اشاره :
شوق سرزدن پگاه ظهور و حضور منجي , قرن هاست كه بشريت را بي قرار ساخته است .
توده هاي مواج هركدام به فراخور حال و مجال دين يا مكتب خويش , سراين سودا دارند و
همگي در اين عشق سوزان به گرد شمع ظهور , پروانه وار مي چرخند. به راستي چه كسي است
كه در برابر , دنيايي از عدالت , رهيدگي از بند اسارت هاي جسم و جنس و طعم شيرين معنويت
از خود بي قرار نگردد و در اشتياق آن و برآمدن آن روزگاران , خوش نسوزد.
درد بشر امروز در پس لبخندهاي ساختگي , بهشت ها ليودي و بين چرخدنده هاي سنگين و
خردكننده فن آوري هاي گوناگون , سخت بي درمان گشته است و به دنبال نوشدارويي ابدي
مي گردد , دارويي كه بتواند زندگاني او را رنگ و جلايي ديگر بخشد و مفهومي اميدواركننده به
آن بدهد. از اين رو , « انتظار » واكنشي است در برابر اين آرزوي هميشگي انسان ها. بنابراين در
نوشتار حاضر تلاش شده تا نمايي كوتاه از اين انتظار سوزان را در ديگر اديان به نظاره بنشينيم ,
انتظاري كه فارغ از برخي اختلافات , همگان در آن مشتركند.
« آيين هندوئيسم »
پيروان آيين هندو در اصل قيام
نجات بخش انسان ها هيچ ترديدي روا
نمي دارند و در كتاب هاي گوناگون و
مقدس خويش از آن ياد مي كنند. آنان
) kali ( معتقدند در عصر آهن يا عصر كلي
كه چهارمين و آخرين دوره از ادوار جهان
ظهور خواهد كرد . ) Kalki ( است , كلكي
كلكي دهمين مظهر خداي ويشنو (خداي
حفظ كننده ) در دوراني كه تنها به يك
چهارم درمه (دين يا نظم كيهاني ) عمل
مي شود و سراسر جهان را ظلم و فساد
فراگرفته است خواهد آمد . (1 ) او سوار بر
اسبي سفيد و با شمشيري آخته و
شهابگون ظهور مي كند تا ظلم و شرارت
را ريشه كن كند و عدالت و فضيلت را
يا مرگ را ) Yama ( برقرار نمايد . او يمه
درهم مي شكند و تارومار مي سازد و بر
همه قواي مخالف پيروز مي گردد.
كلكي در انديشه هندويان , مردي
الهي است و به نوعي متحد با مقام
بي انتهاي خداست . (2 ) در يكي از
كتاب هاي پيروان هندو در رابطه با
ويژگي هاي منجي انسان ها چنين آمده
است : « سرانجام دنيا به كسي برگردد كه
خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او
باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد . » (3 )
همچنين كلكي در اعتقادات هندوان
جايگاهي خاصي دارد و تصاوير وي كه
در هيبت مردي سوار بر اسب سفيد با
شمشيري كشيده است , در جاي جاي
نگارگري آنان يافت مي شود . (4 ) براساس
آيين هندو , كلكي حكومت ناشايستگان را
درهم مي شكند و حكومتي عالمگير ,
عدالت گستر و دين محور تشكيل مي دهد.
