سرویس: سرمقاله تاریخ: شنبه ۰۶ دی ۱۳۹۳ - ۰۴:۱۵ بعد از ظهر شناسه خبر: ۱۰۱۲
پیام مهم به محاق رفتن انقلاب تونس
بسمالله الرحمن الرحیم به قدرت رسیدن «باجی قائد السبسی» سیاستمدار 88 ساله تونسی در این کشور و تکیه زدن او بر کرسی ریاست جمهوری را عدهای به معنای خط بطلان کشیده شدن بر انقلاب سال 1390 تونس میدانند، کشوری که اولین انقلاب مردمی از جنس «بیداری اسلامی» در جهان عرب را شاهد بود و به دنبال آن، در مصر، یمن و لیبی نیز اتفاقات مشابهی افتاد. باجی قائد السبسی، از سیاستمداران سکولار است که سالها به عنوان یکی از مهرههای زینالعابدین بن علی رئیسجمهور مخلوع تونس با دولت وی همکاری کرد. وی در دولت حبیب بورقیبه، اولین رئیسجمهور تونس، برای مدت زیادی وزیر کشور، وزیر دفاع و وزیر خارجه بود و در دوران زینالعابدین بن علی ریاست مجلس را برعهده داشت. السبسی، به عنوان رهبر حزب سکولار «ندا» در انتخابات ریاست جمهوری تونس، حزب اسلامگرای «النهضه» را شکست داد و به ریاست جمهوری انتخاب شد. همین ویژگیهای «السبسی» موجب شد سران کشورهای غربی از به قدرت رسیدن وی ابراز شادمانی کنند و به وی تبریک همراه با اعلام آمادگی برای حمایت همهجانبه بگویند. باراک اوباما ضمن تبریک به السبسی گفت: انتخابات تونس، گامی حیاتی در جهت انتقال قدرت به سوی دموکراسی است و آمریکا همکاریهای استراتژیک با این دولت را گسترش خواهد داد. وزیر خارجه انگلیس نیز ضمن ستایش از مردم تونس به خاطر این انتخاب، به السبسی تبریک گفت و آمادگی کشورش را برای همکاری با دولت وی اعلام کرد. لوران فابیوس، وزیر خارجه فرانسه نیز انتخاب السبسی را عبور مردم تونس از یک مرحله مهم تاریخی دانست و نقش آنان را در این اقدام ستود. غربیها با این شادمانیها میخواهند بگویند انقلاب تونس به محاق رفته است. در میان کشورهای عربی، ژنرال عبدالفتاح السیسی که خود را رئیسجمهور مصر میداند اولین کسی بود که به باجی قائد السبسی تبریک گفت. وی در گفتگوی تلفنی با السبسی به وی اطمینان داد که مصر همواره در کنار رئیسجمهور جدید تونس خواهد بود و در بخشهای گوناگون از وی حمایت خواهد کرد. ژنرال عبدالفتاح السیسی، همان کسی است که دو سال قبل با یک کودتا، محمد مرسی رئیسجمهور قانونی مصر را برکنار و سپس دریک انتخابات نمایشی خود را رئیسجمهور این کشور اعلام کرد و با این اقدام، انقلاب مردم مصر را به محاق برد و عوامل رژیم وابسته حسنی مبارک و طرفداران اسرائیل و آمریکا را به قدرت برگرداند. این ابراز شادمانیها و حمایتها نشان میدهند سران کشورهای غربی و مهره دست نشانده آنها در مصر از اینکه اسلامگرایان تونس را کنار زده و یک سکولار غربگرا و بازمانده رژیم بن علی را بر سر کار آوردهاند بسیار خوشحالند. این خوشحالی و مسابقه در اعلام حمایت از به قدرت رسیدن السبسی، پیام مهمی دارد که عبارتست از عزم جزم قدرتهای غربی و دست نشاندگان آنها در جهان عرب برای مقابله جدی با بیداری اسلامی و باز گرداندن مهرههای وابسته به غرب و صهیونیسم به قدرت در کشورهای انقلاب کرده عربی. آنها آشکارا با اراده مردم کشورهای عربی که از سال 1390 تلاش کردند مهرههای وابسته را از قدرت