روزنامه جمهوري اسلامي 24/06/1381 صفحه مقالات

* زيارت اميرالمومنين (ع ) از زبان معصوم
موزه امام علي (ع ) بزودي به بهره برداري مي رسد
يك پزشك جوان در سنندج نهج البلاغه را در 38 هزار بيت به نظم درآورد
هشدار به خوارج نهروان از زبان اميرمومنان
زيارت اميرالمومنين (ع ) از زبان معصوم




« زيارت » در مكتب نوراني شيعه , حقيقتي است والا , كه انسان هر لحظه به ديدار امام خود مي رود.
در اين فرهنگ غني , امام معصوم , حجت خدا بر خلق است . از اين رو , در هر لحظه مي توان با او سخن گفت , و راز دل بيان كرد و پاسخ گرفت .
در زيارت , عقل و احساس وعاطفه , در فضايي از نور , آنچنان به هم گره مي خورد كه اشك ديدگان و سوز دل و رهنمايي خرد , با تار وپود محبت و ولايت , به هم پيوند ناگسستني مي يابد.
از سوي ديگر , زيارتهاي وارده از ناحيه امامان معصوم (ع ) , حقايق صحيح را بدون اغراق و غلو , و بدور از افراط و تفريط مي آموزد. و بدين گونه درس زندگي به نسلهاي انسان مي دهد.
اين است كه به ما توصيه شده كه زيارت هاي معتبري را كه از ائمه اطهار(ع ) به دستمان رسيده , همچون ميراثي گرانقدر پاس داريم .
در ميان زيارتهاي معتبره , زيارت اميرالمومنين (ع ) به روايت حضرت امام هادي (ع ) , جايگاهي ويژه دارد. اين زيارت نامه , در روز غدير وارد شده , اما بر اساس سند آن ـ به تصريح محدث بزرگوار مرحوم حاج شيخ عباس قمي ـ در هر روز مي توان خواند , و حتي از راه دور نيز مي توان توسط اين كلمات به محضر اميرالمومنين (ع ) عرض ادب كرد.
نكاتي ويژه به اين زيارت نامه امتياز مي بخشد. از جمله :
1 ـ تفسير و تبيين دهها آيه قرآن , از زبان امام معصوم (ع ) .
2 ـ بيان تاريخي فشرده و جامع از زندگي امام اميرالمومنين (ع ) , به دور از اغراق ها , سهو و نسيان ها , غرض ورزي ها , وديگر مشكلات تاريخ نگاران بشري .
3 ـ پيوند عميق ميان فضائل و مناقب اميرالمومنين (ع ) , ويژگي هاي دشمنان ايشان , تاريخ زندگي حضرتش , اخلاق والاي الهي آن گرامي , وديگر موضوعات , به نحوي شگفت , با فصاحت و بلاغت تمام .
4 ـ سند عالي و فوق العاده اين زيارت , كه محدث قمي در كتاب « هديه الزائرين » به آن اشاره فرموده است .
5 ـ محدود نبودن آن به زمان يا مكاني خاص .
از آنجا كه اين زيارت , با اين همه ويژگي , كمتر در دسترس علاقمندان بوده آقاي عبدالحسين طالعي متن آن را ـ همراه با ترجمه اي فارسي روان ـ به تمام دوستداران امام اميرالمومنين (ع ) ارائه كرده و انتشارات جليل نيز آن را منتشر نموده است .
اينك فرصتي است مناسب تا با تدبر در معاني كلماتي كه از لسان حق گوي فرزند برومند علي بن ابي طالب در وصف آن حضرت صادر شده , حضرتش را بشناسيم :
« سلام بر تو اي مولاي من ! اي اميرمومنان ! اي امين خدا در زمين او; و سفير خدا بر آفريدگان او و حجت بالغه خدا بر بندگانش . »
امام هادي عليه السلام براي نشان دادن بطلان عقيده « دين بدون ولايت » , آن حضرت را , شخص امام را , « دين استوار الهي » معرفي كرد و مي فرمايد :
