دكتر « آلكس مالاشنكو » عضو شوراي علمي مركز آمريكائي « كارنگي »
در مسكو كه از شرق شناسان معروف روسيه است در مصاحبه اي اختصاصي
با واحد برون مرزي صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران به چند سوال پاسخ
داد. با هم اين مصاحبه را مي خوانيم
آقاي « مالاشنكو » روابط ايران و روسيه را چگونه مي بينيد
مسلما همه كشورهاي ذيربط به روابط روسيه و ايران به ويژه در زمينه
همكاري هاي فني ـ نظامي حساس هستند همانطور كه مي دانيد
جهت گيري هاي كلي روسيه نسبت به غرب , اروپا و ايالات متحده به گونه اي
است كه روسيه غالبا از برخي مواضع خود , چشم پوشي مي كند. براي اين امر
ممكن است دلايل مغرضانه يا غيرمغرضانه اي وجود داشته باشد و از اين
ديدگاه بايد گفت : روابط روسيه و ايران مستثني است زيرا مسكو به رغم
اختلاف نظراتي كه در خصوص مساله درياي خزر با تهران دارد به روابط
خود با ايران به عنوان مساله اي راهبردي مي نگرد. به نظر من ايران براي
روسيه از اهميت سياسي , ژئوپليتيكي و اقتصادي زيادي برخوردار است ,
حتي مي توان گفت علاقه روسيه به ايران بيشتر از علاقه ايران به روسيه
است .
در دو سال گذشته روابط روسيه ـ اسرائيل به طور چشمگيري بهبود يافته
است به نظر شما به طور كلي دليل اين امر چيست
به نظر من در اين زمينه هيچ نوع دسيسه و قصد خاصي در كار نيست . در
حالي كه در زمان اتحاد جماهير شوروي سابق , روابط مسكو با اسرائيل
همواره متشنج بود.
در واقع روسيه در جهت گيري سياسي خود در خاورميانه , همواره به
سمت مشتريان عرب گرايش داشت كه اين جهت گيري هم موجه نبود ولي
اكنون اين جهت گيري ها تا حدودي به سمت ديگر هم متمايل شده است . من
فكر مي كنم اين روابط چه در قبال فلسطينيان و چه در قبال اسرائيليان تقريبا
بي طرفانه خواهد شد. اگر روسيه بتواند از هر نوع تمايل ژئوپليتيكي
چشم پوشي كند و به ويژه در موضعگيري هايش درباره مناقشه اسرائيل و
اعراب , بر منافع ملي خود تكيه كند , به نظر من اين مساله به نفع همه خواهد
بود چرا كه هر كشوري بايد با توجه به منافع ملي خود و نه براساس اهداف
سلطه طلبانه عمل كند.
شاهد بوديم كه در سفر اخير شارون به مسكو , ايگورايوانف وزير امور
خارجه روسيه با عرفات تلفني گفتگو كرد و نيز بلافاصله در پايان سفر
شارون , نماينده كميته اجرايي فلسطين از مسكو ديدن كرد. با اين توضيح
امروز سياست هاي روسيه در قبال بحران خاورميانه بر چه پايه اي استوار
است
بايد توجه داشت در دوران جنگ سرد ايالات متحده همواره پشت سر
اسرائيل قرار داشت و اتحاد جماهير شوروي هم پشتيبان فلسطينيان بود. اما
پس از جنگ سرد , براي روسيه به عنوان كشوري با ماهيت جديد كه وارث
شوروي است , موضعگيري در اين زمينه دشوار است . به نظر من روسيه
هنوز هم درباره مسائل خاورميانه , خط مشي مشخصي طراحي نكرده است .
ولي در عين حال در خصوص اين مساله دو اصل وجود دارد اصل نخست
مساله كسب رضايت خاطر برابر ميان اسرائيل و اعراب است . مساله دوم هم
در نظر گرفتن منافع ملي روسيه است . به نظر من از اين لحاظ , اين
جهت گيري و تمايل در واقع در روسيه عام پسند است . مساله ديگر چگونگي
تحقق اين امر است به گونه اي كه نفوذ روسيه در اين منطقه كاهش
نيابد.
