روزنامه جمهوري اسلامي 11/08/1381 صفحه امام
راهبرد دفاع در انديشه امام خميني


محمدمهدي بهداروند
اشاره

تهديدات روزافزون آمريكا نسبت به كشورهاي اسلامي ازجمله چنگ و دنداني كه به ملت انقلابي ايران و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران نشان مي دهد , همان گونه كه در تاكيدات مسئولان ارشد نظام نيز در ماههاي اخير بارها خاطرنشان شده است , آمادگي كامل نيروهاي مسلح و مردم سلحشور و انقلابي را براي دفاع از اسلام و حيثيت اسلامي و انقلابي و نظام اسلامي مي طلبد و همين آمادگي و قاطعيت و حفظ روحيه جهادي و يكدلي و يكپارچگي براي دفاع از قرآن و دستاوردهاي انقلاب , ضامن جلوگيري از شرارت احتمالي آمريكاي متجاوز است . راهبرد دفاع در انديشه امام خميني , مقاله كوتاهي است كه شيوه كلي حضرت امام را در دفاع نشان مي دهد.


امام خميني علاوه بر ترسيم اهداف والا براي دفاع مقدس , جهت تحقق اين اهداف , از استراتژي هاي خاصي استفاده مي نمودند كه در نوع خود بي نظير مي باشند. بسيج عمومي نيروها , تكيه بر فرهنگ شهادت , محوريت دفاع در امور كشور و خودكفايي نظامي , استراتژي امام در امر اداره دفاع مقدس مي باشند.
1 ـ بسيج عمومي
احكام اسلام , رهبري خردمندانه و حضور آگاهانه تمامي آحاد مردم سه عامل مهم در پيروزي انقلاب اسلامي مي باشند كه از ميان اين سه , حضور يكپارچه مردم در صحنه , سهم مهمي ايفا مي كند. امام راحل با اتكا بر همين حضور آگاهانه بود كه برخلاف تمامي انقلاب ها , توانست به راحتي نظام ستمشاهي را سرنگون كند و پس از پيروزي انقلاب هم با اتكا بر همين حضور تمامي دسيسه هاي دشمنهاي داخلي و خارجي را يكي پس از ديگري به بن بست برساند.
با شروع جنگ تحميلي , بار ديگر اين رهبري داهيانه امام راحل بود كه توانست با دم مسيحايي خود مردم كوچه و بازار را به صحنه دفاع بياورد و در كنار نيروهاي مسلح , ارتش بيست ميليوني را جهت دفاع شكل دهد.
« مملكت اسلامي بايد همه اش نظامي باشد و... همه جا بايد اين طور بشود كه يك مملكتي كه 20 ميليون جوان دارد , بايد 20 ميليون تفنگدار داشته باشد و 20 ميليون ارتش داشته باشد و يك چنين مملكتي , آسيب پذير نيست » (1 )
البته اين اتكا به مردم , تنها يك تاكتيك خاص امام در زمان خاص نمي باشد بلكه امام واقعا از اعماق جان , اعتماد به اين مردم داشت و آنقدر در اين اعتماد راسخ بود كه حتي ملت ايران را در مقايسه با مسلمانان صدر اسلام , پيشرو مي دانست .
« من با جرات مدعي هستم كه ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله صلي الله عليه واله و كوفه و عراق در عهد اميرالمومنين و حسين بن علي صلوات الله و سلامه عليهما ميباشند. آن حجاز كه در عهد رسول الله صلي الله عليه وآله مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمي كردند و با بهانه هائي بجبهه نميرفتند كه خداوند تعالي در سوره توبه با آياتي آنها را توبيخ فرموده و وعده عذاب داده است . و آنقدر بايشان دروغ بستند كه بحسب نقل در منبر بآنان نفرين فرمودند و آن اهل عراق و كوفه كه با اميرالمومنين آنقدر بدرفتاري كردند و از اطاعتش سرباز زدند كه شكايات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاريخ معروف است , و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سيدالشهدا عليه السلام آن شد كه شد و آنان كه در شهادت دست آلوده نكردند يا گريختند از معركه و يا نشستند تا آن جنايت تاريخ واقع شد. اما امروز مي بينيم كه ملت ايران از قواي مسلح نظامي و انتظامي و سپاه و بسيج تا قواي مردمي از عشاير و داوطلبان و از قواي در جبهه ها و مردم پشت جبهه ها با كمال شوق و اشتياق چه فداكاريها مي كنند و چه حماسه ها مي آفرينند . (2 )
البته بايد در اين بسيج عمومي به اين نكته اساسي توجه داشت كه اين حضور و بسيج . حضوري از سر بصيرت و آگاهانه بود و نه تنها اصلا پاي وعده و وعيدهاي دنيوي در ميان نبود , بلكه شور و احساسات صرف هم مطرح نبود.
