شهيد باهنر و رسالت وسايل ارتباط جمعي :
هر كسي كه خبري مي دهد , قضاوت مي كند , تحليل مي كند ,
اول بايد رسالت و مسئوليت خود را در برابر انقلاب احساس كند
ما نبايد آن خفقان ها , نكبت ها و خواري ها را در رژيم گذشته
فراموش كنيم .
شهيد باهنر و نسل جوان : امروز هم انتظار از اين نسل پاك و
معصوم مي رود كه خودش را از آلودگي حفظ كند و بداند كه
سم پاشيهايي در جامعه وجود دارد. در جبهه هاي سازنده نظام و
حمايت وسيع از توده هاي محروم كوشا باشند و خود را بسازند و
آماده كنند براي اداره آينده جمهوري اسلامي , كه آينده
تاريخ نگران اين نسل هوشيار انقلابي است .
شهيد باهنر و رسالت مقام معلم : معلم مكتبي كسي است كه
خوب تدريس كند , نظم و انضباط را دقيقا رعايت كند و در انجام
وظايف خود , كوتاهي نكند و برخوردش با دانش آموزان از نظر
اخلاقي , برخوردي اسلامي باشد. در عين حال بايد فكر و
انديشه اش در جهت اسلام و معيارهاي ارزشي اسلام باشد. به
انقلاب مومن باشد و انقلاب اسلامي را كه خون بهاي هزاران
شهيد است , پذيرفته و از مفاسد اخلاقي , پيراسته باشد.
شهيد باهنر و قانون : چيزي كه مهم است و رعايت آن پيام خون
شهيدان را مسجل مي كند , رعايت شديد مرزهاي قانون و حركت
در محدوده اختيارات است نه بيش از آن .
شهيد باهنر و جهاد علمي : اسلام اصيل براي گسترش علوم و
تشويق به انديشه تحقيق , تفكر و كاوشهاي بيشتر وارد عرصه
خواهد شد و ما در آينده محيط بهتري براي تلاشهاي علمي
خواهيم داشت .
شهيد باهنر و آمريكا : ما قطع رابطه با امريكا را پيروزي
مي دانيم براي ملت ايران . بدليل اينكه رابطه با امپرياليسم آمريكا
به معناي سلطه و دخالتهاي ناروا و غارتگريست كه آمريكا نسبت
به ملت ما داشته است .
شهيد باهنر و قاطعيت : مي خواهيم جامعه را اصلاح كنيم . چون
مي خواهيم جامعه را اصلاح كنيم با بي رغبتي و گام بگام قدم
برداشتن نمي شود , با سازشكاري , محافظه كاري , ترس , دست به
هم ماليدن و اين حرفها نمي شود. بايد خيلي قوي , مقتدر , سريع ,
تصميم گرفت و عمل كرد , با كمال جرات به جلو رفت و وقت
زياد صرف كرد , و افراد متحرك , معتقد , مومن , مسلمان آورد
سركار.
شهيد باهنر و تربيت نسل آينده : آيا وقت آن نرسيده است كه
بدانيم در مقابل انقلاب رسالت بزرگي داريم , مسئوليت هايمان
زيادتر شده و وظايف بيشتري داريم . انقلاب و شكوفايي آن ,
رسالت ساختن و پرداختن و پيراستن فرزندانمان را بعهده ما
گذارده است و اين ما هستيم كه با تمام وجود بايستي احساس
خطيري كه به عهده ما محول شده است بكنيم .
شهيد باهنر و روشنفكران : روشن فكر به اصطلاح اسلام آن
انساني است كه انديشه اش آزاد از هواها و هوس ها و آزاد از
كورانهاي تند , آزاد از خودباختگيها در برابر قدرتها و در برابر
رهاوردها , آزاد از هوس بازيها و سودپرستيهاي دروني , آزاد از
گرايشهاي قطبي در محيط , بتواند بينديشد. فكر كند و حقيقت را
كشف كند و واقعيت را بفهمد.
شهيد باهنر و پيام انقلاب : انقلاب و پيام انقلاب ما پيام عدالت ـ
برابري ـ برادري ـ خداپرستي ـ آزادي و پيام شرف و مبارزه با
ظلم و طاغوت و آزادي انسانهاي مستضعف جهان از زير ظلم
طاغوتيان و استكبار جهاني است .
