روزنامه جمهوري اسلامي 29/07/1381 صفحه عقيدتي

* فلسفه انتظار و وظايف منتظران
منتظران را به لب آمد نفس
فلسفه انتظار و وظايف منتظران




ويژه ميلاد خجسته عدالت گستر جهان , حضرت مهدي موعود(عج )
عليرضا جلالي
قسمت دوم
3 ـ نظريه انتظار فعال :
اين نظريه را مي توان انتظاري سازنده , الهي , توحيدي , خلاق و پويا دانست . طرفداران اين نظريه معتقدند كه حضرت مهدي (عج ) زماني ظهور مي نمايد كه جامعه آمادگي علمي , ايماني براي پذيرش را داشته باشد و حضرت مهدي (عج ) تكميل كننده مبارزات اهل حق بر اهل باطل است .
همچنين از آيات قرآن در خصوص قيام مهدي (عج ) استفاده مي شود كه ظهور مهدي موعود حلقه اي است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل كه به پيروزي نهايي اهل حق منتهي مي شود , سهيم بودن در سعادت موقوف به اين است كه فرد در گروه اهل حق باشد. حتي حديث معروف كه مي فرمايد : يملا الارض به الارض قسطا و عدلا بعدما ملئيت ظلماو جورا » نيز شاهد مدعاي ما است , نه بر مدعاي آن گروه , در اين حديث نيز تكيه بر روي ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است و مي رساند كه قيام مهدي براي حمايت مظلوماني است كه استحقاق حمايت دارند. بديهي است كه اگر گفته شده بود « يملاالله به الارض ايمانا و توحيدا و صلاحا بعد ما ملئت كفرا و شركا و فسادا » مستلزم اين نبود كه لزوما گروهي مستحق حمايت وجود داشته باشد , در آن صورت استنباط مي شود كه قيام مهدي موعود براي نجات حق ازدست رفته و به صفر رسيده است , نه براي گروه اهل حق ـ ولو به صورت يك اقليت ـ در روايات اسلامي سخن از گروهي زبده است , كه به محض ظهور امام به آن حضرت ملحق مي شوند. اين خود مي رساند كه نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است , بلكه صرفا اگر اهل حق از نظر كميت قابل توجه نباشد از نظر كيفيت ارزنده ترين اهل ايمانند و در رديف ياران سيدالشهدا. در برخي از روايات اسلامي ديگر سخن از دولتي است از اهل حق كه با قيام مهدي (عج ) ادامه پيدا ميكند و چنانكه مي دانيم بعضي از علماي « شيعه » كه بر برخي از « دولتهاي شيعه » معاصر خود حسن ظن داشته اند و احتمال داده اند كه دولت حقي كه تا قيام مهدي موعود ادامه خواهد يافت همان دولت است 10. در نهايت مي توان از آثار مثبت انتظار فعال , به آمادگي و خودسازي , مسئوليت پذيري و خوش بيني به آينده و اميدبخشي در سطح فردي و اجتماعي و... اشاره كرد.
د) انتظار از ديدگاه اديان و مكاتب مختلف
انديشه پيروزي نهايي نيروي حق و عدالت بر نيروي باطل و ظلم و گسترش جهاني ايمان اسلامي و استقرار كامل و همه جانبه ارزشهاي انساني و تشكيل مدينه فاضله و جامعه ايده آل و بالاخره اجراي اين ايده به وسيله شخصيتي مقدس و عاليقدر كه در روايات متواتر اسلامي از او به « مهدي » تعبير شده است , انديشه هايي است كه كم و بيش همه فرق و مذاهب اسلامي ـ با تفاوتها و اختلافات ـ بدان مومن و معتقدند. زيرا اين انديشه , به حسب اصل و ريشه , قرآني است . قرآن مجيد با قاطعيت تمام پيروزي نهايي اسلامي و غلبه قطعي صالحان و متقيان و كوتاه شدن دست ستمگران و جباران براي هميشه و آينده درخشان و سعادتمندانه بشريت را نويد داده است . اين انديشه بيش از هر چيز مشتمل است بر عنصر خوش بيني نسبت به پايان كار بشر , و خط بطلاني است بر بسياري از نظريه ها و فرضيه ها فوق العاده تاريك و ابتر.