حضور بسيجيان حضوري برخاسته از شناخت عميق آنان از نحوه صف بندي تمامي جبهه كفر در مقابل تمامي جبهه اسلام است . آنان مي دانستند كه در اين جنگ نابرابر در مقابل چه كساني مي جنگيد و عراق تنها آلت دستي بيش نمي باشد. لذا با اين آگاهي بود كه تمامي مردمان اين سرزمين يكپارچه شور و شناخت و حركت شدند و البته امام راحل در اين بسيج عمومي ملت تنها به حضور مردان به تنهايي توجه نداشتند بلكه حضور بانوان را در اين جنگ مقدس , حضوري موثر و لازم مي دانستند.
« ما مفتخريم كه بانوان و زنان پير و جوان و خرد و كلان در صحنه هاي فرهنگي و اقتصادي و نظامي حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالي اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند. و آنانكه توان جنگ دارند در آموزش نظامي كه براي دفاع از سلام و كشور اسلامي از واجبات مهم است شركت و از محروميتهايي كه توطئه دشمنان و ناآشنايي دوستان از احكام اسلام و قرآن بر آنها بلكه بر اسلام و مسلمانان تحميل نمودند , شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قيد خرافاتي كه دشمنان براي منافع خود بدست نادانان و بعضي آخوندهاي بي اطلاع از مصالح مسلمين بوجود آورده بودند , خارج نموده اند. و آنانكه توان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه بنحو ارزشمندي كه دل ملت را از شوق و شعف بلرزه درمي آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب مي لرزاند , اشتغال دارند » . (3 )
البته اين بسيجي , به پايگاه بالايي احتياج داشت و آن پايگاه , جايي نبود جز مساجد , مساجدي كه قلب اسلام در طول تاريخ بوده است , مساجدي كه انقلاب ايران از آن مساجد شروع گرديد. لذا بسيج و مسجد دو همدم جدا ناشدني تركيبي از رزم و عشق , جنگ و ايمان را شكل داد.
« مسيحيون خيال نكنند كه اسلام هم , مسجد هم مثل كليساست . مسجد وقتي در آن نماز برپا مي شده است تكليف معين مي كرده اند , جنگلها از آن شالوده اش ريخته مي شده است , تدبير ممالك از مسجد شالوده اش ريخته مي شده است . مسجد مثل كليسا نيست . كليسا يك رابطه فردي مابين افراد و خداي تبارك و تعالي (علي زعمهم ) است لكن مسجد مسلمين در زمان رسول خدا(ص ) و در زمان خلفايي كه بودند. مسجد مركز سياست اسلام بوده است . در روز جمعه با خطبه جمعه مطالب سياسي , مطالب مربوط به جنگها , مربوط به سياست مدن , اينها همه در مسجد درست شده است , شالوده اش در مسجد ريخته مي شده است در زمان رسول خدا و در زمان ديگران و در زمان حضرت امير ـ سلام الله عليه » . (4 )
« مسجد در اسلام و در صدر اسلام هميشه مركز جنبش حركتهاي اسلامي بوده از مسجد تبليغات اسلامي شروع مي شده است و از مسجد حركت قواي اسلامي براي سركوبي كفار و واردكردن آنها در بيرق اسلام بوده است هميشه در صدر اسلام مسجد مركز حركات و مركز جنبشها بوده است . (5 )
2 ـ تكيه بر فرهنگ شهادت
از ديگر استراتژي هاي دفاع در ديدگاه امام راحل , تكيه بر فرهنگ شهادت در پيشبرد دفاع مقدس مي باشد. تاثير فرهنگ شهادت , نه تنها در ايام دفاع مقدس , نقشي محوري در پيشبرد موفقيت آميز دفاع داشت , بلكه تنها در سايه ايجاد همين فرهنگ اعجازآفرين , امام راحل توانست به تربيت انسانهايي بپردازد كه با جدايي چند صباحي از خانواده و حضور در فضاي معنوي جبهه ها به كمالات بالاي معنوي برسند.
