خبرگزاري جمهوري اسلامي : وزير مسكن و شهرسازي گفت : « در برنامه پنج ساله سوم پيش بيني شده بخش خصوصي سه ميليون و 114 هزار واحد مسكوني در سراسر كشور بسازد و در شرايط فعلي هم شش درصد از اين برنامه جلو هستيم . » علي عبدالعلي زاده كه ديروز در مراسم بهره برداري از سه بلوك فاز اول پروژه مجتمع مسكوني سبحان سخن مي گفت افزود : « اكنون اقشار متوسط و پايين جامعه بيشتر از سايرين نيازمند كمك نظام بانكي براي خريد مسكن هستند. از اين رو معتقديم حمايت از انبوه سازاني كه بتوانند خانه هاي ارزان قيمت براي اين قشر بسازند , به نفع جامعه است » . وي گفت , « اگر نظام بانكي كشور هم به سمت انبوه سازي برود , مي توانيم در تامين مسكن اقشار مختلف موفق عمل كنيم . » مجتمع مسكوني سبحان در زميني به مساحت 78 هزار متر مربع در اراضي قيطريه با 9 بلوك 21 طبقه و 3 بلوك 11 طبقه و با زيربناي خالص 140 هزار متر مربع بالغ بر 1300 واحد مسكوني درحال احداث است .
| شركت هاي بهره بردار از جنگل , بنيان جنگل را قطع مي كنند |
بخش اقتصادي : واقعيتي را نمي توان كتمان كرد كه مساحت جنگل هاي گيلان , مازندران و گلستان به عنوان مركز ثقل جنگل هاي ايران هر روز كمتر مي شود و علايم و ابزار كار نشان مي دهد كه اين روند مخرب كماكان ادامه خواهد يافت . در حاليكه بسياري از كشورها نه تنها ميزان برداشت را در كنترل دارند كه سالهاست در عرصه احيا و افزايش سطح اراضي جنگلي نيز به رقابت برخاسته اند. آري روند تخريب جنگل در شمال كشور , شبانه روز و به صورت رسمي و غيررسمي ادامه دارد و گاهي كه با جنگل تراشيده شده و مخروبه مواجه مي شويد دلتان به حال جنگل سرسبز مي سوزد كه چگونه از هر طرف مورد هجوم تيغه هاي فولادين تبر و موتور قرار مي گيرد و درمي ماني كه در اين ميان چه وزارتخانه , سازمان , نهاد يا حتي جماعتي از افراد را مقصر بداني . جنگل از ثروت هاي غيرقابل محاسبه ملي است و اين فرهنگ در كشور ما هم بايد به مرحله اي از تعالي برسد كه تك تك افراد فكر كنند هر تبري كه به ريشه درخت مي خورد , ريشه انساني است كه در اين سرزمين خشك مي شود. شايد هركسي نيازهاي متعدد را توجيه كننده روند تخريب اراضي جنگلي بداند و بگويد از روزي كه انسان آتش را كشف كرد به روند تخريب اراضي جنگلي روي آورد در حاليكه انسان مترقي امروز به خوبي درك كرده است كه براي ادامه اصل حيات بشر , زنده ماندن درخت ضروري است و در اين عرضه سرمايه گذاريهاي هنگفتي نموده است تا بلكه بيشتر از نياز خود به احيا اراضي جنگلي بپردازد. اما اين روند در كشوري همانند ايران و بسياري از كشورهاي توسعه نيافته معكوس است و هنوز به جنگل بعنوان يك منبع درآمد مشاع و معدن استخراج درآمدي هاي اقتصادي مي نگرند. اين نوع نگرش صرفا اقتصادي به جنگل باعث گرديده است تا در دهه هفتاد اراضي جنگلي به شركت هاي بهره بردار واگذار گردد تا رسما وضعيت وخيم نحوه بهره برداري از جنگل , خراب تر شود زيرا دستور اين بود كه آنها همزمان با بهره برداري اصولي , به احياي هم بپردازند اما گويي اين كار به ترويج تفكر آزادي دست اندازي به جنگل تبديل شده است و روستائيان حاشيه جنگل و جنگل نشينان و بوميان منطقه و حتي برخي از جنگلبانان به اين صرافت بيفتند كه وقتي دولت رسما مجوز برداشت را به شركت هاي خصوصي و دولتي و افراد ذي نفوذ مي دهد پس چرا ما از اين خوان نعمت كه در كنار خودمان پهن شده است , استفاده نكنيم ! اين حركت هاو بسياري از مصوبات و قوانين غلط ديگر به ترتيب تفكر ارزشمند بودن جنگل در كشور ما لوث كرده است . به هرحال حفظ و حراست از جنگل امروز در كشور ما با مسايل و مشكلات متعددي همچون مشكلات اجتماعي و معيشتي مردم بومي , قوانين و دستورالعمل هاي غيركارشناسي و قديمي , مسايل متضاد فقهي و حقوقي و... مواجه است كه هر يك به تنهايي مي تواند باعث تعدي به حريم باز و آزاد جنگل را فراهم آورند. براي دريافت بخشي از سوال ها و طرح دلنگراني هاي خود از وضعيت آينده جنگل در ايران خصوصا در محدوده جنگل شمال كشور ديدگاههاي خود را با مهندس كاظم نصرتي نصرآبادي معاون جنگل هاي شمال سازمان جنگل هاو مراتع كشور در ميان گذاشته ايم كه متن ذيل حاصل اين نشست است : مي خواهم مشكل تخريب جنگل را پيش از حاشيه جنگل هاي شمال , در تهران و ساير شهرهاي بزرگ جستجو كنم به اين دليل كه تا هر زمان كه ولع مصرف چوب به اين نحو وجود داشته باشد , روند تخريب جنگل نه تنها كاهش نخواهد يافت بلكه تشديد هم خواهد شد و قاچاقچيان چوب و برداشت كنندگان غيرمجاز چوب از جنگل هاي شمال بخاطر نياز به درآمد آن هيچگاه بي كار نخواهند نشست . براي مهار اين ولع مصرف چوب چه راههايي مد نظر است تا حداقل از ميزان تخريب جنگل هاي