مسوول جمع آوري معتادان
ولگرد كه چهره شهر ما را مخدوش
كرده , كيست
اين سوالي است كه امروزه به
ذهن تك تك افراد اين جامعه خطور
مي كند.
براساس تحقيقات انجام شده از
سوي مراجع مختلف دركشور , جرايم
مختلفي چون قتل , دزدي , تجاوز و
فحشا كه در نهايت امنيت را به
مخاطره مي اندازد بيشتر ناشي از
استعمال مواد مخدر است .
هر روزه تردد معتادان ولگرد با
ظاهري بسيار زننده درسطح شهر و آن
هم دراولين ساعات روز چهره تهران
را مخدوش كرده است ومردم خواهان
رسيدگي به اين موضوع كه از آن به
عنوان يكي از معضلات شهر تهران
ياد مي شود , هستند.
ميادين و خيابان هاي سطح شهر
از جمله ميدان راه آهن تا خيابان
وليعصر(عج ) , ميدان شمشيري ,
خيابانهاي هلال احمر , كارگر و برخي
از پاركهاي مختلف در سطح شهر
شاهد حضور معتادان ولگرد است .
يكي از شهروندان تهراني ساكن
خيابان وليعصر(عج ) تهران تقاطع پل
اميربهادر در گفت وگو باخبرنگار
خبرگزاري جمهوري اسلامي ضمن
ابراز تاسف از وجود معتادان ولگرد در
سطح شهر تهران گفت : برخي معتادان
ولگرد , شب را در خرابه هايي كه بر اثر
تخريب منازل در اين محله ايجاد شده ,
سپري مي كنند.
خانم محمدي نيا افزود :
حضوراين معتادان در محل باعث ايجاد
ترس و وحشت فرزندم شده و هيچ
مسوولي نيز پاسخگوي اين معضل
نيست .
عباسي يكي از شهروندان
تهراني نيز گفت : اين معتادان ولگرد كه
با لباس هاي ژنده به تن , موهاي
ژوليده و چهره هاي كثيف در زير پل ها
و معابر بيتوته مي كنند و يا در حال
تردد هستند , صحنه هاي مشمئزكننده اي
را براي مردم ترسيم مي كنند.
وي با اشاره به فوت يكي از اين
معتادان ولگرد طي روزهاي اخير در
زير پل چمران كه با وضع بسيار
زننده اي رها شده بود افزود : اين
معتادان بدون اين كه كسي به آنان
كاري داشته باشد به راحتي در سطح
شهر تردد مي كنند و موجبات نگراني
مردم را فراهم مي كنند.
شهروند ديگري نيز بااشاره
به اين كه اين افراد بسيار كثيف بوده و
بوي تعفن آنها مشام هر فردي را كه از
كنارشان مي گذرد آزار مي دهد ,
خواستار رسيدگي مسوولان و
جلوگيري از تردد آنها در سطح شهر
شد.
ناصر محمدي گفت : معتادان
ولگرد ناقل بيماريهاي مختلفي از
جمله ايدز هستند و سلامت جامعه را
به خطر مي اندازند.
محمدي افزود : اين افراد را در
هر كجاي سطح شهر تهران از جمله
زير پل ها , خيابانها , كنار جاده ها و
خانه هاي تخريب شده مي توان مشاهده
كرد و ديد كه چگونه در دود و دم
ناشي از استعمال مواد مخدر جان
مي دهند.
وي خاطرنشان كرد : هرگاه
شبهااز بزرگراههاي مختلف شهر
تهران عبور كنيد با صحنه هايي
روبه رو مي شويد كه باور آن براي
هركسي سخت است . برخي از اين
معتادان ولگرد با كوله باري از
كاغذهاي باطله و يا پلاستيك بردوش
و سيگار برلب تلوـ تلو خوران براي
بدست آوردن پولي به منظور تهيه
مواد مخدر در حركتند.
البته شبها , عده اي نيز كه اغلب
جوان هستند و صرفا بدليل بيكاري و
براي اداره زندگي , اقدام به جمع
آوري كاغذ و پلاستيك از داخل
زباله ها مي كنند , كه حساب آنان از
معتادان جداست .
