روزنامه جمهوري اسلامي 27/07/1381 صفحه مقالات

گنج جهان
سخنان حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني در جمع دانش پژوهان مركز تخصصي مهدويت
عدالت گستر جهان
توجهات امام عصر(عج ) به امام و شيفتگانش
گنج جهان


غوغاي عشق در جهان , بي بديل است . عاشقان از چهار كنج دنيا قدبرافراشته اند و به گنجي مي انديشند كه در دل زمان و زمين مستور است . گنجي كه زيباترين هديه ي الهي براي بشر است . گنج موعود... دري گران بها در صدف آفرينش !
و انسان امروزين , اين تشنه عدالت و حقيقت و فضيلت , ديدگان ملتمسش را به سوي آبي ترين لحظه هاي آسمان دوخته است تا سبزترين بارقه ي خورشيدي ولايت , سر از پس كوه غيبت برآورد و با جمال دل آراي زيبايش , دل هاي مشتاق و پرتپش منتظران را مهمان مرهم وصال خويش كند!
ما , اما , دلداده ترينيم ! ما همواره با عشق قرينيم ! ما در راه دوست , دل ها و جان هاي خويشتن را بركف دست مي بينيم ! ما عاشق آن مه جبنيم ! ما مي خواهيم مولاي خود را ببينيم !
حاليا اي خورشيد پنهان ! اي ستاره ي پرنور ايمان ! اي محبوب همه ي مومنان ! اي در جسم ما , روح و روان ! هماره در دل و انديشه ي ما بمان !
اي منتظر! منتظران خويش را درياب . پرتوي از روشنايي نگاهت را به سمت دل ها و ديده ها و دست هاي ما بتابان و از حضرت باري طلب ظهور خويش را بنما , باشد كه نامه هاي نگاه ما , پگاه استجابت دعايت را دريابد.
جواد نعيمي

سخنان حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني در جمع دانش پژوهان مركز تخصصي مهدويت


از اين كه زحمت كشيده و به اين جا تشريف آورده ايد , واقعا سپاس گزاري مي كنم . خداوند متعال را سپاس مي گويم كه فكر اين راه را ـ كه نعمت بزرگي است به شما عنايت كرده و شما را به سوي آن متوجه ساخته است .
معرفي امام (عج ) و دفع شبهات
مساله وجود مقدس امام زمان (عج ) ـ كه همه ما و شما افتخار سربازي آن حضرت را داريم ـ از مهم ترين مسائل به شمار مي آيد. اگر چه كارهاي مهمي در اين زمينه صورت گرفته است , ولي كارهاي مهم تري نيز وجود دارد كه بايد انجام شود , مانند : اصل مساله « ولايت » و مسائل متفرع بر آن , پاسخ گويي به شبهات , نوشتن كتاب در شرح حال امام زمان (عج ) و...
در هر حال اين مساله , ابعاد مختلفي دارد و هر بعدي هم , داراي شبهاتي است .
شناساندن حقيقت امام زمان (ع ) به مردم از جمله كارهاي بسيار مهم و ضروري است .
خرافه زدايي
يكي از كارهاي مهم , زدودن خرافات , خصوصا خرافاتي است كه در بين عوام مشهور است ; مثلا اگر پنج شب « چهارشنبه » به مسجد جمكران بيايند , اگر در شب ششم , به سيدي برخورد كنند , مي گويند : قطعا اين امام زمان است !
گرفتاري ما در جامعه , از ناحيه دو گروه است : عده اي رسما خودشان و ديگران را به طرف بي ديني سوق داده , همه چيز را انكار مي كنند و يا زير سوال مي برند. در مقابل گروه ديگر , گرفتار يك سري از امور خرافي شده اند. مثلا در تهران , كسي پيدا شد و ادعا كرد كه با امام زمان (عج ) ملاقات دارد. جمعيت زيادي هم به او گرايش پيدا كردند. هم چنين ادعا كرده بود كه شش ماه است , امام زمان (عج ) از قم و مسجد جمكران قهر كرده و به آنان سر نمي زند! يكي از بزرگان هم به ايشان گفته بود كه آيا براي ادعايت شاهد و دليلي هم داري يا اين كه معتقدي بدون دليل ادعايت را بپذيريم البته او هيچ شاهد و دليلي براي ارائه نداشت .
