به مناسبت سالگرد ربوده شدن امام موسي صدر
آخرين مصاحبه امام موسي صدر
اشاره :
مجله كويتي « النهضه » در سپتامبر 1978 (1357 هـ ش ) متن
مصاحبه اي را با امام صدر به چاپ رساند كه در تاريخ 1978,8,30
(1357 هـ ش ) يعني يك روز قبل از ناپديد شدن ايشان , در هتل
« الشاطي » واقع در شهر طرابلس پايتخت ليبي انجام گرفت . متن
مصاحبه را در زير مي خوانيد :
متن مصاحبه
امام موسي صدر سخن خود را با ارزيابي اوضاع كنوني لبنان
آغاز نمود و اظهار داشت :
لبنان بدون شك در حال گذر از يكي از سخت ترين مراحلي
است كه از ابتدا تاكنون تجربه كرده است . زيرا اسرائيل از اهداف و
برنامه هاي خود در لبنان پرده برداشته است و مسئولين آن هر روز
بطور علني بر آن تاكيد مي ورزند.
آنچه اكنون جريان دارد آن است , كه اسرائيل با حمايت از
دستجات سعد حداد و سامي شدياق , آنها را به تمامي امكانات
مجهز مي كند , تا از ورود و حتي نزديك شدن ارتش لبنان به منطقه
مرزي جلوگيري كند. آنهم منطقه اي كه بيش از هر نقطه ديگر
نيازمند آن است تا تحت پوشش حكومت مركزي لبنان قرار گيرد.
چرا كه نيروهاي سازمان ملل در آن حضوري ندارند , آنهم بدين
خاطر كه اسرائيل از ورود آنها جلوگيري مي كند.
اسرائيل با استفاده از وضع موجود نوار مرزي تلاش مي كند , تا
مواضع , رفتار و روابط اجتماعي مورد نظر خود را بر اهالي آن
تحميل كند , و نهايتا آنچه را كه « كمربند امنيتي » مي خواند , بوجود
آورد. اين كمربند در حقيقت منطقه اي است براي خريد و فروش
اجناس , جاسوسي و كلا هر فعاليتي كه امنيت لبنان را به خطر
مي اندازد.
در بيروت و مناطق جبل نيز دخالت اسرائيل به وضوح ديده
ميشود. اسرائيل مرتب اسلحه , تجهيزات و كارشناسان خود را
بدين مناطق مي فرستد تا « جبهه لبناني » را از تسليم شدن در برابر
حكومت مركزي و پذيرش اصول « گفتگو » و « يكپارچگي لبنان » منع
كند. اسرائيل در حال حاضر عملا به يك نيروي فعال سياسي و
نظامي در صحنه داخلي لبنان تبديل شده است .
از همه اينها مهمتر , بازي جديدي است كه اسرائيل آغاز , و
دبير هيات دولتش نيز بر آن تاكيد كرده است . اسرائيل تلاش ميكند
تا نقش حامي اقليتهاي قومي و مذهبي جهان عرب را بازي كند. و
اين بيانگر اهدافي است كه نه تنها لبنان , بلكه كل جهان عرب و
منطقه خاورميانه را تهديد ميكند. چرا كه اغلب كشورها يك يا چند
اقليت دارند. افراد غيرهوشيار يا غيرمخلص نيز كه مورد
سواستفاده دشمن واقع شوند , در ميان همه ملتها يافت ميشوند.
اينها به معناي آن است كه اگر جهان عرب اين مشكل را در خود
لبنان حل نكند , با بحراني طولاني و فرساينده روبرو خواهد شد.
چرا كه اگر اين برنامه در لبنان موفق شود , قطعا به كشورهاي عربي
ديگر نيز سرايت خواهد
نمود.
