روزنامه جمهوري اسلامي 20/04/1381 صفحه سرمقاله
تحليل سياسي هفته


بسم الله الرحمن الرحيم
ادامه فعاليت هاي نيروي انتظامي در زمينه مقابله با مفاسد اجتماعي , در هفته جاري از يكطرف عزم اين نيرو براي استمرار اين رسالت مهم را مورد تاكيد قرار ميداد و از طرف ديگر نگراني دولتهاي غربي و استعماري و همسرايان داخلي آنها كه از طريق راديوهاي بيگانه و تعدادي از روزنامه هاي داخلي ابراز ميشد را به روشني نشان ميداد. اينكه رسانه هاي بيگانه تلاش مي كنند مقابله با مفاسد را برخورد پليس با جوانان بنامند و كاري كنند كه اين اقدام متوقف شود , گوياترين دليل بر اصالت حركت نيروي انتظامي است و به همين دليل هرقدر مخالفت با اين امر بيشتر شود , ضرورت استمرار آن نيز بيشتر آشكار مي گردد. همه مسئولين بخصوص مسئولين قضائي , علما , ائمه جمعه و اقشار مختلف مردم بايد از نيروي انتظامي در اين اقدام مقدس حمايت كنند تا اين نيرو بتواند مفاسد را از جامعه ريشه كن كند.
اين هفته , روز 18 تيرماه سالگرد فتنه كوي دانشگاه را كه در 18 تير 1378 رخ داده بود درخود داشت . به همين مناسبت , از روزها قبل , گروه هاي سلطنت طلب مقيم آمريكا با همراهي عناصري از داخل درصدد راه انداختن تجمعاتي در تهران بودند تا از اين طريق اهداف ضدانقلابي خود را دنبال كنند . روز سه شنبه 18 تير عليرغم اينكه وزارت كشور و استانداري تهران اجازه برگزاري تجمع صادر نكردند , عده اي از اراذل در اجابت تحريكات خارجي و عناصر ضدانقلاب در اطراف دانشگاه تهران تجمع كردند ولي با حضور مردمي كه به كمك نيروي انتظامي شتافته بودند , اين تجمع غيرقانوني سركوب شد. در ميان اراذل و اوباش , زنان و دختران بدحجابي با آرايش تند و سرو وضع بسيار زننده به چشم ميخوردند كه ماهيت تجمع كنندگان را كاملا نشان ميداد. در اين ميان , دانشجويان هيچ رغبتي به پيوستن به چنين تحركاتي نشان ندادند و آنچه عصر روز سه شنبه اين هفته در اطراف دانشگاه تهران گذشت كاملا نشان داد كه هيچ ربطي به دانشجويان و دانشگاهيان ندارد و صرفا به عده اي بيگانه پرست مربوط است . حضور بموقع مردم در اين واقعه نشان داد كه همواره تحركات ضدانقلابي با هوشياري مردم قابل كنترل و سركوب مي باشد و اينكه دشمنان نظام جمهوري اسلامي ايران تلاش مي كنند مردم را مايوس و بي تفاوت كنند به اين خاطر است كه ميدانند در چنين وقايعي اين حضور مردم است كه مانع به نتيجه رسيدن توطئه هاي آنان ميشود.
ادامه محكوميت اظهارات اهانت آميز يك عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي توسط اقشار مختلف مردم و همچنين محكوميت حمايتي كه سازمان ياد شده از اين عضو خود كرده است در اين هفته منجر به صدور بيانيه جامعه مدرسين حوزه علميه قم به امضا آيت الله مشكيني دبير اين جامعه و مبني بر اعلام فقدان مشروعيت ديني اين سازمان به دليل حمايت از آن اظهارات ضددين شد. هرچند بلافاصله عده اي از حاميان و همفكران سازمان مجاهدين انقلاب و خود اين سازمان نسبت به بيانيه جامعه مدرسين حوزه علميه قم عكس العمل نشان دادند و به نظر ميرسد اين عكس العمل ها بصورت يك جريان تند همچنان ادامه پيدا كند , لكن فارغ از اين افت و خيزها واقعيت اينست كه سازمان ياد شده درصورتيكه بجاي صدور بيانيه هاي سياسي تهديدآميز , به تصحيح مواضع نادرست خود در اين ماجرا بپردازد , زودتر و راحت تر ميتواند خود را از اين مهلكه نجات دهد. شايد براي چند روزي مخالفان روحانيت بتوانند با فضاسازي و گرفتن چند جمله از عناصر روحاني هم مسلك خود در ميدان مبارزه اي كه خود بوجود آورده اند تركتازي كنند , لكن اين كارها عاقبت خوبي ندارد و در نهايت به ضرر همه كساني كه به واقعيت تن در نميدهند تمام خواهد شد. مخالفت با اساس روحانيت و مرجعيت و حاكميت دين در كشوري كه مردم آن براي پيروزي يك انقلاب مبتني بر دين و استقرار نظام جمهوري اسلامي , خون داده اند و فداكاري كرده اند , هرگز نتيجه اي جز شكست نخواهد داشت .
