روزنامه جمهوري اسلامي 12/08/1381 صفحه جبهه و جنگ

* اين فصل را با من بخوان
براي نسل امروز و فردا ـ 15
تواضع و فروتني فرمانده لشكر

* بسيج , طوباي پرفروغ انقلاب
اين فصل را با من بخوان




برادران وخواهران مسلمان ! در زندگي دو چيز را فراموش نكنيد : اول خدا كه حاضر و ناظر بر كارها و نيت ماست و دوم مرگ است كه در هرجا و هرمكاني باشيد بالاخره پايان زندگي شماست . آيا اين بهتر نيست كه مرگ ما مرگ سرخ باشد.
شهيد محمدرضا صباغي

براي نسل امروز و فردا ـ 15
تواضع و فروتني فرمانده لشكر


بعضي از خاطرات كه از سيره شهدا نقل مي شود نياز به توضيح و تفسير ندارند چون خود به خود هدف و منظورشان را مي رسانند. خاطراتي را كه براي شما در نظر گرفته ايم نيز داراي چنين خصوصيتي است و لازم نيست كه ما دست به قلم شويم و براي شما توضيح بنويسيم .
« من شهيد دقايقي را نمي شناختم . هر روز ميديدم شخصي مي آيد و چادرها و آبگيرها را تميز مي كند , فكر مي كردم كه اين شخص , وظيفه اش همين است . تا اينكه يك روز ايشان براي نظافت چادرها و آبگيرها نيامد. لذا من به سراغش رفتم واز او پرسيدم : « چرا امروز براي تميز كردن چادرها و آبگيرها نيامدي » ايشان گفت : « چشم ! آلان مي آيم . » مجاهديني (مجاهدين عراقي ) كه دور آن شخص بودند , سخت ناراحت شدند و به من گفتند : تو چه مي گويي ايشان فرمانده لشگر هستند. » من بسيار از اين جهت احساس شرمندگي كردم و در صدد عذرخواهي برآمدم كه ايشان با متانت گفتند : اشكال ندارد. و با خنده از كنار قضيه گذشتند. »

« ما مدتي در چادرها مستقر بوديم . هوا سرد بود و شهيد دقايقي با ما همراه بود. او با ما غذا مي خورد و در همان چادرها مي خوابيد و شبها هنگامي كه رزمندگان در چادرهاي خود جمع مي شدند , او وارد چادرهاي مجاهدين شده و به امور آنها رسيدگي مي كرد و از اوضاع و احوالشان مطلع مي شد. در يكي از همين شبها مشاهده مي كند كه يكي از مجاهدين پتو كم دارد و از سرما بر خود مي لرزد. با اين كه هوا بسيار سرد بود و خود نياز به پتو داشت , پتوهاي خود را آورده و برروي آن مجاهد مي كشد , بدون اينكه او متوجه شود. »
آنچه خوانديد دو خاطره بود از دو همرزم سردار سرلشكر پاسدار شهيد اسماعيل دقايقي , فرمانده لشگر 9 بدر (مجاهدين عراقي ) كسي كه در اولين وهله برخورد با او صفت تواضع و فروتني او را زودتر از ديگر صفاتش درك مي كرد و آنچه دوستان و همرزمانش نگاشته و روايت كرده اند اين تواضع از روي تصنع و تكلف نبود , بلكه اين صفت حميده او بود كه در تمامي مراحل زندگي جلوه مي كرد.
حسين ذكريائي