« سلام بر تو اي دين استوار الهي »
و در ادامه براي بطلان تصور اينكه براي رسيدن به خدا , راههاي متعدد هست و لازم نيست كه فقط پيرو امام عليه السلام باشيم مي فرمايد :
« (سلام بر تو اي )... راه مستقيم خداوند »
در بخش ديگري در تاييد اينكه اوست صراط مستقيم الهي مي فرمايد :
« و گواهي مي دهم كه تويي مورد عنايت , در گفته خداي عزيز رحيم كه فرمود : اين است راه مستقيم من , اينك از آن پيروي كنيد و از راههاي ديگر تبعيت نكنيد كه شما از راه (حق ) او جدا سازند. »
امام هادي سپس سوگند ياد مي فرمايند كه :
« به خدا سوگند , هر كس كه از غير تو پيروي كرد , گمراه شد و گمراه كرد , و هر كسي كه با تو دشمني ورزيد از حق روگردان شد. »
سپس امام دهم صفاتي از اميرالمومنين را توصيف مي كنند :
« و گواهي دهم كه تو , همواره مخالف هواي نفس و قرين تقوي بودي . بر فرو بردن خشم , توانا , و نسبت به مردم اهل عفو و بخشش بودي . هنگامي كه نافرماني خدا مي شد خشمناك بودي و زماني كه اطاعت خدا مي شد راضي بودي . و به آنچه خدا با تو پيمان بست , عامل بودي .
آنچه را كه مامور حفظ آن بودي , در رعايتش كوشيدي .
.... در برابر آنچه در راه خدا به تو رسيد نه سست شدي و نه به ضعف گرائيدي و نه به دليل رقابت , از طلب حق خود , بيچاره شدي .
پناه بر خدا از اين كه چنين باشي . بلكه چون مورد ستم قرار گرفتي (اجر صبر و مظلوميت خود را) به حساب خدايت گذاشتي . امر خود را به او ـ تعالي ـ واگذار نمودي . به آنها تذكر دادي اما آنها يادآور نشدند.
پندشان دادي , اما پند نگرفتند.
خوف خدا را از آنها خواستي اما آنها چنان نكردند....
..... هر كس به انكار تو آيد , به خدا اقرار نكرده است .
.... هر كه به انكارت پردازد , بسيار ستمگر و بسيار شقي است . »
امام هادي عليه السلام آنگاه به بعضي فضائل ديگري كه زندگاني حضرتش رخ داده اشاره كرده و سپس فضائل ديگر از جمله « ليله المبيت » از لسان مبارك امام هادي عليه السلام بيان مي شود.
در خاتمه , قبل از لعن بر قاتلان و ستمكاران و منكران حق ائمه عليهم السلام مي فرمايد :
« صلوات خدا بر تو , در بامداد و شامگاه , و در اقامت و سفر. هيچ ستاينده اي بر وصف حضرت احاطه نيابد و زبان بدگوئي , فضيلت حضرتت را از ميان برندارد. »
شايسته است كه مومنين , اين ميراث گرانقدر باقي مانده از امام دهم را كه با سند عالي و فوق العاده با تبيين و تفسير دهها آيه از قرآن و يك دوره تاريخ زندگاني حضرت و بيان عقايد صحيح براي ما به يادگار مانده را ارج نهند و در تمام ايام با اين كلمات شريف , به محضر اميرالمومنين عرض ادب كنند.
براي تدبر متن اين زيارت مي توان به منابع زير مراجعه كرد :
1 ـ مفاتيح الجنان , شيخ عباس قمي , اعمال روز غدير .
2 ـ زيارت اميرالمومنين , عبدالحسين طالعي , نشر جليل , مشهد (8432566 ـ0511 ) چاپ اول 1380 شمسي جيبي 81 ص .

