روزنامه جمهوري اسلامي 04/06/1381 صفحه سياسي
حجت الاسلام والمسلمين محمد حسن رحيميان
مبارزه با صهيونيسم تا نابودي اسرائيل بر همه مسلمانان واجب است قسمت دوم


س ـ فكر مي كنيد علت گرايش اينگونه افراد به دشمنان اسلام چيست
ج ـ اين گرايش زمينه ها و علل گوناگوني دارد , افراد نيز متفاوتند. ضعف يا فقدان ايمان به مبدا و معاد , كوته بيني و عدم آگاهي از سنتهاي دير پاي الهي , عدم توجه به سرگذشتهاي تاريخي و پيشينيان , فريفتگي در برابر زرق و برقها و امور شهواني , ترس و خودباختگي در قبال توانمنديهاي مادي دشمنان و... را مي توان از زمينه ها و عوامل اين موضوع دانست . در آيه « 22 » سوره مجادله ملاحظه كرديم كه فقدان اعتقاد به مبدا و معاد , مورد اشاره قرار گرفته است و در آيه « 52 » سوره مائده اين افراد را بيماردلاني ناميده است كه در دوستي و برقراري رابطه با يهود و نصاري پيشدستي مي كنند و بيماري دروني خويش را با اظهار ترس از آسيب توجيه و تكميل مي كنند! :
« فتري الذين في قلوبهم مرض يسارعون فيهم يقولون نخشي ان تصيبنا دائره (مائده 52, )
« مي بيني آنها كه در دل بيمارند به سوي آنها مي شتابند , مي گويند : مي ترسيم به ما آسيبي رسد... »
اينجانب هنگامي كه اظهارات يكي از همين خودباختگان را خواندم دقيقا ذهنم به استدلالي كه در اين آيه از قول بيماردلان نقل فرموده منتقل شد. اينان مي گويند در حالي كه امريكا از چهار سو ما را محاصره كرده است , قدرت نظامي اش بر همه جا سايه افكنده است , تكنولوژي آن , جهان را به دهكده اي بدل ساخته و امواج فرهنگ آن تمام مرزها را درنورديده است , چاره اي جز تسليم در برابر اين واقعيت انكارناپذير نداريم و...
س ـ آيا باتوجه به همين واقعياتي كه اشاره كرديدآينده را چگونه مي بينيد
ج ـ ادامه آيه فوق جواب اين سوال را داده است مي فرمايد :
« فعسي الله ان ياتي بالفتح او امر من عنده فيصبحوا علي ما اسروا في انفسهم نادمين » (مائده 52, )
« باشد كه خداوند فتح پيش آورد يا فرماني از جانب خويش ـ كه همه چيز دگرگون شود و آنان كه با مصلحت انديشي هاي ترس آلود بيماري دروني خود را پوشش مي دادند چشم باز كنند و از آنچه در خاطر خويش پنهان مي داشتند پشيمان شوند! »
خداوند متعال گاهي با نصرت بخشيدن به جبهه حق آنان را بر باطل پيروز مي فرمايد و گاهي هم راسا وارد ميدان شده و با فرمان خويش همه معادلات و تدبيرها را فرو مي پاشد و گوئي صورت اول را با تعبير « فتح » و صورت دوم را با عبارت « امر من عنده » گوشزد فرموده است , اگر بخواهيم مصاديق « فتح » و « امر الهي من عنده » را در طول تاريخ بشر فهرست گونه احصا كنيم بايد فهرستي از تاريخ انبيا و حكومتهاي استكباري را ارائه دهيم كه در اين مجال نمي گنجد ولي كافي است با ديده بصيرت و نگاه قرآني به همين حوادث چند دهه اخير مرور كنيم تا دهها مورد آن را دريابيم ولي چون بحث اسرائيل و آمريكا را داريم فقط نمونه هائي د راين رابطه را در مورد « امر من عنده » مد نظر قرار مي دهيم .
