روزنامه جمهوري اسلامي 28/05/1381 صفحه كتاب و كتابخواني
سرگذشت فلسطين


كتاب سرگذشت فلسطين نوشته اكرم زعيتر است كه در آغاز دهه 40 به قلم تواناي آيت الله هاشمي رفسنجاني به فارسي برگردانده شد.
ايشان در زماني به ترجمه اين كتاب دست زد كه استبداد و خفقان سياهي بر جامعه در حمايت از رژيم اشغالگر قدس حاكم بود , اين كار براي او خطراتي پديد آورد , آقاي هاشمي بدون بيم از اين پي آمد آن كتاب را منتشر كرد و از اين رهگذر گامي در روشنگري ودفاع از سرزمين فلسطين و امت اسلام برداشت .
اكرم زعيتر نويسنده كتاب , در سال 1909 ميلادي در شهرستان نابلس فلسطين متولد شد , در فلسطين تحصيلات دبيرستاني خود را به پايان رسانيد و پس از گذراندن دوره دانشگاه آمريكايي در بيروت و دوره دانشكده حقوق بيت المقدس با اخذ مدرك دكتراي حقوق , وارد خدمات اجتماعي گرديد.
وي در مبارزات و انقلاب هاي مردم فلسطين سهم بسزائي دارد و به جرم مبارزه عليه استعمار بارها به زندان رفت و شكنجه ها تحمل نمود. اكرم زعيتر به همين دليل , سيزده سال از عمر خود را در تبعيد و دور از وطن بسر برده و در دوران جنگ دوم جهاني در تركيه پناهنده سياسي بوده است .
زعيتر يكي از بنيان گزاران حزب « استقلال » در فلسطين و جمعيت « العمل القومي » در سوريه و حزب « الجوال القومي » و « نادي المثني » در عراق مي باشد.
وي هنگامي كه به عنوان سفير كبيري اردن در ايران به سر مي برد , غير از انجام وظايف سياسي خود مي كوشيد كه روابط بين ايران و كشورهاي مسلمان و عربي را تحكيم نمايد.
آقاي اكرم زعيتر نويسنده و خطيب و محقق توانائي است كه صدها مقالات تاريخي و سياسي و اجتماعي از ايشان در جرائد عربي منتشر شده و كتابها و آثار گرانبهايي در تاريخ و ادبيات و سياست از وي به جا مانده است .
از جمله آثار ارزشمند ايشان كتاب « القضيه الفلسطينيه » است كه به تصديق اهل فن , بهترين كتابي است كه تاكنون در مورد فاجعه فلسطين نوشته شده است . اين كتاب به انگليسي هم ترجمه شده و متن عربي آن تاكنون دومرتبه چاپ و ناياب گرديده است .
در ايران , ترجمه فارسي آن قبل از انقلاب بدون مجوز و با تيراژ بسيار بالايي منتشر مي گرديد و بعد از انقلاب نيز توسط نهادهاي مختلف از جمله آموزش و پرورش به چاپ رسيده كه آمار دقيقي از آن در دست نيست . مدتي است كه به طور مشخص مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم (بوستان كتاب ) متولي چاپ و نشر آن شده و در چهار دوره در سال 61 , 70 , 73 , 76 قريب 15000 جلد از اين كتاب به چاپ رسيده است . براي دور پنجم چاپ كتاب سرگذشت فلسطين توسط اين مركز و حسب نظر آيت الله هاشمي رفسنجاني به منظور ويرايش جديد لازم شد تا نسخه عربي كتاب تهيه شود. در راستاي تهيه آن دو مكاتبه مولف و مترجم با يكديگر و نيز يك متن سخنراني مهم بعد از چاپ كتاب سرگذشت فلسطين در آن مقطع به دست آمد كه به عنوان اسناد تاريخي مهم , فضاي بين المللي حاكم و موقعيت كشور فلسطين و اهميت تدوين و ترجمه كتاب را نمايان تر مي سازد.