از سوي ديگر انتظار حضرت مهدي (ع ) تنها يك ايدئولوژي اسلامي نيست كه فقط از ديدگاه هاي آموزش هاي مذهبي مورد توجه قرار گيرد و تلقينهاي ديني او را در آشيانه افكار جايگزين سازد. بلكه يك الهام فطري انساني است كه در برابر بينش هاي همه متفكرين جهان , روزگار درخشاني را مجسم مي سازد كه عموم رسالتهاي آسماني با همه ابعادشان آن را پذيرفته اند. آري برخلاف آنچه بعضي از آگاهان تصور مي كنند , اعتقاد به قيام مهدي (ع ) و حكومت جهاني او تنها يك شعور مذهبي نيست كه فقط در افراد معتقد به غيبت و متدينين ظاهر مي شود , بلكه افراد ماده پرستي كه به عموم اعتقادات غيبي پشت پا زده اند و هميشه تاريخ را براساس تناقضات تفسير مي كنند نيز باور كرده اند كه روزي فرا مي رسد كه عموم اين تناقضات و درگيري ها تصفيه مي شود و صلح و آرامش بر جهان حكومت مي كند. اين الهام طبيعي و اين شعور باطني كه در افراد همه جوامع و ملل موجود است , مي توان گفت از گسترده ترين و روشن ترين الهامات بشري است . در اينجا سعي مي شود ديدگاه اديان و فرق مختلف را درخصوص انتظار بررسي مي كنيم .
1 ـ انتظار از ديدگاه اسلام :
انديشه پيروزي نهايي نيروي حق و صلح و عدالت بر نيروي باطل و ظلم , گسترش جهاني ايمان اسلامي , استقرار كامل و همه جانبه ارزش هاي انساني , تشكيل مدينه فاضله و بالاخره اجراي اين ايده عمومي و انساني به وسيله شخصي مقدس و عاليقدر كه در روايات اسلامي از او به نام مهدي (عج ) تعبير شده است , انديشه اي است كه همه فرق و مذاهب اسلامي به آن مومن و معتقدند. زيرا اين انديشه بر حسب اصل و ريشه قرآني است . اين قرآن مجيد است كه با قاطعيت تمام پيروزي نهايي ايمان , غلبه قطعي صالحان , كوتاه شدن دست ستمكاران و آينده درخشان و سعادتمندانه بشريت را نويد داده است 11.
از سوي ديگر اسلام حضرت مهدي (عج ) را يك حقيقت فكري كه هنوز بايد بعد از اين در جهان صورت وقوع به خود بگيرد , وعده نمي دهد بلكه او را حقيقت واقعي موجود و پايدار معرفي مي كند , به طوري كه تمام فرق اسلامي بدون استثنا ظهور مردي از دودمان پيامبر را در آخرالزمان به نام مهدي كه دنيا را پر از عدل و داد مي كند , پذيرفته اند و روايت آن را در كتب خود از پيامبر اكرم (ص ) نقل كرده اند. كتابهاي فراواني در اين زمينه به وسيله دانشمندان اهل سنت و علماي شيعه نگاشته شده است و اين روايات از روايات متواتر و قطعي است كه همه محققان اسلامي صرفنظر از مذهب خاص خود آن را پذيرفته اند. اين در حالي است كه متعصب ترين فرق اسلامي يعني « وهابي ها » نيز آن را پذيرفته و به متواتر بودن احاديث آن اعتراف كرده اند. شاهد اين مدعا بيانيه اي است كه چند سال قبل از طرف « رابطه العالم الاسلامي » كه شديدا زير نفوذ وهابيان و دولت سعودي است , در پاسخ سئوالي كه از آنها درباره ظهور حضرت مهدي (عج ) شده بود , صادر گرديده است . اين بيانيه در پاسخ يكي از اهالي « كنيا » به نام « ابومحمد » و به امضاي دبيركل « رابطه العالم الاسلام » « محمد صالح القزاز » مي باشد. در اين بيانيه آمده است كه : « ابن تيميه موسس مذهب وهابيان احاديث مربوط به مهدي (عج ) را نيز پذيرفته است . » سپس به رساله اي كه پنج تن از علماي معروف حجاز در اين زمينه تهيه كرده اند مي پردازد. در قسمتي از اين رساله مي خوانيم :
« به هنگام ظهور فساد در جهان و نشر كفر و ظلم , خداوند جهان را به وسيله « مهدي » پر از عدل و داد مي كند , آن گونه كه از ظلم و ستم پرشده است » و آخرين خليفه راشدين دوازده گانه است كه پيامبر(ص ) طبق كتب صحاح از آن خبر داده است » 12.
