روزنامه جمهوري اسلامي 28/05/1381 صفحه عقيدتي
تفكر ليبرالي , عامل موفقيت آمريكا در كودتاي 28 مرداد


كودتاي 28 مرداد سال 1332 شمسي يكي از حوادث مهم تاريخ معاصر است ; زيرا با وقوع اين كودتا , كشور ما بيست و پنج سال تحت سلطه مرگبار آمريكا قرار گرفت . در طول اين بيست و پنج سال , علاوه بر اين كه سرمايه هاي هنگفت ميهن ما به تاراج رفت , مردم عزيز و بزرگوار ايران نيز با بدترين شيوه و بدترين شكل , تحقير گرديد. علاوه بر اين , اختناق و استبداد بسيار هولناكي در ايران حاكم شد , فرهنگ مذهبي و سنتي به شدت آسيب ديد , جوانان پرشور و مومن اين سرزمين و مردان و زنان سرافراز ميهن يا به خاك و خون كشيده شدند و يا اين كه در سياه چالهاي رژيم آمريكايي شاه محبوس گرديدند و تحت شكنجه بيدادگران آمريكايي روح و جسمشان فرسوده و نابود شد.
واقعه دردناك و زيانباري كه در 28 مرداد 1332 اتفاق افتاد , كودتا و ماجرايي نبود كه يك شبه و به طور ناگهاني بروز يافته باشد و كودتاچيان با يك اقدام نظامي شديد و ناگهاني , رژيمي كاملا آمريكايي در ايران پديد آورده باشند . كودتاي 28 مرداد , اقدام عليه يك شخص و يا عليه چند نفري كه در آن زمان حكومت را در دست داشتند , نبود , بلكه اين واقعه , اوج يك جريان و اقدام نظامي و سياسي آمريكا عليه نهضتي بود كه از چند سال پيش آغاز شده بود و در مسير نفي استعمار و ريشه كن نمودن آن در ايران قرار داشت .
آمريكاييها زماني به فكر كودتا افتادند كه به روشني دريافتند نهضت ضداستعماري ملت مسلمان ايران بسيار اصيل است و روحاني بزرگي مثل آيت الله كاشاني آن را رهبري مي كند. به عبارت ديگر , آمريكاييها از فرداي 30 تير 1331 به طور جدي به فكر كودتا و اقدام نظامي و سياسي عليه نهضت ضداستعماري ملت ايران افتادند . آمريكاييها تا پيش از حماسه 30 تير 1331 , گمان مي كردند عطش مردم ايران براي ادامه نهضت با تعويض و جابجايي چند نفر كه همه آنها در اصل در مدار سياست و فرهنگ غرب قرار گرفته بودند و تفاوت چنداني با هم نداشتند , فروكش خواهد كرد و مردم سراغ كار خودشان خواهند رفت . اما پس از آن كه در جريان قيام 30 تير , عموم مردم مسلمان ايران با اعلاميه و دستور آيت الله كاشاني به خيابانها ريختند و با حماسه آفريني و شور و شوق فراوان , يكي از مزدوران استعمار (قوام السلطنه ) را كه شاه او را به نخست وزيري گماشته بود , سرنگون كردند , آمريكاييها و ساير استعمارگران متوجه شدند حتي اگر افرادي مثل مصدق , در نيمه راه از نهضت جدا شوند و نتايج مبارزات را به راحتي در اختيار افرادي مثل شاه و قوام كه هر دو از عاملان استعمارند , قرار دهند , مردم اعتنايي به اين سياست بازيها نخواهند كرد و تحت رهبري روحانيت و آيت الله كاشاني و با كنار نهادن سازشكاران و ليبرالها , به راه خود ادامه خواهند داد . تا پيش