روزنامه جمهوري اسلامي 29/08/1381 صفحه هنر و ادبيات

* از آشنايي زدايي تا رسيدن به هنر جديد
* توليد فيلم كوتاه بن لادن سلام
* كتاب و كتابخواني از نگاه سينما
از آشنايي زدايي تا رسيدن به هنر جديد




ثشمسي خسروي در حاشيه ي برپايي نمايشگاه هنر مفهومي در محل موزه ي هنرهاي معاصر , همايشي با عنوان « بررسي هنر جديد در ايران » در روز چهارشنبه برابر پانزدهم آبان ماه جاري از ساعت 5 ـ2 بعدازظهرـ در سالن سينما ـ برگزار شد. ورود عموم به اين آزاد اعلام شده بود و بيش از دويست نفر از علاقه مندان براي شنيدن صحبت هاي هنرمندان تا پايان جلسه حضور داشتند. لازم به ذكر است كه ظرفيت دويست و چهل نفري سالن تقريبا پر از جمعيت بود.
دبير همايش آقاي بهنام كامراني و هنرمنداني چون آقايان دكتر مرتضي گودرزي , دكتر اصغر كفشچيان مقدم , خسرو خسروي , فرشيد آذرنگ و خانم بيتا فياضي نظرات مبسوط و شفاهي خود را ارائه دادند.
كامراني در ابتداي برنامه اعلام كرد كه پرداختن به اين مقوله , حيطه ي مشخصي را نمي طلبد و دوستان مي توانند در هر زمينه اي كه با اين هنر مرتبط باشد , صحبت كنند.
خسرو خسروي به عنوان مدير گروه هنرمندان هنر جديد در باره اقبال و پيامدهايي كه در بين مخاطبين داشته است , گفت : به دليل اينكه با يك پديده نوظهور مواجهيم , نمي توان از بعد آموزشي به آن نگريست . از نسل ميانسال تا نسل جوان , همگي در حال كسب تجربه ايم و هنوز راهي طولاني براي به باور نشاندن اين هنر در بين مخاطبين , پيش رو داريم . من پروژه ي جديد را به سه محور تقسيم مي كنم و ضروري ترين آن اين است كه ; 1 ـ بدانيم اصولا زمينه هاي اجتماعي در گرفتن آن چه بوده است . بدون در نظر گرفتن زمينه هاي انگيزش اين هنر به طور كلي دريافت هاي ماصوري خواهد بود.
2 ـ تغيير در صورت به معناي تغيير در مفهوم است بايد اين تصور را داشته باشيم كه ايجاد و يا كسب روشهاي جديد هنري , منتهي مي شود به كسب معناي جديد و مي توان اين معاني را با معاني اصيل تلفيق نمود و به كار برد.
3 ـ مورد سوم در تجارب اخير اين است كه ما به طور ناخودآگاه و يا خودآگاه ناچاريم كه اين جريان را بپذيريم و به هر حال روشهاي جديد را بايد با ويژگيهايي خاص (پيش فرض هاي قومي , روايتهاي قومي ) انطباق دهيم . بحث زبان در هنر جديد , بحثي كليدي است و در حوزه نشانه شناسي دريافت هر حقيقتي مستقيما به نوع بيان آن بر مي گردد و ما نمي توانيم از اين واقعيت چشم پوشي كنيم .
هنر جديد زائيده ي عصر پست مدرن بوده و با عنوان پست مدرنيته شكل گرفته و مظهر و بيانگر اين عصر است همه شارحان اين مكتب بر اين باورند كه از دهه هاي 90 و 1880 هم تاكنون در حال شكل گيري و قوام يافتن و تكوين است و بنيادهاي فلسفي پايداري را نمي توان براي آن بيان كرد. مقالات فارسي در اين زمينه بسيار كم است . تسلط بر زبان هم امري غير قابل انكار است و مباحث فلسفي اين مكتب را به سادگي نمي توان درك كرد. « دريدا » يكي از شاخص هاي اين مكتب براي بيان فلسفه ي خود , در زبان نوآوري كرد. به شكلي كه درك گفتار وي و ترجمه ي آن دشوار است . اين تجربه ي شخصي و نياز دروني را بايد گسترش داد.
