رئيس مجلس شوراي
اسلامي در مراسم پاسداشت
شهيد محمدحسين فهميده و 36
هزار شهيد دانش آموز هشت
سال جنگ تحميلي , خواستار
حفظ خاطرات ارزشهاي دوران
دفاع مقدس شد.
حجت الاسلام والمسلمين
مهدي كروبي روز پنجشنبه
خطاب به حدود چهارهزار
دانش آموز شركت كننده در اين
گردهمايي يك روزه گفت :
دشمنان انقلاب در تلاش هستند
تا نسل جوان را از نسل دوران
مقدس و انقلاب جدا كنند و تنها
راه مقابله با اين حركت حراست
از ارزشهاي انقلابي و اسلامي
است .
آقاي كروبي افزود : برخي
دانسته و آگاهانه و گروه ديگري
نيز ناآگاهانه و از روي جهالت
درحال محو فداكاريها و
جانفشاني هاي دوران انقلاب و
جنگ تحميلي هستند و قصد
دارند تا با ايجاد فاصله ميان
نسل جوان بزرگترين ضربه و
خسارت را به انقلاب و نظام
اسلامي وارد كنند.
رئيس مجلس شوراي
اسلامي از صاحبان انديشه , فكر
و قلم و روحانيون و معلمان
خواست تا با عمل به رسالت
خطيري كه برعهده دارند از
ايجاد شكاف ميان نسلهاي
انقلاب جلوگيري كرده و ارزشها
و دستاوردهاي انقلاب و دفاع
مقدس را در جامعه زنده نگه
دارند.
به گزارش خبرگزاري
جمهوري اسلامي , وي خطاب
به دانش آموزان بسيجي شركت
كننده در اين گردهمايي
خاطراتي از نحوه امر به معروف
و نهي از منكر توسط بنيانگذار
معظم انقلاب اسلامي را متذكر
شد و افزود : بسيجيان بايد به
گونه اي رفتار كنند كه رفتار آنان
الگو و سرمشق جامعه قرار گيرد.
آقاي كروبي گفت : بسيجيان
بايد با اخلاق پسنديده , رافت
اسلامي , دليل و برهان و رفاقت ,
با مردم سخن بگويند تا سخن
آنان تاثير مثبتي داشته و مورد
پذيرش اطرافيان قرار
گيرد.
رئيس مجلس شوراي
اسلامي تلاش براي پاسداري از
قانون اساسي و چارچوبهاي
انقلاب اسلامي را اصول اصلي و
ثابت اعلام كرد و افزود : همه
بايد تلاش كنند تا در مسير
پاسداري از اين چارچوبها و
اصول حركت كنند.
وي دربخش ديگري از
سخنانش از جانفشانيهاي
محمدحسين فهميده بسيجي 13
ساله اي كه با بستن نارنجك به
كمرش , خود را براي جلوگيري
از پيشروي دشمن به زير تانك
انداخت و خود را الگوي 36
هزار دانش آموز شهيد و صدها
هزار دانش آموز ديگر كرد ,
قدرداني كرد.
آقاي كروبي با تقدير از
مسوولان بسيج كشور و با اشاره
به افتخاراتي كه بسيجيان در
سالهاي پس از انقلاب در
صحنه هاي مختلف علمي
آموزشي و فرهنگي كسب
كرده اند , از آنان خواست تا
خاطرات و ارزشهاي دفاع
مقدس و انقلاب را فراموش
نكنند.
خاتمي هنگام بازگشت از اسپانيا به تهران :
سياست جمهوري اسلامي ايران گسترش روابط با
كشورهايي است كه به عدم دخالت در امور داخلي
كشورما پايبند هستند
|
حجت الاسلام والمسلمين
سيدمحمد خاتمي رئيس
جمهوري اسلامي ايران كه در
راس يك هيئت بلندپايه سياسي
اقتصادي به اسپانيا سفر كرده
بود , پنجشنبه شب به تهران
بازگشت .
به گزارش خبرگزاري
جمهوري اسلامي در مراسم
استقبال از آقاي خاتمي , دكتر
علي اكبر ولايتي مشاور رهبر
معظم انقلاب در امور بين الملل ,
دكتر محمدرضا عارف معاون
اول رئيس جمهوري و جمعي از
اعضاي هيئت دولت و هيئت
رئيسه مجلس شوراي اسلامي
حضور داشتند.
رئيس جمهور در فرودگاه
مهرآباد تهران در جمع
خبرنگاران رسانه هاي خبري
نتايج و دستاوردهاي سفر چهار
روزه خود به اسپانيا را تشريح
كرد.
رئيس جمهور تصريح كرد :
سياست جمهوري اسلامي
ايران , گسترش روابط با
كشورهايي است كه دخالت
نكردن در امور داخلي ايران را
قبول داشته باشند.
وي اظهار داشت : اروپا از
اين سفر استقبال كرد و آن را
گامي در جهت گسترش و تعميق
روابط ايران با كشورهاي اروپايي
دانست .
رئيس جمهوري , نتايج و
دستاوردهاي سفر هيات
بلندپايه ايران به اسپانيا را مثبت
ارزيابي نمود و گفت : اميدوارم
اين سفر منجر به گسترش روابط
دو كشور در عرصه هاي سياسي ,
اقتصادي و فرهنگي شود.
آقاي خاتمي به ديدارهاي
خود با مقامات بلندپايه اسپانيا
از جمله پادشاه و نخست وزير
اين كشور اشاره كرد و گفت : در
ديدار با مقامات اسپانيا بويژه
ديدار طولاني با پادشاه و
نخست وزير , پيرامون مهمترين
مسائل دوجانبه , منطقه اي و
بين المللي بحث و تبادل نظر
شد.
وي گفت كه ايران و اسپانيا
در بسياري از مسائل داراي
ديدگاهي مشترك هستند.
رئيس جمهوري , امضا سه
سند همكاري در زمينه
« همكاريهاي گمركي » ,
سرمايه گذاري » و « جهانگردي »
را از جمله دستاوردهاي اين
سفر دانست و گفت : در مذاكرات
با مقامات اسپانيايي , در
خصوص « لغو ماليات مضاعف »
نيز مباحثي مطرح شد كه
اميدواريم طرفين به توافقات
نهايي در اين خصوص برسند.
خاتمي گفت كه لغو ماليات
مضاعف به فعال تر شدن
فعاليت هاي اقتصادي بويژه
فعاليت هاي اقتصادي بخش هاي
خصوصي دو كشور منجر
خواهد شد.
وي در بخش ديگري از اين
گفت و گو , از اسپانيا به عنوان
كشوري مهم در اتحاديه اروپا كه
علاقه مند به گسترش روابط با
جمهوري اسلامي ايران است
ياد كرد و گفت : اسپانيا در حال
حاضر در چندين طرح و پروژه
در ايران مشاركت دارد.
رئيس جمهوري خاطرنشان
كرد : جستجوي راهكارهاي
تسهيل همكاريهاي دوجانبه
بويژه در عرصه اقتصادي كه
منافع و مصالح دو كشور را
تامين كند , ضروري است .
آقاي خاتمي روابط سياسي
تهران ـ مادريد را نيز « قابل
قبول » توصيف كرد و گفت :
اسپانيا به عنوان يك « معبر »
براي فعاليت هاي اقتصادي ايران
در زمينه صادرات مطرح است .
وي ديدار با صاحبان صنايع
و تجارت اسپانيا و سخنراني در
دانشگاه كمپلوتنسه و مجلس
سناي اسپانيا را از ديگر
برنامه هاي اين سفر اعلام كرد و
گفت كه در اين ديدارها درباره
راههاي تقويت و توسعه
مناسبات و همكاري هاي
دوجانبه با اسپانيا بحث و تبادل
نظر كرده است .
رئيس جمهوري همچنين ,
گشايش سمينار اقتصادي
مشترك ايران واسپانيا را از ديگر
برنامه هاي اين سفر ذكر كرد و
گفت : در اين همايش كه تعداد
زيادي از صاحبان صنايع , تجار
و بازرگانان اسپانيايي حضور
داشتند , بر عزم دو كشور براي
حضور هر چه بيشتر در
زمينه هاي مختلف اقتصادي در
ايران تاكيد شد.
آقاي خاتمي , بحث « گفت و
گوي ميان تمدنها » را از ديگر
محورهاي مذاكرات هيات
ايراني با مقامات اسپانيايي
دانست و گفت كه احتمالا در
سال آينده همايشي در اين
خصوص ميان صاحب نظران و
انديشمندان ايراني و اسپانيايي
برگزار شود.
وي در پايان ابراز اميدواري
كرد كه سفر هيات بلندپايه ايران
به اسپانيا كه از كشورهاي مهم
اتحاديه اروپا به شمار مي رود ,
منشا خير و آثار خوبي در
روابط دو كشور باشد.
يادآور مي شود , در جريان
سفر چهار روزه آقاي خاتمي به
اسپانيا كه از دوشنبه گذشته آغاز
شده بود , آقايان كمال خرازي
وزير امورخاجه وطهماسب
مظاهري وزير امور اقتصادي و
دارايي , رئيس جمهوري را
همراهي كردند.
بدرقه رسمي آقاي خاتمي
توسط پادشاه اسپانيا
« خوان كارلوس » پادشاه
اسپانيا روز پنجشنبه « سيدمحمد
خاتمي » رئيس جمهوري
اسلامي ايران را با شليك 21
گلوله توپ بطور رسمي بدرقه
كرد.
در اين مراسم كه در قصر
« ال پاردو » مادريد برگزار شد ,
سرود ملي دو كشور نواخته شد
و كارلوس و خاتمي از گارد
احترام نظامي ويژه مستقر در
كاخ سان ديدند.