از وقوع قيام 30 تير 1331 , آمريكاييها و حتي انگليسيها فكر مي كردند نهضت ضداستعماري به بازي نفت خلاصه خواهد شد و پس از تنش ها و فراز و فروزهايي , نه تنها نهضت ادامه نخواهد يافت بلكه مثل دوره رضاخان , غارت نفت در قالب قراردادها و شيوه هاي ديگر استمرار پيدا خواهد كرد. در اين زمان آمريكا و ساير استعمارگران چنين مي پنداشتند كه مردم در نهايت به تعويض ها و تبديل هايي در سطح نخبگان سياسي كه همان بازماندگان عصر قاجاريه و دوره رضاخان بودند , رضايت خواهند داد و شعله هاي نهضت خاموش خواهد شد. آنها گمان مي كردن جدال سياسي بين شاه و ساير سياسيون را سرانجام به آشتي و مسالمت تبديل خواهند كرد و در نتيجه همه چيز به وضع سابق برمي گردد , ولي هنگامي كه ديدند بدنه اصلي نهضت تحت فرمان روحاني سازش ناپذيري به نام آيت الله كاشاني قرار دارد و او با يك اعلاميه مي تواند حماسه اي مثل قيام 30 تير را بيافريند , دچار وحشت شدند و در صدد برآمدند طرح كودتا عليه نهضت را به مرحله اجرا بگذارند . اين طرح كه بعد از قيام 30 تير مورد توجه قرار گرفت , شامل مراحل مختلفي بود. اولين و اساسي ترين مرحله طرح اين بود كه راس غ بدنه اصلي و مردمي نهضت را كه به هيچ وجه اهل سازش با استعمار نبود و در راه رسيدن به هدف نيز سرسختي و مقاومت عجيب و شگفت انگيزي داشت , مورد هدف قرار دهند. آمريكاييها و استعمارگراني كه همدست او بودند مي دانستند اگر آيت الله كاشاني را كه محور اصلي نهضت است , به نوعي منزوي كنند و با تبليغات بسيار گسترده حيثيت اجتماعي و سياسي او را نيز مورد حمله قرار دهند , بدون هيچ زحمتي چند ليبرالي را كه ساخت و بافت اصلي فكرو سياسي و اجتماعي و فرهنگي آنها تبايني با غرب ندارد و از اين نظر تفاوت چنداني بين شاه و آنها مشاهده نمي شود , به كنار خواهند زد. آمريكاييها مي دانستند مشرب فكري اين گونه افراد چنان نيست كه بخواهند در مقابل غرب ايستادگي كنند , بلكه اگر به انگيزه ها و اهداف شخصي آنها توجه شود , حتي به آماده كردن بستر مناسب براي ورود آمريكا و.... نيز كمك خواهند كرد. در راستاي اجراي همين مرحله از طرح كودتا بود كه بعد از قيام 30 تير 1331 , از يك سو اختلاف افكني بين آيت الله كاشاني و جناح ليبرالي نهضت مورد هدف قرار گرفت و از سوي ديگر تبليغات بسيار مخربي عليه آيت الله كاشاني و ساير نيروهاي مذهبي نهضت آغاز گرديد. هنگامي كه روند اختلاف آغاز شد , جناح ليبرال هجوم تبليغاتي گسترده و شديدي را عليه جناح مذهبي نهضت و در راس آن آيت الله كاشاني ترتيب داد. اين تبليغات زهرآگين به قدري ناجوانمردانه و دور از ادب بود كه آيت الله كاشاني در آخرين نامه اي كه پيش از كودتاي 28 مرداد به مصدق نوشت , به آن اشاره كرد و فرمود : مرا لكه حيض كرديد , خانه ام را سنگباران و فرزندانم را زنداني فرموديد و....
