روزنامه جمهوري اسلامي 09/07/1381 صفحه سياسي

* استاديار علوم سياسي دانشگاه سانفرانسيسكو :
ريشه ظلم بر ملت فلسطين را بايد در حمايت آمريكا از اسرائيل جستجو كرد

* امنيت در افغانستان از ادعا تا واقعيت
استاديار علوم سياسي دانشگاه سانفرانسيسكو :
ريشه ظلم بر ملت فلسطين را بايد در حمايت آمريكا از اسرائيل جستجو كرد




stephan استفان زونز ( ) استاديار علوم سياسي zones دانشگاه سانفرانسيسكو و تحليلگر امور خاورميانه در گفت و گوي اختصاصي با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) , به تشريح نظرات خود در خصوص حمله آمريكا به عراق و بحران خاورميانه پرداخت .
وي در پاسخ به سوالي درباره آينده تحولات خاورميانه گفت : « تا زماني كه ايالات متحده با هر قدرت خارجي سعي دارد خواست خود را به منطقه تحميل كند , ناامني وجود خواهد داشت . حمايت از حكومت هاي پادشاهي عرب و توسعه طلبي هاي اسرائيل موجب ايجاد مقاومت مي شود و در پي آن افراد مستعدي مانند صدام حسين و يا تروريست هايي مانند اسامه بن لادن از انزجار عمومي براي افزايش قدرت خود استفاده مي كنند كه اين امر به نوبه خود بهانه اي به آمريكا مي دهد تا در ساير كشورها به طور مستقيم مداخله نظامي كند. اين امر كاملا مشخص بوده است و هرچه آمريكا طي 30 سال گذشته منطقه را نظامي كرده , ناامني بيشتري در آن به وجود آمده است و در واقع در خود آمريكا نيز ناامني بيشتر شده است » .
« زونز » درباره ي وجود رابطه و تعاملي ميان بحران عراق و بحران خاورميانه و تاثير متقابل اين دو بحران بر يكديگر اظهار داشت : « بخش عمده بي عدالتي و ظلمي كه هم اكنون بر مردم فلسطين روا داشته مي شود به دليل حمايت آمريكا از اسرائيل است و همچنين اين امر موجب شده است صدام در تبعيت از قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل و انهدام سلاح هاي كشتار جمعي سياست رياكارانه اي را اتخاذ كند. من شكي ندارم كه در صورت حمله همه جانبه آمريكا عليه عراق , دولت اسرائيل فلسطينيان را با شدت بيشتري سركوب مي كند; چرا كه توجه جهانيان از اين منطقه منحرف شده است . اين امر موجب مي شود همانند سال 1991 , اسرائيلي ها و فلسطينيان بيشتري در مقابل يكديگر قرار گرفته و حتي افراد ميانه روي دو طرف نيز موضع خصمانه اتخاذ كنند , اگرچه من هيچ مدركي مبني بر اينكه لابي هاي طرفدار اسرائيل حامي اصلي حمله آمريكا به عراق هستند , نديده ام , اما دولتمردان آمريكايي كه از اين حمله حمايت مي كنند همان هايي هستند كه از آريل شارون به طور جدي حمايت مي كنند به هر حال دليل آنها يكي است , مقهور كردن يا كنترل هر عاملي كه آمريكا يا متحدانش را تهديد كند » .
وي در پاسخ به سئوال ديگري درباره دلايل آمريكا براي حمله به عراق و پيامدهاي اين حمله گفت : « به اعتقاد من آمريكا قصد دارد با اين حمله از عراق الگويي بسازد تا نشان دهد كه در جهان تك قطبي امروز و به ويژه در منطقه اي كه از لحاظ اقتصادي و استراتژيك بسيار حائز اهميت است هرگونه چالشي عليه سلطه طلبي و برتري آمريكا با مجازات همراه خواهد بود. عراق يكي از دو كشور منطقه است كه مي تواند با تلفيق نفت , جمعيت و آب به الگويي مستقل از توسعه و سياست خارجي مبتني بر امتيازات ويژه خود دست يابد. به همين دليل است كه سياست گذاران آمريكايي عراق را تهديدي براي خود مي دانند » .