ملكه صوفيا , همسر خوان
كارلوس , روساي كنگره و سنا ,
تني چند از وزرا و مقامهاي
بلندپايه كشوري و لشكري
اسپانيا در مراسم بدرقه رسمي
خاتمي حضور داشتند.
با برگزاري مراسم بدرقه ,
آقاي خاتمي به ديدار رسمي
چهار روزه اش از مادريد پايان
داد وبراي بازديدي چند ساعته
از بناهاي اسلامي در شهر گرانادا
راهي جنوب اسپانيا شد.
رئيس جمهوري پس از اين
بازديد , به مادريد بازگشته و
راهي تهران شد.
امضا قراردادهاي صنعتي و
بازرگاني
گزارش خبرگزاري
جمهوري اسلامي از مادريد
همچنين حاكي است همزمان با
برگـــــــــزاري همايش
« سرمايه گذاريها و همكاريهاي
بازرگاني ايران و اسپانيا » در
مادريد , پنج قرارداد صنعتي و
بازرگاني بين شركتهاي دو كشور
به امضا رسيد.
ارزش اين قراردادها كه در
زمينه هاي پتروشيمي , قطعات
خودرو , تجهيزات پزشكي ,
وسايل دانشگاهي و داروسازي
منعقد شده است , جمعا به
حدود 170 ميليون يورو
مي رسد.
آيت الله هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه :
مقامات آمريكايي آرزوي تغيير نظام جمهوري اسلامي را به جهنم
خواهند برد
|
بخش خبري : مراسم نمازجمعه تهران روز گذشته با حضور
گسترده اقشار مختلف مردم تهران و به امامت آيت الله هاشمي
رفسنجاني امام جمعه موقت تهران و رئيس مجمع تشخيص
مصلحت نظام در دانشگاه تهران برگزار شد.
سخنان پيش از خطبه ها
آقاي محمدجواد لاريجاني مشاور و سرپرست معاونت امور
بين الملل قوه قضائيه به عنوان سخنران پيش از خطبه هاي
نمازجمعه گفت : « پروژه جهانگشايي آمريكايي كه امروز آن كشور
دنبال مي كند. بهاي سنگيني را براي بشريت در پي خواهد داشت . »
وي كه با عنوان « اسلام و جهانگشايي آمريكايي » سخن
مي گفت , « جهانگشايي غربي » را يكي از مهمترين مسائلي كه امروز
افراد جامعه ما به عنوان يك شهروند ايراني و يكي از ساكنان كره
خاكي با آن روبه رو هستند , ارزيابي كرد.
وي همچنين با بيان اين كه « جهانگشايي آمريكايي سرانجام
نافرجامي را براي بشريت رقم خواهد زد » , خواستار « حساسيت
همه ملتها و دولتها نسبت به اين موضوع و آمادگي در برابر آثار
احتمالي اين تهاجم » شد.
لاريجاني با اشاره به كشته شدن بيش از 50 ميليون نفر در جنگ
جهاني دوم , اين جنگ را « ناشي از (ميل ) جهانگشايي هيتلر »
دانست .
سخنران پيش از خطبه ها , طرح جهانگشايي آمريكايي را
« پروژه اي بسيار حساس » خواند كه در آن « ترور , وسعت عمليات و
به كارگيري انواع دسايس » از جهات ويژه اين پروژه
است .
لاريجاني , مهمترين ويژگي جهانگشايي آمريكايي را , « تهاجم
فكري و فرهنگي » عنوان كرد كه « تاكنون در جهان سابقه نداشته و
براي آغاز اين جهانگشايي و در طول تهاجم , فكر , تفكر و ذهن
افراد مورد تهاجم قرار مي گيرد. »
سخنران پيش از خطبه ها از « برقراري امنيت سرمايه » به عنوان
« يكي از اهداف استكبار غرب و فرهنگ آمريكايي » ياد كرد و گفت :
« امنيت سرمايه يعني سرمايه غربي بتواند در مسير بيشترين نفع و
كمترين ضرر حركت كند و از آن به نام آزادي تجارت و رقابت
جهاني ياد مي كنند. »
لاريجاني , « استقرار يك نظام سياسي واحد در دنيا » را نيز
« يكي ديگر از اركان پروژه جهانگشايي آمريكايي » خواند و تصريح
كرد « مفهوم آن اين است كه حاكميت كشورها با تحقق يافتن چنين
سيطره اي , ديگر معنا نخواهد يافت . »
وي افزود : « در اين نظام سياسي واحد , دول غربي در مركز آن
و بقيه كشورها در حاشيه قرار خواهند داشت و البته كشورهاي
حاشيه اي تنها هويت شناسنامه اي خود را حفظ خواهند
كرد. »
لاريجاني از « وجود فناوري جديد » به عنوان « يكي از عوامل
مهمي » ياد كرد كه « به جهانگشايي آمريكايي اين امكان را داده
است تا سيطره سياسي خود را گسترش دهد. »
لاريجاني با بيان اين كه « سيطره سياسي تحت عنوان اطلاعات
و شاهراه هاي اطلاعاتي يكي ديگر از اهدافي است كه در پروژه
جهانگشايي آمريكايي دنبال مي شود » , گفت , « اين كه مي گويند
فناوري امروز , يك انفجار اطلاعات است , دروغ بزرگي
است . »
اين كارشناس مسائل سياسي با اشاره به انفجار 11 سپتامبر در
آمريكا , از آن به عنوان « يكي از مشكوك ترين حوادث تاريخي » ياد
كرد كه در آن آمريكايي ها در زمان كوتاهي اعلام كردند كه همه
عاملان اين حادثه را پيدا كرده اند.
لاريجاني با « غير واقعي خواندن اين ادعا » خاطرنشان كرد
« پس از آن حادثه , نام بن لادن وطالبان بر سر زبانها افتاد
واطلاعات نماها به عنوان اطلاعات كار كردند و هم اينك هر
حادثه اي كه در گوشه و كنار جهان اتفاق مي افتد , دنبال نام احمد يا
محمد هستند تا به نوعي آن را به مسلمانان نسبت
دهند. »
سخنران پيش از خطبه ها با بيان اين كه « كنترل ذهني با
داده هاي اطلاعاتي هيچ ربطي با يكديگر ندارند » , تاكيد كرد « بدون
ترديد حوادث 11 سپتامبر با جهانگشايي آمريكايي در ارتباط است
و بشر امروز به واسطه وجود فناوريهاي مدرن , نه تنها به واقعيت
نزديك نشده , بلكه دسترسي آن به عالم واقع نيز سخت تر شده
است . »
لاريجاني گفت , « ما به عنوان مسلمان , ايراني و يك انسان در
اين مقطع زماني در معرض اين حادثه بزرگ , تلخ و شوم قرار داريم
و بايد واقعيت را بدانيم و براي مقابله با آن آماده باشيم . »
خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام علي رسول الله و علي
آله الائمه المعصومين . اوصيكم عبادالله بتقوي الله و التباع
امره .
اگر بخاطر شريفتان باشد در خطبه قبل بحث شجاعت و جبن
را مطرح كرديم و گفتم در خطبه انشاالله اين مقوله اخلاقي و
اجتماعي را تمام مي كنيم كه انشاالله امروز بقاياي مطالبي كه
مانده و جمع بندي بحث شجاعت را و جبن و ترس را خدمتتان
عرض مي كنم .
آيه اي كه براي سرفصل اين مساله انتخاب كردم اينست كه
مي فرمايد « انسانهاي شايسته آنهايي هستند كه در ابلاغ رسالت
خداوند آنچنان جدي و پايدار هستند از غير خدا نمي ترسند ولي از
خدا مي ترسند و مي دانند كه خداوند بهترين پشتيبان است و
حساب همه اعمال و حركات خوب و به دست اوست » . از اين آيه
آن نكات مهمي كه مي خواستم در بحث شجاعت مطرح كنم خوب
به دست مي آيد. اولا گفتم كه خلق شجاعت يكي از اركان
مقوله هاي بحث حكمت عملي و اخلاق در اسلام و حتي قبل از
اسلام در حكمت يونان است و يكي از چهار ركن حكمت عملي
است . نكته مهم اينست كه در تحليل نهايي انسان وقتي حوادث
تاريخ را مطالعه مي كند خوب لمس مي كند كه همه تكاملها و
پيشرفتها و ترقي ها چه در بعد مادي و چه در معنا , به شجاعت
انسان و قدرت تصميم گيري به موقع , بجا و درست برمي گردد و
عقب افتادگي ها و ضعف ها بر مي گردد به روحيه ترس و جبن بي جا
كه انسان را نمي گذارد در موقع مناسب از فرصت مناسب استفاده
بكند و تصميم به موقع بگيرد و ترديدها , وسوسه ها انسان را گرفتار
مي كند و فرصت را و امكان را و استعداد را از دست مي دهد. هر
كسي هم در زندگي شخصي خود مي تواند اين سير را مطالعه كند
خيلي وقتها انسان شجاعت تصميم گيري ندارد و فرصتهاي
ارزشمندي را از دست داده و خيلي وقتها انسان به موقع تصميم
مي گيرد و موفقيتهاي چشمگيري بدست مي آورد. من فكر مي كنم
هر انساني اگر تاريخ زندگي خودش را منصفانه بررسي كند از اين
نمونه ها مي بيند و كسي اگر تاريخ بشر را نگاه كند و به عوامل
تاريخ ساز مراجعه كند بازدست مي آورد كه تصميم هاي شجاعانه
كارساز بوده است . البته همينجا نكته اي كه بايد اضافه كنيم هر
شجاعتي نمي شود ممدوح باشد. البته اگر ماهيت شجاعت داشته
باشد ممدوح است ولي گاهي از حد شجاعت جلو مي رود و به
تهور و بي جهت دريا زدن و ريسك كردن و القا نفس در تهلكه
مي افتد كه آنهم در قرآن منع شده كه ما حق نداريم به عنوان
شجاعت و يا به عنوان ديگري خودمان را در معرض هلاكت قرار
دهيم . هلاكت البته غير از مسائلي است كه انسان جان مي دهد براي
اهداف مقدس كه آن هلاكت نيست , آن حيات است . هلاكت با
همان معنا كه واقعا باعث خسارت و از بين رفتن فرصتها و امكانات
بدون توجه به عقلانيت اتفاق مي افتد و اين ترس هم وقتي كه
تقسيم كنيم سه جور ترس است . ترس از عوامل موهوم , و ترس
بي جا كه همين جبن است كه ما سرزنش مي كنيم . ترس از خدا كه
يك تفسير خاصي دارد كه درپايان عرضم خواهم گفت , كه ترس
ازخدا يعني چه , چون خدا كه موجود مخوفي نيست , انسان از
خداوند كه بي جهت نمي ترسد. خداوند يكپارچه رحمت است و
يك پارچه رحم و فضل است و فضل و رحمت خدا بر غضب خدا
و انتقام خدا سبقت گرفته و غلبه دارد كه آنهم بايد يك معنايي از
آن ارائه دهيم و ترس بي جا كه بايد از آن پرهيز كنيم كه هيچوقت
انسان نترسد. پيروزيها و شكستهاي تاريخ را كه شما نگاه كنيد يا
خودتان را و زندگي تان را تحليل كنيد برمي گردد به همين مساله
جبن يا مساله شجاعت و اقدام به موقع . اراده هاي قوي
شخصيت هاي تاثيرگذار تاريخ ساز دنيا را نگاه كنيد بر مي گردد به
همان مقوله شجاعت . و اراده هاي قوي كه خودتان در زندگي اتان
داشتيد و عقب نشيني نكرديد هم اگر تحليل كنيد مي رسيد باز به
همان نقطه شجاعت . مبناي تعريف شجاعت و ماهيت شجاعت و
عامل بروز اين صفت رحماني در انسان ايمان است كه من آن هفته
در خطبه قبل كمي گفتم امروز مي خواهم يك كمي واضح ترش كنيم
كه خيلي ملموس باشد.
