روزنامه جمهوري اسلامي 22/08/1381 صفحه هنر و ادبيات

نگاهي به نمايش « ملاقات شبانه »
خوب سركار بوديم ... خوووب
اخبار و رويدادهاي فيلم كوتاه
نگاهي به نمايش « ملاقات شبانه »


نويسنده و كارگردان : نيما دهقان
بازيگران : علي سيار سرابي ـ مسعود حجازي مهر ـ اشكان خطيبي و...
خلاصه : سه اپيزود پيرامون مسئله مرگ و زندگي و انسانها.
« ملاقات شبانه » عنوان نمايشي سه اپيزودي است كه هر سه اپيزود با يك موضوع واحد با زوايه هاي ديد متفاوت اجرا مي شود. در نگاه نخست اين سه اپيزود ظاهرا با هم يكسان و به صورت زنجيره اي به هم متصل مي باشند و به نوعي باهم ارتباط دارند. داستانهاي هر اپيزود با يكديگر متفاوت هستند و البته بايد گفت كه ابتدا و انتهاي هر اپيزود با يك واقعه يكسان همراه مي شود. فردي از بالاي يك ساختمان سقوط مي كند و داستان شكل مي گيرد و... اما عدم همخواني با واقعيت و فقدان منطق در رفتار برخي از كاراكترها و فعل و انفعالات موجود در بطن نمايش باعث بروز نقايصي در ملاقات شبانه مي شود. اصلي ترين مشخصه آدم ها رفتارشان است و داستان در ساده ترين تعريف اش , توصيف رفتار آدم ها در قبال رويدادهاي زندگي است . داستان براي اين به وجود مي آيد كه دنياي درهم ريخته ي ما را نظم بدهد و از آشفتگي نجات دهد. علاوه براين داستان بايد آنقدر گيرا باشد كه تماشاگران را بر سر جاي خود ميخكوب كند. در ملاقات شبانه چهارچوب هر اپيزود مشخص است اما در جزئيات به مواردي پرداخته شده كه با چهارچوب كلي هر قسمت همخواني پيدا نمي كند. به عنوان مثال در اپيزود اول , در لابلاي مسئله اصلي به مقوله عشق و بي وفايي عشاق اشاره مي شود و اين نشان از دغدغه نويسنده اثر دارد كه او نيز در مرحله اي از زندگي اين تجربه را پشت سر گذاشته و حالا اين ميدان را مجالي براي ارضاي روح وروان خود مي بيند. اما غافل از اينكه هيچ دليل منطقي براي ابراز اينگونه مسائل در اين چهارچوب وجود ندارد. اين مسئله وقتي بغرنج مي شود كه علت وجود آن در اين كليت و اين موضوع تا پايان نمايش هويدا نمي شود. آدمهاي اين نمايش درعين غريبه بودن همديگر را كاملا مي شناسند و اين شناخت , پايه برقراري ارتباط مي شود. در اپيزود اول يك مرد روزنامه مي خواند و مرد ديگري قصد خودكشي دارد و مي خواهد خود را از بالاي يك ساختمان 24 طبقه (!) به پائين پرتاب كند و تقابل اين دو نفر حول موضوع خودكشي آنهم به دليلي واقعا مضحك ولي قابل قبول باعث شكل گيري اپيزود اول مي شود. خواسته شخصيت ها روشن است و عدم موفقيت آنها در هر مرتبه , باعث مي شود كه داستان شكل بگيرد. اما نكته مهمتر در مورد دو اپيزود ديگر است . شايد بتوان گفت نقطه قوت ملاقات شبانه در اپيزود دوم نمود پيدا مي كند. اپيزود دوم به لحاظ ساختاري نسبت به ديگر اپيزودها , محكمتر و قابل قبولتر مي باشد. اوج اين قوت , وجود داستان واضحتر