شهيد باهنر و شهيدان : اينها اشتباه مي كنند كه تصور مي كنند با
گرفتن جان اين عزيزان , جان اسلام و انقلاب را گرفته اند. نه , خدا
وعده كرده است و وعده خدا هم حق است .
شهيد باهنر و مدارس : تا مدارس ما اصلاح نشود انقلاب ما
ضمانتي براي تداوم ندارد.
شهيد باهنر و رسالت ملت : ملت قهرمان ما تصميم گرفته است
خط اسلام و امام را رها نكند و صميمانه در صحنه بماند تا
حكومت و قوانين بر خط حاكميت اسلام حفظ شود. رنج آور
است كه اين همه محروميت را در كشور احساس كنيم و كاري
براي ملت انجام ندهيم .
شهيد باهنر و انسان سازي : اين نيروهايي كه ساخته مي شود به
هر اندازه كه خوبتر ساخته بشود سرمايه جامعه ماست , سرمايه
انقلاب ماست , سرمايه راه ماست , هر چه انسانهاي پاكتر ,
جدي تر , خالص تر , با ايمان تر , فداكارتر بسازيم , سرمايه خود
ماست و سرمايه آينده ماست چون جان ماست , هويت ماست ,
همه چيز ماست بنابراين اين مراقبت ها و اين محاسبه ها و اين
تصفيه ها و اين تزكيه هاي دروني لازم است .
شهيد باهنر و دانشگاه : هدف دانشگاههاي ما بايد ساختن
انسانها و بارور كردن فكر و انديشه آنها باشد , بگونه اي كه انسان
الهي بتواند در اينجا شكوفا بشود و ساخته بشود و راه براي
تكامل و كمال و پرزدنش بسوي فضائل معنوي و كمالات
لايتناهي انسان باز باشد. انسان در بعد ملكوتيش تجلي كند و
آنچه را كه اسلام بعنوان معيارهاي اصلي انسان مي شناسد اينها را
بارور كنيم .
شهيد باهنر و امام راحل (س ) : چنان اوج روحي به انسان
مي داد كه احساس مي كرديم ديگر تهي از تمامي اين تعلقات
مادي مي باشيم و پروازي روحي بما دست مي داد.
شهيد باهنر و آموزش و پرورش : در نظام جمهوري اسلامي
اصل عدالت و مساوات بايستي تعقيب شود , مسئله ديگري كه
اهميت دارد , دادن محتوي به آموزش و پرورش است . ما آن
رسالت انقلابي و مكتبي آموزش و پرورش را نبايد فراموش
كنيم .
شهيد باهنر و مبارزه صحيح : براي ادامه مبارزه ضدامپرياليستي
ابتدا بايد ريشه هاي وابستگي را در نهادهاي سياسي و اجتماعي
و فرهنگي قطع كرد. شعار تنها راه مبارزه امپرياليسم نيست .
بنابراين ما بايد در زمينه صنعت , بازرگاني , فرهنگ و دانشگاه و
قدرت نظامي و بطور كلي مسايل اقتصادي بررسي دقيقي بعمل
آوريم تا مسايل ضدامپرياليستي ما معنا پيدا كند.
شهيد باهنر و سياست خارجي : آنچه مبناي كار ما قرار دارد
اينست كه نوع رابطه ي ما با كشورهاي غربي يا با هر ابرقدرتي
رابطه ي سلطه گر و سلطه پذير نباشد , رابطه ي ابرقدرت با يك
محكوم نباشد. ما در صدد نفي روابط نيستيم . ما كه نمي خواهيم
در دنيا منزوي باشيم , اين اصلا مسئله ي عادلانه يي نيست و با
هيچ منطقي درست نيست و قطع رابطه يا منزوي شدن برايمان
مطرح نيست مگر اينكه در زمينه يي قطع سلطه با قطع رابطه
مرتبط باشد.
شهيد باهنر و سوادآموزي : با توجه به ضرورت هايي كه انقلاب
ما ايجاب مي كرد , لازم است كه مساله گسترش سوادآموزي در
سطح كشور دقيقا مورد توجه قرار گيرد , بخصوص آنكه اولين پيام
اسلام خواندن و نوشتن و علم است .
