بوستان كتاب قم سومين چاپ كتاب « چشم اندازي به
حكومت مهدي » را در سه هزار نسخه و 224 صفحه به چاپ
رسانده است . نويسنده اين كتاب نجم الدين طبسي مي باشد.
كتاب مذكور در سه بخش و هجده فصل تدوين يافته است .
در بخش نخست اين كتاب , اوضاع جهان پيش از ظهور
امام (عج ) ـ كه آكنده از جنگ و كشتار , ويراني و قحطي , مرگ و
بيماري , ظلم و ستم و ناامني و تجاوز است ـ مورد بررسي قرار
گرفته , نتيجه گيري مي شود كه مردم در آن هنگام از مرام ها ,
مكتب ها و حكومت هاي گوناگون ـ كه هر كدام ادعاي رعايت
حقوق بشر , سعادت انسان و نجات آنان را داشته اند ـ مايوس
شده , از بهبود اوضاع نابسامان جهان نااميد گشته اند و در انتظار
ظهور مصلحي به سر مي برند تا نجات بخش آنان باشد.
بخش دوم كتاب , به چگونگي قيام و انقلاب جهاني حضرت
مهدي (عج ) مي پردازد; نهضتي كه از كنار كعبه با اعلام آن حضرت
آغاز مي گردد. ياران و پيروان حقيقي از سراسر جهان به او
مي پيوندند. ستاد فرماندهي شكل مي گيرد , سپاهيان منظم شده ,
فرماندهان منصوب مي شوند و عمليات در سطح وسيعي آغاز
مي گردد.
امام مهدي (عج ) ظهور مي كند و به ريشه كن كردن ستم و
ستمگر از جامعه مي پردازد. اين جامعه , محدود به سرزمين
حجاز , خاورميانه و آسيا نيست ; بلكه به وسعت كره زمين است .
اصلاح چنين جامعه اي كه پر از ظلم و فساد است , كاري بس
دشوار و مدعي ـ آن در حقيقت ـ ادعاي معجزه اي بزرگ دارد و
اين معجزه به دست او تحقق مي يابد.
سومين بخش كتاب , به حكومت آخرين امام (ع ) اشاره دارد.
آن حضرت براي اداره جهاني رهيده از ستم و فساد و نيز تحقق
حاكميت اسلام , دولتي قوي و كارآمد , از ياران توانمند زمان
خويش و بزرگاني چون حضرت عيسي (ع ) , سلمان فارسي , مالك
اشتر , صالح و... از سلف صالح تشكيل مي دهد. هر چند نقش آنان
را در براندازي حكومت هاي جور نمي توان ناديده گرفت , ولي
نقش اصلي آنان در سازندگي و اصلاح جهان در حكومت جهاني
حضرت مهدي (عج ) است .
در صفحات آغازين اين كتاب مي خوانيم : آن گاه كه در
روشنايي قرار داريم , از ارزش آن كم تر آگاه مي گرديم و زماني به
ارزش واقعي آن پي مي بريم كه در ظلمت و تاريكي قرار گرفته
باشيم .
هنگامي كه خورشيد جهان افروز در پهنه آسمان مي درخشد ,
كم تر بدان توجه داريم , ولي آن گاه كه در پس ابرها قرار گيرد و
براي مدتي نور و گرما را از موجودات دريغ ورزد , به ارزش آن ,
آگاه مي گرديم .
ضرورت ظهور خورشيد ولايت را آن گاه احساس خواهيم
كرد كه از شرايط و اوضاع نابسامان پيش از ظهور آگاه شويم و
شرايط سخت رواني آن دوران را درك كنيم . ترسيمي كلي از آن
دوران ـ كه برگرفته از روايات است ـ به شرح زير
مي باشد :
پيش از ظهور امام زمان (عج ) فتنه و آشوب , هرج و مرج ,
نابساماني , ناامني و ظلم و بيداد , نابرابري و اجحاف , قتل و
كشتار و تجاوز , همه جا را فرا مي گيرد و زمين سرشار از ستم و
بي عدالتي مي شود.
جنگ هاي خونين ميان ملت ها و كشورهاي جهان آغاز شده ,
زمين از كشته ها انباشته مي گردد. كشتار ناحق به حدي زياد است
كه هيچ خانه و خانواده اي يافت نمي شود كه يك يا چند عزيز
خود را از دست ندهد. مردان و جوانان بر اثر جنگ ها از بين
مي روند , تا آن جا كه هر سه نفر , دو نفر كشته
مي شوند.
