سرویس: گزارشها تاریخ: یکشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۴ - ۰۷:۴۷ بعد از ظهر شناسه خبر: ۱۰۵۱
مجید زندی
مدرسه یتیمان تهران، چشم انتظار اجرای امینانه وقف از سوی اداره اوقاف
دیدن انسان هایی که در حال رنج کشیدن هستند احساسات آدمی را جریحه دار می سازد، این انسان ها می توانند نوجوانان یتیمی باشند که دست تقدیر و حوادث و یا بیماریهای شدید سایه پدر را سر از آنها محروم کرده است . برخورد با چنین نوجوانانی در سخت ترین شرایط زندگی نیز حس نوع دوستی و انسان دوستی و همیاری را در دل ها برمی انگیزاند و انسان را به فکر فرو می برد. آنگاه هرگاه قصد مسافرت با خانواده در نظرتان قرار می گیرد نمی توانید از چنین کودکانی غافل شوید و دستی آسمانی شما را به سوی آنها هم می کشاند که به طریقی هر نوع که خود می دانید از رنج عاطفی این افراد کم نمایید. در نظر بگیرید دختر بچه بدون پشتوانه عاطفی پدر در وانفسای دنیای ماشین و آهن و فولاد و مشکلات اقتصادی و اجتماعی چه می تواند بکند آیا مشکلات اقتصادی را او باید به تنهایی تحمل کند کودکی که نیازمند عواطف پاک انسانی است که هر پدر و مادری با صداقت در اختیار فرزندش قرار می دهند؟ اما انگار سرنوشت، برخی دیگر از این کودکان را به دست حادثی تلخ می سپارد که خودشان نقشی در بروز آن نداشتند و همین بیگناهی آنها بیشتر از هر چیز دیگر آتش به دل انسانهای نوعدوست می اندازد که سعی می کنند تا حدودی آلام وجودی آنها را فرونشانند. البته این کودکان هم می دانند سرنوشت و تقدیر برای آنها چنین رقم خورده تا عبرتی برای دیگران باشند و همین که در آموزش انسان ها نقشی سخت برعهده گرفته اند خداوند هم قدردان شایسته ای برای آنها خواهد بود همچنانکه پیامبر ما محمد مصطفی (ص ) هم در کودکی گرد یتیمی بر چهره اش نشسته بود و اما چون خداوند می خواست او را برای همه عالمیان قرار دهد،آن عزیز یزرگوار را هم به این آزمون بزرگ امتحان کرده است. اما در این سوی ماجرا در کشور ما انسان های باکرامت و بزرگوار فراوانی هم هستند که مصرانه و در عین گمنامی و فقط برای رضای خالق خود به زیباترین شکلی برای خدمت به نیازمندان تلاش می کنند مردان و زنان بزرگی که حتی در لباس معلم، مدیر مدرسه، مددکار و دوست سعی می کنند در تامین نیازهای عاطفی و مادی کودکان بی سرپرست مشارکت کنند. یکی از چنین آدمهای نوعدوست ، کسی است که چندین هزار متر مربع زمین را در یکی از باارزش ترین نقاط مرکزی تهران به یتیمان آن هم آموزش و حرفه آموزی آنها اختصاص داده است تا ایتام از ابتدایی ترین آموزش ها تا بهترین ها برخوردار شوندو هنگامی که توانستند زندگی خود را بسازند ، از آن خارج شوند تا قبل از آن همه هزینه ها به عهده درآمد موقوفات فراوانی است که اتفاقاً برای هزینه های جاری این مجتمع آموزشی قرار داده است. صحبت از مجتمع تربیتی آموزشی متقین است که تمام 6 دانگ اراضی شهرستان پاکدشت، اراضی عباسآباد تهران، اردوگاه بابلسر، محل سابق هتل فردوسی تهران، سی درصد از سهام هتل ارم و بسیاری از املاک پراکنده در سطح تهران از موقوفات این موقوفه محسوب میشود. داستان مجتمع آموزشی متقین که در آن دانش آموزان یتیم به تحصیل می پردازند ، داستانی نسبتاً طولانی دارد که شرح همه آن غیر ممکن است این موقوفه طبق سند وقفی با هدف شکل گیری یک هنرستان برای ایتام بی بضاعت و در کنار آن ایجاد یک پرورشگاه است که از سال 1304تحت عنوان هنرستان دختران و پرورشگاه در خیابان 30تیر تهران فعالیت آموزش و پرورشی در دورههای ابتدایی و راهنمایی دخترانه و پسرانه داشته که متاسفانه چند سالی است که بخش پسرانه آن تعطیل شده است. اما آنچه که مهم است این که نباید حق دانشآموزان ایتام به هر دلیلی که در ذهن برخی از مسئولان ایجاد می شود، پایمال شود.