ضرورت ايجاد جبهه ملي
بهترين راه نرسيدن به بن بست آن است كه يك جبهه ملي
لبناني , شامل رهبران مسيحي و خصوصا ماروني , و همچنين
تمامي نيروهاي سياسي موجود در كشور تشكيل شود. اين جبهه
بايد نشان دهد كه لبنان و تمامي گروهها و طوائف آن , خواهان
صلح , وحدت ملي و داشتن روابطي برادرانه با جهان عرب هستند ,
همكاري با اسرائيل را رد ميكنند , و از تبديل شدن به ابزار فتنه
جويي در جهان عرب خودداري ميكنند. چنين جبهه اي بايد موضع
مسيحيان لبنان را از آنچه كه « جبهه لبناني » اعلان ميكند , جدا كند.
مضاف بر آنكه بايد از حكومت قانوني لبنان حمايت كند , و آنرا در
راه تاسيس نهادهاي سالم ملي ياري دهد.
در اين صورت است كه راههاي خروج از بحران به رويمان
گشوده خواهند شد.
ناكامي در تقسيم طائفه شيعه
رئيس مجلس اعلاي اسلامي شيعه در پاسخ سوالي پيرامون
تلاشهاي گذشته و حال برخي محافل جهت جداسازي طائفه
اسلامي شيعه از صف نيروهاي ملي گفت :
فشارهايي كه خصوصا در لبنان , بر طائفه اسلامي شيعه وارد
شده و ميشوند , بسيار بالاتر از آنند كه به وصف درآيند. اين طائفه
بهاي مواضع ملي , قومي و انساني خود را مي پردازد. در حاليكه اگر
به ارزشهاي خود پايبند نبود , به راحتي ميتوانست از زير بار اين
مشكلات شانه خالي كند. در جريان حوادث اخير لبنان متجاوز از
30 هزار نفر از شيعيان , كشته , مجروح يا ناقص العضو شدند . دهها
هزار خانه و مغازه منهدم گرديد , و خسارتهاي مادي فراوان ديگري
كه هر كدام جزئي از اين مصيبت بزرگ هستند , به بار آمد. فشارهاي
فراواني بر رهبران طائفه وارد آمد. تلاشهاي بيشماري براي ايجاد
تفرقه در داخل طائفه , و فتنه انگيزي ميان شيعيان و ساير برادران
مسلمان لبناني , سازمان مقاومت فلسطين و تمامي اعراب انجام
گرفت .
آنچه از شيعيان خواسته ميشد آن بود كه نقش اقليتي را بازي
كند , و همراه جبهه لبناني در مقابل سازمان مقاومت فلسطين قرار
گيرد. در صورتيكه چنين ميشد , اهداف زير برآورده
مي شدند :
1 ـ سازمان مقاومت فلسطين تصفيه ميشد , و طراحان پروژه
« صلح غربي » خاورميانه فرصت مي يافتند تا در غياب فلسطينيها
برنامه خود را اجرا كنند.
2 ـ لبنان به « اسرائيلي دوم » , آنهم در داخل جهان عرب تبديل
ميشد. براي اينكه اسرائيل در خارج جهان عرب قرار دارد. اما يك
لبنان عربي دوست اسرائيل , به پنجمين طابور در جهان عرب بدل
ميشد.
3 ـ مسئله اقليتها بشدت اوج مي گرفت و فتنه اختلافات شيعه
سني مجددا در اقصي نقاط جهان اسلام زنده ميشد و اين باعث
ضعف و تشتت هر چه بيشتر امت اسلامي مي گشت .
با توجه به اين مسائل , رهبران طائفه شيعه دو راه در پيش روي
داشتند : يا بايد صلح را انتخاب مي كردند يا اينكه راه افتخار و
همنوايي با حق , تاريخ , و مصالح تمامي فرزندان خود در سرتاسر
جهان را برگزينند. آنها راه دوم را اختيار كردند. يعني صلح ننگين را
رد كردند , و تمامي عواقب سنگين و تلخ آنرا به جان خريدند. به
همين جهت طبيعي بود كه قرباني دهند , و فشارهاي داخلي و
خارجي فراواني را تحمل كنند.