وي ادامه داد : « دومين كشور ايران است , اگر آمريكا بتواند , با موفقيت به عراق حمله كند و دولت حامي آمريكا در اين كشور به وجود آورد , هدف بعدي ايران خواهد بود.
با اين حال من فكر نمي كنم آمريكا در اين زمينه به موفقيتي دست يابد , چرا كه حتي اگر آمريكا رژيمي دست نشانده در عراق ايجاد كند آمار تلفات و هرج و مرج سياسي , هزينه هاي مالي , تخريب محيط زيست و ساير پيامدها نشان خواهد داد كه آمريكا دچار اشتباهي فاجعه آميز شده است » .
« زونز » در ادامه گفت وگوي خود با ايسنا , در خصوص نقش ايران در بحران عراق و خاورميانه و پارامترها و عوامل حائز اهميت براي ايفاي نقش محوري ايران در اين دو بحران اظهار داشت : « حمايت ايران از عمليات نظامي , حتي براي اهداف موجهي همچون مقاومت در برابر اشغال اسرائيل مي تواند نتايج معكوس به همراه داشته باشد , به طوري كه اسرائيل و آمريكا امكان مي يابند به سركوب بيشتر فلسطينيان بپردازند و اساس ذاتي مقاومت مردم فلسطين را انكار كنند. قويترين ابزار اسرائيل و آمريكا ارتش آنهاست و از نظر استراتژيك عاقلانه نيست نقطه قوت دشمن را به چالش طلبيد. آمريكا و اسرائيل از نظر حقوقي و اخلاقي بسيار ضعيف هستند و ايران بايد توجه خود را به اين جنبه ها معطوف كند » ,
وي ادامه داد : « ايران مي تواند در اين دو بحران و ساير نقاط جهان با حمايت از جايگزيني براي دو شيوه كنوني نقش مهمي ايفا كند , نخست روابط نوين استعماري با غرب كه بسياري از كشورها خواهان آن هستند و ديگر واكنش هاي خشونت آميز و استبدادي در اشكال اسلامي و سكولار كه منجر به سركوب در داخل و انزواي بين الملل اين كشور مي شود. اكنون ايران اين فرصت را دارد كه نقش حقيقي خود را ايفا كند. به عنوان مثال ايران با حفظ همبستگي پايدار با فلسطينيان و اجتناب از حمايت از تاكتيك هايي همچون عمليات انتحاري و نيز حمايت از خلع صدام توسط مردم عراق و مخالفت قاطع با تهاجم آمريكا به اين كشور مي تواند با اتخاذ موضعي ميانه در عرصه امور خارجي , به احترام جهاني دست يابد » .
اين استاد دانشگاه سانفرانسيسكو همچنين گفت : « به لحاظ اقتصادي نيز ايران با رد الگوهاي اقتصادي نئوليبرال آمريكا و نهادهاي ملي بين المللي متحد اين كشور مانند صندوق بين المللي پول و سازمان تجارت جهاني و نيز اجتناب از الگوهاي اقتصادي بسته بروكراتيك مي تواند در مسير توسعه پايدار گام بردارد. ايران مي تواند با رد مادي گرايي سكولار غرب ونيز اجتناب از حكومت مذهبي سركوب گر به الگوي جامعه اي كه اهميت ارزش هاي معنوي و آزادي هاي فردي را نشان مي دهد تبديل شود. اين امر به معناي پايان خصومت آمريكا نيست درواقع آمريكا در اين صورت در مي يابد كه چنين ايراني بدترين تهديد محسوب مي شود يا اينحال ايران تنها كشور خاورميانه است كه توانايي تبديل شدن به چنين الگويي را دارد » .