هر جا كه انسان به موضوعي ايمان داشته باشد و قبول داشته
باشد و قلبا پذيرفته باشد به آن اعتماد مي كند و اين اعتماد
شجاعت مي آورد. اگر انسان بي ايمان باشد , با ترديد باشد , به
چيزي عقيده نداشته باشد , نمي تواند در دل خودش و قلب خودش
هضم كند موضوعي را نمي تواند به اراده مصمم و شجاعت اقدام
برسد , اگر هم برسد يك نوع ريسك را در ذهن خودش پذيرفته
است .
دو مورد اول كه انسان بي ايمان با موضوعي برخورد مي كند
اصلا ريسك هم در آن نيست و خطر هم نيست و انسان با چشم باز
و با تاييد قلب و دل خودش وارد يك جريان مي شود. قرآن هم
روي اين مساله بسيار تكيه دارد و نكات بسيار مهمي را قرآن اينجا
مطرح مي كند , نكات روانشناسي كه خيلي جالب است . حتي
تصميمات و احكام و تكاليفي كه در اسلام است و در قرآن
بخصوص مواردي دارد برمي گردد به همين قداست ايمان . و لذا من
فكر مي كنم پايه هاي زندگي ما را ايمان تشكيل مي دهد كه بايد
سعي كنيم خودمان را در مسائلي كه به ما مربوط مي شود به نقطه
ايمان برسانيم . ببينيد در صدر اسلام وقتي كه اولين جنگها شروع
شد , برخوردهاي كفر و ايمان به ميدان جنگ رسيد يك تكليف مهم
و عجيبي متوجه مسلمانها شد , قرآن اين را با صراحت مي فرمايد
كه يك نفر مسلمان مومن بايد در مقابل ده نفر كافر انسانهاي
بي ايمان بايد مقاومت كنند , به عنوان يك تكليف , بعدا كه بتدريج
اسلام پيروز شد و فضا , فضاي عادي شد و گرويدن به اسلام
منافعي داشت و فوج فوج مردم روي خواسته هايي و گاهي با ايمان
به اسلام گرويدند و مجموعه مسلمانها ديگر از آن نمونه هاي
ممتازي كه از دوران مبارزه و جهاد در آمده بودند آنهايي كه خطر را
استقبال كرده بودند , در مكه آن همه ستم را ديده بودند , مهاجرت
كرده بودند در مدينه با جان و مال شان انفاق كرده بودند تا به
پيروزي رسيدند آنها ديگر در مجموعه مسلمانهايي كه دستجمعي
آمده بودند جمعيت كمي شده بودند خداوند تكليف را سبكتر
مي كند مي فرمايد « تا حالا تكليفتان مقاومت يك نفر در مقابل ده
نفر بود آنهم بايست غلبه مي كرديد , ولي امروز خداوند از اين به
بعد يك نفرتان در مقابل دو نفر تكليف داريد كه مقاومت كنيد و
بايد پيروز باشيد » . ببينيد يك بر ده مي شود يك بر دو و منشااش
هم آنجاست كه آن موقع انسانهاي ممتازي از كوره مبارزه بر اساس
ايمانشان بيرون آمده بودند اينها مثل صخره « صما » در مقابل هر
طوفاني مقاومت مي كردند. ولي بعدا كه مخلوط شد منافع دنيوي و
فوايد دين اين نقطه , نقطه تحولي شد كه يك نفر در مقابل دو نفر
رسيد. منطق صريحي است , يك قدري خود قرآن اين را باز مي كند.
من الان چون بحثم قرآني است سعي مي كنم بيشتر از قرآن استفاده
كنم , يك منطق صريحي را مسلمانان در مقابل كفار داشتند آن
موقعي كه با سرعت پيروز مي شدند مي شكستند صفوف دشمن را
منطق آنها اين بود مي گفتند كه در اين نزاع و مقابله در مورد ما دو
احتمال بيشتر مطرح نيست يا پيروز مي شويم و اسلام را حاكم
مي كنيم و شما را از ميدان به در مي كنيم و خداوند به ما اجر و ثواب
مي دهد يا نمي توانيم و در ميدان جنگ كشته مي شويم و جانمان را
از دست مي دهيم اينجا هم به سعادت ابدي و اخروي مي رسيم كه
به حيات جاويدان سعادتمندانه منتقل مي شويم . خوب بنابر اين
كسي كه دو راه در مقابل خودش مي بيند و هر دو راه به سعادت
منتهي مي شود و هر دو راه پيروزي در آن است يك جا پيروزي
ظاهري و معنوي و يك جا پيروزي معنوي , خوب اين منطق همان
منطق ايمان است . اين منطق همان منطق استدلال مومنانه است و
پيروزي مي آورد. اين صريح قرآن است كه استدلال مومنان در
مقابل مشركان كه با آنها مي جنگيدند و مسلمانها به آنها مي گفتند
به هر حال شما خسارت مي بينيد. يا ضربه مي زنيد بر حق و
بدترين خسارت است به دنيا و آخرت بشريت است يا كشته
مي شويد يا يكسره به جهنم مي رويد راه شما راه سقوط و شكست
است و راه ما راه سعادت است .
خوب اين به ايمان برمي گردد يعني انسان مومن مي تواند اين
حرف را بزند كسي كه ايمان دارد. شما مي دانيد كه قرآن يكي از
كارهاي مهم تربيتي اش اينست كه زندگي انبيا را الگو قرار داده است
و ما با ديدن تاريخ انبيا ديدند قرآن هم خيلي تكرار مي شود بارها
و بارها مضموني را در قرآن تكرار كرده است . حضرت نوح چنين
كرد , حضرت ابراهيم چنين كرد , حضرت هود چنين كرد , يكي از
حرفهايش منطق حضرت ابراهيم است در مقابل مشركين , تهديد
كردند حضرت ابراهيم را گفتند اگر تو به خدا يا ما تعرض كني با
تو چه مي كنيم كه همان تهديد به مرگ بود و در نهايت انداختن در
آتش , حضرت ابراهيم گفت اين چه تهديدي است , چه توقعي
داريد كه من بترسم . من بايد بترسم از اين موجودات بي ارزش كه
شما به آنها مي نازيد يا شما بايد بترسيد از آن خدايي كه همه چيز
عالم در قبضه قدرت اوست . ترس مال شماست , نه مال
من .
يك انسان مومن و عامل واقعا بايد از هيچ چيز غير از خداوند
نترسد حالا البته از خداوند چگونه بترسد آن را بعد عرض مي كنم .
خوب اگر اين حالت برايش ايمان و جهان بيني درست وصحيح و
تشخيص راه در انسانها وجود داشته باشد و جمعي از مردم كه البته
هميشه همه نمي توانند باشند , به عنوان پيشتازان و سابقون در
جوامع وجود داشته باشند , اين جامعه نگران آينده خودش نيست و
پيروزي كسب مي كند و موفق مي شود و در ميدان نبرد و جهاد و
مبارزه و معارضه با ناحق و كفر والحاد هميشه چشم به خدا دارد و
متكي به برداشت درست خودش است كه اين بسيار منطق روشني
است .
حالا از خدا چرا بترسيم بايد عرض كنم براي اينكه عبور بكنيم از
اين بحث .
