بزرگداشت سوم آذر , سالروز رحلت
آيت الله شاه آبادي
غلامرضا گلي زواره
اشاره
فردا سوم آذر برابر با پنجاه و سومين سال رحلت عارف كامل
و فقيه زمان شناس حضرت آيه الله ميرزا محمدعلي شاه آبادي
قدس سره است كه در سال 1328 هـ ش دعوت حضرت حق را
اجابت كرد. شخصيت علمي و عرفاني و سياسي و مبارزاتي آن
عارف فرزانه از يك سو , و نقشي كه در شكل گيري شخصيت علمي ,
عرفاني و سياسي حضرت امام خميني داشته است و ارادت ويژه و
عنايت منحصر به فردي كه حضرت امام به آن مرحوم داشتند از
سوي ديگر , مناسب مي نمود در بزرگداشت و ياد آن بزرگوار ,
مروري هر چند كوتاه به زندگي , شخصيت و رابطه نزديك وي با
امام خميني به عنوان شاگرد برجسته و ممتازش , داشته باشيم .
در سلسله كاروان فضيلت و قافله عرفان و حماسه آيه الله
العظمي شيخ محمدعلي شاه آبادي درخشندگي ويژه اي دارد چرا كه
او علاوه بر فتح قله هاي دانش در عرصه هاي حكمت , عرفان و فقه ,
از نظر سجاياي اخلاقي , كمالات روحي و صفاي معنوي سيره
ائمه (ع ) را در اذهان تداعي مي نمود شيوه هاي مبارزاتي و مستمر
ايشان در برخورد با ستم , فساد و خلافكاري ها نيز استمرار حركت
انبيا يادآور مي شود. برجستگي ديگر اين حكيم عارف و عارف
ستم ستيز آن بود كه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و احياگر
ارزشهاي ديني و الهي در قرن معاصر , حضرت امام خميني از
محضر ايشان عرفان و حكمت را فراگرفته و سخت تحت تاثير
انفاس قدسي اين استاد وارسته بوده است .
آيه الله شاه آبادي مقدمات علوم و ادبيات و مباحث فقهي را
نزد پدر پارسا و فاضلش مرحوم آيه الله ميرزا جواد بيدآبادي
آموخت و در حوزه درسي برادر بزرگتر خود آقا شيخ احمد مجتهد
كسب معارف حوزوي را پي گرفت و به دليل نبوغ ذاتي و هوش
سرشار به همراه اهتمامي با اهميت موفق گرديد . (1 )
در ده سالگي به محضر علامه ميرزا محمدهاشم چهارسوقي
صاحب كتاب مباني الاصول راه يابد به سال 1304 هـ ش هنگامي
كه پدرش به دليل مخالفت با ظلم و استبداد , مورد غضب
ناصرالدين شاه قاجار واقع شد و تبعيد گرديد در حالي كه دوازده
بهار را پشت سر نهاده بود به همراه والدينش همراه تهران شد و در
اين شهر فقه و اصول را از محضر آيه الله حاج ميرزا محمدحسن
آشتياني و فلسفه را نزد حكيم ميرزا ابوالحسن جلوه زواره اي و نيز
حاج ميرزا هاشم گيلاني تحصيل نمود و در هيجده سالگي به درجه
اجتهاد نائل آمد و براي تكميل مراتب علمي راهي عتبات
گرديد . (2 )
در نجف , ميرزا محمدعلي با وجود آن كه خود مجتهد بود با
شور و شوقي وصف ناشدني به درس آخوند خراساني حاضر
گرديد و در مدت هفت سال موفق گشت دو دوره كامل در درس
خارج اصول صاحب كفايه الاصول شركت نمايد , در همين زمان
يك دوره شرح بر كفايه آخوند خراساني نگاشت . او در نجف
محضر آيات عظام فتح الله شريعت (شيخ الشريعه اصفهاني ) و
ميرزا محمدحسن خليلي را نيز مغتنم شمرد. با رحلت آخوند
خراساني , آيه الله شاه آبادي به سامرا هجرت كرد و در درس