شهيد باهنر و نفي سلطه : ما معتقديم كه بايد در سطح
بين المللي روابطي عادلانه و هماهنگ و متقابل بين كشورها
وجود داشته باشد. با رابطه اي كه براساس سلطه و دخالت نابجا
باشد بشدت مخالفت مي كنيم , بنابراين ما با هر ابرقدرتي كه
بخواهد به غارتگري و نفوذ در نهادهاي سياسي , اقتصادي و
فرهنگي ما بپردازد , مبارزه خواهم كرد و در برابر هر قدرت و يا
ابرقدرتي كه بخواهد رابطه حاكم با محكوم و غارتگر با ستمديده
را داشته باشد به مبارزه برمي خيزيم . براي ما مسئله شرق و غرب
مطرح نيست , براي ما مسئله حقوق ملي و انساني و آزادي و
استقلال مطرح است .
شهيد باهنر و رسانه ها : رسانه هاي گروهي نيروي بزرگي در
خدمت يك نظام هستند و نفعشان از ارتش هم براي حفظ يك
نظام و گسترش آرمانهاي آن مهمتر است .
شهيد باهنر و خط اصيل اسلامي : اين ملت ما تجربه هاي تلخ
تاريخي گذشته را چشيده است و ديده است و لذا با اين انقلابي كه
براي او بسيار گران تمام شده است حاضر نيست كه خط اصلي
اسلام و مكتب را از دست بدهد و باز هم راه را براي رشد و نفوذ
جناحهاي شرقي و غربي و ملي گرا و ليبرال و همه جناحهايي كه
با خط مكتب و اسلام دلخوشي ندارند باز كند.
شهيد باهنر و تكاليف : در جمهوري اسلامي بايد سمت ها و
مسئوليتها را بعنوان وظايف انقلابي بپذيريم , نه اينكه آن را يك
مقام اداري تلقي كنيم , ما بايد سعي كنيم كه فسادهاي نظام گذشته
را كه در آن رژيم خوب تلقي مي شد بد تلقي كنيم و خودمان را
تزكيه كنيم و در زمينه برخورد با انقلاب و نهادهاي انقلابي
برخوردي دلسوزانه و انتقادانه داشته باشيم و نه خصمانه .
|
شهيد رجايي و رزمندگان اسلام : اطمينان دارم كه در كنار
وسايل و ابزارهاي تسليحاتي , عنصر كارساز ايمان واعتقادي كه
در وجود رزمندگان ماست , همچنان نقش اصلي را در جبهه هاي
نبرد ايفا خواهد كرد.
شهيد رجايي و قدس : وعده خدا بر حق است و حاكميت
زمين از آن مستضعفان است و روزي بدست همين مردم
مستضعف و محروم دروازه قدس بر روي مسلمين گشوده خواهد
شد.
شهيد رجايي و كشاورزان : دولت با عزت راسخ مصمم
است كه جامعه مصرف زده و طاغوت زده را به يك كشور توليد
كننده بدل سازد. براي اين كار دست استمداد خود را به سوي
زحمتكشان و دهقانان مسلمان دراز مي كنم .
قلب من همواره براي دهقانان و روستائيان زحمتكش و
مسلمان و انقلابي مي تپد. من بر دست هاي پربركت و پينه بسته
آنها كه با خلوص به توليد مشغول است , بوسه مي زنم .
شهيد رجايي و هنر : هنر وقتي شايسته صفت « مردمي »
است كه منعكس كننده خواستها و آمال انسانهاي محروم و
ستمديده باشد.
در جامعه انقلابي ايران , امت مسلمان و شهيد پرور ايران
از هنرمندان خود انتظار دارد كه هنر آنان ادامه راه شهيدان باشد.
شهيد رجايي و مقام زن : شما زنان در انقلاب شكوهمند
اسلامي نشان داديد كه زن مسلمان در برابر اسلام و انسانيت
تعهدي بزرگ دارد و به عهد و پيماني كه با خدا بسته است ,
وفادار است .
شما بانوان زنگار بردگي غرب را از چهره زن پاك كرديد و
براي زنان عالم شرف و افتخار را به ارمغان آورديد.
شهيد رجايي و « شهادت » : ما را هراسي از مرگ نيست .
چرا كه اطمينان داريم بدون ما نيز پرچم خونين اسلام و انقلاب
را دستهاي پرتوان ميليونها مردم محروم و مستضعف ميهن
اسلامي , سربلند و برافراشته تر از پيش به اهتزاز در خواهند آورد
و ميليونها دهان , نواي قدسي و آسماني « الله اكبر » را در چهار
گوشه جهان طنين افكن خواهند ساخت .
