ويژگي هاي پيامبر اسلام

صبح صادق عصر ستم و سياهي


ويژگي هاي پيامبر اسلام


* متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري



اشاره:
آنچه پيش روي داريد برگزيده اي است از مطلبي كه
علامه استاد مرتضي مطهري تحت عنوان « پيغمبر
اكرم (ص » ) در سومين مجلد از مجموعه ارزشمند
« مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي » به رشته تحرير درآورده
است. در اين مقاله استاد مطهري ويژگي هاي مختلف رسول
خدا(ص) را به دقت بررسي و معرفي مي نمايد كه به بعضي
از آنها در اين برگزيده اشاره مي شود.
زهد و ساده زيستي
زهد و ساده زيستي از اصول زندگي او بود. ساده غذا مي خورد,
ساده لباس مي پوشيد و ساده حركت مي كرد. زيراندازش غالبا حصير
بود. بر روي زمين مي نشست. با دست خود از بز شير مي دوشيد و بر
مركب بي زين و پالان سوار مي شد و از اينكه كسي در ركابش حركت
كند به شدت جلو گيري مي كرد. قوت غالبش نان جوين و خرما بود.
كفش و جامه اش را با دست خويش وصله مي كرد. در عين سادگي
طرفدار فلسفه فقر نبود, مال و ثروت را به سود جامعه و براي صرف
در راههاي مشروع لازم مي شمرد, مي گفت:
نعم المال الصالح للرجل الصالح( 1 )
چه نيكوست ثروتي كه از راه مشروع به دست آيد براي آدمي كه
شايسته داشتن ثروت باشد و بداند چگونه صرف كند.
و هم مي فرمود:
نعم العون علي تقوي الله الغني . ( 2 )
مال و ثروت كمك خوبي است براي تقوا.
اراده و استقامت
اراده و استقامتش بي نظير بود, از او به يارانش سرايت كرده بود.
دوره بيست و سه ساله بعثتش يكسره درس اراده و استقامت است.
او در تاريخ زندگيش مكرر در شرايطي قرار گرفت كه اميدها از همه
جا قطع مي شد ولي او يك لحظه تصور شكست را در مخيله اش راه
نداد, ايمان نيرومندش به موفقيت يك لحظه متزلزل نشد.
رهبري و مديريت و مشورت
با اينكه فرمانش ميان اصحاب بي درنگ اجرا مي شد و آنها
مكرر مي گفتند چون به تو ايمان قاطع داريم اگر فرمان دهي كه خود
را در دريا غرق كنيم و يا در آتش بيفكنيم مي كنيم, او هرگز به روش
مستبدان رفتار نمي كرد, در كارهايي كه از طرف خدا دستور نرسيده
بود با اصحاب مشورت مي كرد و نظر آنها را محترم مي شمرد و از اين
راه به آنها شخصيت مي داد. در « بدر » مساله اقدام به جنگ, همچنين
تعيين محل اردوگاه و نحوه رفتار با اسراي جنگي را به شور گذاشت.
در « احد » نيز راجع به اينكه شهر مدينه را اردوگاه قرار دهند و يا
اردو را به خارج ببرند, به مشورت پرداخت. در « احزاب » و در
« تبوك » نيز با اصحاب به شور پرداخت.