نسبت به قسمتهاي ديگر نمايش است كه بي شك پايه اين موفقيت در داستان مشخص آن مي باشد و به تدريج با وجود بازيهاي قابل توجه ـ در اپيزود دوم ـ و تكنيك هاي نمايشي در خور توجه اين موفقيت كامل تر مي شود. اما ضعف اصلي را مي توان در اپيزود سوم يافت كه درست نقطه مقابل اپيزود دوم و اول مي باشد. در اين اپيزود تا اواسط آن , اصلا نمي توان داستان را تشخيص داد و هرگز اين سئوال كه اين اشخاص كيستند و به دنبال چه چيزي هستند , جواب داده نمي شود و اين مهم باعث سردرگمي مخاطب از مشاهده اين روند نمايشي نامعلوم و در نتيجه جدايي ارتباط بين مخاطب و نمايش را حاصل مي شود. شخصيت ها به دنبال چه چيزي هستند چه مي خواهند آيا خواسته شان منطقي و قابل قبول است و اگر قابل قبول است چه مانعي بر سر نيل به اين مقصود قد علم مي كند آيا اين مانع واقعا منطقي است و از سوي مخاطب قابل پذيرش مسلما جواب اين سئوالات در مورد اين اپيزود , هرگز مشخص نمي شود و به تدريج كه به پايان نزديك تر مي شود , جوابهاي منفي براي سئوالات مذكور صادق مي شود. اين مهم باعث پاشيده شدن ساختار اجرايي اين قسمت مي شود. ديالوگهاي اضافي بين اشخاص رد و بدل مي شود. حرفها و صحبتهايي كه در صورت حذف , هيچ خللي را در روند فعلي اين اپيزود ايجاد نمي كند. البته اين مهم در مورد ديگر اپيزودها نيز ـ البته كمتر ـ صدق مي كند. حتي اين ديالوگهاي اضافي به پيشبرد داستان نيز كمكي نمي كند و فقط نقش پر كردن فرمان نمايش را بازي مي كند.
مسئله ديگر در مورد محتواي نمايش است . كارگردان در هر سه اپيزود از مقوله اي صحبت مي كندو هر مخاطبي بنابه ميزان دريافت و زاويه ديد خود , از اين نمايش برداشتي جداگانه و مختص به خود را دارد. لازم نيست كه هر مخاطبي با مخاطبان ديگر يك برداشت يكسان داشته باشد. ملاقات شبانه تعيين تكليف نمي كند و البته تماشاگر را وامي دارد كه با مشاهدات خود , آنچه را كه در صحنه مي بيند , از ذهن خود عبور دهد. اما نكته قابل توجه اين است كه هيچگاه مشخص نمي شود كه چرا كارگردان در اپيزود اول و دوم از بي وفايي عشاق و به خصوص جنس مونث در عشق صحبت مي كند. نكته اي كه هرگز ارتباط خود را به مسئله مرگ روشن نمي سازد و اين مقوله در اپيزود سوم , اصولا نمود پيدا نمي كند.
صحنه اين نمايش در هر سه اپيزود مانند زمان و مكان نامشخص , ناشناخته است و كاملا انتزاعي . قطعاتي از چوب كه تشكيل يك ساختمان 24 طبقه را مي دهد و چند طناب كه يك كوچه ـ راهگذر ـ را مي سازد. اين صحنه انتزاعي , فضاي كمي را براي حركت هاي بازيگران در صحنه مي سازد. اما با اين وجود , كارگردان نهايت تلاش خود را در استفاده از اين صحنه با وسعت كم به عمل مي آورد. البته صحنه اين نمايش جداي از اين مسئله از نظر فضاسازي موفق ظاهر مي شود. هرچند كه مورد مذكور از نظر زيباشناسي تصويري صحنه , موفق و خلاقانه مي باشد.