« اذناب آمريكا بايد بدانند كه شهادت در راه خدا , مساله اي نيست كه بشود با پيروزي يا شكست در صحنه هاي نبرد مقايسه شود. مقام شهادت خود اوج بندگي و سير و سلوك در عالم معنويت است . نبايد شهادت را تا اين اندازه به سقوط بكشانيم كه بگوييم در عوض شهادت فرزندان اسلام . تنها خرمشهر و يا شهرهاي ديگر آزاد شد. تمامي اينها خيالات باطل ملي گراهاست و ما هدفمان بالاتر از آن است . » (6 )
البته اين فرهنگ شهادت تنها در سايه اعتقاد به اسلام و توفيق حضرت حق براي يك ملت پديد مي آيد , آنهم ملتي كه خود متحول شده و زمينه پذيرايي چنين فرهنگي را پيدا كرده است .
شهادت بالاترين عطيه الهي است كه به يك ملت داده مي شود و تنها در سايه شهادت است كه بنيان جامعه شيعي استوار مي ماند. اگر مي بينيم كه فرهنگ شيعي پس از 1400 سال هنوز پابرجاست و نسلا بعد از نسل انتقال پيدا مي كند , همه و همه ثمره خونهاي شهيداني بوده است كه در طول تاريخ اسلام , به آبياري اين درخت تنومند پرداخته اند , كه در راس آنها خون سيدالشهدا (عليه السلام ) و ياران با وفاي ايشان مي باشد اين بةعد از انقلاب متمايزكننده انقلاب و حركت آن از تمامي انقلابهاي اتفاق افتاده در جهان غيرشيعي مي باشد و راز و رمز ماندگاري اين انقلاب هم در همين خون شهيد است .
در فرهنگ شهادت پيروزي يا شكست در زمان مهم نيست و بلكه تنها در سايه شهادت و ريختن خون شهيد است كه مكتب زنده مي ماند و پيروزي تاريخي نصيب مي گردد. گواه بر اين مطلب احياگري سيدالشهدا(ع ) و پيروزي تاريخي در سايه شهادت حضرتش و تمام ياران باوفايش مي باشد.
« در كشتن حضرت سيدالشهدا هيچ اشكال نبود براي اينكه مكتب را داشتند آنها از بين مي بردند و شهادت حضرت سيدالشهدا مكتب را زنده كرد. خودش شهيد شد مكتب اسلام زنده شد و رژيم طاغوتي معاويه و پسرش را دفن كرد و سيدالشهدا هم چون ديد اينها دارند مكتب اسلام را آلوده مي كنند با اسم خلافت اسلام , خلافكاري مي كنند و ظلم مي كنند و اين منعكس مي شود در دنيا كه خليفه رسول الله است دارد اين كارها را مي كند , حضرت سيدالشهدا تكليف براي خودشان دانستند كه بروند و كشته هم بشوند و محو كنند آثار معاويه و پسرش را. پس كشتن , شهادت سيدالشهدا چيزي نبود كه براي اسلام ضرر داشته باشد. نفع داشت براي اسلام , اسلام را زنده كرد » . (7 )
اينك ملت ايران در سايه خون شهيدان است كه مي تواند به حيات تكاملي خود ادامه دهد و كيد دشمنان و ظلم ظالمان را يكي پس از ديگري از بين ببرد چرا كه خون شهيدان انقلاب و اسلام را بيمه كرده است .