از اين رو در كتاب دداتك آورده شده
است : « دست حق درآيد و جانشين آخر
محتاط ظهور كند و مشرق و مغرب عالم
را بگيرد و همه جا خلايق را هدايت
كند . » (5 )
« بودائيان و انديشه انتظار »
موعود باوري در آيين بودا يا مفهوم
گره خورده است . ) maitreya ( ميتريه
ميتريه در زبان سانسكريت به معناي
مهربان است . اگرچه حضور و اهميت
ميتريه در مكاتب گوناگون بودايي متفاوت
است اما همگي آن ها به آن معتقد
مي باشند. اين موعود نجات بخش در
نمادنگاري بودايي به شكل مردي در
وضعيت نشسته , آماده برخاستن به
نمايش درمي آيد تا نمادي از قيام را
تداعي كند . (6 ) در يكي از كتاب هاي
بودائيان كه به تاريخ سري لانكا مي پردازد ,
حوادث مربوط به قيام مطرح گرديده
است : « پس از آن كه شاكيه موني (بودا) به
نيروانه بزرگ رسيد و جهان پاي به
سراشيبي اجتماعي ... نهاد : پنج هزار سال
پس از آخرين بودا , آفتاب آموزه هاي
بودايي افول مي كند و طول عمر آدميان به
ده سال فرو مي كاهد. در اين زمان چرخه
وارو مي گردد و زندگي متحول مي شود. تا
آن جا كه متوسط عمر مردم به هشتادهزار
سال مي رسد. با اين عمرهاي طولاني و
زمينه مناسب براي تعاليم بودا , يك راهنما
خواهد آمد. او براي مردم رفاه و بهروزي
مي آورد و آموزه هاي بودا را ترويج
مي كند. آن گاه كه چنين فضايي بهشت گون
فراهم آمد , ميتريه از آسمان ... نزول
مي كند , بودايي خويش را به كمال
مي رساند و دين را به فرهيختگان
مي آموزد » . (7 )
بنابر نقل برخي پژوهشگران , بودا
نسب اين منجي آسماني را به سيدخلايق
دو جهان مي رساند و ثمرات قيام وي را
اين چنين برمي شمارد : « پادشاهي دنيا به
فرزند سيد خلايق دوجهان تمام شود. او
كسي باشد كه بر كوه هاي مشرق و مغرب
دنيا حكم براند و بر ابرها سوار شود و
دين خدا يك دين شود و دين خدا زنده
گردد . » (8 ) در هرحال هم اكنون نيز در ميان
مناطق بودايي نشين , به ويژه چين و كره
رويكرد گسترده اي نسبت به ميتريه وجود
دارد.
زرتشتيان
در هزاره گرايي زرتشتيان و باور آن ها
در مورد موعود , انتظار ظهور سه منجي از
نسل زرتشت مطرح است . اين اصلاح
طلبان يكي پس از ديگري در راس هر
هزاره ظهور كرده , جهان را پر از عدل
خواهند نمود. « هوشيدرو » هزار سال پس
از زرتشت , « هوشيدرما » , دوهزار سال
پس از وي و « سوشيانس » يا سوشينت
سه هزار سال پس از پيامبر ) saoshiant (
زرتشتيان , خواهند آمد و با ظهور
سوشيانس جهان پايان خواهد يافت . (9 )
سوشيانس در آيين زرتشت جنگاور پيروز
وعادل است كه رسالتي جهاني و عالمگير
بر دوش دارد و با ريشه كن ساختن تباهي
جهاني نوبنياد مي كند : « از اين جهت ,
سوشينت است كه او به سراسر جهان سود
خواهد بخشيد(10 )
باور زرتشتيان آن است كه وي با
اهريمنان ستيز خواهد كرد و پس از
شكست آنان , انسان را برجايگاه اصلي
خويش خواهد نشاند. « لشكر اهريمنان با
ايزدان دائم در روي خاكدان محاربه و
كشمكش دارند و غالبا پيروزي با
اهريمنان باشد. آنگاه پيروزي بزرگ از
طرف ايزدان مي شود و اهريمنان را
منقرض مي سازند و بعد از پيروزي ايزدان
و برانداختن تبار اهريمنان , عالم كيهان به
سعادت اصلي خود رسيد. بني آدم بر
تخت نيك بختي , خواهد نشست . (11 ) و
در پايان , سوشيانس با ريشه كن ساختن