كشور كاسته شود ث بسم الله الرحمن الرحيم . با سئوال مناسبي وارد گفت وگو شده ايم براي اينكه به هر صورت يك نيازي در كشور وجود دارد كه به صور مختلف خود را تامين مي كند شايد اين نياز فقط از منابع جنگل نباشد اما بر ساختار جنگل تاثير مي گذارد. اين نياز بخشي در شهرهاو بخشي هم در مناطق روستايي مستقر در جنگل و حاشيه آن است كه نيازمند تامين بخشي از مصرف خود از منابع جنگلي هستند. همانطوريكه تخريب جنگل در درازمدت صورت مي گيرد برنامه ريزي غلط در يك دهه در دهه , بعد تبعات خود را برجاي مي گذارد پس ما ديگر فرصت اشتباه نداريم و سازمان نيز در اين عرصه اقدامات جدي صورت داده است كه از تصميمات غلط به شدت پرهيز كند. واقعيت اين است كه ما اكنون هر سال 8 ميليون متر مكعب چوب در كشور مصرف مي كنيم اماچگونه مي توان نياز به چوب جنگل را كاهش داد يك راهش اين است كه ما برداشت چوب را كاملا ممنوع كنيم و پاي هر درختي ماموري بگذاريم و براي هر ماموري هم ناظر قرار دهيم كه اين كار عملا غيرممكن است ضمن آنكه بازار مصرف را نيز با بحران مواجه مي كنيم اما راه ديگر هم هست كه ما در طول چند سال , به مرور وابستگي خود را به چوب جنگلي كاهش دهيم . كه اتفاقا سازمان روي اين محور برنامه هاي وسيعي را تدارك ديده است . به همين دليل است كه سازمان جنگل ها تلاش كرده است رجوع به موادجايگزين چوب غيرجنگلي را براي صنايع چوبي كشورمان تعريف كند تا مصرف چوب كاهش يابد بنابر ارزيابي كه كرديم در حال حاضر كمتر از يك ميليون متر مكعب از مصرف از جنگل هابرداشت مي شود . حدود 2 تا 2,5 ميليون مترمكعب از باغات پرورش چوب برداشت مي شود و رقم حدود 2 ميليون متر مكعب هم كالاهاي نيمه ساخته مثل روكش و تخته لايي و كالاهاي ساخته شده وارداتي است . ضمن آنكه سود و عوارض گمركي واردات چوب هم حذف شده كه اين كار خود مشوق موثري براي رونق واردات چوب بدون ضايعات است كه سال گذشته 250 هزار متر مكعب چوب وارد كشور شده است . از طرف ديگر همزمان تلاش كرده ايم با اتحاديه هاي مبل و صندلي و صنايعي كه چوب مصرف مي كنند مواد مصرفي آنها يا از چوب وارداتي باشد و يا به زراعت چوب روي آورند كه با واگذاري اراضي به اين شركت ها , مزارع پرورش صنوبر در كشور ما در حال رونق گرفتن است و حتي بسياري از صنايع مستقر در شمال كشور به زراعت چوب روي آوردند. شايد حدود 15 سال پيش حدود 600 هزار متر مكعب چوب به صورت رسمي براي ذغال مصرف مي شد در صورتي كه اكنون با اصلاحاتي كه انجام شده با تحويل سوخت هاي فسيلي , اين ميزان هيزم به حدود 40 هزار متر تقليل يافته و مابقي به چرخه صنعت وارد شده است . اين برنامه ها در راستاي اهداف استراتژيك سازمان تدوين شده است زيرا معتقديم هرگونه دستورالعمل غير علمي و غيرجايگزيني تامين نيازها , هيچ تاثيري در سطح كلان نخواهد داشت . معمولا در عرصه برداشت چوب مسئولين سازمان واژه هاي متفاوتي را با مفاهيم عامه مردم مطرح مي كنند در حاليكه آنچه براي جامعه مي ماند نابودي جنگل است مي خواهيم بدانيم تعريف چوب قاچاق و غير مجاز با برداشت غير مجاز چه تفاوتي دارد ضمن آنكه بدانيم چرا آمارها از ميزان برداشت تا اين حد متفاوت است آيا اين برداشت در تمامي اراضي جنگلي انجام مي شود يا خير مناطق بسته اي هم داريم ث در كتاب قانون ما مواد مختلفي براي اينها پيش بيني شده است . چوب قاچاق آن است كه افراد براي سودجويي برداشت مي كنند اما قطع غيرمجاز آن است كه مردم خصوصا جنگل نشينان و مردم روستاهاي اطراف جنگل بر اساس نيازشان مقداري برداشت مي كنند ما نبايد اين دو را با هم يكسان ببنيم و اعداد و ارقام نجومي استخراج كنيم كه مثلا سالانه 3 ميليون متر مكعب چوب از جنگل هاي شمال قاچاق مي شود كه اين گونه آمار دادن تنها باعث مشوش ساختن افكار عمومي مي شود. سئوال جنابعالي را اينگونه پاسخ مي دهم كه هدف اصلي وعده ما حفاظت از جنگل است و اگر من آمار بدهم به راحتي مي پذيريد كه ما در شمال كشور حدود 510 هزار هكتار به عنوان جنگل هاي پرشيب و كوهستاني و صخره اي داريم كه هيچگونه بهره برداري در آن صورت نمي گيرد از يك ميليون و 350 هزار هكتاري كه مي گوئيم جنگل هاي قابل استفاده است و تا حدودي هم طرح جنگلداري براي آن تهيه شده . فقط براي يك ميليون هكتار طرح جنگلداري اجرا مي شود كه از اين يك ميليون هكتار , حدود 30 تا 50 درصد جنگل هاي حفاظتي است . بنابر اين در يك روال مشخص و معيني از جنگل هاي شمال برداشت مي شود. ما تعريف متفاوتي نداريم از مردم نداريم آنچه ما اجازه مي دهيم در محدوده مشخص است و براي ساير مناطق هم به شدت با هر گونه برداشتي مقابله مي نمائيم و در اين عرصه با نيروهاي انتظامي و نيروهاي مردمي و بسيج هم همكاري وجود دارد.