امريكا در طي چند سال با هزينه كردن ميلياردها دلار و به كارگيري همه توانمنديهاي خود فنر پيچيده به اصطلاح صلح خاورميانه را با هدف تثبيت نهائي رژيم غاصب اسرائيل و پايان دادن به همه پايداريها و بازكردن تمام گره ها , تا يك قدمي پايان كار پيش برد و تمام مقدمات را براي امضاي قرارداد صلح بين سوريه و اسرائيل فراهم كرد. منطقه و جهان , خود را تسليم و آماده اين واقعيت كرده بود چند روز بيشتر نمانده بود كه حافظ اسد و اسحاق رابين , قرارداد صلح را امضا كنند و در اينصورت مي رفت كه نقطه پاياني بر مقاومت اسلامي لبنان و هرگونه مبارزه عليه اسرائيل گذاشته شود و خط امام در اين عرصه به بن بست رسد و موضع جمهوري اسلامي در سخت ترين شرايط خود قرار گيرد! اما ناگهان در آخرين روزها و شايد در آخرين ساعات اجراي اين سناريوي شيطاني ناگهان حادثه اي اتفاق افتاد كه در مخيله هيچ كس نمي گنجيد. كاري كه هرگز امكان نداشت , توسط مقاومت اسلامي يا جهاد و حماس انجام گيرد به دست يك يهودي افراطي به اجرا گذاشته و با شليك چند گلوله اي كه اسحاق رابين را از پاي درآورد فنري كه امريكا با تمام زور و قدرت خود به نزديك تثبيت نهائي آن كشانده بود يك باره در جهت معكوس بازگشت و همه چيز فرو ريخت و به دنبال آن حوادثي به وقوع پيوست كه بدترين شرائط را در چند دهه اخير به ضرر اسرائيل و روند سازش پديد آورد.
بعد از اين حادثه عجيب و غير مترقبه و دستگيري ضارب اسحاق رابين , وقتي از او دليل اين كار را پرسيدند در پاسخ گفت : من از طرف خدا مامور بودم ! و اينجا بود كه يك بار ديگر معني « امر من عنده » در تاريخ عينيت يافت ! و كاري كه آرزوي دست نايافتني هر مسلماني بود و بر فرض تحقق آن قطعا تبعات و تلفات و ضايعات سنگيني را براي مسلمانان درپي داشت با مشيت خداوند به دست يك يهودي افراطي انجام يافت تا در ازا اين دستاورد بسيار بزرگ كمترين آسيبي به هيچ مسلماني وارد نشود!
نمونه ديگر را در مورد آمريكا شاهد بوديم . آنگاه كه فيلم اصابت هواپيماها را به برجهاي دوقلوي تجارت جهاني و پنتاگون در صفحه تلويزيون مشاهده كرديم جلوه اي از معناي اين آيه را مجسم يافتيم :
« انا منزلون علي اهل هذه القريه رجزا من السما بما كانوا يفسقون »
(عنكبوت 34, )
« همانا ما بر مردم اين ديار عذابي را از آسمان فروآوريم به خاطر فسقي كه مرتكب مي شدند! »
اين سنت الهي است كه فسق فاسقان را در همين دنيا سركوب مي كند و با فراهم ساختن اسباب , عذابي را از آسمان بر سر آنان فرو مي بارد. آيا برجهاي دوقلو پايگاه تمام فسقهاي اقتصادي و ابزار غارتگري جهان سرمايه داري نبود و آيا پنتاگون مركزيت همه فسقهاي نظامي و ستمگري عليه ملتهاي محروم نبود
اين حادثه بزرگ و عجيب كه بيشترين پي آمدهاي منفي سياسي , امنيتي , اقتصادي , اجتماعي و حيثيتي را براي بزرگترين مدعي ابرقدرتي جهان پديد آورد , در عين حال نقطه عطفي بود كه حوادث شگفت انگيزتري را در روزهاي بعد و روزگاران جديد آمريكا , رقم زد و ابعاد و امتداد « امر من عنده » با درگير شدن امريكا با جريان وهابيت و سركوب سرسخت ترين دشمن اسلام ناب محمدي « ص » در داخل جهان اسلام توسط امريكا به وقوع پيوست و بخش عظيمي ديگر از ابزار و دستمايه هاي آمريكا براي مقابله با اسلام ناب به دست خودش متلاشي گرديد و در عين حال شعار مرگ بر آمريكا , به شعار مشترك و فراگير جهان اسلام تبديل شد.