فقر , فلاكت و تنگدستي « مردم را هم
فكر , هم گفتار و هم كردار مي گرداند . » (12 )
يهوديان و مسيحا
آن گونه كه بررسي ها نشان مي دهد
پيش از اسارت قوم يهود و آوارگي آنان
توسط آشوريان , انديشه ظهور منجي در
ادبيات مذهبي , غيرمذهبي , اساطير ,
افسانه ها و روايات مكتوب و شفاهي
بني اسرائيل جايي نداشته است . تنها در
سده دوم پيش از ميلاد بود كه ظهور نجات
بخش قوم خدا در اذهان و افكار يهود
پديد آمد و توسعه يافت . (13 )
از اين رو است كه دانيال نبي به دنبال
رنج هاي پياپي قوم يهود , پايان زجرها را
نويد داد و گفت : « و در اين ايام اين
پادشاهان , يهود خداي آسمان ها
سلطنتي را كه تا ابد جاويد مي ماند , بر پا
خواهد نمود و اين سلطنت را خرد كرده
مغلوب خواهد ساخت . و خودش براي
هميشه پايدار و جاويدان خواهد
ماند . (14 )
اشعياي پيامبر نيز در پيشگويي هاي
خود , مژده آمدن مسيح را داد. براي ما
ولدي و پسري بخشيده مي شود كه
سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او
عجيب و مشير و خداي قادر و پدر
سرمدي و سرور و سلامتي خوانده
خواهد شد. ترقي سلطنت و سلامتي او را
بر كرسي داوود و بر كشور وي پاياني
نخواهد بود. تا آن كه انصاف و عدالت را
براي هميشه استوارتر سازد . (15 ) البته
شايان توجه است كه قوم يهود به عنوان
مردمي ديندار همواره به آينده خويش
اميدوار بود و اين عبارت كتاب مقدس
ميان يهوديان رايج بود كه : « اگر چه
ابتدايت صغير بود ولي عاقبت تو بسيار
رفيع گردد . » (16 ) با اين وجود آنان پس از
نخستين ويراني شهر قدس , هميشه در
انتظار رهبري الهي , قدرتمند و پيروزي
آفرين بوده اند تا اقتدار و شكوه « قوم
برگزيده » را احيا كند.
يهوديان بر مبناي آنچه در زبور داوود
آمده است , خود را وارثان به حق خداوند
در زمين مي پندارند. « زيرا كه شريران
منقطع خواهند گشت و متوكلان به
خداوند وارث زمين خواهند شد . هان
بعد از اندك زماني شرير نخواهد بوداما
حكيمان (صالحان ) وارث زمين خواهند
گشت و ميراث آن ها خواهد بود تا ابد آلا
باد . (17 )
انديشه موعود در ميان يهوديان با
كلام صريح « اشعيا » , نگاهي رو به آينده
پيدا مي كند و دستمايه عشق به روزگاري
روشن و افتخار آميز مي گردد. « نهالي از
تنه يسي (پدر داوود) بيرون آمده ,
شاخه اي از ريشه هايش خواهد شگفت و
روح خدا بر او قرار خواهد گرفت يعني
روح حكمت و فهم و روح مشورت و روح
معرفت و ترس از خداوند.. مسكينان را به
عدالت داوري خواهد كرد و به جهت
مظلومان زمين به راستي حكم خواهد
نمود ....شريران را به نفخه لب هاي خود
خواهد كشت . كمربند كمرش عدالت
خواهد بود و كمربند ميانش امانت . (18 )
سپس اشعيا به گونه اي كنايه آميز به صلح
جهاني در آن دوران اشاره مي كند و ادامه
مي دهد : « گرگ بابره سكونت خواهد
داشت و پلنگ بابزغاله خواهد خوابيد و
گوساله و شير و پرواري با هم و طفل
كوچك آن ها را خواهدراند... و در تمامي
كوه مقدس من ضرر و فسادي نخواهند
كرد زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر
خواهد شد مثل آب هايي كه دريا را
مي پوشاند. »
وضفياي پيامبر به نابودي رهبران
دولت ها اشاره مي كند و آن را مقدمه
جهان شمولي دين يهود مي داند.