جامعه بر اين باور است كه شركت هاي دولتي و خصوصي پيشقراول تخريب جنگل هستند و اگر دولت اجازه برداشت كلاه را به آنها داده باشد. آنها سر را به همراه كلاه هم برده اند و اين كار خود باعث تخريب بستر فرهنگي حفاظت و حراست از جنگل ها شده است آيا بر عملكرد اين شركت ها نظارتي هست . آيا نمي خواهيد براي حفظ فرهنگ حراست از جنگل , دست اين شركت ها را از اراضي جنگلي كوتاه نمائيد چرا اين شركت ها بايد با تفكري سودجويانه به سمت بهره برداري از جنگل هجوم ببرند ث شركت هايي كه در عرصه برداشت چوب فعال هستند تحت يك ضوابطي از جنگل بهره برداري مي كنند و اين ضوابط هم چيزي نيست كه يك فرد تدوين يا دستور اجرا داده باشد. ضوابطي برابر قانون تدوين شده و اخيرا هم جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست بازديدي از يكي از طرح ها داشتند و نامه اي خطاب به ما نوشتند كه اي كاش همه جنگل ها به اين نحو نگهداري مي شد. پس صرفا به دليل داشتن مجري طرح , جنگل ها تخريب نمي شود. ضمن آنكه آن سطحي كه در آن دخالت مي شود بسيار محدود است دوم اينكه ما اصلا به ديده اقتصادي به جنگل نگاه نمي كنيم اگر در يكجايي هم در جنگل دخالت مي شود بر اساس ضرورت هايي است كه وجود دارد براي حذف اين كار نيز ما دو راه در پيش داريم يكي اينكه ما همه دستورالعمل ها را به هم بريزيم از دولت خسارت بگيريم و به مجريان بدهيم تا آنها را از بهره برداري منع نمائيم . يكي ديگر اينكه با آرامش طرح ها را اصلاح كنيم . چون طرح هاي ما قراردادي است قراردادها 10 ساله اند و مجريان را مجددا مورد ارزيابي قرار مي دهيم . اگر از لحاظ فني صلاحيت لازم را داشت مي تواند بماند اگر نه خلع يد مي شود و من با صراحت عرض مي كنم تاكنون 2 شركت بهره بردار را كه فكر مي كرديم صلاحيت اجرايي مجريگري ندارند و به صورت غيرقانوني بهره بردار شدند خلع يد كرده ايم كه الاذن چهار سال است كه سازمان با اين مجريان در دادگاه درگير است . در اواخر سال گذشته هم چهار طرح در گرگان مورد ارزيابي قرار گرفت كه دو مجري خودشان هم پذيرفتند براساس خواسته هاي ما نمي توانند عمل كنند و طرح را تحويل دادند و دو طرح ديگر نيز اكنون در دست بررسي است الاذن هم اگرچه طرح به سازمان جنگل ها بازگشته اما مشكلات برداشت غيرمجاز پديد آمده است . همچنين ما سال گذشته براي سه مجري ديگر پروانه قطع صادر نكرديم و ضرب الاجل هم براي انجام خواسته هاي ما به آنها داريم و به آنها گفتيم اگر اصول قانوني را رعايت نكنند طرح از آنها خلع يد مي شود. بنابراين بهره برداري از جنگل نزد ما اصولي دارد كه سازمان برهمان اصول حركت مي كند و اگر در ارزيابي هاي خود مشاهده كنيم كه يك مجري به جنگل آسيب مي رساند خلع يد مي كنيم و از اين بابت هم هيچ نگراني نداريم و حتي در برخي جاها كه لازم باشد از خزانه دولت ضررو زيان را پرداخت مي كنيم اما تلاش مي كنيم وقتيكه يك مجري 10 سال از محدوده اي بهره برداري كرد ما ديگر خسارتي به او پرداخت نكنيم . آنجه براي جامعه ما هنوز هضم نشده و تبعات اجتماعي اين برداشت به اصطلاح قانوني است جنگل نشينان و حاشيه نشينان هم معتقدند كه چگونه مجري از خارج استان و منطقه مي تواند به صورت رسمي درختان را قطع كند اما آنهادر كنار سفره نعمت بي نصيب بمانند. اين تبعات منفي ناشي از همان صدور مجوزهاي رسمي شماست براي اصلاح تبعات منفي بر جامعه چه كرده ايد ث اين درست كه ذهنيت هاي جامعه را عملكردهاي ما و رسانه ها مي سازند اما اگر بيائيم و با همديگر مسئولانه برخورد كنيم و صادقانه مسايل و مشكلات را در ميان بگذاريم و مردم هم مي پذيرند بخاطر همين است كه الاذن ما تلاش مي كنيم نياز جنگل نشينان و روستائيان حاشيه جنگل را برآورده كنيم . اگر با آنها صادقانه برخورد نكنيم آنها را در شك و سئوال و ترديد قرار مي دهيم . كدام شيوه براي حفظ جنگل مناسب است آيا قطع هرگونه برداشت از جنگل راه احياي و حفظ است يا نه , بهره برداري مناسب مكمل حفظ و احيا خواهد بود البته يك چيزي هم كه در اذهان مردم هست اين است كه تا زمانيكه به فقر و بيكاري فكري نشده , شكم گرسنه ايمان ندارد و تجاوز به جنگل از هر طريق ممكن ادامه خواهد يافت پس جنگل نياز به مديريت دارد كه فعاليت هاي جنگل باني به تشكل هاي مردمي واگذار مي شود تا به مرور احيا جنگل