اين مساله كه روسيه دقيقا از حركتهاي معقولانه استفاده كند و منافع
خود را در قبال اعراب و يهوديان تعيين كند , روندي بسيار دشوار است و
كاملا مشخص است روسيه قصد ندارد صحنه خاورميانه را ترك كند. اين
موضوع هم كه روسيه تلاش مي كند نقش هماهنگ كننده اي كاملا بي طرف را
در آنجا ايفا كند , كاملا قابل درك است . اين كار دشواري است زيرا به نظر
من آمريكائي ها از نظر افكار عمومي در ايني خصوص بدنام شده اند. البته من
نمي دانم روسيه چگونه مي تواند اين بي طرفي را حفظ كند. سفرهاي متفاوت
مقام هاي اسرائيل و فلسطين به خوبي اين مساله را ثابت مي كند كه اولا
روسيه تمايل دارد رضايت دو طرف را به طور مساوي جلب كند. ثانيا اينكه
هر دو طرف مناقشه خاورميانه مانند گذشته بر مواضع و ديدگاه هاي روسيه
تكيه مي كنند و اين امر براي روسيه , نكته اي مثبت است .
منظورتان اين است كه روسيه در حال حاضر در حال شكل دهي
سياست هاي خارجي خود در قبال بحران خاورميانه است
من كاملا با شما موافقم . البته بايد بار ديگر تكرار كنم كه روسيه , اتحاد
جماهير شوروي نيست بلكه كشوري بي طرف است و بايد اولويت هاي
جهاني و منافع ملي ديگران را متفاوت از اولويت هاي شوروي در نظر بگيرد
و اين روند چندين سال طول خواهد كشيد. در عين حال اگر به سال هاي اخير
به ويژه به سال هايي كه پوتين قدرت را در اختيار داشته است بنگريم ,
درمي يابيم عملكرد وي تا حدودي منطبق بر اين سياست ها بوده است و اين
مساله اي است كه در دوران پيشين وجود نداشت .
آيا اين موضعگيري موجب برانگيختن اختلاف نظرات در داخل
روسيه نخواهد شد براي مثال سال گذشته شاهد بوديم برخي
نمايندگان دوما در سفر خود به فلسطين , تنها با مقامات فلسطيني
ديدار كردند در حالي كه ميرانوف , رئيس شوراي فدراسيون روسيه
در سفر خود به خاورميانه , از ديدار با عرفات خودداري كرد. يعني
در واقع در داخل روسيه نيروهاي طرفدار اسرائيل و طرفدار
فلسطين به وجود آمده است . نظر شما در اين باره چيست
ج : شما در خارج عادت كرده ايد كه تصور كنيد در روسيه
همواره يك عقيده وجود داشته باشد.
زماني كه در محافل سياسي روسيه نظريات متفاوتي ديده
شود , تعجب همگان برانگيخته مي شود. ضمن اينكه بايد توجه
داشته باشيم يك سياستمدار هم مي تواند نظرات خود را تغيير دهد
و اين امري كاملا عادي و براساس اصول دموكراسي است .
اگر بخواهيم از برخورد جامعه روسيه با اين مساله سخن
بگوييم , به نظر من افكار عمومي روسيه بيشتر به حمايت از
فلسطين گرايش دارد. درمحافل سياسي روسيه از جمله دوماي
دولتي و شوراي فدراسيون روسيه , سياستمداران زيادي وجود
دارند كه بيشتر به فلسطينيان علاقه مند هستند. البته اين مساله
باعث توازن با بخش ديگري از جامعه روسيه مي شود كه بيشتر به
اسرائيل اطمينان دارند و از حملات ضد اسرائيلي خسته شده اند.