قضيه اي را نوه حضرت امام (ره ) براي من نقل كرد كه شخصي در زمان امام راحل (ره ) ادعا مي كرد كه با امام زمان (عج ) ارتباط دارد و اگر مشكلي هست , مطرح شود تا او خدمت امام زمان برده و حل كند. امام راحل (ره ) براي اثبات كذب او ـ فرمودند : من چند مساله دارم , جواب آنان را براي من بياور , آن گاه مشكلاتم را مطرح مي كنم . مساله اول اين كه كيفيت ارتباط حادث با قديم را توضيح دهيد. مطلب دوم آن كه من چيزي را كه مورد علاقه ام بوده , مدتي است گم كرده ام از آن حضرت بپرسيد , گم شده من كجاست آن شخص مدعي تا اين مطلب را شنيد , رفت و بعد هم نامه تندي براي امام (ره ) نوشت .
به هر حال بعضي از خرافات , به شدت در حال رواج يافتن است و اينها به اسلام لطمه مي زند.
استفاده از شيوه هاي متقن و نوين
در رابطه با امام زمان (عج ) سعي كنيد در ابعاد مختلف واقعيت ها را با زبان و قلم روز بگوييد و بنويسيد. نظرات شخصي خود را اعمال نكنيد. بهترين كتاب ها و مطالب را ـ مربوط به هر كس و هر زماني كه باشد ـ جمع آوري و بيان كنيد. مساله امام زمان (عج ) مساله مهمي است و در هر بعد از ابعاد آن , بايد قوي ترين , استدلالي ترين و زيباترين مطالب را انتخاب و ارائه نماييد.
سعي كنيد يك كتاب يا مجموعه بسيار متقني , در اين باره به قلم تحرير درآوريد كه پاسخ گوي نيازهاي همگان باشد.
خود من نظير اين كار را شروع كرده و درصدد تاليف كتابي هستم كه در بردارنده خلاصه اي از مجموع عقايد شيعه , به صورت كاملا متقن و

جوان پسند باشد چرا كه واقعا جاي چنين كتابي , خالي است و ممكن است , افرادي پيدا شوند و در صدد تحقيق درباره عقايد شيعه باشند. اين كتاب با چنين ويژگي هايي , مي تواند پاسخ گوي نيازهاي آن افراد باشد.
تذكري درباره ملاقات ها
يكي از مسائلي كه امروزه در جامعه به صورت غيرصحيح جلوه كرده , مساله ملاقات و ديدار با امام زمان (ع ) است . در اين رابطه بايد به نكاتي چند توجه داشت :
ما معتقديم كه تمام نعمت هايي كه به انسان داده مي شود به وسيله آن وجود مقدس « سبب المتصل بين الارض و السما » است . از طرفي زيارت و ملاقات با معصوم (ع ) بسيار خوب و مستحب است .
البته در صورتي كه ممكن باشد. آنچه در ادعيه و زيارتنامه درباره زيارت آن حضرت آمد , بيانگر حالت شوق و اشتياق به آن وجود مقدس است .
نبايد اين مطلب را در جامعه گسترش دهيم كه بايد بيابان ها و كوه و دشت را طي كنيم تا آن حضرت را ببينيم . خود آن حضرت نيز فرموده اند : « هر كسي ادعاي مشاهده نموده , بايستي او را تكذيب كنيد. » اصلا ما نيازي به اين حرف ها نداريم , آنچه وظيفه ما و همه شيعيان و دوستداران آن حضرت است , اشاعه فرهنگ صحيح « مهدويت » , « مهدي زيستي » و « ترويج افكار ائمه (ع ) » است .