اين هم يكي ديگر از سنتهاي تغييرناپذير الهي است كه :
« ... استكبارا في الارض و مكر السيي و لايحيق المكرالسيي الا باهله فهل ينظرون الا سنه الاولين فلن تجد لسنه الله تبديلا و لن تجد لسنه الله تحويلا » (فاطر 43, )
« ... استكبار در زمين و نيرنگ بد! نيرنگ بد جز به صاحبش نرسد! مگر جز سنت گذشتگان انتظاري دارند كه هرگز ـ تا ابد ـ سنت خدا را تبديل پذير نخواهي يافت و هرگز روش خدا را تغيير پذير نخواهي يافت ! »
بن لادن و ملاعمر و اذناب آنان كه يك روز با نيرنگ پشت پرده آمريكا و به عنوان بهترين ابزار دست ساز آمريكا براي بدنام كردن اسلام و انقلاب اسلامي در جهان , مورد استفاده قرار گرفته بودند , روز ديگر استخواني در گلوي آمريكا شدند و با « امر من عنده » به جان يكديگر افتادند و سخت ترين ضربه ها را به يكديگر وارد ساختند!
اما اين همه , هنوز آغاز راه است و روزگاران نحوست بار براي آمريكا همچنان ادامه خواهد يافت زيرا :
« ... فاستكبروا في الارض بغير الحق و قالوا من اشد منا قوه او لم يروا ان الذي خلقهم هو اشد منهم قوه و كانوا باياتنا يجحدون » (فصلت 15, )
« در زمين به ناحق « استكبار » كردند و گفتند : چه كس از ما « ابرقدرت تر » است آيا ندانستند خدائي كه آنها را آفريده است از آنها « ابرقدرت تر » است كه نشانه هاي ما را انكار مي كند! »
حال ببينيم سرنوشت « استكبار » خودبرتربيني و ادعاي « ابرقدرتي » در همين دنيا و قبل از آخرت چه خواهد بود ! :
« فارسلنا عليهم ريحا صرصرا في ايام نحسات لنذيقهم عذاب الخزي في الحيوه الدنيا » (فصلت 16, )
« پس در « روزهاي نحس » بادي سخت و سرد بر آنها فرستاديم تا عذاب خواري را در اين دنيا به آنها بچشانيم ... »
فرجام استكبار و احساس ابرقدرتي , روزها و روزگار نحوست باري است كه با طوفان حوادث سخت و چشيدن عذاب خواري و ذلت بار در همين دنيا طومار مستكبران ابرقدرت را در هم مي پيچد.
هر چند قرآن كتاب تاريخ نيست اما بخش عظيمي از آن به سرگذشت اقوام و ملل پيشين اختصاص يافته است . قرآن با بهره گيري از سرگذشتهاي عبرت انگيز پيشينيان , به طور عيني راه سعادت و شقاوت فرد وجامعه را بر انسانها مي نماياند. در داستانهاي قرآن بدون تكيه بر خصوصيات غير موثر در عبرت آموزي مانند زمان , مكان و مشخصات شناسنامه اي عناصر داستان , بگونه اي ماجرا را ترسيم مي كند كه هر شخص يا گروهي در هر زمان ومكاني مي توانند خود را در متن داستان و از اجزا و عناصر مثبت يا منفي آن احساس كنند و سپس سرنوشت خود را در روند داستان دريابند! خواننده داستانهاي قرآن همانند كسي نيست كه در سالن سينما فيلمي را بر پرده مشاهده مي كند بلكه خود را در جايگاه بازيگر متن ماجرا مي يابد.
با مروري بر سرگذشت افراد و اقوامي كه از جاده حق و درستي خارج شده اند و در ورطه انواع گناهان و رذائل اخلاقي سقوط كرده اند به خوبي روشن مي شود كه علاوه بر آثاري كه در آخرت وروز بازپسين دامنگير آنها خواهد شد در همين دنيا نيز بخشي از پي آمدهاي مهلك اين سقوط را مي چشند!
