قسمت آخر
از:دكترمحمدرضادهشيري
استاديارعلوم سياسي دانشكده روابط بين الملل
وزارت امورخارجه
موانع فراروي ايفاي نقش وراهكارهاي ارتقاي جايگاه و
نقش اتحاديهئ آفريقادرنظام كنوني بين الملل
باعنايت به اينكه ايفاي نقش موثراتحاديهئ آفريقادرنظام كنوني
بين الملل مستلزم تحقق پيش شرط هاوزمينه هاي لازم است ,ازاين
رو,دراين مبحث ابتدابه آسيب شناسي نقش اتحاديهئ آفريقاپرداخته
مي شودودراين خصوص موانع فراروي ايفاي نقش تبيين مي گرددو
سپس راهكارهايي براي رفع موانع وآسيب هاي مزبورپيشنهاد
مي گردد.
الف )موانع فراروي ايفاي نقش اتحاديهئ آفريقادرنظام كنوني بين الملل
اتحاديهئ آفريقابااين هدف شالوده ريزي شدكه يكپارچگي
اقتصادي وسياسي آفريقاراتسهيل نمايد,نهادهارابااقتداركافي و
تقويت ظرفيت تصميم گيري وسياستگذاري توسعه بخشد,دولت هاي
آفريقايي رابه سمت جهت دهي به منافع سياسي واقتصادي داخلي در
راستاي اهداف فرااقليمي سوق دهدوآفريقارابه سوي ايجاد
بلوك هاي اقتصادي منطقه اي باخصيصهئ چندمليتي جهت دهد.
باوجوداين ,باالهام ازتجربهئ ناموفق سازمان وحدت آفريقادر
طول عمر38سالهئ خودبه دليل رويارويي بابحران هاوتنش هاي
منطقه اي ,چشم اندازمطلوبي رابراي اتحاديهئ آفريقانمي توان تصور
كرد.اين قاره هم چنان درگيرمنازعات مرزي وقبيله اي ,افزايش فقر
اقتصادي وسوبهداشت وبرخوردارازپايين ترين سطح توليد
ناخالص ملي است .باتوجه به اينكه آفريقاضعيف ترين سطح توسعهئ
سرمايهئ انساني وزيربناهاي اقتصادي راداراست وسياست هاو
نهادهاي ملي آفريقائيان كمترمعطوف به سرمايه گذاري هاو
فعاليت هاي منطقه اي بوده است ,چنين تصورمي شودكه اتحاديهئ آفريقا
جزتغييرنام ازسازمان وحدت آفريقارادرپي ندارد;چراكه تعدد
مرزهاودولت هادراين قاره درمقايسه باسايرمناطق ووجود
ساختارهاي سنتي وواگرايي هاي قومي موجب شده است كه
كاركردهاي مدرن وهمگرايانه كمترقابل اجراباشدوموانع عمده اي
فراروي تحقق اهداف يكپارچگي منطقه اي ازجمله صلح ,ثبات ,
حمايت ازحقوق بشر,تسهيل جريان آزاداشخاص وكالاهابروزكند.
اين امرسبب شده است تاتوانمندي وكارآمدي بيشتراتحاديهئ آفريقا
درمقايسه باسازمان وحدت آفريقابراي ايفاي نقش دراقتصادجهاني
محل ترديدقرارگيرد.
به طوركلي موانع فراروي ايفاي نقش اتحاديهئ آفريقادرنظام
كنوني بين الملل رامي توان درچندجنبهئ ساختاري ,اجتماعي ,سياسي
واقتصادي تشريح كرد:
1موانع ساختاري :ناتواني هاي بنيادي ساختاري دراتحاديهئ آفريقابه
دليل نبودسازوكارهاي اجرايي لازم ونهادهاي هماهنگ كنندهئ
سياست هاي كشورهاي آفريقايي ولازم الاجرانبودن قوانين مصوب در
حدكفايت ,مانعي جدي فراروي توسعه همكاري هاي درون قاره اي به
شمارمي آيد.