ناامني در خاورميانه تا هر زمان كه آمريكا تلاش دارد تا خواسته خود را به منطقه تحميل كند , ادامه خواهد يافت
حتي اگر آمريكا رژيمي دست نشانده در عراق به روي كارآورد آمار تلفات , هرج و مرج سياسي , هزينه هاي مالي , تخريب محيط زيست و ساير پيامدها نشان خواهد داد كه آمريكا دچار اشتباه فاجعه آميزي شده است
كساني كه در آمريكا از حمله نظامي به عراق حمايت مي كنند از طرفداران جدي آريل شارون هستند

امنيت در افغانستان از ادعا تا واقعيت




هر چند در جريان ترور حامد كرزي همه نگاهها متوجه هوادران القاعده شد و بسياري از تحليل گران و به ويژه روزنامه هاي فرانسوي مانند فيگارو از طرح جديد نيروهاي طالبان براي ايجاد افتراق قومي در افغانستان از طريق ترور چهره هاي مشهور پشتون و يا تاجيك خبر دادند , اما بدون ترديد يكي از مهمترين دلمشغولي ها در اين باره نافرماني جناحهاي قدرتمند افغان از حكومت مركزي كابل است . در همين راستا برخي روزنامه نگاران انگليسي احتمال ارتباط عامل ترور فوق با يكي از جناح هاي قدرتمند افغاني را مردود نمي شمارند و در اثبات مدعاي خود به اظهارات برخي نظاميان آمريكايي كه از وابستگي عامل ترور حامد كرزي به گروههاي مسلح منطقه خبر دادند استناد و اضافه مي كنند كه براساس شواهد موجود تروريست مذكور در يكي از گروههاي جهادي عضويت داشته است .
نمونه فوق , آخرين مورد ناآرامي هاي قومي و مشكلاتي كه چهره هاي قدرتمند افغان آن را پديد آورده اند نمي باشد , چنانكه چندي پيش پادشاه خان زدران كه پيش از اين نيز با نيروهاي حكومت مركزي درگير شده بود , سر به شورش برداشت و مجددا ادعاي حكومت بر ايالت تنگرها را تكرار كرد. او پيش از آغاز حملات از ساكنان شهر خوست مركز اين ايالت , درخواست كرده بود كه براي حفظ جان , شهر را ترك كنند. خبرگزاريها در اين باره با اشاره به تكرار چنين ادعاهايي از سوي زدران از او به عنوان مشكلي كه در حال تبديل شدن به معضلي منطقه اي است ياد كرد و اضافه نمود كه عملياتهاي اين فرمانده شورشي , امنيت اين منطقه از كشور افغانستان را دچار بحران شديدي نموده است .
البته مشكلات حامد كرزي تنها در اين نكات پايان نمي پذيرد , چندي پيش و پس از اينكه شايعات درباره وجود اختلافات ميان كرزي و ژنرال فهيم وزير دفاع دولت موقت افزايش يافت رئيس دولت موقت به ناچار در جمع خبرنگاران بين المللي حاضر شد و گفت كه هيچ اختلافي ميان او و ژنرال فهيم وجود نداشته است اما سكوت ژنرال فهيم باعث شد تا گفته هاي كرزي جلوه چنداني نداشته باشد.
در اين حال گزارش هاي واصله از مزار شريف , از وقوع درگيري هاي شديد ميان ژنرال عطامحمد رهبر شورشي ناحيه چمتال با عبدالرشيد دوستم والي اين ايالت و نظامي هوادار دولت كابل حكايت دارد. افزون بر اين خبرنگاران مستقر در شهر قندهار , در ايالت هلمند , از ترور عمر دادمحمد رئيس اداره امنيت اين ايالت خبر مي دهند. اين خبرنگاران در تحليل حادثه فوق به ويژه انگشت اتهام را متوجه فرماندهان رقيب در اين ايالت مي كنند و مي گويند كه اخيرا تسويه حساب بر سر تجارت موادمخدر در افغانستان شدت يافته و ترورهاي زيادي صورت است .
