روزنامه جمهوري اسلامي 26/08/1381 صفحه مقالات

جرعه ـ7
نگرشي به يك رفتار فردي و اجتماعي

مهدويت در نهج البلاغه
سبط خليل
فلسفه عبادات در كلام اميرالمومنين علي (ع )
افتتاح نمايشگاه دائمي كتاب نهج البلاغه
جرعه ـ7
نگرشي به يك رفتار فردي و اجتماعي


با انجام يك عمل خير خداپسندانه , لبخند رضايت را بر لبان عموم افراد جامعه مي بينيم .اين طبيعي است كه هركس كار خيري كرد , خوشحال شود و كار بد او را ناراحت كند اما بايد مراقب نشيم كه : اگر آن يك كار به چند كار تبديل شود و آن لبخندها به خودپسندي و عجب گرايد , گرفتار آفتي عظيم شده ايم .
شايد بهترين شيوه اين باشد كه هر فرد خير به مجرد انجام عمل خير , به نفس عمل ننگرد بلكه توجه كند كه چه بسيار فرصت ها كه از دست داده و چه بسيار كارهاي خير ديگر را كه مي توانسته انجام دهد وانجام نداده است .
به اين ترتيب اگر فردي است كه به خانه ايتام سركشي مي كند , توجه كند كه بسياري از خانواده هاي يتيم هست كه هنوز به آنها سر نزده است .
اگر در عبادات كوشاست , توجه كند كه مدت زمان طولاني از عمر او سپري شده در حالي كه اين قبيل عبادات از او فوت شده و موفق به انجام آنها نشده است .
اگر به اعتكاف ماه رجب و احياي شبي از شبهاي ماه مبارك رمضان موفق شده , خدا را بر آن حمد كند و نسبت به موارد از دست رفته استغفار كند.
اينها همه در فرض آن است كه عمل , خالصانه انجام شده و مقبول افتاده باشد و گرنه ...
همچنين عزيراني كه همان كار خير را به نيت برتر انجام مي دهند مثلا اول هر ماه و يا اول هر روز مبلغي را به عنوان صدقه در صندوق صدقات مي اندازند و يا به دست فقير مي دهند ونيت مي كنند كه « اين صدفه را براي سلامتي وجود مقدس امام عصر مي دهم » .
اين عزيران نيز توجه كنند كه چه بسيار اوقات و زمان هاي ديگر كه اول هر ماه و اول هر روز از زندگي آنها گذشته در حالي كه موفق به صدقه در آن ايام نشده اند و يا توجه به اين نيت خاص نداشته اند.
زائران محترم كه به مشاهد مشرفه در ايام رجب و غير آن مشرف مي شوند و زيارت خويش را به نيابت از امام عصر ارواحنا له الفدا انجام مي دهند توجه كنند كه چه بسيار زيارت ها كه فقط صرف مخارج بوده ! نه زيارتي واقعي و نه نيتي اينچنين !
پس يكي از مواردي كه مي تواند ما را از عةجب در عمل خير بازدارد توجه به ساير نقائص فردي و نير ساير موارد خير از دست رفته است .
به اين ترتيب , فردي كه گرفتار عجب شده , از تنهايي نيز در مي آيد , آن هم تنهائي ترسناكي كه از آن ترسناك تر نيست : « لاوحده اوحش من العجب » (1 )
پاورقي :
1 ـ نهج البلاغه , حكمت 104