مساله مهمتر اين است كه اين وضع باعث متعادل شدن
سياست هاي دولت در قبال خاورميانه مي شود. مي توانم بگويم كه
من بر خلاف بسياري از افراد , گرايش طرفدار اسرائيل را در
سياست هاي دولت نمي بينم . به نظر من جلب رضايت دو طرف و
اتخاذ موضع بي طرفي , كه پوتين و اطرافيانش براي رسيدن به آن
تلاش مي كنند , در مقايسه با اتخاذ سياست هاي دوستانه در قبال
صدام حسين و افراط گرايان كه باعث رويارويي با غرب مي شود ,
معقولانه ترين كار است .
در ضمن بايد اضافه كنم شخص پوتين طرفدار سرسخت
برقراري روابط خوب با ايران است و با توجه به اين مسائل
مي بينيد مسائل جهاني بسيار پيچيده است .
من با شما موافقم ولي مسائل بسياري هم به مشاوران و اطرافيان
پوتين بستگي دارد.
بايدبدانيم رژيم روسيه را معمولا رژيم نيمه ديكتاتور مي نامند.
البته من با اين نظريه مخالفتي ندارم و واقعيت عيني است . هر چند
ممكن است جزئي باشد در هر حال اين خودكامگي بدون ترديد
وجود دارد. در تحليل هاي نهايي اينكه چه كسي تصميم گيري
مي كندبايد بگويم تصميم گيري ها غالبا برعهده عده اي محدود
است .
شارون در سفر اخير خود , مسايلي را مطرح كرد كه احتمالا با
مسائل داخلي اسرائيل مرتبط بود. وي گفت , من مي خواهم روزي
را ببينم كه يك ميليون يهودي كه در روسيه به سر مي برند به
يهوديان روس تبار اسرائيل بپيوندند.
البته من شك دارم كه يك ميليون يهودي در روسيه زندگي كنند و
به نظر من رقم درست آن هشتصدهزار نفر است . گذشته از اين با
توجه به شناختي كه نسبت به يهوديان روسيه دارم , مي توانم بگويم
اگر ده سال پيش مساله مهاجرت به اسرائيل بسيار مطرح بود در
حال حاضر اينگونه نيست . گرچه هر زمان كه آنها اراده كنند
مي توانند به اسرائيل مهاجرت كنند ولي اطلاعاتي كه آنها در
تماس هاي خود با يهوديان روسي تبار در اسرائيل دارند حاكي
است وضع در اسرائيل , ديگر آن بهشتي كه تصور مي شد نيست و
اوضاع با سابق كاملا فرق مي كند. پيشتر اگر فردي به اسرائيل
مي رفت , تمام مشكلات مادي و معنويش رفع مي شد , ولي اكنون او
حتي بايد براي زنده ماندن با خود يهوديان هم بجنگد.
با توجه به شمار يهودياني كه در روسيه زندگي مي كنند , آيا
لابي هاي طرفدار اسرائيل در روسيه هم فعال هستند
من فكر مي كنم لابي هاي خاص اسرائيل در روسيه وجود ندارند.
البته لابي هاي آمريكايي و اروپايي هستند. در حال حاضر , ساختار
لابي ها به مليت اعضاي آن ارتباط ندارد. اگر شما به فهرست اسامي
بانكداران روسيه دقت كنيد , در مي يابيد هفتاد درصد آنها يهودي
هستند ولي اينها لابي هاي طرفدار اسرائيل نيستند. البته اين افراد
داراي تمايلات ديگري هستند. آنها براي بهبود شرايط , تلاش
مي كنند و اگر شرايط مناسب برايشان فراهم شود , اين بانك داران كه
تعدادشان هم كم نيست , به نفع روسيه عمل خواهند كرد.
به طور كلي روابط روسيه و اسرائيل را چگونه مي بينيد و اينكه به
نظر شما نقش روسيه درحل بحران خاورميانه چيست
براي حل اين مناقشه چهار عامل خارجي شامل آمريكا , روسيه ,
سازمان ملل و اتحاديه اروپا در نظر گرفته شده است . اين كه روسيه
جزو اين گروه چهارجانبه است , به خاطر احترام به اتحاد جماهير
شوروي نيست . بلكه نشان دهنده نقش واقعي روسيه در شكل گيري
اوضاع منطقه است و بايد گفت فعلا نتوانسته اند روسيه را از
خاورميانه كنار بگذارند و موفق هم نخواهند شد.