از شركت هاي بهره بردار گرفته و به مردم واگذار شوند. يك مساله ديگر را هم بايد روشن كنم كه متاسفانه در جامعه ما اين حالت هست كه هر مسئولي كه مي آيد همه مردم حل مشكلات را از او مي خواهند و از روند تصميم گيريهاي غلط گذشته غافل مي شوند در حاليكه ما چوب تصميم گيريهاي غلط گذشته را حداقل از 100 سال پيش مي خوريم . مشكل برداشت چوب در كشورمان از زمان قاجار تشديد شده است . مدتي است كه ميان سازمان جنگل ها و مراتع و سازمان حفاظت محيط زيست جنگ لفظي آغاز شده و هر يك با بروز مشكلي طرف مقابل خود را متهم مي كند چرا در جامعه ما چنين وضعيتي پيش آمده است ث قرار نيست با اين سئوال ما را درگير كنيد چون مدتي است بحث ها دو طرفه شده و هر حرفي كه مي زنيم بعدا بايد به ديگران جواب بدهيم ولي قبول كنيد برخي از تصميم گيريها كه به نام حفظ منابع طبيعي اتخاذ مي شود در نهايت به زيان اين منابع تمام خواهد شد. وقتيكه در يك نقطه جنگل مي آيند 100 هزار هكتار و مرتع را حفاظتي اعلام مي كنند بدون اينكه مسايل اقتصادي و اجتماعي مردم ساكن در اين اراضي را حل نمايند اينها را به جاي ديگري كوچ مي دهند اين خانواده ها به اجبار در بالا دست آن 100 هزار هكتار مستقر مي شوند آنجا هم تعدادي خانوار روستائي ساكن هستند دام عشايري و دام محلي هم جمع مي شوند , بهره برداريهاي ديگري هم هست , آباد كردن جنگل هم به قول خودشان هست تا مقدار بيشتري گندم بكارند و...بتوانند بهتر ارتزاق كنند. شما بعد از 20 سال مي بينيد تبعات اين تصميمات يك جايي بروز مي كند كه هيچكس نمي تواند جواب بدهد آنوقت مجبوريم به گردن هم بيندازيم . ما الان اين روش را كنار گذاشتيم و به اصلاح سيستمها پرداختيم و به مرحله اي رسيديم كه در شركتهاي دولتي تا 50 درصد ميزان برداشت چوب را تقليل داديم . باز هم دو كار مي توانيم انجام دهيم يكي از همين امروز من بنويسم برداشت از جنگل به هر نحو ممكن ممنوع شود , اين ممنوعيت زماني قابل اجراست كه ما براي 2500 نفر از كارگران شركت هاي بهره بردار فكري كرده باشيم در حاليكه هرگاه ما دست روي شركتي گذاشتيم و آنها را تهديد به خلع يد كرده ايم با استانداريها و ساير مراكز كه مخالف حذف اشتغالزايي بوده اند مواجه شده ايم . يك نظر هم هست كه ما به مرور برداشتها را كاهش دهيم و همزمان كارهاي فرهنگي حفظ و حراست عمومي از جنگلها را افزايش دهيم . ما الاذن آمادگي تعطيل كردن اين شركتها را داريم اين را با صراحت خدمت شما عرض مي كنم كه ما 100 درصد آماده ايم همه اين شركتها را خلع يد كنيم ولي آيا مشكل مملكت حل مي شود آيا مشكل قاچاق چوب حل مي شود , مشكلاتي دامنگير مملكت مي شود كه آسيبهاي خطرناك تري به جنگل وارد خواهد ساخت . كمااينكه ملي شدن جنگلها لطمه بنيادي به جنگلهاي ايران وارد كرده است . براي اينكه به يكباره صاحبان جنگلها كنار رفتند و رعايا به سمت تخريب اراضي جنگلي حاكمان هجوم آوردند و هر قدر خواستند زمين گرفتند و جنگل تراشيدند , تا 5 ـ 6 سال اول انقلاب هم ما اصلا جرات اين كار را نداشتيم كه از تخريب جنگل جلوگيري كنيم . حتي در مجامع تبليغ مي شد كه برويد جنگل را آماده كنيد و به كشت گندم و برنج بپردازيد! ببينيد يك چيزهايي در جامعه ما هست كه هنوز نتوانسته ايم آن را حل كنيم اينكه برخي از مردم هنوز فكر مي كنند اگر جنگل را تخريب كردند اين يك نوع آبادي است و حتي در مناطقي جنگل را با عنوان خرابه مي خوانند كه فلاني به خرابه رفته تا هيزم بياورد! در مجامع تصميم گير كشور ما هم هنوز اين تفكر حاكم است كه هر كس اگر زمين مواتي را آباد كند اين قطعه براي خودش است و به اين جرم در محاكم قضايي افتخار هم مي كنند كه حكم تخريب به نام من صادر شده پس من صاحب اين ملك هستم ! پس با مشكلي كه هنوز در مباحث فقهي ما وجود دارد و فرهنگ عامه هم به شدت به آن پايبند است ما چگونه مي توانيم جنگل را به همين وضعيتي كه هست حفظ كنيم در قوانين ما هم مشكلات فراواني وجود دارد قانوني است كه مي گويد هر كس قبل از سل 48 جنگلها و مراتع را تخريب كرده به او سند داده مي شود و عجيب اينكه اين قانون در سال 73 هم تمديد شد كه هر كس تا سال 65 جنگلها و مراتع را تخريب كرد به او سند داده مي شود و ظاهرا اين قرار در آينده هم تمديد خواهد شد! من به جرات مي توانم بگويم عمده تخريب