به طور مثال داستان قوم لوط و گناهي كه مرتكب مي شدند و عذابي كه در همين دنيا بر آنها نازل گرديد , داستان يك سنت الهي است كه اين گناه در همين دنيا نيز پي آمدهاي مهلكي را به دنبال دارد. در هر زمان و هر مكان هر قومي با شاخصهائي كه قرآن بر آن تاكيد كرده است به اين انحراف گرفتار شدند همچون قطاري كه از ريل منحرف شود سقوط آن قطعي است . گر چه ممكن است يك جا سقوط از كوه باشد و جاي ديگر سقوط دردره و يالله اما اصل سقوط اجتناب ناپذيرو عذاب قطعي است و همچنين است گناهان كبيره ديگر و ظلم به خويش و ديگران ليكن عذابها ممكن است به اشكال مختلف باشد از قبيل طوفان , زلزله , بادهاي سخت , سنگ باران , مسخ شدن , جنگهاي ويرانگر همچون جنگهاي اول ودوم جهاني و...
و جالب اينجا است كه تقريبا تمام گناهان بزرگي كه اقوام پيشين مانند قوم لوط , قوم نوح , قوم عاد و قوم ثمود و قوم فرعون و... به آنها آلوده بودند امروز همگي و يك جا در سطحي گسترده تر و عميق تر در جهان غرب به خصوص امريكا رواج دارند و از اين منظر مي توان اطمينان داشت كه سرجمع عذابهائي كه بر آن اقوام نازل شد , بر حسب سنت الهي بر جهان استكباري و گناه آلود غرب نازل خواهد شد و سرنوشتي به مراتب شوم تر از تمام آن اقوام در انتظار دنياي غرب خواهد بود و يقينا نه سنتهاي الهي تغيير يافته است كه « لن تجد لسنه الله تبديلا و لن تجد لسنه الله تحويلا » (فاطر 43 ) ونه العياذ بالله خدا عوض شده است و نه خدا گرفتار تسامح و تساهل گرديده ! و نه سنتهاي ثابت خود را با اصول اومانيسم , ليبراليسم و دموكراسي غربي معاوضه كرده و فرايند قانونگذاري ـ در نظامهاي مدعي مردسالاري پذيرفته است و نه آن كه العياذ بالله در آن زمان فقط زورش به يك قريه چند هزار نفري عقب مانده رسيده بود و آنان را در آتش غيرتش سوزانده بود اما حالا با ابرقدرتها و ملتهاي چند صد ميليوني سرسازش پيدا كرده و آن غيرت گناه سوز را از دست داده است !!
مگر مي توان به خداي حكيم داناي عزيز , مقتدر و سنتهاي لايتغير او اعتقاد داشت و زوال پي در پي هزاران هزار قدرتهاي شيطاني از ملوك و اكاسره و قياصره گرفته تا برسد به استالين و هيتلر و طواغيب بسياري همچون شاه را شاهد بود و باز هم گمان كرد كه همچنان نظامهاي ستمگري همچون آمريكا و اسرائيل جاودانه باشند و ولايت آنان را بر ولايت خداي لايزال ترجيح داد ! و باز هم اين سنت الهي است كه « فاما الزبد فيذهب جفا و اماما ينفع الناس فيمكث في الارض » (رعد17, ) و « للباطل جوله و للحق دوله » .
در نظام اتم خلقت عالم كه مبتني بر حق است باطل و ستمگر و ستمگران همچون كفي كه بر روي آب براي مدتي كوتاه جولان و خودنمائي دارند , خيلي زود به فنا و اضمحلال مي گرايند و اما حق كه هم سوي با منافع انسانها است پايدار و ماندگار خواهد بود.
