روزنامه جمهوري اسلامي 25/08/1381 صفحه امام
منافع ملي در نگاه امام خميني


قسمت اول

اشاره
اسماعيل دارابكلايي
كنگره امام خميني و انديشه حكومت , فرصتي بود كه صاحب نظران و نويسندگان موضوع حكومت و انديشه سياسي ديني را از زواياي مختلف موردبحث و بررسي قرار دهند. يكي از آن موضوعات , مساله مهم منافع ملي است كه در ادبيات سياسي عموم جامعه و فرهيختگان و صاحب نظران , يك نقطه محوري به شمار مي رود. آنچه نخستين بخش آن را پيش روي داريد , بخش عمده اي از تحقيقي گسترده تر است كه نويسنده محترم به كنگره ياد شده ارائه كرده است كه براي پرهيز از طولاني شدن بحث , از مباحث مقدماتي در زمينه تاريخ و مفهوم منافع ملي و برخي مباحث كلي ديگر صرف نظر شد.


« و من به صراحت اعلام مي كنم كه جمهوري اسلامي ايران باتمام وجود براي احياي هويت اسلامي مسلمانان در سراسر جهان سرمايه گذاري مي كند و دليل هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پيروي از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوي جاه طلبي و فزون طلبي صاحبان قدرت و پول فريب را نگيرد.
ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگي به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم و اين را بايد از اصول سياست خارجي خود بدانيم »
« امام خميني »
مقدمه
از جمله مسائل علمي كه در مباحث سياست نظري و عملي جايگاهي ويژه دارد , موضوع « منافع ملي » است . « منافع ملي » عنواني است كه از يك سو با سياست گذاري ها , موضع گيري ها , جهت گيري هاي دولت و ملت در ارتباط است و از سوي ديگر با آرمان ها و اهداف ملي نيز رابطه اي متقابل و تنگاتنگ دارد. از اين رو طراحان حكومت , سياست مداران و سياست گذاران معمولا به مسئله منافع ملي بسيار نظر افكنده اند و مي كوشند تا با ارائه معيارهايي مشخص , آن را در ابعاد مختلف اقتصادي , فرهنگي , سياست داخلي , خارجي و بين المللي و... مشخص كنند و ابزارهاي لازم را در اختيار كارشناسان , محققان و آگاهان سياسي بگذارند تا آنان ضمن تعيين و تشخيص منافع ملي به اولويت بندي و درجه بندي بپردازند و آنها را براي جامعه حفظ كرده و بدان عمل كنند.
تعيين منافع ملي از نگاه امام خميني
باتوجه به آن چه در مباحث كلي و مقدماتي اين بحث به تفصيل آمده مي توان منافع ملي را در اين موارد بيان كرد :
1 ) حفظ موجوديت و هويت جامعه
بي ترديد , هويت و موجوديت يك جامعه و حفظ آن بارزترين و مهم ترين منفعت ملي است كه جامعه آن را براي خود در نظر مي گيرد. هر كس در فطرت و وجدان خود به خوبي درمي يابد كه بايد زنده باشد و امكانات حيات و زندگاني براي او فراهم شود تابتواند به آرمان هاي خود فكر كرده و به سوي آن گام بردارد. اگر موجوديت يك جامعه به خطر افتد , آن جامعه هرگز نمي تواند به آرمان هاي خود برسد. بنابراين حركت به سوي آرمان ها را بايد در بقاي جامعه و حفظ هويت آن ملاحظه كرد و بر همين اساس است كه مي گوييم منافع ملي ما ايجاب مي كند كه جامعه در جهت حفظ هويت و موجوديت خود تلاش كرده و از راه هاي ممكن براي تامين اين منفعت ملي كمك بگيرد و آن را به خطر نيندازد. همان گونه كه ملاحظه مي شود اولا , شاخص در حفظ هويت و موجوديت يك جامعه همان آرمان ها است كه به منافع ملي جهت مي دهد و ثانيا , اين منفعت به گروه و جمع خاصي يا زبان , دين , مليت و فرهنگ خاصي مربوط نمي شود , بلكه يك جامعه اسلامي كه تحت حكومت واحد و نظارت حاكم اسلامي قرار دارد , اين منفعت ملي را بايد در نظر گرفته و در حفظ و حراست آن بكوشند. خلاصه آن كه , موجوديت جامعه و حفظ آن , مصداق بارزي از منفعت ملي است كه در راس همه منافع ملي قرار دارد و مورد قبول همه اقوام , ملل و جوامع است .