« مسلم خون شهيدان , انقلاب و اسلام را بيمه كرده است ; خون شهيدان براي ابد درس مقاومت به جهانيان داده است و خدا مي داند كه راه و رسم شهادت كورشدني نيست و اين ملتها و آيندگان هستند كه به راه شهيدان اقتدا خواهند نمود و همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود » . (8 )
3 ـ محوريت دفاع در اداره نظام
در ديدگاه فقهي و عرفاني حضرت امام , وجوب دفاع بر تمامي احكام حاكميت دارد و در صورت هجوم دشمن بر سرزمين اسلامي , بر دولت و تمامي آحاد ملت واجب است كه امر دفاع را در راس امور قرار دهند. چرا كه تنها در سايه قوام حكومت اسلامي است كه بستر اجراي تمامي احكام فراهم مي گردد و اصلا بدون حكومت اسلامي اصلي ترين احكام اسلام تعطيل مي گردد.
« هرگاه دشمن بر سرزمين مسلمانان يا مرزهاي آنان حمله آورد , به طوري كه ترس از بين بردن اصل اسلام و جامعه اسلامي از آن مي رود , بر همه مسلمين واجب است با هر وسيله ممكن به دفاع برخيزند و در اين راه , از بذل جان و مال دريغ نكنند » . (9 )
در استراتژي دفاعي امام , دفاع در امر اداره , بعنوان محور امور شناخته شده است , لذا مي بينيم كه امام بارها و بارها مسئولين را مورد خطاب خود قرار مي دادند كه بايد اصلي ترين مسئله در كشور , مساله جنگ و دفاع مقدس باشد.
« امروز جنگ اصلي ترين مساله كشور است . ملت عزيز بايد توجه داشته باشد كه در كشوري زندگي مي كند كه بيش از چهار سال است كه در جنگ به سر مي برد و شهداي بزرگ تقديم اسلام و انقلاب نموده است و اكثر نارسايي ها به مناسبت تحميل جنگ از طرف ابرقدرتها برماست . امروز اسلام در مقابل تمامي كفر است و با كوچكترين درنگ در اين امر حياتي چنان ضربه اي خواهيم خورد كه جبرانش به اين زودي ها ميسر نمي شود. بايد شور و شوق دفاع از ميهن اسلامي و اسلام را در تمامي قلبها زنده نگه داشت (10 )
در ديدگاه امام , دولت از ملت , نسبت به دفاع تكليف بيشتري دارد و بايد تمامي همت مسئولين بگونه اي مصروف گردد كه در خاتمه به نفع امر دفاعي تمام گردد. لذا امام همواره به مسئولين تاكيد داشتند كه بايد جنگ در راس امور مملكتي قرار گيرد.
« بايد دولت محترم توجه نمايد كه علاوه بر تكليف الهي كه متوجه همه ملت است , دولت از ويژگي خاصي برخوردار است و تكليف الهي , بيشتر متوجه آن و ساير دست اندركاران است و براي نظم امور در جميع ابعاد كوشش خواهد كرد. و مساله جنگ دفاعي كه در راس امور است و ملت متعهد كمك به آن را براي خود يك امر لازم مي داند و دولت در رابطه با آن حقا تمام كوشش را مي كند . » (11 )
البته امام در مقابل وظيفه سنگين دولت , حمايت بي دريغ مردم از دولت در جنگ را يكي از واجبات بزرگ مي دانستند كه ترك آن از گناهان كبيره محسوب مي گردد.
« همه مي دانيد و بايد بدانيم مادامي كه ملت پشتيبان مجلس و دولت و قواي مسلح هستند و دولت و مجلس و قواي مسلح در خدمت ملت , بويژه قشرهاي محروم مي باشند , و جلب رضاي خداوند را در اين خدمت متقابل , مي نمايند , هيچ قدرتي توانايي آسيب رساندن به اين نظام مقدس را ندارد و اگر خداي نخواسته يكي از اين دو يا هر دو از خدمت متقابل دست بردارند شكست جمهوري اسلامي و اسلام بزرگ . اگر چه در درازمدت , حتمي است . بنابراين ترك اين خدمت متقابل كه به شكست اسلام و جمهوري اسلامي منتهي مي شود از بزرگترين گناهان كبيره است كه بايد از آن اجتناب شود , چنانچه اين خدمت از واجبات بزرگ است كه بايد به آن قيام نمايند . » (12 )
4 ـ خودكفايي نظامي
امام راحل همواره بر خودكفايي مخصوصا خودكفايي نظامي , تاكيد فراوان داشتند و با اين اعتقاد همواره در ايام دفاع مقدس اين باور را تقويت مي كردند كه بايد كشور اسلامي از لحاظ نظامي به موفقيتي دست پيدا كند تا بدون نياز به بيگانان بتواند از كشور و سرزمين خود دفاع كند.