جنگلهاي شمال بخاطر ضعف قانوني است والا مجري , كسي است كه قراردادي مي بندد و معمولا هم اين قراردادها به گونه اي است كه سازمان مجاز است كه هرگونه برخورد را با متخلفان انجام دهد. ما به هيچوجه هم از بهره برداري دفاع نمي كنيم ما از مديريت خودمان و شيوه جنگلداري دفاع مي كنيم نه برداشت چوب . وقتيكه جنگلها مديريت ندارد در يك محدوده جنگلي دهها و صدها گاوسرا يا روستا قرار دارد كه حتي دولت به آنها جاده , آب و برق و تلفن داده و بعضا هم ديش هاي ماهواره را هم در اعماق جنگلها مي بينيم ! چرا چون جنگل را تخريب كرده اند و در آن مستقر شده اند. اين وضعيت مديريت ما است كه كارها را خراب كرده است همه اين مشكلات از سال 48 به بعد در كشور آغاز شده است . متاسفانه همه ما را مقصر مي دانند در حاليكه ما مي گوئيم اين سيستم و ساختار اجرايي , قانوني و فقهي و باورهاي عمومي جامعه ما به همراه فقر و بيكاري عامل تخريب جنگلهاست . ما وقتي كه سازمان را تضعيف مي كنيم جنگل بان نمونه ما را در تالش به قتل مي رسانند در حاليكه مي دانيم جنگ مسلحانه براي حفظ جنگلها موثر نيست چرا كه در دهه 30 و 40 ما گارد جنگل داشتيم و حكومت به صورت مسلحانه با تخريب كنندگان جنگل مبارزه مي كرد اما باز جنگل تخريب مي شد و موفق نبوده است . شركت هاي خصوصي و دولتي بهره بردار از جنگل بعنوان يكي از عوامل عمده تخريب كننده اراضي جنگلي محسوب مي شوند چرا كه علاوه بر بهره برداري غلط و صرفا سودجويانه از جنگل , افكار عمومي روستائيان حاشيه جنگل را نيز به سمتي سوق داده اند كه مبادا آنها از اين قافله سودجويي عقب بمانند. متاسفانه بسياري از مسئولان و مردم هنوز به جنگل صرفا به عنوان يك منبع درآمد مشاع مي نگرند و بسياري از قوانين , مسايل فقهي و حقوقي هم , چنين تفكري را ترويج مي كنند. مهندس كاظم نصرتي نصرآبادي معاون جنگل هاي شمال سازمان جنگلها : اگر شركت هاي بهره بردار اصول قرارداد را رعايت نكنند آنها را خلع يد مي كنيم و تاكنون به همين دليل چند شركت از برداشت چوب جنگلي منع شده اند. بسياري از عوامل تشديد كننده تخريب جنگل مشكلات قانوني به شمار مي روند چرا كه در سالهاي 48 و 73 قوانيني در كشور ما به تصويب رسيده كه براساس آن به تخريب كنندگان جنگل سند شش دانگ اعطا شده است !
| | آغاز انحراف در طرح هدفمندكردن يارانه ها | مجيد زندي در خبرها آمده بود كه هيات دولت گزارش مقدماتي هدفمندكردن يارانه هاي انرژي را كه از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور رسيده بود , تصويب كرد. در اين گزارش اينگونه مطرح شده است كه قيمت حامل هاي انرژي به صورت واقعي تعيين (گران ) شود و درآمد حاصله از آن دو نيمه شود , با نيمي از آن هزينه وزارتخانه اي به نام « وزارت رفاه و اجتماعي » تامين شود و با نيمي ديگر جاده هاي عمومي احداث و مشكلات حمل نقل برطرف گردد! در اينكه در كشور ما يارانه ها هدفمند نيست و در اين شرايط ثروتمندان با بروز تورم و گراني خشنود هم مي شوند , شكي نيست چرا كه تورم در هر جامعه اي باعث افزايش تصاعدي ثروت ثروتمندان و كاهش ارزش دارائي ها و درآمد فقرا و محرومان مي شود. يعني افرادي كه در اين ساختار نابسامان ثروتي دارند با وجود گراني ثروتمندتر مي شوند اما فقرا حتي از آن چيزهايي كه تا ديروز ممكن بود دسترسي داشته باشند , محروم مي گردند. با اين شرايط , بحران تورم و گراني ظلم خطرناكي است كه مي تواند بنيان يك جامعه را از درون متلاشي سازد. در موازات همين حركت خطرناك , در كشور ما بسياري از كالاها خصوصا حامل هاي انرژي يارانه دولتي دريافت مي كنند بدين صورت كه هر خانواده اي كه تعداد خودرو بيشتري داشته باشند يارانه بيشتري از طرف دولت عايدشان مي شود , اما آنهايي كه محتاج نان شب خود هستند از چنين حمايت هاي رسمي دولتي محروم مي مانند پس با حمايت دولت دراين مملكت ثروتمند , ثروتمندتر و فقرا , فقيرتر مي شوند. در چنين شرايطي شعار هدفمندكردن يارانه ها حركت بسيار مفيدي خواهد بود اگر بدانيم چه مي خواهيم . اگر قرار باشد از چاله در آئيم و به چاه بيفتيم و با درآمدهاي حاصل از گران كردن قيمت سوخت مخارج بي اثر يك وزارتخانه عريض و طويل جديدالتاسيس را بپردازيم و همزمان نتوانيم مانع اثرگذاري گراني حامل هاي انرژي بر ساير كالاها خصوصا همان لوازم و