قرآن در اين زمينه از قول حضرت موسي (ع ) نقل مي كند كه آن حضرت به قوم خود نعمت هاي الهي را چنين يادآور مي شود : « يا قوم اذكروا نعمه الله عليكم اذ جعل فيكم انبيا و جعلكم ملوكا و اتيكم مالم يوت احدا من العالمين , (1 ) اي قوم من ! به ياد آوريد آن نعمت هاي الهي را كه در ميان شما پيامبراني قرار داد و شما را به پادشاهي و قدرت رساند و به شما چيزهايي داد كه به ديگر اقوام , عطا نكرد. »
سپس حضرت موسي با يادآوري اين نعمت هاي الهي از آن ها مي خواهد كه براي تشكيل حكومت به سرزمين مقدس وارد شوند و به پاك سازي شهرها از شرك و كفر , و آباداني آن ها بپردازند و حاكميت دين الهي و توحيد را در آن منطقه پديد آورند , چنان كه فرمود : « يا قوم ادخلوا الارض المقدسه التي كتب الله لكم و لاترتدوا علي ادباركم فتنقلبوا خاسرين , (2 ) اي مردم ! به اين سرزمين مقدس وارد شويد كه خداوند براي شما چنين در نظر گرفته است . مبادا از فرمان او روگردان شويد كه زيانكار مي شويد. »
در واقع اين جزو آرمان ملي يك جامعه ديني و الهي است كه دين را در عرصه زندگي جوامع مختلف حاكم كرد تا از بركات آن بهره مند شوند. از اين رو از قوم حضرت موسي خواسته شده كه در تحقق آن آرمان ملي بكوشند , اما آنان در پاسخ گفتند : « يا موسي ان فيها قوما جبارين و انا لن ندخلها حتي يخرجوا منها فان يخرجوتا منها فانا داخلون , 3 اي موسي ! در آن سرزمين گروهي مقتدر و ستم كار وجود دارند و ما به همين خاطر هرگز وارد آن سرزمين نمي شويم , مگر آن كه آنان از آن ديار خارج شوند كه در آن صورت به آن جا وارد مي شويم . » در واقع , آنان در اين انديشه بودند كه ورودشان به آن سرزمين كه تحت سلطه و نفوذ عده اي قدرتمند قرار دارد , به هويت و موجوديت خودشان كه جزو بارزترين منافع ملي آنان است آسيب وارد كرده و به خطر مي اندازد و با از دست رفتن موجوديت خود چگونه مي توانند آن آرمان الهي را تحقق بخشند , لذا با قاطعيت هر چه بيش تر گفتند :
« يا موسي انا لن ندخلها ابدا ماداموا فيها فاذهب انت و ربك فقاتلا انا هيهنا قاعدون , 4 اي موسي ! تا موقعي كه آنان در آن سرزمين به سر مي برند ما هرگز وارد آن جا نمي شويم . تو برو و با پروردگارت با آنان بجنگيد و ما در اين جا مي مانيم . »
آنان در اين كه با ورودشان به شهر منافع ملي شان تهديد شده و از دست مي رود , اشتباه مي كردند و خداوند مي دانست كه اگر با آن گروه بجنگند موفق شده و با حفظ منافع ملي شان مي توانند به آن آرمان نيز نزديك شوند. لذا فرمود :
« اذكروا نعمه الله عليكم اذ جعل فيكم انبيا و جعلكم ملوكا و اتيكم مالم يوت احدا من العالمين ... ادخلوا الارض المقدسه التي كتب الله لكم و لاترتدوا علي ادباركم فتنقلبوا خاسرين . » اما چون نسبت به حفظ هويت و موجوديت خود احساس خطر كرده بودند , تن به اين فرمان الهي ندادند. لذا برخي كه مورد لطف خداوند واقع شده بودند و به آينده واقف بودند , به آنان اميد داده و گفتند : « ادخلوا عليهم الباب فاذا دختلموه فانكم غالبون و علي الله فتوكلوا ان كنتم مومنين , 5 شما از اين قسمت وارد شويد كه اگر چنين كنيد , قطعا پيروز خواهيد بود و بر خدا توكل كنيد اگر به او ايمان داريد. »