پرفيض ميرزاي شيرازي دوم شركت نمود و پس از هشت سال
اقامت در عتبات عراق به ايران آمد و تدريس و بحث , تبليغ ,
تلاشهاي فرهنگي و مبارزه با رژيم استبدادي را از سنگر مسجد
آغاز كرد . (3 )
آغاز آشنايي
بعد از آن كه مرحوم آيه الله حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي
به قم آمد و حوزه علميه اين شهر را تاسيس نمود , آيه الله
شاه آبادي كه حضور در حوزه هاي علوم ديني و اقامت در جوار
بارگاه مقدس حضرت فاطمه معصومه (س ) را آرزوي ديرينه
خويش مي دانست در سال 1347 هـ ق به اين بهشت كوير و كانون
معرفت مهاجرت كرد و به مدت هفت سال به افاده و تربيت طلاب
و فضلاي آن حوزه شريف همت گماشت . (4 ) همانگونه محمد
شريف رازي يادآور گشته است امام خميني با نام ابواحمد الموسي
المصطفوي , حكمت و فلسفه و عرفان را از مرحوم شاه آبادي و
سيد ابوالحسن رفيعي قزويني فراگرفته است . (5 ) امام خميني در
خصوص نحوه آشنايي با استاد عرفانش فرموده است :
« من پس از آن كه توسط يكي از منسوبين مرحوم شاه آبادي با
ايشان آشنا شدم از مدرسه فيضيه به دنبال ايشان آمدم و اصرار
مي كردم كه با ايشان يك درس داشته باشم و ايشان در ابتدا قبول
نمي كردند تا به گذر عابدين رسيديم و بالاخره ايشان كه فكر
مي كردند من فلسفه مي خواهم قبول كردند. ولي من به ايشان گفتم
كه فلسفه خوانده ام , عرفان مي خواهم و ايشان دوباره بنا را گذاشتند
بر قبول نكردن و من باز هم اصرار كردم تا بالاخره ايشان قبول
كردند و من حدود هفت سال نزد ايشان فصوص و مفاتيح الغيب را
خواندم . » (6 )
در جاي ديگر امام مي فرمايد : « در مدرسه فيضيه ايشان را
ملاقات كردم و يك مسئله عرفاني را از ايشان پرسيدم , شروع
كردند به گفتن , فهميدم اهل كار است . »
رابطه استادي و شاگردي اين دو ستاره فروزان آنقدر عميق و
طولاني گرديد كه به مرحله عشق و ارادت صعود نمود. تجانب و
تجانس روحي و فروتني امام در برابر اين استادش موجب گرديد
كه آن روح قدسي درباره وي بفرمايد : من در تمام عمرم مردي به
اين لطيفي نديده ام , لطافت روحي عجيبي داشت . امام آيه الله
شاه آبادي را گنجينه اي گرانبها تشخيص داده بود و درباره تدريسش
گفته بود : اگر هشتاد سال هم درس بگويد در درس او حاضر
مي شدم . آيه الله شاه آبادي هم آن چنان با امام خميني صميمي
گرديد كه درباره او گفت : روح الله و افكار روح الله , روح الله فرد
خاصي است . (7 )
امام متذكر گشته اند : پس از دو سه جلسه به جايي رسيدم كه
ديدم نمي توانم از استادم جدا شوم . ابتدا تنها در درس عرفان
آيه الله شاه آبادي حضور مي يافتم اما بعد به جلسه هاي اخلاقشان
هم رفتم . تمام بحثهايشان را مي نوشتم . در تمام دوران اقامت
آيه الله شاه آبادي در قم كه هفت سال طول كشيد امام خميني در
درس وي به طور مستمر حضور مي يافت و در خدمتش تلمذ
مي نمود تا اين كه آن مرحوم به تهران انتقال يافت و از آنجا كه امام
در قم به درس و بحث مشغول بود نمي توانست تمام وقتش را با