با توجه به جمعيت جوان و
جغرافياي سياسي كشور كه در شاهراه
ترانزيت مواد مخدر قرار دارد و با
توجه به اينكه در همسايگي كشوري
قرار داريم كه به رغم تمهيدات دولت
جديدش , احتمال كشت موادمخدر
درآن وجود دارد , بحث مبارزه و
پيشگيري و كاهش عرضه و تقاضاي
مواد مخدر بايد به عنوان يك تكليف
و رسالت ملي براي همه تلقي شود.
دكتر حبيب الله آقابخشي عضو
هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي
وتوانبخشي دراين باره مي گويد : ما
بايد در رسانه هاي مختلف ادبيات
پديده شناسي مسايل اجتماعي را مورد
توجه قراردهيم .
وي در خصوص مساله معتاد
معتقد است كه بايد بطور ريشه اي
پديده اعتياد بررسي شود.
وي در عين حال مي گويد : قبل
از برخورد با « معتاد » بايد بر پديده
اعتياد نظر جامعي داشت و زمينه هاي
اجتماعي بروز پديده اعتياد را مورد
بررسي قرار داد.
اين استاد دانشگاه گفت :
پديده هاي اجتماعي وقتي تبديل به
مسايل اجتماعي مي شوند , درساختار
خاصي از اجتماع شكل گرفته و رشد
مي كنند.
اين متخصص مسايل اجتماعي
افزود : وقتي دربرخورد با پديده هاي
اجتماعي فقط به سراغ افراد مي رويم
درواقع برخورد درسطح خرد با آن
پديده شده است كه اين امر نمي تواند
پاسخگوي رفع مشكلات آن پديده
باشد.
وي با بيان اينكه اعتياد نيز يك
آسيب اجتماعي است كه درمتن
ساختار مستعد براي آسيب پروري به
بار مي نشيند گفت : يك برخورد با
مساله اعتياد اين است كه تنها با
آدميان كج رو(معتاد) برخورد شود اما
نگاه ديگر اين است كه بايد به ساختار
نظام اجتماعي و شبكه روابط
اجتماعي دركشور توجه داشت كه تاچه
اندازه در بروز اين پديده موثر است .
وي گفت , وقتي ديد كلان نسبت
به آسيب هاي اجتماعي داشته باشيم
آن گاه همه افراد و اقشار كشور , خود
را دراين زمينه مسوول مي دانند.
|
م . علوي
سخنان دبير كل جبهه مشاركت در نشست مطبوعاتي پيرامون
بيانيه اين جبهه خبري بود كه راديوهاي بيگانه همگام با برخي
مطبوعات داخلي پيرامون آن , مانور خبري ـ تحليلي زيادي دادند.
راديو « بي .بي .سي » طي گزارشي با عنوان تهديد جبهه مشاركت
ايران به خروج از حاكميت به نقل از محمد رضا خاتمي مي گويد :
« اين جبهه از حاكميت خارج خواهد شد و نظام را از مشروعيت و
اعتبار مردمي كه با راي گسترده در انتخابات مجلس كسب كرده
محروم خواهد كرد! » اين راديو به نقل از خاتمي مي افزايد : وضعيت
كنوني ايران بشدت بي ثبات است و در حال حاضر بيش از سه گزينه
براي آينده وجود ندارد.
اضمحلال و فروپاشي نظام
استبداد
تداوم و پيشرفت اصلاحات
با نگاهي به سير حوادث و فراز و فرود گروه ها در ساختار
سياسي كشور در طول سه دهه گذشته اينگونه موضعگيري ها را از
سوي گروه هايي كه در آستانه فرود از قدرت سياسي قرار گرفته اند
مشاهده مي كنيم . اولين تجربه اين سنت تاريخي در دوران انقلاب ,
طغيان اولين رياست جمهوري بعد از انقلاب بود كه با اتكا به آراي
11 ميليوني با وجود عدم توانايي سياسي و ناتواني در اداره امور
كشور , تنها به فكر انحصاري كردن قدرت و افزايش وسعت حوزه
قدرت بود و در اين خصوص بارها به خروج از حاكميت و محروم
كردن نظام از مشروعيت را مطرح نمود و سرگرم شدن به اين
شعارها باعث شد كه بدون توجه به رفع مشكلات اصلي و
اولويت هاي مهم , زمان را از دست داده و هر روز با افزايش
مشكلات , عملا مشروعيت خود را نيز از دست بدهد تا آنجا كه
سيل اين طغيان و تهديد اول او را غرق و بعد هزينه هايي را بر دوش
انقلاب بگذارد.