آيت الله هاشمي رفسنجاني در نامه مورخ 1342,9,14 خود به اكرم زعيتر , انگيزه خود براي ترجمه كتاب « القضيه الفلسطينيه » توسط شما اقدام قابل توجه و تلاش بسيار خوب و خدمت بزرگي به آرمان فلسطين است كه همان آرمان اسلام مي باشد » .
پس از گذشت سالها , در پيامي كه اكرم زعيتر به مناسبت پذيرش قطعنامه 598 به آيت الله هاشمي رفسنجاني ارسال داشته , از اين رويداد اظهار خرسندي نموده و آرزو كرده كه مسلمانان جهان به جاي اينكه طرح و نقشه استعمارگران را اجرا كنند و به جنگ با يكديگر مشغول شوند لازم است در كنار هم و با اتحاد در برابر دشمن اصلي اسلام و مسلمانان (اسرائيل ) مقاومت وايستادگي نمايند و در اين پيام خاطراتي از دست نوشته خود را مرور كرده كه حكايت از ظلم و تعدي بي حساب و كتابي دارد كه استعمارگران بر مردم فلسطين روا داشتند و يادآور دلاوري ها و از خودگذشتگي هاي جوانان و قهرمانان فلسطيني و نقشه هاي شوم استعمارگران مي باشد.
اميد است پويندگان راه حق و فضيلت با الهام از روشنفكران و مبارزان , آرمان هاي بزرگ بشري و الهي را با اولويت در برنامه هاي خود در دفاع از مظلومين قرار دهند و بكوشند تا بنابه نص صريح قرآن در زمره متظلمين قرار نگيرند.
در اين جا ابتدا متن نامه آيت الله هاشمي رفسنجاني به مولف را مي آوريم و سپس پاسخ مولف را درج مي نماييم .
جناب استاد اكرم زعيترـ وفقه الله لما يحب و يرضي
با عرض سلام و احترام
اين نعمتي است كه خداوند بر من و مسلمانان ايران ارزاني داشت كه كتاب ارزشمند حضرتعالي با عنوان « القضيه الفلسطينيه » را چند ماه قبل پيدا كنم . كتابي كه در آن جنايت هاي استعمار و مزدور صهيونيستي و كثيف آن به رشته تحرير درآمده است . نويسنده به وسيله اين كتاب ادعاهاي باطل صهيونيست ها را افشا كرده و دلائل ضعيف و سست آنها در قبال خواسته هاي مستحكم و متقن را باطل نموده است . من به اين نتيجه رسيده ام كه مولف استاد اين كتاب كاملا در جريان حوادث فلسطين ـ سرزمين گرانقدري از مناطق اسلامي ـ بوده و بسياري از مطالب و موضوعاتي را كه از نظر موضوع مهم و از جنبه منطق قوي و پر فايده بوده و ارتباط زيادي با كشورهاي اسلامي و نسل ها داشته انتخاب نموده است و در عين حال آنچه را كه لازم است در مورد آنها تحفظ بعمل آيد.
يادآور مي شوم .
اينجانب برخود لازم ميدانم از تلاشهاي مولف علامه اين كتاب بدليل آنچه كه براي عصر و نسل حاضر نوشته قدرداني نمايم . نحوه نگارش اين كتاب خود دليلي بر آگاهي وافر , درك بيشتر , اطلاعات فراگير , سبك جالب و دورانديشي نويسنده مي باشد.
اينجانب عليرغم اطلاع از غفلت مسلمانان ايران نسبت به خطرات حوادث فلسطين عزيز و عدم اطلاع آنها از بلايا و مصائبي كه بر برادران مسلمان ما مي گذرد...