نرمي و مهرباني پيغمبر, عفو و گذشتش, استغفارهايش براي
اصحاب و بيتابي اش براي بخشش گناه امت, همچنين به حساب
آوردنش اصحاب و ياران را طرف شور قرار دادن آنها و شخصيت
دادن به آنها از علل عمده نفوذ عظيم و بي نظير او در جمع اصحابش
بود. قرآن كريم به اين مطلب اشاره مي كند آنجا كه مي فرمايد:
« به موجب مهرباني اي كه خدا در دل تو قرار داده تو با ياران
خويش نرمش نشان مي دهي. اگر تو درشتخو و سخت دل مي بودي از
دورت پراكنده مي شدند. پس عفو و بخشايش داشته باش و براي آنها
نزد خداوند استغفار كن و با آنها در كارها مشورت كن, هر گاه عزمت
جزم شد ديگر بر خدا توكل كن و ترديد به خود راه مده » . ( 3 )
نظم و انضباط
نظم و انضباط بر كارهايش حكمفرما بود. اوقات خويش را
تقسيم مي كرد و به اين عمل توصيه مي نمود. اصحابش تحت تاثير
نفوذ او دقيقا انضباط را رعايت مي كردند. برخي تصميمات را لازم
مي شمرد آشكار نكند و نمي كرد مبادا كه دشمن از آن آگاه گردد.
يارانش تصميماتش را بدون چون و چرا به كار مي بستند. مثلا فرمان
مي داد كه آماده باشيد فردا حركت كنيم, همه به طرفي كه او فرمان
مي داد همراهش روانه مي شدند بدون آنكه از مقصد نهايي آگاه
باشند, در لحظات آخر آگاه مي شدند. گاه به عده اي دستور مي داد كه
به طرفي حركت كنند و نامه اي به فرمانده آنها مي داد و مي گفت: بعد
از چند روز كه به فلان نقطه رسيدي نامه را باز كن و دستور را
اجراكن. آنها چنين مي كردند و پيش از رسيدن به آن نقطه
نمي دانستند مقصد نهايي كجاست و براي چه ماموريتي مي روند, و
بدين ترتيب دشمن و جاسوسهاي دشمن را بي خبر مي گذاشت و
احيانا آنها را غافلگير مي كرد.
ظرفيت شنيدن انتقاد و تنفر از مداحي و چاپلوسي
او گاهي با اعتراضات برخي ياران مواجه مي شد اما بدون آنكه
درشتي كند نظرشان را به آنچه خود تصميم گرفته بود جلب و موافق
مي كرد.
از شنيدن مداحي و چاپلوسي بيزار بود, مي گفت:
« به چهره مداحان و چاپلوسان خاك بپاشيد. ( » 4 )
محكم كاري را دوست داشت, مايل بود كاري كه انجام مي دهد
متقن و محكم باشد, تا آنجا كه وقتي يار مخلصش سعد بن معاذ از
دنيا رفت و او را در قبر نهادند, او با دست خويش سنگها و خشتهاي
او را جابجا و محكم كرد و آنگاه گفت:
« من مي دانم كه طولي نمي كشد همه اينها خراب مي شود, اما
خداوند دوست مي دارد كه هرگاه بنده اي كاري انجام مي دهد آن را
محكم و متقن انجام دهد. ( » 5 )
مبارزه با نقاط ضعف
او از نقاط ضعف مردم و جهالتهاي آنان استفاده نمي كرد, بر
عكس, با آن نقاط ضعف مبارزه مي كرد و مردم را به جهالتشان واقف
مي ساخت. روزي كه ابراهيم پسر هجده ماهه اش از دنيا رفت از قضا
آن روز خورشيد گرفت. مردم گفتند: علت اينكه كسوف شد مصيبتي
است كه بر پيغمبر خدا وارد شد. او در مقابل اين خيال جاهلانه مردم
سكوت نكرد و از اين نقطه ضعف استفاده نكرد, بلكه به منبر رفت و
گفت: ايهاالناس! ماه و خورشيد دو آيت از آيات خدا هستند و براي
مردن كسي نمي گيرند.