2موانع اجتماعي :مشكلاتي نظيرفقر,بيكاري ,جنگ ,منازعات
داخلي ,بحران هاي منطقه اي ,درگيري هاي قاره اي وضعف امكانات
بهداشتي گريبانگيراكثركشورهاي آفريقايي است .درواقع ,ستيزهاي
دائمي موجب شده است تاپيش شرطهاي اوليهئ همگرايي تحقق نيابدو
درنتيجه ,انسجام دروني لازم براي ايفاي نقش بين المللي ميسر
نگردد.ازاين رو,تعارضات قومي وقبيله اي ومذهبي ,احساسات
قوم گرايانهئ افراطي ورويكردهاي شوونيستي وميكروناسيوناليستي
ازآن لحاظ كه منجربه بالكانيزاسيون آفريقايي مي شود,مانعي عمده
فراروي همگرايي قاره اي به شمارمي آيد.بيسوادي وكيفيت پايين
سطح فرهنگي وآموزش مانع توسعه زيرساخت هاي اجتماعي ومنابع
انساني شده است .
3موانع سياسي :بي ثباتي سياسي يكي ازمهم ترين موانع همگرايي
قاره اي است .تازماني كه حكومت هاي موجودبراساس كودتاروي كار
آمده باشنديادست نشاندهئ قدرت هاي استعمارگرسابق باشند,
نخواهندتوانست برپويش هاي سياسي بين المللي تاثيري گذارند.غير
دمكراتيك بودن اغلب نظام هاي سياسي آفريقاوعدم آگاهي آنان به
پشتوانهئ مردمي موجب وابستگي سياسي آنان به قدرت هاي بزرگ
شده است به گونه اي كه آراي آنان توسط اين قدرت هاخريداري
مي شودوموردبهره برداري سياسي قرارمي گيرد.به علاوه ,ازآنجاكه
ساختارذهني نخبگان سياسي آفريقابيشتربراساس روابط نامتناسب
وناعادلانه وبراحساسات وعواطف تاايدئولوژي مستحكم ,مستدل و
آگاهانه شكل گرفته است ,رهبران سياسي مانع همگرايي به شمار
مي آيند.درضمن ,رويكردهاي متنوع ونگاه هاي متعددواهداف
مختلف رهبران آفريقايي ازهمگرايي ,ونبودارادهئ سياسي واحدو
مشترك براي منطقه گرايي ,مانعي عمده فراروي همگرايي منطقه اي
محسوب مي شود.
4موانع اقتصادي :نظربه اينكه كشورهاي آفريقايي ازنظرساختار
اقتصادي به كشورهاي استعمارگرسابق وابسته اند,ازنظرتوسعه
اقتصادي درسطح نازلي قراردارند.افزون براين ,موانع گمركي و
بازرگاني موانعي رافراروي توسعه ونوگرايي ساختارهاي صنعتي ,
تقويت اقتصادهاي ملي وتوسعهئ سيستم كشاورزي به وجودآورده
است .
باتوجه به موانع گسترده دربرابروحدت دروني وتوسعه
اقتصادي درقارهئ سياه ,بعيدبه نظرمي رسدكه كشورهاي آفريقايي
بتوانندراهبردخوداتكايي جمعي موردنظراتحاديهئ اروپاراجامهئ عمل
بپوشاندوتلاش جمعي خودرابراي استقرارصلح وامنيت درآفريقابه
مرحلهئ ظهوربرسانند.دراين صورت ,نقش اتحاديهئ آفريقادرعرصهئ
بين المللي رامي توان محدوددانست .
ب )راهكارهاي ارتقاي نقش وجايگاه اتحاديهئ آفريقادرنظام كنوني
بين الملل
به منظورافزايش جايگاه وموقعيت اتحاديهئ آفريقادرنظام كنوني
بين الملل ,اين نهادبايدهمگوني ويكپارچگي دروني خودراتقويت
نمايدتاازاين رهگذربتواندبه عنوان بازيگري نقش آفرين درعرصهئ
بين المللي عمل كند.راهكارهاي زيردراين موردپيشنهادمي شود:
1افزايش مبادلات ,تعاملات وتحركات درون قاره اي به عنوان
پيش شرطي براي گسترش روابط باسايركشورها:تعددجريان هاي
ارتباطي ,فرهنگي ,اجتماعي ,اقتصادي وجريان آزاداشخاص ,
سرمايه ها,كالاهاوخدمات وبه طوركلي تقويت مواضع دروني
كشورهاازرهگذرهمگرايي ,ابتكاري عمده براي گسترش روابط با
ديگرقاره هاي جهان درسايهئ احترام متقابل واحترام به استقلال
كشورهاي آفريقايي وعاملي براي بهبودروابط باشركاي تجاري
توسعه يافته تلقي مي گردد.