خدا , ترسي در حقيقت ندارد. چون اگر ما باشيم و خدا باشيم ,
خداوند هيچوقت نه ظلم مي كند و نه تعدي مي كند و نه ناحق به
كسي تعرض مي كند. آنچه كه مايه وحشت است ترس از عمل
خودمان است كه اينجا به خدا منتسب مي شود. اگر بخواهيم تشبيه
كنيم . يك انسان مجرم در خيابان وقتي يك پليسي را مي بيند , حالا
پليس يا بداند و يا نداند , از پليس مي ترسد. يك انسان گناهكار و
در معرض دادگاه وقتي كه دادگاه را مي بيند , قاضي را مي بيند , نگران
مي شود و مي ترسد ولي در همانجا يك انسان سالم و محق وقتي
كه پليس و يا قاضي را مي بيند , خوشحال مي شود و خيالش
راحت تر مي شود , چرا اين مي ترسد و آن يكي نمي ترسد ترس از
خدا در حقيقت ترس از گناه خودمان است , ترس از تخلف
خودمان است . خشيتي كه در قرآن اينقدر تكرار شده است . ما بايد
نگران باشيم كه در مقابل وظايفي كه خداوند به ما داده , كوتاهي
كرده باشيم . اگر كوتاهي كرده باشيم , اين حالت خشيت و ترس و
خوف در انسان بوجود مي آيد. البته خيلي ها كوتاهي نكردند ولي
وقتي كه عظمت خدا را مي بينند و تكاليف مهم را مي بينند و فكر
مي كنند براي اين عظمت مطلق و بها مطلق و خير مطلق و راه خير
مطلق وظايف سنگيني دارند و نگرانند كه وظايفشان را خوب انجام
نداده باشند و كوتاهي كرده باشند , اينها دچار حالت ترس و
خشيت مي شوند. پس در حقيقت هيچكس از خود خدا نبايد
بترسد. هركس از خدا بايد بترسد , نگران كوتاهي و قصور و تقصير
خودش بايد باشد. خداوند به گونه ايست وجودش و حقيقتش كه
همه چيز را براي رحمت و براي پيشبرد انسانها و براي سعادت
انسانها و براي به رفاه ابدي رساندن انسانهاست كه مخلوفات
خودش هستند , خداوند همه چيز را تعبيه كرده و اين ما هستيم كه
ظلم مي كنيم . الذين آمنوا ولم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن
وهم مهتدون . اين ظلم يا ظلم به نفس است يا به جامعه است . پس
بنابر اين در اين مقوله شجاعت ما چند نكته را مي توانيم استنتاج
كنيم يكي اينكه پايه اصلي روحيات درست ايمان است و خود
ايمان متكي به جهان بيني درست است و فلسفه درست است و
شناخت واقعيت جهان است كه مبدا و معاد و انسان و راهي كه
خداوند براي انسان تعيين كرده و مشكلات بشريت برمي گردد به
بي ايماني و بد شناخت نسبت به جهان و سو شناخت و
برداشت هاي غلط از طبيعت و خدا و انسان و دنيا و آخرت كه در
اين وضع يا انسان دچار تهور نابجا مي شود يا دچار ترس نابجا
مي شود يا ترس بجا مي شود كه خب بايد بترسد , بخاطر كارهاي
ضعيفي كه دارد و نقطه مقابلش هم انسانهاي مومن , معتقد و
اميدوار به خدا و آشنايي به آينده بشريت كه نتيجه اش ايمان است
و اطمينان است و آخرش هم نفس مطمئنه اي است كه به خدا بر
مي گردد و راضيه مرضيه كه بسيار مقام بالايي است و ريشه اش در
همين نكاتي است كه خدمت شما عرض كردم . علي بن ابيطالب (ع )
يك جمله اي خيلي معروف دارند من در خطبه قبل يكي از
صحنه هاي شجاعت علي (ع ) را عرض كردم كه باعث تعجب
آسماني ها شده بود و خداوند به رخ موجودات آسماني كشيد اقدام
شجاعانه علي بن ابيطالب را و يك جمله معروفي ايشان دارند كه
مي فرمايند : والله لو تظاهره العرب علي قتالي لما وليت منها. قسم
مي خورد به لفظ جلاله كه اگر همه اعراب پشت به پشت هم
بگذارند و در مقابل من و به جنگ من بيايند , من پشت به اينها
نمي كنم و مي جنگم . علي (ع ) نه اغراق مي كند و نعوذ بالله نه دروغ
مي گويد و واقعيتي كه در وجودش هست منعكس مي كند چرا پشت
بكند , چرا بترسد علي (ع ) برحق است و براي حق مبارزه مي كند و
براي خدا مي جنگد و براي خدا جهاد مي كند , همه دنيا هم اگر عليه
او قيام كنند , آخر چه مي شود بالاخره يك جان است بايد يكبار از
اين كالبد بيرون بيايد كه خب اين در راه خدا بيرون مي رود و آن
سعادت ابدي را دارد. حقيقتا با حفظ ايمان و داشتن اعتقاد درست ,
جاي جبن و ترس نيست و انسان بطور طبيعي شجاع و بردبار و با
استقامت و صبور در ميدان زندگي و در همه ميدانها خواهد بود.
به گزارش خبرنگار ما , آيت الله هاشمي رفسنجاني در پايان
خطبه اول نماز جمعه ديروز تهران سوره شريفه « كوثر » را قرائت
كرد.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحيم . الحمدلله رب العالمين و الصلواه
والسلام علي رسول الله و علي علي اميرالمومنين و علي الصديقه
الطاهره و سبطي الرحمه و علي بن الحسين و محمد بن علي و
جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن
علي و علي بن محمد و الحسن بن علي و الخلف الهادي المهدي
صلواه الله عليهم اجمعين اوصيكم عبادالله بتقوي الله فانه من يتق
الله يكفرعنه سيئاته و يعظم له اجرا.
در مناسبت هاي اين هفته چند موضوع را در نظر گرفته ام كه
بطور مختصر و فشرده عرض مي كنم . اولين مناسبت , مربوط به
همين روز است , روز شهادت آيت الله قاضي , شهيد اول محراب
كه بدست منافقين به شهادت رسيد در سال 1358 كه اين عمل
مجرمانه و خائنانه از طرف منافقين براساس يك سياستي بود كه
دشمنان خارجي بخصوص آمريكائي ها و مخالفان و ضدانقلاب
داخلي را هماهنگ كرده بود. آنهايك تحليلي داشتند كه مساله هم
مهم است و هنوز هم اين تحليل با مقداري تغيير ادامه دارد. آنها
فكر مي كردند كه ملت ايران با اين انبوهي كه به ميدان آمد و مبارزه
را پيروز كرد و بعد هم با اين مقاومت و سرسختي كه در ميدان
مانده و همه جا حاضر است قسمت زيادش معلول انسانهاي
فرهيخته بسيج كننده است . البته تاحدودي اين پايه تحليلشان
درست بود , يعني مردم به اعتماد عالما و شخصيت هاي شناخته
شده مجاهد , آنروز به صحنه آمدند و در راس آنها حضرت
امام (ره ) است كه مرجع تقليد بودند و امام بودند و بعد افرادي در
مراحل بعد لذا آن سياستي كه منافقين انتخاب كردند اين بود كه كار
آساني هم آنروزها حفاظت درستي نبود يا اصلا حفاظت نبود و يا
خيلي سطحي بود و تصميم گرفتند اين بسيج كننده هاي مردم را از
صحنه بيرون كنند. فكر هم كردند كه عملي است بالاخره صد نفر ,
دويست نفر را كه از پاي در بياورند , آنها فكر مي كردند ديگر كسي
مردم را بسيج نمي كند , لذا شروع كردند. خيلي هم سريع شناسايي
كردند , ليست تهيه كردند , گروههايي هر يك مامور يكي از اينها شد
و ما , در اين دوره انسانهائي بسيار با ارزشي را از دست داديم . از
قبيل شهيد مطهري , شهيد بهشتي و شهيد مفتح , شهيد هاشمي نژاد ,
شهيد باهنر , شهيد رجايي و قبل از آن شهيد سپهبد قرني , شهداي
محراب كه مصداق روشني در استانها بودند براي اين سياست ,
يزد , شيراز , تبريز دو بار و كرمانشاه و خيلي شخصيت هايي كه شما
ديديد كه مورد تعرض قرار گرفتند خب بله اين سياستي كه اينها
اتخاذ كردند , ضربه زد اما آنها يك چيزي را نخوانده بودند , همان
تحليل ناقص , اينها فكر كردند كه يك نفر را كه از ميدان بدر مي كنند
ديگر همه چيز تمام مي شود. تاثير شهادت را و خون شهيد را كه از
واقعيت هاي تاريخ است . از نظر اينها مكتوم مانده بود و بعلاوه
اينقدر حس نداشتند كه بالاخره اين شخصيت هاي نامدار كه
مي روند با آن اثري كه خونشان در جامعه مي گذارد و هوشياري كه
به جامعه ميدهد از طبقه بعد , افراد فراواني هستند كه جاي اينها را
پر مي كنند با اضافه هائي كه اين اتفاق افتاد. يعني اين چند نفري كه
از دست انقلاب گرفته شدند , باعث شد اولا مردم هوشيار هوشيار
شدند و ديدند خطر جدي است و خودشان احساس تكليف كردند
و ثانيا انسانهاي ديگري درخشيدند و جاي آنها را پر كردند و آنها
فهميدند كه اين راه بجائي نمي رسد و اصلا تعبيه شهادت در مكتب
اسلام و قرآن برهمين اساس است . آن شهادت را نگذاشتند كه پايه
اجتماع را سست كند و اين تدبير الهي است كه از اين طريق اگر به
افراد معيني جامعه وابسته است , تبديل بشود اين سطح اتكا به
افراد بسيار بيشتري و با هوشياري بيشتري از مردم كه از شهدا
پيروي مي كنند.
