روزنامه جمهوري اسلامي 10/09/1381 صفحه عقيدتي

* انديشه و عمل شهيد مدرس , نياز حياتي زمانه ما
علامه طباطبايي از زبان استاد مطهري
انديشه و عمل شهيد مدرس , نياز حياتي زمانه ما




(1 )
ارتباط ساده زيستي با مديريت هاي كلان سياسي
مردان بزرگ تاريخ هميشه زنده اند , اگرچه سالهاي مديد و قرنهاي متوالي از مرگ آنان سپري شده باشد. آمد وشد روزها و شبها و سالها و قرنها تاثيري در ماندگاري يا فراموشي اين شخصيت ها نمي نهند , زيرا آنچه بايد از اينان باقي بماند و در اذهان و جانها بدرخشد و اثر بيافريند , انديشه و سلوك و سيره و روشهاي الهي و حياتبخش آنان است كه در بستر زمان جاري است و همه نسلهاي بشريت را « راه » مي نمايد.
شهيد آيت الله سيدحسن مدرس , از مردان بزرگ تاريخ است كه نام و ياد و راه او همواره زنده است و در عصرها و نسلهاي مختلف تاثيرگذار و حركت آفرين مي باشد.
زندگي و حيات شگرف شهيد مدرس خود يك « تاريخ » است كه در هر ورق از آن درس و عبرتهاي فراوان نهفته است .
يكي از خصال و فضايل بزرگ شهيد مدرس كه ما را در شناخت زواياي شخصيت اين عالم نستوه ياري مي رساند و نقش محوري در نيل به ساير ويژگي هاي روحي او ايفا مي نمايد , « آزادگي » است .
آزادگي , يك صفت و ملكه ثابت دروني است كه در اثر آن , انسان از همه قيود و وابستگي ها مي رهد و در برابر حوادث و رخدادهاي گوناگون در عرصه هاي حيات اجتماعي و سياسي نمي هراسد و به تزلزل و ضعف گرفتار نمي شود.
انسان به آزادگي رسيده نه به خوف و ترس مي افتد , نه به ياس و نااميدي گرفتار مي شود , نه غم و اندوه در جان و روح سترگ و استوارش راه مي يابد , و نه فراز و فرود و رنج و سختي و اسارت و تبعيد , از تكليف و هدف الهي رنجور و درمانده اش مي سازد.
اين سخن بليغ و رسا از پيشواي ششم حضرت امام جعفر صادق (ع ) به زيبايي هرچه تمامتر , جلوه هاي مختلف روح استوار انسان هاي آزاده را مي نماياند :
« آزاد مرد , در همه حالات , آزاد است . اگر به مصيبتي دچار شود صبر و استقامت مي ورزد. اگر گرفتار هجوم بلاگردد شكست نمي خورد. اگر اسير شود , مغلوب گردد , آسايشش به سختي مبدل شود , باز هم آزاد است , چنان كه به روح آزاد يوسف صديق آسيبي نرسيد , با آن كه به بردگي رفت , اسير شد , ستم ديد. همچنين تاريكي زندان , وحشت حبس , و مصائب ديگري كه دامنگير آن مرد الهي شد , ضرري به شخصيت روحي وي نزد , و سرانجام خداوند بر او منت گذارد , به اوج عظمت و اقتدارش رسانيد و فرمانرواي جبار مصر را كه روزي مالك يوسف صديق بود , به بندگي و غلامي وي درآورد . » (1 )
عالم سخت كوش شهيد آيت الله سيدحسن مدرس , از شخصيت هاي وارسته و به آزادگي رسيده اي بود كه در طول دوران زندگي و مبارزاتش هيچ حادثه اي در او تاثير نگذاشت و از ادامه راهش بازنداشت و در همه شرايط و در مواجهه با قدرتهاي ستمگر زمانه كه مجهز به « زر » و « زور » بودند و كسي را ياراي معارضه با آنان نبود , راسخ و استوار , به تكليف الهي خويش عمل نمود.
در كنكاش و جستجو براي دست يابي به عواملي اصلي آزادگي روح اين روحاني نستوه و مبارز , « ساده زيستي » را عاملي تعيين كننده و نقش آفرين مي يابيم .