در اين راستا نكته مهم ديگر آن است كه هر چند آمريكا تاكيد كرده كه نسبت به تامين ثبات و امنيت در افغانستان متعهد است و همانطور كه « پل ولفويتز » نيز گفته به هيچ روي از حمايت حامد كرزي دست بر نخواهد داشت اما بديهي است كه آمريكا نمي تواند در مسايل قومي و داخلي افغانستان دخالت كند چه آنكه آمريكا با ورود به عرصه اين درگيريها در واقع به باتلاقي سهمناك و بي پايان قدم خواهد گذاشت و نيروهاي زيادي را در اين باتلاق از دست خواهد داد. در عين حال ورود نيروهاي نظامي آمريكا به اين مناقشات داخلي سبب خواهد شد تا عملا جايگاه واشنگتن از عامل تامين كننده رفاه و امنيت براي مردم افغانستان به رقيب و يا دشمن ساير گروههاي افغاني تنزل يابد.
تحليل گران با اشاره به تحولات جاري در افغانستان تاكيد مي كنند كه شرايط حاضر نه تنها به منافع مردم افغانستان لطمه مي زند بلكه اصولا هويت و ماهيت حكومت در اين كشور را تهديد مي كند به ويژه آنكه اكنون حامد كرزي به خطرهاي تاخير در بازسازي كشورش پي برده است و به خوبي مي داند كه اين تاخير مجددا معضل كشت و قاچاق موادمخدر و نيز راهزني هاي بين راهي در افغانستان را رواج خواهد داد و نابساماني هاي موجود را تشديد خواهد كرد.
افزون بر اين ناظران امور اقتصادي به آغاز مذاكرات براي تاسيس خط لوله انتقال نفت تركمنستان و قزاقستان به درياي عمان از طريق پاكستان و افغانستان اشاره مي كنند و مي گويند در حاليكه تاسيس اين خط لوله براي شهروندان افغاني اشتغال و براي دولت حامد كرزي , ثروت فراهم مي كند , ناامني در منطقه چشم انداز اجراي اين پروژه مهم را با ابهام مواجه كرده است . كارشناسان مذكور توضيح مي دهند كه هر چند ناامني در شهرهاي شمالي پاكستان حصول اين تصميم را با موانع عديده اي مواجه ساخته اما ناامني هاي موجود در شهرهاي افغانستان و وقوع درگيري ميان فرماندهان رقيب بر مشكلات حاضر افزوده و اندك روزنه هاي اميد را نيز مسدود ساخته است .
در اين ميان روشن است كه امنيت موجود در افغانستان كه در شرايط آزمايشگاهي و با حضور نيروهاي پاسدار صلح بين المللي « ايساف » و نيز كمك نظامي قدرتهاي بزرگ چندان اطمينان بخش نيست و به همين دليل حامد كرزي و همكارانش نمي توانند وجود اين امنيت نسبي را آغازي براي برقراري امنيت فراگير در افغانستان قلمداد نمايند. بر اين پايه تدوين ساختار مناسبي كه در آن به مقوله تامين امنيت شهروندان , هم عرض بازسازي نگريسته شود ضروري مي نماياند در اين باره نكته مهم و قابل توجه براي زمامداران كابل آن است كه تا ايجاد ثبات و برقراري آرامش سياسي ـ اجتماعي , سرمايه گذاري بر روي تاسيسات اقتصادي افغانستان و يا حتي اعطاي كمك به بازسازي اين كشور چندان مفهومي نخواهد داشت چه آنكه اين كمكها در اندك مدتي از سوي اژدهاي منازعات قومي بلعيده خواهد شد و پيشرفتهاي به دست آمده را نابود خواهد ساخت .
نادر كريمي جوني