« به منظور گردآوري طوايف بشر بر يك
دين حق , سلاطين دول مختلف را نابود
كنيم , آن وقت برگردانيم به قوم ها , لب
پاكيزه را براي خواندن همگي به نام خدا و
عبادت كردن ايشان به يك روش » (19 )
در هر حال اگر چه انديشه انتظار
مسيحا (ماشيح ) در يهود به شكلي قوم
محور است , اما واقعيت آن است كه
يهوديان در طول تاريخ به اين مساله از
دريچه اي مذهبي نگريسته اند و ضمن
تاكيد بر مسيح شخصي (مسيح به عنوان
يك شخص ) , انتظار را يك وظيفه مقدس
به شمار آورده اند , تنها پس از ورود
صهيونيسم سياسي به دنياي يهود بود كه
زاويه نگاه برخي يهوديان به اين مساله
عوض شد و تشكيل يك حاكميت سياسي
را راهگشاي « عصر مسيحا » دانستند.
صهيونيست هاي اوليه به رد نظريه مسيح
شخص , پرداختند و عده اي از آنان
حكومت اسرائيل را همان حالت ملكوتي
ومصداق و نمونه يگانه عصر مسيحا به
شمار آوردند , هر چند در اين ميان
صهيونيست هاي مذهبي , تاسيس اسرائيل
را مقدمه ظهور و علامت آن به حساب
آوردند اما همين كه دولت اسرائيل با
سواستفاده از اين طرز تلقي ها خودرا
حاكميتي الهي معرفي مي نمايد و بر اين
مبنا حوادث تلخ و غيرقابل گذشتي را رقم
مي زند . (20 )جالب است بدانيم آنان در
پايان مراسم سالگرد بنيانگذاري رژيم
اسرائيل (پنجم ماه عبري )پس از دميدن
در شيپور عبادت , اينگونه دعا مي كنند :
« اراده خداوند , خداي ما چنين باد كه به
لطف او شاهد سپيده دم آزادي باشيم و
نفخ صور مسيحا گوش ما را نوازش
دهد . » (21 )
مسيحيان و بازگشت مسيح
انديشه بازگشت عيسي (عليه السلام )
يكي از باورهاي غالب جامعه مسيحيت را
تشكيل مي دهد. اين شوق و انتظار در
بخشهاي قديمي تر عهد جديد مانند
رساله اول و دوم پولس به تساكونيكيان به
خوبي منعكس شده است , اما در
رساله هاي بعدي مانند رساله هاي پولس
به تيموتاوس و تيطس همچنين
رساله هاي پطرس , به بعد اجتماعي
مسيحيت توجه گشته است . اين مساله از
آنجا ناشي مي شد كه عيسيويان با گذشت
زمان پي بردند بازگشت مسيح برخلاف
تصور آنها نزديك نيست . (22 )
هر چند اقليتي از آنان بر اين عقيده
باقي ماندند كه عيسي به زودي خواهد
آمد و حكومت هزار ساله خود را تشكيل
خواهد داد. حاكميتي كه به روز داوري
پايان خواهد يافت . از همين رو از دير باز
گروههاي كوچكي به نام « هزاره گرا » در
مسيحيت پديد آمده اند كه تمام سعي و
تلاش خود را صرف آمادگي براي ظهور
دوباره عيسي در آخرالزمان مي كنند . (23 )
البته وجود آياتي در انجيل اين حالت
انتظار را تشديد مي كند و با اشاره به عدم
تعيين وقت ظهور آن را ناگهاني معرفي
مي كند. به عنوان مثال در انجيل متا از
زبان عيسي اينگونه نقل شده است : « شما
نمي توانيد زمان و موقع آمدن مرا بدانيد;
زيرا اين فقط در يد قدرت خدا است . هيچ
بشري از آن لحظه (زمان ظهور) آگاهي
ندارد حتي فرشتگان , تنها خدا آگاه
است . (24 ) »
يا آن كه در انجيل لوقا اين چنين آمده
است : « مسيح مي گويد هميشه آماده باشيد
زيرا كه من زماني مي آيم كه شما گمان
نمي بريد . » (25 ) روشن نگه داشتن چراغ
انتظار در لابه لاي انجيل به چشم
مي خورد : « كمرهاي خود را بسته و