حال در اينجا سعي مي شود بحث انتظار در قرآن مورد بررسي قرار گيرد :
شيخ صدوق در كتاب كمال الدين از داود بن كثير و او از حضرت صادق (ع ) نقل مي كند كه در تفسير آيه شريفه « هدي للمتقين الذين يومنون بالغيب » فرمود : « آنها كه ايمان به غيب مي آورند كساني هستند كه اعتقاد به قيام آل محمد دارند13.
در همين راستا مي توان به آيات ذيل توجه كرد :
ولقد كتبنا في الزبور , من بعدالذكر , ان الارض يرثها عبادي الصالحون . (انبيا ـ 105 )
مادر زبور داود , از پس ذكر (تورات ) , نوشته ايم كه سرانجام , زمين را بندگان شايسته ما ميراث برند و صاحب شوند.
امام محمدباقر(ع ) در تفسير اين آيه فرمود :
اين بندگان شايسته كه وارثان زمين شوند , اصحاب مهدي هستند , در آخرالزمان .
شيخ طبرسي , پس از نقل اين حديث , مي گويد :
حديثي كه شيعه و سني , از پيامبر(ص ) روايت كرده اند , بر گفته امام باقر دلالت دارد. حديث اين است : « اگر از عمر دنيا باقي نماند مگر يك روز , خداوند همان يك روز را آن قدر دراز كند , تا مردي صالح , از اهل بيت من , بر انگيزه او جهان را , همانگونه كه از جور و ستم لبريز شده باشد , از داد و دادگري لبريز سازد » . و ابوبكر احمدبن حسين بيهقي , در كتاب « البعث و النشور » , اخبار بسياري در اين باره آورده است 14.
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوافي الارض , و نجعلهم ائمه , و نجعلهم الوارثين . (قصص ـ 5 )
« ما مي خواهيم تا به مستضعفان زمين نيكي كنيم يعني : آنان را پيشوايان سازيم و ميراث بران زمين . »
اين آيه نيز , طبق پاره اي از سخنان امام علي بن ابيطالب (ع ) , در « نهج البلاغه » , و رواياتي از ديگر امامان , به گونه اي , ناظر به مستضعفان شيعه و پيروان راه حق است , كه سرانجام , جهان از آن شايستگان ايشان خواهد شد. و اين امر , در زمان ظهور حجت بالغه است 15.
يا ايهاالذين امنوا! من يرتد منكم عن دينه , فسوف ياتي الله بقوم , يحبهم و يحبونه , اذله علي المومنين , اعزه علي الكافرين . يجاهدون في سبيل الله , و لايخافون لومه لائم ... (مائده ـ 54 )
« ـ اي مومنان ! هر كس از شما از دين خويش بگردد (ـ زياني به دين خدا نخواهد رسانيد , زيرا كه خداوند دين خود را بي ياور نخواهد گذاشت , بلكه ) او مردمي پديد خواهد آورد , كه ايشان را دوست مي دارد و ايشان او را دوست مي دارند , آن مردم , با مومنان خوشرفتار و نرمخو خواهند بود , و با كافران سختگير و بي گذشت , و آنان همواره مي كوشند و در راه خدا جهاد مي كنند , و از سرزنش هيچ سرزنشگري باكي نخواهند داشت ... »
در تفسير علي بن ابراهيم آمده است : اين آيه , درباره قائم و اصحاب او نازل شده است , همانان كه در راه خدا جهاد كنند , و از هيچ چيز پروا ندارند16.