چرا سرنوشت اولين رئيس جمهور با وجود آرا قابل توجه در
انتخابات آنگونه رقم خورد
پاسخ به اين سوال مي تواند عبرتي گردد تا درس گرفتن از آن
تكرار تاريخ را در پي داشته باشد :
ناتواني در اداره امور كشور
طغيان حاصل از غرور
تصور غلط از جايگاه مردمي
عدم شناخت مردم
براي پوشاندن ناكار آمدي و ناتواني در برنامه ريزي امروز
جبهه مشاركت بعد از 5 سال حاكميت بر دو قوه و از دادن
فرصت هاي طلايي و استثنايي براي سازندگي و توسعه , به علل
فوق , خودآگاه يا ناخودآگاه گام در راهي گذاشته كه پايانش براساس
اين سنت تاريخي كاملا قابل پيش بيني است . بزرگترين اشتباه اين
جبهه تصور غلطي است كه از آرا مردم دارند , غافل از اينكه اقبال
مردم به آنها صرفا براي حل معضلاتي بوده كه متاسفانه در طول
پنج سال هيچ گامي در جهت برطرف كردن آنها
برنداشته اند.
توصيه ما اين است كه به جاي گام نهادن در راه بن بستي كه قبلا
توسط ديگران طي شده , فرصت باقيمانده را به جبران اشتباهات 5
ساله مبادرت ورزند تا حداقل هزينه هاي كمتري را در آينده از
سوي همين مردمي كه امروز بر اساس تصور غلط از آنها خرج
مي كنند , متحمل شوند.
خروج از حاكميت در اين سنت , خروج بر حاكميت را در پي
خواهد داشت و عاقبت آن هم بسيار روشن و شفاف است .
زنگ خطر بصدا درآمده است . آيا تاكنون به اين انديشيده ايد
كه شفاف و ملموس شدن تعارض و تناقض ديدگاه هاي شما در
برخي سياست هاي كلان و اساسي نظام حتي با رياست جمهوري
بعنوان منتخب اكثريت مردم , آغاز پيچ خطرناك اين جاده بن بست
است
|
آزادي !
|
آزادي بيان , آزادي مطبوعات و آزادي قلم , كلمه ها و پاره جمله هايي
هستند كه به همين شكل يا به تعابير ديگر , از دهان و قلم دوست و دشمن
شنيده مي شوند. و البته طرفداران اين آزادي , هر يك نمايندگان طرز
تفكري ويژه اند كه گاه با همديگر تعارض داشته و يا دست كم همسو
نيستند.
ترديدي نيست كه آزادي , مطلوب است . اما كدام آزادي براي چه
كسي و در چه شرايطي آيا منظور از اين آزادي , فراهم آوردن شرايط و
محيطي است كه هر قلم به دستي , در هر جا و به هر گونه كه خواست و
درباره هرچه خواست , چيز بنويسد حتي اگر آن فرد. مثلا سلمان رشدي
باشد و حتي اگر آن نوشته , محيطي متشنج بيافريند و يا مقدسات مذهبي
و باورهاي اعتقادي را به مسخره بگيرد و يا تيشه بر اركان نظام جمهوري
اسلامي ما بزند
در همين جا بلافاصله بايد جايگاه نقدهاي اصولي و عملي و غير
مغرضانه را جدا دانست . سخن بيشتر بر سر آن دسته از دگرانديشان ,
ناباوران معاند و يا شبه روشنفكري است كه متاسفانه مجوز انديشه پراكني
و نشر كتاب يا مجله و روزنامه اي را از همين نظام دريافت مي دارند و به
لطايف الحيل و در قالبهاي گوناگون , به شكل صريح يا استعاري , يا در لفافه ,
به ضربه زدن به انقلاب اسلامي و يا استهزا كردن بنيانها و بنيادهاي ديني
مبادرت مي ورزند.