چراغهاي خود را افروخته بداريد. بايد
مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را
مي كشند كه چه وقت در را بكوبد ,
بي درنگ براي او باز كنند. خوشا به حال
آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان
را بيدار يابد پس شما نيز مستعد باشيد ,
زيرا در ساعتي كه شما گمان نمي بريد , او
مي آيد . » (26 ) مسيحيت ضمن تاكيد بر
غيرمنتظره بودن بازگشت عيسي , هدف از
اين بازگشت را ايجاد حكومت الهي در
راستاي حكومت الهي آسمانها ارزيابي
مي كند . (27 ) علاوه بر اين , ظهور مسيح ,
يگانه راه حل براي ادامه حيات و زندگاني
برشمرده مي شود(28 ) و عيسي منجي
انسانها و پادشاه پادشاهان معرفي
مي گردد . (29 )
موعود مسيحيان بر اساس سخنان
دانيال نبي سيستم اجتماعي , اقتصادي ,
سياسي , تربيتي و مذهبي جهان را عوض
خواهد كرد و جهاني بر مبناي راه و روش
خدا بنا مي كند . (30 ) مسيحيان همچنين
علاماتي براي ظهور عيسي بن مريم قائل
مي باشند . (31 ) « عنقريب بعد از آن آزمايش
سخت روزگاران , خورشيد تيره و تار
مي گردد و ماه نور خود را از دست خواهد
داد و ستارگان افول خواهند كرد و
قدرتهاي آسماني نيز به لرزه درخواهند
آمد و سپس آثار و علائم ظهور آن مرد
آسماني آشكار خواهد شد و سپس تمامي
قبايل زمين , نگران و غمگين مي گردند و
آنگاه عيسي از ابرهاي آسمان با جلال و
شكوه و قدرت فرو خواهد
آمد . (32 ) »
روايات اسلامي نيز بر آمدن حضرت
مسيح (عليه السلام ) صحه مي گذارند. از
جمله آن كه پيامبر (صلي الله عليه و آله )
فرمودند : « سوگند به آن كه جانم به دست
اوست , به طور يقين عيسي بن مريم به
عنوان داوري عادل و پيشوايي دادگر در
ميان شما فرود خواهد آمد . (33 ) » همچنين
برخي مفسران در تفسير آيه 159 سوره
نسا , آن را با بازگشت حضرت مسيح در
آخرالزمان مرتبط مي دانند و اين آيه را با
استفاده از احاديث در همين رابطه
ارزيابي مي كنند . (34 ) به هر حال مساله
فرود آمدن مسيح و بازگشت وي در
آخرالزمان از نقاط مشترك انديشه انتظار
نزد مسلمانان و مسيحيان است . البته
اسلام در اين رابطه منجي موعود را
« مهدي » معرفي نموده او را پيشواي
آخرالزمان تلقي مي كند. براي نمونه در
حديثي از پيامبر اكرم (ص ) نقل شده
است : « چگونه خواهيد بود , آنگاه كه
عيسي بن مريم در ميان شما فرود آيد و
پيشوايتان از خود شما باشد . » (35 ) يا آن كه
در روايتي ديگر از قول امام باقر
(عليه السلام ) نقل گرديده است : « پيش از
قيامت (عيسي ) به دنيا فرود مي آيد و هيچ
كس از ملت يهود و مسيحي نمي ماند مگر
آن كه پيش از مرگ به او ايمان آورد و آن
حضرت پشت سر مهدي نماز
مي گذارد . » (36 ) بي گمان بر هر
پژوهشگرآگاه روشن است كه روايات
اسلامي و اعتقادات مسيحي در رابطه با
ظهور , از نزديكي فراواني برخوردار
مي باشند. مقايسه خبرهاي رسيده از
روايات اسلامي در رابطه با پيشرفت
غيرقابل تصور علوم در زمان ظهور , ايجاد
رفاه اجتماعي و ديگر موارد (37 ) با آنچه
آمد به روشني اين مدعا را ثابت مي كند ,
اين مساله به خودي خود , فضايي
تفاهم آميز را براي گفت وگوي انتظار بين
اين دو دين مهم را فراهم مي آورد.