بنابراين سخن در اين است كه هر گاه منفعت ملي جامعه كه مهم ترين آن ها حفظ هويت و موجوديت است , به خطر افتد و خطر آن از دست يابي به آرمان ها بيش تر باشد , در اين صورت آن آرمان ها تحت الشعاع قرار مي گيرند و اين اصلي است وجداني و فطري كه عقل و شرع نيز آن را قبول مي كنند. اين مطلب از آيات ديگر قرآن نيز به دست مي آيد , آن جا كه مي فرمايد : « وانفقوا في سبيل الله ولاتلقوا بايديكم الي التهلكه و احسنوا ان الله يحب المحسنين , 6 در راه خدا انفاق كنيد و خود را با (انفاق زياد) به مهلكه و خطر نيندازيد. نيكي كنيد كه خداوند نيكوكاران را دوست مي دارد. »
همان گونه كه مي دانيم يكي از آرمان هاي ملي , تعاون و هم ياري است كه با انفاق و احسان حاصل مي شود. اما آرماني بودن يك آرمان , موجب نمي شود كه انسان براي دستيابي به آن , همه هستي خود را به خطر اندازد , چون با از دست رفتن هويت و موجوديت جامعه چگونه مي توان به آرمان رسيد. البته اين سخن بدين معنا نيست كه هرگز نتوان منفعت ملي را فداي آرمان ها كرد , زيرا هر گاه احساس شود كه با از دست دادن منفعت ملي بتوان آرمان ها را حفظ كرد و به آن رسيد , در اين صورت ايثار و شهادت در اين راه , مطلوب خواهد بود و بر همين اساس , مي توان واقعه جان گداز كربلا را چنين تفسير و تحليل كرد كه امام حسين (ع ) با آن فداكاري عظيم و بي سابقه و دادن جان خود و عزيزانش , اسلام را حفظ كرد. چنان كه نقل شده فرمود : « ان كان دين محمد(ص ) لايستقيم الا بقتلي فياسيوف خذيني . » حفظ آرمان ها در اين شرايط بحراني جز با قتل و شهادت حاصل نمي شود , لذا همه چيز حتي منافع ملي تحت الشعاع قرار مي گيرد , اما اگر از دست دادن جان , تاثير چنداني در تحقق آرمان ها نداشته باشد , در اين صورت بايد در حفظ جان كوشيد تا بتوان جامعه را به آرمان ها نزديك كرد و بر همين اساس است كه امام حسن (ع ) تن به صلح تحميلي مي دهد , چرا كه در شرايط و موقعيت خاصي كه از سوي معاويه و لشكريان امام حسن (ع ) پديد آمد , امام (ع ) احساس كرد كه ادامه مبارزه نه تنها در تحقق آرمان ها هيچ نقشي ندارد , بلكه با از دادن جان خود و عزيزانش زمينه و دست يابي به آرمان ها را نيز از بين مي برد. اما اگر به طور موقت و با توجه به شرايطي كه به صلاح نظام و جامعه است , تن به صلح داده و هويت خود را حفظ كند , مي تواند با بسيج امكانات و آگاهي دادن به مردم در راه دست يابي به آرمان ها تلاش نمايد. به طور كلي ائمه هداه مهديين در آن شرايط سخت و خفقان آور توانستند با تاكتيك هاي مختلف به دفاع از آرمان ها , اهداف و منافع ملي بپردازند.
فقهاي شيعي نيز در طول تاريخ با بهره گيري از مباني و اصول سياسي اسلام و سيره عملي معصومين (ع ) و هم چنين شرايط و مقتضيات زمان ـ تا آن جا كه در توانشان بود و شرايط اجازه مي داد ـ در حفظ منافع ملي و حراست از آن تلاشي جدي و پي گير داشتند.