ايشان بگذراند مگر در روزهاي تعطيل . به محض آن كه آن تشنه
عرفان ناب به تعطيلي برمي خورد عازم تهران مي گرديد و خود را به
جلسات علمي و اخلاقي استادش مي رسانيد . (8 ) حجه الاسلام
والمسلمين نورالله شاه آبادي (از فرزندان آيه الله شاه آبادي )
خاطرنشان كرده است موقعي كه امام با دختر آيه الله حاج ميرزا
محمد ثقفي تهراني ازدواج كرده بود , به تهران مي آمد و علاقه
داشت از محضر پدرم استفاده كند و در مسجدي كه او نماز اقامه
مي نمود پشت سرش اقتدا مي كرد. يك روز كه مرحوم والد كسالتي
داشت مردم منتظرش بودند ولي هر چه صبر كردند , نيامد. دنبالش
فرستادند اما او كه بيمار بود از آمدن به مسجد متعذر بود. در اين
بين از امام خميني ذكري به ميان آمد كه او هم در زمره مامومين در
انتظارتان بسر مي برد. آيه الله شاه آبادي گفت : او را به امام جماعت
قبول كنيد كه از من بهتر است . (9 )
در نخستين جلسه اي كه امام به محضر آيه الله شاه آبادي رسيد
از كيفيت وحي سوال نمود. استاد در پاسخ گفت : « ها » در آيه « انا
انزلناه في ليله القدر » اشاره به حقيقت غيبيه نازله در بنيه محمدي
است كه حقيقت شب قدر مي باشد و همان حقيقت وجود محمدي
است . (10 )
امام كه در اولين برخورد تصور نمي كرد استادش اين گونه
احاطه علمي و عرفاني دارد سوالي را مطرح نمود كه مصداق
« حسن السوال نصف العلم » بود. پاسخ بسيار عميق شاه آبادي كه بر
« ها » تاكيد كرده بود و تفسير بسيار زيبايش از شب قدر و حقيقت
محمدي , امام را شيفته او نمود و چون گمشده اش را يافت كمال
استفاده را از مجلس ملكوتي او برد. آخرين جلسه اي كه امام در قم
محضر شاه آبادي را درك كرد ايامي بود كه آن روح قدسي كتاب
مصباح الانس را نزد اين عارف مبارز مي خوانده است . چنانچه
امام به اين موضوع اشاره كرده و فرموده اند : اين كتاب را نزد وي
آموختم و پس از آن استادم به تهران انتقال يافت و از فيض
وجودش محروم شدم . (11 ) گويا در آخرين جلسه , بحث از ادارك
امتيازي اسما حضرت احديت بوده است . (12 )
شرح درد اشتياق
دليل اشتياق وافر امام خميني به آيه الله شاه آبادي اين بود كه
آن عارف وارسته علاوه بر آن كه بر اثر روشن بيني و بصيرتي
خاص , سياست هاي جاري را مي شناخت , رفتار مبارزاتي داشت و
از بطن حقايق عرفاني و مباحث اخلاقي نوعي نگرش سياسي توام
با عمل را استخراج نموده بود , در واقع او در روي آوردن به عرفان
كنج عزلت و گوشه انزوا اختيار نكرد و ضمن تزكيه درون و آراستن
باطن به فضل و فضيلت از رشد و هدايت جامعه غفلت نداشت و
چون ابرهاي تيره ستم و جود و جهل را مانع ترويج فضايل
روحاني در ميان افراد اجتماعي مي ديد براي زدودن اين ظلمت ها
و ضلالت ها به عرصه هاي سياسي و اجتماعي پا نهاد از اين جهت
است كه امام درباره اش فرموده است : « مرحوم آيه الله شاه آبادي
علاوه بر آن كه يك فقيه و يك عارف كامل بودند يك مبارز به تمام
معنا هم بودند . » (13 )
آيه الله شاه آبادي كتابي به نام « شذرات المعارف » تاليف نمود