بهنام كامراني در ادامه ي بحث از دكتر كفشچيان در باره ي چگونگي برخورد نسل جوان با اين پديده پرسيد :
نسل جوان چگونه با اين هنر ارتباط برقرار مي كنند
معتقدم كه نمايشگاه هنر جديد در ايران به عنوان يك اتفاق جالب بايد مورد بررسي قرار بگيرد. و براي آنكه بتوانيم آن را مانوس , زيبا و باورپذير جلوه دهيم , بايد كلمات و واژگان را حتي را براي آن انتخاب كنيم . اصل عنوان « هنر جديد » سئوال برانگيز است و من پروژه اي را پيشنهاد مي كنم و نمي گويم پروسه و فرآيند , چرا كه اين هنر در آن سوي مرز به شكل تاريخي در حال تكوين يافتن است . و ما بايد از اين گذرگاه عبور كنيم و از تقليد كوركورانه كه برخي آن را نفي مي كنند , دوري كنيم .
سالهاي زيادي اين پروژه در ايران متوقف شد . بنابراين لازم است كه هنرمند از يك تقليد آگاهانه برخوردار باشد و آثار هنري جديد خلق كند. اين نمايشگاه بستر مناسبي براي مطالعات جديد است . هنرمند يا علاقمند مي تواند به آن نزديك شود و قابليتهاي وابسته به آن را درك كندو به مفهوم اصلي آن دست يابد. خانم بيتا فياضي درباره تجربيات خود در نمايشگاه گفت :
پانزده سال است كه كار هنري انجام مي دهم . از سفالگري و سراميك شروع كردم و در سال 1377 , حدود 100 كلاغ سياه روي جعبه هاي ميوه درست كردم و به طور ناخودآگاه وارد عرصه هنر مفهومي شدم . هدفم اين نيست كه هنرمند چيد مان باشيم , ولي چون اصل كارم اين است , آن را ادامه مي دهم . اين هنر دركشور ما واقعا نو و تازه است . مردم هيچ شناختي از آن ندارند .در كشورهاي ديگر از هنرمند از هنرمند چيدمان حمايت مي شود ولي در ايران جماعت آن رانمي پذيرند . مردم ما افراد پيچيده اي هستند. نبايد فضاي ذهني شان مورد آزار قرار گيرد. آقاي پسياني هنر اجراي انجام مي دهند. با حركات موزون و عناصر گروهي با دقت و ظرافت مفهوم داستان خود را القا مي كنند. اين بسيار هوشيارانه و با شروع و پايان مشخصي است به همين جهت مخاطب با آن ا رتباط برقرار مي كند.
كامراني از آقاي آذرنگ درباره علت ورودش به اين عرصه , طرح اين مسئله در جامعه ي عكاسي و تفاوت اين نوع كار با كارهاي خاص ديگر سئوالاتي كرد.


تعداد سنواتي كه من كار عكاسي مي كنم , آنقدر زياد شده كه براي خودم جذابيت خود را از دست داده بود. به جايي رسيد كه آن نوع عكاسي , غرابت خود را از دست داد و آنقدر به من نزديك شد كه ديگر آن را درك نمي كردم و از آن لذت نمي بردم . براي آشنايي زدايي و بيگانه كردن كار , سه راه حل را در نظر گرفتم . ابتدا اينكه از تك عكس فرار كنم و ا ز مجموعه عكس بگيرم . ديگر اينكه تركيبي از سطوح مختلف عكس رنگي و سياه و سفيد را به كار گيرم و راه سوم اينكه عكس ها را در مجموعه ودر چنيش خاصي قرار دهم تا شايد با توجه به برخورد و مواجهه اي كه مي بينيم , براي ما جذابيت ايجاد كند.
سعي ام اين بود كه از حالت ناب گرا و نخبه گرايي كه در دانشگاه حاكم است , بگريزم و به مباحثي بپردازم كه شايد جزئي است ولي نياز جامعه محسوب مي شود. مجموعه ي اين عوامل مرا به اين سمت و سو سوق داد.
كامراني در ادامه ي سخنان آقاي آذرنگ افزود : در اين نمايشگاه مرزها برداشته شده و تلفيقي از چند هنر ايجاد شده است . مرزكشي بين نقاش , حجم سازي , تئاتر , سينما و عكس وجود ندارد. آقاي كفشچيان مقدم به نظر شما اين عمل تا چه حد مي تواند به اصل يك هنر خدشه وار كند
پاسخ به اين فرآيند و ذكر خوبي يا بدي آن نياز به گذشت زمان دارد. چيزي كه اهميت دارد , اين است كه حرف تازه اي بزنيم .