مناسبت دوم ما , بسيج دانش آموزي است و روز دانش آموز
است كه دو مبدا دارد. يكي مبداش شهادت الهام بخش نوجوان
حماسه ساز , شهيد فهميده است كه يك نوجواني با يك برقي كه
خداوند به قلب پاك او زد , تصميم گرفت كه يك الگوي الهام بخش
را در تاريخ دفاع مقدس تعبيه كند. معلوم است كه يك بچه , يك
جوان و يك كودك در مقابل يك تانك كار زيادي نمي تواند بكند ,
اين را كسي به عنوان جنگ واقعي تلقي نمي كند اما اين يك
حماسه اي است كه مي تواند سربازهاي زيادي از اين نوع را به
ميدان بكشاند و درس بزرگي به انسانها بدهد و داد. البته امام خيلي
خوب از اين حادثه دلخراش استفاده كردند. و « حسين فهميده » را
بعنوان رهبر خطاب كردند و گفتند رهبر ما اين اطفال سيزده ساله اي
هستند كه اينطوري در راه خدا جان ميدهند. خب بسيج
دانش آموزي كه امروز يك ميوه اي از آن شجره كهن است كه هزاران
ميوه بايد در تاريخ بدهد و ما حساب مي كنيم روي نوجوانهائي كه
در دوران دانش آموزي مي پيوندند به اين شجره مقدس و تقويت
مي كنند اين بنيان انقلابي و اسلامي جامعه را كه انصافا براي
دشمنان خيلي هم تلخ است و كاري هم نمي توانند انجام بدهند و
منبع ديگرش , مبارزاتي است كه دانش آموزان در زمان رژيم سابق
كردند و رژيم از آنها خشمناك شد و به نوجوانهاي دانش آموز حمله
كرد و جمعي را شهيد كرد و جمعي را مجروح كرد كه قلب ملت را
جريحه دار كرد. اين روز وقتي كه خبر حركت سبعانه رژيم به
بچه هاي دانش آموز منتشر شد و مردم صحنه هائي از اين جريان
فجيع را ديدند , ميليونهاسرباز جديد به صف انقلاب پيوست
بخاطر اينكه دشمن را بهتر شناختند و راه خودمان را بهتر تشخيص
دادند كه به ارواح پاك اين شهدا درود و سلام مي فرستيم و براي
بازماندگانشان طلب صبر و اجر مي كنيم و براي خودمان هم
اميدواريم كه راه آنها را حفظ كنيم .
مناسبت ديگر ما , مساله غبارروبي مساجد است كه در اين دهه
مشغول هستند. بنده اولا تشكر مي كنم به عنوان كسي كه هميشه
سروكارمان با مسجد بوده و ميدانيم مسجد چه مفهوم و چه
موقعيتي در تاريخ و در زندگي و در آينده ما دارد. كار بسيار خوبي
است ولي بنده مي خواهم عرض كنم كه نبايد اين مساله به عنوان
يك دهه نظافت مساجد باقي بماند. گرچه به عنوان يك دهه بخاطر
ايجاد يك روحيه و يك سنت چيز خوبي است اما مساجد هميشه
بايد تميز باشد. اين آيه قرآن را همه مي دانيم و اصلا از اين هم الهام
گرفته ايم . دستور خداوند به حضرت ابراهيم و اسماعيل ايسنتكه
مي فرمايد : « ان طهرابيتي للطائفين والعاكفين و الركع
السجود »
دستور اينستكه خانه من را براي كسانيكه ميخواهند طواف
كنند يا آنجا قيام كنند به عبادت يا به ركوع و سجود بروند يعني
همين مناسكي كه در اختيار ماست , پاكيزه كنيد و آنرا پاكيزه
نگهداريد. خب اين يك دستور مخصوص حضرت ابراهيم نبوده ,
مخصوص هيچكس نيست . اين تكليفي است بما در مورد مساجد
و محل عبادت هاي مردم كه آنجا بايد واقعا تميز باشد , واقعا زيبا
باشد , واقعا براي جوانها و چشم هاي مردم كه آنجا مي آيند , جاذبه
داشته باشد كه متاسفانه الان اينطوري نيست . اين هزينه اي هم
ندارد , تميز نگهداشتن يك مسجد , غير از لوكس كردن مسجد
است . مسجد را مي شود هميشه تميز كرد كه از آن انسان لذت ببرد و
وقتي كه عبادت مي كند , يك وقت احساس نفرت از يك بوي بد و
از اينطور چيزها پيش نيايد كه خيلي ها را از مسجد دور مي كند. اين
خلاف دستور خداست و مال امروز نيست . از سنت حضرت
ابراهيم پيش از دوره تاريخ است . قرآن اين را براي ما نگهداشته و
لذا من فكر مي كنم اينكار را كسانيكه با مسجد سروكار دارند , امام
مسجد , متولي مسجد , خادم مسجد و خود نمازگزاران مواظب
باشند كه مساجدشان هميشه زيبا , تميز و دوست داشتني باشد و از
اين بعد ظاهري هم تميز باشد و بدانيد كه مساجد براي ما همه چيز
است . اين تجربه از نظر شماها دور نيست . ما ميدانيم كه ما رژيم را
از پايگاههاي مساجد شكست داديم . ما ميدانيم عقب نشيني آمريكا
و انگليس و استعمارگران معلول نيروهائي است كه از همين مساجد
پيشتاز شدند البته خب بخش عمده اي از مردم در جاهاي ديگر , در
كارخانه ها , دانشگاهها و مدارس همه پيوستند ولي انصافا ريشه
نهضت اسلامي و انقلاب اسلامي را بايد به مسجدها رساند و
هميشه هم همينطور بوده است . تاريخ را كه نگاه مي كنيد آنهايي كه
بعد ديني و تقدس داشته , همين جاست . همينطوري است و لذا
مساجد براي آينده ماهم , خوشبختانه اين مساجد زيادتر شده و
همه جا آماده تر شده و شرايط بهتري هم پيدا كرده و من مطمئن
هستم هر وقت دشمنان بتوانند به هر دليلي در سطح جامعه , دستي
پيدا بكنند در امور كشور , وقتي كه به مساجد مي رسند سرشان به
سنگ مي خورد (تكبير نمازگزاران )
مسلمانان خيلي سريع دوباره از پايگاه مساجد در آنجا تجديد
حيات مي كنند و حركت مي كنند و موج جديدي خلق مي كنند كه
انشاالله احتياج به آن هيچوقت پيش نيايد و من بر فرض دارم
مي گويم . كاري كه رضاخان كرد در ايران . خب رضاخان در يك
مقطع كوتاهي تقريبا همه اين ظواهر ديني را از جامعه حذف كرد ,
حسينيه ها را تعطيل كرد , مساجد را تقريبا تعطيل كرد , امام جماعتها
را گفت كه بيائيد با اجازه دولت لباس بپوشيد يا نماز بخوانيد و
اينكارها را كرد و به محض اينكه اركان آن ديكتاتوري متزلزل شد
يكدفعه موج عظيم مردم به داخل مساجد شروع شد و از داخل
مساجد دوباره به خيابانها آمدند و آن خاندان كثيف را و
پشتيبانشان را كه استعمار غرب بود , بيرون كردند و يك كار عظيمي
را انجام دادند. اين مساله خيلي به كسي مربوط نيست و به فطرت
انسانها مربوط است و آن روحيه ديني انسانها و خانه خدا و تقدسي
كه در مساجد خداوند قرار داده و تعهدي كه خداوند دارد براي
نقاطي كه ذكر خدا در آن جا مي شود , اينها را بلند كند و اين يك
وعده بزرگ الهي است كه في بيوت اذن الله ان ترفع كه بهترين
مصداقش همين مساجد است .
مساله بعدي كه ما داريم حلول ماه رمضان است كه در آستانه
اين ماه مبارك هستيم . خدمت شما و همه كسانيكه بعدا حرف من
را از طريق راديو و تلويزيون خواهند شنيد , عرض مي كنم كه اين
فرصت , تا اين هديه الهي و اين عطيه خداوند و اين مائده آسماني
را واقعا ما بايد مغتنم بشماريم . از دست دادن اين فرصت ها ولو كم
هم از دست بدهيم , اشتباه جبران ناشدني است . خداوند بخاطر
حجتي كه به بشر داشت و خواسته راه سعادت اينهارا باز كند وبازتر
بكند , ماه مبارك رمضان را با ويژگي هائي كه در آن قرار داده است
در اختيار ما گذاشته است و در تقويم ما تعبيه كرده است و هر سال
يكبار تكرار مي شود. ماهي كه خداوند اجر و مزد عبادات را چندين
برابر مي كند , اجر خدمات را چندين برابر مي كند , نفس ها را به
عنوان عبادت قبول مي كند , كسانيكه حق ماه رمضان را ادا بكنند
البته نه همه , انفاقات را پاداش چند برابر مي دهد. از گناهان خيلي
سريعتر مي گذرد , بسياري از گناهكارها را در اين ماه مي بخشد و از
اين طريق عواطف و محبت ها را بين انسانها زياد مي كند , از اين
طريق دست بسياري از نيازمندان گرفته مي شود , از اين طريق
بسياري از مرفهان مي توانند خودشان را به خدا نزديك كنند در ماه
مبارك رمضان كه به مردم بي نوا برسند و از اين طريق كار بسيار
مهمي اتفاق مي افتد و به آن نزديك شدن جامعه ما به اسلام است
و همين مبنائي كه انقلابمان را پيروز كرد و همين مبنائي كه عزت و
افتخارمان داد و همين مبنائي كه استقلال از دست رفته ايران را
برگرداند و ملت ايران را آزاد كرد و جمهوري اسلامي را براي اولين
بار در تاريخ اسلام مستقر كرد. اينها همه برمي گردد قسمت زيادش
به همين ماه رمضان . در اين لحظه نمازگزاران شعار هاشمي ,
هاشمي خدا نگهدار تو سردادند كه آقاي هاشمي نيز در پاسخ گفت
خداوند نگهدار شما باشد زيرا اگر چيزي بدست آمده , متعلق به
شماست .