اگرچه آن زمان استنباطی که از هنرستان می شده مثل امروز نبوده است حالا اگر کسانی در اداره اوقاف چنین استنباط می کنند که باید اصلاحاتی انجام شود تا همه ایتام شهر بتوانند از درامد موقوفه استفاده کنند مسله دیگری است. که متن وقفنامه باید با حضور مسئولان و کارشناسان آموزش و پرورش و اوقاف بهصورت دقیق بررسی شود، و اگر اختلاف برداشتی هم هست ، یقینا در کشور ما که دارای حکومتی اسلامی است ، می توانند محکمه عدلی برقرار کرد که به آن مراجعه و نظر آنها استعلام شود که به هر حال ایتام از بلاتکلیف نجات یابند. این صحبت هایی که از دو طرف شنیدم مرا برآن داشت تا سری به مجتمع متقین در خیابان سی تیر، خیابان سرهنگ سخایی بزنم و هم دیداری با بچه یتیم ها داشته باشم و هم از مشکلات مادران این ایتام و مسئولان مجتمع متقین آشنا شوم. مادری که فرزندش 5 سال است در مدرسه متقین درس میخواند و اکنون کلاس ششم است، درباره وضعیت فرزند خود و تغییرات مجتمع در 5 سال گذشته میگوید: من هر روز دو دختر خود و یک فرزند برادر مرحومم را از خانیآبادنو به خیابان فردوسی تهران میآورم، هر روز ساعت 6 از خانه خارج میشوم و با استفاده از اتوبوس حوالی ساعت 15/7 دقیقه به مدرسه میرسیم.در سال اول که بچههای من به این مدرسه آمدند، خودرو اختصاصی رفتوآمد داشتند در حالیکه اکنون حذف شده و چون دختربچه هستند مجبورم از صبح تا ظهر و بعد از تعطیلی آنها پشت در مجتمع بمانم تا بخواهم آن سه بچه یتیم را دوباره به خانه ببرم در حالیکه در گذشته این کار برعهده سرویس مدرسه بوده است. وی می افزاید: اگرچه برخی روزها مجبورم چهار بار مسیر خانیآبادنو و خیابان فردوسی را طی کنم ، اما عمدتا همین جا میمانم تا زنگ مدرسه بخورد و دو فرزند خود و یک فرزند برادر مرحوم را با خود به خانه ببرم. این مادر ادامه می دهد: مشکل بعدی مدرسه وضعیت تغذیه است. درحالیکه در گذشته به بچهها تغذیه زنگ وسط و نهار میداند، اما اکنون این امکانات غذایی نیز حذف شده است و من هم چون تا ظهر اطراف مجتمع میمانم ، وقتی که خانه میرسم ساعت از سه بعدازظهر هم گاهی میگذرد تا عملا درستکردن نهار را مشکل میکند و این بچهها تا آن موقع گرسنه میمانند و با همان صبحانهای سرمیکنند که صبح با عجله میخورند. وی می افزاید: مشکل بعدی نبود برنامههای فوق برنامه و تقویتی است. این برنامهها قبلا بوده و اکنون حذف شده است چون دانشآموزان بی بضاعت هستند، برای آنها کلاسهای فوق برنامه نیز وجود ندارد، در حالیکه این مدرسه درآمدهای – خوبی دارد که در اختیار بچههای یتیم قرار نمیگیرد.