ساده زيستي اتخاذ يك شيوه خاص زندگي است كه در آن جاذبه هاي مادي راه ندارند و خوي تجمل گرايي و دلبستگي به زرق و برق ها و جلوه هاي چشم و دل پركن زيست اشرافي , در برابر انسان هاي وارسته رنگ مي بازند.
وقتي سخن از ساده زيستي به ميان مي آوريم نمي توانيم از تبيين صحيح اين ارزش والاي اسلامي اجتناب ورزيم و در رفع بعضي از ابهاماتي كه در جامعه نسبت به اين شيوه زندگي وجود دارد نكوشيم و اذهان را آگاه و روشن نسازيم .
ساده زيستي , يك دستورالعمل عام و فراگير نيست و اختصاص به عموم مردم جامعه ندارد. زيرا اگر قرار باشد همه اقشار و توده هاي مردم مسلمان به اتخاذ چنين شيوه اي روي بياورند اين پرسش اساسي مطرح مي شود كه آيا بايد نعمت هاي مختلف خداوند متعال كه دردسترس بشر قرار داده است بدون استفاده باقي بماند و اگر چنين است پس چرا حضرت پروردگار اين نعم الوان و روزي هاي حلال و لذتبخش را براي انسان آفريده است
بديهي است توصيه هايي كه در اسلام به اتخاذ شيوه ساده زيستي شده است عموميت ندارد و اين روش زندگي , رها ساختن نعمت هاي الهي را فرمان نمي دهد و از بهره برداري هاي صحيح از لذائذ حلال و روزي هاي الوان منع نمي كند و راه يك زندگي رنج آور و مشقت زا را براي مردم جامعه نمي گشايد.
خداوند متعال در قرآن كريم به صراحت مي فرمايد :
« قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده والطيبات من الرزق قل هي للذين آمنوا في الحيوه الدنيا خالصه يوم القيامه » (2 )
« بگو اي پيامبر چه كسي زينت هاي خدا را كه براي بندگان خود آفريده حرام كرده و از صرف رزق حلال و پاكيزه منع كرده است بگو اين نعمت ها در دنيا براي اهل ايمان است و خالص اينها و نيكوتر از اينها در آخرت براي آنان خواهد بود. »
از ديدگاه اسلام زينت ها و اموال و روزي هاي الوان الهي اگر از راه حلال و مشروع به دست آيد و در راههاي حلال و مشروع هزينه و استفاده شود نه تنها مكروه و مذموم نيست , كه شايسته و ممدوح نيز مي باشد و علاوه بر آيه شريفه , در كلام پيشوايان دين (ع ) مكرر به كسب درآمدهاي حلال و بهره وري از زينت ها و روزي هاي الهي توصيه شده است .
توصيه به ساده زيستي به مفهوم خاص آن به مشي و سيره و روش زمامداران و رهبران اسلامي منحصر مي شود , نه عموم مردم جامعه .
كساني كه در راس هرم حكومتي اسلام قرار مي گيرند به دليل مسئوليت هاي سنگيني كه در اداره امور جامعه دارند و نقش حساس و حياتي آنان در همدردي و همزيستي با توده هاي محروم و تهي دست ـ كه لحظه اي نبايد آنان را به غقلت بيفكند و به خود مشغول دارد ـ به طور طبيعي بايد در فقر و مضايق و تنگناهاي زندگي رنج آور محرومان شريك و سهيم باشند و مسلم است كه بهترين روش اشتراك در فقر و محروميت مردم , اتخاذ يك زندگي ساده با كمترين بهره مندي هاي مادي در خوراك و پوشاك و ساير جلوه هاي زندگي مي باشد. اتخاذ شيوه ساده زيستي توسط زمامداران و رهبران ديني دو اثر ارزشمند مي آفريند. اول آن كه موجب مي گردد آنان هيچ گاه از فكر رسيدگي به محرومان و گشودن راههاي نيل به رفع مضايق و تنگناهاي معيشتي مردم غافل نشوند و وضعيت ساده زندگي خود آنان , يادآور زندگي ساده و همراه با رنج فقر و ناداري توده هاي محروم جامعه گردد. دوم اين كه اين شيوه زندگي زمامداران , موجب كاهش درد و رنج فقر در تهي دستان جامعه مي شود و آنان با مشاهده سيره و روش ساده زيستي در حاكمان و رهبران خود , دلهاشان را آرام و خوش مي دارند كه دوستداران و ياوران محرومان به قدرت و رياست رسيده اند و از فكر آنان و رنجها و محروميت هايشان غفلت نمي ورزند.