آيين دائو(38 )
آيين دائو در كنار آيين كنفوسيوس در
ميان مردمان چين از جايگاهي ويژه
برخوردار است و بيانگر جهان بيني
عرفاني آن مردمان مي باشد. در آيين دائو ,
رگه هاي روشني از منجي باوري و انتظار
موعود به چشم مي خورد.
بر پايه متن « زندگي قديس آخرالزمان
و پروردگار طريقت » نوشته « شانگ
چينگ » در يك سال « جن ـ چن » يعني
بيست و نهمين سال از دوره شصت ساله ,
لي هونگ (موعود آخرالزمان دائويي )
ظهور خواهد كرد تا جهاني نو برپا كند كه
در آن برگزيدگان تحت حكومت « قديس
آخرالزمان بزيند » (39 ) موعود باوري در
قرنهاي هفتم تا دهم ميلادي و در عصر
خاندان تانگ توسعه يافت و هم اينك نيز
يكي از باورهاي پيروان آيين دائو
مي باشد.
ژاپن و موعودباوري
شينتو (طريقه خدايان ) آيين باستاني
مردم ژاپن است . در اين آيين , الهه
خورشيد به عنوان نگهبان سرزمين
اجدادي شمرده مي شود و خاندان
سلطنتي از نسل اين خدا و تجسم وي به
حساب مي آيد. با ورود آيين بودا در سال
552 م . عناصر بسياري از مكتب بودا به
شينتو راه يافت . قرنها بعد مظاهر بودايي
از شينتو زدوده شد و هم اينك انجام اين
آيين در ژاپن اختياري است . (40 ) در هر
حال با تضعيف اعتبار باورهاي شينتويي
و تماسهاي فرهنگي ـ اقتصادي ژاپن با
غرب , شماري از مذاهب منجي باور سر
برآوردند كه از جمله آن مي توان به دو
نهضت « كورز و ميكو » و « تريكيو » در قرن
نوزدهم ميلادي اشاره كرد.
يونانيان باستان
در فرهنگ و انديشه يونان باستان نيز
به حكومت جهاني مردمي برمي خوريم
كه خواهد آمد و تمام بشريت از وي نفع
خواهند برد. وي كه پس از جنگها و
درگيريها صلح و آرامش را برقرار مي سازد
بر همه جهان تا ابد حكم خواهد راند.
همچنين در جاي ديگر اين باورها نويد
آمدن پادشاهي را از مشرق زمين
مي دهند , كسي كه از شرق قيام خواهد كرد
و صلح را براي همه بشريت به ارمغان
مي آورد . (41 )
اديان سرخپوستي .
از شناخت آيين هاي موجود در ميان
سرخپوستان , زمان چنداني نمي گذرد. در
هر حال انديشه موعود در ميان
سرخپوستان با هجوم اروپائيان به قاره
آمريكا رابطه اي تنگاتنگ دارد. وجود
تمدن ماياها و قبيله هاي قدرتمند در
پيشينه تاريخي سرخپوستان ,
دستمايه هاي اين انديشه گرديده است .