واجد بودن شرايط رهبري
شرايط رهبري از حس تشخيص, قاطعيت, عدم ترديد و دودلي ,
شهامت, اقدام و بيم نداشتن از عواقب احتمالي, پيش بيني و
دورانديشي, ظرفيت تحمل انتقادات, شناخت افراد و تواناييهاي
آنان و تفويض اختيارات درخور تواناييها, نرمي در مسائل فردي و
صلابت در مسائل اصولي, شخصيت دادن به پيروان و به حساب
آوردن آنان و پرورش استعدادهاي عقلي و عاطفي و عملي آنها,
پرهيز از استبداد و از ميل به اطاعت كور كورانه, تواضع و فروتني ,
سادگي و درويشي, وقار و متانت, علاقه شديد به سازمان و
تشكيلات براي شكل دادن و انتظام دادن به نيروهاي انساني, همه را
در حد كمال داشت, مي گفت:
« اگر سه نفر با هم مسافرت مي كنيد, يك نفرتان را به عنوان
رئيس و فرمانده انتخاب كنيد. »
در دستگاه خود در مدينه تشكيلات خاص ترتيب داد, از آن
جمله جمعي دبير به وجود آورد و هر دسته اي كار مخصوصي داشتند:
برخي كتاب وحي بودند و قرآن را مي نوشتند, برخي متصدي
نامه هاي خصوصي بودند, برخي عقود و معاملات مردم را ثبت
مي كردند, برخي دفاتر صدقات و ماليات را مي نوشتند, برخي
مسئول عهدنامه ها و پيمان نامه ها بودند. در كتب تواريخ از قبيل
تاريخ يعقوبي و التنبيه و الاشراف مسعودي و معجم البلدان بلاذري
و طبقات ابن سعد, همه اينها ضبط شده است.
روش تبليغ
در تبليغ اسلام سهلگير بود نه سختگير, بيشتر بر بشارت و اميد
تكيه مي كرد تا بر ترس و تهديد. به يكي از اصحابش كه براي تبليغ
اسلام به يمن فرستاد دستور داد كه:
يسر و لاتعسر, و بشر و لاتنفر. ( 6 )
آسان بگير و سخت نگير, نويد بده (ميلها را تحريك كن) و
مردم را متنفر نساز!
در كار تبليغ اسلام تحرك داشت. به طائف سفر كرد. در ايام حج
در ميان قبايل مي گشت و تبليغ مي كرد. يك بار علي (عليه السلام) و
بار ديگر معاذبن جبل را به يمن براي تبليغ فرستاد. مصعب بن عمير
را پيش از آمدن خودش براي تبليغ مردم مدينه به مدينه فرستاد.
گروه فراواني از يارانش را به حبشه فرستاد. آنها ضمن نجات از آزار
مكيان, اسلام را تبليغ كردند و زمينه اسلام نجاشي پادشاه حبشه و
نيمي از مردم حبشه را فراهم كردند. در سال ششم هجري به سران
كشورهاي جهان نامه نوشت و نبوت و رسالت خويش را به آنها اعلام
كرد. در حدود صد نامه از او باقي است كه به شخصيتهاي مختلف
نوشته است.
تشويق به علم
به علم و سواد تشويق مي كرد. كودكان اصحابش را وادار كرد كه
سواد بياموزند. برخي از يارانش را فرمان داد زبان سرياني بياموزند.
مي گفت:
« دانشجويي بر هر مسلمان فرض و واجب است . ( » 7 )
و هم فرمود:
« حكمت را در هر كجا و در نزد هر كس ولو مشرك يا منافق
يافتيد, از او اقتباس كنيد. ( » 8 )
و هم فرمود:
« علم را جستجو كنيد ولو مستلزم آن باشد كه تا چين سفر
كنيد. ( » 9 )
اين تاكيد و تشويقها درباره علم سبب شد كه مسلمين, با همت و
سرعت بي نظيري به جستجوي علم در همه جهان پرداختند, آثار
علمي را هر كجا يافتند به دست آوردند و ترجمه كردند و خود به
تحقيق پرداخته و از اين راه علاوه بر اينكه حلقه ارتباطي شدند ميان
تمدنهاي قديم يوناني و رومي و ايراني و مصري و هندي و غيره و
تمدن جديد اروپايي, خود يكي از شكوهمندترين تمدنها و
فرهنگهاي تاريخ بشريت را آفريدند كه به نام « تمدن و فرهنگ
اسلامي » شناخته شده و مي شود.
