روزنامه جمهوري اسلامي 10/09/1381 صفحه جبهه و جنگ

براي نسل امروز و فرداـ 21
* به مناسبت روز نيروي دريايي ارتش
نيروي دريايي مقتدرتر از هميشه

رمضان در اسارت
براي نسل امروز و فرداـ 21



مديريتي والاتر و برتر



يكي مي گفت : « جا دارد مديران امروز ما سيره عملي شهداي ما را دنبال نمايند و از طريق مطالعه و تامل در خاطرات مديريتي سرداران و شهدايي كه در كوران مشكلات و سختيهاي دفاع مقدس بار سنگين جنگ را با مديريت قوي و مبتكرانه خويش به نحو احسن بدوش كشيدند , به مديريت خود در هر سازمان و نهادي كه هستند بهبود ببخشند. »
البته نقل اين مطلب در اينجا فقط و فقط براي اتمام حجت شهدا با مسئولين امروز ماست كه مبادا از يادشان برود كه پشت ميز نشستن امروز خود را مديون رشادت و جانفشاني ديروز اين عزيزانند.
اما روي سخن ما با شماست , شما جوانان و نوجواناني كه مسووليتهاي كلان و مهم اين جامعه را به عهده خواهيد گرفت . لذا براي شماست كه تا دير نشده در پي يافتن اين گنج نهفته در سينه يادگاران دفاع مقدس باشيد تا با عمل به آن سيره , در آينده مديري نمونه و موفق شويد.
آنچه به نظر مي آيد اين است كه بخش مهمي از مديريت و يا به عبارتي اولين قدم در مديريت برمي گردد به چگونگي برخورد با نيروهاي تحت امر كه در اين زمينه خاطره اي را از مديريت سردار شهيد « حاج شعبان زينلي » قائم مقام لشكر زرهي هشت نجف اشرف كه توسط برادر بسيجي سيدكاظم مرتضوي نقل شده است , انتخاب كرده ايم كه با هم مي خوانيم .
اما قدمهاي بعدي با خود شما.
« اولين باري كه به جبهه اعزام شدم قبل از عمليات بدر بود. براي اعزام هفت خوان رستم را طي كردم . چون علاوه بر سن كم , جثه كوچكم نيز باعث مي شد كه سنم از دور جلب توجه كند. به هرحال به جبهه رفتم و از اينكه در گردان پياده سازماندهي شده بودم خيلي خرسند و راضي بودم . چون مي توانستم پا به پاي شيرمردان در عمليات شركت كنم .
اما اين خوشحالي دوامي نداشت چون با شروع آموزش آبي ـ خاكي , من و چند نفر ديگر از هم سن و سالانم را جدا كرده و به مقر پشتيباني بردند. از اينكه از عمليات بازمانده و به قول بچه ها مجبور بوديم نخود و لوبيا پاك كنيم , خيلي ناراحت بودم . يك روز گفتند : « شعبان زينلي » قائم مقام لشكر به مقر مي آيند. ديدم فرصت از اين بهتر پيدا نمي شود. با عزمي راسخ دوستانم را نيز با خود همراه كردم و نزد زينلي رفتيم . از ابتدا با تندي و اعتراض حرف را شروع كرديم . چون مي دانستيم اگر كوتاه بياييم كلاهمان پس معركه است و نمي توانيم در عمليات حضور داشته باشيم . بعد از حرف هاي ما « زينلي » شروع كرد , خيلي صميمي , گويي سالها بود ما را مي شناخت از عمليات گفت و وظيفه هر واحد و تك تك افراد را گوشزد كرد و بعد از آن اهميت كار ما را در پشتيباني يادآوري نمود و گفت چون حضور ما در آنجا مهم است و در طول عمليات چه كمكي مي توانيم به رزمندگان بكنيم .
قبل از ملاقات با زينلي فكر مي كرديم هيچ توجيهي نمي تواند منصرفمان كند ولي آنقدر منطقي و با خلوص صحبت كرد كه فكر كرديم اصلا اگر ما نباشيم ممكن است عمليات ... البته او قول داد در عمليات بعدي حتما ما جز گردان پياده باشيم . »
حسين ذكريائي