براي نمونه مي توان به نهضت « تاكوي
انكوي » كه سيزده سال پس از غلبه اسپانيا
با هدف اخراج سفيدپوستان و در واكنش
به برتري يافتن خداي مسيحي روي داد ,
اشاره كرد. هر چند اين نهضت چندان
دوام نياورد اما چراغ انتظار را دل مردمان
سرخپوست روشن نگاه داشت . همچنين
در ادبيات اخير سرخپوستي به چهره
موعودوار ديگري كه با نام انيكاري
برمي خوريم . وي كه به صورت پسر
خورشيد و زني وحشي اسطوره پردازي و
نمايانده مي شود , خاطره اي كمرنگ از
پادشاهي باستاني است كه پس از ساليان
دراز , زنده مي شود تا حقوق از دست رفته
سرخپوستان را بازپس گيرد . (42 )
آفريقائيان
« اطلاع ما از موعود باوري اديان
آفريقايي محدود به مسيح گرايي رواج
يافته در دو قرن اخير است . نهضتهاي
جديد با چهره هايي كه « مسيح جديد »
تلقي مي شدند شكل گرفتند. در جنوب
زيمبابوه دو چهره از اهميت بيشتري
برخوردارند. « ماي كازاوجان باتيسيت » ...
در آفريقاي جنوبي نيز مي توان به « عيسايه
شبه » اشاره كرد. برخي از اين نهضتها
جنبه پيامبرانه دارد.... بدان معنا كه
سررسيد وعده اي از گذشته ها تلقي
مي شوند كه نويد آمدن مسيحا دمي را
مي داده است . همچنين در اين باورها از
هزاره گرايي نيز اثري مي توان سراغ گرفت .
بيشتر اين نهضتها نويد عصر آزادي و
بهره مندي از فرصتهاي زندگي و استقلال
و خوبسندگي را مي دهند . » (43 )
سخن آخر
در پس همه اين اختلافها و اسامي
گوناگون نظير , كلكي , سوشيانس , ميتريه ,
لي هونگ , مسيح , ماشيح يا انيكاري , آنچه
بيش از همه جلب توجه مي كند شوق
سوزان انتظاري است كه دنياي آشفته
امروز را فراگرفته است . شايد هيچ زماني
تا به امروز , مردمان جهان اين چنين خود
را در موعدباوري و انتظار به يكديگر
احساس نكرده باشند.
فن آوري پيچيده ارتباطات و مبادله
آسان انديشه ها , زمينه ساز اين اشتراك افق
است . گرچه در برخي موارد اختلافات
بسياري در اين انديشه ها به چشم
مي خورد ولي واقعيت آن است كه انسان
امروز فارغ از رنگ , نژاد و.... چشم انتظار
برآورده شدن آرزويي است كه قرنها در
اشتياق آن سوخته است و اميدواريم آن
روز با عنايت خداوند نزديك و نزديكتر
باشد.
علي اقليدنژاد
پاورقي
1 ـ موحديان , علي , « گونه شناسي انديشه
موعود در اديان مختلف » مجله هفت
آسمان , ش 12 و .13
2 ـ همان .
3 ـ آرمان شهر در اديان , مجله پگاه حوزه ,
ش 24 , ص .2
4 ـ موحديان علي , « گونه شناسي انديشه
موعود در اديان مختلف » , همان , ص
.117
5 ـ خسروشاهي , هادي « مصلح جهاني »
ص .60
6 ـ گونه شناسي انديشه موعود در اديان ,
همان , ص .118
7 ـ همان
8 ـ مصلح جهاني , ص 60
9 ـ توفيقي , حسين , آشنايي با اديان بزرگ ,
ص .66
10 ـ فروردين شيت فقره .129
11 ـ مصلح جهاني , ص .59
12 ـ جاماسب نامه , بنقل از مصطفوي ,
علي اصغر , سوشيانت يا سير انديشه
ايرانيان در باره موعود آخرالزمان , صص
170 , 171 , با اندكي تصرف .
13 ـ رضايي , عبدالعظيم , تاريخ اديان
جهان , ج 1 , ص .526
14 ـ دانيال , باب 2 , 44 , به نقل از منبع
پيشين
15 ـ كتاب اشعيا , باب .9
16 ـ ايوب , باب .8
17 ـ زبور داوود , فرمور .37
18 ـ اشعيا , باب .11
19 ـ ضفيا , باب 3 , 8 ـ .9
C . F . Messiah in : 20 ـ
Jacobs , louis : The
Jewish Religion , Oxford
21 ـ آشنايي با
اديان بزرگ , Uni . Press , 5991 .
