استعمال دخانيات
آغاز انحراف
نوجوانان
« حجاب
»
استعمال دخانيات
آغاز انحراف
نوجوانان
كامران نوجوان 16 ساله اي
كه بيشتروقت بيكاري خود را در
پارك ها مي گذراند سه ماه است
به استعمال دخانيات روي آورده
است.
اين نوجوان دانش آموز
وقتي در برابر اين پرسش كه چرا
سيگار مي كشي قرار مي گيرد
پاي دوستانش را به وسط
مي كشد و اينكه دوستانم سيگار
مي كشند
من هم سيگاري دود
مي كنم
!!
كامران ازاينكه سيگار
مي كشد نه ناراحت است و نه
پشيمان و آينده را هم به دست
ضرب المثل معروف « هرچه
پيش آيد خوش آيد » سپرده
است.
احمد جوان شهرستاني كه
سه سال است سيگار دود
مي كند
دليل اصلي روي آوري
خود به استعمال دخانيات را
« بيكاري » مي داند اما نمي تواند
توجيه كند كه چه رابطه اي بين
بيكاري و سيگار كشيدن است.
اين جوان 23 ساله كه براي
كاركردن به تهران آمده است
ادعا مي كند
در سه سال گذشته
هرچه دنبال كار آبرومندي گشتم
پيدا نكردم
نهايتا براي كاهش
ناراحتي روحي به دامن
دخانيات پناه بردم !!
شايد روزانه با ده ها جوان و
نوجوان برخورد كرده باشيد كه
درحال استعمال دخانيات
هستند
آيا تاكنون از خود
پرسيده ايد كه اين افراد چرا به
استعمال دخانيات روي
آورده اند.
يكي از كارشناسان امور
بهداشتي وزارت بهداشت
مي گويد: نوجوانان و جوانان در
شرايطي قرار دارند كه
تاثيرگذاري همسالان و
الگوپردازي از افراد خانواده
احتمال بروز رفتارهاي ناهنجار
را در آنان تقويت مي كند كه
استعمال سيگار از اين جمله
است.
مهندس زرين احمدزاده در
گفت وگو با خبرگزاري جمهوري
اسلامي تداوم استعمال سيگار
توسط جوانان را عامل موثري
در كشاندن آنان به دام اعتياد به
مواد مخدر و سرآغاز سقوط
آنان مي داند.
به عقيده يك كارشناس
امور تربيتي
نوجواني و جواني
دوران نشاط و تحرك است اگر
دراين فاصله زمينه مناسب با
امكانات مطلوب براي پركردن
اوقات فراغت اين افراد فراهم
نشود
نوجوان و جوان براي
ارضاي روحي خود به سوي
ناهنجارها از جمله مصرف
سيگار گرايش پيدامي كند.
علي جليل مي گويد: در
وضعيت كنوني كه نوجوانان و
جوانان درمعرض آسيب هاي
جدي قرار دارند
تدوين
راهكارهاي مناسب براي
مصونيت اين افراد در برابر
آسيب ها ضروري است.
دبير كميته كشوري مبارزه با
استعمال دخانيات نيز مي گويد:
براساس پژوهشهاي سازمان
بهداشت جهاني ارتباط
معناداري بين استعمال دخانيات
توسط نوجوانان بويژه
دانش آموزان و روي آوري آنان به
انحرافات تربيتي وجود دارد.
خانم زرين احمدزاده
مي افزود: اين تحقيقات نشان
مي دهد دانش آموزان سيگاري
علاوه بر پيدا كردن افت
تحصيلي به مصرف مواد مخدر
روي مي آورند بطوريكه
استعمال سيگار نقطه آغاز
انحرافات آنان بشمار مي آيد.
براساس تحقيقي كه در سال
71 توسط وزارت بهداشت
انجام شد
4
9 درصد جمعيت
سني 15 تا24 ساله كشور
سيگاري بودند و از آن سال
تاكنون تحقيق جديدي دراين
باره صورت نگرفته است.
براساس آخرين آمار
وزارت بهداشت و درمان و
آموزش پزشكي 20 درصد
جمعيت بالاي 20 سال كشور
يعني حدود 6 ميليون نفر
دخانيات استعمال مي كنند.
استعمال دخانيات توسط
نوجوانان و جوانان به عنوان يك
معضل اجتماعي
فكر بسياري از
نهادها و سازمانهاي ملي و
جهاني را به خود مشغول كرده
است.
به اعتقاد پژوهشگران
افرادي كه سيگار كشيدن را از
نوجواني آغاز مي كنند حتي اگر
اين عادت خود را ترك كرده
باشند
بيشتر از كساني كه در
سنين بالاتر به سيگار روي آورده
ولي آن را ترك كرده اند
دچار
صدمات ژنتيكي مي شوند.