مهدويت در نهج البلاغه


قسمت پنجم و پاياني از علامه محمدتقي جعفري
مدت حكومت الهي حضرت مهدي (عج )
مدت حكومت الهي حضرت ولي عصر ارواحنا فداه در احاديث , مختلف آمده است . مجموعا چهار مدت ذكر شده است كه بدين قرار است :
1 ـ هفت سال كه معادل هفتاد سال معمولي است . در حقيقت هر يك سال از هفت سال , معادل ده سال مي باشد.
2 ـ چهل سال .
3 ـ سه سال .
4 ـ ده سال .
البته مسلم است كه روايات در اين باب , از جهات متعددي بايد مورد بررسي قرار بگيرد. آن چه كه به عنوان با اهميت ترين جهات براي تحقيق در اين باب به نظر مي رسد , موضوع كمي مدت اين حكومت الهي است . يعني اين سئوال مطرح است كه اين مدت كم , كه فرض كنيم 70 سال باشد , آيا مي تواند به اضافه جبران بينوايي ها و تيره روزي هاي گذشته بشر كه در قرون و اعصار متمادي گريبان گير او بوده است , آرمان ها و اهداف عاليه راكه جوامع انساني قرن ها در انتظار نشسته بود , به وجود بياورد
به اين معني كه آيا با توجه به تلفات غيرقابل توصيف حقوق و ارزش هاي انساني در همه دوران , مي توان آسايش آرماني 70 سال را توجيه كننده حكمت خداوندي در تاريخ انساني تلقي كرد يا نه
براي پاسخ به اين سئوال , اين حقيقت را بايد در نظر بگيريم كه فلسفه ظهور حضرت بقيه الله (عج ) , همانند فلسفه بعثت انبيا و رسولان الهي عليهم السلام است . منظور از برانگيخته شدن انبيا و رسولان الهي , ابلاغ دستورات خداوندي و نصب مشعل فروزان هدايت بر سر راه كاروانيان بشريت است . اما اين كه بشريت با چه كميت و كيفيت از آن ابلاغ و ارشاد و مشعل هدايت نتيجه گيري كند , به تصميم و اختيار خود مردم بستگي دارد.
خاتم رسولان محمد(ص ) نهايت تلاش را در راه ابلاغ رسالت و ارشاد مردم صورت داد و بدين وسيله حجت را از طرف خداوندي اتمام فرمود , تا آن جا كه براي هيچ كسي جاي عذرتراشي نماند. با اين حال , اين خود مردم هستند كه بايد عقل و وجدان خود را براي گرديدن در مسير كمال راه بيندازند و به هدف اعلاي حيات خود نايل شوند.
اين مطلب را مي دانيم كه طولاني يا كوتاه بودن مدت ابلاغ و اجراي رسالت , ضرري بر اصل آن وارد نمي كند. دوران رسالت حضرت خاتم الانبيا عليهم السلام بيست و سه سال بود. در اين مدت كم , مشعل فروزان دين جاوداني اسلام را در جوامع بشري نصب فرمود و رفت , در صورتي كه براي انجام چنين كاري , بعضي از پيامبران ديگر , دو بلكه سه برابر مدت مزبور را به فعاليت رسالت پرداختند. با اين حال گسترش و عمق نتيجه كار آن ها بسيار كمتر و با كيفيت محدودتر از نتيجه كار پيامبر اسلام بود.
مدت رسالت حضرت نوح عليه السلام را در نظر بگيريم كه چند صد سال بود , با اين حال شعاع فعاليت آن حضرت اندك بود.
حال , دوران امامت و حكومت الهي حضرت مهدي (عج ) نيز چنين است كه مقصود اصلي , ابلاغ رسالت انساني ـ الهي است , اگر چه ساليان محدود باشد.
بله , مطابق منابع اسلامي , حكومت آن حضرت فراگير همه جوامع انساني مي شود و عدل و داد و حق بيني و حق گرايي سراسر زمين را مي گيرد , در صورتي كه در دوران انبيا و اوصياي ديگر چنين نبوده است , و اثر كار و فعاليت رسالت آن ها , در همه جوامع بشري نمودار نشده است .
فتنه هاي آخرالزمان
« رايه ضلال قد قامت علي قطبها و تفرقت بشعبها تكيلكم بصاعها , و تخبطكم بباعها. قائدها خارج من المله قائم علي الضله . فلا يبق يومئذ منكم الا ثفاله كثفاله القدر. او نفاضه كنفاضه العكم , تعرككم عرك الاديم , و تدوسكم دوس الحصيد , و تستخلص المومن من بينكم استخلاص الطير الحبه (الجبه ) البطينه من بين هزيل الحب . (1 )
اين فتنه كه شما در آن قرار گرفته ايد , پرچم گمراهي است كه بر قطب خود ايستاده و دسته ها و گروه هاي آن در جوامع پراكنده است . اين پرچم (فتنه ) شما را با پيمانه خود تدريجا خواهد گرفت . و شما را با دستش خواهد زد. رهبر پيشرو اين پرچم (فتنه ) از ملت اسلام خارج و مصر بر گمراهي است و در چنان روزي (استحكام فتنه و پراكنده شدن دسته ها و گروه هايش در جوامع ) از شما نخواهد ماند مگر ته مانده اي مانند ته مانده ديگ . بقيه ناچيزي در ظرف بار (كه بيرون ريختني است ). آن فتنه شما را سخت مي مالد , مانند پوست دباغي . و آرد مي كند , مانند غلات درو شده . و انسان مومن را از ميان شما بر مي گزيند , مانند برگزيدن مرغ دانه درشت را از ميان دانه هاي ريز.
در منابع معتبر اسلامي حوادث و فتنه ها و علائم متعددي به آخرالزمان نسبت داده شده است , از جمله در سخنان اميرالمومنين عليه السلام آمده است :
« پرچم ضلالت بر قطب خود نصب مي شود. »
يعني چنان نيست كه تباهي ها يك جريانات زودگذر باشد , بلكه حاميان و هواداران انحرافات و خودكامگي ها براي تاخت و تازهاي خود ميداني باز مي كنند و پرچم ها بلند مي كنند و حتي به اصطلاح ايدئولوژي ها مي سازند. عقايدي را وضع مي كنند و آن گاه به نام مكتب و علم و فلسفه و ايدئولوژي , مغزها را شست و شو مي دهند و ارواح آدميان را از اعتدال و جويندگي رشد و كمال منحرف مي كنند. گاهي اين ضلالت به حدي شدت پيدا مي كند كه صريحا مي گويند انديشه يعني چه تعقل كدام است حق چه معنا مي دهد عدالت به چه درد مي خورد رشد و كمال چه صيغه اي است
همه اين انكار و ترديدها و طنز و سخريه ها را به طوري ماهرانه تبليغ و بيان مي كنند كه ساده لوحان آن ها را باور كرده و حتي به دفاع از آن ها نيز مي پردازند!
فتنه اي كه اين گونه انحرافات را شايع مي كند , همه انسان ها را به يك منوال تحت تاثير قرار نمي دهد. عده اي را درباره مسائل فوق حساس تر مي كند. گروهي را كلافه مي كند. بعضي ديگر را به كلي تحت تاثير قرار مي دهد و تباه مي كند. رهبر پيشرو اين فتنه خارج از ملت اسلام وقائم بر ضلالت است . طلايه داران آن فتنه يا فتنه هاي گمراه كننده , خود , گمشدگان و گمراهان بيابان بي سر و ته جهل و حماقت و مقاومت برخود محوري و خودكامگي هستند , كه در ميان طوفان هاي مهلك من , من , من ... مغز و رواني سالم براي آنان نمانده است . و چون اشكال مختلفي از قدرت را در اختيار دارند , لذا اكثريت را كه جانداران سطحي و منفعت طلب و لذت گرا هستند , به سوي خود جلب مي كنند. به قول امام ابي عبدالله حسين بن علي عليهماالسلام .
« مردم بندگان « خود باخته » دنيايند , ودين را براي چشيدن با زبانشان مي خواهند. به دور دين مادامي كه معاششان به آن دور مي زند , مي گردند و هنگامي كه با آزمايش ها تصفيه شوند , متدين هاي واقعي اندك اند . » (2 )
به همين جهت است كه اميرالمومنين عليه السلام مي فرمايد :
« در آن موقع نمي ماند از شما مگر ته مانده اي مانند ته مانده ديگ . »
سپس مي فرمايد :
« و انسان مومن را از ميان شما بر مي گزيند , مانند برگزيدن مرغ , دانه درشت را از ميان دانه هاي ريز. »
ظاهر جمله اين است كه فتنه هاي آخرالزمان نخست انسان هاي برجسته را از ميان جامعه بر مي چيند. يعني يا خود آنان با گوشه گيري و كنار رفتن از متن جامعه تدريجا از بين مي روند , و يا قدرتمندان آن فتنه ها با مبارزه بي امان با آن شخصيت هاي بزرگ و با ايمان , آنان را از جامعه حذف مي كنند تا ميدان تاخت و تاز را براي خود آماده كنند.
پاورقي :
.1 نهج البلاغه , خطبه .108
.2 بلاغه الحسين عليه السلام