امنيت مالي و جاني از ميان ملت ها رخت برمي بندند , راه ها
و جاده ها ناامن مي گردد , ترس , وحشت و هراس بشر را
فرامي گيرد , مرگ هاي زودرس و ناگهاني فراوان مي شود. كودكان
معصوم با بدترين شكنجه ها , به دست فرمانروايان ستمگر كشته
مي شوند , در خيابان ها و معابر عمومي به زنان باردار تجاوز
مي گردد , بيماري هاي واگير و مرگ بار ـ شايد بر اثر تعفن پيكر
كشته شدگان يا به كارگيري سلاح هاي ميكربي و شيميايي ـ
گسترش مي يابد. كمبود موادغذايي , گراني و قحطي , زندگي مردم
را فلج مي كند و زمين از پذيرش بذر و رشد و شكوفايي سرباز
مي زند. باران ها قطع شده , يا بي هنگام فرو مي آيد و زيان
مي رساند. بر اثر قحطي , زندگي چنان سخت مي شود كه برخي از
مردم براي تامين قوت لايموت خود , زنان و دختران خود را در
برابر اندكي غذا واگذار مي كنند.
در آن شرايط دشوار , نااميدي , بشر را فرا مي گيرد و مرگ
بهترين هديه الهي به انسان ها تلقي مي شود و تنها آرزوي مردم ,
پايان يافتن زندگي است . در آن هنگام چون شخصي از ميان پيكر
كشته شدگان و از كنار گورستان ها بگذرد , آرزو مي كند : كاش يكي
از آنان بود تا از زندگاني ذلت بار آسوده مي گشت .
در آن هنگام هيچ قدرت و سازمان و تشكيلاتي وجود ندارد
كه بتواند آن همه نابساماني , تجاوز و كشتار را مهار كند و
ستمكاران و قدرتمندان را به سزاي كردار ننگينشان برساند. هيچ
فريادي براي رهايي مردم به گوش نمي رسد. همه مدعيان نجات
بشر , خائن و دروغ گو از كار درمي آيند و انسان ها تنها ظهور
مصلحي الهي و معجزه اي خدايي را انتظار مي كشند.
در آن هنگام كه نااميدي همه را فرا گرفته است , لطف و
رحمت الهي , مهدي موعود را , پس از سال ها غيبت و انتظار ,
براي نجات انسانيت ظاهر مي كند و سروش آسماني در همه
جهان به گوش مي رسد كه : « اي اهل عالم ! دوران فرمانروايي
ستمگران به سرآمد و حكومت عدل الهي فرا رسيد و مهدي
ظهور كرد. » اين نداي آسماني , روح اميد را در پيكره بي رمق
انسان ها مي دمد و به محرومان و ستمديدگان مژده رهايي
مي دهد.
آري , با درك اين زمينه هاست كه مي توان , به ضرورت ظهور
مصلح الهي پي برد , و اهميت و ارزش حكومت عدالت گستر
مهدي (عج ) را درك كرد.
برخي از عناوين فصول و مطالب كتاب « چشم اندازي به
حكومت مهدي » از اين قرار است : دورنمايي از جهان پيش از
ظهور , وضعيت ديني مردم پيش از ظهور , اخلاق پيش از ظهور ,
امنيت پيش از ظهور , وضعيت اقتصادي جهان در عصر ظهور ,
نقش شهر قم در آخرالزمان , زمينه سازان ظهور , نقش زنان در قيام
امام مهدي , سپاهيان امام عصر(عج ) , جنگ هاي امام عصر(عج ) ,
شيوه رفتار امام (عج ) با دشمنان , احياي سنت محمدي (ص )
توسط امام مهدي (عج ) , رشد فرهنگ و دانش اسلامي در
حكومت امام مهدي (عج ) , شكوفايي دانش و صنعت در عصر
امام مهدي (عج ) , امنيت و بهداشت و اقتصاد در حكومت مهدي
(عج ) و...
ضرورت ظهور خورشيد ولايت را آن گاه احساس
خواهيم كرد كه از شرايط و اوضاع نابسامان پيش از
ظهور آگاه شويم و شرايط سخت رواني آن دوران
را درك كنيم
در آن هنگام كه نااميدي همه را فرا گرفته است و
هيچ قدرت و سازمان قوي وجود ندارد كه بتواند
نابساماني ها در سطح جهان را برطرف كند و تجاوز
و ستمگري قدرتمندان مهار نمايد , لطف و رحمت
الهي , مهدي موعود را پس از سال ها انتظار براي
نجات انسان ها ظاهر مي كند
در انتظار آفتاب
موسسه انتشاراتي نبا پنجمين چاپ كتاب « در انتظار آفتاب »
را در ده هزار نسخه منتشر كرده است . مولف (حسين فريدوني ) در
اين كتاب سخنان دانشمندان مشهور مثل افلاطون , راسل , تاگور ,
و همچنين وعده هاي اديان ديگر درباره موعود را نقل كرده است .