2تقويت موتورهمگرايي :آفريقادرصورتي مي تواندروندهمگرايي
راتسريع بخشدكه كشورياكشورهايي خاص يامنطقه اي ويژه به
عنوان قطب توسعه وهمگرايي عمل كنند.دراين خصوص ,رهبر
سياسي شجاع ,صالح ,معتبروتوانمنددرهدايت اتحاديه وسوق آن در
مسيراهداف قابل دسترسي ازقبيل رهبران كشورهاي آفريقاي جنوبي ,
الجزاير,نيجريه ,سنگال ,مصروليبي قادربه ابتكارعمل براي توسعهئ
روندهمگرايي مي باشند.به علاوه ,منطقهئ آفريقاي مركزي مي تواندبه
عنوان قطب مركزي توسعه بين زيرسيستم هاي آفريقاي شمالي ,
جنوبي ,شرقي وغربي به ايفاي نقش بپردازدوبااتكابه ثبات
اقتصادي خود,نقش عمده اي رادررشدفزايندهئ صنعتي اين قاره ايفا
نمايد.
3ارادهئ سياسي دولت هاي عضوبراي تصميم گيري هماهنگ وانتقال
تعهدات واختيارات ملي به نهادهاي فراملي ازرهگذرهمگرايي
قاره اي :كشورهاي آفريقايي ارادهئ خودرابراي همگرايي دربستر
تاريخ به مرحلهئ ظهوررسانده اندكه دراين موردمي توان به اتحاديهئ
گمركي كشورهاي آفريقاي مركزي ,بانك مركزي دولت هاي آفريقايي ,
جامعهئ اقتصادي كشورهاي درياچه هاي بزرگ وجامعهئ اقتصادي
دولت هاي آفريقاي مركزي اشاره كرد.درواقع ,ارادهئ دولت هاواعتماد
به نفس آنان وتوانايي ديپلماسي آفريقايي است كه مي تواندموجبات
گذارازمرحلهئ بحران به پيشرفت وشكوفايي وامنيت رافراهم آورد.
تعهدوشفافيت پايه گذاران اتحاديهئ آفريقادررهبري وهدايت سران
كشورهاي آفريقايي به سوي يكپارچگي وتوسعه امري تعيين كننده در
تحقق ارادهئ جمعي كشورهاي عضوبراي همزيستي ورقم زدن
سرنوشتي مشترك به شمارمي آيد.دراين رهگذر,ديپلماسي و
سياست خارجي وامنيتي مشترك آفريقايي درقبال كشورهاي ثالث
مي تواندزمينه هاي تحقق همكاري اقتصادي ,تجاري وسياسي را
فراهم آورد.
4تحقق جامعه پذيري همگرايي :ارتقاي سطح دانش وفرهنگ
سياسي مردم آفريقاوارتقاي كيفيت جمعيت اين قاره پيش شرط
اساسي براي بسيج سياسي توده هاي آفريقادرمسيرهمگرايي است .
اعطاي مجال ازسوي دولت هابراي فعاليت گروه هاي ذي نفوذو
مشاركت توده هاي آفريقادربرنامه ريزي واجراي همگرايي قاره اي
مي تواندبه عنوان عاملي وحدت بخش مطرح گردد.به علاوه ,نقش
نخبگان رسمي وغيررسمي رادرآموزش وجهت دهي به فرآيند
همگرايي وايجاداجماع درموردارزش هاي اساسي قارهئ سياه باتاكيد
برسنت هاوقوانين دموكراتيك وبه طوركلي درجامعه پذيري
همگرايي نبايدناديده گرفت .جامعه پذيري مزبورمي تواندبه دو
صورت عمودي (شكل دهي به ايستارهاي سياسي براساس تبعيت از
يك فرماندهي يايك قانون ,شكل دهي به خواسته هابراساس نظر
مراجع سياسي وپايبندي همگاني به رژيم سياسي )وافقي (همزيستي
وحل وفصل مسالمت آميزمنازعات منطقه اي )تحقق يابد.