شهيد رجايي و نماز : در زندان عادي هم نمي گذاشتند ما
نماز جماعت بخوانيم و ما بهر نحوي كه بود كار خودمان را
مي كرديم و تصميم گرفتند ما را به سلولهاي انفرادي منتقل كنند
و بالاخره خسته شدند و ما هم به نماز خواندن ادامه
داديم .
شهيد رجايي و معلمي : من از آموزش و پرورش نمي روم
ولو اينكه به من اجازه بدهند بيايم در يك مدرسه اي جارو كنم يا
فقط تخته پاك كنم . به نظر من اگر در مملكت خدمتي معني دارد ,
معلمي است .
شهيد رجايي و وحدت : اين را بارها تكرار كرده ايم كه
جامعه ما به آنچه نياز دارد , نقاط مشترك اصولي است , نه نقاط
مورد اختلاف .
شهيد رجايي و قانون : تاريخ اين قضاوت را خواهد كرد
كه من در برابر اولين رئيس جمهوري كه به تجاوز از اصول
قانون اساسي براي كسب قدرت بيشتر تمايل فراوان داشت ,
ايستادگي و مقاومت كردم . من اگر در برابر اين جريان ناحق
مقاومت نكنم در پيشگاه خدا و مردم مسئول هستم .
شهيد رجايي و تقليد امام : تمام وزراي من تعهد نموده اند
كه مقلد امام باشند و من همانطور كه تا قبل از 22 بهمن مقلد
رساله عمليه رهبر انقلاب بوده و امروز نيز پيرو رهنمودهاي
ايشان خواهم بود و در تمام مراحل انقلاب , مقلد امام بودن ,
معتقد و متعهد به انقلاب اسلامي بودن را ملاك قرار
داده ام .
شهيد رجايي و انتقاد سازنده : من اميدوارم كه در آينده
كشور ما به صورت يك خانواده بزرگ در آيد كه انتقادمان از هم
و خداي نكرده بدگويي هايمان از هم و يا بي اطلاعي مان از قوانين
دقيقا در رابطه با افراد يك خانوداه باشد كه اشتباه مي كنند ولي
هرگز سو ظن و كينه اي به يكديگر ندارند و ما در حال تشكيل
يك چنين خانواده اي هستيم .
شهيد رجايي و ولايت فقيه : اگر قانون اساسي ما فقط
همان يك ماده ولايت فقيه مي بود , ارزش آن را داشت كه ما
چندين برابر آن خون بدهيم .
شهيد رجايي و رهبري : طبيعت حكومت ما اين است كه
رهبر حكومت يك انساني است كه وقتي به اوج قدرت مي رسد و
همه مردم در مقابلش خضوع مي كنند , مي گويد من يك
خدمتگزار شما هستم .
شهيد رجايي و ارزش ها : طبيعي اين حكومت ديگر درجه
لباس , ارتباط با نخست وزير و رئيس جمهور نيست , بلكه همين
چيزي است كه شما به آن دست پيدا كرديد يعني با مردم بودن ,
در خدمت مردم بودن و مردم را به عنوان اعضا خانواده حساب
كردن .
شهيد رجايي و آيت الله خامنه اي : به قطع و يقين مي دانم
كه روح بزرگ و ايثارگر آن برادر مجاهد شهادت در راه اسلام و
انقلاب اسلامي را فيضي عظيم و الهي مي داند و در راه بندگي
خدا و خدمت به اسلام و امام و امت شهيد پرور از بذل جان
خويش دريغ نداشته و ندارد.
شهيد رجايي و حجت الاسلام و المسلمين هاشمي
رفسنجاني : اگر مي دانستند كه آقاي هاشمي در جامعه ما چه
عنصري است , آن وقت مي فهميدند كه وي خيلي خيلي بيشتر از
كساني كه آنها برايشان ارج قائل هستند , ارزش دارد. اگر
مي دانستند هاشمي كسي است كه پس از اينكه از شب تا صبح
شكنجه مي شود و شلاق مي خورد , صبح مي گويد من الان مزه
ايمان را چشيدم و اگر مي دانستند كه هاشمي كسي است كه تمام
زندگيش را مي گذارد و مي رود زندان و يك لحظه هم عقب
نشيني نمي كند.
شهيد رجايي و تداوم انقلاب : اين انقلاب با اين عظمت
هنوز احتياج به سرمايه گذاري دارد و احساس مي شود كه وقت
تقسيم غنايم فرا نرسيده است .