مسئله بعدي در مورد ريتم نمايش است . در هر اپيزود ريتم مناسب و خوبي جاري است و اگر مسئله ساختاري نمايش نديده گرفته شود , ضرباهنگ هر اپيزود روان و قابل قبول است و هر كدام از كاراكترها در كمك به استواري اين ريتم نقش مهمي را ايفا مي كند. البته نوع چينش بازيگران در صحنه , ميزانسن و حركات اشخاص در برقراري اين ريتم نيز كمك مي كند. اما در هر سه اپيزود يك مسئله , ضرباهنگ مناسب اين نمايش را به كل دچار مشكل مي سازد و آنهم وجود يك موسيقي با كلام مي باشد. در اين نمايش به محض برقراري ارتباط با مخاطب , يك شعر با موسيقي آنهم با كلامي واقعا مضحك و نامناسب , اين ارتباط مناسب و مطلوب را قطع مي كند و پس از پايان اين موسيقي اضافي , تماشاگر به ناچار بايد بقيه نمايش را تحمل كند. از همه مهمتر حركات و حضور اضافي بازيگران در هنگام پخش اين موسيقي با كلام در صحنه , واقعا غيرقابل توجيه مي باشد و اين موارد به عنوان يك بار اضافي البته سنگين در نمايش خودنمايي مي كند و اين مهم حتي بر ساختار اجرايي كار , اثري نامطلوب و بس مخرب را به جاي مي گذارد. مع الوصف , هيچگونه ضرورتي از بابت پخش اين موسيقي هاي باكلام آنهم با مدت زمان زياد , وجود ندارد. در قسمتهاي ديگر نمايش نيز , موزيكي كاملا رومانتيك و احساسي سعي در تشديد ارتباط و درگيري مخاطب با نمايش را دارد و با نمايشي به اين سبك و سياق هيچگونه كمكي نمي كند. اصولا فلسفه موسيقي در نمايش , ياري رسانيدن به فضاي نمايش و پررنگ كردن بار عاطفي صحنه و نتيجه گيري از آن مي باشد كه نيما دهقان اين مورد را ناديده مي گيرد. اين موسيقي به شدت تماشاگر را تا پايان نمايش آزار مي دهد و نه تنها به نمايش كمكي مي كند , بلكه تمامي زحمات در جهت موفقيت نمايش را به هدر مي دهد و هرگز ارتباط سالم تماشاگر با نمايش را بهبود نمي بخشد. افعال برخي از بازيگران اضافي و غيرمنطقي است و صرفا در جهت ايجاد لحظات شاد و مفرح براي مخاطب به كار گرفته مي شود. غافل از اينكه اين افعال به شدت آزاردهنده و بدون هيچ بار طنز قابل قبول و در خور توجهي , تلقي مي شوند و اين مقوله از ساحت ديگر , از نظر بصري نيز ناموفق است .
با اين اوصاف , در شرايطي كه موارد مذكور در نمايش تاثيرگذار باشد , ساختار اجرايي كار , به سختي قابل قبول مي باشد , اما نمي توان از بازيهاي روان و قابل توجه و دلنشين بازيگران گذشت .
در يك جمع بندي كلي جداي از نقاط ضعف اين نمايش كه ذكر شد , جسارت كارگردان در ارائه ميزانسن هاي متنوع و البته ارائه يك نمايش با كيفيتي متنوع در اين مرحله از كارنامه هنري خويش , قابل تحسين مي باشد. او در فضاسازي جدا از نقصهايي كه ذكر شد , موفق بوده و نمايشي را ارائه مي دهد كه اهل فن را به آينده اين گروه بيشتر از پيش اميدوار مي كند.
علي اكبر صديقي

خوب سركار بوديم ... خوووب


نگاهي به سريال تلويزيوني (بدون شرح )
اشاره :
« بدون شرح » عنوان سريال طنزي است كه نمايش آن چندي پيش از شبكه سوم سيما به پايان رسيد. گروه شكل دهنده اين مجموعه اعم از نويسندگان , بازيگران و بازيگردان ; داراي سابقه هاي موثر و مثبتي در عرصه تئاتر و تلويزيون هستند. از جمله امير جعفري كه بارها در صحنه تئاتر درخشيده است و يا فرهاد آييش كه به عنوان نويسنده , كارگردان و بازيگري صاحب سبك , در تئاتر مطرح است .