حضرت علي (ع ) در مسئوليت زمامدار اسلامي , پس از خاتمه يافتن جنگ جمل به شهر بصره وارد شد و در مدت زماني كه در آن شهر حضور داشت يك روز به ديدار يكي از اصحاب خويش به نام « علا بن زياد حارثي » شتافت . امام (ع ) پس از ورود به خانه صحابي خود , آن را مجلل و باشكوه و وسيع يافت . از همين رو خطاب به علابن زياد فرمود :
« اين خانه با اين وسعت , به چه كار تو در دنيا مي خورد درصورتي كه به خانه وسيعي در آخرت محتاج تر هستي ! اما اگر بخواهي مي تواني همين خانه دنيايي را وسيله اي براي رسيدن به خانه وسيع آخرت قرار دهي , به اين ترتيب كه در اين خانه از مهمان پذيرايي كني , صله رحم نمايي , حقوق مسلمانان را ظاهر و آشكار كني , اين خانه را وسيله زنده ساختن و آشكار نمودن حقوق قرار دهي , و از انحصار مطامع شخصي و بهره برداري هاي فردي خارج نمايي . »
علابن زياد پس از استماع سخنان حكمت آموز امير مومنان (ع ) , از شيوه زندگي برادرش « عاصم » شكايت نمود و اعلام داشت كه او تارك دنيا شده و جامه مندرس و كهنه به تن كرده و به انزوا و گوشه گيري روي آورده و همه چيز و همه كس را رها نموده است .
حضرت علي (ع ) درخواست مي كند كه عاصم را هر چه زودتر حاضر نمايند. امام (ع ) با مشاهده عاصم خطاب به او چنين مي فرمايد : « اي دشمن جان خود , شيطان عقلت را ربوده است . چرا به زن و فرزندت رحم نكردي آيا تو چنين مي پنداري خدايي كه نعمت هاي پاكيزه دنيا را براي تو حلال و روا ساخته است ناراضي مي شود از اين كه تو از آنها بهره ببري تو در نزد خدا كوچكتر از اين هستي »
عاصم پس از شنيدن سخنان امام علي (ع ) مي گويد :
« يا اميرالمومنين , تو خودت هم كه مثل من هستي . تو هم كه به خود سختي مي دهي و در زندگي بر خويش سخت مي گيري . تو هم كه جامه نرم نمي پوشي و غذاي لذيذ نمي خوري . بنابراين من همان كار را مي كنم كه تو مي كني , و از همان راه مي روم كه تو مي روي . »
امير مومنان (ع ) پاسخ داد :
« اشتباه مي كني , من با تو فرق دارم , من منصب و مسئوليتي دارم كه تو نداري , من در لباس پيشوايي و حكومتم , وظيفه حاكم و پيشوا وظيفه ديگري است . خداوند بر پيشوايان عادل واجب كرده كه ضعيف ترين طبقات ملت خود را مقياس زندگي شخصي خود قرار دهند و آن طور زندگي كنند كه تهي دست ترين مردم زندگي مي كنند , تا سختي فقر و تهي دستي به آن طبقه اثر نكند. بنابراين من وظيفه اي دارم و تو و ظيفه اي . » (3 )
مواجهه امير مومنان (ع ) با عاصم و سخنان ژرف آن پيشواي الهي , به وضوح اين واقعيت را آشكار مي سازد كه « ساده زيستي » وظيفه پيشوايان و زمامداران و كساني كه مسئوليت و نقش هدايت و رهبري را به عهده دارند مربوط مي شود , نه عموم مردم جامعه . پيشوايان ديني و زمامداران سياسي با اتخاذ اين شيوه زندگي , از رنج فقر و ناداري محرومان مي كاهند و خود را در رسيدگي به مضايق و تنگناهاي معيشتي آنان همواره بيدار و مسئول مي يابند. جايگاه , نقش , تكليف و وظيفه زمامداران و پيشوايان , به اتخاذ شيوه ساده زيستي ترغيب مي كند و اين جايگاه و نقش و وظيفه , قابل تبعيت توسط عموم مردم جامعه نيست و آنان نبايد نعمت هاي الهي را برخويش حرام كنند و بدون استفاده بگذارند.