اين پژوهشگران مي گويند:
جوانان در برابر صدمات ژنتيكي
كه در اثر استعمال توتون ايجاد
مي شود و مي تواند به بروز
سرطان و بيماري قلبي
بيانجامد
آسيب پذيرترند.
يافته هاي محققان دانشگاه
كاليفرنياي آمريكا نشان مي دهد
هرچه سن فرد در موقع شروع
سيگار كشيدن كمتر باشد
احتمال بروز سرطان در او بيشتر
مي شود.
به گفته اين محققان كساني
كه درسنين خيلي پايين مبادرت
به استعمال دخانيات مي كنند
معمولا جز سيگاري هاي قهار
به شمار مي روند.
براساس گزارش سازمان
بهداشت جهاني در بسياري از
كشورها معتادان به سيگار در
سالهاي نوجواني و حتي در
سنين پايين تر از 15 سالگي
سيگار كشيدن را آغاز مي كنند.
سالانه 40 ميليارد نخ انواع
سيگار در ايران مصرف مي شود
كه حدود 25 ميليارد نخ آن
وارداتي است.
به گفته رييس ستاد
اطلاع رساني الگوهاي مصرف
سالانه 400 تا 700 ميليارد ريال
معادل هزينه ساخت 80 تا 140
هزار واحد مسكوني
دخانيات
در كشور مصرف مي شود.
محمد حسن قديري ابيانه
مي گويد: اگر هزينه استعمال
دخانيات در كشور صرف ايجاد
اشتغال شود
سالانه 80 تا 140
هزار امكان شغلي جديد و
دائمي براي جوانان فراهم
مي آيد.
جمهوري اسلامي ايران
براي نجات نسل نوجوان و
جوان خود از روي آوري به
استعمال دخانيات با تشكيل
كميته كشوري مبارزه با استعمال
دخانيات
تلاشهاي گسترده اي را
آغاز كرده است.
مهندس زرين احمدزاده
دبير اين كميته مي گويد: اجراي
طرح پيشگيري از شيوع استعمال
دخانيات در بين جوانان و
نوجوانان مراحل مقدماتي خود
را طي مي كند.
وي مي افزود: اين طرح با
مشاركت مستقيم خود نوجوانان
و جوانان از طريق تشكلهاي
دانش آموزي اجرا خواهد شد.
در طرح پيشگيري از شيوع
استعمال دخانيات آگاهي دادن
به نوجوانان و جوانان درباره
زيانهاي مصرف سيگار در ابعاد
بهداشتي
اجتماعي
فرهنگي و
اقتصادي مورد توجه جدي قرار
مي گيرد.
احمدزاده با اشاره به
مصوبه دولت در ممنوعيت
مصرف سيگار در اماكن
عمومي
بر ارتقاي سطح
آگاهي هاي عمومي و وضع
قوانين وسيع تر براي ممنوعيت
مصرف سيگار در جامعه تاكيد
مي كند.
اين كارشناس محدوديت
در عرضه دخانيات در مراكز
فروش مواد غذايي
محدود
كردن و يا ممنوعيت فروش
سيگار به نوجوانان و جوانان و
تبليغات كافي از سوي
رسانه هاي ارتباطي را دراين راه
موثر مي داند.
يكي ديگر از اقدامات
وزارت بهداشت و درمان با
همكاري مركز تحقيقات
بيماريهاي ريوي و سل براي
جلوگيري از استعمال دخانيات
در كشور
راه اندازي مركز ترك
سيگار در قالب يك طرح
پژوهشي در تهران است كه از 10
ماه پيش فعاليت خود را آغاز
كرده است.
اين مركز ترك سيگار در
خيابان پيروزي خيابان شكوفه
خيابان شهيد كاظمي براي ارائه
خدمات آموزشي
مشاوره اي و
دارويي به افراد سيگاري بويژه
نوجوانان و جوانان آمادگي كامل
دارد.
به گفته حيدري از مسوولان
مركز ترك سيگار
از 347 نفر
سيگاري مراجعه كننده به اين
مركز در 10 ماه گذشته
226 نفر
استعمال دخانيات را ترك كرده و
32 نفر كاهش مصرف داشتند.
وي مي گويد: در صورت
موفقيت اين طرح پژوهشي
نسبت به ايجاد مراكز مشابه در
سراسر كشور اقدام خواهد شد.