قبلا وقتي يك يهودي مهاجر به اسرائيل مي رفت , تمامي
نيازهاي رفاهي وي حل مي شد ولي اكنون يهوديان مهاجر در
اسرائيل حتي براي زنده ماندن خود هم بايد بجنگند
70 درصد بانكداران روسيه يهودي هستند ولي لابي رژيم
صهيونيستي نيستند
|
در انتخابات پارلماني كه ظرف دو ماه گذشته در سه كشور
مغرب , بحرين و تركيه انجام شد , احزاب اسلامي پيروزي هاي
چشمگيري بدست آوردند , اين پيروزي ها محافل لائيك را در اين
كشورها غافلگير كرد و به تفكر واداشت . اين محافل در مورد
پيروزي گروههاي اسلامي علل متعددي را مطرح مي كنند ولي علت
اصلي سرخوردگي مردم از احزاب لائيك و دولتي و روي آوردن به
احزاب اسلامي جهت اصلاح اوضاع كشور از ديد همه اين محافل
تعمدا " پنهان مانده است . در انتخابات پارلماني مغرب كه در پنج
مهرماه گذشته برگزار شد حزب اسلامي عدالت كه در انتخابات
قبلي 14 كرسي بدست آورده بود در اين انتخابات 42 كرسي از
مجموع 325 كرسي كسب كرد . اين در حاليست كه جمعيت « عدل و
احسان » كه بزرگترين حزب اسلامي در مغرب بشمار ميرود
انتخابات را تحريم كرده بود.
سخنگوي جمعيت عدل و احسان مغرب در اثر پيروزي
چشمگير اسلامگرايان در انتخابات اعلام كرد كه دولت مغرب
نميتواند براساس مواد قانون اساسي عمل كند بنابراين پيروزي
حزب اسلامگراي عدالت نمي تواند هيچگونه تاثيري بر زندگي
سياسي مغرب بگذارد. با اينكه حزب عدالت پيروزي چشمگيري
در انتخابات بدست آورد اما سعدالدين عثماني معاون رئيس اين
حزب اعلام كرد كه اين حزب در دولت آينده شركت نخواهد كرد ,
زيرا اين حزب اختلافات عمده اي با برنامه دولت دارد و قادر به
همراهي با دولت و شركت در كابينه نمي باشد.
حزب مزبور تشكيل كابينه به رياست « ادريس جطو » وزير
كشور را يك عقب نشيني از سوي رژيم مغرب عنوان كرد زيرا اين
حزب معتقد است كه پادشاه مغرب خود برنامه دولت را تنظيم
مي كند و دولت هيچگونه اختياري از خود ندارد.
در انتخابات مغرب احزاب مختلف شركت كردند ولي همه اين
احزاب مهم ترين مسائل را مشكلات معيشتي مردم , بيكاري و
مبارزه با فساد عنوان كردند. احزاب اسلامگراي مغرب توجه به
مشكلات مردم از جمله فقر و بيكاري را در سرلوحه خود قرار
دادند.
ناديا ياسين سخنگوي جمعيت « عدل و احسان » اعلام كرد كه
صدها هزار تن از مردم مغرب بسوي اين حزب روي آورده و
عضويت آنرا پذيرفته اند.
مغرب در حال حاضر با مشكلات عديده اي از جمله فقر ,
بيكاري و فساد مواجه است و احزاب عمده سياسي از جمله
اتحاديه سوسياليستي نيروهاي مردمي و حزب استقلال كه
قديمي ترين احزاب اين كشور مي باشند و از سوي پادشان حمايت
مي شوند , نتوانسته اند ظرف سالهاي گذشته قدمي در راه حل
مشكلات مردم بردارند از اينرو قدرت و نفوذ احزاب اسلامي رو به
گسترش است و مردم اين كشور اميد دارند با تقويت احزاب
اسلامي و دادن راي به نمايندگان اين احزاب , بتوانند در راه حل
مشكلات اين كشور گام هاي جدي بردارند.