« من به عنوان فرمانده كل قوا به مسئولين و تصميم گيرندگان نيز دستور مي دهم كه در هيچ شرايطي , از تقويت نيروهاي مسلح و بالابردن آموزشهاي عقيدتي و نظامي و توسعه تخصصهاي لازم و خصوصا حركت به طرف خودكفايي نظامي غفلت نكنند و اين كشور را براي دفاع از ارزشهاي اسلام ناب و محرومين و مستضعفين جهان در آمادگي كامل نگهدارند.
و مبادا توجه به برنامه هاي ديگر , موجب غفلت از اين امر حياتي گردد كه مطمئنا غفلت از تقويت بنيه دفاعي كشور , طمع تهاجم و تجاوزبيگانگان و نهايتا تحميل جنگها و توطئه ها را به دنبال مي آورد . (13 )
جنگ تنها منشا خودكفايي نظامي براي نظام اسلامي نگرديد بلكه خود منشا اين روحيه خودكفايي در تمامي زمينه ها گشت . ملت ايران اگرچه از ضريب هوشي بالايي در جهان برخوردار بوده و هست , اما در طول تاريخ ستم شاهي از قاجار گرفته تا شاهان پهلوي همواره مورد تحقير قرارگرفته بودند و همواره خود را نيازمند كارشناسان خارجي در تنظيمات كشوري و لشكري مي دانستند اما با بروز انقلاب و جنگ اين روحيه وابستگي به تمامه از اين جامعه رخت بست و جايگزين آن روحيه خودكفايي در تمامي زمينه ها گشت . اين مهم همچنان بايد درصدر اولويتهاي نظام اسلامي و مردم رشيد و سلحشور ايران اسلامي باشد.
پاورقي :
1 ـ ج 10 ـ ص 239
2 ـ صحيفه نور , ج 21 ص 181 ـ وصيت نامه حضرت امام راحل
3 ـ صحيفه نور , ج 21 ص 172 وصيت نامه امام راحل
4 ـ صحيفه نور ـ ج 1 ـ ص 119
5 ـ ج 6 , ص 49
6 ـ صحيفه نور ـ ج 20 , ص 236
7 ـ صحيفه نور ـ ج 8 ـ ص 12
8 ـ ج 20 ـ ص 239
9 ـ تحريرالوسيله ج 1 , فصل دفاع , ص 485
10 ـ ج 19 ـ ص 103
11 ـ ج 17 ـ ص 202
12 ـ ج 17 ـ ص 6 ـ225
13 ـ ج 21 ـ ص 118

حضرت امام خميني :
همه جا بايد اين طور بشود كه يك مملكتي كه 20 ميليون جوان دارد , بايد 20 ميليون تفنگدار داشته باشد و 20 ميليون ارتش داشته باشد و يك چنين مملكتي , آسيب پذير نيست .
مطمئنا غفلت از تقويت بنيه دفاعي كشور , طمع تهاجم و تجاوز بيگانگان و نهايتا تحميل جنگها و توطئه ها را به دنبال مي آورد.
حضور بسيجيان حضوري برخاسته از شناخت عميق آنان از نحوه صف بندي تمامي جبهه كفر در مقابل تمامي جبهه اسلام است .
حضرت امام خميني :
از ناب آمريكا بايد بدانند كه شهادت در راه خدا , مساله اي نيست كه بشود با پيروزي يا شكست در صحنه هاي نبرد مقايسه شود. مقام شهادت خود اوج بندگي و سير سلوك در عالم معنويت است .