...و آنچه كه ممكن است در قلب كشورهاي اسلامي و عربي بدست صهيونيست هاي مزدور و جنايتكار اتفاق افتد , برخود و كسانيكه به اهميت موضعگيريهاي كتاب آشنائي دارند , وظيفه دانستم اين كتاب را منتشر نمايم تا حقايقي را كه در جامعه ايران وجود دارد بيان نمايم . به همين دليل در اسرع وقت به ترجمه آن به زبان فارسي اقدام نمودم (بااين احتمال كه ممكن است خطراتي از اين بابت متوجه اينجانب بشود).
من بدنبال محل اقامت شما بودم كه مطلع شدم جنابعالي در راس سفارت اردن هاشمي به ميهن ما ايران تشريف مي آوريد , لذا بدليل فراهم شدن بهترين وسيله براي تكميل كتاب مورد نظر خيلي خوشحال شدم . اي قهرمان مبارز , تشريف فرمائي شما را خير مقدم مي گويم .
در مقدمه كتاب مشاهده مي كنيم كه جنابعالي درصدد تاليف كتابي جامع هستيد كه متضمن يك سند فراگير در مورد حوادث , وقايع , اسرار و پي آمدهاي آرمان فلسطين باشد , لذا از جنابعالي خواهشمندم در اسرع وقت پاسخي مبني بر اجازه به اينجانب عنايت فرموده و راهنمائيهاي كاملي در مورد همه منابع و اسناد تاريخي و غيرتاريخي ارائه فرمائيد تا به مطالب كتاب ضميمه شود. لطفا آنچه را كه از موارد مذكور در نزد جنابعالي موجود است در اسرع وقت ارسال نمائيد.بنده منتظر جواب و ضمائم آن هستم و در آينده نزديك به حضورتان خواهم رسيد , انشاالله
در پايان سلام برادر و دوستدار خود را بپذيريد.
اكبر هاشمي رفسنجاني
خوشوقتم يك نسخه از آخرين كتاب خود بنام « مكتب تشيع » را كه سال گذشته به چاپ رسيده و مقاله « اسرائيل و فلسطين » در آن آمده است به جنابعالي اهدا نمايم . اميدوارم آنرا پذيرفته و مطالعه نمائيد.
سرورم
استاد اكبر هاشم رفسنجاني
السلام عليكم و رحمه الله و بركاته
وصول نامه محبت آميز حضرتعالي موجب مسرت اينجانب گرديد. من در پاسخ به آن درنگ كردم تا اينكه آخرين نسخه كتاب « مكتب تشيع » بدستم برسد و آنرا مرور كردم و عليرغم عدم آشنائي با زبان فارسي , برخي از معاني مقاله وزين حضرتعالي با عنوان « اسرائيل و فلسطين » براي من روشن گرديد. از خداوند متعال مسئلت مي نمايم به حضرتعالي از فلسطين و اسلام اجر و پاداش نيك عطا فرمايد.
ترجمه كتاب من با عنوان « القضيه الفلسطينيه » به زبان فارسي يك اقدام قابل توجه و تلاشي بسيار خوب مي باشد. اينجانب ضمن قدرداني و سپاس خود از اين اقدام حضرتعالي تاكيد مي نمايم كه اين اقدام خدمت بزرگي به آرمان فلسطين كه همان آرمان اسلام مي باشد , بشمار مي آيد , زيرا يكي از مهمترين انگيزه هاي ايجاد همت اسلامي و انگيزه تلاش جدي در بين آنها براي ياري رساني به اين آرمان , اين است كه مسلمانان به حقايق امور آشنا شده و از نظر تاريخي آنرا درك نموده و به عظمت فداكاريهاي فلسطيني ها كه قدر (خداوند) چنين مقدر گرديد كه افتخار پاسداري از مقدسات اسلامي به آنان واگذاري شود , پي ببرند. همانگونه كه مطلع هستيد وقتي كه جنگ پايان پذيرد , هر كشور عربي احساس مي كند كه استقلال آن ناقص و حاكميت آن « ابتر » است » همچنين همه ملت هاي اسلامي بخوبي مي دانند كه ماداميكه اسرائيل در نزديكي مرزهاي ديار مقدس از دارالسلام مستقر باشد , شرافت و عزت آنها جريحه دار است .