>
« حجاب
»
o م اديب
دقايقي بود كه خسته و
منتظر ايستاده بودم اما انگار
هيچ كدام از راننده ها
مسافران
كنار خيابان را نمي ديدند. دختر
خانم چادري از آنطرف خيابان
به اين سمت مي آمد. فكر كردم
او هم مي خواهد منتظر ماشين
بايستد. مستقيما به طرف پيكان
سفيد رنگي رفت و با سوئيچي
كه در دست داشت قفل در را باز
كرد. همانطور كه مي خواست
سوار شود رويش را به سمت من
چرخاند. از ايستادن خسته شده
بودم. اينهم فرصتي بود. بلند
گفتم: « مستقيم مي رويد »
لبخندي زد و گفت: « تا سر چهار
راه مي روم و بعد مي پيچم. سوار
مي شويد » گفتم: « نه خيلي
ممنون » از آنجا كه تا چهار راه
نصف مسير من بود. حالت
چادرش توجهم را جلب كرد.
حالت طبيعي نداشت. با مدل
خاصي دوخته شده بود. آرايش
مختصري بر چهره داشت و
موي سرش از زير چادر برآمده
بود. هر چه بود توجه اطرافيان را
مثل من به خود جلب كرد.
در يك لحظه جرقه اي به
ذهنم خورد. حالا ديگر سوار
شده بود و مي خواست ماشين را
روشن كند. به سمت ماشين
رفتم و به او اشاره كردم كه سوار
مي شوم. قفل درب عقب را باز
كرد و من در حالي كه تشكر
مي كردم سوار شدم. صداي
آهنگ تندي كه از ضبط ماشين
بلند بود توجهم را به خود جلب
كرد. همزمان خانمي ميانسال با
چادري پوشيده و موقر درب
جلو را باز كرد و سوار شد. دختر
ضبط را خاموش كرد و سپس
چند كلمه اي در مورد جايي كه
قرار بود بروند با هم صحبت
كردند. ماشين به راه افتاد. با
خود گفتم اگر دير بجنبم به چهار
راه مي رسيم و فرصت تمام
مي شود. پس خودم را معرفي
كردم و پس از احوالپرسي گفتم:
« علت اصلي سوار شدن من اين
بود كه در اين مدت سئوالي را با
شما مطرح كنم » هر دو با تعجب
عقب را نگاه كردند و لبخندي
زدند. دختر گفت: « خواهش
مي كنم
بفرمائيد » ممكن است
بفرمائيد: شما چرا چادر سر
مي كنيد انتظار چنين سوالي را
نداشت. چطور مگه از اين
جهت سوال مي كنم كه معمولا
اغلب كساني كه چادر سر
مي كنند ظاهري مثل مادرتان
دارند البته اگر ايشان مادرتان
باشند و هيچ حالت خاص و
محركي در ظاهرشان نيست.
همانطور كه فرمان را در
دستانش حركت مي داد من و
مني كرد و با يك حالت جدي
گفت: خوب البته من از اول در
خانواده مذهبي بزرگ شده ام و
احترام خاصي براي خانواده ام
قائل هستم و به چادر هم علاقه
داشته ام كه آن را به عنوان
پوشش خودم انتخاب كرده ام.
پس علت اينكه آنرا به اين
صورت سرمي كنيد. داشتن
آرايش يا استفاده از اينگونه
نوارها كه مشخصا اشكال شرعي
دارد و افراد مذهبي معمولا از
آنها گريزان هستند چيست
خوب. . . . شايد.. . . مادرش
كه تا حالا با چشماني كه
خوشحالي در آن موج مي زد به
من نگاه مي كرد رشته كلام را در
دست گرفت و گفت: آخه
ميدونيد خانم
شايد علت
اصلي اش اين باشد كه دوستان
خوب و مقيدي نداشته است كه
با آنها در مسائل ديني صحبت
كند يا آنها او را به مسجد و
حجاب و مسائل ديگر تشويق
كنند. به او گفتم: نظر خودتان هم
همين است انگار كه حوصله
بحث كردن يا دلايل قانع كننده اي
نداشته باشد گفت: بله
شايد. . . .
و ادامه داد: البته گاهي براي من
اتفاق افتاده زنگ منزل را زده اند
و من به خيال اين كه برادر يا
خواهرم پشت در هستند بدون
حجاب در را بازكرده ام و
يكمرتبه با مرد نامحرمي. . . .
مادرش گفت: مثلا پسر
خاله اش بوده. ادامه داد: مو اجه
شده ام و يكمرتبه در را بسته ام و
صداي « واي » از من بلند شده
يعني من ذاتا از بي حجابي بدم
مي آيد و تا اين حد از اين مسئله
ناراحت مي شوم. كم كم داشتيم
به چهار راه مي رسيديم. بحث را
به نقطه مركزي برگرداندم. . .