موزه امام علي (ع ) بزودي به بهره برداري مي رسد


حبيب الله تاجيك اسماعيلي شهردار منطقه 3 گفت : ساخت موزه امام علي (ع ) واقع در خيابان اسفنديار به اتمام رسيده و به سازمان فرهنگي هنري شهرداري تحويل شده است كه اقدام هاي لازم براي تجهيز و بهره برداري آن بايد توسط اين سازمان انجام شود.
وي افزود : اين موزه با اعتباري بالغ بر 13 ميليارد ريال ساخته شده است و چهارهزار مترمربع وسعت دارد.

يك پزشك جوان در سنندج نهج البلاغه را در 38 هزار بيت به نظم درآورد


يك پزشك جوان در سنندج , ترجمه فارسي نهج البلاغه را با عنوان « خطيب آسماني و پنجره اي رو به آسمان » به نظم درآورد.
دكتر « پرويز فرشيد » خالق اين اثر , ترجمه فارسي نهج البلاغه را در بخش خطبه ها تحت عنوان « خطيب آسماني » و در بخش سخنان حضرت علي (ع ) با عنوان « پنجره اي رو به آسمان » به ادب دوستان و عاشقان آن حضرت هديه كرده است .
وي به خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت : مجموعه خطيب آسماني مشتمل بر 11 هزار بيت در قالب مثنوي و در 576 صفحه آماده چاپ بوده و بزودي منتشر مي شود.
وي استفاده از 76 بحر معتبر مثنوي را كه هر كدام با فضاي عرفاني خطبه يا سخنان حضرت علي (ع ) همنوايي دارد , از ويژگي هاي اين مجموعه دانست .
وي گفت : مجموعه « پنجره اي رو به آسمان » مشتمل بر 27 هزار بيت , در 1116 صفحه تهيه و آماده ارائه به جامعه ادبي كشور است .
اين پزشك شاعر براي خلق اين دو مجموعه از ترجمه معتبر « فيض الاسلام » بهره گرفته است .

هشدار به خوارج نهروان از زبان اميرمومنان


ثخطبه 36 نهج البلاغه
ترجمه و توضيح : علي اكبر مظاهري
امير صابران (ع ) برجفاي « خوارج » بسيار صبوري ورزيد و براي به راه آوردن شان بسيار كوشيد. با آنان سخن گفت , برايشان برهان آورد , نزدشان سفير فرستاد , و هر كار را كه براي هدايت « راه گمكردگان » مي شود كرد , انجام داد و هر وسيله مشروع و معقول را كه براي راست كردن « ناراستان » مي توان به كار گرفت , به كار برد; تا اينكه بخشي از آنان از جهالت درآمدند و به دامان شفقت و عدالت امام (ع ) بازگشتند و به جمع مومنان پيوستند اما برخي ديگرشان لجاجت ورزيدند و بر گمراهي شان پاي فشردند و بعضي شان كه منافقاني حيله ور بودند , نادانانشان را ابزاري براي تباهكاريهاي خود ساختند و به پيكار با مسلمانان و اميرمومنان (ع ) پرداختند.
هنگامي كه آن تاريك انديشگان و تباهي پيشگان , در دشتي به نام « نهروان » كه بر كرانه رودي در نزديكي كوفه است , گرد آمدند و آنجا را كانون فتنه خويش ساختند , امير دليران (ع ) بر سرشان آمد و پيش از آنكه ذوالفقار حيدري را در ميانشان نهد , برايشان خطبه خواند و حجت الاهي را بر آنان به كمال رساند :
« اي خارجيان ! شماياني كه از پيمان امام تان بيرون شده ايد! من بر جفاي تان به خودم , شكيبايي ورزيدم و در اصلاح تان بسيار كوشيدم ; اما اكنون كه جفاي خود را بر مردمان و امت مسلمان روا داشته ايد و خون آنان را ريخته ايد و حرمت شان را شكسته ايد , چاره اي جز كوفتن سرتان ندارم و از جفاي بر امت , نمي توانم درگذرم . اينك پيش از آنكه تيغ در ميان تان گذارم و فتنه تان را فرو خوابانم , آخرين سخنم به شما را چنين مي گويم :
من , شمايان را هشدار مي دهم كه مبادا بر كرانه ها و پيچ و تابهاي اين رود و در گودالهاي اين دشت , فرو افتيد; بي آنكه دليلي آشكار از ناحيه پروردگارتان داشته باشيد و نه برهان و حجتي استوار , همراه تان باشد.
حقا كه دنيا شما را فروكشانده و بيراهه اي كه مي پوييد , به تباهي تان كشانده و آواره و سرگردان تان نموده و قضا و قدري كه كردارتان آن را نصيب تان كرده به دام تان افكنده و گرفتارتان ساخته است .
من كه شمايان را از اين « حكميت » و داوري در امر خلافت نهي كردم و گفتمتان كه اين قرآن بر نيزه كردن و به داوري كتاب خدا فراخواندن , نيرنگ عمروعاص است براي پيشگيري از شكست حتمي معاويه اما شما , دشمنانه و پيمان شكنانه , از فرمانم سربرتافتيد و مرا به خواسته خودتان واداشتيد. و آنگاه كه ثمره ناگواراي كردار خود و نيز نتيجه شوم حكميت را ديديد , پشيمان گشتيد و به جاي آنكه خويشتن را ملامت كنيد و به جبران سياهكاري خود برآييد , لجوجانه و جاهلانه , با من درافتاديد.
شمايان سبكسراني سفيه و شوريده عقلاني احمق ايد! بي پدران ! من كه شري به بار نياورده ام و زيان و خسراني براي تان نخواسته ام . اين آشوب را خودتان برپا ساختيد و اين بلا را خودتان بر سر خويش فروكشانديد. چرا با من چنين جفا مي كنيد! »