سرورم و برادرم
من نوشته يا سندي بيش از آنچه كه در كتاب « القضيه الفلسطينيه » آورده ام , ندارم تا خدمت شما تقديم نمايم ولي متن سخنراني خود را كه در كميته سياسي خاص شانزدهمين اجلاس سازمان ملل متحده در سال 1962 به هنگام بررسي مساله فلسطين ايراد كردم خدمت شما ارسال مي كنم . همچنين متن سخنراني مورخ ذيحجه سال 1381 هجري را كه در كنگره سراي جهان اسلام در مكه مكرمه و در حضور برگزيدگان و نخبگان مسلمان ايراد كرده ام بحضورتان تقديم مي نمايم تا پس از ترجمه به فارسي , به آن كتاب اضافه شود كه اين امر لطفي از سوي حضرتعالي تلقي مي شود.
در پايان ضمن تقديم سلامهاي خود به حضور آنجناب از خداوند متعال مسئلت مي نمايم كه براي شما بخاطر تلاشهائي كه در حق فلسطين معمول مي داريد اجر مجاهد عطا فرموده و شما را در زمره ابرار قرار دهد.
1963,12,23
المخلص .
آيت الله هاشمي رفسنجاني در مقدمه اي كه بر چاپ جديد كتاب « سرگذشت فلسطين » نگاشته اند , پيرامون تاريخچه ترجمه كتاب مذكور و اوضاع آن روزها , مطالبي بيان داشته اند. در اين جا بخش هايي از اين مقدمه را مي خوانيد :
مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم , تصميم گرفته است كتاب « سرگذشت فلسطين » يا كارنامه سياه استعمار را تجديد چاپ كند , و از من خواسته است كه مقدمه اي بر اين چاپ بنويسم . مرسوم است كه ناشران و مولفان و مترجمان , هر يك بتناسب كار خود و با توجه به تحولات اوضاع مربوط به مطالب كتاب , در رابطه با مقطع زماني چاپ جديد , مطالبي بنويسند.
نخستين موضوعي كه اكنون ذهنم را به خود مشغول كرد , و خود ميتواند بخشي از مقدمه مترجم بر اين چاپ باشد , اين است كه نه من , و نه مولف , و نه مركز انتشارات ... و نه ساير ناشران اين كتاب , نميدانند اين چاپ چندم اين كتاب است , و لابد بذهن خوانندگان اين مطلب بصورت سئوال خواهد آمد و مايل خواهند بود كه جواب را بدانند , و يا دست كم بدانند چرا ننوشته ايم « مقدمه چاپ چندم » . برگرديد و به سالهاي ترجمه و چاپ اين كتاب و به وضع مترجم و مطالب كتاب و مقدمه مترجم و حكومت آن زمان ايران و سياست جهاني حاكم بر ايران و منطقه , بينديشيد. آنگاه مي يابيد كه چرا شماره چاپ ذكر نشده است . اين كتاب بارها و بارها بدون اطلاع مترجم و مولف و ناشر و حكومت وقت به وسيله افراد يا گروههاي مبارز و مسلمان براي خدا و بطور مخفي و بيشتر بصورت افست چاپ و منتشر شده است و علت اينكه شماره چاپها , پنهان شده است در ضمن توضيح آينده روشن خواهد شد. اين توضيح , برگي از تاريخ نهضت اسلامي ايران و انقلابمان , در آن سالها خواهد بود.
روز دوم سال 1342 پس از فاجعه بزرگي كه توسط رژيم پهلوي در مدرسه فيضيه قم پديد آمد و مدرسه و جمعي از طلاب و مردم و زوار قم بخاك و خون كشيده شدند و امام بزرگوار آن جنايت را كه براي سركوب نهضت انجام گرفته بود , تبديل به پتكي سنگين كردند. و آنرا هم خود بدست گرفتند و هم بدست همرزمانشان دادند و بر سر رژيم پهلوي كوفتند. در برابر شاه تصميم گرفت ضربه ديگري بر روحانيت و بخصوص حوزه علميه قم و بيشتر بر پيشتازان مبارزه وارد آورد.