سبط خليل


آن دسته بند لاله بستان هل اتي
و آن قلعه گير عرصه ميدان لافتي
كرار بي فرار و خداوند ذوالفقار
قتال عمرو و مرحب وداماد مصطفي
شير خدا و مخزن اسرار لو كشف
جفت بتول و نقطه پرگار اجتبا
سلطان تختگان سلوني , شه نجف
سبط خليل و صف شكن خيل اصفيا
بيرون نهاده از ره كبر و ريا قدم
و آورده رخ به حضرت علياي كبريا
پشت هدي و بازوي ايمان بدو قوي
مقصود دين و حاجت ايمان ازو روا
بحر محيط را بدل و دست او قسم
عرش مجيد را بسر كويش التجا
چون او نشد پديد شهي در جهان علم
او كان علم بود و حسن آسمان علم
خواجوي كرماني

فلسفه عبادات در كلام اميرالمومنين علي (ع )


اميرالمومنين علي (ع ) در بخشي از خطبه مفصل 192 نهج البلاغه در بيان فلسفه عبادات مي فرمايد :
« خداوند بندگانش را با نماز و زكات و تلاش در روزه داري حفظ كرده است تا اعضا و جوارحشان آرام و ديدگانشان خاشع و جان و روانشان فروتن و دلهايشان متواضع باشد. كبر و خودپسندي از آنان رخت بربندد چرا كه در سجده , بهترين جاي صورت را به خاك ماليدن , فروتني آورد و گذاردن اعضاي پر ارزش بدن بر زمين , اظهار كوچكي كردن است .
روزه گرفتن و چسبيدن شكم به پشت , عامل فروتني است و پرداخت زكات براي مصرف شدن ميوه هاي زمين و غير آن در جهت نيازمنديهاي فقرا و مستمندان است .
به آثار عبادات بنگريد كه چگونه شاخه هاي درخت تكبر را درهم مي شكند و از روييدن كبر و خودپرستي جلوگيري مي كند.


افتتاح نمايشگاه دائمي كتاب نهج البلاغه


انتشارات بنياد نهج البلاغه به مناسبت حلول ماه مبارك رمضان نمايشگاه و فروشگاه دائمي تخصصي كتب اميرالمومنين و نهج البلاغه را در قم داير كرد.
در اين نمايشگاه كليه كتابهايي كه پيرامون اميرالمومنين (ع ) و نهج البلاغه منتشر شده , جمع آوري و در نمايشگاه و فروشگاهي براي علاقمندان عرضه شده است .