تصور اينكه فقط ابزار و نوع بيان را تغيير دهيم و اثر مفهومي خلق كنيم , تصور باطلي است . در اين نمايشگاه آثاري هست كه قبلا توسط خيلي از رشته ها مي توانستيم آن را انجام دهيم و امروز تحت عنوان هنر جديد , در حجم و شكلي جديد ساخته شده است .
هنر جديد به ما اين امكان را مي دهد كه از هنر اصيل استفاده كنيم و يك اصل پست مدرن همين است . ولي در اين شكل , نسبت عقيده ي ما به آن تغيير كرده و با آن به صورت عقيده ي لايزال برخورد نمي كنيم . مي دانيم كه تا مدتي ديگر , اين نيز برچيده خواهد شد تا جايي كه به هنر متعالي دست يابيم .
دكتر الستي مثال خوبي زد. ايشان مي گفت : يكي از هنرمندان را انجام داده بود كه به هيچ ) video arty (معاصر , ويدئوآرتي شكل هنري كسي قادر به انجام آن نبود. « توالي زمان ها و فليمبرداري از قدم هاي انسان ها » اين تداعي توسط چند ويدئو و در بين راه رفتن افراد انجام شده بود.
بينندگاني كه در حال راه رفتن آن را مي ديدند , به خوبي حس را دريافت مي كردند و به معناي واقعي آن مي رسيد. آقاي گودرزي در تائيد سخنان دكتر كفشچيان نظرات خود را چنين بيان كرد :
« استفن گرين بلات » كتابي دارد تحت عنوان شكل هاي قدرت و قدرت شكل » و در آن كتاب مي خوانيم : هر گز نمي توان ميان اثر هنري و ديگر فعاليت هاي اجتماعي تفاوت قائل شد.
توليد هر اثر هنري , فعاليتي فرهنگي است و فقط از منظر فرمول بندي با فعاليت هاي ديگر تفاوت دارد. اثر هنري ماحصل ميثاق ناخودآگاه ميان آفرينش گر و ديگر نهادها و مراكز اجتماعي است , به طور مستقيم يا غيرمستقيم از آن حمايت مي كنند.
اين خطر وجود دارد كه هر آنچه در اين دنيا انجام مي شود , عنوان هنر بگيرد . اما بسياري از آثار , رويدادهاو مكاتب , نهضت ها و جريانات هنري شكل مي گيرند. عرض اندام مي كنند ولي در نهايت به صورت يك شوخي مطرح مي شوند و به زوال مي رسند.
وقتي فردي با يك دقيقه و سي ثانيه سكوت خود اعلام مي كند كه اثر هنري خلق كرده و يا فرد ديگري اعلام مي كند كه در فلان روز و در فلان سالن ورزشي مسابقه اي برپا مي شود كه اثر هنري من است , مي توان از او پذيرفت . زيرا اين ايده و عقيده ي اوست و باعث مي شود كه مرزها و ديوارها از بين برود. مي دانيم كه ما هر نظري اعم از منفي يا مثبت داشته باشيم , اين هنر مسير خود را دنبال خواهد كرد و باز نخواهد ايستاد. كساني كه ذره اي دغدغه ي تفكر و تعمق را دارند بايد در باره ي آنچه كه عرضه مي شود , بينديشد و با مرشدي كه بي غرض و مرض است و خطي و ربطي برخورد نمي كند , مشورت كنند تا به انحراف و بيراهه نرويم . هنرمند بايد پيامي براي ارسال داشته باشد و حلال درد يا مشكل باشد و در مقام بيان كننده بتوانند چيزي را القا كند كه از دل جامعه برمي آيد.