قبلا کاربرگهایی میدادند که روزهای پنجشنبه و جمعه بچهها آن را پرمیکردند و براساس آن درس میخواندند و تمرین میکردند. در حالیکه اکنون هیچ خبری از آن کارهای تقویت سواد بچه یتیمها وجود ندارد. وی می گوید:سالهای گذشته یعنی سال اولی که بچهام به این مدرسه آمد، در ابتدای سال تحصیلی حق کیف و کفش و لباس به بچه یتیمها تعلق میگرفت. زمستان پول لباس، شب عید، پول لباس عیدی میدادند که اکنون چند سال است که پرداخت نمیشود و ما با مشکلات فراوانی، کیف و کفش و... برای بچه یتیم تهیه میکنیم قبلا بچهها حق آوردن تغذیه و نهار را نداشتند چون به همه یکنواخت و یکجور میداند تا تبعیض نباشد؛ اما اکنون بسیاری از دانشآموزان نمیتوانند تغذیه و ناهار بیاورند و عدهای هم که میآورند کم است، اما همین وضعیت سبب آشکارشدن فاصله طبقاتی شده است ممکن است برخی از دانشآموزان یتیم از جاهای دیگری حمایت شوند که بقیه از این کمکها محروم هستند. یکی دیگر از مادرانی که دخترش کلاس چهارم دبستان مجتمع آموزشی متقین است هم میگوید: از کادر آموزشی که زیرمجموعه آموزش و پرورش هستند، راضی هستیم و من از این جهت دخترم را در ای مدرسه ثبتنام کردهام تا در کنارش بچه های دیگری هستند که آنها هم پدر ندارند، در حالیکه در مدارس عادی به این دست از بچهها آسیب روحی و روانی وارد میشود. وی میگوید: مشکل ما از آنجا آغاز شده است که آنچه که حق این بچهها بوده و واقف محترم برای آنها تعیین کرده است، با کوتاهی برخی از مسئولان سلب شده در حالیکه مسئولان اوقاف شرعا مکلف هستند درآمدهای موقوفات این مدرسه را بدون کم و کاست در اختیار بچههای این مدرسه قرار دهند. وی با اشاره به این که این مرکز آموزشی نان شهرت سابق خود را میخورد و مادران این فرزندان به این نسبت که شرایط آموزشی، تربیتی و امکانات رفاهی اینجا مانند گذشته است، فرزندان خود را میآورند در حالیکه اکنون شرایط کاملا تغییر کرده است و ما چون نمیتوانیم در این مرحله فرزند خود را به مدرسه دیگری منتقل کنیم چارهای جز تحمل شرایط موجود نداریم. این مادر می افزاید: بچههای ما اصلی ترین نیاز خود را که سرویس حملونقل بوده ، از دست دادهاند و خسته و خوابآلود با مشکلات فراوان خود را به مدرسه میرسانند که همین مشکل سبب افت تحصیلی آنها میشود. حرف ما این است که اگر یک حق برای بچه یتیمها قرار داده شده چرا باید این حق، به ناحق از بچههای نیازمند ما گرفته شودع دستگاههای نظارتی در این مورد چه مسئولیتی دارند.چه سرویس مدرسه، چه غذا، چه پوشاک و کیف و کفش، واقف محترم مقرر کرده است، حال چرا افرادی که خود را مسئول اجرای امینانه وقف میدانند از این وظیفه شرعی و قانون خود سر باز میزنند. توجه به بچه یتیمی که در دین و مذهب و حتی وظایف انسانی تا این حد در باره آنها تاکید شده است. وی می گوید: حرفهای خودشان و مصوبات خودشان را نیز اجرایی نمیکنند در حالیکه گفتند در این مجتمع آموزشی هنرستان هم ایجاد شود که شد ولی بچهها نه کارگاه دارند و نه امکانات آموزشی مناسب هنرستان من نمیدانم، هنرستان بدون کارگاه آموزشی چه معنایی دارد؟ وی که خود درخانه خیاطی می کند و از این طریق هزینه بچه یتیم خود را تامین می کند، می افزاید: عجیبتر این که پایه اول ابتدایی مجتمع را حذف کردند که به نظر میرسد اینها نمیخواهند دانشآموز جدید بپذیرند و به مرور میخواهند این مرکز را با شرایطی که ما مشاهده میکنیم حذف کنند در حالیکه یک مجتمع کاملا وقفی است. وی که با فعالیتهای خیاطی در منزل امرار معاش میکند، میافزاید: ما فقط میخواهیم کسی باشد از حق این بچههای مظلوم که سرپرست خود را از دست دادهاند، دفاع کنند. به هرحال با حضور در محیطی که همه بچه ها یتیم هستند، بیان هر واژه ای سخت است چرا که فوت پدر خود به تنهایی سخت ترین سرنوشت است که حتی لحظه ای نمی توان به وجود ظلم برای آنها فکر کرد.