در دوران مبارزه واقعا وقتيكه به ماه رمضان نزديك مي شديم
و رژيم دستپاچه مي شد , ملتهب مي شد , نگران مي شد و حقش هم
بود. بسياري از مطالبي كه براي تضعيف پايه هاي رژيم در جامعه ما
منتشر مي شد در ماه رمضان اتفاق مي افتاد و كساني كه خودشان
دست اندركار بودند مي توانند شهادت بدهند , چقدر از اين ماه و از
حالت روزه داري استفاده مي شود به علاوه خود روزه واقعا هم
براي جسم ما , هم براي جان ما فوائد بسيار زيادي دارد.
امروز دشمنان اسلام هم اعتراف مي كنند كه اين مسئله
روزه داري , روزه داري اجباري كه قرآن براي مردم تعبير كرده در
قانون خودش چه خدمت بزرگ بهداشتي به مردم مي شود كه
شرايط خودش را دارد. بنده الان بيشتر از در اين مقدمه ماه رمضان
عرض نمي كنم . انشاالله در ماه رمضان بحثهاي مفصل تر را شما از
خطبا و گويندگان خواهيد شنيد ومسائل براي خود شما هم تا
حدود زيادي روشن است و مسئله بعدي ما هم كه بحث سياسي
امروز ماست مربوط مي شود به 13 آبان كه از اين مناسبتهاي هفته
آينده ماست .
13 آبان تصادفا مبدا بسياري از تاريخها شد در انقلاب ما و
فكر مي كنم آينده هم از اين مبدا خيلي بايد استفاده بكند. اولين
نقطه آن 13 آبان سال 1343 است حدود 40 سال پيش كه رودرويي
علني و رسمي اسلام و نهضت اسلامي ايران و امام با آمريكا در
موقعيت خاصي قرار گرفت . ما مي دانستيم و نيروهاي مجاهد و
مبارز مي دانستند كه جنايات رژيم از زمان شاه تا حدود زيادي
مخصوصا بعد از دولت مصدق و بعد از 28 مرداد به آمريكا ريشه
مي دواند و خيلي از جناياتي كه رژيم شاه مي كرد , ما به پاي آمريكا
و انگليس آن موقع ها مي نوشتيم . اما اينها رو نشده بود در بحثهاي
محفلي و گاهي هم در بيانيه ها مي آمد . بعد از 15 خرداد و آن
جنايت بسيار موحش رژيم كه خيلي قساوتمندانه انجام شد و از آن
طرف آن حضور عجيب و وسيع مردم در صحنه وضع را به گونه اي
مي رساند كه آمريكائيها به اين نتيجه رسيدند كه بايد علنا در صحنه
ايران حضور داشته باشند بيشتر از گذشته و همچنين از ضعف رژيم
خواستند استفاده كنند براي اينكه امتيازاتي بگيرند و اين باعث شد
كه آمريكا پيشنهاد كاپيتولاسيون را داد. قضاوت كنسولي را كه يكي
از بروزات خيلي زشت استعماري است كه فقط به كشورهاي
فوق العاده ضعيف و محتاج مي تواند تحميل بشود. خب رژيم هم
در چنين وضعي بود. رژيم مواجه شده بود با قدرت عظيم مردم
مسلمان و با جنايتي كه در 15 خرداد كرده بود , پلها را خراب كرده
بود و ملت ايران را در مقابل جنايات خونبار خودش قرار داده بود
و مردم ديده بودند كه چه رژيم قسي و خون آشامي است كه
اينطوري در خيابان مردم را با تانك و مسلسل درو مي كند آن
چيزهايي كه ديدند مردم . رژيم هم نيازمند به آمريكا بود. آمريكا هم
فرصت را مغتنم شمرد و آمد مسئله كاپيتولاسيون را مطرح كرد. من
اين صحبتي كه امروز مي كنم يك مقدار تا امروز مي رسانم , البته
خيلي فشرده خواهد بود. يك نظري دارم مي خواهم بگوئيم
خدمت مردم , مخصوصا به جوانهايمان اين را عرض كنم كه ببينند
كه اين آمريكا بوده كه تهاجم بر عليه اسلام شروع كرده , اين آمريكا
بوده كه با اهداف خاص استعماري خودش تهاجم كرده به ما و ما
معمولا در همه اين مراحل دفاع كرديم . معمولا ما حالت مدافع
داشته ايم البته گاهي هم تهاجم شده ولي تهاجم دفاعي بوده و فكر
نكنم كه آمريكا امروز غير از آمريكاي آن روز است . و مي بينيد در
اين مسيري كه عرض مي كنم تقريبا همان حرفهاست , يعني همين
امروز با ادبيات امروز مسئله را مقايسه كنيم با 40 سال پيش
مي بينيم همان است . يعني آمريكا هنوز حالت تهاجم دارد. اهدافش
هم استعماري است و هنوز آن خوابي كه در زمان رژيم پهلوي ديده
بود براي ايران هنوز در مغزش مي باشد و خيال مي كند اين رويا
قابل تعبير است و تحقق . (مرگ بر آمريكا نمازگزاران )
تا قبل از مسئله كاپيتولاسيون اگر تعرضي بر آمريكا مي شد و
مبارزات ما و بيانيه هاي امام و ديگران , جمله اي هم در ضمن يك
بيانيه كه معمولا جنايات رژيم را شرح مي داد , به آمريكا هم تعرض
مي كرد. اما در قضيه كاپيتولاسيون , امام (ره ) رسما در مقابل آمريكا
ايستادند و خيلي صريح عليه آمريكا موضع گرفتند و كاپيتولاسيون
را به عنوان بزرگترين خيانت رژيم پهلوي معرفي كردند به پشتيباني
آمريكا و آمريكا هم بدون هيچ اغماضي وارد ميدان شد , چون
فهميد اين موجي كه امام (ره ) راه انداختند چيزي شبيه همان موج
انجمن هاي ايالتي و ولايتي است كه مردم را به صحنه مي آورد و
خطرهاي زيادي براي آمريكا خواهد داشت . خيلي سريع امام (ره )
را تبعيد كردند. از آن به بعد ما بوديم با رهبر تبعيد شدمان كه همه
ما مي دانستيم كه آمريكا تبعيد كرده , به كشوري تبعيد كرد كه درست
سرنوشتي مثل ايران داشته درگذشته كه آقاي اتاتورك شان , آن روز
مثل پهلوي , مثل رضاخان تركيه را به آن صورت در آورده بود ,
خيلي هم معني دار بود اين دو ركن كه يك همكاري را نشان مي دهد
عليه انقلاب اسلامي و نهضت آن روز اسلامي .
اين مبارزه ادامه داشت تا اينكه انقلاب پيروز شد , بعد از
پيروزي انقلاب , آمريكائيها به عنوان كسي كه در تمام اين 10 , 15
سال طرف ما بودند , احساس كردند كه مسائلي براي آنها پيش
مي آيد , احتياطهايي كردند , اما اميدوار بودند , بمانند و نتوانستند
بمانند , البته باز هم با تخلفهاي خودشان بود , اگر تسليم مي شدند و
مي پذيرفتند انقلاب را و مثل يك سفارتخانه معمولي در تهران
مي مانند و كارهايشان را مي كردند و ديگر چشم اينكه در ارتش ,
نفت و سازمان برنامه ها و نيروهاي اطلاعاتي و همه جا حضور
داشته باشند , اين رااز مغزشان بيرون مي كردند به عنوان يك كشور
مثل بقيه كشورها مي ماندند به نظرم مشكلي هم پيش نمي آمد اما
آنها قانع به اين نبودند و بيرون رفتند ولي توطئه هايشان را ادامه
دادند , دستشان در كودتاي نوژه خيلي روشن شد معلوم شد
آمريكائيها پشت كودتا نوژه هستند. دستشان در شورش هاي
خياباني روشن شد معلوم شد كه آنها هستند پشت كار در آمريكا در
اول سال 58 يعني تقريبا دو ماه بعد از پيروزي انقلاب در كنگره
آمريكا قطعنامه تصويب كردند و ايران را تهديد كردند و قطع رابطه
و تحريم كه از آن موقع باز امام (ره ) كه اين دو ماه خيلي تعرض
نمي كردند به آمريكا , تعرضشان را شروع كردند و فرمودند ما رابطه
با آمريكا را براي چي مي خواهيم و از آن به بعد اين بحث شروع
شد. منجر شد به مسئله لانه جاسوسي كه آنقدر آمريكا مفتضح
كرده بود كه دانشجويان رفتند و لانه جاسوسي را اشغال كردند و
اسناد زيادي از جاسوسي را منتشر كردند و مردم هم انصافا تائيد
كردند , مورد تائيد امام و مردم قرار گرفت , آمريكائيها اينبار رفتند
سراغ جنگ , آن روز براي ما معلوم بود كه آمريكا پشت جنگ عراق
است اما اسنادش منتشر نشده بود اما امروز اسنادش منتشر شده ,
خودشان گفتند. همين آقاي « رامسفلد » كه حالا وزير جنگ آمريكا
است در حقيقت به اسم وزير دفاع , همين آقا رفته بود عراق و
مقدمات شروع جنگ را با سردمداران حزب بعث عراق آماده كرده
بود و همه هم در طول جنگ ما ديديم همين كار را كردند و ادامه
دادند.