بهنام كامراني در نتيجه گيري از بحث دوستان , ضمن عرض خسته نباشيد به تك تك آنان و حاضرين در همايش , اعلام كرد : مي توان از كليه سخنان نتيجه گرفت كه پرداخت نظري و رجوع به هنر بايد در پرداختن به هنر مفهومي , اصل مهم قرار گيرد تا به نتايج مثبت و قابل ملاحظه اي دست يابيم . اين جلسه مي تواند در مكانهاي ديگر , در مجامع هنري و دانشگاهي ادامه يابد تا با پي گيري آن به نتايج مهم و كلاسيك برسيم . هنر جديد در ايران نياز به نگرش ژرف و گسترده اي دارد كه دراين زمينه دوستان منتقد و نويسنده بايد كمرهمت ببندند و با تحقيق و تاليف خود , تعريف مشخص و جامعي از آن ارائه دهند.

توليد فيلم كوتاه بن لادن سلام




توليد فيلم كوتاه بن لادن سلام , محصول سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران ـ مديريت منطقه 12 و انجمن زنان پيرو اهل بيت (ع ) به پايان رسيد. اين فيلم كه مدت زمان آن پانزده دقيقه مي باشد و به طريق ميني دي وي تصويربرداري شده است , نمايشگر تلاشهاي صلح طلبانه يك كودك مهاجر افغاني مقيم ايران است كه با نگارش نامه اي براي بن لادن از او مي خواهد كه با تسليم خويش به آمريكا , مانع بروز جنگ در افغانستان شود , شكيلا , دختر بچه افغان , هر چند با انگيزه شخصي اينكار را انجام مي دهد اما در دنياي كوچك خويش , ناخواسته مي كوشد تا پيام آور صلح جهاني باشد. شكيلا در نهايت , جان خود را دراين راه از دست مي دهد اما با كشته شدن او , تلاشهاي صلح طلبانه نيز نمي ميرد , بلكه مرگ وي , آغازي بر كوشش همكلاسيهاي شكيلا براي تحقق صلح جهاني مي شود. بطوريكه آنها در يك اقدام جمعي , نامه هايي را خطاب به سران كشورهاي دنيا مي نويسند و بوسيله كبوترهاي نامه بر , اين پيامهاي صلح را بسوي مقصدهايشان , روانه مي كنند. « بن لادن سلام » , سلامي دوباره به صلح و دوستي است و در آن اميد به صلح , هرگز نمي ميرد , در پايان فيلم نيز هر چند كه تعدادي از كبوترهاي پيك صلح توسط افراد ناشناسي كشته مي شوند و به مقصد نمي رسند اما در اين ميان , كبوتري نيز موفق مي شود تا راه خود را بسوي مقصد صلح , ادامه دهد و پيام آور صلح باشد. عوامل فيلم « بن لادن سلام » عبارتند از : نويسنده و كارگردان : محمدرضا كشاورز , تصويربردار : بهنام بهادري , آهنگساز : سعيد محمدي مطلق , دستيار كارگردان : محمدعلي اكبرپور , عكاس : سارا قاسمي , منشي صحنه : عطيه غلامعلي نتاج , بازيگران : شكيلا نوري , اسماعيل ملك زماني ـ فرحناز احمدي ـ فاطمه نظري , بشير نسيمي , سارا عظيمي , يلدا سعيدي .

كتاب و كتابخواني از نگاه سينما




در گفتگو با مازيار نيلچي , مدير برنامه ريزي و نظارت بر امور كتابخانه هاي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران
به بهانه هفته كتاب ـ 6 تا 14 شهريور 81
ث محمدرضا كشاورز
وقتي سخن از تعامل و ارتباط متقابل كتاب و سينما براي بسط بيشتر انديشه انسانهابه ميان مي آيد و در آنجا كه مي خواهيم به نقش سينما در توسعه فرهنگ كتاب و كتابخواني پي ببريم , نخستين مطلبي كه به ذهنمان خطور مي كند اينست كه سينما مي تواند با قرار دادن صحنه هايي از شخصيت اصلي داستان كه كتاب دردست دارد و يا نماهايي از مكانهاي ملاقات شخصيتهاي فيلم كه در محل كتابخانه شهر ضرورت مي پذيرد , امر كتابخواني را گسترش دهد. اما آيا واقعا اين برداشت صحيح است سريال پزشك دهكده و فيلمهايي از اين قبيل , ما را وا مي دارد كه در قطعي نمودن اين تلقي , بيشتر تامل نماييم . در يكي از قسمتهاي اين سريال كه جمعه شبها از شبكه دوم سيما پخش مي گردد , موضوع فيلم به كتاب اختصاص داشت .