خلق و خويش مانند سخنش و مانند دينش جامع و همه جانبه
بود. تاريخ, هرگز شخصيتي مانند او را ياد ندارد كه در همه ابعاد
انساني در حد كمال و تمام بوده باشد. او به راستي انسان كامل بود.
* * *
1 محج0 البيضا, ج 6 , ص .44
2 وسائل , ج ,12 ص .16
3 فبما رحمه من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لا نفضوا
من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاور هم في الامر فاذا عزمت
فتو كل علي الله . (آل عمران , 159 ) .
4 بحارالانوار, ج ,73 ص .294
5 بحارالانوار, ج ,22 ص .107
6 دلائل النبو,0 ج ,5 ص .401
7 بحارالانوار, ج ,1 ص .177
8 بحارالانوار, ج ,2 ص 97 و 99 (با اندكي اختلاف) .
9 بحارالانوار, ج ,1 ص .177

* نرمي و مهرباني پيغمبر, عفو و گذشتش, همچنين
به حساب آوردن اصحاب و ياران, طرف شور قرار
دادن آنها و شخصيت دادن به آنها, از علل عمده
نفوذ عظيم و بي نظير او در جمع اصحابش بود.
* ظرفيت تحمل انتقادات, شناخت افراد و
توانايي هاي آنان و تفويض اختيارات در خور
توانايي ها, پرهيز از استبداد و از ميل به اطاعت
كوركورانه, تواضع و فروتني و علاقه شديد به
سازمان و تشكيلات براي شكل دادن و انتظام دادن
به نيروهاي انساني, از ويژگي هاي پيامبر اكرم (ص )
بود.


صبح صادق عصر ستم و سياهي






سلام بر صبح صادقي كه امين وحي و صادق شريعت در آن
درخشيدند و در افق زمان به تلالو نشستند. سلام بر هفده ربيع الاول كه
در آن روز, هم امين وحي ديده به جهان گشود و هم پاسدار صادق
فرهنگ وحي امام صادق عليه السلام با تولد خويش دل اهل حق را شاد
كرد. سلام بر هفده « ربيع الاول كه بنيانگذار فرهنگ وحي در آن روز
رخ به عالم انسان نمود و فرزند صادقش نيز حجاب عدم كنار كشيد تا
از فرهنگ وحي پاسداري كند و چراغ تاباني در عصر جهل و فريب
شود.
عصر امام صادق عليه السلام از نظر فرهنگي و فكري ويژگي هايي
داشت و اين ويژگي ها به گونه اي بود كه براي نظام فرهنگي و اعتقادي
اسلام خطرات جدي پيش آورده بود.
يكي از خطراتي كه در اين دوره مباني فرهنگي و اعتقادي دين را
تهديد مي كرد, جعل حديث و تحريف حقايق بود. جريان جعل حديث در
دوره امويان شدت گرفت و فرمانروايان اموي براي رسيدن به اهداف
دنيايي خويش گروهي را برگزيدند تا احاديثي را جعل كنند و بدين
وسيله حاكميت آنها را تسهيل نمايند. حاكمان بني اميه در هر زمينه اي
كه به مشكل دچار مي شدند, كساني را با درهم و دينار فريب مي دادند
و به آنها مي گفتند احاديثي جعل كنند كه به حاكميت آنها مشروعيت
دهد. به همين دليل اكثر احاديث جعلي اين دوره در ذم بني هاشم و مدح
بني اميه است.
گذشته از بني اميه, خوارج نيز براي تبيين و تحكيم مباني
اعتقادي و سياسي خويش به جعل حديث مي پرداختند تا چنين وانمود
كنند كه مباني اعتقادي و سياسي آنها مطابق با روح فرهنگ اسلامي
است.