و مطالبش را تدريس مي كرد , در بادي امر انسان تصور مي كند اين
نوشتار مباحثي در معرفت شهودي و مقالاتي عرفان و حالات
معنوي دارد ولي وقتي كتاب را مي گشايد مشاهده مي كند نخستين
شذره (مرواريد) با عنوان « شعا صدور الانام » به آسيب شناسي
اجتماعي مسلمانان و علل رشد سرطاني تفكرات باطل و
رذيلت هاي اخلاقي و قبيح در ميان افراد پرداخته شده است و
بدين گونه آينده اي از عرفان حماسي با ايجاد پيوند ميان مباني
عرفاني و مسايل اجتماعي در برابر چشمان مطالعه كننده كتاب
ترسيم مي گردد. در همين بخش آيه الله شاه آبادي چنين گوهر
افشاني مي كند : « قرآن مجيد با اسلام انفرادي مناسبت ندارد زيرا كه
نمي فرمايد به تنهايي نماز كن بلكه علاوه توليد نمازگزار و اقامه
صلوه را در عهده مسلمين گذارده است . » (14 )
در دومين شذره , مولف مي نويسد : « سياست تحريف نشده و
غيرشيطاني عبارت است از تدبير در جريان مصالح نوعيه و منع از
تحقق فاسد آنهاست . از نگاه او نه تنها حدود ديات و قصاص
سياست اسلامي وديني است بلكه اغلب احكام مشتمل بر سياست
است و لذا مي توان گفت كه دين اسلام سياسي است . (15 ) بحث هاي
اثر مذكور از مباحث اجتماعي سياسي و مشكلات جامع ديني آغاز
مي گردد و به مباحث عميق عرفان شهودي و بحث هاي اسما و
صفات و مظاهر آن ختم مي گردد. آيه الله شاه آبادي اين ويژگي را
در زندگي عملي فردي و اجتماعي خود بيان كرد و عرفان و حماسه
را با هم عجين ساخت . از ابتكارات او تشكيل هيات هاي مذهبي در
منازل مي باشد كه بعدها به هسته هاي مقاومت عليه نظام پهلوي
تبديل گرديد . (16 ) او با قاطعيت تمام در برابر رضاخان ايستاد و در
شرايطي كه آن حاكم ستمگر تمام مساجد و منابر را تعطيل كرده
بود , وعظ و ارشاد و افشاگري او بر عليه ستم تعطيل نگرديد. و
حتي در حرم حضرت عبدالعظيم حسني عليه جنايات رضاخان به
مدت يازده ماه دست به تحصن زد و در مناسبت هاي مقتضي كرارا
به افشاي چهره خطرناك وي پرداخت . (17 )
همين امتيازات اشتياق امام را نسبت به آيه الله شاه آبادي
افزايش مي داد و اين علاقه به حدي رسيد كه هرگز راضي نمي شد
استادش را ترك گويد و در برخي بيانات خويش از اين علاقه و
شوق باطني سخن مي گفت و هر جا سخني از آيه الله شاه آبادي به
ميان مي آمد امام در مقابل وي اظهار فروتني و تكريم مي نمودند و
مي فرمودند : طي ساليان درازي كه خدمتشان بودم متوجه مسايلي
شدم كه ان شاالله قسمتي از آن را خواهم گفت , البته امام چيزي
بروز ندادند . (19 )
حضرت امام معمولا با القابي مانند شيخنا العارف الكامل ,
« شيخنا و استاد نافي المعارف الالهيه » و « المعارف الكامل » از
مرحوم شاه آبادي سخن مي گفت و از وي به تجليل نام مي برد و هر
وقت به نامش مي رسيد لفظ « دام ظله » و « روحي فداه » را بعد از
اسمش ذكر مي كرد , اين عبارات كه نشانه منتهاي فروتني امام
نسبت به روح با عظمت مربي عرفاني خود مي باشد در متون
عرفاني كه توسط امام به نگارش درآمد به كرات قابل مشاهده
است .