نوشتاري كه در پي مي آيد , نقدي است كه بيش از همه بر عيب و ايرادها و نكات منفي كار پرداخته و در حقيقت , مجموعه كار را سطحي و فاقد ارزشهاي هنري و فني ارزيابي نموده است . هرچند نويسنده در بخشهايي به برخي نكات مثبت هم اشاره كرده است . به هر حال نگاه و نظر زير , نگاه و نظر بخشي از تماشاگران و منتقدان است كه مي توان به آن توجه كرد و عليرغم آن بر ويژگيهاي مثبت كار از جمله فيلمنامه برخي از قسمتها , بازي فتحعلي اويسي و... چشم نپوشيد.
چندي است كه شبكه 3 سيما هر شب , قسمتي از زمان برنامه هاي خود را به پخش سريال هاي طنز اختصاص داده است كه البته سرآغاز اين رويه , پخش برنامه جنگ 77 , در سال 77 مي باشد و در ادامه , ببخشيد شما , پلاك 14 و ... آخرينش بدون شرح . البته و صدالبته كه هر كدام از اين مجموعه هاي به ظاهر كلام ـ طنز , تلقي ها و برداشتهاي مختلفي را از مقوله طنز ارائه مي دهند و به راستي نمي توان گفت كه كداميك صحه بيشتري برمعناي واقعي طنز , مي گذارند. اگر بتوان گفت اصول و قواعد طنز فراتر از مشاهدات بيننده اين مجموعه هاست پر بيراه نيست . در اين بين , شايد مجموعه هايي بودند كه به لحاظ جذب بيننده ـ و فقط جذب بيننده موفق تر از ساير مجموعه ها عمل كردند و البته آنهم با ابزارهاي فرعي و نه اصلي طنز , آنچه كه از معني چهارچوب وار اين مقوله استنباط مي شود اين است كه طنز فعلي است جدي از سوي فاعلي كه مخاطب را به خنده وامي دارد. اما در اكثر اين مجموعه ها , فاعل فعل نيز خود از خنده به بن بست مي رسد و ديگر نمي داند از كدام راه در وجود مخاطب نفوذ كند و البته بسياري اوقات شكست مي خورد. در برخي از مجموعه ها , طنز كلامي چيره مي شود , آن گونه كه بازيگران صرفا از راه ديالوگ سعي در خنداندن مخاطب دارند. در برخي ديگر از اين مجموعه ها طنز تصويري غالب است كه البته اين نوع , مناسب رسانه اي سمعي و بصري مانند تلويزيون مي باشد. اما نحوه به فعل در آوردن آن از هر لحاظ ديگري قابل اهميت و در خور توجه است . اما اصل مطلب در مورد مجموعه بدون شرح است . اين مجموعه نيز در راستاي روند نوسان وار برنامه هاي طنز تا چندي پيش هر شب از شبكه 3 سيما پخش شده است . در نگاه نخست , شايد اصلي ترين نقطه قوت اين مجموعه حضور بازيگران و دست اندركاران نامي و پرتجربه در اين عرصه باشد. نويسندگان , بازيگران , بازيگردان , طراح صحنه و... همگي از افراد خبره و مجربي مي باشند كه سالهاست در عرصه هنر مشغول فعاليت هستند. اما آيا بازدهي به كارگيري از اين افراد با تجربه نتيجه بخش است يالله بي شك جواب اين سوال در بطن مجموعه نهفته است . آنچه هر شب از اين مجموعه مشاهده مي شد , وجود يك داستان مشخص براي هر قسمت يا چند قسمت است كه داراي آغاز و پايان معلوم و ملموسي است . اما به وضوح مي توان ديد كه موضوع برخي قسمتهاي اين مجموعه در غالب مجموعه هاي ديگر طنز بارها و بارها تكرار شده است . انتخاب سوژه هاي نامناسب و بدون كشش براي برخي قسمتها كه ممكن است انگيزه دنبال كردن سريال را در بيننده نابود كند. جداي از موضوعات تكراري و نامناسب و تهي از پيام و معنا , اغلب نوشته هاي نويسندگان اين سريال به لحاظ ساختاري , محكم و قابل اعتنا نيستند و مقوله طنز ـ جداي از برخي تكيه كلامهاي بازيگران كه آنهم در طول زمان تكراري مي شوند ـ به هيچ وجه نشان داده نمي شود. بايد اذعان داشت كه نوشتن متون اين مجموعه كه بايد هر شب انجام شود و يك قسمت براي پخش آماده شود , كار