5همگوني مواضع كشورهاي آفريقايي عضودرچندسازمان زير
منطقه اي وهم منطقه اي :اتحاديهئ آفريقابراي اينكه بتوانددرچارچوب
نظم موجودجايگاه خودراارتقابخشد,نيازمندآن است كه ديدگاه هاو
مواضع كشورهايي راكه به گروه بندي هاي اقتصادي مختلف منطقه اي
تعلق دارندهمگون سازدوعضويت هاي چندلايه درنهادهاي منطقه اي
ونيزدرسازمان هاي فرامنطقه اي وبين المللي رادرمسيرهدف كلي
همگرايي قاره اي جهت دهد.به علاوه ,تقويت روابط بين خرده مناطق
وگسترش يكپارچگي بين عناصر,عوامل وبازيگران زيرسيستم هاي
آفريقايي موانع فراروي مبادلات بين آنان رابرمي داردونوعي
هماهنگي درسياست هاي اقتصادي وبازرگاني آنان ايجادمي كند.در
واقع ,همكاري هاي اقتصادي نهادهاي زيرمنطقه اي زمينه سازوحدت
ساختاري آفريقاست .
6هماهنگي وهمگوني درسطوح روابط بين دولتي وبين ملتي :
همگرايي قاره اي درصورتي قرين موفقيت است كه بخش هاي رسمي
وغيررسمي ونيزديپلماسي دولتي وعمومي به صورت متعادل ,
متوازن وهماهنگ عمل كنندبه گونه اي كه دومدل توسعهئ دولت محور
واجتماع محوربريكديگرانطباق يابند.درواقع ,اهميت دادن به
هماهنگي بين بخش هاي رسمي وغيررسمي اقتصادموجب مي شودكه
سياست هاي صنعتي سازي وبرنامه هاي توسعه دربخش هاي مختلف
توليداقتصادي به صورت هماهنگ عمل كنند.درضمن ,ارتقاي
ارتباطات اجتماعي بين اقشارمختلف جوامع ومناطق ,وافزايش
تحرك اشخاص وتعاملات فرهنگي ازاهميت بسزايي درفرآيند
همگرايي ومنطقه اي شدن برخورداراست .
7افزايش همكاري هاي چندمنطقه اي وبين قاره اي :گسترش
همكاري هاوروابط چندمنطقه اي بين دولت هاي آفريقايي و
كشورهاي توسعه يافته براساس اهداف وسياستهاي توسعه ,اصول
كلان اقتصادي ناظربرفقرزدايي ,اعتمادمتقابل كشورهاي آفريقايي و
شركاي تجاري آنان ,براي دستيابي به اهداف مشترك ,حمايت مالي
قابل پيش بيني ودرازمدت كشورهاي صنعتي به كشورهاي آفريقايي و
درك وشناسايي تنوع شرايط كشورهاي مختلف آفريقايي مي تواند
زمينه هاي تحقق صلح ,امنيت وتوسعه رادرقارهئ آفريقافراهم آورد.در
عين حال ,همكاري نهادهاي آفريقايي باسازمان هاي فرامنطقه اي نظير
سازمان كنفرانس اسلامي وجنبش عدم تعهدمي تواندعلاوه برايجاد
پيوندموضوعي بين موضوعات قابل توجه ,زمينه اي تداوم اطمينان و
همكاري درجهت توسعه وپيشرفت هم زمان آسياوآفريقادر
چارچوب سازمان هاي چندمنطقه اي وطراحي استراتژيك وبرنامه
ريزي شده درخصوص همكاري هاي عملي درعرصه بين المللي را
فراهم سازد.