شهيد رجايي و ورزش : ما اصولا در جمهوري اسلامي
پيروزي را بخصوص در ميدانهاي ورزشي آنقدر كه در جنبه هاي
انساني دنبالش هستيم در جنبه هاي بدني دنبالش
نيستيم .
شهيد رجايي و اين سئوال كه « اگر به جاي گروگانهاي
آمريكايي گروگان گرفته مي شديد , چه مي كرديد » : هيچ , مثل
35 ميليون ايراني كه سالها گروگان آمريكا بودند و مبارزه
ميكردند , مبارزه مي كردم .
شهيد رجايي و شكنجه ها : من زماني در زندان كارتر و
دولت آمريكا زنداني و تحت شكنجه بودم و حال بعد از چهار
سال آثار آن هنوز بر بدنم نمايان است . من كه در سن چهل
سالگي زندان بودم , دو سال تمام ضربات شلاقهاي كارتر را در
پاي خود احساس مي كردم (در اين هنگام رجايي آثار شكنجه ها
را بر پايش به خبرنگاران نشان داد) بدانيد كه من هنگامي كه
ضربات شلاق بر بدنم مي خورد و وقتي ناخنهايم كشيده مي شد
و تحت شكنجه هاي شديد روحي قرار داشتم , خانواده ام از حال
من بي اطلاع بودند و نمي دانستند در كجا هستم .
شهيد رجايي و سرنوشت جنگ : آنچه من در مورد اين
ملت دريافت كرده ام , اين است كه بدون كوچكترين خدشه اي در
پيروزي آنها تا مرز شهادت پيش مي روند و آن را با افتخار
مي پذيرند , سرنوشت جنگ در مورد چنين ملتي كاملا مشخص
است و پيروزي قطعي با ما است .
شهيد رجايي و روحانيت : آري در همه امور اسلامي
روحاني نقش بزرگي دارد و چه خوب به وظيفه انقلابي عمل
مي كند او يا بر منابر روشنگري است پرخروش و يا در محراب
امام جمعه اي است آگاهي دهنده و هشياري بخش و يا در صحنه
نبرد مجاهدي است شهيد , شهيد اسلام .
شهيد رجايي و مظلوميت : من وقتي مي گويم مقلد امام
هستم آن روستايي دور افتاده اي كه برق و آب و راه و حمام ندارد
اين كلمه را مي شناسد و خوب مي فهمد خط امام يعني
چه .
شهيد رجايي و خلوص : اگر رئيس جمهوري از فردا هر
كس به عنوان جهاد سازندگي به او مراجعه كند و هر قدر پول
خواست به اوبدهد من اعلام مي كنم كه اتاق رئيس جمهور را
صبح به صبح جارو خواهم كرد. من براي همين آمده ام . ما بايد
بنشينيم و با هم حرف بزنيم و در عمل و در خدمت به مردم به
تفاهم برسيم .
شهيد رجايي و تكنولوژي : ما طالب زندگي سالم و
مستقلي هستيم . از تكنولوژي به عنوان پيشرفت بيشتر استقبال
مي كنيم . اما اين تكنولوژي را با از دست دادن استقلال و عدم
وابستگي خود نخواهيم پذيرفت .
شهيد رجايي و جاودانگي انقلاب : ما بايد شايستگي
داشته باشيم كه به عنوان يك حكومت اسلامي باقي بمانيم و
چون خواست خداوند است حتما باقي خواهيم ماند.
شهيد رجايي و عدالت اسلامي : رسالت ما دستگيري از
مستضعفين و رساندن آنان به حد عدالت اسلامي است .
شهيد رجايي و شهيدان : در سرخي اين روزهاي خونين
كه بر ما مي گذرد , هر قطره خون عزيزي كه بر خاك مي ريزد بر
قامت بلند و تناور اين امت سرخ شكوفه هاي رهايي پرشكوه
ميرويد و نسيم بيداري در فراسوي مرزهاي اسلامي عطر روح
بخش آزادي مي پراكند.
شهيد رجايي و معيارها : ما براي درك انقلابي بودن افراد
ملاك و معيار داريم و آن اسلام و امام است .