افتخاري بزرگ
اجمالا كار شما , بسيار كار پراهميتي است . و ما به هر مقامي هم كه برسيم , بزرگ ترين افتخار ما اين است كه سرباز امام زمان (عج ) هستيم و نمي توانيم افتخاري بالاتر از اين براي خود تصور كنيم . لذا هر چه مي توانيد در اين باره زحمت بكشيد , مطالعه كنيد , بنويسيد و آن را به جايي برسانيد. اميدوارم كه مورد قبول خداوند متعال و حضرت ولي عصر (عج ) قرار گيرد و اجر مضاعف در تومار عمل شما , ثبت و ضبط شود.
خداوند متعال به همه شما توفيق دهد و ان شاالله آثار زحمات شما را هر چه زودتر مشاهده نماييم .
آقايان علما بايد پيرامون معرفي اصل مساله ولايت و پاسخگويي به شبهات پيرامون مهدويت تلاش بيشتري بنمايند
شناساندن حقيقت امام زمان عليه السلام به مردم از جمله كارهاي بسيار مهم و ضروري است
تمام نعمتهايي كه به انسان داده مي شود , به وسيله وجود امام زمان (عج ) است
وظيفه همه شيعيان , اشاعه فرهنگ صحيح مهدويت و مهدي زيستي است
افتخاري بالاتر از افتخار سربازي امام زمان (عج ) متصور نيست


عدالت گستر جهان


اي مولاي منتظران !
مي دانم كه نه تاريخ از مشت تو خارج است و نه تو از كل خلقت , غافل .
اگر هم اينك به روزهاي قبل از مصيبت بزرگ شهادت سيدالشهدا , توجه كنيد , گويا نامه و خطابه امام عليه السلام را مي بينيد و مي شنويد كه چگونه از مردم گلايه دارد :
« الا و ان هولا قد... اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استاثروا بالفي ... »
آگاه باشيد كه اين گروه , طاعت خداوند را ترك كرده (به اطاعت شيطان گرويدند) و تباهي را آشكار ساختند و حدود الهي را ترك گفتند و حق عمومي را به خود اختصاص دادند و حرام خداوند را حلال و حلال او را حرام كردند. من اين نامه را به سوي شما مي فرستم و شما را به كتاب خدا و سنت رسولش مي خوانم زيرا سنت نبي خدا , مرده و بدعت ها احيا گشته است .
« الا ترون الي الحق لايعمل به و الي الباطل لا يتناهي عنه ! »
آيا نمي بينيد حق را كه به آن عمل نمي شود , و باطل را كه از آن خودداري نمي گردد ! من بيهوده و خودخواهانه , و نه براي فساد و ستمگري خروج نكرده ام ; بلكه تنها براي طلب اصلاح در امت جدم خارج شده ام . من مي خواهم امر به معروف كنم و از منكر و زشتي باز دارم و به روش جدم و پدرم (عليهماالسلام ) عمل كنم . (1 )
مولاي من ! مي دانم كه به شيعيانت نظر لطف داري اما وقتي چشمان تيزبين و الهي تو , تمام اطراف و اكناف عالم را مي بيند و فساد و تباهي كه سرتاسر جهان را فراگرفته , و به حرام هايي كه عمل مي كنند و حلال هايي كه تركش كرده اند و به جاي اجراي حدود الهي به بحث هاي خود ساخته به ظاهر علمي رو آورده اند نظر مي كني و دم برنمي آوري , از صبر بزرگ تو , مات مي مانم و از آنهمه شكيبائي ساليان سال غيبت و سكوتت تعجب مي كنم .