آخر جنگ آمريكا ديد كه عراق نمي تواند از دست ايران فرار
بكند و گير افتاده مجبور شد كه خودش وارد جنگ شد و ديديد كه
در خليج فارس , كشتيهاي ما را زد , هواپيماهاي مسافربري را زد ,
هلي كوپترها را زد , سكوهاي نفتي را زد و هر كار كه مي توانست كرد
و بعدا هم همين مسائل را تا حالا به شكل ديگري ادامه داده است ,
من حال دو نقطه را مي خواهم عرض كنم كه عجيب تطابق كرده
است .
آن روز آخر جنگ وزير دفاع آمريكا كه آن روز وزير دفاع بود ,
صريح و گستاخ گفت كه ملت ايران به عنوان يك ملت بايد
ريشه اش خشكانده بشود. (مرگ بر آمريكا نمازگزاران )
اين حرف عجيبي است اينكه يك ملتي مثل ايران كه حداقل
دو هزار و پانصد سال سابقه تمدنش در دنيا مشعشع است و همه
دنيا اعتراف دارند يك كشوري كه همه سابقه او به چهارصد سال
پيش برمي گردد اعلام كند كه ريشه اين ملت به عنوان يك ملت بايد
خشكانده شود , حالا عجيب تر اينكه بعد از چهارده سال دوباره
وزير جنگ آمريكا. اين دفعه يك آقاي ديگري آرزو مي كند كه من
مطمئنم تا من زنده ام در حيات خودم شاهد سرنگوني انقلاب
اسلامي ايران خواهم بود. » (مرگ بر آمريكا نمازگزاران )
ما شكي نداريم كه آمريكا چنين آرزويي دارد , همان موقعي كه
امام (ره ) را تبعيد كردند ما مي دانستيم كه آمريكا مي خواست ,
نهضت اسلامي را خاموش كند , كودتا كه كردند به همين منظور بود ,
جنگ را درست كردند , به همين منظور بود. هر كاري كردند به همين
منظور بوده است . تحريمهايشان به همين منظور بوده , مسدود كردن
اموال ما در آمريكا به همين منظور بوده است . ولي من مطمئنم كه
اين آقاي وزير اين آرزوي خامش را همراه خودش به جهنم خواهد
برد.(تكبير حضار)
مثل همه خوابهايي كه در اين مدت چهل سال براي انقلاب ما
ديده بودند كه هيچ يك تعبير نشد اين يكي هم تعبير نخواهد شد
آنها باز هم بعد از چهل سال هنوز انقلاب اسلامي را نشناخته اند و
هنوز رابطه مردم ما با اسلام و قرآن را نشناختند , هنوز رابطه
روحانيت و با مردم را نتوانستند بفهمند. اصلا مسئله فطرت را
نمي فهمند. اينكه دين فطري است . و اينكه فطرت انسان ها در
اختيار سياست اسلامي است , اين قدرت را نمي توانند درك كنند از
اين تعبيرات اينطوري مي كنند مثل وضعي كه در فلسطين دارند.
آنجا هم اينها الان پنجاه سال دارد اين ظلم را مي كنند ولي شما
همين ديروز و امروز و پريروز را ببينيد كه چه اتفاقاتي مي افتد. يك
كابينه اي كه اين همه به ائتلافي بودنش مي نازيدند. حزب كارگر و
حزب ليكود , دو حزب بزرگ بزرگ رژيم صهيونيستي , با هم كار
مي كردند به آنچنان نزاعي مي رسند به خاطر اينكه از برون اشكال
دارد كارشان , اساسشان بر ظلم است , پايه شان بر نكبت است ,
سراينكه مثلا بودجه اي كه به شهركهاي جديد مي خواهيد بدهيد ,
اين را ما قبول نداريم , اين ائتلاف به هم مي خورد.
بسياري از سربازان و آمريكا و اسرائيل طومار امضا كرده اند
ما ديگر نمي جنگيم در كرانه غربي و امثال اين چيزهايي كه در
آنجاداريم مي بينيم . البته هنوز ممكن است مدتها ظلم بكنند. ولي
آمريكا چقدر در اسرائيل موفق شده , دو سال است كه انتفاضه دارد
روزبه روز رشد مي كند در لبنان چقدر موفق شد , تا حالا آنجا خب
يك حزب كوچكي است طرف آنها , اسرائيل را اينطوري مفتضح از
لبنان وادار به فرار كرد (تكبير نمازگزاران )
من با صراحت به كاخ سفيد و همكارانش مي گويم كه مطمئن
باشيد ايران امروز , انقلاب اسلامي در ايران امروز بارها از آن
دوراني كه شما شروع كرديد براي از پا در آوردن اين انقلاب قوي تر
است , نيرومندتر است , هم از لحاظ هوشياري مردم , هم از لحاظ
نيروهاي نظامي و انتظامي به خصوص از ناحيه جمعيت عظيم
بسيجي كه امروز همه جاي كشور را به صورت منسجم زير نظر
دارند و هوشياري مردم شما اين حرفهايي كه مطرح مي كنيد تعداد
انسانهايي كه در ايران به اين حرفهاي شما توجه مي كنند , بدانيد
بسيار معدودند و انسانهاي ضعيفي هستند و انسانهايي هستند كه با
كوچكترين مشاهده خطر از ميدان فرار مي كنند , اينها اگر مماشات
و محبت انقلاب اسلامي نبود , اصلا فرصت حضور در جامعه
ايراني را نداشتند , اين خود ما هستيم كه ميدان مي دهيم براي اينكه
افكار مختلف روشن شود بعضي از اين حرفها زده مي شود , فريب
مي خوريد و اينهارا هم فريب مي دهيد.(تكبير حضار)
برهان معياري كه در خطبه اول هم عرض كردم , اين جمعيتي
كه با تشخيص و ايمان به انقلاب اسلامي پيوسته , هميشه هم جمع
محدودي بودند در گذشته و همين ها بودند كه موفق شدند رژيم
شاه و اربابانش را از ايران بيرون بريزند , همين ها بودند كه جنگ را
با آن خوبي اداره كردند , همين ها بودند كه كشورشان را ساختند و
اينها مصمم تر از گذشته در ميدان هستند و هر وقت انقلاب نياز به
اين مردم داشته باشد اينها در صحنه هستند و اينها انقلاب را مال
خودشان مي دانستند , اينها با جانشان با فرزندانشان و با مالشان
هميشه از اسلام دفاع كرده اند و امروز قوي تر از هر زمان ديگري در
مقابل هر متجاوزي مقاومت خواهند كرد و پيروز هم خواهند
شد(تكبير حضار)
و انتظارمان هم از جريانهاي سياسي كه به خاطر مشاجرات
ناروايي كه در كشور راه انداختند , به جاهايي مثل آمريكا اينقدر
طمع دادند كه اين حرفهاي خيلي گنده تر از دهان خودشان را بزنند ,
اين است كه لااقل از اين حرفها هوشيارتر شوند , آمريكا اين حرف
را كه مي زند , توجه اش به اختلافات اين مشاجرات است . اين
مشاجرات بارها در تاريخ ما پيش آمده و هميشه آدمهاي كجرو و
آدمهاي منحرف بعد از مدتي از جامعه دور شده اند و منزوي
شده اند و هميشه هم اينگونه خواهد بود. اين اتفاقات هميشه در
تاريخ تكرار مي شود , لااقل به افرادي كه در داخل به اين چنين
حرفهاي آمريكا دلبسته اند عرض مي كنم كه خودشان را فريب
ندهند و بفهمند كه چه دشمني در مقابل ايران است . بفهمند ,
دشمن چي دارد مي گويد. گوش بدهند و آنها هم مردم را فريب
ندهند و مطمئنا گوش زيادي براي شنيدن اين ادعاهاي آمريكائيها
در كشور ما نيست و اين گوشهاي معدود هم كم كم متوجه مي شوند
كه اشتباه كرده اند.
به گزارش خبرنگاران ما , آيت الله هاشمي رفسنجاني در پايان
خطبه دوم سوره مباركه « نصر » را قرائت كردند.
|
حديث
|
منجي عالم بشريت
مهدي موعود
حجه بن الحسن العسكري
عجل الله تعالي فرجه الشريف فرمود :
... و اما در رويدادهاي تازه , به راويان حديث
ما (فقهاي جامع الشرائط ) رجوع كنيد كه آنها
حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنهايم .
« بحار ـ جلد 53 »
|
پيام شهيد
|
خدمت به انقلاب اسلامي
شهيد محمدعلي كندوله (صالحي نيا)
نام پدر : علي اكبر
تاريخ تولد : 1340
محل تولد : ايلام
تاريخ شهادت : 1365,3,10
محل شهادت : فكه
اعزامي از : سپاه آشتيان
... سلام بر پدر و مادرم كه يك عمر مرا تربيت كردند و
برايم زحمت كشيدند بالاخص مادرم , خيلي شرمنده
هستم كه نتوانستم در اين سن عصاي دست شما
باشم .
... امام و رزمندگان اسلام را دعا كنيد.
... با سوز و گداز و از اعماق قلبم مي گويم شرمنده هستم
كه نتوانستم خدمتي براي اين انقلاب انجام دهم .
... از خانواده شهدا به خاطر ايثارشان خجل و شرمنده
هستم .
|
اعلام ميزان وجوه دريافتي و پرداختي
شهرداري تهران در سال 80
|
بخش خبري : شهرداري
تهران ميزان وجوه دريافتي از
صدور پروانه ساخت و ساز
براي شهروندان تهراني و ميزان
وجوه پرداختي به
وزارتخانه هاي آموزش و
پرورش , مسكن و شهرسازي و
سازمان تامين اجتماعي در سال
80 را اعلام كرد .
به گزارش روابط عمومي
شهرداري تهران ميزان وجوه
پرداختي اين شهرداري به
وزارت خانه هاي آموزش و
پرورش و مسكن وشهرسازي
وسازمان تامين اجتماعي 72
ميليارد و 480 ميليون و 29 هزار
و 220 ريال بوده
است .