شخصيت اصلي فيلم يعني دكتر مايك از لحظه آغاز فيلم با تلاشي خستگي ناپذير در تكاپوي تاسيس يك كتابخانه كوچك در دهكده است . اما با وجود تعطيلي كوتاه مدت كتابخانه , به آتش كشيده شدن تعدادي از كتابها و مورد بي مهري قرار گرفتن دكتر مايك و خانواده اش , سرانجام , پيروزي كتاب را بر جهل و ناداني مشاهده نموديم . نتيجتا نقش موثر سينما در ايجاد پيوند هرچه بيشتر ميان انسان و كتاب , انكارناپذير است . اما كتاب در زمينه پيوند انسانها با صنعت ـ هنر سينما چقدر موثر بوده است و كتابخانه ها تا چه اندازه توانسته اند نقش خود را در اين زمينه بخوبي ايفا نمايند
براي يافتن پاسخ پرسشهاي مورد نظر , با نمونه قرار دادن 52 كتابخانه عمومي موجوددر سطح شهر تهران كه متعلق به سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران مي باشد و در گفتگويي با مدير برنامه ريزي و نظارت بر امور كتابخانه هاي اين سازمان به بررسي موضوع پرداختيم . علت اين انتخاب هم از چند جهت بوده است , يكي اينكه اين سازمان به دليل ارتباط تنگاتنگ با مردم شهر تهران , نقش موثري در جهت ترويج فرهنگ كتابخواني از طريق كتابخانه ها و ساير مراكز فرهنگي خود مي تواند داشته باشد و از سوي ديگر مديريت امور كتابخانه هاي اين سازمان , خود در زمينه سينما , صاحبنظر است و درحد امكان , به طور فعال , رويدادهاي اين صنعت ـ هنر را دنبال مي كند.
ث آقاي نيلچي , سينما را چگونه مي بينيد
وقتي بحث از هنر مي شود , سينما به عنوان هنر هفتم مطرح مي باشد. غالب مردم شايد ندانند هنر اول و يا هنر پنجم چيست , اما هنر هفتم كه سينماست جا افتاده است .
و دقيقا به خاطر همين هنر بودنش است كه معتقدم براي انتقال ارزشها مي بايست از آن بهره گرفت . براي همين همين بطور مثال , تلاشي كه فيلمسازان دفاع مقدس مي كنند تا شرايط زمان جنگ و دفاع مقدس را به زمان فعلي بياورند بسيار زيبا و با ارزش است . همچنين بسياري از اوقات زندگي ما تحت تاثير تصاوير سينمايي قرار دارد. يعني ما تحت تاثير يك چارچوب ديداري ـ شنيداري هستيم . اين چارچوب در ابتدا سينما است و سپس در تلويزيون به صورت يك جريان عادي و عمومي در مي آيد. اين شكل يا چارچوب به صورتهاي ذهني و عيني بر زندگي ما تاثير مي گذارد. از آنجا كه بايد سينما را با تركيبي از هنر و انديشه ببينيم , پس بايد بخوانيم و بدانيم تا متعالي بينديشيم .
ث پس ديدن فيلم نيز , نوعي مطالعه كردن است ...
اگر به مفهوم واقعي مطالعه نظر داشته باشيم , مي بينيم كه انديشيدن , شنيدن و ديدن هم يك نوع مطالعه است . پس سينما خود جلوه اي از مطالعه خواهد بود. نهاد اين نوع مطالعه هم اينست كه ما , در زمان ديدن و يا بعد از ديدن فيلم , با شخصيتها درگير هستيم و با آنها پيش مي رويم .
ت منظورتان از سينما , سينما به صورت عام است
خير , منظورم سينماي متفكر است و سينمايي كه برمبناي انديشه باشد. نتيجتا اين سينما حاصلش اينست كه به يك خاطره ملي و اثر ماندگار تبديل مي شود. به همين خاطر از آنجا كه يكصد سال از تاريخ سينما را پشت سر گذاشته ايم و وارد صد ساله دوم شده ايم , بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه صد سال دوم را در سينماي ايران چگونه آغاز مي كنيم . يكصد سال صنعت و تجربه به ما مي گويد كه صد سال دوم را بايد با خودآگاهي سينمايي و توجه به قواعد نظري حاكم برساخت و تاثير فيلم آغاز كرد. ضمن اينكه بايد هميشه به ياد داشته باشيم كه تعصبات شرقي ها , چهره زيبايي به فيلمهايمان داده است تا جايي كه سينماي هاليوود هم به اين نگرش , توجه جدي پيدا كرده است .