در قرآن كريم از اين قبيل آيات , فراوان است كه مفسرين شيعه و سني متذكر آن شده اند و ما براي اختصار , چند نمونه از آن را يادآور شديم . براي اطلاع بيشتر , مي توان به كتاب ارزشمند بحارالانوار ج 13 تاليف علامه مجلسي مراجعه نمود كه قريب 70 آيه قرآني را كه اشاره به قيام حضرت قائم (ع ) مي باشد فهرست وار آورده اند.
2 ـ انتظار در آيين مسيحيت :
در آيين مسيحيت بشارت هاي بيشتر و روشنتري درباره موعود آخرالزمان رسيده است . علت آن يكي قرب زمان است . زيرا با ظهور حضرت مسيح (ع ) زمان در مقياس كلي به ظهور حضرت مهدي (عج ) نزديكتر شده است . علت ديگر تحريف كمتري است كه در آثار آنها ايجاد شده است و اين نيز از جهتي به زمان مربوط مي شود زيرا از دوره نزول و صدور آثار مقدس يهود , زمان بيشتري مي گذرد تا از دوره نزول و صدور آثار مقدس مسيحيت 17.
در همين راستا انجيل متي در فصل 24 مي گويد : « همچنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مي شود , ظهور پسر انسان نيز چنين خواهد شد... آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني كند و پسر انسان را ببينند كه برابرهاي آسمان با قوت و جلال مي آيد... اما از آن روز و ساعت هيچ كس اطلاع ندارد , حتي ملائكه آسمان ... به همين خاطر شما نيز حاضر باشيد زيرا در ساعتي كه گمان نبريد , پسر انسان مي آيد » .
انجيل يوحناي لاهوتي در فصل 2 مي گويد : « آن كسي كه غالب آيد و اعمال مرا تا آنجا نگه دارد او را بر امتها قدرت خواهم بخشيد , تا ايشان را به عصار آهنين حكمراني كند و مثل كوزه هاي كوزه گر خورد خواهند شد. چنان كه من نيز از پدر خودم يافته ام به او ستاره صبح را خواهيم بخشيد. آن كه گوش دارد بشنود كه روح يكساها چه مي گويد18.
3 ـ انتظار در آيين يهود :
يهوديان كه خود را پيروان حضرت موسي (ع ) مي دانند , نيز منتظر موعودند , در آثار دين يهود (تورات ) و ديگر كتابهاي آنها همواره به موعود اشاره شده است . به هر حال اگر به كتاب « نبوئت هيلد » (وحي كودك ) استناد كنيم به مطالب بسياري درباره علائم آخرالزمان دست خواهيم يافت 19.
4 ـ انتظار در آيين زرتشت :
در كتاب زند كه كتاب مذهبي زرتشتيان است , آمده است : « لشكر اهريمنان با يزدان , دايم روي خاك محاربه و كشمكش دارند و غالبا پيروزي با اهريمنان باشند , اما نه به طوري كه ايزدان را محو و منقرض سازند , چه در هنگام تنگي از جانب اهورامزدا كه خداي آسمان است با يزدان كه فرزندان اويند ياري مي رسند و محاربه ايشان نه هزار سال طول مي كشد آنگاه پيروزي بزرگ از طرف يزدان مي شود اهريمنان را منقرض مي سازد. تمام اقتدار اهريمنان , در زمين است و در آسمان راه ندارند و بعد از پيروزي يزدان و برانداختن تبار اهريمنان عالم كيهان به سعادت اصلي خود رسيده و بني آدم بر تخت نيكبختي خواهند نشست . »
5 ـ انتظار در كتاب دادئك :
كتاب دادئك از كتب مذهبي « براهمه » مي باشد كه مي گويد : در آخرالزمان بعد از آنكه دنيا مملو شود از ظلم و ستم و اسلام برطرف شود و جز نام از او نماند و پادشاهان ظالم و بي رحم شوند و رعيت بي انصاف شوند و در خرابي يكديگر بكوشند و عالم را كفر و ضلالت بگيرد , دست حق بردرآيد و جانشين آخر « ممتاصلا » كه محمد باشد ظهور كند و مشرق و مغرب عالم را بگيرد و بگردد همه جا و بسيار كسان را بكشد و خلايق را هدايت كند20.