بسيج , طوباي پرفروغ انقلاب




گفتگو با سرهنگ محمد سراج , جانشين ناحيه بسيج دانش آموزي تهران بزرگ اشاره : يكي از بركات بسيج مستضعفين , تشكيل و سازماندهي واحدهاي بسيج دانش آموزي بود كه در راستاي اهداف عاليه بسيج , حركتي پويا و زنده است . همگان به نيكي مي دانند كه به لحاظ خصوصيت دانش آموزان و آسيب پذيري آنها از جهت نداشتن ريشه هاي قوي فكري و ديني , قشري هستند كه به راحتي مي توانند در كوران هجمه فرهنگي دشمنان قرار بگيرند , از اين حيث و با درك اين واقعيت , برنامه ريزان بسيج , همواره نگاهي نوگرا , آموزشي و سازنده به اين نهاد داشته اند. براي آگاهي و آشنايي با فعاليتهاي ناحيه بسيج دانش آموزي تهران بزرگ , خدمت سرهنگ محمد سراج , جانشين اين ناحيه و رئيس ستاد برگزاري هفته بسيج دانش آموزي رسيديم كه خود از فرماندهان و سينه سوختگان هشت سال دفاع مقدس مي باشد.
مشروح اين گفتگو را در ادامه مي خوانيد.
لطفا بعنوان رئيس ستاد برگزاري هفته گرامي داشت بسيج دانش آموزي استان تهران , توضيحاتي پيرامون كليت فعاليتهاي انجام شده در اين خصوص بفرمائيد.
فعاليتهاي بسيج دانش آموزي در تهران بوسيله دو تشكيلات انجام مي شود. يكي تهران بزرگ , شامل شهرهاي تهران , شميرانات , ري و اسلامشهر و ديگري با مركزيت كرج مي باشد كه شامل شهرستانهاي ديگر استان تهران مي شود. برنامه هايي كه امسال پيش بيني شده , براساس نيازها و خواست دانش آموزان بسيجي مي باشد. كار موثر و ويژه اي كه امسال صورت گرفته و برخلاف شيوه معمول در كشور مي باشد , راه اندازي ناحيه اي در سطح تهران بزرگ است كه كار ستادي و اجرايي را خودش مستقلا انجام مي دهد. انگيزه اين تدبير نيز بيشتر اين بوده كه بتوانيم تشكيلاتي مناسب با مخاطبان در بسيج دانش آموزي ايجاد كنيم كه فقط به دانش آموزان , فعاليتها و نيازهاي آنان فكر كند و به گونه اي عمل نمايد كه نظرات و راهكارهاي آنان را نيز مدنظر قرار بدهد. روي هم رفته تلاش كرديم تا قدري برنامه ابلاغي بسيج دانش آموزي را بومي سازي كنيم تا بطور جد تاثير برنامه ها را بيشتر كند. از ابتداي مهرماه كه اين ناحيه تشكيل شده , ما همزمان در شرف تفكيك از نواحي ديگر بسيج هستيم و هم درصدد برنامه ريزي براي هفته بسيج دانش آموزي بوديم . به همين خاطر و به جهت فرصت كم سعي كرديم بيشتر از مشاركت و مساعدت بچه ها استفاده كنيم . شايد امسال نتوانيم بسيج دانش آموزي را بخوبي معرفي كنيم و آن هويت فرهنگي و هنري بسيج چندان جلوه گر نباشد اما با اينحال سعي شده تا برنامه هايي طرح ريزي شود كه همگام و هم سو با اولويتهاي دانش آموزان در جهت شناخت , مشاركت و بهره گيري بيشتر دانش آموزان از بسيج باشد.
ويژگيهاي برنامه هاي امسال چيست
اولين ويژگي مهم برنامه هاي امسال , نظم و ساماندهي خاصي است كه نمود بسيار زيادي دارد كه در مراسم صبحگاه مشترك ما كاملا محسوس و مشهود بود. در برنامه هاي امسال تلاش شده تا به برنامه هاي فرهنگي و هنري توجه ويژه بشود كه در كنگره شعر و يادواره مركزي شهيد فهميده بخوبي اين ويژگي لحاظ شده بود. ارتباط صميمي بين دانش آموزان بسيجي با صاحب وامام زمان (عج ) از ويژگيهاي برتر برنامه ها بود , به گونه اي كه به عدد عمر حضرت مهدي (عج ) كه 1168 سال مي باشد , زائر دانش آموز بسيجي به شهر قم و مسجد جمكران اعزام كرديم . برنامه هاي خاص ورزشي كه بستر مناسبي براي گسترش و تقويت روحيه ورزشي است از جمله ديگر برنامه هاي اختصاصي و ويژه ما بود. همچنين ارتباط با خانواده هاي ارزشي بخصوص خانواده هاي معظم شهداي دانش آموز نيز از جمله برنامه هاي ويژه اي است كه به آن پرداخته شده است . از اولويتهايي كه به نحوي تلاش شد امسال اعمال شود , همگامي و يكسان سازي برنامه ها با كليت بسيج بود كه با تشكيل ستاد ويژه , الحمدالله روز به روز به اين هدف و اهداف ديگر مي رسيم .
چه تعداد از بسيجيان و پايگاههاي مقاومت , تحت پوشش ناحيه بسيج دانش آموزي استان تهران هستند