آيا وقت آن نرسيده كه اذن ظهور بگيري و براي بسط عدالت در سرتاسر زمين خروج كني آيا زمان آن نرسيده كه نسيم عدالت , ستمديدگان عالم را بنوازد
تا كي مظلومان جهان , استشمام عطر دلنواز را انتظار كشند , اما از بوي تعفن فساد در امان نباشند
تا كي محرومان و مستضعفان عالم , چشم به آسمان بدوزند و گوش به نداي آسماني
اي معدن صبر و بردباري كه كوه از تو صبر آموخته , فراق و غيبت تا كي
تا چند گرسنگان جهان سر بر بستر خاك كوچه و خيابان نهند در حالي كه اگر تو بيايي نه گرسنه اي و نه فقيري باقي مي ماند !
تا كي شعله هاي ستم , منزل مظلومان عالم را فرا گيرد !
و تا كي دوستدارانت در فراقت چون شمع بسوزند و دولت عدل الهي تو را نبينند , اي بيداركننده زمين در زمينيان از خواب غفلت و مرگ جهالت و ضلالت !
اي اقامه كننده حق در سرتاسر جهان !
اي احياكننده دين مورد رضايت خداوند درهمه دنيا , بيا از خداوند اذن ظهور بخواه و جهاني را از غم رهائي بخش .
ع . طلوع
پاورقي
(1 ) قيام حسيني در آيينه اسناد تاريخي , نوشته سيدعبدالكريم حسيني قزويني , ترجمه علي علوي , انتشارات بدر , تهران 1373 , صفحه 18 ـ 19

توجهات امام عصر(عج ) به امام و شيفتگانش


به مناسبت سال عزت حسيني همراه با خوانندگان محترم روح زندگي به معرفي و نقد يكي از كتاب هاي پيرامون آنحضرت و امام عصر عليه السلام مي پردازيم .
نام كتاب : رابطه و توجهات امام زمان (عج ) به امام حسين و شيفتگانش
نويسنده : سيد عباس موسوي مطلق
ناشر : انتشارات نجبا , قم , چاپ اول , رقعي , 176 صفحه
مولف , كتابش را با يك سرآغاز و چند فصل مجزا تنظيم كرده و سپس در خاتمه , متن كامل زيارت ناحيه مقدسه را همراه با ترجمه آن آورده است .
اينك بخش هايي از اين كتاب را با هم مرور مي كنيم .
از سوي حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه به سوي قاسم بن علا همداني وكيل حضرت امام حسن عسكري عليه السلام بيرون آمد كه :
مولاي ما امام حسين عليه السلام در روز پنج شنبه سيم ماه شعبان متولد شده , پس آن روز را روزه بدار و اين دعا را بخوان :
اللهم اني اسالك بحق المولود في هذااليوم ..
(بارالها من از تو درخواست مي كنم به حق نوزادي كه در اين روز متولد شده ...)
در فصل ديگري از كتاب , با نقل آيه 33 سوره اسرا :
« و هر آن كه مظلوم كشته شود , براي ولي او , تسلط و حكومت داده ايم كه او در قتل اسراف نكند كه منصور و ياري شده است » روايت امام پنجم عليه السلام ذيل آيه شريفه را نقل مي كند كه حضرت فرمودند :
او حسين بن علي عليهما السلام است كه « مظلوم » كشته شده و ما اولياي او هستيم , هنگامي كه قائم از ما به پا خيزد به خونخواهي حسين عليه السلام مي پردازد. پس آن قدر مي كشد تا جائي كه گفته مي شود : « در كشتن اسراف كرد » !