در روز 21 فروردين همان سال , يعني بيست روز پس از فاجعه فيضيه بر خلاف قوانين موجود , شروع به سربازگيري طلاب كرد.
من از اولين افرادي بودم كه بدام ماموران پليس افتادم . براي انجام كارهاي پستي انتشارات « مكتب تشيع » كه در آن زمان مسئوليتش با من بود , صبح زود عازم پستخانه شدم از چهارراه بازار بطرف پستخانه روانه شدم به خيابان باجك مقابل شهرباني قم كه رسيدم , ماموري جلويم سبز شد و بداخل شهرباني هدايتم كرد. در اتاق افسر نگهبان با دو نفر ديگر از طلاب جوان روبرو شدم و هر سه نميدانستيم براي چه آنجا هستيم و خيلي زود چهارمي و پنجمي و ... نيز رسيدند. نه ماموران حاضر بودند بما توضيح بدهند كه چرا ما را گرفته اند و نه ما خيلي اهميت مي داديم .
آنجا خيلي سرگردان نكردند حدود ظرفيت يك ماشين كه شديم با يك نامه و چند مامور ما را به اداره نظام وظيفه قم در قسمت غرب رودخانه و نزديك راه آهن , منتقل كردند و در آنجا مشغول تنظيم پرونده سربازي شدند و بما گفتند چون طلبه ها با حكومت شاه بد برخورد ميكنند اعليحضرت عطيه معافيت از سربازي را پس گرفته است و در مقابل اعتراضهائي از قبيل زن و بچه يا سن زياد يا ورقه اجتهاد يا مرض و ساير موجبات معافيت جمله معروف و متداول آن روزها « المامور معذور » را مي شنيديم .
تا ظهر , عده ما بحدود سي نفر رسيد و نهار را مهمان امام بزرگوارمان بوديم كه براي ما از بيرون غذا فرستادند.
اول شب ما را با يك كاميون ارتشي به تهران اعزام كردند , و فرداي آن روز به باغشاه آن روز و پادگان حر امروز , و پس از دو روز لباسهاي طلبگي ما را در آوردند و لباس سربازي پوشاندند و شديم سرباز , و در دوره جديد مشغول ديدن آموزشهاي سربازي شديم و در آن واحد حدود پنجاه نفر طلبه بوديم و در اصفهان و برخي از شهرهاي ديگر نيز عده اي به سرنوشت ما دچار شده بودند. اين رفتار غيرقانوني و برخوردهاي خوب امام و حوزه و مردم و ما سربازان , براي رژيم نتيجه اي معكوس ببار آورد و بجاي اينكه وسيله ترس و وحشت شود , عامل بيداري و استواري و مقاومت بيشتر شد. نهضت بسرعت اوج گرفت و گسترش يافت , كه حادثه عظيم پانزده خرداد سال 42 و عاشوراي تاريخي 1357 رخ داد .
من كه در نظر روساي سربازخانه , متهم به تحريك سربازان و داشتن رابطه با حوزه و امام و مراكز مبارزه در تهران بودم , ديگر نمي توانستم در آنجا بمانم و احتمال خطر قوي بود. بكمك افسري كه اين اتهام را به من اطلاع داده بود برگه مرخصي يك روزه گرفتم با توجه به اينكه آنروزها كار مشكلي بود , زيرا بخاطر آماده باشي , همه مرخصي ها لغو شده بود. بيرون آمدم و ديگر به سربازخانه برنگشتم و طبعا زندگي مخفي غيررسمي پيش گرفتم . امام و جمعي از شخصيتهاي روحاني و غيرروحاني بازداشت بودند. علماي بزرگ سراسر ايران و حوزه ها براي نجات بازداشت شدگان به تهران آمده بودند حوزه ها و مساجد و مدارس و مراكز روحاني و ديني متشنج و ناآرام بود و منهم زن و سه فرزندم آواره و خانه بدوش و در عين حال براي جبران كمبودها و پركردن جاي خالي بازداشت شدگان سخت در تلاش بوديم .