س ـ با تشكر از اين كه اين مساله مهم را از جنبه اعتقادي و تحليل قرآني تشريح كرديد , اگر اجازه بدهيد آخرين سوال را مطرح كنيم سوال اين است كه علت حساسيت و فشار همه جانبه غربيها به خصوص آمريكا به جمهوري اسلامي ايران چيست
ج ـ سوال مهمي را مطرح كرديد. يكي از شيوه هاي دقيق حضرت امام « ره » در كشف بعضي از مسائل يا اهميت آنها اين بود كه هرچه را دشمن روي آن به طور اثباتي پافشاري مي كرد امام عكس آن را و به طور سلبي برخورد مي كردند واگر دشمن بگونه سلبي بر چيزي تاكيد مي كرد امام برعكس آن مساله رابه طور ايجابي مورد توجه قرار مي داد و علت آن را اينگونه تبيين مي كردند كه عموما مصلحت دشمن متضمن خسارت و مفسده ما است ومصلحت ما مستلزم خسارت دشمن است و اصولا مصالح و منافع ابرقدرتهاي چپاولگر با منافع و مصالح طرف مقابل آنها در تضاد است .
بنابر اين فشارهاي روزافزون دليل بر نقش موثر و سرنوشت ساز جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي در خاورميانه و قضيه فلسطين است و نشان دهنده ميزان اقتدار و نفوذ فوق العاده جمهوري اسلامي است . آنها به خوبي دريافته اند اگر امام و خط امام نبود امروز مجبور نبودند به جاي توسعه دولت غاصب صهيونيستي از نيل تا فرات , ميلياردها دلار براي ساختن ديوار محافظتي در داخل فلسطين هزينه كنند و با اين حال در بدترين شرايط امنيتي و اقتصادي قرار داشته باشند.
امروز مساله حمايت از فلسطين و آزادي قدس شريف نه فقط از بعد انساني و اسلامي يك وظيفه قطعي است بلكه به دليل اهداف توسعه طلبانه و كينه عميق صهيونيستها نسبت به اسلام و عزم قاطع آنها در جهت براندازي جمهوري اسلامي به يك مساله حياتي براي جمهوري اسلامي تبديل شده است و نه فقط اين حمايت با منافع ملي ما منطبق است كه عين منافع ملي ما است و موجوديت و كيان جمهوري اسلامي و منزلت و جايگاه آن در جهان اسلام به مبارزه با اشغالگري صهيونيستها و دفاع از قبله اول مسلمانان گره خورده است . هرگونه عقب نشيني از اين سنگر استراتژيك به معني پشت پا زدن به اساسي ترين شعارهاي اسلام , انقلاب , امام و شهدا به حساب مي آيد و مصداق بارز تلاش براي براندازي و اضمحلال جمهوري اسلامي و پايمال كردن منافع و مصالح ملي كشور مي باشد. جاي تعجب نيست كه شيطان بزرگ و ايادي آگاه يا ناآگاه آن . با روش هميشگي خود يعني پوششهاي فريب كارانه و طرح شعارهاي معكوس , خيانت ملي را با منافع ملي جابه جا مي كنند و با مغالطه و سفسطه , اساسي ترين ضامن منافع ملي را كه ضمنا از محورهاي وحدت ملي است مورد خدشه قرار دهند. البته توضيح كامل و استدلالهاي واضح اين مساله مهم و تبيين مستند توطئه هاي امريكا و صهيونيستها عليه منافع ملي ما در اين زمينه بحث مستقلي را مي طلبد.
امروز مساله حمايت از فلسطين و آزادي قدس شريف نه فقط از بعد انساني و اسلامي يك وظيفه قطعي است , بلكه به دليل اهداف توسعه طلبانه و كينه عميق صهيونيستها نسبت به اسلام و عزم آنان براي براندازي جمهوري اسلامي ايران , به يك موضوع حياتي براي ما تبديل شده است
آمريكا درچند سال گذشته با هزينه كردن ميلياردها دلار و به كارگيري همه توانمنديهاي خود توطئه پيچيد « صلح خاورميانه » را با هدف تثبيت نهائي رژيم غاصب اسرائيل به كار بست ولي اين توطئه با مرگ رابين متوقف شد
اين خط امام است كه دولتهاي استكباري را وامي دارد كه به جاي توسعه دولت غاصب صهيونيستي از نيل تا فرات , ميلياردها با صرف ساختن ديوار محافظتي براي حفظ اين رژيم در داخل فلسطين بنمايند