آنگاه در صفحه چهلم كتاب به نقل از صاحب مكيال المكارم اشاره مي كند كه :
در خبري وارد است كه چون مردم , آن حضرت (عج ) را به بي رحمي و قتل نفس متهم سازند , آن جناب از منبر بالا رود و يك تاي نعلين حضرت سيدالشهدا عليه السلام را بيرون آورده و مي فرمايد : « اگر همه دشمنان را بكشم , مقابل خون اين بند نعلين نخواهد بود. »
در بخش ديگري به نقل از همان كتاب (مكيال المكارم ) به بررسي شباهت هاي بين حضرت ولي عصر(عج ) و حضرت سيدالشهدا عليه السلام پرداخته است . (صفحه 35 ـ39 )
از ديگر توجهات حضرت ولي عصر(عج ) به سيدالشهدا , توجه آن حضرت به عظمت ياد از مصيبت سيدالشهدا عليه السلام است . مولف در اين زمينه باز هم از مرحوم حاج سيدميرزا محمدتقي اصفهاني (صاحب مكيال المكارم ) نقل مي كند كه :
يكي از دوستان صالحم برايم نقل كرد كه مولايمان حضرت حجت عليه السلام را درخواب ديدار كرده بود و حضرتش سخني فرموده بودند كه مضمونش اين است .
« همانا من براي فرد شيعه اي كه مصيبت جد شهيدم را ياد كند وسپس براي تعجيل فرج و تائيد امر من دعا كند , دعا خواهم كرد. »
حكايت هاي چندي نيز دال بر نظر لطف و مرحمت امام عصر به سيدالشهدا عليه السلام و زوار ايشان آمده است . از جمله :
ماجراي حاج آقاجان (ص 41 ـ 43 ) , سيد عبدالكريم كفاش (ص 44 ـ45 ) , جعفر نعلبند اصفهان (ص 48 ـ53 ) , حكايت سيد حمود بغدادي (ص 55 ـ 57 ) , ـ آقا سيد مهدي قزويني (ص 70 ـ74 ) , حاج علي بغدادي , (ص 75 ـ 87 ) سيد احمد رشتي ( ص 88 ـ91 ) , مرحوم سلطان آبادي (ص 92 ـ93 ) , شيخ علي مهدي دجيلي (ص 94 ـ96 ) , دو نفر ا ز خدام حرم حسيني , شيخ حسن و سيد هاشم (ص 97 ـ98 ) , حاج ميرزا مقيم قزويني (ص 99 ـ100 ) , حاج سيد حسين حائري ( ص 101 ـ106 ) , احمدبن محمد علوي مصري ( ص 107 ـ 109 ) و ميرزا ابراهيم شيرازي (ص 110 ـ 112 ) .
همچنين حكمت شهادت سيدالشهداعليه السلام را كه محمدبن ابراهيم بن اسحاق طالقاني از جناب حسين بن روح نوبختي سومين سفير امام عصر عليه السلام سئوال كرده و جواب گرفته است به نقل از كتاب « حماسه عاشورا » به بيان حضرت مهدي عليه السلام آمده است .
از جمله نكات مهم در اين بيان اينست كه اگر خداوند متعال , پيامبران و ائمه عليهم السلام را هميشه غالب و چيره مي كرد , مردم آنها را معبودهايي جز خدا مي پنداشتند در حالي كه آنها را گاهي غالب و گاهي مغلوب , گاهي قاهر و گاهي مقهور , گاهي گرفتار قرار داده تا در بلا , فضيلت صبرشان نيز ظاهر شود.
سئوال طولاني محمدبن ابراهيم بن اسحاق و پاسخ مفصل و استوار جناب نوبختي در اين كتاب آمده و در نهايت نقل شده كه فرداي آن روز , سائل دوباره خدمت آن جناب رسيده در حالي كه در دلش چنين مي گذشته است : « آيا آنچه را ديروز براي ما گفت از پيش خود بيان داشت » در اين حال جناب حسين بن روح نوبختي بدون شنيدن اين مشكل چنين فرمود :
« اي محمدبن ابراهيم ! اگر از آسمان پرتاب شوم و مرا پرندگان بربايند و باد مرا در دره عميق بيفكند , براي من دوست داشتني تر است از اينكه در دين خدا به تفكر خودم يا از پيش خود چيزي بگويم , بلكه اين گفتار من , برگرفته از اصل است و از حضرت حجت كه درود و سلام خدا بر او باد شنيده شده است . » (صفحه 69 كتاب ) مولف , در پايان كتاب (از صفحه 113 تا 171 ) زيارت ناحيه مقدسه را با ترجمه , به ضميمه آورده است .