بچههایی هستند که آرزوی دیدن دریا و ساحل و یا یک مسافرت بیرون شهر را برای همه عمرشان ، در دل دارند. بچه هایی که حافظ قرآنند.در حالیکه امکانات وقفی این مجتمع آنقدر فراوان هست که مسئولان اوقاف علاوه بر امکانات آموزشی می توانند برای آنها امکانات رفاهی نیز فراهم آورند. این سرنوشت ما را به اتاق یک از مدیران این مجتمع ایتام تهران نیز سوق داده است . جایی که خانم دکتر سلیمانی که خود علاوه برتحصیلات سطح چهار حوزه علمیه قم ، دارای مدارک عالیه و کرسی دانشگاهی .او همان ابتدا حرف خود را مکم می زند .آنجا که می گوید: برای این که دل بچه یتیم نلرزد ، من هر کاری که بتوانم انجام می دهم چون نمی توانم گریه دختر بچه های یتیم ها را در آغوش خود تحمل کنم چرا که خود نیز بارها با گریه آنها به گریه افتادم. حرف من این است که هرچه که مورد وقف این مجتمع آموزشی هست، در سایر جاها غیر از این مرکز هزینه میشود که از لحاظ شرعی و قانونی قابل پیگیری حقوقی است. وی می گوید: مشکلات این بچه ها فراوان است. اصل براین است که مسئولان اوقاف تهران در اینها رفتار، عمد ندارند ولی درباره مجتمع و این دختر بچه های یتیم کوتاهی میکنند. این مجموعه وقفی است، ساختار تشکیلات آن زیر نظر آموزش و پرورش است؛ اما مجموعه با هیات امنا فعالیت میکند که مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران، مدیر کل اداره اوقاف استان تهران، مشاور فرهنگی استانداری تهران، چند مدیر ادارات دیگر شهر و معلمان این واحد آموزشی در آن عضو هستند. وی می افزاید: کارها باید به سمتی برود که حقوق حقه این کودکان و نوجوانان لحاظ شود. در واحد ابتدایی 80 دختر دانش آموز داریم، پسر هم قبلاً بود که واحد پسران تعطیل شده است. متوسطه اول 120 نفر، متوسطه دوم هم 40 نفر هستند.یکی از تعهدات وقف این مرکز آموزشی، ایجاد هنرستان بود که آموزش و پرورش تعهدات خود را انجام داده و هنرستانی با 4 گرایش ایجاد کردند که خوشبختانه دو گرایش گرافیک و طراحی دوخت شکل گرفت که 27 دانش آموز در این دو رشته مشغول تحصیل هستند. از لحاظ معلم و کلاس مشکلی نداریم، اما فنی و حرفهای رشتهای است که با کارگاه آموزشی شناخته میشود که متاسفانه این مهم را ما در مجتمع نداریم در حالی که باید اوقاف به تعهد خود عمل کند. خانم دکتر سلیمانی می افزاید:دانش آموزان دختر این مجتمع از مناطق عمدتاً جنوب، جنوب شرق و جنوب غرب تهران به میآیند. از مسگرآباد تا باقرآباد با سختی می آیند.من هیچگاه نمیتوانم بگویم عزیزان ما در اداره اوقاف از تعهدات خود در مورد وقف آگاه نیستند و امید من آن است که به تعهدات خود به ویژه سرویس رفت و آمد به مدرسه، نهار و تفریحات سالمی را که مصوب هم هست عمل کنند، تا این دانش آموزان به حق خود برسند. وی در حالیکه بغض راه نفس کشیدن را از او گرفته ، می گوید: در سوره بقره آیه 220 نص صریح قرآن درباره یتیمان است که میفرماید«از تو درباره یتیمان میپرسند، بگو اصلاح کار آنها بهتر است، اگر زندگی خود را با زندگی آنها بیامیزید آنها برادران دینی شما هستند.» یا اوقاف می تواند به وظایف قانونی خود عمل کند یا نمی تواند و می گوید ما با آموزش و پرورش تفاهم