8عقلاني شدن روندتصميم گيري :همگرايي زماني امكان پذير
است كه بازيگران امكان پيش بيني رفتارسايرين راداشته باشندو
بپذيرندكه راهبرميني ماكس كوتاه ترين ومنطقي ترين مسيربراي
دستيابي به اهداف است .اين مهم مستلزم بوروكراتيزه شدن فزاينده
سازوكارهاي تصميم گيري وارتقاي نقش احزاب وگروههاي ذي نفوذ
درتصميم سازي ومفتوح بودن نظام تصميم گيري به سوي ورودي هاي
متنوع است .
9توجه به بافت متنوع فرهنگي اجتماعي آفريقا:درصورتي
مي توان اميدواربودكه همگرايي منطقه اي سرانجام به واگرايي قومي
وقبيله اي عقب گردنخواهدكردكه اولابه راه حل هاي درونزابراساس
توجه به بافت قومي ,مذهبي وفرهنگي آفريقااهتمام گرددوشيوه هاي
همكاري دراين اتحاديه كمترمتاثرازالگوهادرروش هاي همكاري در
سايرگروه بندي هاي منطقه اي ازقبيل اتحاديه اروپا,آ.سه .آن .ونفتا
باشدوثانياپلوراليسم فرهنگي ,زباني ,قومي ومذهبي پذيرفته شود.
درصورت تحقق ساختارهاي اجتماعي وسياسي واقتصادي كثرت
گراست كه فرهنگ پذيرش انتقال تعهدات ووفاداري هاازسطح ملي
به فراملي اشاعه خواهديافت .
10نهادينه سازي همكاري وتوسعه :ايجاديك آفريقاي متحد
بابهره گيري ازتشكل هاي سياسي واقتصادي منطقه اي واستقرار
بنيادهمكاري وتوسعه يانهادهماهنگ كننده سياستهاي ملي
مي تواندجايگاه اتحاديه آفريقارادرمعادلات وتعاملات جهاني ارتقا
بخشد.تقويت اقتصادهاي ملي ,توسعه سيستم كشاورزي ,نوگرايي در
ساختارصنعتي ,ارتباط بين بخش هاي اقتصادي وغيراقتصادي ,
گسترش توانمندي هاواستقلال عمل نهادهاي جديداقتصادي و
انطباق ساختاري همگرايي هاي زيرمنطقه اي ,همگي شرايط لازم را
براي توسعه اقتصادي وهمكاري قاره اي فراهم مي آورد.درواقع ,
آفريقانيازبه سازمان قاره اي قابل اعتمادبانهادهايي قوي داردتا
حركت مدرنيزاسيون راباروندجهاني شدن هماهنگ كند.تقويت
بلوك هاي منطقه اي ونهادينه سازي همگرايي قاره اي مي تواند
نيازهاي كشورهاي عضورادرخصوص استقرارصلح وامنيت و
ارتقاي توسعه سياسي ,اجتماعي واقتصادي قاره پهناورآفريقاتامين
كند.به علاوه ,تسريع درتحقق جامعه اقتصادي آفريقامي تواندزمينه
سازايجاداتحادقاره اي مستحكم درخدمت منافع مردم آفريقابراي
مقابله باچالش هاي ناشي ازجهاني سازي گردد.
11همگوني اصلاحات سياسي واقتصادي :كشورهاي آفريقايي
بايدهم زمان به اصلاح ساختاراقتصادي علاوه براعمال دموكراتيك
اهتمام نمايند,بدين معناكه دركنارآزادسازي تجاري ,افزايش
مبادلات وقراردادهاي بازرگاني ,حذف موانع وتعرفه هاي گمركي ,
تقويت اتحاديه هاي تجاري وگام برداشتن درمسيرسرمايه گذاري ,
تجارت آزادوتامين توسعه پايداربه آزادي سياسي ,دمكراتيزه شدن
نظام هاي سياسي وكاهش حكومت هاي ميليتاريستي ,تقويت
جريان هاي همكاري جويانه ,رفع وابستگي به قدرت هاي بيگانه ,
تعيين حكومت هابراساس راي ونظرمردم ,برخورداري شهروندان
افريقايي ازحق راي مستقيم وغيرمستقيم وحق مشاركت آزادانه
مردم درتصميم گيريهاي سرنوشت سازاهتمام گردد.ازديگرسو,
استقلال سياسي اتحاديه آفريقاجزازرهگذراستقلال اقتصادي تحقق
نمي يابد.ائتلاف هاي سياسي قبل ازاينكه درچارچوب سياسي اهميت
داشته باشند,درصورتي قرن موفقيت خواهندبودكه دريكپارچگي
اقتصادي وتوسعه اقتصادي وتوسعه زيرساخت هاي اقتصادي ومنابع
انساني قابل دسترسي توفيق يابند.بنابراين ,تلاش جمعي براي
همگوني وسازواري يكپارچگي اقتصادي وسياسي ازاهميت بسزايي
برخورداراست .