آيه الله نصرالله شاه آبادي گفته است : در ديداري كه با امام
داشتيم گفتند آيه الله شاه آبادي صرف نظر از جنبه فقاهت , فلسفه
و عرفان , كه كم نظير بودند در سياست نيز كم نظير بودند . (20 ) و
شهيد مطهري هم فرموده اند : هرگز از امام نشنيدم كه اسم مرحوم
شاه آبادي را بياورند و دنباله اش « روحي فداه » را نگويند . (21 )
آيه الله امامي كاشاني نيز متذكر گرديده است : يك روز امام درباره
آيه الله شاه آبادي فرمودند : لطيفه اي رباني بود . امام جنبه هاي
عرفاني يعني مسايل معنوي را از اين استاد فرا گرفتند . (22 ) آيه الله
شاه آبادي نيز به امام علاقه داشت و به فرزندانش تاكيد مي كرد
چنانچه ايشان به تهران آمدند در هر صورت زمينه هاي ديدار با او
را براي من فراهم سازيد. او امام را از شاگردان برجسته خويش
مي دانست و در درس اختصاصي برايش عرفان
مي گفت . (23 )
در بخشي از پيام امام خميني كه به مناسبت شهادت
حجه الاسلام والمسلمين مهدي شاه آبادي صادر گرديده , آمده
است : اين شهيد عزيز علاوه بر آن كه خود مجاهدي شريف و
خدمتگزاري مخلص براي اسلام بود و در همين راه به لقا الله
پيوست . فرزند برومند شيخ بزرگوار ما بود كه حقا حق حيات
روحاني به اين جانب داشت كه با دست وزبان از عهده شكرش
برنمي آيم . (24 )
امام در جاي ديگر فرموده بود : « شايد بتوانم ادعا كنم كه هيچ
كس به اندازه من ايشان (شاه آبادي ) را نشناخته است . » (25 ) و
هنگامي كه از مرحوم شاه آبادي ذكري به ميان مي آورد , مي فرمود :
من مردي به اين نفيسي تا به حال نديده ام . (26 ) روزي يكي از
شاگردان امام از ايشان سوال كردند : شما مرحوم آيه الله شاه آبادي
را چگونه ديديد امام فرمودند : من در عمر خود روحي لطيف تر از
روح مرحوم شاه آبادي نديدم . (28 ) امام در آثار عرفاني و اخلاقي
خود نكاتي را كه از محضر آيه الله شاه آبادي آموخته اند , ذكر
نموده اند. در آثار ايشان همچون تفسير سوره حمد , سر الصلوه ,
آداب الصلوه , شرح حديث جنود عقل و جهل , شرح دعاي سحر ,
تعليقه بر مصباح الانس , تعليقه بر شرح فصوص , چهل حديث و
صحيفه نور مي توان نكاتي را ملاحظه كرد كه امام آنها را به نقل از
آيه الله شاه آبادي ذكر نموده است . (29 ) ما يك نكته را در اينجا
مي آوريم : شيخ استاد ما دام ظله مي فرمود ميزان در رياضت باطل
و رياضت شرعي صحيح قدم نفس و قدم حق است . اگر سالك به
قدم نفس حركت كرد و رياضت او براي ظهور قواي نفس و قدرت
سلطنت آن باشد , رياضت باطل و سلوك آن منجر به سو عاقبت
مي باشد و دعواهاي باطله نوعا از همين اشخاص بروز مي كند و اگر
سالك به قدم حق سلوك كرد و خداجو شد رياضت او حق و
