان است . امروز بعضي از كساني كه در سايه شعارهاي
قشنگ توانسته اند منصبي را به دست آورند , مي خواهند تمام
كاستي ها و ناكاميهاي حوزه اختياراتشان راـ كه ممكن است ناشي
از سو مديريت يا نداشتن برنامه هاي مناسب باشد در قالب
كمبود قدرت توجيه نموده و با استفاده ابزاري از مكانيسم
دموكراسي , قدرت خود را افزايش دهند و از همين رو است كه
شعار دموكراسي را بر سر نيزه ها كرده اند و بر شيپور همه پرسي
مي دمند.
جامعه سرمايه داري غرب جامعه اي است كه استبداد جديد
را در قالب احزاب شكل داده تا بر تمام زمين حكومت كند.
دموكراسي محض , هديه جامعه غربي به كشورهاي در حال
توسعه است و لائيسم و بي ديني , نوزاد اين هديه ناميمون است .
آنان كه دائما شعار دموكراسي سرمي دهند و مي خواهند از
همه پرسي استفاده ابزاري كنند , جلوي بيني خود را مي بينند و نه
بيشتر از آن را.
مردم سالاري ديني در جمهوري اسلامي ثمره خون هزاران
شهيد و نظام مترقي و نويني است كه با دوري جستن از بلواهاي
سياسي چپ و راست و غلبه بر مشكلات كنوني مي تواند به
الگويي مناسب براي جهان اسير و دربند امروز تبديل گردد.
|
رابطه « شعار » و « عمل
|
جواد نعيمي
آيا شما شعار مي دهيد يا عمل مي كنيد
خواهش مي كنم در پاسخ گفتن به اين سئوال شتاب
نكنيد! به طور طبيعي , همه ما , در زندگي , هم شعار
مي دهيم و هم عمل مي كنيم . اكنون شما به اين
پرسش , پاسخ دقيق تري بدهيد كه « ميزان شعار و
ميزان عمل شما چقدر است »
در يك بررسي اجمالي , اين پاسخ مي تواند
تعيين كننده باشد. اصلا اجازه بدهيد قبل از هر چيز
ديگري ببينيم « شعار » چيست و « عمل » كدام است .
همچنان كه مي دانيم شعار به معناي نشانه و
علامت است . شعار , در حقيقت نوعي اشاره آشكار
به شمار مي آيد. اشاره اي كه همچون فلشي بزرگ ,
مسير انديشه و كار ما را مي نماياند و محل و
موقعيت ما را براي ديگران باز مي گويد. شعار
مي تواند يك خط انتقال پر رنگ , به سوي مفهومي
مشخص باشد. بر اين اساس , شعار , هم مي تواند
پوشاننده باشد و هم افشاگر ولو دهنده هر گاه
شعاري فريب كارانه و از روي ريا مطرح شود , قصد
و هدف اصلي شعار دهنده را مي پوشاند و آن گاه
كه هرگونه شعاري طرح مي شود , در نهايت افشاگر
انديشه , منش و روش شعار دهنده خواهد بود و
سرانجام هم او را لو مي دهد. چه شعار دهنده به
شعار خود عمل كند , چه عمل نكند!
شعار , در ذات خود , داراي تاثيري قاطع و
اغلب ناگهاني است . هر شعاري مثل لبه ي بران يك
تيغ تيز , برش هايي عميق و تاثيراتي گاه دير پا ,
برجاي مي گذارد.
به تعبير ديگر , شعار وسيله اي براي انتقال
سريع مفاهيم به شمار مي رود و بر اين اساس هرگاه
شعاري نا به هنگام و نا به جا و ناآگاهانه مطرح
شود , بي گمان آثار منفي و زيان بار و معكوس و
مخربي از خود باقي خواهد گذاشت اما اگر به
هنگام , به جا , آگاهاه و آگاهاننده بيان شود , از آثاري
مثبت , بهره آور , مستقيم و سازنده برخوردار خواهد
بود.
شعار , معمولا موجز و صريح است , كوتاه و
محرك است و فرياد گونه و تكان
دهنده ...