در سازمان ارتش بيست ميليوني و در سازمان نيروي مقاومت بسيج , مقرر شده است كه چهل درصد از افراد بسيجي , بايد از قشر دانش آموز باشند. به همين مناسبت تلاش ما اينست كه در تهران سقف مورد نياز را به حد قابل قبولي برسانيم . خوشبختانه در بسيج بستر بسيار مناسب است كه بتوانيم به اهداف پيش بيني شده برسيم . ما در حدود 75 درصد از مدارس تهران , واحد بسيج دانش آموزي داريم كه واحدهاي پوينده در راهنمايي و پيشگام در دبيرستان تشكيل شده كه در مجموع 3161 واحد هستند . آخرين آمار ما تا خردادماه امسال , رقم 570,000 هزار نفر را نشان مي دهد كه به طور رسمي عضو بسيج دانش آموزي هستند.
عمده برنامه هايي كه براي دانش آموزان بسيجي ترتيب داده ايد چيست
برنامه هاي ساليانه ما شامل چند نوع مي شود كه برنامه هاي علمي از جمله آنهاست . ما تلاش مي كنيم با كمك موسسه خدمات علمي رزمندگان اسلام , سطح علمي اين عزيزان را ارتقا بدهيم , به صورت تهيه جزوه هاي رزمندگان و ارسال آنها به مدارس , برگزاري مسابقات علمي و كنكورهاي آزمايشي , مكاتبه اي و المپيادهاي بسيج . بخش دوم فعاليتهاي ورزشي است , مثل مسابقات از مدرسه تا مركز كه در سطح مدارس و در شش رشته انجام مي شود. در كنار اينها ورزشهاي همگاني چون كوه پيمايي و دو همگاني را داريم . نوع سوم برنامه ها هم روشها و شيوه هاي سازماندهي و حفظ و انسجام است كه در داخل واحدها و به شكل دسته هاي چهارگانه علمي , امدادي , سازندگي و فرهنگي مي باشد كه همه اعضا بسيج بايد در اين دسته ها سازماندهي بشوند. برنامه هاي ديگر ما هم فرهنگي است كه بخش عمده آن اردويي مثل اردوهاي راهيان نور , تابستاني , زيارتي و تفريحي در ساير استانها مي باشد. مسابقات فرهنگي , يادواره هاي شعر , نقاشي , نمايش و سرود , مسابقات قرآني و عقيدتي هم از جمله ديگر برنامه هاي فرهنگي است . پنجمين شكل برنامه ها نيز به صورت آموزشي ارائه مي شود كه طبق قانون مهم ترين آن آموزش دفاعي است كه همه دانش آموزان دبيرستاني از اين آموزشها استفاده مي كنند. آموزش طرح ولايت از جمله اين موارد است كه براي شوراي واحدهاي بسيج دانش آموزي در نظر گرفته شده است و آموزشهاي امدادي در حوادث غيرمترقبه مثل زلزله و سيل نيز از انواع ديگر آموزشها مي باشد.
آموزشهاي امربه معروف و نهي ازمنكر هم براي ناصحين برگزيده در نظر گرفته شده كه در ايام و اوقات خود ارائه مي شود.
يكي از اهداف مهم دشمنان از جمله آمريكا در تهاجم فرهنگي , دانش آموزان مي باشند. فكر مي كنيد برنامه هاي بسيج دانش آموزي در جهت مقابله با اهداف كينه توزانه دشمنان چقدر موثر و راهگشا مي باشد
طبيعي است كه در هجمه فرهنگي , آنجائيكه آسيب پذيراست و هويت فرهنگي خود را به دست نياورده قشر نوجوان و دانش آموز است كه فرهنگ خودي را بخوبي دريافت نكرده . جايي فرهنگ پذير است كه فرهنگ خودي در آنجا نهادينه نشده باشد. كار عمده اي كه ما در اين بخش براي مقابله با تهاجم فرهنگي مي توانيم انجام بدهيم , اينست كه فرهنگ انقلاب , ديني و ملي را بيشتر در اختيار دانش آموزان قرار بدهيم . تمايل و رغبت آنها در عضويت در بسيج , گام اساسي و مهم در اين راستا مي باشد. نكته دوم شناخت دشمن و تنفر داشتن از اوست كه اصلا ظلم بد است , ظالم , استكبار , استعمار بد است و اينكه آمريكا و اسرائيل سمبل استكبار و زورگويي در جهان هستند , وقتي اين فرهنگ در آنها رسوخ يافت و ريشه دوانيد , هركجا كه باشند اين تنفر بروز خواهد يافت . ما در بسيج بايد دشمن شناسي , دشمن ستيزي و روحيه انقلابي را در نوجوانان و جوانان تقويت كنيم . مانوس شدن با شهيدان , خاطرات و حماسه هاي آنها راهكار مناسب و ارزشمندي در اين راه است كه بسيج محلي ايده آل براي آن به شمار مي رود.
حضرتعالي بعنوان فرمانده گردان كميل در زمان جنگ , كسيكه حماسه هاي هشت سال دفاع مقدس را درك كرديد , فكر مي كنيد وظيفه نسل ديروز كه آن حماسه ها را درك كرده اند نسبت به نسل امروز و انتقال ارزشها به جامعه چيست