مطالبي كه در منابع اسلامي درباره مهدويت وجود دارد نيز
زينت بخش كتاب مذكور مي باشد. در يكي از صفحات اين كتاب
به نقل از تاگور انديشمند هندي مي خوانيم :
اكنون من مرتكب اين گناه نمي شوم كه اعتقادم را نسبت به
انسان از دست بدهم و شكست كنوني بشريت را شكست نهايي
بشمارم . من به آينده مي نگرم و زماني را در نظر مي آورم كه اين
فاجعه عظيم به پايان مي رسد و زماني را درنظر مي آورم كه تاريخ
ورق مي خورد و آسمان دوباره سبك مي گردد و از شهوات تهي
مي شود. شايد سپيده اين صبح روشن فردا از افق شرق برخيزد كه
خورشيد نيز از آنجا مي دمد. در آن هنگام انسان شكست نايافته
ميراث از چنگ رفته خود را دوباره به چنگ خواهد
آورد.
آري ; با وجود تمامي دشواريها و مشكلات و تيرگيها در
زندگي كنوني , نبايد اميد را از دست داد. چرا كه در پس اين شب
تار روزي روشن تجلي و ظهور خواهد كرد و اين ظهور از مشرق
زمين خواهد بود.
جستجو و گفتگو پيرامون امام مهدي (عج )
چهارمين چاپ كتاب جستجو و گفتگو پيرامون امام مهدي
عليه السلام را كه نوشته شهيد آيت الله سيدمحمدباقر صدر
مي باشد , انتشارات نبا در ده هزارنسخه منتشر كرده
است .
شهيد آيت الله سيدمحمدباقر صدر در اين كتاب به
پرسش هايي پيرامون امام عصر(عج ) پاسخ داده اند. موضوع اين
پرسش ها عبارتند از : طول عمر امام عصر , آمادگي كامل فكري و
ديني , ايمان به تحقق وجود امام مهدي (عج ) , علت عدم ظهور آن
حضرت تا زمان حاضر و موارد ديگر. در بخشي از پاسخي كه به
سئوال « چرا امام تاكنون ظهور نكرده است » داده شده است .
مي خوانيم :
سنت تغييرناپذير خداوند برتر , بر اين است كه اجراي
انقلاب الهي مهدي عليه السلام نيز به موقعيتهاي خارجي و
پذيرنده اي كه محيط مساعد و فضاي عمومي را , براي درك و
پذيرش انقلاب آماده مي سازد , وابسته باشد. به همين دليل هم
بود كه اسلام پس از گذشت چندين سده از پايان يافتن كار انبيا
پيشين و ايجاد خلا تلخ چندين صدساله ظاهر شد. خداوند با
همه توانايي اش در هموار ساختن همه مشكلات راه رسالت
پيامبر , و ايجاد محيط مساعد براي ابلاغ اين رسالت , نخواست
چنين شيوه اي را به كار گيرد , بلكه با ابتلا و آزمايش , كه
تكامل بخش انسانند كار كلي انقلاب الهي را به گونه اي طبيعي و بر
بنيادها و عوامل اجتماعي صورت داد.
البته اين ويژگي , مانع آن نيست كه گهگاه , در پاره اي از
جزئيات دخالت خداوندي , از راههاي غيرعادي انجام پذيرد.
زيرا جزئيات در ساختن محيط مساعد , نقش اساسي ندارند و
فقط گاهي براي حركت در محيط مناسب لازمند. ياري ها و
توجهات عيني اي كه خداوند در لحظات دشوار به رهبران الهي
مي كند , از اين گونه است : براي پاسداري رسالت ابراهيم آتش
نمرود را بر او سرد و سلامت مي كند و دست يهودي اي كه با
شمشير بر بالاي سر پيامبر ايستاده , از حس مي افتد و توانايي
حركت و تكان را گم مي كند. يا باد شديدي مي وزد و پرده هاي
دشمنان حق را كه در روز خندق مدينه را محاصره كرده اند , از بيخ
و بن برمي اندازد , و هراس در دل آنها مي افكند. اما همه اينها از
يك سلسله امور جزئي و كمك در لحظاتي قاطع , فراتر نمي رود و
بايد پيش از اين كمكها , زمينه و فضايي مساعد براي دگرگوني
عمومي وجود داشته باشد.
اكنون در پرتو همين مباني , و همساز با موقعيتهاي عيني و
خارجي , موضع گيري امام مهدي عليه السلام را بررسي مي كنيم :
مسلما انقلاب امام مهدي عليه السلام نيز , مانند هر دگرگوني
اجتماعي ديگر , از جهت اجرا به موقعيتهايي اجتماعي بستگي
دارد , كه بايد همساز با آن موقعيتهاي معين , پيش آيد. زيرا مهدي
عليه السلام خود را براي اقدامي اجتماعي و در سطحي محدود
آماده نكرده , بلكه رسالتي كه از سوي خداوند براي او تعيين شده
دگرگون ساختن همه جانبه گيتي است . به صورتي كه همه افراد
بشر از تاريكيهاي ستم و بيداد , به فروغ دادگري راه
يابند.