ت آيا كتاب و سينما را مي توان با يكديگر مقايسه نمود
اينها هر كدام , كاركردهاي خودش را دارد و نمي توان اين دو را با هم سنجيد و مي بايست هر يك در جايگاه خودش تعريف شود. كتاب و سينما با هم مي توانند باشند , اما اينكه بخواهيم آنها را نسبت به يكديگر بسنجيم , چندان كار زيبايي نيست . چرا كه سينما كاركرد خودش را دارد و كتاب هم كاركرد خودش را.
ث سينما مي تواند در خدمت كتاب باشد و يا اينكه كتاب در خدمت سينما باشد
هر دو مي بايست در خدمت هم باشند تا بتوانند تاثيرگذار شوند. به همين دليل هم مي گويم كه اينها را با هم بسنجيم و نبايد در مقابل هم قرارشان بدهيم و جداي از هم ببينيم .
ث كتاب چگونه مي تواند در خدمت سينما باشد
نمونه با ارزش , فيلمنامه است . يعني يك فيلمنامه مي تواند بسيار موثر و مفيد باشد و در نهايت براساس آن , فيلمي مطرح هم ساخته شود.
ثدر مورد پرداختن به موضوع كتاب و كتابخواني در سينما چه نظري داريد
متاسفانه ما در فيلمهايمان كمتر در مورد كتاب و كتابخواني تبليغ مي كنيم , اما فيلمسازاني هم هستند كه اين امر را مورد توجه قرار مي دهند. مثلا شما مي بينيد كه آقاي مهرجويي در صحنه اي از فيلم هامون , يك قرار ملاقات را در يك كتابخانه مي گذارد و بدين ترتيب ارتباط ميان دو نفر را با كتاب و مبادله كتاب بين آن دو نفر , تعريف مي كند. به طور كلي فيلمسازان و در مجموع , سينما مي بايست به سمتي بروند كه تحليل كتاب داشته باشند و به مردم , كتاب و كتابخانه را بشناسانند , چرا كه متاسفانه در اين بخش موفق نبوده ايم .
ث منظور شما اينست كه فقط تصوير كتاب در فيلمها نمايش داده شود , يا اينكه موضوع فيلم , كتاب باشد
هر دو. ببينيد , يك فيلم آمريكايي كه ساخته مي شود , هر جايي از فيلم كه قرار است تصميم مهمي اتخاذ شود , شما قطعا در جايي از اين تصوير , پرچم آمريكا را خواهيد ديد. خيلي جدي برروي اينها , كار شده است . يعني اينكه در هر جا از فيلم تصميم اساسي گرفته مي شود , با اين تداعي , حضور قلدرمابانه آمريكا بر بيننده , تحميل مي شود.
من واقعا اين تقاضا را از سينما دارم كه كتاب و كتابخانه را در برنامه هايشان داشته باشند و اينها را در متن فيلم قرار دهند. بخش ديگر هم اينست كه ما اصلا در اين زمينه , فيلم داشته باشيم . مثلا موضوع فيلم مي تواند يك شخص كتابدار يا رئيس كتابخانه باشد. اصلا مي تواند كل اتفاقات در يك كتابخانه واقع شود.
ث آيا علاقه مندي شما به سينما باعث شده تا نگاه ويژه اي به مساله كتب سينمايي داشته باشيد
نه , من اين علاقه شخصي ام را در كارم اصلا دخالت نداده ام . ما نگرشمان در تجهيز كتابخانه هايمان و خريد كتاب براي آنها براساس نياز اعضا است . يعني هر كدام از اعضاي كتابخانه , هر كتابي را كه درخواست كنند , برايشان مي خريم . حالا اين كتاب مي تواند سينمايي باشد يا نباشد. من به تمام موضوعات يكسان نگاه مي كنم .
ث منظورم از نگاه ويژه اين نيست كه تمام كتابخانه هاي سازمان از كتابهاي سينمايي پرشود , بلكه كمبودها در اين زمينه رفع شود. مثلا اين نگاه ويژه , منجر به تاسيس يك كتابخانه تخصصي سينما بشود.