به اعتقاد من يك نكته اصلي در ارتباط با كسانيكه دفاع مقدس را درك كرده اند اينست كه آنها انسان را به درستي مي شناسند. آدمهايي كه جنگ را درك كرده اند , معجزات شگفت دفاع مقدس را كه بوسيله همين بشر زميني بوقوع پيوست را ديدند كه باعث شناخت عميق آنها از انسانها گرديد. چون اين شناخت وجود دارد , پس نوع نگرش آنها به نسل امروز , خيلي فرق دارد با كسيكه اين نگاه و نگرش را ندارد. به همين خاطر وظيفه كسانيكه آن حماسه ها را درك كرده اند احسان در مقابل كسي است كه به آنها احسان نموده است . شهدا خون گرم قلبشان را تقديم كردند كه ما در آسايش و آرامش باشيم . اول كاري كه از اين افراد برمي آيد يادآوري و زنده نگاه داشتن ياد و خاطره شهيدان براي خود و نسل امروز است ولو با يك صلوات . بشكند قلم و دستي كه فكر كرد شهدا براي آوازه امروز , ديروز فداكاري كردند. براستي آن قلم نه شهيد را شناخته و نه اصلا خودش را مي شناسد. شهيد فهميده اصلا گمان نمي كرد كه امام روزي افتخار رهبري را به او بدهد. شهيد فهميده در آن برهه مي خواست نيروهاي به ظاهر خسته را روحيه و نشاط روحي بدهد كه در مقابل دشمن بايستند. پس اولين گام شناساندن آرمان و اهداف شهيدان به نسل امروز است . دوم معرفي دشمن است براي اين نسل . ويژگي ممتازي كه در شيعه وجود دارد , ظلم ستيزي است , ظالم ستيزي و از ظلم گريزان بودن است . بايد متوجه باشيم و دشمن را به درستي بشناسيم و بشناسانيم . بايد بدانيم كه امروز دشمن از گلوله مستقيم دست برداشته و سلاح خود را به رفتار فرهنگي تبديل نموده است كه براي مقابله با آن احتياج به روحيه انقلابي , باورهاي ديني , دشمن شناسي و در راس آنها داشتن بصيرت و آگاهي است . نسل ديروز هر جا كه هستند بايد بطور ويژه در اين ابعاد فعاليت و تلاش نمايند و اجازه ورود دشمنان را به خاك و ميهن و افكار اين ملت ندهند.
شيرين ترين و تلخ ترين خاطرات خود را از زمان جنگ بفرمائيد.
شيرين ترين خاطره ايام جنگ براي من عنايت و توجه حضرت حق در پيروزي بيادماندني فتح خرمشهر بود و تلخ ترين آن به عقيده بنده پذيرش قطعنامه 598 بود , گرچه با كلام معنوي امام كه در عمق جانمان اثر كرد , اشك مي ريختيم , ولي پذيرا شديم و ما هم مثل اماممان جام زهر را نوشيديم . دشمن عزيزترين و بهترين دوستان و عزيزانمان را از ما گرفت و به ما خسارت زد و ما ناگزير شديم با اين دشمن صلح كنيم . هيچ يك از رزمندگان ما اهل صلح نبودند , حتي اماممان هم اهل صلح نبود كه با اين دشمن صلح كند , اما مصلحت جامعه مسلمين ايجاب مي كرد كه اين اتفاق حادث شود. رزمندگاني كه شايد اين مصلحت را نمي دانستند , برايشان اين واقعه