نداریم و حتی نمی توانی به کمک بچه یتیم ها بیایی، طبق نص صریح و قرآن کریم این اموال را به کسی واگذار کن که می تواند این تعهد سخت شرعی و اخلاقی را بپذیرد، چرا بار سنگین گناه ظلم به بچه یتیم را بر دوش خود نگه داشته اید. این اموال اگر رها شود زیر نظر ستاد فرمان اجرایی حضرت امام، آن وقت ما می دانیم که با شاخه ای در ارتباطیم که مسئولیت خود را می شناسد و به تکلیف شرعی و قانونی خود عمل می کند. وی از بی تفاوتی موجود در میان برخی از اعضاء هیات امنا هم گله می کند و می افزاید: متاسفانه اعضاء هیات امناء مدرسه که گفتم از مدیران ادارات هستند، بعضاً بیش از سه جلسه غیبت دارند درحالی که طبق قانون اگر هر عضوی بیش از سه جلسه از هیات مدیره غیبت کند، مسئولیت او کاملاً لغو میشود. درحالی که این بیمسئولیتیها سبب آسیب دیدن بچههای یتیم میشود. خانم دکتر سلیمانی ادامه می دهد: امیدوارم با چاپ گزارش شما، مسئولینی که آن را میخوانند و خارج از مسئولیت اداری خود به سفارش پیامبر اکرم(ص) برای بچه یتیمها وقت بگذارند و خود را در سرنوشت این بچهها سهیم بدانند در حالی که در شرح وظایف اوقاف به صورت تکلیفی است. وی همچنین ادامه می دهد: اوقاف میخواهد، نمایندهای دائمی در اینجا داشته باشد ولی طبق قانون ما نمیتوانیم کادری غیر فرهنگی را در مدرسه بپذیریم. چرا که تنها آموزش و پرورش است که مسئولیت نظارت و رسیدگی به وضعیت سلامت دانشآموزان را دارد. اولیاء نیز امنیت و سلامت فرزندان خود را در مدارس اصل میدانند و پس از آن به وضعیت آموزشی و تربیتی توجه دارند. مخصوصاً این دانش آموزان که از سه جهت جزو آسیب پذیرترین افراد هستند. اول این که پدر خود را از دست داده اند. دوم این که به دلیل نداشتن پدر از لحاظ اقتصادی در سختی معیشت به سر میبرند و سوم این که مادران آنها هم شغل ندارند و بیکار هستند. ویمی افزاید: ما نباید بپرسیم درآمدهایی که به نام مجتمع کسب میشود، کجا میرود؟ باید به حساب مجتمع بیاید و من اولین کاری که کردهام حسابی به نام مجتمع در بانک ملی ایجاد کردم که مسئولان اوقاف هم میدانند.من اصلاً نباید نگران سیستمهای گرمایشی و سرمایشی باشیم یا به مساله سرویس دانش آموزان فکر کنم، وظیفه من و بقیه کادر آموزی مدرسه باید تنها به تعلیم و تربیت خلاصه شود درحالی که چون اوقاف به وظایف خود عمل نمیکند من مجبورم بخش اعظمی از وقت خود را صرف کارهایی کنم که نباید انجام دهم. این مدیر مجتمع آموزشی ایتام تهران می افزاید: مادری که به من میگوید بچهاش سه ماه است گوشت قرمز نخورده است، یا مادری که از بچهاش را از میدان شوش میآورد. یا روزی که دانش آموزی به دلیل مسایل آموزشی از کلاس اخراج شد و به من گفت که پدر بزرگم، داییام، خالهام، خودم، خواهرم و مادرم در اتاقی 30 متری زندگی میکنیم. دانش آموزی که نه خواب و خوراک درستی دارد و نه میتواند درس بخواند، من چگونه می توانم شب راحت سر بربالین بگذارم؟ وی می افزاید: سادهترین کار و وظیفه ما این است که امنیت غذایی و مکانی این بچه یتیم را فراهم کنیم. ما حتی میتوانیم جا برای چنین دانش آموزانی قرار دهیم، چرا که فضاهای خالی این مجتمع فراوان است. این مرکز میتواند مرکزی شبانه روزی شود و از برنامههای آموزش و پرورش هم هست که این مجتمع دانشکده علمی، کاربردی هم داشته باشد و بچه یتیم ها فوق دیپلم بگیرند درحالیکه اوقاف حتی پول آب و برق ما را نمیدهد . متاسفانه اول مهر، تلفن ما هم به دلیل بدهی قطع بود. وی می گوید: سوال من این است که درآمد باغ پاکدشت، مغازه های مختلف، سوئیت های که در مناطق خوش آب و هوا به اسم بچه هایی ساخته شده، چه می شود. یا با اجازه چه کسی بخشی از ساختمان متعلق به مجتمع متقین را به سایت رجانیوز دادند؟