نكته ديگري كه در سخنان حضرت علي (ع ) مي يابيم اين است كه حرام نبودن نعمتهاي الهي براي عموم مردم و آزادبودن آنان در كسب ثروت و بهره وري از امكانات زندگي هرگز به اين مفهوم نيست كه غرق در مظاهر و نعمتهاي دنيايي شوند و آن سان اسير ثروت و زينت ها گردند كه از استفاده هاي صحيح از آنها باز بمانند و حقوق ديگران را ناديده انگارند.
بلكه بايد اين نعمتها را همچنان كه از راه حلال و مشروع به دست مي آورند به بهره برداري هاي حلال و مشروع نيز برسانند و حقوق مسلمانان , صله رحم , پذيرايي از مهمان و رسيدگي به نزديكان فقير و دردمند را از وظايف خود تلقي كنند و به غفلت و بي خبري گرفتار نيايند. اين نكته عميق را از متن سخنان امام علي (ع ) به علابن زياد درمي يابيم كه حضرت با مشاهده خانه وسيع و مجلل او , بهره برداري صحيح از اين نعمت را با ياري رساني به ديگران و خارج كردن آن از انحصار مطامع شخصي گوشزد مي كنند و اصل « ثروت براي ثروت » را نفي مي نمايند و اصل « ثروت براي بهره وري صحيح و همه جانبه » را مطرح مي كنند.
سيره و روش نيكوي اميرمومنان (ع ) در اتخاذ شيوه ساده زيستي در كسوت رهبري ديني و زمامداري اسلامي را در زندگي مراجع وفقهاي بزرگي كه در مسئوليت پيشوايي و رهبري مذهبي ايفاي نقش مي نمودند و انديشه و سلوك و رفتار آنان در توده هاي مردمي محروم جامعه تاثير گذار بود , فراوان مي يابيم . اين پيشوايان ديني به تبعيت از امير مومنان (ع ) براي كاهش آلام و رنج و درد فقر و محروميت هاي مردم , به « ساده زيستي » روي مي آوردند و بااتخاذ اين شيوه , علاوه بر اين كه خود را موظف مي ديدند كه در همه لحظات به ياد محرومان و تلاش جهت مرتفع نمودن تنگناهاي معيشتي آنان باشند , در كاستن رنج تهي دستي و ايجاد آرامش روحي در آنان تاثير مي گذاشتند.
در شرح احوال استاد الفقها مرحوم آيت الله وحيد بهبهاني نقل مي كنند كه روزي يكي از عروس هاي خود را مشاهده كرد كه پيراهني الوان از نوع پارچه هايي كه معمولا زنان اعيان و اشراف آن عصر مي پوشيدند , به تن كرده است . فرزندشان (مرحوم آقا محمد اسماعيل شوهر آن خانم ) را مورد ملامت قرار دادند. او در جواب پدر اين آيه قرآن را خواند : « قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق » يعني « بگو چه كسي زينت هايي كه خدا براي بندگانش آفريده و هم چنين روزي هاي پاكيزه را تحريم كرده است »
ايشان جواب دادند : من نمي گويم خوب پوشيدن و خوب نوشيدن و از نعمت هاي الهي استفاده كردن حرام است , در اسلام چنين ممنوعيت هايي وجود ندارد , ولي يك مطلب ديگر هست و آن اين كه ما و خانواده ما به اعتبار اين كه پيشواي ديني مردم هستيم وظيفه خاصي داريم . خانواده هاي فقير وقتي كه اغنيا را مي بينند كه از همه چيز برخوردارند طبعا ناراحت مي شوند. يگانه مايه تسكين آلامشان اين است كه خانواده « آقا » در تيپ خودشان هستند. اگر ما هم در زندگي به شكل تيپ اغنيا در آئيم اين يگانه مايه تسكين آلام هم از ميان مي رود. ما كه قادر نيستيم عملا وضع موجود را تغيير دهيم , لااقل از اين مقدار همدردي مضايقه نكنيم . (4 )
آنچه علما و پيشوايان ديني در طول زندگي خود تحت عنوان « ساده زيستي » مورد توجه و عمل قرار مي دادند به خاطر شرايط خاصي كه در رهبري مردم و مبارزه با ستمكاران تاريخ به عهده داشتند بوده است . آنان بدين وسيله نفس خود را از علائق و وابستگي هاي دنيايي منزوي مي ساختند تا بهتر بتوانند به اداره امور مردم بپردازند و به همدردي با آنان جهت رفع آلام و تنگناها اهتمام ورزند. از سويي ديگر ساده زيستي و اجتناب از جاذبه هاي ثروت و مال , آنان را در مواجهه با دشمنان اسلام و جامعه مسلمين مهيا مي ساخت و به دليل قطع علايق و تمايلشان به رياست و مقام و شهرت و ثروت و ايجاد صفت و ملكه « آزادگي » در روح , از تهديد و تطميع هاي قدرتهاي زر و زور خوف و هراس به دل راه نمي دادند و آزاد و سبكبال و بدون هيچ بيم و اضطراب , به مسئوليت هاي سياسي و اجتماعي خويش عمل مي كردند.