بسيار دشواري است اما اين دشواري نبايد موجب اين شود كه از كيفيت نوشته كاسته شود و بر كميت افزوده گردد. در برخي قسمتها , هيچگونه اثري از تكنيك نويسندگان نامي اين برنامه ديده نمي شود. ديالوگهاي تكراري , خنثي و پيش پا افتاده , پيامهاي بي تاثير , ـ لحظات غير دراماتيك و البته بي منطق , سير بي حركتي و آزاردهنده بدون هيچ تحولي , تكيه كلامهاي تكراري و البته بدون هيچ منطقي ـ حتي منطق موجود در مجموعه هاي طنز ـ و... ضمنا بايد اين مسئله را مورد توجه قرار داد كه نوشتن مجموعه هاي طنز به مراتب مشكل تر و حساس تر از نوشتن برنامه هاي درام و ملودرام و... مي باشد كه بايد دقت بيشتري در اين زمينه اعمال شود. به نظر مي رسد اين مهم در اين مجموعه رعايت نشده است . يكي از مقوله هاي مهم در مجموعه هاي طنز , مقوله بازيگري است كه شايد بتوان گفت بار اصلي مجموعه هاي اينچنيني را به دوش مي كشد. بي شك در مورد تكنيك و جنس بازي هر كدام از بازيگران حرفهاي بسياري را مي توان گفت . آقا منوچهر آبدارچي ـ كه در برخي از قسمتها بنابه دلايل نامعلومي ناپديد مي شود ـ همان شخصيت سيگارفروش آرايشگاه زيبا , سرايدار هتل مرواريد و... مي باشد و هيچگونه تغييري در نوع بازي محمود بصيري صورت نگرفته است . شخصيت فريد سپهري علامت سئوالهاي بيشماري را بالاي سر هر بيننده اي ظاهر مي كند كه همه بي جواب مي مانند. در يك نگاه كلي شخصيت فريد سپهري , شخصيت فرصت طلب و تا حدودي عقب مانده اي ـ را به نمايش مي گذارد. او حتي در لحظات غم نيز واقعي نيست و به شخصيت خود رابه مخاطب نمي قبولاند. آقاي كاووسي مديري است عجيب و غريب كه اين خصوصيت هيچگاه براي مخاطب روشن نمي شود. تيك هاي عصبي ـ كه به كل مصنوعي و فقط اطوار به حساب مي آيند ـ تكيه كلامهاي تكراري , اخلاق گاه بچه گانه , ديالوگهاي خنثي و اداو اطوارهاي بي منطق ـ حتي منطق موجود در برنامه هاي طنز ـ همگي شخصيت يك مدير مسئول نشريه ـ وزين ـ فرهنگي را تشكيل مي دهند كه جاي بسي تعجب و تاسف را باقي مي گذارد. البته در توانايي فتحعلي اويسي شكي نيست , او در گذشته اغلب در نقشهاي منفي ظاهر شده است و حالا در عرصه بازيگري پا به يك مجموعه با بحثي ـ و نه ژانري ـ متفاوت گذاشته است كه توانايي بازيگري او را به همگان مي نماياند. اما اين مقوله نيز از قدرت و قابليتهاي اويسي در اجراي نقشهاي متفاوت كم نمي كند. شخصيت هاي حكمتي ها نيز جاي بررسي دارد. برادر بزرگتر سعي دارد كه نسبت به هفته نامه شهر قشنگ عصبي بودن خود را از تنفر نسبت به آن نشان دهد و در اين راستا به درگيري با وجود خود و پيداكردن حشره در بدن و لباسهايش مي پردازد كه اين مقوله بر تعداد علامتهاي سئوال و تعجب در اذهان مخاطب مي افزايد و در برخي اوقات نيز امان تماشاگر را مي برد. برادر كوچكتر ـ علي قربان زاده ـ نمونه يك شخصيت بي مصرف و هدر رفته را در سريال هاي تلويزيوني به نمايش مي گذارد. شايد اوج بازيگري را در اين مجموعه بتوان در بازي اميد نوري در نقش حميد مشاهده نمود كه اين اواخر به دليل سطحي برخورد كردن نويسندگان و البته كارگردان از ارزش بازيگري وي نيز كاسته شده است . در مورد ديگر بازيگران نيز برخي از آنها بدون هيچ ديالوگي در نقش سياهي لشگر ظاهر مي شوند. و برخي ديگر در طي قسمتهاي مختلف به ناگاه ناپديد مي شوند و به لحظه اي حضور خود را با چند ديالوگ جلوه مي دهند و برخي ديگر نيز به دليل انجام اعمال عجيب و غريب , جاي هيچ صحبتي را باقي نمي گذارند.
