روزنامه جمهوري اسلامي 21/07/1381 صفحه عقيدتي
پرواز تا بي كران معنويت




لذتها را در يك تقسيم بندي كلي مي توان به چهار دسته تقسيم نمود :
1 ـ لذتهاي حرام و نامشروع . اين لذتها آثار زيانمندي بر « جسم » و « روح » انسان وارد مي سازند و لحظات زندگي « فردي » و عرصه هاي حيات « اجتماعي » را با آسيب و خطر مواجه مي نمايند و و از همين رو تعاليم مقدس اسلام كه هيچ نوع زيان و آسيب را به جسم و روح انسانها نمي پذيرد و سلامت و سعادت آنان را در تمام شئون زندگي دنيا مورد توجه و عنايت دارد , عملكردهاي حرام و نامشروع را به دليل آثار مخرب و زيانمندي كه دارند , ممنوع و حرام اعلام مي نمايد.
2 ـ لذتهاي حلال يا مشروع . ترك اين لذتها از ديدگاه اسلام جايز و روا نيست . زيرا به همان ميزان كه لذتهاي حرام و نامشروع , آدمي را در مهالك فساد و تباهي مي افكند و از سلامت جسم و روح مانع مي شود , لذتهاي حلال و مشروع زمينه هاي زندگي سالم و با نشاط فردي و اجتماعي را فراهم مي آورد و انسان را در مسير تحقق جنبه هاي گوناگون رشد و كمال مادي و معنوي قرار مي دهد.
3 ـ لذتهاي حلالي كه در يك مقطع زماني و مكاني خاص به طور موقت و محدود , ترك مي شود. مثل لذتهاي حلالي كه در مقطع زماني « رمضان » با گرفتن « روزه » ترك مي گردد و انسان روزه دار در اوقات معيني از خوردن و آشاميدن و بهره مندي هاي مشروع جنسي , به طور موقت محروم مي شود.
همچنين مثل لذتهاي حلالي كه در مقطع زماني ماه « ذيحجه » و در مقطع مكاني « مكه » با انجام مراسم الهي حج , به صورت موقت و محدود ممنوع مي گردد.
4 ـ لذتهاي حلالي كه انسان با اختيار و انتخاب خود به ترك آنها همت مي گمارد. مثل لذت خواب در نيمه هاي شب كه براي « تهجد و شب زنده داري » ترك و رها مي شود تا انسان شب زنده دار بدين وسيله به درجات و مراتب والاي تقرب الهي نائل آيد و در محفل انس و محبت حضرت محبوب حاضر شود.
همچنين مثل لذتهايي كه با روزه هاي مستحبي ترك و رها مي شود تا از اين طريق مراتب بالاتري از تهذيب و تزكيه نفس پيموده شود.
انسان از ترك لذتهاي حرام , و نيز ترك لذتهاي حلالي كه در ايام خاص و زمان محدود مثل روزه ماه مبارك رمضان و مراسم حج از آنها اجتناب مي شود , و همچنين از ترك لذتهاي حلال اختياري براي تقرب جستن به حضرت پروردگار مثل نوافل به ويژه نافله شب و روزه هاي مستحبي , به يك لذت و نشاط و ابتهاج بزرگ و وصف ناشدني دست مي يابد. يعني اين ترك لذتها , خود لذتي بزرگ مي آفريند كه انسان را غرق در عشق و معنويت مي كند. اكنون به چگونگي و انواع لذتهايي كه از ترك لذت به دست مي آيد , اشاره مي كنيم .
الف ـ انسان از ترك لذتهاي حرام و ترك لذتهايي كه به طور موقت و مقطعي حرام مي شوند , لذت تقرب به خدا را احساس مي كند.
او كه به انگيزه جلب رضايت حضرت دوست و پيمودن مراحل بالاي رشد و كمال معنوي به ترك لذايذ حرام و لذتهاي تحريم شده موقتي همت مي گمارد , با دقتها و مراقبت هايي كه در پرهيز از معاصي و گناهان مي كند به مرور مراتبي از تقوا و خويشتن داري از گناه را كسب مي نمايد و به خدا نزديك مي شود.
اين انسان مراقب و پرهيزكننده از گناهان , از اينكه به خدا نزديك شده و مرحله اي به سوي استحكام پيوند معنوي خويش با محبوبش گام سپرده است , احساس طراوت و نشاط مي كند و از ترك لذتهاي حرام , لذت خاص و وصف ناپذيري را كه در تمام زواياي روحش ماوا گزيده است , احساس مي نمايد.
ب ـ لذت و ابتهاج ديگري كه به انسان مراقب و پرهيزكار دست مي دهد , لذت خويشتن داري از گناه است .
او از اينكه باداشتن « اختيار » و « قدرت » براي انجام معاصي و گناهان , خويشتن داري ورزيده و معصيت و گناه مرتكب نشده است , احساس لذت مي كند. چنين مي پندارد كه « هنر » بزرگي كرده كه بر نفس سركش خويش مهار زده و در شرايطي كه مي توانسته دست به معاصي و گناهان بيالايد چنين نكرده است , و براستي كه اين پندار , بسيار صحيح و والا مي باشد و هر كسي را چنين هنري نيست .
اين قدرت اراده كه از صيانت از نفس ناشي مي شود و به خويشتن داري از گناهان مي انجامد , بسيار لذت آور است .
ج ـ لذت ديگر , از تصور پاداشهاي بزرگ اخروي به انسان دست مي دهد.
انسان مراقب و خويشتن دار احساس مي كند كه پشتوانه اي اطمينان بخش براي فرداي خويش ذخيره كرده است و آن بهشت جاودان و زندگي و حيات ابدي و نعمتهاي الوان و گوناگوني است كه در اثر عبادات و پرهيز از معاصي , آماده پذيرايي از او مي باشد.