اميد است مولف به نشر آثار ديگر در اين زمينه كه وعده آن را در ابتداي كتاب داده است و در تنظيم مطالب و تامل در آنها , به مواردي كه به ارزش تاليف او مي افزايد توجه نمايد.
نقد
از آنجاكه نقد اين كتاب , فرصت مجزايي مي طلبد فقط به مواردي محدود به صورت گذرا اشاره مي شود.
1 ـ عدم پيوستگي فصول در كتاب
كتاب , از فصل بندي منطقي برخوردار نيست , بيشتر به اين مي ماند كه يادداشت هاي مولف محترم كه در طول مدت زيادي جمع آوري شده , در فرصت كوتاهي تايپ و تصحيح و به سرعت چاپ شده است . اين گسستگي به قدري مشهود است كه مبحث شباهت ها قبل از ادامه مطالب عنايت ها آمده است .
2 ـ عدم يكنواختي در نقل مطالب
براي نمونه , فصل « نداي حضرت صاحب الزمان (عج ) بين ركن و مقام » و فصل « امام زمان ارواحنا فداه و زيارت روز ولادت » كه اتفاقا به صورت متوالي در صفحه هاي 28 و 29 اين كتاب آمده را ملاحظه مي كنيم .
در فصل اول , نداهاي امام عصر در ظهورشان , در حالي كه بين ركن و مقام ايستاده اند به طور كامل آمده است .
اما در فصل بعدي , زيارت امام حسين عليه السلام در روز ولادت , كه بر اساس توقيع شريف آمده است به طور كامل نقل نشده و فقط چندين كلمه مطلع دعا(نه زيارت !) نقل شده است .
3 ـ عدم يكنواختي در تفصيل فصول
در بعضي فصل ها چنان رعايت اختصار شده كه حتي براي ادامه مطلب , خواننده به ماخذ اوليه و يا ثانويه ارجاع داده شده و در جاي ديگر به تفصيل , به يك موضوع فرعي پرداخته شده است .
براي نمونه , در همان فصل ولادت , لازم بوده كه مولف محترم چگونگي ارتباط وكيل امام حسن عسكري عليه السلام را در يك نيم سطر توضيح دهند كه قاسم بن علا همداني وكالت از ناحيه امام عصر نيز داشته و تا آن زمان نيز مي زيسته است .
از طرفي اگر قرار است كه در صفحه 45 به مناسبت , ياد مرحوم سيدعبدالكريم كفاش شده و تشرفات ايشان در چهارصفحه در پاورقي بيايد , چرا در اينجا (صفحه 29 ) كه به مناسبت از قاسم بن علا ياد شده به شخصيت ايشان پرداخته نشده است بلكه اين شخصيت , از نظر زماني به امام عصر عليه السلام نزديك تر بوده است .
4 ـ تقدم و تاخر فصول نيز رعايت نشده است . مثلا بهتر بود مطالب صفحه 31 كه مرتبط با آيات و روايات است مقدم بر مطالب ماقبل آن مي آمد , همان گونه كه در پايان كتاب به هنگام ذكر منابع , با اينكه فهرست منابع را الفبائي تنظيم كرده , قرآن را مقدم بر ساير مآخذ آورده است .
5 ـ اينكه وزارت ارشاد اسلامي , بانام انتخابي اوليه مولف موافقت نكرده است دليل بر انتخاب نام طولاني نمي شود. حتي المقدور بايد رعايت اختصار را در انتخاب نام كتاب به عمل آورد.
بررسي اغلاط مطبعي و بسياري از نكاتي كه به دقت و حوصله بيشتر نياز دارد از حوصله اين مقاله خارج است و فرصت مناسبي را مي طلبد. اميد كه مولفين محترم با تمسك به ثقلين در نشر آثار مذهبي , متناسب با نياز جامعه و رعايت اسلوب تاليف موفق باشند.