گناه آيت الله كاشاني و ساير نيروهاي مذهبي بعد از قيام 30 تير اين بود كه به مصدق مي گفتند : چرا همان كساني را كه عامل شناخته شده استعمار غرب هستند , بار ديگر به عرصه سياسي بازگردانده اي و به آنها مقام و منصب داده اي چرا عاملان كشتار مردم در 30 تير را به جاي مجازات , نوازش مي كني , چرا همان كارها و برنامه هايي را اجرا مي كني كه عوامل استعمار قبلا اجرا مي كردند , چرا با عوامل استعمار و ضدانقلابيون شناخته شده و كينه توز مماشات مي كني و دست آنها را براي توطئه آزاد گذاشته اي ولي با نيروهاي مذهبي كه نهضت محصول فداكاريهاي آنها مي باشد به شدت برخورد مي كني پس اين كارهايي كه تو انجام مي دهي چه فرقي با كارها و برنامه هاي عوامل استعمار دارد مگر ما مي خواستيم فقط يك شخص برود و شخص ديگر حاكم شود مگر ما مبارزه با استعمار و مبارزه با عوامل استعمار را نمي خواستيم , پس چرا با غربي ها و عوامل آنها تا حد نهايي مدارا و مهرباني مي شود , ولي نسبت به نيروهاي اصيل نهضت چيزي غير از خشم و خشونت نشان داده نمي شود.
جناح ليبرال كه براي چنين سوالهايي پاسخ مناسبي نداشتند , هر روز بر شدت تبليغات خود عليه آيت الله كاشاني و نيروهاي اصيل و مذهبي نهضت مي افزودند تا آنها را به طور كامل از صحنه كنار بزنند و همه چيز را براي كودتا آماده كنند. در اين زمان شيوه ليبرال ها عليه نيروهاي مذهبي چنان بود كه گويي آنها برنامه و طرح آمريكاييها را اجرا مي كردند و خود اين جناح بيش از هر كس ديگر , زمينه سقوط خود را مهيا مي نمود.اين زمينه سازي ها در حالي صورت مي گرفت كه عوامل آمريكا به طور آشكار و نيمه مخفي شديدا عليه نهضت اقدام مي كردند و مراحل مختلف كودتا را پي در پي پشت سر مي گذاشتند تا هر چه زودتر به مرحله پاياني و نهايي برسند.
در اين زمان جناح ليبرال نهضت با اين مشكل بزرگ روبه رو بود كه بالاخره مي بايست به خواست هاي اساسي مردم كه مبارزه بااستعمار و ستم و برقرار كردن يك جامعه متفاوت با دوره قبل بود , پاسخ بدهد. سردمداران اين جناح مي دانستند كه بيش از اين نمي توانند مردم را با تبليغات و بازي هاي سياسي و جناحي مشغول كنند و به وعده هايي كه داده بودند , عمل نكنند. از سوي ديگر , سردمداران اين جناح به دليل نوع ساخت و بافت فكري فكري و ذهني كه داشتند , نمي خواستند و نمي توانستند به اين اهداف و خواست هاي متعدد مردم جامه عمل بپوشانند. بنابراين , با طرح آمريكا براي براندازي نهضت نيز مخالفت چنداني نداشتند. سردمداران اين جناح , نه تكليف گرا بودند كه بدون توجه به قضاوت تاريخ و داوري اين و آن , به تكاليف و وظايف خود عمل كنند , و نه به مبارزه با غرب و ايجاد جامعه اي متفاوت با معيارهاي غرب چندان اعتقادي داشتند. به همين دليل , گويا انگيزه ها و اهداف شخصي مثل قهرمان شدن و قهرمان ماندن و... , براي آنها از هر چيز ديگري مهم تر بود. به عبارت ديگر , برخي از آن ها حتي حاضر بودند براي قهرمان شدن و قهرمان ماندن , به راحتي به اهداف نهضت ضد استعماري كه اهداف عموم مردم بود , پشت پابزنند و برخلاف ادعاهايي كه درباره مردم گرايي و اعتقاد به راي و نظر مردم داشتند , فقط به قهرمان شدن خود بينديشند و مردم را در نيمه راه مبارزه رها كنند. و يا بدتر از اين , به گونه اي رفتار كنند و سياست و روشي در پيش بگيرند كه عملا به كودتاگران و دشمنان نهضتي كه مردم به راه انداخته بودند , كمك كنند. در اشاره به اين موضوعات است كه آيت الله كاشاني در آخرين نامه اي كه پيش از كودتا به مصدق مي فرستد , چنين