در انتخابات پارلماني بحرين نيز كه در دوم آبانماه جاري
برگزار شد , با اينكه چهار حزب عمده اين كشور از جمله حزب
« جمعيت الوفاق الوطني » آن را تحريم كرده بودند , اسلامگرايان
شيعه و سني توانستند 19 كرسي از مجموع 40 كرسي پارلمان را
بدست آورند. ناظران پيش بيني مي كردند كه در صورت شركت
« جمعيت الوفاق الوطني » احزاب اسلامي اكثريت كرسي هاي
پارلمان را از آن خود سازند.
در صحنه سياسي بحرين احزاب اسلامي نقش بارزي ايفا
مي كنند و اكثر مردم اين كشور كه شيعيان مي باشند از احزاب و
شخصيت هاي اسلامي حمايت مي نمايند.
احزاب اسلامي بخاطر حمايت از خواسته هاي مردم و تلاش
براي رفع تبعيض اعمال شده بر شيعيان و كوشش براي تحقق
عدالت و حل مشكلات بيكاري جوانان مورد حمايت قرار
مي گيرند. آنچه كه موجب شد حزب جمعيت الوفاق الاسلامي
بهمراه سه حزب ديگر انتخابات آبانماه بحرين را تحريم نمايند اين
بود كه آنان معتقد بودند كه مجلس منتخب اختيارات كامل ندارد و
نميتواند در راه تحقق خواست مردم گام بردارد. در اين كشور
كوچك حوزه خليج فارس طبق قانون اساسي جديد دو مجلس
وجود دارد يكي منتخب مردم و ديگري تعيين شده از سوي
پادشاه كه كار قانون گذاري را انجام مي دهند. لذا مجلس منتخب
مردم به تنهائي قادر به قانون گذاري نمي باشد چرا كه مجلس تعيين
شده از سوي پادشاه قادر است در قانونگذاري مجلس منتخب
مانع تراشي كند و از مصوبات اين مجلس جلوگيري نمايد.
با اينكه پادشاه بحرين طي يكسال اخير اقدامات چشمگيري
جهت سامان دادن به اوضاع سياسي كشور از جمله آزادي كليه
زندانيان سياسي , بازگشت تبعيديان به كشور , لغو دادگاه امنيت
كشور , صدور مجوز براي تشكيل احزاب سياسي , دادن حق راي به
زنان و اجازه كانديدا شدن آنان را بعمل آورد ولي با اين همه , اين
كشور هم اكنون با مشكلات متعددي روبرو است كه مهم ترين آنها
مشكل بيكاري جوانان و نبود فرصتهاي شغلي مي باشد. دولت
بحرين بجاي استخدام جوانان اين كشور در كارهاي مختلف از
خارجيان بويژه اتباع تايلند و آسياي شرقي استفاده
مي كند.
بحرين در حال حاضر با تورم نيروهاي خارجي مواجه است
در حاليكه نيروي كار محلي با بيكاري دست به گريبان
است .
احزاب اسلامي ضمن تلاش براي حل مشكلات كشور
همكاري خود را با دولت ادامه داده , سعي مي كنند دولت را در امر
حل مشكلات موجود ياري نمايند.
از اينرو احزاب اسلامي بحرين شديدا موردحمايت مردم
هستند. آنها قادرند مردم را در جهت تحقق اهداف كشور بسيج
نمايند. شيخ علي سلمان رئيس جمعيت وفاق اسلامي بحرين
اعلام كرد با اينكه اين جمعيت انتخابات پارلماني را تحريم كرده
است ولي همچنان با دولت در جهت تحقق خواستهاي مردم
همكاري خواهد كرد و هيچ اقدامي در جهت كارشكني در كار
دولت انجام نخواهد داد.