عالم وارسته و سخت كوش شهيد آيت الله سيد حسن مدرس (ره ) از جمله رهبران مذهبي و سياسي مبارز و تلاشگري بود كه به دليل پيوند و ارتباط نزديك با مردم مسلمان و نقش و مسئوليت حساسي كه به عهده داشت , اتخاذ شيوه ساده زيستي را برخود لازم و ضروري مي دانست .
شهيد مدرس علاوه بر نقش رهبري مذهبي مردم , براساس تعاليم و دستورالعمل هاي سياسي اسلام , خود را موظف به مبارزه سهمگين و وقفه ناپذير با « استعمار خارجي » و « استبداد داخلي » مي دانست و اين جهاد و مبارزه تعطيلي ناپذير و قاطعانه , در پرتو آزادگي روح آن بزرگوار امكان پذير بود و يكي از عوامل مهمي كه او را به وارستگي و آزادگي رساند , « ساده زيستي » بود.
شهيد مدرس از ابتدا تا انتهاي عمر خويش دست از ساده زيستي نكشيد و همين مشي و روش , او را در همه ميادين مبارزه با دشمن دين و ملت به پيروزي و سرافرازي رساند.

پاورقي
1 ـ كافي , ج 2 , ص 89 ـ الحديث , ج 1 , ص 15
2 ـ قرآن كريم , سوره آل عمران , آيه 32
3 ـ نهج البلاغه , خطبه 207
4 ـ سيري در نهج البلاغه , متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري , ص 228
كساني كه در راس هرم حكومتي اسلام قرار مي گيرند به دليل مسئوليت سنگيني كه در ادامه امور جامعه دارند , بايد در فقر و تنگناهاي زندگي رنج آور محرومان شريك و سهيم باشند
مبارزه وقفه ناپذير شهيد مدرس با « استعمار خارجي » و « استبداد داخلي » در پرتو آزادگي روح آن بزرگوار امكان پذير شد و يكي از عوامل مهمي كه او را به وارستگي و آزادگي رساند , « ساده زيستي » بود


علامه طباطبايي از زبان استاد مطهري


علامه طباطبايي سلمه الله تعالي , اين مرد بسيار بزرگ و ارزنده , ... مردي است كه صدسال ديگر بايد بنشينند وآثار اين مرد را تجزيه و تحليل بكنند و به ارزش اين مرد پي ببرند... اين مرد واقعا يكي از خدمتگزاران بسيار بسيار بزرگ اسلام است . اولا مجسمه تقواست , مجسمه معنويت است . درتهذيب نفس و در تقوا مقامات بسيار عالي را طي كرده است . من ساليان دراز از فيض محضر اين مرد بزرگ بهره مند بوده ام و الان هم هستم .
حضرت آقاي طباطبايي از نظر كمالات روحي به حد تجرد برزخي رسيده اند و مي توانند صور غيبي را كه ديد افراد عادي از مشاهده آنها ناتوان است , مشاهده كنند.