نيازهاي محرومان جامعه شويم . به نظر مي رسد برنامه بسيار مسخره اي براي آينده ملت نوشته ايم . آنچه براي ما مشخص است اين است كه با گراني سوخت , صاحبان ثروت به آساني درآمدهاي خود را تجديد خواهند كرد. آنها فقط فشار را بر طبقات پائين دست اضافه مي كنند , طبقات محرومي كه سابقه نشان داده است حامي شناخته شده اي هم ندارند. پس اگر قرار باشد گزارش مقدماتي اين طرح , مسير انحراف را طي نمايد هر قدر كه طرح هدفمندكردن يارانه ها با اين برنامه ها بيشتر به جلو برود , راه منحرف تر خواهد شد. اين شيوه قربانيان خود را از طبقات محروم جامعه مي گيرد اگرچه در ظاهر و تنها به نام آنها بخواهيم وزارتخانه اي جديد تاسيس نمائيم . سوخت در ايران ارزان است , سود آن را ثروتمندان مي برند , سالانه يك ميليارد دلار بنزين وارد كشور مي شود و... همه درست ; اما پيش از كار آسان گران كردن حامل هاي انرژي بايد طرحي بيندازيم كه اين كار مانع گراني ساير كالاها و خدمات شود , در اين شرايط مردم محروم هم نيازي به وزارتخانه سربار ديگري براي دولت نخواهند داشت . حتما مراقب باشيم اينگونه گزارش هاي مقدماتي با ندانم كاريهاي نويسندگان آن به نام محرومان , وضعيت را براي آنها خراب تر مي كند.
| ايران خودروي پيل سوختي مي سازد | بخش اقتصادي : مدير پروژه پيل سوختي شركت ايران خودرو گفت : اولين نمونه خودرو پيل سوختي در صورت تامين كليه نيازمندي هاي نرم افزاري و سخت افزاري , سال 1385 توليد و به بازار عرضه خواهد شد. دكتر اسماعيل ساعي ور به ماهنامه پيام ايران خودرو گفت : خودروهاي پيل سوختي كه در آينده جايگزين موتورهاي درون سوز فعلي خواهند شد , هيچگونه آلودگي زيست محيطي نداشته و صرفه جويي در مصرف انرژي از مهمترين ويژگي سيستمهاي پيل سوختي مي باشد. وي افزود : دستيابي به دانش فني طراحي و ساخت سيستم پيل سوختي و كاربرد آن در خودرو از مهمترين اهداف شركت ايران خودرو است . ساعي ور تصريح كرد : با وجود آن كه تحقيقات در زمينه سيستم پيل سوختي در شركت ايران خودرو از سال 1379 آغاز شده است , در حال حاضر نسبت به شركتهاي مشابه خارجي كه سالها قبل شروع كرده اند پيشرفت قابل توجهي به دست آمده است . وي خاطرنشان كرد : پيش بيني مي شود در سال 2024 ميلادي 95 ميليون خودرو توليدي در جهان مجهز به سيستم پيل سوختي شوند و در واقع پايان عمر موتورهاي احتراق درون سوز خواهد بود.
| سمينار تخصصي توليد ورق هاي گالوانيزه در اصفهان برپا شد | بخش اقتصادي : سمينار توليد ورق هاي گالوانيزه مخصوص صنعت خودروسازي در فولاد مباركه برگزار شد. به گزارش خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي از اصفهان در اين همايش كه مدير عامل و معاونين فولاد مباركه , معاونت طرح و توسعه شركت ملي فولاد ايران , مديران و معاونين شركت هاي ايران خودرو , سايپا وايرتيك حضور داشتند. كارشناسان ژاپني و ايتاليائي مطالبي را در خصوص نحوه توليد و مسايل فني توليد ورق هاي گالوانيزه جهت صنعت خودروسازي بيان كردند. مدير اجرائي ورق گالوانيزه و رنگي و مجري طرح ورق گالوانيزه چهارمحال با اشاره به اهداف برگزاري اين سمينار گفت : اگر بخواهيم درخصوص توليد ورقهاي گالوانيزه در بازارهاي داخلي و خارجي موفق باشيم نياز به يك همسويي و همگرايي در رابطه با چگونگي برخورد با موضوع , بين مديريت ها , معاونين و كارشناسان احساس مي شود و با توجه به سير و تكامل تكنولوژي الزاما بايد رويكرد مجموعه هاي توليدكننده بصورت كارشناسانه باشد. وي افزود : كشورهاي توسعه يافته بعد از دهه 70 به دلايل مسايل زيست محيطي و اصلاح ترازهاي بازرگاني خود و همچنين كاهش هزينه ها در زمينه مصرف انرژي مصمم شدند تا اتومبيل هايي را طراحي و توليد كنند كه نه تنها مصرف سوخت كمتري داشته باشد. بلكه سبك تر از انواع قبلي باشند به همين دليل فكر استفاده از ورق گالوانيزه بوجود آمد. وي دليل استفاده از ورق گالوانيزه را به دليل مقاومت زياد در برابر خوردگي و رنگ پذيري ذكر نمود و روند ساخت و نصب تجهيزات طرح هاي توسعه در فولاد مباركه اصفهان افزود : در جريان توسعه و ساخت اين خطوط در داخل كشور از مجموع 2800 تن تجهيزات مكانيكي , حدود 65 درصد آن ساخت داخل كشور مي باشيم كه اميدواريم در پروژه هاي آتي اين رقم به پيش از 80 درصد افزايش يابد .