امام خميني نيز به نوبه خود در مقاطع مختلف , منافع ملي جامعه اسلامي را در نظر داشت و در حفظ آن تلاش جدي كرد. يكي از نمونه هاي بارز آن , موضوع پذيرش قطع نامه 598 در جنگ تحميلي است . امام با توجه به همه مصالح اسلام و نظام جمهوري اسلامي احساس كرده بود كه ادامه جنگ و دفاع مقدس مهم ترين منافع ملي كه حفظ هويت و موجوديت امت اسلامي است , به خطر انداخته و از بين مي برد. از اين رو امام بزرگوار براي حفظ منافع ملي تن به صلح تحميلي داد و در پيام بسيار مهم و كم نظير خود در تاريخ 67,4,29 چنين فرمودند : « ... و اما در مورد قبول قطع نامه كه حقيقتا مسئله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصا براي من بود , اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراي آن مي ديدم , ولي به واسطه حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلا خودداري مي كنم و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامي كارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي كشور ـ كه من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم ـ با قبول قطع نامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع كنوني , آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي دانم و خدا مي داند كه اگر نبود انگيزه اي كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود , هرگز راضي به اين عمل نمي بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود. اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالي گردن نهيم » . (7 )
امام براي حفظ هويت ملت كه از منافع ملي مهم است , از جبهه , جهاد و شهادت صرف نظر مي كند و موافقت خود را با قطع نامه 598 اعلام مي دارد و آن را هم چون جامي زهرآلوده مي داند كه چاره اي جز نوشيدن آن نيست , آن جا كه امام با دلي پرخون , ولي لبريز از عشق به شهدا و خانواده هاي آنان , براي تقدير و تشكر از ملت مي گويد : « خداوندا! اين دفتر و كتاب شهادت را هم چنان به روي مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن مرحوم نكن . خداوندا! كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نيازمند به مشعل شهادت تو. خود , اين چراغ پرفروغ را حافظ و نگهبان باش , خوشا به حال شما ملت , خوشا به حال شما زنان و مردان , خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده هاي معظم شهدا و بدا به حال من كه هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطع نامه را سركشيده ام و در برابر عظمت و فداكاري اين ملت بزرگ احساس شرمساري مي كنم » . (8 )
اين منافع ملي و پاس داري از آن است كه امام را وادار مي كند تا جام زهرآلود قطع نامه را سركشيده و از خود مايه بگذارد و آن را به جان بخرد تا در سايه آن , منافع ملي به خوبي حفاظت و پاس داري شود. از اين رو امام در همان پيام تصريح مي كند : « ما بايد براي پيش برد اهداف و منافع ملت محروم ايران برنامه ريزي كنيم » . (9 )
2 ) حفظ نظام
از جمله منافع ملي پس از حفظ موجوديت و هويت جامعه حفظ نظام است , چرا كه تحقق اسلام , اجراي احكام نوراني آن , رعايت عدالت در همه شئون فردي و اجتماعي و... در صورتي , جزو آرمان هاي ملي هستند كه حكومت و نظام اسلامي استقرار يافته و در حفظ آن كوشش به عمل آيد تا در كنار آن بتوان به آرمان ها دست يافت . از اين رو حفظ نظام و حكومت از جمله منافع مهم ملي كشور است كه بدون آن دست يابي به آرمان ها مقدور نيست .