كساني كه آب به آسياب دشمن مي ريزند و معرف فرهنگهاي بيگانه و
مروج افكار نادرستي هستند كه در تقابل با آرا و باورهاي اكثريت قاطع افراد
جامعه است , چگونه انتظار دارند كه در يك جامعه اسلامي و انقلابي , هر
چه را پسند خويش مي دانند و گاه مورد پسند دشمنان و بيگانگان نيز
هست , نشر دهند و كسي هم پيدا نشود كه به آنان بگويد بالاي چشمتان
ابروست
اينان , به تعبير ظريفي , همانهايي هستند كه همه كينه ها و عقده هاي دل
و ذهنشان را به انحاي گوناگون فرياد مي زنند و به روشني به مخالفت
ومخالف خواني مي پردازند , و با اين همه , دم از نبود آزادي و وجود اختناق
و سانسور مي زنند. آيا اينها به همين راحتي كه خود سخن پراكني مي كنند ,
مي پذيرند كه كسي عليه آنان حرفي بگويد يا سخني بنويسد
آيا در يك جامعه آزاد و در عين حال مقيد به باورها , سنتها و
داشته هاي مذهبي و انقلابي , مي توان و بايد هر چيزي را نوشت , حتي
سياه ترين كلمه را , و حتي بي شرمانه ترين صحنه هارا , و حتي تمسخر
اعتقادات ديني و ارزشهاي انقلابي را
آيا مي توان به بهانه ابراز و اظهار واقعيتها و در پي واژه ها و عناوين
چشم نواز و دلفريب , مويد و مبلغ انديشه هاي ناصواب و نابجا بود و آيا
مي توان آزادي را تنها محدود به خواسته هاي خود دانست
آيا مي شود همين كه امكان نشر براي آدم فراهم شد , همه چيز را زير
پا گذاشت و تنها به تبليغ مسايل و مطالبي پرداخت كه آبشخورهاي خاص
دارند و عده خاصي را خرسند مي سازند
به نظر مي رسد اين دسته افراد كه به بهانه آزادي , آزادانه به جنگ با
ارزشها مي پردازند , نه بهاي آزادي را مي دانند , نه قدر آن را مي شناسند , و
نه تصوري درست از مخاطبان خود يا به هر حال كساني كه افكار آنها را
مورد ارزيابي قرار مي دهند , دارند.
چگونه مي شود فردي در هوا و فضاي جمهوري اسلامي تنفس كند و
ايمان و آرمان را ناديده بگيرد چگونه مي شود چشم بر همه خوبيها و
والاييهابست و تنها برخي از مسايل ويژه را آن هم با ديدي خاص و نظري
مغرضانه مطرح كرد و در جستجوي تاثيرگذاري آن
برآمد
خوشبختانه , مردم ما كاملا هشيار و بيدارند , اغلب , ديدي باز دارند و
بسيار خوب به ارزيابي مي پردازند و دوست و دشمن را به خوبي
مي شناسند.
هر كلمه يا كلام , حامل يك پيام است . پيامي كه منشا ويژه اي صادر
مي شود و به مقصد خاصي ارسال مي گردد. و هر پيام رسان و پيام گزاري ,
كه در اين بحث , هر نويسنده اي است , مي بايد هماره خود را در قبال
خداوند , جامعه , وجدان , و تاريخ , مسئول بداند و متعهدانه به پيام رساني
مبادرت ورزد. نشاط و اثر مطلوب هر نوشته اي را , بي گمان محتوا و
خاستگاه آن تعيين مي كند.
جواد نعيمي
|
هدف آمريكا , ايجاد جنگ و تفرقه بين
كشورهاي اسلامي است
|
الف ـ صلاح
اين روزها سفرهاي ديپلماتيك وهمچنين جابجايي نيروهاي
نظامي اعم از زميني , دريايي و هوايي در منطقه , نشان از آن دارد كه
حمله نظامي آمريكا به عراق نزديك مي شود. البته شكي وجود
ندارد كه قدرتهاي امپرياليستي از ديرباز براي دستيابي به مناطق
نفت خيز جهان , بخصوص خاورميانه سعي و تلاش بسياري
نموده اند , كما اينكه در برخي از نشريات آمريكايي صراحتا گفته
شده است « جوامع اسلامي , جوامعي ابتدايي هستند و ما بايد
كشورهاي اسلامي را اشغال كنيم و رهبران آنان را از بين ببريم و
منابع نفتي و معدني آنان را تصاحب كرده و مردمان آن رااجبارا
مسيحي نمائيم !! »
مداخله نظامي آمريكا در منطقه نيز از اين امر نشات گرفته و
بايد گفت سرنگوني صدام مي تواند يك بهانه باشد زيرا صدام
دانسته و يا ندانسته , خود دست پرورده قدرتهاي شيطاني بوده و
توسط امپرياليستها به مسند قدرت رسيده است . وي مانند بسياري
از ديكتاتورهاي ديگر عمل كردو با اهدافي از پيش تعيين شده و با
شعار قوميت عرب عليه دولت وقت كودتا كرد و زمام امور را در
دست گرفت و در جريان اين كودتا وظايفي نيز برعهده وي قرار
داشت كه آنهم چيزي نبود جز سركوب حركتها و جريانات اسلامي
و انقلابي در منطقه .