خيلي تلخ بود , ولي به شيريني و زيبايي چون امامشان فرموده بود , به جانشان خريدند. اين بزرگترين امتحان براي ملت ما بود كه وقتي صبر كردند , خداوند پيروزي بزرگ سياسي را به آنها ارزاني داشت . هيچ كس فكر اين را نمي كرد كه روزي پشتيبانان اصلي عراق , دشمنان درجه اولش بشوند و براي نابودي او ضرب الاجل تعيين كنند. همانهايي كه قبول نمي كردند عراق را بعنوان متجاوز معرفي كنند , روزي رسيد كه رسما دولت عراق را بعنوان متجاوز و آغازكننده جنگ معرفي كردند.
در آن زمان شما كجا بوديد
در زمان پذيرش قطعنامه , بنده فرمانده گردان كميل بودم و در كنار نهر ادب در شلمچه مستقر بوديم . در ساعت 6,5 صبح بيست و نهمين روز از مردادماه سال 1367 فكر نمي كرديم كه ممكن است بالاي خاكريز برويم و گلوله اي ردوبدل نشود. عراقيها آمده بودند روي خاكريز و هلهله مي كردند و مطمئن بودند به اينكه ما آنچه را كه گفته ايم عمل مي كنيم ولي ما به آنها مطمئن نبوديم . تا يك هفته بچه هاي ما روي خاكريز نمي رفتند. در خط بودند و گريه مي كردند ولي روي خاكريز نمي رفتند چون به دشمن اعتماد نداشتند.
از آخرين عمليات و حضور خود در جبهه بگوئيد.
عمليات مرصاد آخرين حضور ما در جنگ و دفاع مقدس بود. در آن عمليات اسلحه هاي تشنه ما به خون كفار , سيراب از خون منافقين شد كه از گوشه و كنار دنيا جمع شده بودند كه انقلاب را ريشه كن كنند كه به لطف الهي در كمين گاهي كه خداوند مقرر كرده بود , آنگونه بدست سلحشوران سپاه توحيد مضمحل و نابود شدند.
گفتگو : محمدرضا نصيرزاده
ارتباط صميمي بين دانش آموزان بسيجي با صاحب وامام زمان (عج ) از ويژگيهاي برتر برنامه ها بود , به گونه اي كه به عدد عمر حضرت مهدي (عج ) كه 1168 سال مي باشد , زائر دانش آموز بسيجي به شهر قم و مسجد جمكران اعزام كرديم .
در حدود 75 درصد از مدارس تهران , واحد بسيج دانش آموزي داريم كه واحدهاي پوينده در راهنمايي و پيشگام در دبيرستان تشكيل شده كه در مجموع 3161 واحد هستند . آخرين آمار ما تا خردادماه امسال , رقم 570,000 هزار نفر را نشان مي دهد كه به طور رسمي عضو بسيج دانش آموزي هستند.
ما در بسيج بايد دشمن شناسي , دشمن ستيزي و روحيه انقلابي را در نوجوانان و جوانان تقويت كنيم . مانوس شدن با شهيدان , خاطرات و حماسه هاي آنها راهكار مناسب و ارزشمندي در اين راه است كه بسيج محلي ايده آل براي آن به شمار مي رود.
بايد بدانيم كه امروز دشمن از گلوله مستقيم دست برداشته و سلاح خود را به رفتار فرهنگي تبديل نموده است كه براي مقابله با آن احتياج به روحيه انقلابي , باورهاي ديني , دشمن شناسي و در راس آنها داشتن بصيرت و آگاهي است .