وزير مسكن : ميانگين عمر ساختمان در ايران از 29 سال به 42 سال افزايش يافته است | بخش اقتصادي : براساس تلاشهاي انجام يافته و بهره گيري از فناوريهاي جديد در صنعت ساختمان و مسكن , ميانگين عمر ساختمان در ايران از سال 29 سال به 42 سال افزايش يافته است و اميد مي رود اين رقم سير صعودي خود را طي سالهاي آينده طي نمايد. در مراسم افتتاحيه نهمين همايش سياستهاي توسعه مسكن در ايران مهندس عبدالعلي زاده وزير مسكن و شهرسازي با اعلام اين خبر افزود : با تلاشهاي نهادهايي كه اخيرا شكل گرفته اند مانند انجمن انبوه سازان و تشكلهاي نظام مهندسي و همچنين سازمان ملي زمين و مسكن ايران و نهادهاي ديگر توانسته ايم سرعت قابل ملاحظه اي را در ساخت مسكن شاهد باشيم بگونه اي كه امروز ساخت مسكن از حدود 425 هزار واحد در سال به 604 هزار واحد در سال 80 رسيده است و تمام پيشرفتهاي حاصله مقدمه اي براي پيشرفتهاي آتي است . وي گفت : مهم اين است هيچ فردي در كشور بفكر توليد مسكن نباشد بلكه خريد مسكن از بازار انبوه سازي بايد هدف او را تشكيل دهد و تا زمانيكه قبول نكنيم مسكن يك كالاي صنعتي و ساخت مسكن يك حرفه تخصصي است , فناوري در صنعت ساختمان ايجاد نخواهد شد. وزير مسكن و شهرسازي خاطرنشان كرد : مخاطب عمده فناوري در ساختمان صرفا بلندمرتبه سازي نيست بلكه ساختمانهاي روستايي و اقشار محروم اصلي ترين مخاطبان فناوري در صنعت ساختمان هستند. وي با اشاره به در معرض خطر بودن خانه هاي نيمه جنوبي شهر تهران در برابر زلزله تاكيد كرد : سيستم بانكي كشور در عدم حمايت مالي از مسكن روستايي و اقشار محروم جامعه بيش از ديگران مقصر است .
| وزير بازرگاني خواستار استقرار استاندارد در مبادي ورودي كشور شد | بخش اقتصادي : وزير بازرگاني خواستار استقرار استاندارد در مبادي ورودي كشور و تسريع در كار متقاضيان واردات كالا در زمينه استاندارد شد. به گزارش روابط عمومي وزارت بازرگاني , محمد شريعتمداري كه در آيين بزرگداشت روز جهاني استاندارد سخن مي گفت , با بيان اين مطلب كه , استقرار استاندارد در مبادي ورودي كشور نيازمند حمايت هاي مالي دولت است , افزود : تجهيز موسسه استاندارد در اين زمينه از اهميت ويژه اي برخوردار است , زيرا با توجه به جايگزيني نظام تعرفه موثر به جاي نظام صدور مجوزها و به تبع آن آزادسازي واردات , خطر بالقوه ي ورود كالاهاي غيراستاندارد , به كشور وجود دارد , كه موسسه استاندارد مي تواند به عنوان يك سوپاپ اطمينان عمل كرده و از ورود كالاهاي غيراستاندارد به كشور جلوگيري كند. وي با تاكيد بر ضرورت تدوين يك تعريف درست از استانداردهاي بازارهاي هدف , يادآور شد : رعايت استانداردهاي جهاني و بازارهاي هدف براي كالاهاي ايراني , از تخريب شهرت ايران در اين بازارها جلوگيري مي كند. شريعتمداري تصريح كرد : تدوين و تعريف استانداردهاي جهاني , براي صدور خدمات فني و مهندسي نيز بايد اعمال شود , زيرا برخي از شركت ها با عدم رعايت استانداردهاي لازم , به بازار ايران در برخي كشورها لطمه هاي جدي وارد كرده اند. بنابر اين موسسه استاندارد در اين عرصه نيز بايد بتواند به صورت فعال عمل كرده و اين گونه فعاليت ها را نيز تحت پوشش قرار دهد. آقاي شريعتمداري وزير بازرگاني با بيان اينكه در زمينه صادرات غيرنفتي تاكنون 108 درصد از اهداف برنامه سوم كشور محقق شده است گفت : تا سال 76 حدود 14 هزار قلم كالا به كشورهاي ديگر صادر مي شد كه هم اكنون به 32 هزار قلم رسيده است , يعني در تنوع كالاهاي صادراتي بيش از صددرصد رشد ايجاد شده است .