اما پس از مدتي روشن شد وي نتوانسته در اين راه موفقيتي
كسب نمايد , به همين دليل قدرتهاي شيطاني با هدف تسلط بر
مناطق نفت خيز و نفوذ در نظامهاي اسلامي , خود راسا وارد عمل
شدند. اما در اين بين موضوع جانشيني صدام مطرح بود زيرا فردي
كه بتواند جانشين وي گردد وجود نداشت و اگر چنين بود سالها
پيش در زمان جنگ خليج فارس اقدام به سرنگوني صدام مي شد.
در آن زمان نيز اين موضوع كاملا آشكار بود چرا كه « ديك چني
» وزير دفاع وقت آمريكا پس از حمله آمريكا به عراق در كنگره اين
كشور اعلام كرد پيروزي در اين جنگ , سرنگوني صدام نبوده بلكه
عدم سرنگوني و حفظ وي در اين برهه از زمان بعنوان پيروزي در
جنگ قلمداد مي شود. زيرا نيروهاي اسلامي و انقلابي درصدد
بدست گرفتن قدرت پس از صدام هستند و اين امر بسيار خطرناكتر
از حضور خود صدام در مسند قدرت خواهد بود و ما براي
جلوگيري از احتمال سرنگوني وي و عدم دستيابي قدرت توسط
گروههاي اسلامي تا مرز بغداد پيشروي كرديم و با اين عمل قدرت
نظامي و تهاجمي خود را نيز به آنان نشان داديم .
در ادامه همكاريهاي تركيه در جنگ آمريكا عليه عراق , نشريه
« ديفنس نيوز » كه متعلق به وزارت دفاع آمريكا مي باشد در شماره
اخير خود با اشاره به عدم پرداخت كمكهاي آمريكا به تركيه كه بنا
بود در قبال همكاري تركيه در جنگ افغانستان پرداخت شود , گفته
است : تركيه در مداخله نظامي آمريكا عليه عراق بصورت محدود
همكاري مي نمايد و آن هم به خاطر هراس از تاسيس حكومتي به
نام كردستان در شمال عراق مي باشد. اين نشريه مي افزايد : « آمريكا
بايد خسارتهاي تركيه را در اين جنگها جبران نمايد تا اين كشور با
خيالي آسوده تر با آمريكا مشاركت داشته باشد. »
از سوي ديگر « رضا كوچك اوغلو » يكي از ژنرالهاي بازنشسته
تركيه پيرامون همكاري مشترك تركيه با آمريكا در جنگ عليه عراق
در يكي از شبكه هاي تلويزيوني اين كشور گفته است : « در صورتيكه
ما معادلات و محاسبات انجام شده از سوي آمريكا پيرامون اين
همكاري قبول داشته باشيم , آيا بايد در رابطه با ايران اسلامي كه
همسايه شرقي ماست بي تفاوت باشيم آيا ايران در قبال تهاجمات
به عراق ساكت خواهد ماند ما نبايد اجازه دهيم كه روزي ايران و
تركيه در مقابل هم قرار بگيرند كه اگر چنين مسئله اي رخ دهد , مردم
هر دو كشور ضربه هاي سنگيني را متحمل خواهند شد. »
هر چند اين سخنان از زبان يك ژنرال بازنشسته بيان شده اما
تعجب در اين است كه مقامات نظامي فعلي تركيه در اين مورد
هيچگونه عكس العملي از خود نشان نداده اند.
از جانب ديگر « بلند اجويت » , نخست وزير و ديگر مسئولين
دولت تركيه در فريب افكار عمومي عنوان مي كنند در صورت
همكاري تركيه با آمريكا در جنگ عليه عراق , احتمال آن هست كه
بخشي از نفت شمال اين كشور در اختيار تركيه قرار گيرد كه از اين
بابت سود سرشاري نصيب كشور تركيه خواهد شد!