شرعي است و حق تعالي از او دستگيري مي كند . (30 )
پي نوشت ها :
1 ـ كاروان علم و عرفان , ج دوم , ص 16
2 ـ ديدار با ابرار , ج 35 , پژوهشكده باقرالعلوم , ص 87
3 ـ شاه آبادي بزرگ آسمان عرفان , محمد علي محمدي , ص 46 , استاد زاده (نشريه حوزه علميه شهيد
شاه آبادي (فروردين 1365 ) ص 36 مجله التوحيد , شماره 66 , ص 133 ـ130
4 ـ مجله پيام انقلاب , شماره 162 , خرداد ماه 1365 , ص 54
5 ـ اختران فروزان ري و تهران , محمد شريف رازي , ص 243
6 ـ ويژه نامه سالگرد رحلت آيه الله شاه آبادي , ص 2
7 ـ عارف كامل (نكته ها و آموزه هايي از مرحوم آيه الله شاه آبادي , ص 50 , 24 , 35 , 26 و مجله رشد
آموزش معارف اسلامي , شماره 14 و 15 , پاييز و زمستان 1370 و نيز نك : صحيفه نور , ج 18 , ص
297
8 ـ پابه پاي آفتاب , ج سوم ص 253 و نيز ص 202 , دليل آفتاب , ص 59 ـ58
9 ـ بيانات حجه الاسلام والمسلمين شاه آبادي در برنامه تاريخ معاصر سيماي جمهوري اسلامي ايران
در تاريخ نهم مهر ماه سال 1378 , ساعت يك و چهل دقيقه بعد از ظهر .
10 ـ مصباح الهدايه الي الخلافه و الولايه , امام خميني , ترجمه سيد احمد فهري , ص 53
11 ـ تعليقات علي شرح الفصوص الحكم و مصباح الانس , ص 251
12 ـ دو ماهنامه آينه پژوهش , شماره 58 , ص 198
13 ـ فرازهاي فروزان , از نگارنده , ص 305
14 ـ شذرات المعارف , ص 4
15 ـ همان , ص 11
16 ـ نجوم امت , مجله نور علم , شماره 9 , فروردين 1364 , ص 128
17 ـ يادنامه شهيد شاه آبادي , ص 8
18 ـ مقاله روايت فضيلت , مجله پاسدار اسلام , شماره 160
19 ـ پا به پاي آفتاب , ج سوم , ص 258
20 ـ عارف كامل , ص 54
21 ـ همان ماخذ , ص 50
22 ـ پا به پاي آفتاب , ج سوم , ص 54
23 ـ سرگذشت هاي ويژه از زندگي امام خميني , ج اول , ص 126 , همان ماخذ , ج اول , ص 58
24 ـ صحيفه نور , ج 18 , ص 267
25 ـ شاه آبادي بزرگ , آسمان عرفان , ص 73
26 ـ عارف كامل , ص 36
27 ـ روزنامه اطلاعات , شماره 21347 , ص 14
28 ـ عارف كامل به نقل از برنامه راديويي سيماي فرزانگان , سال 1365
29 ـ نك : عارف كامل , فصل دوم
30 ـ چهل حديث , امام خميني , ص 36
حضرت امام خميني :
مرحوم آيت الله شاه آبادي علاوه بر آن كه يك
فقيه و يك عارف كامل بودند يك مبارز به تمام معنا هم
بودند.
من پس از آن كه توسط يكي از منسوبين مرحوم
شاه آبادي با ايشان آشنا شدم از مدرسه فيضيه به
دنبال ايشان آمدم و اصرار مي كردم كه با ايشان يك
درس داشته باشم .
حضرت امام خميني :
آيت الله شاه آبادي صرف نظر از جنبه فقاهت ,
فلسفه و عرفان كه كم نظير بودند در سياست نيز
كم نظير بودند.
من در تمام عمرم مردي به اين لطيفي نديده ام ,
لطافت روحي عجيبي داشت .
|