همچنين از اين ميزان , سهم
آموزش و پرورش بابت حق پنج
درصدي , 46 ميليارد و 824
ميليون و 42 هزار و 212 ريال
بود كه 65 درصد كل مبلغ وجوه
پرداختي شهرداري تهران در
سال 80 مي باشد .
بر اساس اين گزارش ,
دومين رقم پرداختي شهرداري
تهران مربوط به سهم 3 و 4
درصدي حق بيمه كارگران
سازمان تامين اجتماعي است كه
13 ميليارد و 813 ميليون و 969
هزار و 993 ريال بود كه برابر با
19 درصد كل وجوه پرداختي
شهرداري است .
كمترين ميزان پرداختي
شهرداري تهران در سال 80 ,
بابت 1,5 درصد حق الگوي
مسكن به وزارت مسكن و
شهرسازي بود كه معادل 11
ميليارد و 824 ميليون و 17 هزار
و 15 ريال بود كه مساوي 16
درصد كل وجوه پرداختي
شهرداري تهران در اين سال
است .
بر اساس اين گزارش ,
شهرداري تهران در سال 80
بابت دريافت نوسازي معادل 4
ميليارد و 987 ميليون ريال
وصولي داشت كه از اين ميزان ,
14,5 درصد به وزارتخانه هاي
آموزش و پرورش , مسكن
وشهرسازي و تامين اجتماعي
پرداخت شده است .
|
گفتگوي رئيس جمهور با روزنامه
اسپانيائي ال پائيس
|
« ال پائيس » پرشمارگان ترين
روزنامه اسپانيا روز پنجشنبه
گفت وگوي مفصلي را با
رئيس جمهوري اسلامي ايران به
چاپ رساند.
ال پاييس از بين سخنان خاتمي
جمله « حمله به عراق براي نفت
خيزترين منطقه دنيا وحشتناك است »
را به عنوان تيتر اين گفت و گو به
چاپ رسانده است .
خبرنگار ال پاييس پرسيد شما
از زمان رسيدن به رياست جمهوري
همواره بر ضرورت گفت وگوي
تمدنها تاكيد كرده ايد , اما پس از
واقعه 11 سپتامبر به نظر مي رسد كه
به تئوري « ساموئل هانتينگتن »
نزديكتريم , تحليل شما از تغييرات
دنيا در يك سال اخير چيست كه
آقاي خاتمي در پاسخ اظهار داشت :
من مساله گفت وگوي تمدنها را
پيشنهاد كردم زيرا تئوري مطرح شده
از سوي « هانتيگنتن » و تصويري كه
وي از آينده ترسيم كرده بود مرا به
وحشت مي انداخت . در واقع , هرگز
جنگي ميان تمدنها روي نداده است .
برعكس تمدن اسلامي مسايل زيادي
را از تمدنهاي پارس , روم , يونان ,
چين , و هندو به ارث برده و تمدنهاي
غرب نيز از تمدن اسلام تاثير
پذيرفته اند. ما اينجا در اسپانيا يك
نقطه تماس داريم كه به مقدار زياد بر
ساير نقاط جهان تاثير گذاشته است .
از اينرو ما امروز در دنياي
اسلام و غيرغربي مي توانيم از
موفقيتهاي به دست آمده در غرب به
مقدار زيادي استفاده كنيم .
تعصب گرايي , منافع غيرقانوني ,
استفاده از زور براي تضمين اين
منافع و خودداري صاحبان زور از
پذيرش موجوديت ضعيف ترها ,
مسايل تحريك كننده جنگ هستند.
حوادث 11 سپتامبر(20
شهريور) و وضعيت ايجاد شده در
پي آن , موردي شرم آور براي آن
دسته از كساني است كه گفت وگوي
تمدنها را براي منافع خود مضر
مي دانند. هدف از برگزاري گفت وگو
ميان تمدنها را براي منافع خود مضر
مي دانند. هدف از برگزاري گفت وگو
ميان تمدنها نفي خشونت , تروريسم
و جنگ در جهان است . ما در روز
11 سپتامبر شاهد بدترين شكل
تروريسم بوديم . متاسفانه برخي
تحت عنوان مبارزه با تروريسم ,
جوي از خشونت و جنگ را در
جهان ايجاد كرده اند. از اين رو با
گذشت يك سال از حوادث مزبور ,
طرح مذاكره براي ائتلاف در رسيدن
به صلح را پيشنهاد كردم . ما بايد براي
مبارزه با جو ايجاد شده همت
بيشتري نشان دهيم , بايد تروريسم ,
جنگ , تبعيض نژادي و فقر را دوباره
محكوم كرده و بر عدالت و آزادي در
داخل مرزهاي ملي و نيز در سطح
بين المللي تاكيد كنيم .
آقاي خاتمي همچنين در پاسخ
به اين سوال كه ايران در جريان
افغانستان حتي به آمريكا كمك كرد ,
اما جرج بوش شما را در محور
شرارت قرار داد. آيا به درخواست
خاصي از آنان پاسخ منفي داديد
گفت : اين مطلب را بايد از آقاي
بوش سئوال كرد. مطالبي كه در
ارتباط با افغانستان از ايران گفته
مي شود , نشان دهنده آن است كه
آمريكا در قبال اين كشور حسن نيت
ندارد. ما يكي از عمده ترين قربانيان
طالبان بوديم . از سالها پيش دو
ميليون افغاني آسيب ديده ميهمان
ايران هستند. ما , تنها براي جلوگيري
از انتقال موادمخدر از راه ايران و
رسيدن آن به دست جوانان اروپايي
سه هزار تن از بهترين جوانان خود را
قرباني داده ايم . ميزان آسيبي كه
طالبان به ما وارد كرده است بسيار
است . شكي نيست كه بدون وجود
حسن نيت ايران , اوضاع در
افغانستان به شكل امروزي
درنمي آمد.
حوادث روز 11 سپتامبر بسيار
تلخ و دردناك بود و عقايد مردم
جهان را تحت تاثير قرار داد. از آن
پس موجي از همدردي با مردم
آمريكا ايجاد شد و امكان استفاده
بهتري از اين وضعيت در مبارزه با
تروريسم و متوقف كردن خشونت
وجود داشت .
متاسفانه اسرائيليها از موقعيت
سواستفاده كردند و پس از آن , خود
آنها و افرادي كه عقايد نظامي افراطي
داشتند وارد عمل شده و موجب از
دست رفتن يك فرصت استثنايي
شدند.
براي جنگيدن لازم است يك
دشمن مشخص داشت و در
صورتيكه وجود نداشته باشد بايد آن
را ساخت و از طريق آن جوي خشن
را براي توجيه دخالتها ايجاد كرد.
موضوع « محور شرارت » وسيله اي
براي توجيه جو جنگ در جهان
است . البته فكر مي كنم اين مطلب با
شكست روبه رو شده است . بديهي
است كه ما در افغانستان در
چارچوب منافع خود نيز همكاري
خواهيم كرد و به اعتقاد من تلاش ما ,
موردي است كه به بيشترين وجه در
كار بازسازي اين كشور ايفاي نقش
مي كند.
وقتي مي بينيم كه آمريكا تمامي
اين تلاش را ناديده گرفته و بر
سياست خود تاكيد مي ورزد ,
بي اعتمادي ما افزايش مي يابد.
مخالفت تمامي كشورهاي جهان با
گنجاندن نام ايران در محور شرارت
نشانگر غلط بودن اين مطلب است .
خبرنگار ال پاييس سپس پرسيد
در ارتباط با احتمال حمله به عراق ,
شما از سياست « بي طرفي فعال » نام
برده ايد. مشخصات اين سياست
چيست حمله به عراق چه تاثيراتي
بر ايران خواهد گذاشت
آقاي خاتمي گفت : اين مساله به
عنوان يك سياست رسمي اعلام
نشده است . ما با مداخله نظامي در
عراق مخالف هستيم نه از آن جهت
كه حامي رژيم آن باشيم زيرا بيش از
هر كس ديگري از آن لطمه ديده ايم .
آنها از سلاحهاي شيميايي عليه ما
استفاده كردند و ما , در روزهاي اول
انقلاب در حالي كه نياز داشتيم
تمامي نيروهاي خود را براي
بازسازي كشور بكار گيريم , مورد
تجاوز عراقيها قرار گرفتيم . در اين
جنگ صدها هزار جوان ايراني و
عراقي قرباني شدند و تاسيساتي به
ارزش دهها ميليارد دلار از ميان
رفت . حالا از خود مي پرسيم كه اولا
عراق سلاحهاي شيميايي خود عليه
ما را از كجا تامين كرد اكنون چه
كساني از تجهيزكردن عراق به
سلاحهاي شيميايي عليه ما پشيمان
هستند ثانيا , گناه مردم عراق از
پرداخت تاوان اين مشكلات كدام
است سوما , بهانه نادرستي است كه
اگر دولت يك كشور قدرتمند از
دولت كشور ديگر ناراضي است
براي تغييردادن آن از زور استفاده
كند. از طرف ديگر منطقه ما ناحيه اي
حساس و آبستن بحرانها
است .
جنگ عليه عراق نتايج ناگواري
براي اين منطقه كه بخش عمده اي از
منابع انرژي جهان را در خود جاي
داده است , خواهد داشت . ما باتوجه
به اين دلايل با هرگونه حمله عليه
عراق مخالفت مي كنيم . بديهي است
كه بايد صدام را به قبول قطعنامه هاي
بين المللي وادار كرد. اگر قرار باشد
تغييري در داخل كشورها ايجاد شود
اين مساله بايد ثمره خواسته مردم آن
كشورها باشد و نبايد از بيرون
تحميل شود.
| |
| | |
| |