به مناسبت روز نيروي دريايي ارتش
نيروي دريايي مقتدرتر از هميشه




هفتم آذر , روز نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران سرآغاز تبلور و تولد ايثار و جانفشاني هاي كاركنان قهرمان نيروي دريايي ميهن اسلامي مان در برقراري ثبات و امنيت در آبهاي نيلگون خليج هميشه فارس در دوران هشت ساله دفاع مقدس مي باشد. هفتم آذر روز بهشت راست قامتان و دريادلان و جهنم شياطين و استكبار جهاني است . اين روز , روز پيروزي لشكريان و سپاهيان جبهه ايمان بر جبهه كفر مي باشد.
هفتم آذر روز غلبه و حاكميت سپيدپوشان مومن و جان بركف ايران بر دشمنان ميهن اسلامي مان مي باشد.
اگرچه هفتم آذر روز رزم و رويارويي سلحشوران دريادل با دشمن زبون مي باشد ليكن اين روز عظيم در آذرماه سال 1359 , هرگز در خاطره هاي هميشه بيدار امت ايران فراموش نخواهد شد.
در عمليات متهورانه هفتم آذر در اولين سال دفاع مقدس , دريادلان سلحشور ما با دستيابي به اهداف عالي اين عمليات توانستند به جهانيان اقتدار نيروي توانمند دريائي مان را به اثبات برسانند و به دشمن درسهاي نظامي تلخي ياد دهند.
در لحظات اوليه اين عمليات متهورانه كه عملا ابتكار عمل به دست دريادلان قدرتمند نيروي دريايي جمهوري اسلامي ايران بود , سلحشور مردان ارتش اسلام توانستند هفت ناوچه مدرن و اژدرافكن عراق موسوم به « اوزا » را در حوالي منطقه سكوهاي « البكر » و « الاميه » كه منطقه درگيري بود , به قعر دريا بفرستند.
حمله به سكوهاي ذكر شده روز قبل از عمليات موسوم به مرواريد شروع شده بود كه در ساعات اوليه حمله به اين دو سكو , تعداد بيشماري از مزدوران بعثي به هلاكت رسيدند و بسياري نيز به اسارت نيروي دريايي ايران درآمدند.
در ادامه اين عمليات چند فروند ديگر از ناوچه ها , قايقها و هلكوپترهاي عراقي كه از اين ناوها پشتيباني مي كردند و سه فروند ميگ عراقي توسط ناوچه هميشه قهرمان پيكان و حمايت تيزپروازان نيروي هوايي منهدم و سرنگون شد.
در جريان عمليات موفقيت آميز « مرواريد » سكوهاي « البكر » و « الاميه » كه جنبه حياتي و اقتصادي براي دشمن داشت براي اولين بار بدست رزمندگان نيروي دريايي افتاد. در پايان اين عمليات , دو سكوي فوق پس از پاكسازي توسط اين دلاورمردان منفجر شد.
در آخرين لحظات اين عمليات تعدادي از جان بركفان جمهوري اسلامي به لقاالله پيوستند و حماسه اي ديگر در تاريخ جنگهاي دريايي كشورمان به جاي گذاشت .
عمليات غرورآفرين هفتم آذر 59 تنها عمليات حماسي نيروي دريايي در طول هشت سال جنگ تحميلي نبود , بلكه سرآغاز دفاعي بسيار مقدس و مهم بود. از آن به بعد حساسيت و اهميت آبهاي خليج فارس بخصوص تنگه استراتژيك هرمز براي جهانيان بخوبي مشخص شد. در طول هشت سال دفاع مقدس , نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران توانست در مقابله با استكبار جهاني ماموريت عظيم و حساس حراست از آبهاي ميهن اسلامي را به نحو احسن انجام دهد.
پرسنل متخصص نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران توانستند در طول اين مدت بيش از 90 درصد از كار تعميرات تجهيزات مدرن و پيچيده ناوچه ها و ناوشكنها و ساير شناورهاي دريايي را خود انجام دهند و علاوه بر آن اين نيرو توانسته است در سالهاي پس از جنگ و دوران سازندگي به خودكفايي علمي و آموزشي صددرصد برسد. اين ارگان با تاسيس مراكز آموزش عالي و كارخانجات متعدد و موفق در خليج فارس , توانست بعنوان مدرنترين و مجهزترين نيروي دريايي در خاورميانه شناخته شود. انجام رزمايشهاي متعدد و موفق در خليج فارس , تنگه هرمز و حتي در آبهاي اقيانوس هند و انجام آزمايشهاي گوناگون علمي و نظامي در مورد موضوعات مختلف مدرن دريايي و كسب نتايج مطلوب , خود گامي ديگر در فرايند رو به رشد اين نيرو بشمار مي رود.
در عين حال در جهت اعمال سياست جمهوري اسلامي ايران مبني بر بازرسي كشتي هايي كه مشكوك به حمل كالا به عراق بودند. اين نيرو توانست صدها فروند كشتي تجاري و چندين فروند ناوهاي جنگي را در خليج فارس , درياي عمان و تنگنه هرمز متوقف و مورد بازرسي قرار دهد و در اين ميان دهها محموله مواد منفجره و تسليحات كه به مقصد عراق حمل مي شد , به غنيمت گرفته شد , كه اين امر عامل بسيار بازدارنده اي براي جلوگيري از تصميمات سران حزب بعث در تشديد و ترويج هرچه بيشتر جنگ در منطقه بود.
باز نگه داشتن خطوط مواصلاتي و حفاظت از بنادر و جزاير ايراني خليج فارس و ساير منابع حياتي و اقتصادي كشور و بطور كلي ايجاد ثبات و امنيت در منطقه خليج فارس و درياي عمان و بسياري از ديگر كارهاي انجام شده كه در شرايط مناسب به تشريح جزئيات آن پرداخته خواهد شد , از ديگر كارهاي انجام گرفته توسط پرسنل مومن و جان بركف اين نيرو اين بوده است كه بر برخورداري از مجهزترين سيستم هاي گوناگون دفاعي و سازه هاي علمي و آموزشي و به كارگيري نيروي انساني كاملا متخصص مي توان گفت كه نيروي دريايي ايران همچنان به عنوان قدرت مطلق منطقه مقتدرتر از هميشه آماده دفاع از مرزهاي كشور است .
در پايان ياد تمامي شهداي عزيز دفاع مقدس و بويژه گلگون كفنان نيروي دريايي و لاله هاي سرخ ناوچه هاي پيكان , سهند و جوشن را كه مردانه در برابر تجاوز استكبار جهاني ايستادگي كردند , گرامي داشته و براي ارواح طيبه آنان طلب مغفرت و شادي مي كنيم .
محمدعلي بخشي
اداره ارتباطات و اخبار نيروي دريايي ارتش