در جريان سومين انتخابات پارلماني كه در دوازدهم آبانماه
جاري در تركيه برگزار شد نيز حزب اسلامي عدالت و توسعه
توانست عمده ترين احزاب سياسي اين كشور را شكست دهد و
اكثريت كرسي هاي مجلس را بدست آورد. اين حزب از مجموع
550 كرسي پارلمان , 363 كرسي بدست آورد . پيروزي چشمگير
حزب عدالت و توسعه كه از تاسيس آن يكسال مي گذرد كليه ناظران
سياسي را غافلگير كرد زيرا در اين انتخابات كليه احزاب سياسي
بجز يك حزب شكست بزرگي را متحمل شدند و اين شكست
سبب شد كه رهبران اين احزاب از مسئوليتهاي خود استعفا دهند.
شايد يكي از علل عمده شكست احزاب سياسي در تركيه
تشديد بحران اقتصادي در اين كشور باشد , اما از علل عمده
پيروزي حزب اسلامگراي عدالت و توسعه و راي دادن مردم به
برنامه اين حزب , برقراري عدالت , احترام به دين و آئين اسلامي
مردم , جلوگيري از دخالت نظاميان در كليه امور كشور , اعتراض به
هم پيماني لائيك هاي حاكم با آمريكا و رژيم صهيونيستي و اعتراض
به تداوم بحران اقتصادي , فساد و بيكاري بوده است .
حزب مزبور ظرف چند ماه گذشته تحت شديدترين فشارهاي
دولت و نظاميان تركيه قرار گرفت . رجب اردوغان رهبر اين حزب
بخاطر گرايش هاي اسلامي اش بمدت چهارماه زنداني شد. وي
شهردار پيشين اسلامبول است كه به خاطر قرائت يك شعر در يك
راهپيمائي سياسي از شركت در انتخابات پارلماني و احراز كرسي
نمايندگي محروم گرديد.
نظاميان تركيه كه محدويت هاي زيادي براي احزاب اسلامي
وضع كرده اند , رهبر حزب عدالت و توسعه را از تشكيل دولت
جديد محروم كردند و از اينرو حزب مزبور شخص ديگري را براي
تشكيل كابينه معرفي كرد. با اين همه تشكيل كابينه از بدو امر با
كارشكني لائيكها مواجه شده است . مطبوعات لائيك تركيه كه
همواره از سوي نظاميان اين كشور هدايت مي شوند پس از پيروزي
حزب عدالت و توسعه اعلام كردند همسران رهبران و اعضاي
حزب داراي حجاب اسلامي هستند و اين امر با مرام اتاتورك
مخالف است . بنابراين اين روزنامه ها چنين القا كرده اند كه هيچيك
از رهبران حزب عدالت و توسعه كه همسرشان داراي پوشش
اسلامي مي باشند قادر به عهده گرفتن مقام نخست وزيري نيستند.
فشارهاي مختلف نظاميان به احزاب اسلامي و رهبرانشان يكي از
علل مخالفت مردم مسلمان تركيه با خواست و عملكرد فرماندهان
ارتش است , از اينرو مردم تركيه با راي خود احزاب لائيك را
مجازات كردند. نظاميان تركيه طي سالهاي متمادي بيشترين
فشارها را به احزاب اسلامي وارد كردند. آنان حزب رفاه را منحل
نمودند و رهبر آنرا به محاكمه كشاندند.
مردم تركيه معتقدند احزاب لائيك و ملي گرا علاوه بر
بي اعتنائي به مذهب سبب ورشكستگي اقتصاد كشورشان نيز
شده اند.
بنابراين در انتخابات سه كشور مغرب , بحرين و تركيه مردم
عملا از نابساماني هاي سياسي , بي اعتنائي حكومتها به ارزشها و
موازين اسلامي , وابستگي حكومتها به بيگانگان , افزايش معضلات
اقتصادي , تبعيض , فقر و بيكاري گلايه مند و ناراضي بوده و معتقد
بودند كه احزاب لائيك قادر به حل معضلات مردم نيستند از اينرو
به احزاب اسلامي راي دادند تا جهت سر و سامان دادن به
وضعيت سياسي , اقتصادي , اجتماعي و فرهنگي گام بردارند. اينك
اين احزاب مسئوليت سنگيني بر دوش مي كشند و براي جامه عمل
پوشاندن به وعده هاي خود بايستي طوري عمل كنند كه اعتماد
مردم را جلب نمايند.
|