همزمان با سالگرد فتنه 18 تير و غوغاي مربوط به پيامدهاي سخنان اهانت آميز هاشم آغاجري , كناره گيري آيت الله طاهري اصفهاني از امامت جمعه اصفهان نيز به عنوان يكي از وقايع سياسي هفته جاري , اذهان را متوجه خود ساخت . آقاي طاهري كه حدود يكسال است به دليل تشديد بيماري , قدرت اقامه نماز را ندارد و در مواقع ضروري با ويلچر جابجا مي شود , مدتي بود كه توسط گروه هاي فاسدي مانند بقاياي باند مهدي هاشمي تحت فشار بود تا با انتشار يك بيانيه سياسي تند , از امامت جمعه كناره گيري كند. هدف اين گروه ها اين بود كه از آخرين رمق هاي موجود در وجود اين روحاني پير به نفع اهداف شوم خود و عليه نظام جمهوري اسلامي سواستفاده كنند. حمايت سريع نمايندگان اصفهان در مجلس از اين بيانيه نيز كاملا نشان داد كه اين اقدام با برنامه ريزي قبلي صورت گرفته است .
متن بيانيه اي كه آقاي طاهري منتشر كرده نشان ميدهد ديگران در تهيه اين بيانيه نقش اساسي داشته اند. وي در اين بيانيه اوضاع كشور را كاملا سياه و تيره و تار ترسيم كرده و دولت و نظام را به دوري از مردم متهم نموده و بجاي آنكه اگر قصد كناره گيري داشت استعفاي خود را تسليم رهبري نمايد , اين امر را با مردم در ميان گذاشته است . اين امر نشان ميدهد چنين اقدامي يك بازي سياسي است كه توسط اطرافيان و عوامل نفوذي طراحي شده و آقاي طاهري در اين ميان قرباني اميال آنان گرديده است .
در بيانيه آقاي طاهري , ناشي گري زيادي نيز مشهود است . اين بيانيه ابتدا براي اسلام و انقلاب و مردم دل ميسوزاند و اوضاع كشور را نگران كننده ميداند ولي در نهايت حرف اساسي تهيه كنندگان خود كه حمايت از آقاي منتظري به بهانه حصر نامبرده است را مطرح مي كند و تا بدانجا به پيش ميرود كه مدعي ميشود حتي در زمان طاغوت هم با مرجعيت چنين رفتاري نشده است . تهيه كنندگان اين بيانيه تصور كرده اند حافظه مردم نميتواند برخوردهاي خشن رژيم طاغوت با مراجع و به زندان افكندن و تبعيد امام خميني , عالي ترين مرجع ديني , و شكنجه و به شهادت رساندن آنهمه عالم و مجتهد را به ياد بياورد و موضوع رفتار مسالمت آميز نظام جمهوري اسلامي با آقاي منتظري عليرغم اينكه وي مطرود امام است و آنهمه عليه نظام و شخص امام در سطح بين المللي به دروغ پردازي و وارد كردن اتهامات واهي پرداخته است را به ياد نداشته باشد. واقعيت اينست كه هر انسان منصفي حق دارد براي آقاي طاهري , اين مرد كهنسال , كه اكنون بشدت توسط معاندن محاصره شده و مورد سواستفاده قرار گرفته , نگران باشد. كاملا مشخص است كه اين بازيهاي سياسي سرانجامي ندارند و انقلاب و نظام جمهوري اسلامي در طول حدود 24 سال گذشته از اين بازيها فراوان ديده و مردم نيز آب ديده شده اند .