مي نويسد : گر چه امكاني براي عرايضم نمانده ولي صلاح دين و ملت براي اين خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصي است و عليرغم غرض ورزي ها و بوق و كرناي تبليغات شما , خودتان بهتر از هر كس مي دانيد كه هم و غم من در نگهداري دولت جنابعالي است كه خودتان به بقاي آن مايل نيستيد. از تجربيات روي كارآمدن قوام و لج بازي هاي اخير بر من مسلم است كه مي خواهيد مانند سي ام تير كذايي يك بار ديگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه برويد... اگر نقشه شما نيست كه مانند سي ام تير عقب نشيني كنيد و به ظاهر قهرمان زمان بمانيد و اگر حدس و نظر من صحيح نيست كه همان طور كه در آخرين ملاقاتم در دزاشيب به شما گفتم و به هندرسون گوشزد كردم كه آمريكا ما را در گرفتن نفت از انگليس ها كمك كرد و حالا به صورت ملي و دنيا پسندانه مي خواهد به دست جنابعالي اين ثروت ما را به چنگ آورد. و اگر واقعا با ديپلماسي نمي خواهيد كنار برويد , اين نامه من سندي در تاريخ ملت ايران خواهد بود كه من شما را با وجود همه بدي هاي خصوصي تان نسبت به خودم , از وقوع حتمي يك كودتا به وسيله زاهدي كه مطابق با نقشه خود شماست آگاه كردم كه فردا هيچ گونه عذر موجهي نباشد...
به هر حال , كودتاي چند مرحله اي كه آمريكايي ها طراحي كرده بودند , با زمينه سازي هاي جناح ليبرال به سرعت پيش رفت و سرانجام در 28 مرداد 1332 , همان طور كه تحليل گران مسائل راهبردي آمريكا پيش بيني كرده بودند , جناح ليبرال بدون هيچ مقاومتي به استقبال كودتا رفت و سردمداران اين جناح كه در آن زمان حكومت را در دست داشتند , به محض شنيدن سرو صداي خياباني و به محض شنيدن صداي چند گلوله , با زير جامه و لباس خواب , ستاد حكومتي خود را ترك كردند و همه چيز را به دست عوامل آمريكا سپردند . بدين ترتيب , كودتاي 28 مرداد فقط با اقدام چند دسته محدود نظامي و عده اي از فواحش و افراد ولگرد به ثمر رسيد و پيروزي آن به كام آمريكايي ها شيرين شد . شيريني كودتا 28 مرداد , به كام آمريكايي به قدري بوده است كه اكنون بعد از گذشت پنجاه سال , هنوز هم خواب كودتايي از نوع 28 مرداد را مي بينند . به عبارت ديگر , آمريكايي ها هم اكنون نيز سياستشان اين است كه در داخل ايران جناح هاي ليبرال و شبه ليبرال را كه فعلا به اصلاح طلبان افراطي , ملي و مذهبي و... معروف هستند چنان تقويت و حمايت كنند كه حكومت را به طور كامل در ايران به دست بگيرند و آن گاه خود اين ليبرال ها و شبه ليبرال در صورت نپذيرفتن سلطه مطلق و كامل و بي چون و چراي آمريكا و با كم ترين ابراز وجود , با تلنگري كنار گذاشته شوند تا عامل فرمان پذيرتري مثل محمد رضا پهلوي را دوباره حاكم كنند. جالب اين است كه در اين زمان نيز ليبرال ها و شبه ليبرال مثل دوره پيش از وقوع كودتاي 28 مرداد , عمل مي كنند. به اين معني كه درست مثل ليبرال هاي آن زمان نسبت به جناح اصيل و مذهبي انقلاب اسلامي شديدترين كينه ها را ابراز مي كنند , پيوسته تلاش مي كنند از آمريكا چهره مثبت و بي خطر و دلسوز و... ارائه دهند تا زمينه رواني و ذهني و فرهنگي سلطه آمريكا را فراهم كنند , از نظر تبليغات سياسي و فرهنگي دقيقا آنچه را كه طراحان تبليغاتي و سياسي و فرهنگي آمريكا القا مي كنند , ليبرال ها و شبه ليبرال ها نيز در داخل كشور آن ها را در محافل و مطبوعات تكرار مي نمايند و خلاصه اين كه ليبرال ها و شبه ليبرال هاي وطني در اين زمان به گونه اي عمل مي كنند كه گويي شاخه اي از دستگاه حاكمه آمريكا در ايران هستند.