در مقوله كارگرداني و برنامه سازي آنهم در حيطه طنز بايد وسواس بيشتري به خرج داده شود. انتخاب بازيگران , طراحي صحنه و لباس , موسيقي , نوشته و حتي پيام و خيلي موارد ديگر , از جمله نكاتي است كه بايد در زمره ساختن يك مجموعه طنز صورت بگيرد. مظلومي به عنوان كارگردان , ابتداي مجموعه را با ساختاري قابل قبول شروع كرد , اما به تدريج كه فراتر رفت و مي رود , ديگر از اين وسواسها و نكات مثبت كاسته شد. به عنوان مثال به مرور شخصيت هر كدام از بازيگران به طرز غيرقابل قبولي عوض گرديد. برخي شخصيت ها نيز به ناگاه بدون هيچ دليل محكمي ناپديد شدند و شخصيت هاي ديگر باز هم بدون هيچ دليل محكمي ظاهر گرديدند.
نكته ديگر در مورد نحوه ارائه پيام به مخاطب است . اين نكته كه در غالب قسمتهاي مجموعه « بدون شرح » , هيچ حرف و پيامي را نمي توان يافت , پر بيراه نيست و در قسمتهاي ديگر نيز مخاطب تابه پايان با بازيگران همراهي مي كند و بازيگران به وسيله چند ديالوگ , پيام سازنده را به وسيله كلام به خورد مخاطب مي دهند. متاسفانه تلويزيون هنوز هم در مورد نحوه ارائه پيام به مخاطب مشكل دارد و اغلب پيام ها به صورت مستقيم به مخاطب ارائه مي شوند. اين نكته كه ارائه پيام از سوي هنرمند , يك هدف اصلي و بلامنازع براي وي مي باشد , حقيقتي غيرقابل انكار است كه متاسفانه هنوز هم تلويزيون در راستاي رسيدن به اين هدف غايي , با مشكل دست به گريبان است .
در قسمت صدابرداري اين مجموعه نيز نقاط ضعف فراواني به چشم خورده است . در قسمتي در مجموعه صداي خنده هاي عوامل پشت صحنه نيز از گيرنده هاي تلويزيون شنيده مي شود كه واقعا كم سابقه بوده است .
در يك نتيجه گيري كلي مي توان به اين نكته اشاره نمود كه اين مجموعه به لحاظ ساختاري در مدت پخش دستخوش تغيير و تحول زيادي شده و در كل ساختار قابل اعتنا , محكم و مشخصي نداشته است . بايد به اين نكته اشاره نمود كه تلويزيون در راستاي برنامه سازي خود فقط برجنبه كمي تكيه كرده و به كل به كيفيت برنامه هاي خود توجهي ندارد.