شهيد رجايي و غرب زده ها : انقلاب ما فرمولهائي دارد كه
مخصوص خودش است . ما حرفهايي دارم كه به حرف فرنگي ها
شباهت ندارد , قبلي هاي ما خيال مي كردند كه براي موفقيت بايد
خودشان را به فرنگي ها شبيه كنند و خيلي هم در اين راه
سرمايه گذاري كردند ولي هم آنها و هم معاصرين دريافتند كه
اسلام مكتبي است كه در تمام زمينه ها داراي دستورالعمل است
و اگر اين دستورالعمل ها درست به كار گرفته شود , قدرت اجرايي
جهاني دارد.
شهيد رجايي و خانواده هاي شاهد : پدران و مادران شهدا
نيز اين انتظار به حق را از ما دارند كه در راه شهيدانشان وفادار
باشيم .
شهيد رجايي و تخصص بدون تعهد : آمريكا پس از
شكستي كه از انقلاب اسلامي ما خورد چگونگي حاكميت
معيارهاي مكتبي و اسلامي را بر جامعه و افكار مردم مسلمان
متوجه شد و به دنبال يك مجراي نفوذي و يك ارتباط ديگري
مي گشت , تا بتواند خمير مايه اصلي انقلاب اسلامي كه همانا
برايمان و تقوي و معيارهاي مكتبي حاكم بر جامعه است , دست
يافته و نفوذ كند , لذا به دنبال كساني رفت كه وجودشان پر از
معيارهاي غربي بوده و از اين جهت بهترين راه را همان طرح
مساله تخصص يافته و مطرح كرد.
اگر بنا باشد براي استفاده از هواپيما و يا كامپيوتر و ماشين
نوكر آمريكا شويم ما ترجيح مي دهيم پياده سفر كنيم و از زير
سلطه و بندگي ابرقدرتها بيرون آئيم .
شهيد رجايي و دولت مردمي : خيلي ها اصرار دارند كه
دولت فعاليت هاي خود را بازگويد برادران ما در هيات دولت ابا
دارند كه بگويند تاكنون چه كرده اند زيرا بارها گفته ايم و تكرار
مي كنيم دولت جمهوري اسلامي ما از بيست نفر تشكيل نشده
است بلكه تمام مردم كشور ما و تمام انقلابيون متعهد اعضاي
دولت محسوب مي شوند.
شهيد رجايي و نتايج جنگ : از ديدگاه مادي , ما در اين
جنگ خسارات زيادي ديده ايم زيرا كه ساختمانها و تاسيسات
اقتصادي ما مورد هجوم قرار گرفته است در صورتيكه از ديد
خدايي به مصداق آيه شريفه در مورد آزمايش حضرت ابراهيم
خليل الله اين جنگ براي ما يك ابتلا است كه خود وسيله
تكامل ما شده است .
شهيد رجايي و خداترسي : من كه نخست وزير هستم فكر
مي كنم كه خداوند بزرگترين جايي را كه در جهنم ممكن است ,
براي نخست وزير آماده كرده , به خاطر اينكه هر جمله اي كه
مي گويد و هر حركتي كه ميكند با سرنوشت 36 ميليون انسان
پيوند دارد.
شهيد رجايي و آزادي : ما آزادي را بر مبناي آنچه كه قرآن
به ما اجازه مي دهد قبول داريم و براساس آن نيز عمل مي كنيم . ما
آزادي در محدوده مكتب را قبول داريم و از نظر اسلامي آزاديم
تا بنده خدا باشيم .
شهيد رجايي و توسعه : براي تداوم انقلاب احتياج به كار
و توليد بيشتر از يك سو و هزينه و مصرف كمتر از سوي ديگر
مي باشد , انقلاب فقط با شعار و تظاهر قوام و تداوم
نمي يابد.
شهيد رجايي و آموزش و پرورش : انقلاب بايد از آموزش
و پرورش به جامعه راه پيدا كند.
شهيد رجايي و تشريفات : من با تشريفات مخالف هستم .
من شكوه نخست وزير را در حقيقتش مي بينم و شما سعي كنيد
مرا از انحراف حفظ كنيد.
شهيد رجايي و فرهنگ : پيروزي انقلاب ما زماني به طور
كامل تحقق پيدا مي كند كه ابعاد فرهنگي جامعه درست شده
باشد , زيرا اگر اين فرهنگ درست شود مشكلات ديگر جامعه ما
قابل رفع است , در غير اينصورت هر اندازه اي كه ما امكانات
داشته باشيم بدون يك فرهنگ سالم نمي توانيم انسانيت انسان
را در محيط اجتماع ببينيم .
|