در هفته اي كه پشت سر مي گذاريم رژيم اشغالگر صهيونيستي , حلقه محاصره اراضي متعلق به تشكيلات خودگردان فلسطين را تنگ تر ساخت . در جريان اين محاصره كه با هدف واداشتن عرفات و حكومت تضعيف شده وي به استعفا و كناره گيري صورت گرفته است , جمع ديگري از مردم بي دفاع فلسطين از جمله يك زن و چند كودك قرباني تروريسم دولتي اسرائيل شدند و جان خود را از دست دادند. رژيم شارون از دو هفته پيش و متعاقب سفر وي به واشنگتن با حمايت كاخ سفيد به طور جدي راههاي حذف عرفات از صحنه سياسي فلسطين و جايگزين ساختن چهره هاي متمايل به اسرائيل را براي اداره تشكيلات خودگردان فلسطين دنبال مي كند. اين درحالي است كه صهيونيستها در اين هفته نيز به عمليات احداث ديوار يكصد كيلومتري خود كه از شمال كرانه باختري رود اردن تا منطقه جنوبي آن , بخش هاي يهودي نشين را از مسلمان نشين جدا مي سازد , ادامه دادند. اين ديوار با هدف جلوگيري از نفوذ فلسطيني ها به داخل مناطق صهيونيست نشين و ممانعت از اقدامات شهادت طلبانه آن صورت مي گيرد , درحالي كه به قول يك مقام جنبش حماس , در عصر موشك و بمب نمي توان با احداث يك ديوار , پيشروي يك ملت مبارز را متوقف ساخت . وي افزود در دو سوي ديوار مبارزين فلسطين حضور فعال دارند و در سرزميني كه متعلق به ملت فلسطين است اين گونه اقدامات مضحك كمترين تاثير بازدارنده در برابر اراده اين ملت نخواهد داشت .
سرزمين اسلامي افغانستان در هفته اي كه پشت سر مي گذاريم نيز ناامن بود و ترور حاجي عبدالقدير معاون كرزي و وزير فوائد عامه , مهمترين رويدادي بود كه از تداوم ناامني و بي ثباتي در جامعه اين كشور حكايت داشت . وي در جريان اين حادثه هدف 36 گلوله قرار گرفت . اين دومين حادثه ترور مقامات بلندپايه حكومت كرزي به شمار مي رود . در 25 بهمن گذشته نيز دكتر عبدالرحمان وزير حمل و نقل افغانستان هنگامي كه قصد داشت خانواده خود را با يك هواپيماي اختصاصي به كانادا انتقال دهد در فرودگاه كابل بدست زائران خشمگيني كه پروازشان به سوي عربستان به مدت دو روز به تاخير افتاده بود , به هلاكت رسيد. اين گونه حوادث نشان دهنده خشم ملتي است كه اعتراضات فروخفته آنان هر از چند گاه يكبار اين گونه خونين جلوه مي كند و كارگزاران آمريكا در هيات حاكمه افغانستان را به كام مرگ مي فرستد. اگرچه مردم افغانستان از ترور و جنگ و خونريزي خسته شده اند و به صلح و آرامش و ثبات اقتصادي , سياسي و اجتماعي نياز دارند ولي بسياري از صاحبنظران اين كشور عميقا معتقدند كه آرامش و ثبات و صلح پديده اي نيست كه بتوان با حضور نظاميان آمريكائي در اين كشور , به تحقق آن اميدوار بود. در اين هفته مردم داغدار استان ارزگان افغانستان پيكرهاي 46 نفر از خويشان خود را كه در جريان جنايت هواپيماهاي آمريكائي در بمباران يك مجلس عروسي , مظلومانه كشته شده بودند , دفن كردند و به ياري بيش از يكصد نفر ديگر از مجروحان اين حادثه كه در بيمارستانهاي مختلف بستري هستند و حال بسياري از آنان وخيم گزارش شده است , پرداختند. در اين هفته كميسيون حقوق بشر افغانستان , اقدام نظاميان آمريكا در كشتار بي رحمانه غيرنظاميان را شديدا محكوم كرد.