كم كم اكثر زندانيها آزاد شدند و امام از زندان به داوديه و سپس به قيطريه منتقل شدند , و تحت نظر قرار گرفتند و علما و طلاب به مراكز خود برگشتند ولي من بخاطر پرونده فرار از سربازخانه و اضافه شدن يك فرار ديگر كه در اين دوره گير افتاده بودم و از دست مامور در رفته بودم , نميتوانستم به قم برگردم و با امكانات ناچيز طلبگي اداره خانواده در حال خانه بدوشي و فرار نيز مشكل بود. بهترين راه حل اين بود كه به روستاي زادگاهم « بهرمان » در جلگه « نوق » از بخشهاي رفسنجان بروم كه بخاطر دورافتادگي و ملاحظات محلي كدخدا و ژاندارمري كه در دو فرسخي روستاي ما بود امنيت نسبي حاصل مي شد.
لابد خواننده محترم مي پندارد كه ميان اين مطالب و بخشهاي كتاب رابطه اي موجود نيست , رابطه بدينسان است :
براي اينكه كاري در مسير مبارزه , تبليغ و تحصيل انجام داده باشم , همراه خودم يك جلد كتاب « القضيه الفلسطينيه « به اضافه « المنجد » به روستا بردم قلم و كاغذ هم در روستا بود. با اين كتاب بسيار نفيس سال قبل هنگامي كه مقاله اي در مورد فلسطين براي سالنامه مكتب تشيع مي نوشتم آشنا شده بودم كه سخت تخت تاثير مطالب و اسناد فراوانش قرار داشتم .
بر اين اعتقاد بودم كه يكي از كارهاي بسيار لازم , آشنا كردن مردم ايران با حوادث فلسطين و علل و عوامل و خطرات روي كارآمدن اسرائيل غاصب است كه بخاطر سياست ضداسلامي و ضدعربي رژيم پهلوي خيلي از مردم ايران از اين موضوع حياتي بي خبر مانده بودند.
دو سه ماه در محيطي آرام و ساكت در خانه پدرم به ترجمه كتاب دست زدم . مواردي كه نمي شد با « المنجد » روشن كرد , و احتياج به تحقيق داشت جداگانه يادداشت كردم و پس از بازگشت به قم , انجام يافت و كتاب آماده شد. مقدمه آنرا نيز با استمداد از روحيه خودم و جوي كه بر ما حاكم بود و در بضاعت اندك اطلاعاتم و با الهام از مطالب كتاب , نوشتم .
اوضاع عادي شد و خيلي از طلبه هاي سرباز كه بعد از من فرار كرده بودند , به حوزه ها بازگشتند و مورد هجوم قرار نگرفتند. گويا رژيم از سربازگيري طلبه ها پشيمان شده بود بخاطر خسارتهاي ناشي از حضور طلاب در سربازخانه ها و هم از بدنامي كه برايش درست شده بود.
منهم با توكل به خدا به قم آمدم و مشغول تحصيل و ادامه كارهاي اجتماعي , سياسي شدم . چاپ و انتشار كتاب : ما آنروزها امكانات خوبي داشتيم پنج سال سابقه كار انتشار « مكتب تشيع » شبكه خوب انتشار در سراسر كشور , آشنائي با چاپخانه ها و صحافي ها و كاغذ فروشيها.
بهمان شيوه كار مكتب تشيع قبض پيش فروش كتاب را منتشر كردم و با همكاران انتشارات مكتب تشيع تعداد قابل توجهي پيش فروش شد و مبلغي پول بدست آمد و بدينگونه كتاب حاضر چاپ و منتشر شد. آنروزها هنوز براي كتابها اجازه قبلي انتشار لازم نبود. يا سختگيري نميشد. پس از انتشار , استقبال بي نظيري از كتاب شد و نياز به چاپهاي بعدي پيش آمد. رژيم رفته رفته متوجه آثار كتاب گرديد.