12بهره گيري ازيك شبكه تبليغاتي منسجم وهماهنگ :
تبليغات ازنقش قابل توجهي براي ترسيخ ايده هاوارزش هاي مشترك
وجهت دهي به افكارعمومي بين المللي برخورداراست .اتحاديه
آفريقابراي اصلاح چهره آفريقاي سياه درعرصه جهان اطلاعات و
ارتباطات ,نيازمندايفاي كاركردكنترل تبليغات واطلاع رساني به
نحواحسن است .دراين خصوص ,تدوين مقررات وقوانين حقوق بشر
وتامين عملي حقوق وآزادي هاي اساسي درميان ديدگاه هاوعقايدو
ارائه ودريافت آزادانه اطلاعات مي تواندازكارويژه قابل توجهي در
جهت رفع سوتفاهمات واصلاح رفتارهاي سياست خارجي برخوردار
باشد.
13آمادگي كشورهاي عضوبراي برداشت گام هاي عملي و
تدريجي درمسيرهمگرايي :ازآنجاكه براساس قانون تسري افقي
عمودي همگرايي بايدمتدرجاازمراحل همكاري ارتباطي ,اقتصادي ,
سياسي ,پولي وامنيتي گذركند,مقتضي است بخش هاي همگرايي
منطقه اي به تدريج گسترش يابد.اين مهم مستلزم اجتماع
نظرگروه هاي تخصصي وشركاي اقتصادي اتحاديه آفريقادرمورد
گام هاي عملي تقويت كننده همگرايي منطقه اي وافزايش سطوح رشد
وتوسعه اقتصادي درآفريقاوتوافق كشورهاي عضوبرسرقواعد
رفتاري درقبال يكديگرودرقبال سايركشورهاست .درراستاي
تبديل تدريجي فرآيندهاي تكنيكي وفني به پويش هاي سياسي ,
شايسته است كشورهاي عضوبراي تامين مناسب وكافي بودجه
اتحاديه آفريقاوبراي برخوردبامشكلات گوناگون قاره سياه آمادگي
لازم راداشته باشند.درواقع ,تحقق همگرايي مستلزم گذرازروندهاي
سياسي شدن وبروني كردن ,هماهنگ سازي سياست هاي اقتصادي ,
پولي ومالي كشورهاي عضو,كنترل مالي ,تعيين بودجه ساليانه ,
هماهنگي نظام بانكي .تثبيت رژيم پولي ,ورفع موانع عبورومرور
آزادافراد,سرمايه هاوفن آوري هاست .