| آئين نامه اعطاي وام مسكن موسسه مالي و اعتباري بنياد اعلام شد | بخش اقتصادي : ضوابط و موازين آئين نامه تسهيلات برنامه اي خريد مسكن براي سپرده گذاران و متقاضيان از سوي موسسه مالي و اعتباري بنياد اعلام شد. به گزارش روابط عمومي بنياد مستضعفان براساس اين ضوابط , سپرده گذاران مي توانند سه دوره انتظار (مقطع زماني ) 6 ماهه , 9 ماهه و 12 ماهه جهت سپرده گذاري اقدام كنند. اين درحالي است كه در صورت تمايل سپرده گذار و با درخواست كتبي , دوره انتظار تعيين شده قابل تغيير به هر يك از مقاطع فوق خواهد بود. مبناي محاسبه مبلغ تسهيلات قابل پرداخت , ميانگين موجودي حساب سپرده ويژه تسهيلات خريد مسكن بصورت روزشمار و از ابتداي دوره تا پايان آن مي باشد. به گونه اي كه ميانگين روزشمار مانده حساب در پايان هر يك از دوره هاي تعيين شده نبايد كمتر از 10 ميليون ريال باشد. بنابر اين گزارش , ميزان تسهيلات قابل پرداخت به هر متقاضي و براي هر واحد مسكوني تا ميزان 70 درصد بهاي روز (حداقل به ميزان 150 درصد اصل وام دريافتي ) مسكن معرفي شده طبق نظر كارشناس رسمي دادگستري منتخب موسسه و حداكثر 100 ميليون ريال مي باشد. مسكن معرفي شده مي تواند منزل يا آپارتمان و بدون محدوديت از نظر نوسازي و دست اول بودن سند باشد. همچنين انتقال امتياز حساب سپرده ويژه مسكن به اشخاص ثالث فقط براي يك مرتبه به هر يك از بستگان درجه يك (همسر , پدر , مادر , فرزند , خواهر يا برادر) و براساس شرايط موسسه مقدور خواهد بود. متقاضيان تسهيلات برنامه اي خريد مسكن علاوه بر سپرده گذاري بايد داراي شغل مشخص و معتبر باشند و توانايي آنان براي پرداخت اقساط وام (با ارائه مدارك لازم ) براي موسسه محرز شده باشد. اين گزارش حاكي است , كليه واحدهاي مسكوني موضوع تسهيلات برنامه اي خريد مسكن , در طول دوره بازپرداخت مي بايد به هزينه وام گيرنده تحت بيمه آتش سوزي , سيل , زلزله , صاعقه و... قرار گيرد. همچنين هزينه هاي تنظيم سند رهني برعهده سپرده گذار خواهد بود.
رئيس موسسه استاندارد : استانداردها كليد توسعه بازار جهاني هستند | بخش اقتصادي : موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران در رديف پيشرفته ترين موسسات استاندارد بين المللي است . به گزارش روابط عمومي وزارت صنايع و معادن , دكتر خورسند اولين رئيس اداره استاندارد كشورمان روز گذشته (22 مهرماه همزمان با روز جهاني استاندارد) ضمن بيان اين مطلب افزود : پيشرفت اساسي استاندارد طي 20 سال گذشته بوده و در اين مدت 28 موسسه استاندارد در استانهاي مختلف كشور تاسيس شده است . به گفته وي : تا سال 1331 صادرات ايران به طور غيرمنطقي و غيراصولي بود , و هيچگونه نظارت و كنترلي در جهت كيفيت كالاها صورت نمي گرفت . ولي بعد از آن به مرور استاندارد جايگاه طبيعي خود را در چرخه توليد باز كرده است . مهندس سيد ابريشمي رئيس موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران نيز بيان شعار امسال روز جهاني استاندارد « يك استاندارد , يك آزمون , مورد قبول در همه جا » گفت : استانداردها كليد توسعه بازار جهاني است . وي افزود : استانداردها زبان فني هستند كه جهان براي توليد كالاها , خدمات و سيستمها از آن بهره مي گيرد. و از آنجا كه هر حرفه اي در هر نقطه اي كه باشد قابليت درك اين زبان را دارد از اين رو كالا و خدمات توليدي برپايه اين زبان هرجا كه توليد شوند كيفيتي يكسان خواهند داشت . لازم به توضيح است : در پايان مراسم روز جهاني استاندارد , تنديس كيفيت و لوح سپاس به 14 واحد توليدي و خدماتي نمونه اهدا شد. همچنين از كارشناسان و مشاوران نمونه و كارمندان نمونه كشوري تقدير بعمل آمد.
| صادرات مواد پتروشيمي در مجتمع پتروشيمي بندر امام به 900 هزار تن رسيد | بخش اقتصادي : مجتمع پتروشيمي بندر امام بعنوان يكي از بزرگترين مجتمع هاي پتروشيمي در خاورميانه كه محصولات گوناگوني توليد مي كند ميزان كل فروش خود را در پايان شهريور ماه سال 1381 به يك ميليون و 341 هزار تن به ارزش 2950 ميليارد ريال رساند. به گزارش روابط عمومي وزارت نفت , از اين ميزان فروش محصولات , 445 هزار تن به ارزش 1029 ميليارد ريال فروش داخلي بوده است . ميزان صادرات محصولات پتروشيمي بندر امام نيز در 6 ماه اول سال 1381 به 896 هزار تن به ارزش 240 ميليون دلار رسيد .
| سرريز روزنه اي سد كارون 3 توسط متخصصان ايراني ساخته شد |
بخش اقتصادي : دو واحد تخليه كننده فلزي سرريز روزنه اي سد كارون 3 توسط مهندسان و كارگران ايراني طراحي , ساخته و نصب شد. به گزارش روابط عمومي شركت توسعه منابع آب و نيروي ايران , مهندس موسوي مدير امور برق و مكانيك طرح سد و نيروگاه كارون 3 با اعلام اين خبر افزود : اين سازه كه در ارتفاع يك صد متري بدنه سد نصب شده است براي اولين بار توسط متخصصان ايراني در شركت فراب (وابسته به وزارت نيرو) طراحي شده و شركت هاي هپكو , نيرپارس و ماشين سازي اراك در ساخت و نصب آن همكاري داشته اند. وي افزود : عمليات نصب اين سازه عظيم فلزي كه 1500 تن وزن و 30 متر طول دارد در كمتر از شش ماه پايان يافت و اين سازه قادر است در هر ثانيه 1600 مترمكعب آب را تخليه كند.
| | | | | | | | | |