براي چنين دگرگوني بزرگي , تنها وجود يك رهبر شايسته ,
كافي نيست , زيرا ويژگيهاي يك رهبر شايسته را پيامبر در همان
روزگار سياه نيز داشت . بلكه علاوه بر رهبر شايسته , نيازمند يك
محيط جهاني مساعد و يك فضاي عمومي مناسب نيز هست تا
موقعيتهاي خارجي مطلوب را براي انجام انقلاب جهاني آماده
سازد.
از ديدگاه انساني كه بنگريم , بايد « احساس نابودي مداوم »
در انسان متمدن ايجاد شود و يك انگيزه اساسي در درونش
پديدار گردد و رسالت دادگرانه مهدي عليه السلام را بپذيرد. تنها
با تجربه هاي اجتماعي , مدني و سياسي گوناگون امكان دارد
چنين احساسي در درون انسانها جاي گيرد. زيرا با تجربه مكتبها
و... مي تواند بار گراني از نقاط منفي به دوش خود بيابد و نياز او
را به ياري جويي از سرشت پاك و جهان نهان آشكار سازد.
از ديدگاه مادي نيز , شرايط موجود , در زمان ظهور , براي
انجام رسالت مهدي عليه السلام , بر تمامي جهان , بايد آمادگي و
توانايي بيشتري داشته باشند تا در روزگاري مثل زمان غيبت
صغري . زيرا كه بخشهاي جهان به يك ديگر نزديك شده , ارتباط
و پيوند ميان انسانها بهتر انجام مي گيرد. ارتباط و پيوندي كه
دستگاه رهبري مركزي , براي پرورش مردم , بر بنياد رسالت , به آن
نياز دارد.
اما درباره تكامل نيروهاي مادي اي كه در اختيار دشمنان امام
است و اشكالي كه امام مهدي عليه السلام در برخورد با آنها دارد
و هر چه ظهورش به تعويق افتد , مشكل بيشتر چهره مي نمايد ,
يادآوري اين نكته كافي است : وقتي شكست روحي بر مردم چيره
شده باشد , و روح انساني كه مالك و راهبر ابزارها و افزارهاست
فرو ريزد , تكامل شكل مادي نيروها كاري از پيش نمي برد. در
تاريخ هم نمونه هاي بسياري داريم كه ساختمان يك تمدن رفيع ,
با نخستين تكاني كه بر اثر يك نبرد به آن داده شده فرو ريخته
است . در حقيقت كاخ بلند آن تمدن , پيش از فرو ريختن ظاهر , از
درون پوسيده و فرو ريخته و وضعيت و پشتوانه لازم براي
پايداري و بر پاي ايستي خود را از دست داده است .
لب تشنه كنار چشمه
كتاب « لب تشنه كنار چشمه » كه توسط مهدي رحيمي نوشته
شده است , انتشارات نبا هفتمين چاپ آن را در ده هزار نسخه
منتشر كرده است . اين كتاب روايتي از نخستين سال هاي ميلاد
امام عصر(عج ) و موضوعات ديگري است كه در قالب داستان
براي نوجوانان نوشته شده است .
بر ساحل ديدار
« بر ساحل ديدار » كتابي است كه نيره روحي درباره پنج سال
نخست زندگاني امام عصر(عج ) در قالب هشت داستان كوتاه
براي نوجوانان نوشته است . دومين چاپ كتاب مذكور را
انتشارات نبا در ده هزار نسخه منتشر كرده است .
من به آينده مي نگرم و زماني را درنظر مي آورم
كه اين فاجعه عظيم به پايان مي رسد و زماني را
درنظر مي آورم كه تاريخ ورق مي خورد و آسمان
دوباره سبك مي گردد و از شهوات تهي مي شود.
شايد سپيده اين صبح روشن فردا از افق شرق
برخيزد كه خورشيد نيز از آن جا مي دمد.
سنت تغيير ناپذير خداوند بر اين است كه اجراي
انقلاب الهي مهدي عليه السلام نيز به موقعيت هاي
خارجي و پذيرنده اي كه محيط مساعد و فضاي
عمومي را براي درك و پذيرش انقلاب آماده
مي سازد , وابسته باشد.
از ديدگاه انساني كه بنگريم , بايد « احساس
نابودي مداوم » در انسان متمدن ايجاد شود و يك
انگيزه اساسي در درونش پديدار گردد و رسالت
دادگرانه مهدي عليه السلام را بپذيرد.
وقتي شكست روحي بر مردم چيره شده باشد و
روح انساني كه مالك و راهبر ابزارها و افزارهاست
فرو ريزد , تكامل شكل مادي نيروها , كاري از پيش
نمي برد.
|