ما در سازمان , فرهنگسراهاي موضوعي داريم و كتابخانه هاي ما به واسطه اين فرهنگسراها مي توانند كتابهاي موضوعي آن فرهنگسرا را داشته باشند. به عنوان مثال فرهنگسراي هنر , كتابخانه اش مي تواند تمام كتابهاي سينمايي را داشته باشد و همينطور كتب ساير موضوعات هنر را. البته ما قصد نداريم كه در سازمان , كتابخانه تخصصي داشته باشيم چون كتابخانه تخصصي سينما , وظيفه ما نيست و اصلا جزو اختيارات ما كه متولي فرهنگ عمومي هستيم , نيست . ما بايد كتابخانه هاي عمومي داشته باشيم , منتهي اين كتابخانه هاي عمومي ما بايد به تمام موضوعات هنري هم تجهيز شده باشند.
كتابخانه تخصصي سينما شايد وظيفه دانشكده هاي هنر و سينما و خانه سينما و يا ساير مراكز سينمايي باشد كه البته اگر آنهاهم بخواهند ما حاضريم برايشان در زمينه هنر و ساير موضوعات كتابخانه تخصصي راه اندازي كنيم . يعني اگر يك مجموعه اي كه كار تخصصي سينما مي كند , بخواهد يك كتابخانه تخصصي داشته باشد , ما اين كتابخانه را برايش راه مي اندازيم , اما كتابخانه هاي عمومي مان را به شكل عمومي حفظ مي كنيم .
ث كتابخانه ارسباران يكي از 52 كتابخانه سازمان است كه اين كتابخانه ويژه هنر مي باشد. لطفا براساس مستنداتي كه در اختيار داريد , آماري در زمينه سرويس دهي اين كتابخانه در موضوعات هنر و سينما ارائه فرماييد.
در شش ماهه اول سال 1381 تعداد 9993 نفر به اين كتابخانه مراجعه نموده اند كه در مجموع تعداد 5366 جلد كتاب به آنها امانت داده شده است و تعداد 3195 جلد از مجموع اين كتابهاي به امانت داده شده در موضوع هنر بوده است . يعني 60 درصد از كتب امانت داده شده , كتب هنري بوده اند. اگر بخواهم آمارهاي ريزتري را در اين زمينه ارائه دهم , بايد بگويم كه در شش ماهه اول امسال به ترتيب در فروردين تعداد 501 جلد كتاب فارسي و 300 جلد كتاب خارجي , ارديبهشت تعداد 510 جلد كتاب فارسي و 200 جلد كتاب خارجي , خرداد تعداد 315 جلد كتاب فارسي و 250 جلد كتاب خارجي , تير تعداد 315 جلد كتاب فارسي و 60 جلد كتاب خارجي , مرداد تعداد 280 جلد كتاب فارسي و 150 جلد كتاب خارجي و شهريور تعداد 220 جلد كتاب فارسي و 94 جلد كتاب خارجي در زمينه هنر , فرهنگسراي ارسباران امانت داده است .
ث آمار تعداد كل كتابهاي هنري امانت داده شده در سطح كتابخانه هاي سازمان چقدر بوده است
در شش ماهه اول سال 81 به طور كلي تعداد 25689 جلد كتب هنر فارسي و خارجي در 52 كتابخانه عمومي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران به امانت داده شده است .
ث كتابخانه هاي سازمان در زمينه نشريات سينمايي نيز ارائه خدمات مي دهند
سرانه خريد نشريه براي هر كتابخانه مبلغ چهارصد هزار ريال است كه رئيس هر كتابخانه با توجه به نياز اعضا نسبت به خريداري نشريات اقدام مي نمايد. با اين توضيح , در شش ماهه اول سال 81 بطور كلي تعداد 16319 نسخه نشريه براي كتابخانه هاي سازمان خريداري شده است كه از اين تعداد , 550 نسخه از اين نشريات , نشريات سينمايي بوده است . ضمن آنكه با توجه به حضور چشمگير جوانان در كتابخانه , طبق تحقيقاتي كه انجام داده ايم , سينما از جمله موضوعات مهمي است كه معمولا جوانان سراغ كتاب يا نشريات مرتبط با آن را مي گيرند.