خطرها و فشارها تا بدين لحظه ادامه داشته اند. چند روز پيش
شنيديم كه مناخيم بگين , آمادگي اسرائيل را براي حمايت از
شيعيان لبنان اعلان كرده است . البته پرواضح بود كه ما اين توطئه
جديد رژيم صهيونيستي را كه لبنان , عزت و تاريخمان را هدف
گرفته است , بشدت رد كنيم , حتي اگر به مصيبت ديگري منجر
شود.
حوادث لبنان گوياي آنند كه مسائل پشت پرده آن , بسيار
گسترده تر از ظواهري هستند كه در لبنان مشاهده ميشود. اهداف و
برنامه هاي بزرگي وجود دارند كه در ماورا مرزهاي لبنان تنظيم
ميشوند. به همين جهت , برخورد با اين مسئله مستلزم دقت فراوان ,
تلاش خستگي ناپذير , و توكل بر خداوند تبارك و تعالي است .
روابط پايدار با مقاومت فلسطين
امام صدر در مورد روابط با سازمان مقاومت فلسطين اظهار
داشت :
سطح اين روابط در حال حاضر خوب و شفاف است . زيرا نه
تنها طايفه شيعه , بلكه تمامي مسلمانها و تمامي كساني كه به « لبنان
واحد » اعتقاد دارند , دريافته اند كه روابط صحيح , پايدار و ضامن
منافع همگان تنها زماني ميان آنها و فلسطينيها برقرار خواهد شد كه
مواضع گروهها نسبت به اسرائيل , جبهه پايداري و كل جهان عرب
شفاف باشد. از طرفي از شروط اساسي ايجاد چنين رابطه اي آن
است كه رفتار سازمان مقاومت فلسطين به گونه اي نباشد كه گويي
حاكم بر مقدرات لبنان است . خوشبختانه رهبران انقلاب فلسطين
نيز به اين نكته توجه دارند.
بحران جنوب لبنان و اشغال بخشي از آن توسط اسرائيل باعث
گرديد تا تمامي نيروهاي ملي لبنان با يكديگر متحد شوند. به
اعتقاد من اتخاذ مواضعي صحيح در رابطه با بحران جنوب , راهي
عملي جهت ايجاد رابطه اي پايدار ميان لبنانيها و سازمان مقاومت
فلسطين است .... ما همواره و تا زماني كه زنده هستيم , از حضور
مسلحانه فلسطينيها حمايت مي كنيم , و يا سازمان مقاومت
فلسطين در يك سنگر باقي خواهيم ماند.
جايگاه امل
امام صدر در ادامه سخنش به حركت امل پرداخت و گفت :
« امل حركتي مردمي و مومن به خداست كه خط مشي , ايدئولوژي
و تشكيلات خاص خودش را دارد » .
او اضافه كرد : حركت امل در جريان مقابله با تجاوزات مكرر
اسرائيل و جلوگيري از صهيونيزه كردن نوار مرزي جنوب لبنان
افتخارات بزرگي را كسب , و شهدا و قربانيان زيادي را تقديم كرده
است .
جنوب و مسئوليت اعراب
او درباره مسئوليت اعراب پيرامون تحولات جاري لبنان گفت :
اگر خطرهاي آينده و احتمال گسترش و سرايت حوادث لبنان
به ساير نقاط جهان عرب را در نظر گيريم , مسئوليت اعراب در قبال
تحولات جاري لبنان را به خوبي حس مي كنيم . البته اين اضافه بر
مسئوليتي است كه اعراب در قبال كشور برادر خود لبنان , مردم آن و
عواقب غيرقابل جبران ناشي از سقوط اين كشور , بر دوش دارند.
در ابتداي گفتگو به برنامه آينده اسرائيل كه همانا حمايت از
اقليتهاست اشاره كرديم . اگر امروز به خود نياييم , فردا مشاهده
خواهيم كرد كه اسرائيل در هر كشور عربي , به عنوان يك نيروي
سياسي فعال در كنار گروههاي مخالف حكومت قرار گرفته است .