بنابراين , مي توان گفت :
« شعار , بدنيست ... البته شعار بد وجود دارد ,
حتي شعرا بدتر. همان طور كه بدترين شعارها هم
مي تواند وجود داشته باشد. ولي اين ها هيچ كدام
دليل بر بد بودن نفس شعار نيست . بايد ديد چه
كسي شعار مي دهد يا بهتر بگوييم چه شعاري را چه
كسي مي دهد و اصلا چرا مي دهد بدتر از شعار بد ,
شعار دهنده بد است واز اين هر دو بدتر , شعار
دهنده بدي كه شعار بد بدهد و بدتر از اين هر سه ,
شعار دهنده بدي كه به قصد بدي , شعار بد ,
بدهد!(1 ) »
اما عمل , به معناي كار و كردار است . عمل ,
رفتاري است كه از شعار و شعور سرچشمه مي گيرد.
اگر شعار را نيمه اول انديشه بدانيم , عمل نيمه دوم
آن است . در حقيقت , اين كردار و رفتار ماست كه
شعارهاي ما را تجلي و تجسم مي بخشد. عمل , به
شعار , جان مي دهد و صداقت يا عدم صداقت ما را
در ديد مخاطب , هويدا مي سازد.
عمل , شناسنامه هر عامل است . عمل , نشان
مي دهد كه عمل كننده تا چه اندازه به شعارها و
مصاديق راست و ناراست و حق و نا حق اقبال دارد
يا تا چه ميزان از آن ها گريزان است . گر چه هم شعار
دهم عمل را مي توان به ريا آلود , اما رفتار و كردار ,
بيش از هر چيز حاكي از بينش و تپش دروني انسان
است و هر آن كه گفتار و رفتار خويش را , رياكارانه ,
شكلي ديگر مي بخشد , بيش از همه به خود فريبي
اقدام مي كند.
به بياني ديگر , عمل , عصاره انديشه و باور و
احساس و عاطفه است . عمل , دروازه اي است كه
مي تواند محل تجمع زيبايي ها و زشتي ها را به ما
بنماياند. هر عملي كه سهمي از خلوص در آن
باشد , تاثيري عميق تر و قاطع تر , بر ناظران
مي گذارد. آن چنان كه گاه عمل مي تواند عملا جاي
هر شعاري را بگيرد. در اين صورت , عمل به مثابه
خورشيدي فروزان مي شود كه رويت آن به انسان
روشني مي بخشد.
آيا هرگز لازم است كه خورشيد , شعار نور
پاشيدن و گرما بخشيدن به ديگران را بدهد بدون
ترديد , پاسخ منفي است چه آن كه هرگاه سپيده
بدمد و خورشيد , ابرها را كنار براند , روش و منش
او , وي را از شعار دادن بي نياز مي كند.
براين اساس مي توان گفت :
عمل , خوب است ... گر چه عمل بد هم وجود
دارد. اما در ذات همان عمل بد , نيز خوبي نهفته
است ! آن خوبي نهفته , اين است كه رفتار و كردار
بد , نخست , مايه عبرت كساني مي شود كه پند
پذيرنده و عبرت آموزنده (و ادب را از بي ادبان
مي آموزند!) روي ديگر آن كه دست عمل كننده را
رو مي كند و به اصطلاح او را لو مي دهد.
در هر حال , كار خوب , از آن رو كه مايه ي تكثير
و تاثير خوبي مي شود و عطر خوبي و خوبان را در
همه جا مي پراكند , سبب دوام و قوام نيكي و
نيكويي مي شود. در حالي كه كردار ناپسند , بوي
عفونت زشتي ها را در همه جا مي پراكند و فرد و
جامعه را آلوده مي سازد و از تباهي , تباهي زاده
مي شود , همچنان كه فرزند نيكي , نيكي است !
در پايان , خالي از لطف نيست كه رابطه ي شعار
دهندگان و عمل كنندگان را در نوعي دسته بندي , به
گونه ي زير مطالعه كنيم :
بعضي , خوب شعار مي دهند , بد عمل مي كنند!
بعضي , بد شعار ميدهند , خوب عمل مي كنند!
بعضي , بد شعار مي دهند , بد عمل مي كنند!
بعضي خوب شعار مي دهند , خوب عمل
مي كنند!
بعضي , شعار نمي دهند , عمل
مي كنند!
بعضي , نه شعار مي دهند , نه عمل مي كنند!
و بعضي ... بعضي ديگر را شما بگوييد!
پاورقي :
1 ـ نقل از كتاب دو مقاله از شيلي , اثر بونيفاسيو
خواكين پاسوداس , ترجمه حسين اقدامي , ص .6
يادآورده ميشود كه نويسنده در نگارش اين
مقاله ـ اتخاذ سوژه و متن ـ از كتاب ياد شده الهام
گرفته و سود جسته است .
| | | |