هرچه به زمان حمله آمريكا به عراق نزديكتر مي شويم
ديدارهاي ديپلماتيك نيز در تركيه افزايش مي يابد طي يكي از
روزهاي گذشته رئيس ستاد ارتش دوبار با نخست وزير و وزير
امورخارجه ديدار نمود و سپس سفير آمريكا در تركيه به وزارت
خارجه دعوت شود. در همين روز نخست وزير , وزير امورخارجه
و رئيس ستاد ارتش با « احمد نجدت سزر » رئيس جمهور گفتگو
نمود و بار ديگر سفير آمريكا در وزارت امورخارجه تركيه حضور
يافت و وزير دفاع تركيه با وي ديدار و گفتگو كرد.
اين ديدارها نشان از حاد بودن مسئله همكاري مشترك تركيه
با آمريكا و چگونگي انجام اين مشاركت دارد , اما جالب است
بدانيم كه پس از اين ترافيك ديپلماتيك در تركيه , مقامات رسمي
كشور اعلام مي نمايند كه اين ديدارها جز كارهاي روزمره مقامات
است و مسئله اي ديگري وجود ندارد.
در پي همكاري تركيه با آمريكا در جنگ عليه عراق , مجله
هفتگي « نشنال ريويو » در آخرين شمار خود تركيه را مورد تقدير و
تفقد قرار داده و از اين كشور به عنوان شريك نظامي و سياسي
آمريكا ياد مي كند. اين نشريه مي افزايد : « در واقع , دنياي غرب
مديون خدمات تركيه مي باشد زيرا اين كشور بعد از جنگ جهاني
اول تاكنون در كنار غرب بوده و هميشه در برابر جريانات اسلامي
در صف اول قرار داشته است . بخصوص امروز كه ايران اسلامي
تلاش مي كند اسلامگرايان جهان را تقويت نمايد و قدرت بالقوه
آنان را به بالفعل تبديل نمايد. » البته باتوجه به نوشته هاي
اغراق آميز نشريه ياد شده كه بيشتر جهت فريب افكار عمومي
تركيه به چاپ رسيده , بايد گفت در پشت اين تمجيدها جريانات
ديگري در حال تكوين است . در پس اين پرده , آمريكا , تركيه را
تهديد نموده كه در صورت عدم همكاري اين كشور با آمريكا ,
حكومت كردستان در شمال عراق ايجاد خواهد شد و تركيه نيز در
مقابل , طلب خود (كه در جنگ آمريكا عليه افغانستان بوجود
آمده ) را يادآور شده است . اما پاسخ قاطع آمريكا مقامات تركيه اي
را مستاصل نموده است . آمريكائيها عنوان كردند « طلب شما مسئله
ديگري است و اكنون بامسئله جديدي روبرو مي باشيم و فرصت
زيادي هم نداريم . آيا با ما همكاري لازم را خواهيد داشت يا
خير ) »
از جانب ديگر مقامات تركيه اي نيز در مقابل اذهان داخلي
خود به گونه اي سخن مي گويند كه گويي در برابر فشارهاي آمريكا
مقاومت مي كنند اما خود مي دانند كه توان مقابله با خواسته هاي آن
را نداشته و بالاجبار بايد فرمانبردار آمريكا باشند. از همين رو
تعداد 15 تن از مشاوران نظامي آمريكا با مقامات سياسي و نظامي
تركيه پاي ميز مذاكره قرار گرفتند كه در مرحله اول اين همكاري
تصميم گرفته شد در مرزهاي مشترك تركيه و عراق سيستم دفاعي
ضد موشك مستقر شود.
در پي انجام اين مذاكرات , رسانه هاي تركيه اي با شيطنت هاي
خود گفته اند تركيه تنها از سوي عراق تهديد نمي شود بلكه درآينده
از سوي ديگر همسايگان خود مورد تهديد قرار خواهد گرفت ! با
توجه به اين جمله , ناگفته پيداست كه آمريكا بايد تركيه را در برابر
تهاجم خيالي از سوي همسايگان ديگر محافظت نمايد كه اين امر
مستلزم تامين هزينه هاي گزاف از سوي اين كشور خواهد بود!
| | |