کنار بزنند و دولتهای مردمی تشکیل دهند به جنگ پرداختهاند و درصدد هستند به تدریج تفکر انقلابی و بیداری اسلامی را منزوی و سرکوب نمایند. تونس، دومین کشوری است که دشمنان انقلابهای مردمی در کشورهای عربی موفق میشوند طرح خود را در آن پیاده کنند. این طرح ابتدا و بسیار سریع در مصر پیاده شد و در یمن و لیبی نیز تلاشهای زیادی در جریان است که انقلاب مردم با شکست مواجه شود و غربیها با سوار شدن بر موجهائی که توسط عوامل خود پدید میآورند به اهداف خود برسند. در تونس، رئیس حزب «التیارالدیموقراطی» در واکنش به پیروزی «باجی قائدالسبسی» گفته است: انقلاب تونس شکست خورده و السبسی و حزب او نه تنها نماینده انقلاب نیستند بلکه این انقلاب علیه آنها صورت گرفته بود. وی در عین حال اعلام کرد که انقلاب تونس ادامه خواهد یافت. اکنون سوال اینست که در رویاروئی مهرههای وابسته به غرب و صهیونیسم با مردم کشورهای عربی که مدتی است بشدت در جریان است، کدامیک از دو طرف به پیروزی خواهد رسید؟ پاسخ این سوال در شرایط عادی کاملاً روشن است، زیرا مهرههای وابسته هرگز نمیتوانند در مقابل امواج مردمی دوام بیاورند. ولی نکته بسیار مهم اینست که قدرتهای غربی برای رسیدن به اهداف خود در کشورهای عربی و مقابله با انقلابهای مردمی در این کشورها، از شیوههای گوناگونی استفاده میکنند که یکی از آنها تبلیغات و تکیه بر ابزار و دموکراسی هدایت شده است آنگونه که در تونس انجام دادند. شیوه دیگر، کودتاست که در مصر آن را بکار بردند. اما شیوه دیگر، استفاده کردن از گروههای افراطی با نقاب اسلامی است که دارای کاربردی چندگانه هستند. درحال حاضر، قدرتهای استعماری غرب برای مقابله با انقلابهای مردمی در جهان غرب و حتی برای سرکوب کردن جبهه مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی از این ابزار استفاده میکنند. ایجاد جریانهای تروریستی و خشن زیر نقاب اسلام سلفی که طراحی آن با غرب و تغذیه مالی آن با ارتجاع عرب است، به همین منظور صورت گرفت. این جریان تروریستی در قالبهائی از قبیل طالبان، القاعده، النصره، داعش و... علاوه بر خدمات زیادی که در افغانستان، پاکستان، مصر، لیبی و یمن به آمریکا و سایر دولتهای استعماری غربی به عمل آوردهاند، اکنون در سوریه و عراق بشدت فعال هستند و در طول 4 سال گذشته خدمات زیادی به رژیم صهیونیستی کردند. قدرتهای غربی در نظر دارند از این ابزار برای جلوگیری از گسترش انقلابهای مردمی و بیداری اسلامی در جهان عرب و جهان اسلام بهرهبرداری کنند و مهرههای خود را در راس حکومتهای این کشورها قرار دهند. تردیدی نیست که انتخابات اخیر ریاست جمهوری تونس نیز تحت تاثیر عوارض منفی عملکرد جریانهای تروریستی اسلامنما قرار داشته است. بدین ترتیب، اولویت اول ملتهای مسلمان و آن دسته از دولتهای کشورهای جهان عرب و اسلام که به غرب وابسته نیستند، اینست که تکلیف جریانهای تروریستی مسلمان نما را یکسره کنند و راه را برای ادامه انقلاب هموار نمایند. بیداری اسلامی، همچون رود خروشانی است که مسیر خود را طی خواهد کرد و متوقف نخواهد شد هرچند با موانعی مواجه میشود که باید آنها را از سر راه خود بردارد.