گذشته از فرقه هاي سياسي, فرقه هاي كلامي و فكري نيز براي
اثبات ادعاي خود به جعل حديث مشغول بودند و هر كدام از آنها به
تناسب اعتقاداتي كه داشتند, احاديثي را جعل مي كردند. به عنوان مثال
كراميه, مرجئه, معتزله و اشاعره و.. . براي ابطال عقايد مخالفان و
تثبيت و تبيين باورهاي خويش در ذهن مردم, احاديث جعلي را
مستمسك قرار مي دادند.
علاوه بر اين, پيروان ساير مذاهب و همچنين فرقه هايي كه اساسا
با دين به طور كلي مخالفت داشتند نيز به منظور ايجاد آشفتگي
فرهنگي و اعتقادي در ميان مسلمانان, به جعل حديث مي پرداختند. به
طوري كه يكي از سركردگان زندقه به هنگام مرگ اعتراف كرد كه
حدود چهار هزار حديث جعل كرده است. زماني كه عباسيان قدرت
سياسي را به دست گرفتند نيز اوضاع از نظر جعل حديث تفاوتي نكرد
و آنها براي مشروع جلوه دادن سلطه خويش دست به جعل حديث زدند.
آنها در جعل حديث چنان بي پروا بودند كه حتي براي جامه سياه
عباسي نيز حديث جعل كردند.
خلاصه آن كه عصر امام صادق عليه السلام, عصري بود كه هركس
به اميد دستيابي به اهداف خويش, حديثي جعل مي كرد. به همين دليل
آن امام بزرگ براي نگهباني از زلال فرهنگ وحي و مقابله با فضاي
آلوده فكري و فرهنگي آن زمان, به تبيين معارف ناب دين همت
گماشت و با نشر احاديثي كه از چشمه ي زلال اهل بيت نشات گرفته
بود, نادرستي احاديث جعلي را برملا كرد. امام صادق عليه السلام با
اين اقدام خويش اجازه نداد فرهنگ وحي توسط عده اي سودجو و
دنياطلب و جاهل به ورطه تحريف بيفتد و به اصالت آن آسيب وارد
شود. امام جعفرصادق عليه السلام در طول حيات پربركت خويش
هزاران حديث را به شاگردان و پيروان خويش تعليم فرمود. اين احاديث
ذخيره بزرگ و ارزشمندي براي معارف اسلام شد و بر مبناي آن
كتابهاي بزرگ فقهي به وجود آمد. اين امر سبب شد كه علوم اهل بيت
به عنوان ناب ترين معارف دين در ميان مسلمانان رواج يابد.
يكي ديگر از ويژگيهاي عصر امام صادق عليه السلام, ظهور
فرقه هاي مختلف در عرصه فكري و فرهنگي جامعه اسلامي بود. هر
يك از اين فرقه ها عقايدي را مطرح مي كردند كه با روح تعاليم دين در
تضاد بود و نظرات ناصواب آنها موجب انحراف مردم از تعاليم اصيل
دين مي شد. برخي از فرقه هاي اين دوره عبارت بودند از: مرجئه ;
پيروان اين فرقه ايمان بدون عمل را تبليغ مي كردند و اعمال و رفتار
شخص را معيار ايمان نمي دانستند. اين تفكر انحرافي و مهلك, در
حقيقت توجيه رفتار و حاكميت امويان بود. زيرا رفتار امويان نه تنها
مبنا و جلوه اسلامي نداشت, بلكه كاملا مخالف رفتار مورد انتظار دين
بود و اين امر عموم مسلمانان را نسبت به ايمان آنها دچار ترديد
مي كرد. بنابراين لازم بود كه رفتار ضدديني آنها به صورتي توجيه
شود و فرقه مرجئه كه عمل را معياري براي ايمان نمي دانست, رفتار
بني اميه را به بهترين وجه توجيه مي كرد. اين فرقه كه در حقيقت در
مقابل شيعه و خوارج قرار داشت ,به چندين فرقه فرعي تقسيم مي شد.