همچنين در كتابهاي دانيال , اشعيا و زبور داود به اين اصل , يعني اصل انتظار و آمدن شخصي كه منجي بشريت شود , اشاره شده است .
10 ) شهيد مرتضي مطهري , همان منبع
11 ) شهيد مرتضي مطهري , قيام و انقلاب مهدي از ديدگاه فلسفه تاريخ (تهران , صدرا) ص 6 و 5
12 ) مهدي (عج ) عدالت گستر گيتي , موعود همه اديان صداي عدالت (80,8,9 )
13 ) ترجمه بحارالانوار , ج 13 , ص 895
14 ـ « مجمع البيان » جلد هفت , ص ص 67 ـ66
15 ) همان , جلد هفت , ص 239
16 ) تفسير « نوارالثقلين » جلد1 , ص 641
17 ) محمدرضا حكيمي , همان منبع , ص 73
18 ) صداي عدالت (80,8,9 )
19 ) محمدرضا حكيمي , همان منبع ص ص 70 ـ69
20 ) صداي عدالت , 80,8,9
قرآن كريم با قاطعيت تمام پيروزي نهايي اسلام و غلبه قطعي صالحان و متقيان و كوتاه شدن دست ستمگران و جباران و آينده درخشان و سعادتمندانه بشريت را نويد مي دهد.
اسلام حضرت مهدي موعود(عج ) را يك حقيقت فكري كه بايد در جهان صورت وقوع به خود بگيرد , وعده نمي دهد , بلكه او را حقيقت واقعي موجود و پايدار معرفي مي كند.
ظهور مهدي موعود حلقه اي است از حلقات مبارزه اهل حق و اهل باطل كه به پيروزي نهايي اهل حق منتهي مي شود.


منتظران را به لب آمد نفس


اي مدني برقع و مكي نقاب
سايه نشين چند بود آفتاب
منتظران را بلب آمد نفس
اي ز تو فرياد , به فريادرس
ملك بر آراي و جهان تازه كن
هر دو جهان را پر از آوازه كن
سكه تو زن تا امراكم زنند
خطبه تو كن تا خطبا دم زنند
ما همه جسميم , بيا جان تو باش
ما همه موريم , سليمان تو باش
از طرفي رخنه دين ميكنند
و ز دگر اطراف كمين ميكنند
باز كش اين مسند از آسودگان
غسل ده اين منبر از آلودگان
شحنه توئي , قافله تنها چراست
قلب تو داري علم آنجا چراست
خيز و بفرماي سرافيل را
باد دميدن دو سه قنديل را
خلوتي پرده اسرار شو
ما همه خفتيم تو بيدار شو
ز آفت اين خانه آفت پذير
دست برآور , همه را دست گير
هر چه رضاي تو , بجز راست نيست
با تو كسي را سر واخواست نيست
گر نظر از راه عنايت كني
جمله مهمات كفايت كني
دايره بنماي بانگشت دست
تا بتو بخشيده شود هر چه هست
از تو يكي پرده برانداختن
وز دو جهان خرقه در انداختن
ت حكيم نظامي گنجوي
غم مخور

يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم مخور
كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
اي دل غم ديده حالت به شود دل بد مكن
اي سر شوريده باز آيي بسامان غم مخور
گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر كل بر سر كشي اي مرغ خوش خوان غم مخور
دور گردون گر دو روزي بر مراد ما نبود
دايما يكسان نباشد كار دوران غم مخور
اي دل ارسيل فنا بنياد هستي بر كند
چون ترا نوحست كشتي بان ز طوفان غم مخور
در بيابان گر بشوق كعبه خواهي زد قدم
سرزنشها گركند خار مغيلان غم مخور
حال ما و فرقت جانان و ابرام رقيب
جمله ميداند خداي حال گردان غم مخور
گرچه راهي بس خطرناكست و منزل ناپديد
هيچ راهي نيست كان رانيست پايان غم مخور
(حافظا) در كنج فقر و خلوت شبهاي تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
ت حافظ شيرازي