بسيار خوب است
پس كسي
مثل شما كه طبيعتا فردي معتقد
به حجاب و مسائل مذهبي
هستيد چرا ظاهري اينگونه را
انتخاب مي كنيد
مگر ظاهر من چطوري
است فرم موها
آرايش چهره
مدل چادر. . .
خوب
ميدانيد علت
اصلي اش اين است كه كساني كه
مي خواسته اند مرا تشويق به
آداب مذهبي بكنند
اينقدر
برخوردهايشان بد بوده است كه
برعكس انسان را از اينطور
چيزها گريزان مي كنند. مثلا من
پسر خاله خيل متعصبي دارم كه
با خواهرش طوري رفتار مي كند
كه او اصلا از حجاب بيزار است.
چادر كه سرنمي كند. اگر
مي توانست روسري هم سر
نمي كرد.
مادرش ادامه داد: پدرشان
هم آدم مذهبي است ولي
برخوردهايش با بچه ها خيلي
يك بعدي است و اصلا روحيات
جوانها و نوجوانها را درك
نمي كند و با زبان خودشان با آنها
صحبت نمي كند. رفتارش بيشتر
تهديدآميز است تا تشويق كننده
او پشت سر هم از رفتارهاي بد
شوهر و پسرخواهرش مي گفت.
مدتي بود كه به چهار راه رسيده
بوديم و ماشين را در كناري نگه
داشته بود تا حرفهايمان تمام
شود.
دوباره رو به دختر كردم و
گفتم: دلم نمي خواهد وقتتان را
بيش از اين بگيرم ولي به عنوان
آخرين سئوال
اگر چه
موضوعاتي كه به آن ها اشاره
كرديد كاملا درست است ولي
فكر نمي كنيد كه ميزان مطالعه
تحقيق و پيگيري تك تك ما در
شكل گيري اعتقاداتمان و باور
كردن مفهوم حلال و حرام و
عاقبتي كه روي آوردن به هر
كدام در دو دنيا مي تواند برايمان
داشته باشد موثر است البته
منظور من اين نيست كه شما در
امر حجاب حركت حرامي را مد
نظر داشته ايد
خوب اگر چه
اينگونه نوارها مشخصا
نامطلوبند و بذر بيهودگي و
لاابالي گري را در جامعه جوان ما
پراكنده مي كنند.
گر چه برايش سخت بود
ولي با كمي تامل گفت: خوب
اين هم درست است.
مادرش گفت: آخه ميدونيد
ما از اول دلمان مي خواست كه
او بچه مذهبي و خوبي بشود.
حتي وقتي كه در دوره راهنمايي
بود و يكبار با مانتو و بدون چادر
سوار سرويس شده بود كه به
مدرسه برود من چادرش را توي
ماشين پرت كردم كه روبروي
دوستانش خجالت بكشد و
ديگر بدون چادر نرود. ولي
بچه هاي مدرسه او را مسخره
مي كردند و مي گفتند اين مادر
است كه تو داري يا نامادري و
او را به خاطر چادر سركردن
مسخره مي كردند. وقتي كه
بزرگتر شد من براي اينكه او به
كارهاي خلاف كشيده نشود
اجازه دادم تا از اين طور نوارها
استفاده كند كه گرفتار دوستان
ناباب و رفت و آمدهاي نامعلوم
نشود. به خاطر همين دوستانش
را به خانه مي آورد و بالاخره
جوان هم روحيه مي خواهد
اين
بودكه گذاشتم كه گوش بدهند و
خوش با شند. در عوض الان
براي خودش خانمي است. من
يك تار موي او را با افرادي
امثال دخترخاله اش عوض
نمي كنم.
حالا ديگر همه چيز كم كم
روشن شد. انگار نكته به نكته
عواملي كه باعث دوگانگي در
اعتقاد و عمل اين دختر جوان
شده بود را برمي شمرد. گفتم
البته كسي منكر شادي و نشاط و
روحيه و تفريح نيست ولي
منظور شما اين است كه با توسل
به يك منكر مي توان جلوي منكر
ديگري را گرفت با سادگي
پاسخ داد: خوب
البته اين كه
درست نيست ولي من
مي خواسته ام كه در دوران
جوانيش به او سخت نگيرم و به
راه خطا هم كشيده نشود.
كم كم وقت رفتن بود. در
حالي كه از آنها تشكر مي كردم به
آن دختر گفتم آرزو مي كنم كه
بتوانيد با مطالعه و ارتباط با
افراد خوب و پايگاههاي مذهبي
غني
خود شما الگوي خوب و
شايسته اي از يك دختر نجيب و
شايسته براي دختر خاله تان و
خيلي از دختران ديگر باشيد.