نتيجه گيري
گرچه فرآيندتبديل سازمان وحدت آفريقابه اتحاديه آفريقا
موجب مطرح شدن قاره سياه درسطحي جهاني شده است ,ولي بيم آن
وجودداردكه اين اقدام بيشتردرجنبه نظري تادرعرصه عمل معناو
مفهوم يابد.حال براي آنكه آرزوهاي مشترك اتحاديه آفريقابه
واقعيتي عيني بدل شود,شايسته است حكومت هاي آفريقايي تشويق
به حضوري فعال وموثردرعرصه همگرايي شوندوراهكارهاي عملي
وكاراتررادرعرصه هاي سياسي واقتصادي براي جلوگيري ازبه
حاشيه كشيده شدن درعصرجهاني شدن بينديشند.اين مهم نيازمند
ديدگاه واحدواراده مشترك كشورهاوتعهدآنان به اجراي منشور
اتحاديه ,تعيين هدف پايه درهمگرايي قاره اي ,ارتقاي توانمندي
اتحاديه ودولت هاي عضوبه ويژه درعرصه اقتصادي ,دمكراتيك
شدن پايه هاي قدرت حكومت هاي آفريقايي براساس انتخابات آزاد,
نضج جامعه مدني دركشورهاي آفريقايي درراستاي ضرورت ارتقاي
ارتباط وپيوندمتقابل مردم وحاكمان ,مسئوليت پذيري كشورهاي
عضو,اصلاح روابط بين كشورهاي قاره سياه براساس سياست حسن
همجواري ,همياري ,مساعدت وكمك فزاينده قدرت هاي صنعتي به
كشورهاي كمترتوسعه يافته آفريقايي به منظورخروج ازبدهي هاي
خارجي ازرهگذربخشودگي بدهي ها,تغييرساختارروابط باشركاي
تجاري توسعه يافته ,افزايش امكان دسترسي به بازارهاي جهاني وبه
طوركلي كاهش آسيب پذيري هاي اقتصادي است .
درراستاي تحقق اين هدف كه اتحاديه آفريقادرتحولات
بين المللي به صورت خنثي عمل نكند,بلكه به صورتي فعال ,موثرو
كارآمدبه اقدام بپردازد,اصلاحاتي درونزاوبرونزادراين اتحاديه
ضروري است كه درزمره آن ,مي توان به مواردي ازقبيل :اتحادو
همگرايي كشورهاي آفريقايي ,تبيين شرافت تمدني آفريقايي ,خروج
ازانزواي بين المللي ,تضمين صلح وثبات ,همگوني بين ديپلماسي و
سياست هاي توسعه ,ارتقاي توان سازواري ساختاري باتحولات اخير
درساختاراقتصادجهاني ,ورودبه بازاررقابت بين المللي ,جلب
سرمايه گذاري كشورهاي پيشرفته درجهت ارتقاي رشدوتوسعه
اقتصادي پايدار,كارآمدترودموكراتيك شدن ساختارسياسي
كشورهاي قاره سياه ,ارتقاي نقش اتحاديه آفريقابه عنوان بنياد
سياسي ونهاداقتصادي قدرتمند,تعهدسياسي پايداركشورهاي عضو
به پايبندي به تصميمات اتحاديه ,ابتكارعمل اتحاديه دراتخاذ
تصميمات كليدي وراهبردي ,تسريع روندهمگرايي درراستاي
توسعه توليداقتصادي وتشويق تجارت منطقه اي ,آماده سازي
اقتصادهاي ملي براي ارتقاي توان رقابت دراقتصادجهاني وهمگوني
اصلاحات سياسي واقتصادي اشاره كرد.
باوجوداين ,اراده سياسي مشترك كشورهاي عضورامي توان
مهم ترين عامل درپيشبرداهداف اتحاديه آفريقاتلقي كرد,چراكه
وقتي جهت گيري هاوراهبردهاتعيين مي شود,نقش رهبران سياسي در
تبيين راهكارها,اخذتصميمات سريع وهمه جانبه نگر,تعيين
اولويت ها,انتخاب گزينه ها,مرحله بندي گام هاي سازماني ,اعلام
موضوعات كاري ,تعيين موضوعات فني وتكنيكي ,نظارت برگزارش
مرحله اي پيشرفت اقتصادي دركشورها,بسيج امكانات ومنابع
انساني ومالي وحمايت ازگروه هاي ذي نفوذبراي تحقق جامعه
سياسي وتجاري ازاهميت فزون تري برخوردارمي گردد.كشورها
مي توانندبامعطوف كردن سياست هاواقدامات ملي به طرح هاي
منطقه اي ,سطح تعهدات راازعرصه ملي به گستره منطقه اي ارتقا
بخشند.بنابراين ,تصميم واراده جدي كشورهاومردم آفريقابراي رفع
چالش هاي چندبعدي ناشي ازتحولات سياسي ,اجتماعي واقتصادي
جهان ازپيش روي ملل آفريقاازاهميت بسزايي برخوردار
است .