فرقه ي ديگري كه در اين زمان در عرصه فرهنگي و اعتقادي ظاهر
شده بود و پيشينه آن به دوران امام علي (ع) و جنگ صفين
بازمي گشت, خوارج بود. خوارج نيز برداشتي سطحي, يكسويه و افراط
آميز از دين داشتند و چهره بسيار خشني از دين ارائه مي دادند و در
برداشت هاي آنها از دين هيچگونه لطافت و عطوفت و ملايمت ديده
نمي شد. افراط و سطحي نگري و خشونت مداري اين فرقه به صورتي
بود كه اكثريت مردم را از دين و تعاليم سعادت بخش وحشت زده
مي كرد.
علاوه بر اينها, در زمينه كلامي و فقهي نيز فرقه هايي ظهور كرده
بودند كه هر يك برداشت خاصي از دين و تعاليم دين ارائه مي دادند و
موجب تزلزل اعتقادي و فرهنگي در جامعه اسلامي شده بودند. در اين
زمان حتي از ميان شيعه نيز فرقه هايي برخاسته بودند و عقايد و
نظراتي را مطرح مي كردند كه با روح تعاليم اهل بيت منافات داشت.
فرقه زيديه و غلات از اين دسته بودند.
از سوي ديگر, فرقه هاي الحادي و مخالف با اسلام نيز در اين زمان
فرصت ظهور پيدا كرده بودند و افكار باطل خويش را اشاعه مي دادند.
گروهي نيز بودند كه گرچه به ظاهر اظهار پايبندي به تعاليم اسلام
مي كردند ولي منافقانه عليه دين به تبليغ مشغول بودند و در گوشه و
كنار جهان اسلام مردم را نسبت به دين بدبين مي كردند. امام صادق
عليه السلام براي مقابله با همه فرقه هايي كه نام برده شد, دست به
فعاليت گسترده علمي و فرهنگي زدند تا از اصالت تعاليم دين
پاسداري كنند. در حوزه اي كه آن اما بزرگ براي نشر تعاليم اهل بيت
تشكيل دادند, چهار هزار نفر موفق به بهره گيري از درياي دانش امام
شدند. در اين حوزه بزرگ, امام صادق عليه السلام با رد افكار و
نظرياتي كه با روح دين ناسازگاري داشت, تعاليم الهي را به بهترين
شكل براي شاگردانش بيان مي كردند و اين شاگردان نيز آن را در سطح
جامعه اسلام اشاعه مي دادند و بدين ترتيب از فرهنگ وحي پاسداري
مي كردند. امام در حوزه بزرگ خويش اسلام را همانگونه معرفي
مي كردند كه رسول خدا معرفي كرده بود. بنابر اين, آن بزرگوار سيماي
دين را از لوث غبار افراط و تفريط زدودند و افكار و رفتار مخالف
دين را آشكار ساختند. به همين دليل, همه كساني كه در آن روزگار
آشفته در پي دستيابي به حقايق دين بودند به مكتب امام رجوع
مي كردند.
در همان حال كه امام صادق عليه السلام وسيع ترين نهضت علمي
و فرهنگي مبتني بر تعاليم وحي را هدايت مي كردند, از مسائل سياسي
عصر خويش نيز غفلت نداشتند و با رفتار سنجيده خويش عدم
مشروعيت حاكميت زمان خويش را براي مردم آشكار مي كردند و عدم
رضايت خويش را اعلام مي نمودند. رفتار امام به صورتي بود كه همه
مردم متوجه شده بودند كه امام با حاكميت اموي و عباسي مخالف است.
امام صادق عليه السلام صبح صادقي بودند كه در عصر ظلمت
درخشيدند و هدايتگر جامعه به سوي حق شدند.
سالروز ولادت امام صادق عليه السلام را به همه كساني كه
صادقانه از آن امام بزرگ پيروي مي كنند, تبريك مي گوييم.