علي اكبر صديقي
مهر 81

اخبار و رويدادهاي فيلم كوتاه


ساخت فيلم كوتاه عاشوراي سبز
فيلم كوتاه عاشوراي سبز به كارگرداني محسن دهقان كليشادي ساخته شد. موضوع اين فيلم كوتاه , در رابطه با تداخل عيد نوروز و محرم و ايام عزاداري عاشوراي حسيني است . زمان اين فيلم 17 دقيقه است و با همكاري موسسه سينماگران جوان فلاورجان تهيه شده است .
تجليل از زنان عكاس و فيلمساز فعال در عرصه دفاع مقدس
انجمن سينماي جوانان ايران دفتر قم , به مناسبت هفته دفاع مقدس , همايش تجليل از زنان فعال در عرصه هنر دفاع مقدس را با همكاري بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس , در روز ششم مهر برگزار كرد. در بخش فيلم , خانم فاطمه عليمرادي , براي نگارش فيلمنامه هاي مختلف در ارتباط با جنگ تحميلي و كسب رتبه در اين زمينه و خانم دنيا ملكي , براي بازي در فيلمي با موضوع دفاع مقدس , لوح تقدير دريافت كردند.
برپايي هفته فيلم و عكس « تصوير آفتاب »
نخستين هفته فيلم و عكس « تصوير آفتاب » با عكس ها و فيلمهايي درباره امام خميني (ره ) , از هجدهم تا بيست و دوم مهر در شهرستان ري برگزار گرديد . در اين هفته فيلم و عكس , 21 فيلم كوتاه از توليدات سينماي جوانان ايران پيرامون زندگي حضرت امام خميني (ره ) در كتابخانه شهر سالم شهرستان ري به نمايش گذارده شد. اين هفته فيلم و عكس به همت انجمن سينماي جوانان ايران ـ دفتر استان تهران و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان ري و با همكاري ستاد شهر سالم و منطقه 20 سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران برپا گشته است .
برگزاري نخستين هفته فيلم و عكس دفاع مقدس در اصفهان
براي نخستين بار در اصفهان , « هفته فيلم و عكس دفاع مقدس » به اجرا گذارده شد. اين برنامه از سي و يكم شهريور تا پنجم مهر , با مشاركت خانه هنرمندان و بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس استان اصفهان و دفتر اصفهان انجمن سينماي جوانان ايران برگزار شد. در بخش فيلم , آثار توليدي استان اصفهان و ديگر آثار توليدي در انجمن سينماي جوانان ايران , ارايه شد.
جشنواره سراسري حماسه هنر برگزار مي شود
به مناسبت سال عزت و افتخار حسيني , جشنواره سراسري حماسه هنر برگزار مي شود در اين جشنواره كه توسط سازمان آموزش و پژوهش حوزه هنري در نيمه اول اسفند ماه سال جاري برگزار خواهد شد , فيلمهاي كوتاه نيز حضور خواهند داشت .
نمايش شانزده فيلم در بخش « انتفاضه » جشنواره سينماي جوان
در نوزدهمين جشنواره ملي و هفتمين جشنواره بين المللي فيلم كوتاه سينماي جوان , در بخشي با عنوان سينماي مقاومت « انتفاضه » از مبارزات مردم فلسطين تجليل شد. در بخش « انتفاضه » , شانزده فيلم از ايران , فلسطين , لبنان , مصر , آمريكا , انگلستان و سوريه به نمايش درآمده اند. اين فيلمها در تركيبي از 11 فيلم مستند , 2 فيلم انيميشن و 3 فيلم داستاني و در مجموع زماني 216 دقيقه و 16 ثانيه , ارايه شده اند . فيلمهاي بخش سينماي مقاومت « انتفاضه » جشنواره سينماي جوان عبارت است از : كودكان شهادت مي دهند , حنظله , كرم پليد , فلسطين منتظر است , نقش , فلسطين تحت كنترل , زيتون , روياهايمان ... پس كي , الحلا , نقشه سرزمين من , بچه هاي آتش , امازافوك , در راه انتفاضه , جمال . قصه يك شجاعت , كودكان شتيلا , فلسطين . مقاومت . پيروزي .