در سال 1343 من بازداشت شدم و در مورد اين كتاب نيز در كنار اتهامات ديگر مورد مواخذه و شكنجه قرار گرفتم و عليرغم اينكه مولف كتاب , سفير اردن هاشمي در ايران بود و روابط بسيار خوبي با رژيم شاه داشت و خيلي هم تلاش كرد كه اجازه انتشار براي كتاب بگيرد. رژيم موافقت نكرد. حتي در سالهاي بعد كه وزير دربار شاه حسين شده و به دعوت « علم » وزير دربار محمدرضا شاه به ايران آمده بود و از طريق « علم » براي اجازه چاپ اقدام كرد نتوانست موافقت بگيرد.
بهرحال كتاب قاچاق بود و طالب فراوان داشت و هر كس بهرنحو كه ميتوانست مخفي چاپ و منتشر ميكرد و بهمين دليل كسي تعداد چاپ را نمي دانست . و هم اكنون ساعت 7 صبح روز 14 ارديبهشت 1362 كه در دفتر كارم در مجلس شوراي اسلامي اين مقدمه را مينويسم اخبار تجاوزهاي جديد اسرائيل در لبنان و خطر درگيري جديد با سوريه در دره بقاع و حمايت بيدريغ آمريكا از اسرائيل و بي غيرتي سران مرتجع عرب و سازش بخشي از فلسطينيها و حمايت ضعيف و مشكوك و ترديدانگيز شورويها و بي تحركي جبهه پايداري را مي شنويم .
چيزي كه محتواي اين كتاب را هنوز زنده نگه ميدارد و دليل بر صحت مطالب كتاب است همين است و شايد كه پيش بيني هاي ديگر كتاب نيز به وقوع بپيوندند.
كتاب , پس از آوردن تاريخچه بسيار فشرده و گويائي از فلسطين با اتكا به اسناد معتبر و رويدادهاي مشخص و ملموس , نتيجه گيريهاي خوبي دارد. متن قراردادها , اعلاميه ها و بيانيه و نامه ها , قطعنامه ها , مذاكرات جلسات اظهارنظرهاي بازرسان و هيئتهاي رسمي و بين المللي و خيلي چيزهاي ديگر كه در دسترس مولف بوده منبع اطلاعات و منبع برداشتها و اظهارنظر قرار گرفته است و چنين مجموعه اي از اسناد و مدارك و برداشتها , براي مسئله فلسطين و فاجعه دولت غاصب اسرائيل كه هنوز هم مهمترين مسئله اسلام و مسلمين منطقه و بلكه جهان است , مي تواند براي موضع گيري و اقدام مردم ما مفيد و موثر باشد.
بهمين جهت من از دفتر تبليغات حوزه علميه قم كه به نشر مجدد كتاب دست زده است , تشكر ميكنم و از ملت عزيز مي خواهم كه با دقت اين كتاب را بخوانند و بازگو كنند و از اين رهگذر بر آگاهي و روشن بيني خويش بيفزايند.
رئيس مجلس شوراي اسلامي اكبر هاشمي رفسنجاني
ارديبهشت 1362


آيت الله هاشمي رفسنجاني : اين كتاب بارها و بارها بدون اطلاع مترجم و مولف و ناشر و حكومت وقت , به وسيله افراد يا گروه هاي مبارز و مسلمان براي خدا و به طور مخفي و بيشتر به صورت افست چاپ و منتشر شده است
همان طور كه مشاهده مي كنيد چاپ اول كتاب با نام مولف و مترجم همراه است , ولي در چاپ هاي بعد به دليل فشار رژيم پهلوي , بدون نام مولف و مترجم به چاپ رسيده است