حال شايسته است برخي راهكارهابه شرح زيرجهت ارتقاي
جايگاه ونقش اتحاديه آفريقادرنظام كنوني بين الملل پيشنهادگردد.
1همگرايي آفريقايي بايدبرپايه اي ضرورتامتفاوت ازاروپا,
آسياي جنوب شرقي وآمريكامبتني باشد.اتحاديه آفريقامظهرنوعي
همگرايي اقتصادي جنوب جنوب باشالوده هاي صنعتي ضعيف ,
كشاورزي وابسته وسطح نسبتاپايين تجارت بين منطقه اي به شمار
مي آيد.حال براي ايفاي نقش بازيگري فعال دراقتصادجهاني ,فرايند
همگرايي منطقه اي درآفريقابايدبرتوسعه رقابتي شدن ,پيوند
بازارهاي تجاري ,هماهنگ سازي سياست هاي پولي ,ارتقاي سرمايه
گذاري بخش خصوصي وآزادسازي تجاري درسطوح ملي متمركز
گردد.
2كشورهاي قدرتمندقاره سياه ازقبيل آفريقاي جنوبي ,نيجريه
ومصرمي توانندنقش ويژه اي رادرحركت بخشي به موتورهمگرايي
منطقه اي ايفاكنند.اين كشورهامي توانندبه عنوان قطب هاي توسعه
عمل كنندوازرهگذرگسترش بازاروپايگاه هاي صنعتي ,روند
همگرايي منطقه اي راسرعت بخشند.
3كشورهاي آفريقايي درصورتي مي توانندبرپويش هاي
بين المللي تاثيرگذارباشندكه همگرايي منطقه اي رابه عنوان
معادله اي باحاصل جمع جبري غيرصفرتلقي كنندكه درآن بازنده اي
وجودنداردونفع يكي ضرورتاملازم بازيان ديگري نيست .اين مهم
مستلزم طراحي وتحقق سازوكارهاي بنيادين براي رفع
آسيب پذيري هاي بازارهاي كوچك به شوك هاي بيروني است .
4براي برخورداري ازنقش فعال بين المللي ,آفريقانيازمند
ارتقاي توانمندي نهادي وانساني است .تاريخ همگرايي به موازات
تاريخ استقرارنهادهاي چنددولتي قدرتمندبه پيش رفته است .تقريبا
تمامي موضوعات عمده فراروي آفريقاوبه ويژه مسائل مربوط به
سرمايه گذاري وتجارت منطقه اي نيازمندايجادسازمان هاي منطقه اي
وخرده منطقه اي قوي ترومعتبرترازنظرپولي است .به علاوه ,فهم و
دانش تخصصي نيزبه عنوان اصول اوليه مشاركت دراقتصادجهاني
تلقي مي شوند.
5همگرايي منطقه اي پروژه اي سياسي ودرعين حال اقتصادي
است .نبودتعهدسياسي پايداربراي تحقق بخشيدن به سياست هاو
طرح هاي موردتوافق يكي ازمهم ترين ضعف هاي عمده افريقابوده
است كه اتحاديه آفريقانيازمنداهتمام بيشتري به اين موضوع است .
همگرايي خرده منطقه اي ضرورتي انكارناپذيربراي تحقق همگرايي
قاره اي است .دراين راستا,براي تقويت نهادهاي خرده منطقه اي ,
آفريقانيازمندبرداشت گام هاي سياسي عقلايي است كه درسايه اراده
سياسي حكومت هاوپايبندي واهتمام رهبران قدرتمنداين قاره
امكان پذيراست .
به نقل ازفصلنامه آفريقاسال ششم شماره 4
دفترمطالعات سياسي وبين المللي
موانع اجتماعي ازجمله فقر,بيكاري ,
جنگ ,نبودبهداشت وموانع سياسي ازجمله
بي ثباتي سياسي ,محروم بودن اكثردولتهااز
پايگاههاي مردمي ووابستگي آنهابه
دولتهاي بيگانه وبالاخره مشكلات و
نارسائي هاي اقتصادي ازمهمترين عوامل
بازدارنده درمسيررشدوتوسعه اتحاديه
آفريقاخواهدبود
|