در حالیکه این ساختمان متعلق به بچه یتیم هاست. اجاره این ساختمان اگر به عدالت دریافت شود برای هزینه های این بچه یتیم ها کافی است. 30 درصد سهام هتل ادرم برای بچه های این مدرسه است. حتی اگر مغازه ها وهتل فردوسی را هم ندیده بگیریم تنها با 10 درصد اجاره بهای هتل و توان فعالیت های آموزشی این مجتمع را کاملا پوشش دهد. وی ادامه می دهد: خودم به عنوان یکی از کسانی که خودم عضو موسسات خیریه زنان سرپرست خانوار هستم می بینم که چگونه افراد خیر برای زنان سرپرست خانوار کارگاه های خود اشتغالی دایر می کنند. در حالیکه ما در این مجتمع نمی توانیم با پول خودشان برای مادران این بچه یتیم کار انجام دهیم که آنها وابسته به کمک دوستان و فامیل نباشند. خودشان کار کنند و با عزت زندگی کنند. چرا چنین امکانی از درآمد های املاک و مستغلات مجتمع متقین به خود این بچه ها و مادرانشان نمی رسد. 200 مادر بی کار سرپرست خانوار داریم که بچه های آنها در مدرسه ما درس می خوانند که ما حتی برای رسیدگی به خود این بچه ها دچار مشکل هستیم تا چه رسد به سرنوشت مادرشان.حتی کار های فوق برنامه برای این بچه یتیم ها با نیت خیر از سوی معلمان دلسوز این مجتمع انجام می شود و هر روز که زیارت عاشورا خوانده می شود صبحانه اهدایی داده می شود . خانم سلیمانی ادامه می دهد: وقتی که به این مجتمع آمدم تمام قفل های قدیمی را شکستم زیرا نمی توانیم امنیت 270 نفر از بچه یتیم از دست بدهم به همین دلیل مرا به عنوان مدیر بد می شناسند چرا که از من نیز می خواهند در برابر رفتار های آنها سکوت کنم. کار دیگر من اخراج کارگران خارجی مستقر در این ساختمان بود.اگر این کار هم که برای سلامت و رفاه امنیتی دختر بچه های یتیم انجام شده بد است ، آری من بدم و به این بدی هم افتخار می کنم. وی در پایان می گوید: من از همین جا از دانشگاهیان هم میخواهم هر کمکی از لحاظ علمی، دانش بنیان و مشاوره مددکاری که می توانند به این مجتمع کمک کنند تا دانش آموزان ایتام به هیچ وجه احساس ضعف و کمبود علمی و عاطفی نداشته باشند.
*دیدن انسان هایی که در حال رنج کشیدن هستند احساسات آدمی را جریحه دار می سازد، این انسان ها می توانند نوجوانان یتیمی باشند که دست تقدیر ، حوادث و یا بیماریهای شدید سایه پدر را سر از آنها محروم کرده است *مادر یک بچه یتیم: بچههای ما اصلی ترین نیاز خود را که سرویس حملونقل و تغذیه و میان وعده غذایی بوده را از دست دادهاند و خسته و خوابآلود خود به مدرسه و گرسنه خود را به خانه میرسانند در حالیکه واقف محترم این امکانات را برای بچه یتیم ها با سرمایه خود مقرر کرده است. *خانم دکتر سلیمانی مدیر مجتمع ایتام تهران:اگر اوقاف می تواند به وظایف قانونی خود عمل کند که هیچ ، درغیر این صورت طبق نص صریح قرآن کریم این اموال را باید به کسی واگذار کند که می تواند این تعهد سخت شرعی و اخلاقی را بپذیرد، چرا بار سنگین گناه ظلم به بچه یتیم را بر دوش خود نگه داشته اید؟