حاصل سخن اين است كه گر چه آمريكا مهندسي كودتاي 28 مرداد را برعهده داشت , ولي تفكر ليبرالي آن زمان و توهم قهرمان شدن در تاريخ , مهم ترين و گسترده ترين كمك را به موفقيت آمريكا در كودتاي مذكور نمود. مسلما اگر در آن زمان آمريكايي ها كم رنگ ترين تصويري از مقاومت هيات حاكمه ايران در ذهن داشتند و مي دانستند در ميان هيات حاكمه ايران كساني هستند كه جانانه مقاومت كنند و در برابر كودتا بايستند , هرگز جرات اقدام پيدا نمي كردند. درست مثل امروز كه حدود بيست و چهار سال است كه آمريكايي ها پي درپي صحبت از حمله به ايران و انقلاب اسلامي ايران مي كنند ولي عملا جرات هيچ اقدامي را ندارند; زيرا مي دانند بزرگان انقلاب و نيروهاي مذهبي وفادار به انقلاب اسلامي , مثل آن ليبرال هايي نيستند كه در 28 مرداد نهضت را به آساني در اختيار دو ـ سه دسته نظامي و افراد ولگرد قرار دادند , نيستند و كوچك ترين خطاي نظامي آمريكا و عوامل او را به رسم عاشورائيان پاسخ مي دهند و ابرقدرت غرب را در باتلاقي هولناك به دام مي اندازند.
علي وزوايي

حدود بيست و چهار سال است كه آمريكايي ها پيوسته انقلاب اسلامي را تهديد مي كنند , ولي عملا جرات هيچ اقدامي را ندارند; زيرا مي دانند بزرگان انقلاب و نيروهاي وفادار به انقلاب , مثل آن ليبرال هايي كه در 28 مرداد نهضت را به آساني در اختيار دو ـ سه دسته نظامي و افراد ولگرد قرار دادند , نيستند و كوچكترين خطاي نظامي آمريكا و عوامل او را به رسم عاشورائيان پاسخ مي دهند و ابرقدرت غرب را در باتلاقي هولناك به دام مي اندازند.
آيت الله كاشاني خطاب به مصدق : از تجربيات روي كار آمدن قوام و لج بازي هاي اخير بر من مسلم است كه مي خواهيد مانند سي ام تير كذايي و لج بازي هاي اخير بر من مسلم است كه مي خواهيد مانند سي ام تير كذايي يك بار ديگر ملت را تنها گذاشته و قهرمان برويد. اگر نقشه شما نيست كه مانند سي ام تير عقب نشيني كنيد و به ظاهر قهرمان زمان بمانيد... اين نامه من سندي در تاريخ ملت ايران خواهد بود كه من شما را باوجود همه بدي هاي خصوصي تان نسبت به خودم , از وقوع يك كودتا به وسيله زاهدي كه مطابق با نقشه خود شماست آگاه كردم كه فردا هيچ گونه عذر موجهي نباشد.
آيت الله كاشاني خطاب به مصدق : آمريكا مي خواهد به دست جنابعالي اين ثروت (نفت ) ما را به چنگ آورد.
گرچه آمريكا مهندسي كودتاي 28 مرداد را برعهده داشت , ولي تفكر ليبرالي آن زمان و توهم قهرمان شدن در تاريخ , مهم ترين و گسترده ترين كمك را به موفقيت آمريكا در كودتاي مذكور نمود.