رمضان در اسارت


روزه با دو وعده غذا در ماه رمضان دو وعده غذا به ما مي دادند. بچه ها با همكاري و وحدتي كه داشتند , آن را نگه مي داشتند تا وقت افطار. ما توانستيم روزه هايمان را بگيريم , بدون اينكه نظاميهاي بعثي بويي از قضيه ببرند.
ث
اگر قرار است اين خاطره ها به عنوان بخشي ازتاريخ دفاع هشت ساله ما ماندگار شود , بايد بنويسم كه در روزهاي حمله مرصاد اسير شدم . آن روزها و در گير ودار آن درگيري , چنان گرسنگي به جانمان چنگ انداخته بود كه مجبور بوديم از خرچنگ و حتي درازگوش (خر) سد جوع كنيم !
راوي : برادر آزاده محمد جوادي
درگيري
آخرين جمعه ماه رمضان بود. بعد از نماز صبح , چند سرباز عراقي وارد آسايشگاه شده , بدون هيچ دليلي شروع كردند به فحاشي وامر و نهي كردن . ما كه از اين برخورد زشت و بي دليل ناراحت شديم , با آنها درگير شده , ضرب شست خوبي نشانشان داديم . نمي دانم دنبال بهانه مي گشتند يا نه , اما انگار چيزي جز اين نبود. آن چند سرباز رفتند و با تعدادي از افسران اردوگاه آمدند و شروع كردند به زدن ما. به صلاحديد بچه ها , با وجود داشتن قدرت مقابله كوتاه آمديم .
آنها مي دانستند كه حتي در زير خيمه گاه خود , با اسيراني دست و پا بسته و مطيع روبه رو نيستند.
راوي : برادر آزاده فيض الله رحمتيان ـ ايلام
منتقم واقعي
خورشيد مثل يك كوره گداخته , پرتوهاي زرين وداغ خود را به زمين مي ريخت . هوا در گرما مي سوخت و زمين , شاهد برخاستن ستونهايي از هرم آتش بود.
ماه , ماه رمضان بود وهمه روزه . سرهايي كه به اجبار تراشيده شده بود , زيرا آن شعله هاي كوره خورشيد , به سرخي مي زد و ما در حسرت يك سايه , سايه اي كه بتواند لختي از اين آتش بكاهد وبه آب آرامشي , آسايشمان دهد , مي سوختيم . هيكل تانكر حمام , طرح كمرنگي از سايه بر پشت خود انداخته بود و اين , مي توانست آرامش بخش لحظه اي از آن همه حرارت باشد , اما دريغ كه آن دلهاي چرك برداشته از كفر , از آن هم دريغ مي كردند.
آن حجم پرگداز و تشنگي فراوان چنان پيش تاخته بود كه يكي از برادرانمان را به مرز بي هوشي نزديك كرد. او در همان حال گفت : « خداوند به اين كارها و بلاهايي كه به سر ما مي آورند , آگاه است »
يكي از برادران با تقوا و مومن در جوابش گفت : « خدا به همه چيز آگاه است و هيچ چيز از او پوشيده نيست . او به موقع سزاي هر ظلمي را خواهد داد. »
داخل آسايشگاه بوديم كه داد و فرياد عراقيها , ما را متوجه آنها كرد. شنيديم كه با جرقه برقي , چادر نگهبانها آتش گرفته و دو نفر از آنها با تعدادي اسلحه و مهمات سوخته اند.
همان جا بود كه فهميدم كلام آن برادرمان , كلام حق است و منتقم واقعي فقط خداست .
راوي : برادر آزاده علي اصغر گلكاراني ـ تهران