او با ترك لذتهاي حرام و لذتهاي حلالي كه به صورت موقت و محدود ترك مي شوند. و نيز ترك لذتهايي همچون لذت خواب در نيمه هاي شب براي تهجد و نماز شب , تكيه گاه معنوي اش را استوار و راسخ مي يابد و اين اميدواري و اطمينان لذتي سرشار و غيرقابل توصيف براي او مي آفريند.
د ـ احساس كرامت نفس , لذت ديگري است كه انسانهاي خويشتن دار و تقواپيشه با مراقبتها و پرهيزهاي خود به كف مي آورند.
يكي از آفات و زيانهاي بزرگ گناهان و مفاسد و فحشا اين است كه به منزلت و شخصيت انسان ضربه وارد مي سازد و او را حقير و پست مي نمايد و از اكرام در جمع و اعتماد و اطمينان افراد به او مي كاهد.
هر معصيت و فساد و گناهي , ذلت آفرين و حقارت زا مي باشد و مرتكب كننده آن را در حيات اجتماعي از شان و اعتبار محروم مي سازد.
در نقطه مقابل , پرهيز از مفاسد و فحشا و گناهكاري ها , روح را صيقل مي دهد و به پاكي و عفاف مي رساند و شخصيت معنوي و اجتماعي انسان را رشد و نمو مي دهد و از اكرام و احترام در جمع بهره مند مي سازد.
انسان مراقب و خويشتن دار از گناهان , با پاكي و تقوايي كه از اجتناب از تباهي ها به دست مي آورد موجبات اكرام و اعتماد ديگران را فراهم مي آورد و در برخوردها و مواجهات اجتماعي شخصيتي متين و اطمينان بخش مي يابد.
او از اينكه با پيوند با خدا و پرستش ذات مقدس او و اجتناب از معاصي و گناهان , به كرامت و عزت نفس رسيده و از اين طريق هم معاصي و پليدي ها و پلشتي ها را حقير مي شمرد و به دليل منافات داشتن با كرامت و عزت نفس خويش از ارتكاب آنها خودداري مي ورزد , و هم موجبات اعتماد و اطمينان ديگران را فراهم آورده است , احساس لذت مي كند.
ث
آنان كه بر نفس خويش سيطره مي يابند و با مراقبتهاي مستمر و وقفه ناپذير با شهوتهاي خودبيني , حسد , تكبر , ريا , قدرت طلبي , رياست پرستي و شهرت جويي و ساير شهوات و اميال و خواهشهاي نفساني مي ستيزند و در اوج خلوص دستورالعملهاي الهي را در حركات و رفتار و كنشهاي خود به ظهور و تجلي مي رسانند , لذت ترك لذتهاي ناروا از ژرفاي جانهاي پاكشان درمي يابند و غرق در نشاط و ابتهاج ناشي از اين حالت خالص و زيباي معنوي و ملكوتي مي شوند.
و آنان كه در دام شهوات پست و اميال و هوسهاي شيطاني اسير مي باشند و تحت تاثير تحريكات وقفه ناپذير نفساني در بيراهه هاي فساد و تباهي ره مي سپرند , از كاروان رشد و كمال معنوي باز مانده اند و به مهالك فسق و انحطاط شتاب مي گيرند.
اينان هم در پيشگاه حضرت پروردگار مطرود و مغضوب مي باشند , و هم در ميان خلق و در عرصه هاي گوناگون زندگي اجتماعي , منفور هستند.
اينك , در خلوت دل مي نشينيم و نفس ناآرام , خمود , غفلت زده و دلبند و پايبند به شهوات و اميال و خواهشهاي شيطاني را اينگونه تازيانه بيداري مي زنيم :
اگر لذت ترك لذت بداني
دگر لذت نفس , لذت نخواني
هزاران در از خلق برخود ببندي
گرت باز باشد دري آسماني
سفرهاي علوي كند مرغ جانت
گر از چنبر آز بازش رهاني
وليكن تو را صبر عنقا نباشد
كه در دام شهوت به گنجشك ماني
چنان مي روي ساكن و خواب درسر
كه مي ترسم از كاروان بازماني
نصيحت همين است جان برادر
كه اوقات ضايع مكن تا تواني

آنان كه بر نفس خويش سيطره مي يابند و در اوج خلوص دستورالعمل هاي الهي را در حركات و رفتار و كنشهاي خود به ظهور و تجلي مي رسانند , لذت ترك لذتهاي ناروا را از ژرفاي جانهاي پاكشان در مي يابند و غرق در نشاط و ابتهاج ناشي از اين حالت زيباي معنوي و ملكوتي مي شوند.
انسان مراقب و خويشتن دار , با پاكي و تقوايي كه از اجتناب از معاصي و تباهي ها به دست مي آورد موجبات اكرام و اعتماد ديگران را فراهم مي آورد و در مواجهات اجتماعي شخصيتي متين و اطمينان بخش مي يابد.
هر معصيت و فساد و گناهي , ذلت آفرين و حقارت زا مي باشدو مرتكب كننده خود را در حيات اجتماعي از شان و اعتبار محروم مي سازد.
به همان ميزان كه لذتهاي حرام , آدمي را در مهالك فساد و تباهي مي افكنند و از سلامت جسم و روح مانع مي شوند , لذتهاي حلال زمينه هاي زندگي سالم و بانشاط فردي و اجتماعي را فراهم مي آورند و انسان را در مسير تحقق جنبه هاي گوناگون رشد و كمال مادي و معنوي قرار مي دهند