ص .102
22 ـ همان , ص .170
23 ـ جهت اطلاع بيشتر توفيقي , حسين ,
هزاره گرايي در فلسفه تاريخ مسيحيت ,
مجله موعود , ش 17 , ص 14 ـ.20
24 ـ متا , باب 24 : .36
25 ـ لوقا , باب 12 : .35
26 ـ همان , باب 12 : .35
27 ـ متا , باب 6 : .10
28 ـ همان , باب 24 : .2
29 ـ مكاشفه , باب 17 : .14
30 ـ دانيال , باب 2 : 44 ـ .45
31 ـ متا , باب 24 : 29 ـ .30
32 ـ مرقس , باب 13 : 24 ـ .27
33 ـ كوراني العاملي , علي , عصر ظهور ,
ص .341
34 ـ مجمع البيان , ج 3 , ص 212 ـ نمونه , ج
4 , ص 204 ـ الميزان (عربي ) , ج 5 , ص
.143
35 ـ بحارالانوار , ج 14 , ص .344
36 ـ همان , ج 14 , ص 349
37 ـ عصر ظهور , صص 327 , 327 ,
.344
38 ـ بخشهاي دائو , يونان سرخپوستان و
آفريقائيان بيشتر به دلالت مقاله
« گونه شنائي انديشه موعود در اديان
مختلف » نوشته شده است .
Li Hung in : Ency . of Regigion . 39 ـ
40 ـ آشنايي با اديان بزرگ , ص .58
41 ـ گونه شناسي انديشه موعود ... ,
هفت آسمان , ش 12 ـ13 , ص .126
42 ـ جهت اطلاع بيشتر ر . ك : همان ,
ص 127 , .128
43 ـ همان , ص 128 , با تغيير و
تصرف .
|
هزار گل صلوات
|
شب و روز نيمه شعبان با آن همه فضيلت در راه است . ميلاد پر
بركت امام عصر عليه السلام اين فضيلت را مضاعف ساخته است .
تركيب اين دو فضيلت , اهداي صلوات است به ساحت مقدس
مولود سحرگاه نيمه شعبان . و چه هديه اي نيكو است , آن هم هزار
صلوات ! هزار گل خوشبوي محمدي تقديم به ساحت مقدس
مهدوي (عج )
آيا بنظر شما دل مهربان آن امام رئوف , از اين صلوات ها شاد
نمي گردد اگر چنين است ـ كه يقينا هست ـ پس همه با هم در اين
طرح خير , شركت كنيم و توجه داشته باشيم كه در ادامه اين شادي ,
طراوت گل هاي تقديمي را با شعله هاي فساد , تباه نكنيم .
و اي كاش آنها كه بيشتر توجه به امام زمان خود دارند , اين
توجه را از نيمه شعبان , به ماههاي ديگر نيز تسري دهند و همواره
در شادي قلب امام عصر عليه السلام بكوشند , و از آنچه سبب
ناراحتي و كدورت خاطر مبارك آن حضرت را باعث مي شود ,
اجتناب كنند.
به يقين اگر اين طرح فراگير شود و همه مردم در شب و روز
نيمه شعبان باتوجه كامل بر پيامبر و آلش درود فرستند و تعجيل در
فرج و گشايش امر آل محمد(ص ) را خواستار شوند , مشمول
عنايات الهي قرار گرفته و چه بسا اصلاح امر فرج كه در يك شب
صورت گيرد چنان به تعجيل افتد كه بزودي زود شاهد ظهور امام
عصر عليه السلام باشيم .
شركت دادن فرزندان در اين امر خداپسندانه و مقيد بودن به
آن , سبب مي شود كه زبان ها همواره به صلوات مشغول شود و
قلب هاي ما مردم كه با بي توجهي ها سياه و كدر شده , صاف و پاك
شود.
براي دست اندركاران اين امر , آرزوي سلامتي و توفيق در
ادامه طرح هائي كه شاد كننده دل امام عصر ارواحنا له الفدا باشد ,
داريم .
| |