امام خميني مي فرمايد : « اينك كه به توفيق و تاييد خداوند , جمهوري اسلامي با دست تواناي ملت متعهد پايه ريزي شده و آن چه در اين حكومت اسلامي مطرح است اسلام و احكام مترقي آن است , بر ملت عظيم الشان ايران است كه در تحقق محتواي آن به جميع ابعاد و حفظ و حراست آن بكوشند كه حفظ اسلام در راس تمام واجبات است كه انبياي عظام از آدم ـ عليه السلام ـ تا خاتم النبيين ـ صلي الله عليه وآله و سلم ـ در راه آن كوشش و فداكاري جان فرسا نموده اند و هيچ مانعي آنان را از اين فريضه بزرگ باز نداشته و هم چنين پس از آنان اصحاب متعهد و ائمه اسلام ـ عليهم صلوات الله ـ با كوشش هاي توان فرسا تا حد نثار خون خود , در حفظ آن كوشيده اند و امروز بر ملت ايران خصوصا و بر جميع مسلمانان عموما واجب است , اين امانت الهي را كه در ايران به طور رسمي اعلام شده و در مدتي كوتاه نتايج عظيمي به بار آورده , با تمام توان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقاي آن و رفع موانع و مشكلات آن كوشش نمايند و اميد است كه پرتو نور آن بر تمام كشورهاي اسلامي تابيدن گرفته و تمام دولت ها و ملت ها با يك ديگر تفاهم در اين امر حياتي نمايند و دست ابر قدرت هاي عالم خوار و جنايت كار تاريخ را تا ابد از سر مظلومان و ستم ديدگان جهان كوتاه نمايند » . (10 )
از اين سخن مهم و ارزشمند امام امت به وضوح چنين برمي آيد كه يكي از آرمان هاي مهم ملي جامعه اسلامي , اجراي احكام مترقي اسلام است كه براي تحقق آن انبياي سلف و پيامبر اسلام و ائمه هداه مهديين و اصحاب رسول الله با تمام وجود تلاش كردند و انتظار مي رود كه ملت ايران و عموم مسلمانان جهان براي تحقق اين آرمان مقدس توحيدي كوشش كنند و در ايجاد زمينه هاي دست يابي به اين آرمان و رفع موانع آن بكوشند. مهم ترين ابزارهاي وصول به آن تشكيل حكومت اسلامي است , چرا كه در سايه آن بهتر مي توان احكام نوراني اسلام را در جامعه اجرا كرد و به آن آرمان دست يافت . از اين رو حفظ حكومت اسلامي از منافع مهم ملي جامعه است كه به تعبير حضرت امام بايد آن را با تمام توان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقاي آن و رفع موانع و مشكلات آن كوشش كرد. البته حضرت امام به دنبال حفظ حكومت اسلامي در ايران و اجراي درست آن , آرمان ديگري را مطرح مي كند و آن صدور انقلاب به جهان , تشكيل حكومت اسلامي در ديگر كشورها و كوتاه كردن دست ابرقدرت هاي جهان از سر مظلومان و ستم ديدگان است و همگان به روشني احساس مي كنيم , دست يابي به اين آرمان و پديدار شدن زمينه هاي پذيرش حكومت اسلامي در دولت ها و ملت هاي جهان , در صورتي حاصل مي شود كه حكومت اسلامي در جامعه اسلامي ايران به خوبي تحقق يابد و دولت و ملت با مشاركت همه جانبه در راه حفظ حكومت اسلامي و تقويت آن , كوششي جدي و تلاشي پي گير كنند و انقلاب اسلامي بايد تجربه و موفقيت خود را به جهانيان نشان دهد تا زمينه تحقق آن در جهان فراهم شود. از اين رو منافع ملي ما اقتضا مي كند كه در حفظ و نگه داري حكومت اسلامي هرچه بيش تر تلاش كنيم .
1 ـ مائده , آيه .20
2 ـ همان , آيه .21
3 ـ همان , آيه .22
4 ـ همان , آيه .24
5 ـ همان , آيه .23
6 ـ بقره (2 ) آيه .195
7 ـ امام خميني , صحيفه نور , ج 20 , ص 238 ـ.239
8 ـ همان , ص .239
9 ـ همان , ص .238
10 ـ همان , ج 21 , ص .167



موجوديت جامعه و حفظ آن , مصداق بارزي از منفعت ملي است كه در راس همه منافع ملي قرار دارد و مورد قبول همه اقوام , ملل و جوامع است .
حضرت امام خميني :
ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگي به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماييم و اين را بايد از اصول سياست خارجي خود بدانيم .
حضرت امام خميني در پذيرش قطعنامه :
خدا مي داند كه اگر نبود انگيزه اي كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود , هرگز راضي به اين عمل نمي بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود.
حضرت امام خميني :
امروز بر ملت ايران خصوصا و بر جميع مسلمانان عموما واجب است , اين امانت الهي را كه در ايران به طور رسمي اعلام شده و در مدتي كوتاه نتايج عظيمي به بار آورده , با تمام توان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقاي آن و رفع موانع و مشكلات آن كوشش نمايند.