تازه اين در صورتيست كه سياست درهاي باز سادات به نتيجه
نينجامد. والا اگر خداي نخواسته درهاي جهان عرب به سوي
اسرائيل باز شوند , چيزي نخواهد گذشت كه اسرائيل بر تمامي
شئون عمراني , اقتصادي , آموزشي , فرهنگي و.... زندگي ما مسلط
خواهد شد.
حقيقت آن است كه اسرائيل در اثر يك غفلت جهان عرب
بدنيا آمد. و زمانيكه اعراب تازه آمدند به عمق خطرات و تهديدات
اسرائيل پي برند , اسرائيل راههاي ديگري را براي پيشرفت و
گسترش نفوذ خود در پيش گرفت . اسرائيل از سال 1948 (1327 هـ
ش ) تاكنون همواره با زمان حركت كرده است و حتي گاهي از آن
پيشي گرفته است . در حاليكه اعراب متاسفانه زماني به جزئيات
اهداف و برنامه هاي اسرائيل پي ميبرند كه كار از كار گذشته است ,
و تنها در صدد كاهش و جبران خسارتها برمي آيند. و همين نيز در
حاليست كه اسرائيل نقشه هاي جديدي را پي مي ريزد , تا نه تنها
زمينهاي اعراب , بلكه تمامي هستي آنان را به يغما برد.
همين فرداست كه بشنويم , اسرائيل در امر حفاظت از منابع
نيرو و انرژي نيز دخالت دارد , و بدين طريق از دسترسي بخشي از
جهان به آن جلوگيري ميكند!
هنوز هم ماجراي انتقال آبهاي رود اردن را به صحراي نقب به
ياد داريم . اعراب دور هم جمع شدند و توافق كردند تا از انحراف
رود اردن توسط اسرائيل جلوگيري كنند. اما زماني به فكر افتاده
بودند كه كار از كار گذشته بود , و اسرائيل تمامي مقدمات كار را
آماده كرده بود. به همين جهت دوباره گرد هم آمدند تا اينبار درباره
انحراف شاخه هاي رود اردن تصميم بگيرند. اما اسرائيل كه از قبل
اين مرحله را نيز پيش بيني كرده بود , اينبار هم آماده بود و
سرچشمه هاي اصلي را مورد تعرض قرار داد. كار به جايي رسيد كه
اعراب قناعت كردند تا ثروتهاي آبي باقي مانده در اطراف اسرائيل
را مورد حفاظت قرار دهند. از جمله در صدد برآمدند تا سدي بر
روي ليطاني احداث كنند. اما اسرائيل از يكسو با احداث سد
مخالفت نمود , و از سوي ديگر مزدوران خود را بر آن داشت تا
اجراي اين پروژه را به تاخير اندازند. وضع به همين منوال ادامه
پيدا كرد و امروز كه با هم صحبت مي كنيم , اسرائيل بر تمامي
سرچشمه هاي رود اردن در لبنان سيطره يافته است .
اين مثال به خوبي گوياي آن است كه ما تازه بعد از آنكه كار از
كار گذشت , يعني بعد از وقوع مصيبت به فكر مي افتيم تا چاره اي
انديشيم ! در حاليكه اسرائيل از زمان پيشي گرفته است , و همواره
براي تحولات آينده برنامه ريزي ميكند. بگذاريد تا در اين شب ماه
مبارك رمضان , قدري با خوانندگان اين گفتگو صريحتر باشم . ما
ديگر در لبنان چيزي نداريم كه از دست دهيم .... اما برادران ما بايد
به آنچه كه دارند فكر كنند. آنها بايد از ثروت , قدرت , ارزشها , دين ,
سرزمين و تمدن خود دفاع كنند. به آنها هشدار ميدهم كه همه
چيزتان در معرض خطر است . براستي آيا اينطور نيست شايد
مناسب باشد كه به بيتي از يك قطعه شعر عربي اشاره كنم كه
خطاب به خليفه عثماني سروده شده است . اين بيت زماني سروده
شد كه سرزمين اندلس مورد هجوم و در معرض سقوط قرار گرفت .
ادرك بخيلك ارض الله اندلس
فان رسم الههدي والدين قد درس
|